تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

( در مقابل خیانت همسرتان چه میکنید ؟)

 

دوستان پس از انتخاب گزینه مورد نظر خود  لطفا عدد درج شده در جلوی هر جواب را به همراه سن و جنسیت خود در بخش نظر های همین پست ارسال کنند. با تشکر ! 


دوستان سعی کنند طبق الگوی ارائه شده جواب این نظر سنجی را پر کنند ظمنا آدرس میل فراموش نشود :

                    برای مثال  :    ۴  - زن - ۲۷               یا                  ۱ - مرد - ۳۰                       







 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 11:48 PM  توسط   | 

 

 


روزی که دیدمش خیلی امید و آرزو تو ذهنم زنده شد.
یه دختر ۲۲ ساله که روانشناسی (من بینهایت به روانشناسی علاقه دارم) خونده و اهل ورزش (به نظر من تو روان و شخصیت آدم تاثیرات مثبتی داره) هست و مخصوصا حجاب داره اونم با استایل دخترهای لبنانی (من عاشق مدل روسرس سر کردن لبنانی ها هستم).

تصور اولیه ام از همچین شخصیتی این بود که یک خانواده روشنفکر و مدرن مذهبی هستن که با توجه به محیط زندگیش (منطقه متمولی در شمال تهران) دارای تجربیات بسیطی از برخوردهای فرهنگ مدرن با دین و مذهب داره.

و حالا هم که اینجوری می گرده پس حتما کلی به دغدقه های دینی اش در مقابل این سئوالات و تهاجمات جواب داده.
کلی بزن بزن و جنگ کرده و انتخاب کاملا آگاهانه ای انجام داده و این حجاب براش یک انتخاب آگاهانه است که هزینه اش(کتاب خونده و جلسه رفته و با شرایط زندگی امروز تعارضات دینی شو حل کرده و سئوالات جدید رو هم به دنبال جوابه و صورت مسئله رو پاک نمیکنه که تو وضعیت تثبیت شده بی خطر ولی فارق از آگاهی خودش بمونه) رو پرداخت کرده.

ولی متاسفانه زود همه چیزها فرو ریخت من فکر میکردم الماسی یافته ام که در گذر از بحرانها و پرداختن هزینه رشدهاش حسابی تراش خورده است که باید بر روی رکابی لایق نگینی جاودانه اش کنم.

۲ نوع حجاب داشت یکی با چادر برای پدرش (و مردم) یکی با روسری برای خودش ولی حیف که یک کتاب درست حسابی هم درباره حجاب نخونده بود و بصورت موروثی این عادت را دنبال میکرد.

برای من این دو رویی ریا محسوب می شد و خیلی سنگین بود.
سوژه مشترک بعدی که پیدا کرده بودم رشته تحصیلیش بود که حسابی میتونست هم به رابطمون کمک کنه هم با سرو کله زدن درباره این علاقه مشترک همدیگه رو رشد بدیم و به هم نزدیک بشیم.

ولی متاسفانه بعد از اینکه چندین بار بعد از اینکه فهمید من از رشته دانشگاهیم خوشم نمیاد گفت که حسابی رشتش رو دوست داشته ولی در نهایت وقتی مدتی  تقریبا طولانی از این حرف ها گذشت حقیقت رو گفت من روانشناسی را دوست ندارم و ...

حسابی بهم بر خورد چون اون موقع یه جورایی انتخاب درست و آزادش رو به رخم کشید ولی بعدها کاملا ساده اعتراف کرد که خواندن این رشته در  دانشگاه اتفاقی بوده و کاچی بهتر از هیچی.
 
جلوتر که رفتیم بیشتر از فضای سنتی خونه گفت و محدودیت ها و من بیشتر متوجه شدم که اشتباهی گرفته بودم. نه برخوردی با قرآن و نه نگاهی عارفانه به دین نه واکنشی سیاسی.
فقط ترس از جهنم و حرف مردم وعادات دینی موروثی که نسل به نسل فرسوده تر میشد .

اوایل تصوری مثل خانواده های ملی مذهبی و سیاسی داشتم چون قبلا حسابی باهاشون درگیر بوده و هستم و از مدل زندگی مدرن و دیندارانه و توانگرانه آنها حسابی لذت میبردم ولی متاسفانه خانواده فلفل هیچ کدام نبود.

نه کنش اجتماعی سیاسی و نه دغدغه دینداری در فضای مدرن و محروم از کلی امکانات ارتباطی.
به  کتاب علاقه خاصی نداشت این رو اول گفته بود ولی چون برداشتم از خانواده اش متفاوت بود میگفتم حتما کلی بصورت شفاهی شنیده و حسابی جلسه بازی داشتن مثل خودمون که کلی سوادمون شفاهی هست.

و آخری از همه بدتر  تجربیات اندک و محدود که برای من دیوانه کننده بود نه تجربه منحصر به فردی نه علاقه مندی و پیگیری خاصی در گذشته اش بود.
نه روح جنگجویی و مبارزه و نه سفر و رویارویی با ناشناخته ها ...
و با یک نقاب قوی که من دختر مستحکم و قوی هستم دختری که توانایی گفتن "دوست دارم" را نداشت. پرسفونی با نقاب آتنا و کاملا نا آگاهانه که بیشتر و بیشتر هر روز به خودش ضربه میزد.

سعی کردم کمک کنم به هر دومون ولی کسی که خواب هست رو میشه بیدارش کرد اما اونی که خودشو زده به خواب هرگز !

