بررسی تطبيقی - فرهنگی مسائل جنسی (بخش دوم)، مسائل جنسي در کتب کهن فارسي، مژگان کاهن
در کتب كهن فارسی می توانيم كتاب هايی بيابيم كه در آن ها در ارتباط با مسائل جنسی سخن گفته شده است. در اين بخش هدف ما از صحبت كردن در زمينه اين كتاب ها، در درجه اول نشان دادن زبان نسبتا صریحی است كه در آن ها از مسائل جنسی سخن گفته شده است
mojgankahen44@yahoo.fr
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت
11:39 PM  توسط م.ک.
|
روانشناسي عشق
روان شناسان زيادي تا به حال كوشيده اند عشق را به عنوان يكي از پيچيده ترين پديده هاي انساني توصيف كنند. با نظر سه تن از روانشناسان اجتماعي در اين مورد آشنا شويد
تحقيقات لي نشان مي داد اغلب مردان مايلند كه عشق را به صورت نقش بازيگرانه يا رمانتيك شروع كنند، اما زنان به عشق دوجانبه و عشق واقع گرا تمايل بيشتري نشان مي دهند! ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت
6:27 PM  توسط م.ک.
|
مقاله تحقیقی زیر را خانم مژگان کاهن / روانشناس/ بلژیک تهیه کرده است.چنانکه قبلا هم گفتم، ارائه دیدگاههای مختلف به معنای تایید آنها نیست.هدف ایجاد فضای تضارب اندیشه های گوناگون است.بدیهیست که دانشجویان من از اهمیت متدولوژی (روشمندی) کار بانوی روانشناس ایرانی ،سرکار خانم کاهن مطلع هستند . ********************************************************** مقالهای كه در زير مشاهده می كنيد، چكيدهای از كاری تحقيقی و بخشی از پايان نامه تحصيلی نويسنده آن می باشد كه در سال 1997 ميلادی انجام پذيرفته است و هدف آن مقايسه طرز تلقی و نگرش ايرانی ها و بلژيكی ها در زمينه مسائل جنسی است. دو هدف اصلی از اين تحقيق، يكی بررسی تاثير فرهنگ و ديگری مطالعهی نتايج مهاجرت در اين طرز تلقی ها بوده است. به همين جهت به مطالعه سه گروه پرداختيم: "ايرانيان ايران"، "ايرانيان بلژيك" و "بلژيكی ها". پرسشنامه ما، پرسشنامهای گزينهای بود و در مورد مسائل زير سوالاتی در آن مطرح شده بود: 1- صحبت در مورد مسائل جنسی؛ 2- تصوير سه گروه از مسائل جنسی؛ 3- سوالات در زمينه زندگی جنسی خود افراد؛ 4- رابطه بين عشق و مسائل جنسی از ديدگاه سه گروه. ............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت
3:49 PM  توسط م.ک.
|
بررسی تطبيقی - فرهنگی مسائل جنسی (بخش نخست)،
بررسی مسائل جنسی در مسيحيت و اسلام، مژگان کاهن
مطلبی که در پی می آيد، بخش نخست چکیده ای از کاری تحقیقی است که موضوع پایان نامه نویسنده است. این بررسی در سال ۱۹۹۷ میلادی انجام پذیرفته است. موضوع این کار تحقیقی، مقايسه طرز تلقی و نگرش ايرانی ها و بلژيكی ها در زمينه مسائل جنسی است. دو هدف اصلی از اين تحقيق، يكي بررسی تاثير فرهنگ و ديگری مطالعه نتايج مهاجرت در اين طرز تلقی ها بوده است
mojgankahen44@yahoo.fr
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت
3:35 PM  توسط م.ک.
|
روانشناسي عشق
مقیاس عشق مثلثی
اشترنبرگ
|
به نظر اشترنبرگ عشق مثل یک مثلث است و بهترین عشق به مثلث
متساوی الاضلاع شباهت دارد. عشق سه عنصر دارد : صمیمیت هوس و
تعهد . عشق زمانی بهترین حالت را خواهد داشت که هر یک از سه عنصر
را تقریبا به طور یکسان شامل شود .
| | | |
با تشکر فروان به خانم براي ارسال اين مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1384ساعت
4:58 PM  توسط م.ک.
|
باد وزیدن گرفت ...
قطرات باران به صورتـم حمله ور شدند!
اشکها غافلگیر شده بودند.
چه زیبا بود جنگ اشک و باران.
چه زیبا بود استقامت اشک در مقابل هجوم لشگر
باران ...!
+ نوشته شده در شنبه 26 آذر1384ساعت
6:31 PM  توسط م.ک.
|
"FGS" به معنی: "FULL GHAT SYSTEM" ... یه چیزایی هست که اگه بدونید بد نیست... واسه موقع هایی که حتی خودم هم خودمو نمیشناسم... تمام متن مقاله زیر مربوط به انجمن تنظیم خانواده ایران و حق استفاده از آن کاملا محفوظ است.... .. . آیا مردان نیز دوره هایی دارند؟ دوره عادتِ ماهانه زنان از تغييرات هورمونی ناشی ميشود.احتمالا ريتمهای بيولوژکي مردان به شکل ضعيفتری تری به وسيله هورمونها کنترل ميشود. به هر حال در موقعيتهايی که هورمون تستترون مرد بيش از اندازه ترشح ميشود يا به کلی ناپديد ميگردد تغييرات معينی در شخصيت مرد روی ميدهد. به طورِ مثال ثابت شده است مردانی که دارای بيش از يک کوروموزومی که غالباٌ در مردان کوروموزوم نشانه ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 26 آذر1384ساعت
5:26 PM  توسط م.ک.
|
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید.
یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:
۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف _ صبح، ب- عصر و غروب، ج _ شب
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند، ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم، ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو، د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته
۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید، ب- دستها را در هم قلاب مى کنید، ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید، د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید، و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مى کنید
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم، ب- چهارزانو، ج _ پاى صاف و دراز به بیرون، د _ یک پا زیر دیگرى خم
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب _ خنده، اما نه بلند، ج _ با پوزخند کوچک، د _ لبخند بزرگ، ه- - لبخند کوچک
۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى کمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف- به پشت
ب- روى شکم (دمر)
ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یک دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید.
سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)
سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)
سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.
نتیجه گیرى از یک تست ساده:
دیگران ما را
چگونه مى بینند؟!
* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.
* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!
+ نوشته شده در شنبه 26 آذر1384ساعت
5:7 PM  توسط م.ک.
|

خداوندا به من آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را
كه نمي توانم تغيير دهم
شهامتي كه تغيير دهم آنچه را كه مي توانم
بينشي كه تفاوت آن دو را بدانم
+ نوشته شده در شنبه 26 آذر1384ساعت
4:49 PM  توسط م.ک.
|
>نويسنده: مهدي قراچه داغي / به جای سردبير/ دههي 1970 دهه افسردگي، دههي اضطراب، دهه 1990 دههي استرس دههي اول هزارهي سوم باز هماسترس. راستي ما را چه ميشود؟ چگونه است در شرايطي كه رشد بيسابقهي تكنولوژي در ابعاد مختلفزندگي بايد علي القاعده نويد زندگي بهتر و راحتتر بدهد گرفتار اينهمه معضل شدهايم؟ اين همه كسالتروحي، اين همه سردرد و پشت درد، اين همه حملات مهلك قلبي، اين همه نابساماني هاي فيزيولوژيكي،اينها براي چيست؟.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 26 آذر1384ساعت
12:9 PM  توسط م.ک.
|
به نقل از نشریه روانشناسی آلمانی/ ترجمه علی صیامی/ اکتبر ۲۰۰۲/ سایت شهروند ******************************* دوران خوش عاشقي و سپس جدايي، تجربه اي تلخ است كه زخمي عميق بر روان انسان برجاي مينهد. اينكه او چگونه و در چه مدت اين دوره را پشت سر خواهد گذاشت، بستگي به نوع و چگونگي تكوين «ساختار رابطه پذيري» دوران كودكي اش با شخص مورد اعتماد و علاقه اش دارد. احساس ميكني فلج شده اي، درمانده اي و خسته ي خسته. انجام ساده ترين اعمال روزانه و حتي ارتباط معمولي با مردم هم برايت سخت ميشوند. انگاري كله ات در حال منفجر شدن است، دل پيچه داري، هيچ چيزي مزه ندارد. به خود ميگويي،..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر1384ساعت
3:51 PM  توسط م.ک.
|
در بررسی محتوای نوار اظهارات احمدی نژاد در خصوص مشاهده هاله نور و
معجزه ای که در جریان سخنرانی وی در سازمان ملل رخ داد حداقل برای
اینجانب بعنوان یک روانشناس هیچ شکی مبنی بر جنون نامبرده باقی نماند.
سخنان وی که در درستی آن هیچ ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت
5:23 PM  توسط م.ک.
|
داشتن پشتكار، تفاوت ظريف بين
شكست و كاميابي است
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت
6:42 PM  توسط م.ک.
|
خدايا!
من هر روز گناه کارت را ببخش
خدايا چطور بر من خشم نمي گيري؟
صبر تو کاسه صبر مرا لبريز کرد!
خشم تو در کجاي اين عالم خاکي پنهان شده؟
خدايا!ياد زيبايت را از خاطرم مگير
عشق عالم گيرت را از اين بنده حقيرت دريغ نکن
خدايا! شرمم مي آيد که مرا مي خواني و من رو بر مي گردانم
خدايا! شرمم مي آيد که پاکي را از ياد برده ام
خدايا! شرمم مي آيد که عشق تو فراموشم شده
خدايا! يادت را از خاطرم دور مکن
مي دانم که مستي ام و هشياريم از اراده توست،
مي دانم که خواب و بيداريم از اراده توست
مهري که بر گوش و چشمم زدي باز کن
دلم بسته تر از هر روز، غرق در دنياي هوس،
عشق تو را به ياد نمي آورد
مي دانم که اينجايي، مي دانم که دوستم داري
مي دانم که نزديک تري به من، از خودم
خدايا پرده از رويم بردار تا عشقت وجودم را شعله ور کند
دلم طاقت دوري از تو را ندارد،
خدايا می دانم که مرا نگاه میکی!