من خودم حالا حالا ها کار و مشکل دارم و نمیتوانم در این موارد به کسی کمک اساسی کنم مخصوصا که خودشم تقاضای کمکی نکرده باشه اونوقت فکر میکنه دنبال سودی شخصی هستی از این داستان !

اشکال این رابطه نه از اون بود نه از من فقط نبود تطابق های لازم برای ادامه راه که نشون از ۲ دنیای کاملا مجزا داشت.

به هر حال دارای نقاط مثبتی هم بود که اکثرا برای من خیلی اهمیت نداشت (و احتمالا برعکسشم صادق می تونه باشه) ولی میتونه برای کس دیگر کاملا جذاب و دلخواه باشه .


با شرایط فعلی بهتره مثل کشورهای توسعه یافته مهاجر پذیر برخورد کرد با کسی همسفر شد  که هزینه های رشدش رو داده باشه و از چند سربالایی زندگی سربلند بیرون اومده باشه اینجوری سرعت و عمق سفر چند برابر و هزینه هاش آگاهانه تر  !

فکر نکنین الانم خیلی سرخوشم و ... نه به خدا منم آدمم گوشت پوست و ... این تصمیم و اتفاق برام خیلی درد داشت که دارم الان میکشم !



درسی که گرفتم اینه که:

۱ - یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه ! (درباره الی که یادتون هست)

۲ - اینقدر دنبال کیس مطلوب دست و پا نزنم فقط بادبانم رو در مسیر درست تنظیم کنم مسیر که درست باشه به موقع ساحل خودشو نشون میده (البته باید مراقب این ساحل مصنوعی ها هم بود) ! 






+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 8:28 PM  توسط   | 

 
 

در مطلب قبل مبانی نظریه روانکاوی لکان را بصورت کلی گفتیم و در ادامه  به مطالعه فیلم «بلوار مالهلند» دیوید لینچ بر اساس تئوری لکان می پردازیم هرجا که نیاز به توضیح بیشتر نسبت به مفاهیمی که به کار می رود شد آن را در ادامه توضیح  خواهیم داد.

دیوید لینچ David Lynch کارگردان و فیلمساز شهیر آمریکایی و خالق آثار ؛بزرگراه گمشده،مخمل آبی، بلوار مالهلند،توئین پیکس:آتش با من گام بردار،دیون،دیوانه از ته دل و...می باشد که آثار او با عکس العمل های متفاوتی از ستایش تا مزمت مواجه بوده است اکنون بیش از بیست سال است که دیوید لینچ برای مخاطبان آمریکایی ،اروپایی و در واقع کل دنیا به ساختن فیلم می پردازد . او که به سینماگری مولف معروف است از سبک و سیاق اروپایی فیلم سازی پیروی می کند و گاه او را فیلم سازی پست مدرن می نامند که در نهایت جزء مشتی ابهامات برای مخاظبان چیزی به ارمغان نمی آورد.

تکنیک دیوید لینچ از کنار هم قرار دادن دو قلمرو متناقض یکدیگر که ...

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 6:9 PM  توسط   | 

 

 

از زمان پیدایش سینما تا کنون ، این پدیده دنیای مدرن با دیدگاه ها و رویکرد های گوناگونی مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. از جمله این رویکرد ها می توان به زیباشناسی،نشانه شناسی،نظریه انتقادی،ساختارگرایی،پدیدارشناسی،نظریه فرهنگی،روانکاوی و....اشاره کرد.اما در مطالعات فیلم شناختی جدید،مدل روانکاوانه نسبت به سایر رویکردهای مطالعاتی فیلم چیرگی و غلبه داشته است موارد زیر را می توان از جمله دلایل این چیرگی دانست.

"  - روانکاوی فروید-لکانی،بیش از هر تئوری سوژه ، به تولید معنی در رابطه اش با سوژه ناطق وتفکر اهمیت می دهد،تصادفی نیست که لکان و شاگردانش از سایرمتون فرویدی خواننده را به تفسیرخوابها ونیزلطایف«Le mot d`esprit» ارجاع می دهند، یعنی کتابهایی ...

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 6:4 PM  توسط   | 

 

 

معرفی انسان شناس :
شاهپور قجقی نژاد
کارشناس ارشد رشته انسان شناسی
مقالات چاپ شده در :کتاب خوراک و فرهنگ ،کتاب جرم و فرهنگ ،مجله کارگاه،کتاب خاطرات مردم شناسان ایران
 وی عضو هیأت علمی پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری در گروه اسطوره و آیین پژوهشکده مردم شناسی ست و در برخی از  حوزه های  انسان شناسی چون فرهنگ ترکمن ها ،ورزش های محلی و قومی و نیر فرهنگ عامه به مطالعه انسان شناختی می پردازد.از فعالیت های دیگر وی می توان به سرپرستی برخی از مطالعات مردم نگاری پژوهشکده مردم شناسی اشاره داشت.

توضیح دبیر صفحه فرهنگ مردمی در خصوص مقاله:
عناصر فولکلوریک در پیوند با فرهنگ قومی نقشی هویت ساز بازی می کنند.در این میان این عناصر در زمینه هایی که چند قوم از عناصر مشترک فولکلوریک برخوردارند می توانند زمینه های یکپارچگی فرهنگی را میان آنها به وجود آورند .یکی از این عناصر  در قالب قهرمانان فولکلوریک (folk hero)ظاهر می شود که اسباب هم آیی و نزدیکی اقوام را به دنبال دارد و ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 5:33 PM  توسط   |