توانم بده تا نگاهت کنم
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت
6:40 PM  توسط م.ک.
|
نويسنده: اشو
مترجم: مرجان فرجي
آيا واقعاً ميتوان با غرقه ساختن خويش در آميزش جنسي, يكباره از آن دست شست؟ ظاهراً ذهن و جسم من هيچوقت از آن دست بردار نيستند.
اما چرا براي كنار گذاشتن آن آن قدر عجله داري؟ اگر عجولانه عمل كني, هرگز از دستش خلاص نخواهي شد. خود تعجيل و خود ميل به ترك آن, اجازه نخواهد داد كه آن را تمام و كمال درك كني. تو چه طور ميتواني چيزي را كه از قبل نادرست ميداني و درصدد ترك آن هستي, درك كني؟ تو گوش نداده حكم را صادر كردهاي! به تمايلات جنسي خودت اجازه بده حرفش را بزند..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت
1:1 PM  توسط م.ک.
|
نويسنده: آل ريس ؛ جك تروت
مترجم: سهراب خليلي شوريني (عضو هيئت علمي دانشگاه صنعت نفت)
اثرگذارترين مفهوم در بازاريابي, داشتن كلمهاي در ذهن مشتريان است.
شركتي موفقيت شايان به دست ميآورد كه بتواند به طريقي, كلمهي مربوط به خود را, در ذهن مشتري بنشاند. اين كلمه بايد ساده باشد و دلبخواهي نباشد. سادهترين كلمهها, بهترين كلمهها هستند؛ كلمههايي كه در لغتنامه آمدهاند.
اين قانون مركز توجه است. شما از طريق يك كلمه يا يك مفهوم راه خود را به دنياي ذهن مردم ميگشاييد. اين, مهمترين فعاليت بازاريابي است.
فدرال اكسپرس توانست كلمه «طول شب» را در ذهن مشتريان خود جاي دهد, زيرا خط محصول خود را فدا كرد و فقط بر تحويل يك شبه مرسولات تمركز كرد.
به هر روي, قانون رهبري _ اول بودن برتر از بهترين بودن است _ باعث ميشود كه نام تجاري يا موسسه پيشگام, كلمهاي را در ذهن مشتري جا دهد. اما كلمه متعلق به رهبر, آن چنان ساده است كه به چشم نميآيد. كلمه متعلق به رهبر, نمايانگر طبقه است. مثلاً آي بي ام كلمه كامپيوتر را دارد. اين راه ديگري است براي اين كه بگوييم نام تجارتي به يك اسم عام براي طبقه تبديل ميشود.
وقتي ميگوييم «ما يك ماشين آي بي ام نياز داريم» كسي شك نميكند كه منظور كامپيوتر است. ميتوان اعتبار ادعاي رهبري را با يك آزمون همخواني كلمه مورد سنجش قرار داد. اگر كلمههاي داده شده, كامپيوتر, دستگاه كپي, شكلات و نوشابه باشند, چهار كلمهاي كه احتمال دارد بيشترين همخواني را داشته باشند آي بي ام, زيراكس, هرشيز و كوكاكولا خواهند بود.
يك رهبر زيرك براي تثبيت موقعيت خود يك گام بيشتر برميدارد. هينز, مالك كلمه سس است. با وجود اين, سعي كرد مهمترين ويژگي سس را مشخص كند. «ملايمترين سس در غرب», به معني شيوهاي است كه شركت با آن مانع از غلظت و تندي محصول ميشود. كاربرد كلمه ملايم به هينز كلمه كمك كرده است. تا 50 درصد سهم بازار را در اختيار گيرد.
اگر رهبر نيستيد, ناشي از اين است كه كلمه مورد نظر شما دايره تمركز محدودي دارد. مهمتر از همه, اين كه اين كلمه بايد متعلق به طبقه شما باشد تا كس ديگري نتواند به آن دستبرد بزند. لازم نيست, متخصص زبانشناسي باشيد تا برنده را پيدا كنيد. پرگو در مقابل راگو كه پيشگام بازار بود ايستاد و با استفاده از ايده وام گرفته شدهاي از هينز, 27 درصد سهم بازار را به دست آورد. واژه مورد نظر پرگو «غليظتر» است.
اثر بخشترين كلمهها, ساده و سودمندند. هر قدر كه محصول پيچيده باشد, هر قدر كه نيازهاي بازار پيچيده باشند, باز هم بهتر است كه بر يك كلمه متمركز شويد, نه دو يا سه يا چهار كلمه.
همچنين, اثر هاله هم هست. اگر شما يك فايده را به قوت به كرسي بنشانيد, مشتريان هم, به احتمال زياد منافعي براي شما ايجاد خواهند كرد. سس «غليظتر» اسپاگتي, كيفيت, محتواي مغذي, ارزش و چيزهاي ديگري را به طور ضمني, بيان ميكند. اتومبيل «ايمنتر» طراحي و مهندسي بهتر را مطرح ميكند.
بيشتر شركتها (يا نامهاي تجارتي) موفق آنهايي هستند كه «كلمهاي» در ذهن مشتريان دارند. ممكن است, اين ناشي از يك برنامه انديشيده بوده, يا اتفاقي باشد.
(برخي كلمات, مثل فارورگنوگن فولكس واگن, ارزش مالكيت را ندارند).
نمونههايي از اين دست عبارتند از:
كرست … كرمخوردگي _ مرسدس … مهندسي _ بي.ام.و … ايمني _ دومينوز … تحويل به منازل
پپسي كولا … جواني _ نورداستروم … خدمات
كلمهها انواع گوناگوني دارند. ممكن است به سودمندي (جلوگيري از كرم خوردگي), به خدمات (تحويل به منازل), به گروهي خاص (جوانان), يا به فروش (نام تجارتي برتر), مربوط باشند.
اگر چه پذيرفتني است كه كلمهها در ذهن نقش ميبندند, اما هيچ چيز هميشگي نيست. زماني فرا ميرسد كه شركت بايد كلمههايش را عوض كند. اين كار آساني نيست. تاريخچه جديد لوتوس دولاپمنت كورپوريشن ماهيت مساله را روشن ميسازد.
لوتوس سالهاست كه مالك كلمه صفحه گسترده است. لوتوس مترادف 1_2_3 و صفحه گسترده بود. اما دنياي صفحه گسترده رقابتيتر شده و امكانات رشد در آن محدود است. مثل شركتهاي ديگر, لوتوس هم ميخواهد رشد كند. اين شركت چگونه ميتواند از كسب و كار تك محصولي خود فراتر رود؟
پاسخ معمول اين است كه خود را بايد در همه زمينهها توسعه دهد. همانگونه كه آي بي ام و مايكروسافت عمل كردند. در واقع لوتوس با خريد نرمافزار واژهپرداز پرو و معرفي تعدادي نرمافزارهاي جديد تا حدودي خط محصول خود را, به صورت قراردادي توسعه داد. سپس تجديد سازمان داده شده تا بر مفهوم جديدي به نام «گروهافزار» كه نرمافزارهاي مربوط به شبكهاي كردن كامپيوترهاي شخصي است, بپردازد.
لوتوس نخستين شركت نرمافزاري بود كه محصولات موفق گروه افزار را ساخت. اگر كارها بر وفق مراد پيش رود, اين شركت سرانجام مالك كلمه دومي در ذهن مشتريان خواهد شد.
بر عكس مايكروسافت, لوتوس اكنون واجد يك جهتگيري سازماني است. گر چه اين, يك شبه روي نميدهد, ولي, لوتوس ميتواند حضور بلند مدت و قدرتمندي در بازار نرمافزار به دست آورد, آن چه كه كلمه يك روزه براي فدرال اكسپرس و ايمني براي ولوو انجام داد. گروه افزار, ميتواند براي لوتوس انجام دهد.
نميتوان كلمه متعلق به شخص ديگري را مورد استفاده قرار داد. آن چه كه استراتژي لوتوس را موجه و معقول ميسازد, اين است كه كلمه گروه افزار متعلق به هيچ شركت ديگري نيست. افزون بر آن, روند صنعت به شدت, به سوي شبكهاي كردن كامپيوترهاست. (بيش از نيمي از كامپيوترهاي تجاري به شبكهها) اتصال دارند. حتي مجله جديدي به نام نت ورك كامپيوتينگ به بازار آمده است) بسياري از شركتها داشتن يك كلمه يا مفهوم (كه اغلب به آن «چشمانداز موسسه» گفته ميشود) را سودمند ميدانند, اما در اين كه كلمهاي را انتخاب و به خود اختصاص دهند كه كس ديگري انتخاب نكرده باشد, كوتاهي ميكنند.
آن چه, در بازاريابي سبب توفيق نميشود رها كردن كلمه خود و تلاش براي گزينش كلمه ديگران است. آتاري كه كلمه بازيهاي ويديويي را داشت در همين وضعيت بود. بازار آتاري ركود يافت؛ در 1982 اين شركت كشتي خود را به جهتي ديگر راند. اين شركت ميخواست كه آتاري براي مردم به معناي كامپيوتر بشود. آقاي جيمزمورگان مدير عامل آتاري گفته است: «نام آتاري همان قدر كه قوت است, ضعف هم هست. اين كلمه با بازيهاي كامپيوتري مترادف شده است. آتاري بايد تصوير ذهني خود را در اذهان بسط دهد و تعريف فعاليت خود را به محصولات الكترونيكي گسترش دهد.»
متاسفانه, آقاي مورگان در استراتژي خود, كلمهاي را برگزيد كه, پيش از آن شركتهاي ديگري از جمله اپل, آي. بي. ام مالك آن بودند. تنوع محصولي كه آتاري داشت, يك فاجعه از آب درآمد؛ اما طرفه اين است كه شركت ديگري در سال 1986 از راه رسيد و مفهومي را برگزيد كه آتاري از آن دور شده بود. اين شركت نين تن دو بود كه اكنون 75 درصد بازار چند ميليارد دلاري را دارد. اين روزها ديگر هيچ كس احوال آتاري را نميپرسد.
جوهره بازاريابي محدود ساختن دايره تمركز است. هر چه كه دامنه فعاليتهاي خود را كاهش دهيد, قدرتمندتر ميشويد. اگر به دنبال همه چيز باشيد, به هيچ چيز نخواهيد رسيد.
برخي شركتها نياز به محدودسازي تمركز خود را ميپذيرند, ولي براي رسيدن به اين استراتژي از راههايي ميروند كه خود موجب شكست است «ما توجه خود را به بخش حداكثر كيفيت بازار متمركز ميسازيم. ما, حتي اگر تاكيد بر قيمت باشد, كيفيت پايين را برنخواهيم گزيد. «مساله اين است كه مشتريان شما را باور نخواهند كرد, مگر اين كه واقعيت خود را فقط بر محصولات با قيمت بالا محدود سازيد, نظير: مرسدس, بنز يا بي ام و.
جنرال موتورز سعي دارد در همه سطوح قيمتها, كالاي با كيفيت عرضه كند. «عرضه كيفيت در جادهها» آخرين شعار آنهاست. همه كالاهاي جنرال موتورز «علامت ممتاز» را بر خود دارند. حدس بزنيد در فورد چه ميگذرد؟ همين منوال. همه تبليغات فورد فرياد ميزند! «كيفيت مشغله اول ماست.» لي ياكوكا در كرايسلر مدعي بود كه «ما نميخواهيم بزرگترين باشيم, بلكه ميخواهيم بهترين باشيم» (آيا واقعاً كسي باور ميكند كه ياكوكا نميخواهد بزرگترين باشد؟)
در درون شركت اين موضوع عمدهاي است. كيفيت جامع, راهي به سوي بزرگي و عظمت است. در جلسات نمايندگان فروش, به ويژه با صداي «ترومپت», اين آهنگ زيبا مسحور كننده است؛ اما خارج از شركت اين پيام رنگ ميبازد. آيا شركتي هست كه خودش را به عنوان شركت «بدون كيفيت» معرفي و تبليغ كند؟ خير, همه در پي كيفيت هستند.
مركز توجه را نميتوان با كيفيت يا هر ايده ديگري كه طرفداراني براي نقطهنظر مقابل آن وجود ندارد محدود ساخت. شما نميتوانيد خود به خود عنوان سياستمداري صادق را به دست آوريد. زيرا هيچ كس حاضر نيست موقعيت معكوس آن را بپذيرد (اگر چه تعداد بيشماري داوطلبان بالقوه براي آن وجود دارد) ولي ميتوانيد خود را به عنوان سياستمداري طرفدار بخش خصوصي يا سياستمداري طرفدار كارگران بشناسانيد و بلادرنگ به همان عنوان پذيرفته شويد, زيرا طرف ديگر هم حامياني دارد.
هنگامي كه كلمهاي را كه ميخواهيد بر آن تمركز كنيد, انتخاب نموديد, سعي كنيد مشاوران حقوقي خود را دور نگه داريد. آنها ميخواهند بر هر چه كه شما منتشر ميكنيد علامت انحصاري بزنند. تردستي اين است كه كاري كنيد تا ديگران هم از كلمه شما استفاده كنند. (اگر قرار است پيشگام باشيد بايد پيرواني هم همراه داشته باشيد). به نفع لوتوس است كه شركتهاي ديگري هم وارد كسب و كار نرمافزار گروهي بشوند. اين كار طبقه را مهمتر ميكند و مردم حتي بيش از پيش تحت تاثير رهبري لوتوس قرار ميگيرند.
پس از آن كه كلمه را انتخاب كرديد, بايد به محافظت از آن در بازار بپردازيد. مورد بي ام و, مثال خوبي براي اين موضوع است. سالها بي ام و بهترين اتومبيل براي «رانندگي» بود. سپس شركت تصميم به توسعه خط محصول گرفت و با سريهاي 700 سدان, دنباله روي مرسدس بنز شد. مساله اين است كه چگونه يك اتاق نشيمن روي چهار چرخ ميتواند بهترين اتومبيل براي «رانندگي» باشد؟ با اين اتومبيل نه تنها بر جاده تسلط نداريد, بلكه در مسابقه حتماً دكلهاي كنار جاده را هم درب و داغان خواهيد كرد.
در نتيجه, همه چيز براي بيام و به سرازيري افتاد. خوشبختانه, اخيراً يك نوع بي ام و كوچك به بازار فرستاده و دوباره بر «رانندگي» تاكيد ميورزد. به اين ترتيب شركت تمركز خود را مجدداً به دست آورده است.
قانون تمركز بر همه كالاهايي كه ميفروشيد يا حتي نميخواهيد بفروشيد حاكم است. نهضت ضد استفاده از داروهاي انرژيزا در تلويزيون و مجلات از نداشتن تمركز دچار نقصان است. هيچ كلمه خاصي به ذهن مصرف كنندگان القا نشده است كه عقيده به مصرف آن را از ميان ببرد. تمام تبليغات ضد استفاده از داروهاي انرژيزا, سطحي است.
به نظر ميرسد كه نيروهاي مخالف استفاده از اين داروها (كه به هر حال حرفهاي نيستند) بايد از آماتورهايي كه براي سقط جنين ميجنگند, درس بگيرند. هر دو طرف موضوع سقط جنين روي كلمههاي يگانه و قدرتمندي تمركز كردهاند.
□
+ نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت
1:9 PM  توسط م.ک.
|
نويسنده: علي شميسا
سكس, انرژي حيات و زندگي است و شايد بتوان گفت نصف واقعيت زندگي همين است و هر جامعه با توجه به فرهنگ خود به شكلي خاص با آن برخورد ميكند, و هر كدام از يك يا چند نوع تئوري, تئوري آزادي, تئوري سركوب و نهي, تئوري تعديل تغذيه ميشوند. در طول تاريخ, بسيار قصهها و شعرها و نمايشنامهها و فيلمنامهها در اين زمينه نوشته و بازي شده است. بسياري در اثر برخورد با اين جريان كشته شدهاند. طايفهها و قبيلهها با هم جنگ و دعوا كردهاند, سربازها در حمله ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت
1:10 PM  توسط م.ک.
|
سیر نزولی مردها
سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه
قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش
فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت
خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره ........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1384ساعت
6:16 PM  توسط م.ک.
|
توانايي و استعداد ذاتي كه در هر انسان وجود دارد به وسعت جهان آفرينش است و براي پيوستن و به دست آوردن چنين نيرويي در زندگي بايد با خود واقعي همنوا شده و با معناي واقعي زندگي همگام بود. ما همه چيز را در باطن خود داريم و ابزاري را كه براي لذت بردن از اينجا و اكنون مورد نياز است در اختيار ماست براي خلق لحظاتي سرشار از سرخوشي، سلامتي و آرامش خيال بايد ژرفترين ديدها را نسبت به زندگي كشف كنيم بايد كاري كنيم كه اين انرژي ما را پر كند و از درون ما سرازير شود.
هرگز اجازه ندهيد كه اتفاقات جهان شما را تحت تأثير خود قرار دهد، تمام تلاشتان اين باشدكه خودتان بر آنها تأثير بگذاريد. بايد ياد بگيريم كه بر اتفاقات خارج از كنترل خود بياعتنا باشيم. سپس به اميد دستيابي به بهترينها به نيروهاي دروني خود اتكا كنيم تا اين هوشياري و برتري و توانايي ناخودآگاه را كه از ديد ما پنهان است به مراقبت از ما بپردازد. عشق، سازگاري و نيروي محبت خود را از خزانه سرشار وجود خود بيرون بكشيد و تبلور اين گنجينه ناياب را در دنياي خارج خود مشاهده كنيد. اگر و تن خود را در آرامشي عميق فرو ببريد از هيچ ناشناختهاي در آينده ترس نخواهيد داشت. ما مجبور نيستيم كه خود را تحت سلطه هر نيرويي خارج از درون خويش قرار دهيم. عشق الهي كه در قلب و ذهن ما آشيانه دارد همه آنچه را كه براي شادي و خوشبختي به آن نياز داريم براي ما فراهم ميآورد. اگر هميشه با توقعات و انتظارات ديگران زندگي كنيد و در همه زمينهها پيرو اصول و روشهايي باشيد كه آنها به شما تلقين ميكنند از شادماني و آرامش محروم خواهيد شد. اگر به خاطر حرف ديگران از دنبال كردن اهداف خود عقب نشيني كنيد انگار كه خيلي قطعي به آنها ميگوييد: براي من نظر شما درباره زندگي از نظر خودم مهمتر است، من براي جلب رضايت شما تلاش ميكنم تا آنچه از دستم بر ميآيد براي خشنودي شما انجام دهم. زندگي هر كدام از ما نتيجه نگرش و طرز تلقي ما از دنياست. ما بايد آزادانه و بدون محدوديت، فكر و باور خود را انتخاب كنيم. اگر شما به اختيار خود براي وجدانتان احترام قايل نشويد احترام به خود را ناديده گرفتهايد و مدتي نميگذرد كه در ارزيابي زندگي خود را ناتوان ميبينيد پس سعي كنيد در عصر خود و زندگي در دنيا باشكوه و عظمت زندگي كنيد و از تواناييهاي فوق العادهايي كه داريد بهرهمند شويد. هرگز به دليل رفتار بد ديگران در خشم و اندوه و دلشكستگي نباشيد. چون در روند زندگي خود دچار مشكل ميشويد و نميتوانيد از مجموعة توانمنديها و فرصتهاي خود در جهت زندگي بهتر بهرهمند شويد. شايد نشه با خوندن مهمترين آموخته زندگی يکنفر به جای اون قرار گفت و زندگی کرد ولی ميشه حداقل همون نيرو زمان و .... براش صرف نکرد و اون تجربه رو بدست آورد. اينها يه چند نمونه از اين موارده که من خودم که خيلی باهاشون حال کردم. 1- من آموختم که هر چقدر بزرگتر می شوم کمتر به من توجه می شود.(۶ساله)
۲ـ من آموختم که هيچ وقت برای التيام بخشيدن به يک رابطه صدمه ديده دير نيست.(۵۷ساله)
3ـ من آموختم که هر موفقيت بزرگی در ابتدا نا ممکن به نظر رسيده است.(۴۷ ساله)
4ـ من آموختم که برای اينکه روز خوبی داشته باشی در طبيعت به دنبال نشاط و زيبايی باش. گوش کن تا صدای زيبا بشنوی . با ديگران سخن مهر آميز بگو و برای يک نفر بدون اينکه خودش بفهمد،يک کار خوب انجام بده.(۸۵ساله)
۵ـ من آموختم که تقريبا هيچ کلالی مرغوبی ارزان نسيت.(۵۲ ساله)
۶ـ من آموختم که بچه دار شدن مشکلات زناشويی را حل نمی کند.(۲۴ساله)
۷ـ من آموختم که ديدن درد و غم ديگرای بدترين درد است.(۴۶ساله)
8ـ من آموختم که هنوز خيلی چيزها هست که بايد ياد بگيرم.(۹۲ساله)
۹ـ من آموختم که نمی توانم از ديگران انتظار داشته باشم که مشکلات مرا حل کنند.(۳۴ساله)
۱۰ـ من آموختم که انسانهای سخاوتمند کمتر دچار مشکلات ذهنی و احساسی می شوند.(۵۱ساله)
۱۱ـ من آموختم که اگر می خواهی ميهمانی بروی بايد خودت هم ميهمانی بدهی.(۳۸ساله)
۱۲ـ من آموختم که عشق قلب آدم را ميشکند ولی ارزشش را دارد.(۲۶ ساله)
۱۳ـ من آموختم که بهترين دوستانم آنهايی هستند که مرا دچار مشکل ميکنند.(۱۱ساله)
۱۴ـ من آموختم که هر وقت به مسافرت می روم آرزو می کنم که کاش در خانه بودم و هر وقت در خانه هستم دلم می خواهد در مسافرت باشم.(۵۹ساله)
۱۵ـ من آموختم که موفق زندگی کردن مثل نواختن ويلون است که بايد هر روز تمرين کنی.(۷۰ساله)
۱۶ـ من آموختم که لازم است اجازه دهيد کودکان شما کودک باشند.(۳۷ساله)
۱۷ـ من آموختم که هيچ گاه نبايد قبل از حل و فصل مجادله ای به رختخواب برويد.(۷۳ ساله)
۱۸ـ من آموختم که نمی شود يک تکه کلم را در يک ليون شير پنهان کرد.(۷ساله)
۱۹ـ من آموختم که اعتماد ، تنها عامل مهم در روابط شخصی و کاری است.(۲۰ساله)
۲۰ـ من آموختم که بيشتر چيزهايی که درباره آنها نگران هستيم اتفاق نمی افتند.(۶۴ساله)
۲۱ـ من آموختم که مهمترين تصميمی که در زندگی می گيری اين است که ببينی با چه کسی می خواهی ازدواج کنی.(۹۵ساله)
۲۲ـ من آموختم که همواره بايد به آينده فکرکنم ، هنوز کتابهايی برای خواندن ، غروبهايی برای تماشا کردن و دوستانی برای ديدن وجود دارند.(۸۶ساله)
۲۳ـ من آموختم کسانی هستند که تو را عاشقانه دوست دارند فقط نمی دانند چطور اين احساس را نشان بدهند.(۴۱ساله)
۲۴ـ من آموختم که پدرم می تواند خيلی حرفها بزند که من نمی توانم.(۸ساله)
۲۵ـ من آموختم که اگر کسی حرف ناشايستی درباره ام زد من به زندگی ادامه بدهم تا بقيه چنين چيزی را باور نکنند.(۳۹ساله)
۲۶ـ من آموختم هنگامی که بازسازی می کنی همه چيز دو برابر آن مقداری که فکر می کردی طول می کشد و هزينه بر ميدارد.(۴۸ساله)
۲۷ـ م آموختم که ۹۰ درصد اتفاقاتی مه برای من رخ ميدهند خوب و فقط ۱۰ درصد آنها بد هستند و برای اينکه خوشحال باشم بايد روی آن ۹۰ درصد تمرکز کنم.(۵۴ساله)
۲۸ـ من آموختم که بدون مخاطره کردن نمی شود قهرمان شد.(۴۳ساله)
۲۹ـ من آموختم که هر چه خلاق تر باشی چيزهای بيشتری را درک می کنی.(۵۱ساله)
۳۰ـ من آموختم که آدم نبايد خودش را با بهترين کاری که بقيه می کنند مقايسه کند، آدم بايد خودش را با بهترين کاری که خودش می تواند انجام دهد مقايسه کند.(۳۱ساله
لحظههاي طلايي!
براي فهميدن ارزش ده سال: از زوجهاي تازه طلاق گرفته بپرس.
براي فهميدن ارزش چهار سال: از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.
براي فهميدن ارزش يك سال: از دانش آموزي كه در امتحانات پايان سال مردود شده بپرس.
براي فهميدن ارزش نه ماه: از مادري كه نوزاد مُرده به دنيا آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك ماه: از مادري كه نوزاد زودرس به دنيا آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك هفته: از سردبير يك روزنامه هفتگي بپرس.
براي فهميدن ارزش يك ساعت: از عاشقاني كه در انتظار يكديگر به سر بردهاند، بپرس.
براي فهميدن ارزش يك دقيقه: از شخصي كه قطار، اتوبوس يا هواپيما را از دست داده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك ثانيه: از بازمانده يك تصادف بپرس.
براي فهميدن ارزش يك دهم ثانيه: از شخصي كه در المپيك مدال نقره به دست آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك دوست: از كسي كه آن را از دست داده بپرس.
مادام كوري، سلامتياش را از دست داد اما به اهدافش رسيد و خدمت بسيار بزرگي به بشريت كرد. اديسون هرگز از آزمايشها و تحقيقاتش نااميد و خسته نشد و هر روز اميدوارتر از قبل به كارش ادامه ميداد. در زندگي سر تا سر پرفراز و نشيب همة انسانهاي موفق ويژگيهاي مشتركي يافت ميشود.
ممكن است كه بسياري از ما اين روحيات و خصوصيات فردي را نداشته باشيم اما دانشمندان ثابت كردهاند كه درخشش و موفقيت افراد در زمينههاي مختلف تنها به 20% استعداد آنها و 80% تلاش و پشتكارشان بستگي دارد. هر كدام از ما ويژگي روحي و اخلاقي را ميتوانيم در خودمان خلق كنيم و يا از بين ببريم. ما نيز ميتوانيم از برترينها باشيم اما بايد بدانيم كه همة موفقها چگونه عمل كردهاند:
1 - بسيار صادق و درست كردار هستند:
همة كساني كه موفقيت را لمس كردهاند. همواره اصل درستكاري و صداقت را سرلوحة كارهايشان قرار دادهاند. ممكن است بسياري با فريب و نيرنگ به ظاهر پيروز باشند، اما به راستي اين درستكاران هستند كه تا انتهاي خط، گوي سبقت را از ديگران ميربايند.
2 - محتاط هستند:
به خاطر همين ويژگي است كه ميتوانند از همة موانع به راحتي عبور كنند و همه چيز را پشت سر بگذارند. آنها هرگز بيگدار به آب نميزنند.
3 - سخت كوش و پرتلاش هستند:
براي اين افراد زحمتكش پول بادآورده مفهومي ندارد. آنها لازمه رسيدن به موفقيت را سختكوشي ميدانند و براي رسيدن به موفقيت از هيچ تلاشي فروگذار نميكنند.
4 - تشنه يادگيري هستند:
آنها علاقه بسيار زيادي براي يادگيري در هر زمينهاي دارند. انسانهاي موفق، خودشان را بالا ميكشند و همواره در مسير رشد و بالندگي قدم ميگذارند. آنها از تمام جنبههاي زندگي و به خصوص از اشتباهاتشان درس عبرت ميآموزند و از اين كار ابايي ندارند.
5 - مهربان و صميمي هستند:
تا به حال دقت كردهايد كه انسانهاي موفق چقدر مردم دار و اجتماعي و مهربان هستند. همين ويژگيهاي اخلاقي آنهاست كه محبوبيتشان را بيشتر ميكند و به آنها اين توانايي را ميدهد كه سايرين را نيز در راه رسيدن به موفقيت ياري كنند.
6 - وفاي به عهد ميكنند:
قول دادن و به آن عمل كردن، اصلي است كه ميليونها انسان را در مسير صحيح قرار داده و آنان را جزء افراد موفق ميشمارد.
7 - در مواجه با مشكلات، به دنبال راه حل هستند:
به عقيده آنها مشكلات فرصتي است طلايي و گرانبها براي انجام دادن غير ممكنها. آنها به هيچ وجه از مشكلات نميترسند و شكايتي هم ندارند. انسانهاي موفق، همواره در جست و جوي يافتن راه حل هستند.
تنها كافيست كه از همين حالا اين شاخصها را در خودتان تقويت كنيد. سپس متوجه ميشويد كه شما نيز وارد جاده موفقيت شدهايد. همواره تصوير نهايي هدف و آرزويتان را بزرگ و پررنگ براي خودتان ترسيم كنيد. يك مهندس ساختمان، هر روز كه بر سر ساختمان در حال ساخت، حاضر ميشود با در دست داشتن يك نقشه، تصوير نهايي را براي خودش تكميل ميكند. شما نيز چنين عمل كنيد، نقشه به دست پيش رويد و از اراده و قدرت بيكران الهي غافل نباشيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت
6:4 PM  توسط م.ک.
|
که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي
ما دراز مي شوند
بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را
زير پا گذاشته است رد کنيم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت
6:1 PM  توسط م.ک.
|

...همانطور که در مقاله اشاره شده است، در میان بیماران یونگ بوده اند کسانی که خود را یکی از چهره های برجستهء تاریخ می دانسته اند. و یا معتقد بوده اند روح یکی از پیشوایان دینی که چندین قرن پیش می زیسته است، در کالبد آنها حلول کرده است! چنین مواردی در عصر جدید مشاهده می شود. و در فرهنگ های سنتی در اعصار پیشین نیز مشاهده می شده است. " جن زدگی ها " موارد دیگری از همین قبیل بوده اند. یک نمونهء مشهور از این نوع تسخیرشدگی ها در زمان ما، مورد نیچهء فیلسوف است، که در مدت کوتاهی پیش از آنکه به طور کامل مشاعر خود را از دست دهد، خود را دیونیسوس می دانست و در نامه هایی که به چند نفر از جمله پادشاه ایتالیا نوشت، زیر نامه دیونیسوس امضا می کرد! یونگ این مورد را ناشی از طغیان کهن الگویی می دانست که سرکوب شده بود. کهن الگوی " خدا " در روان نیچه که نهایتآ تمام آگاهی او را مسخر خود نمود! (4)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت
7:55 PM  توسط م.ک.
|
فکر می کنم قبلآ به استفاده ها و سوء استفاده های گروه های عصر جدیدی از یونگ و نظریاتش اشاره کرده باشم. این گروه ها سعی می کنند مفاهیم مقدس یعنی مورد قبول خود را با استفاده از چهارچوبی که یونگ در روانشناسی ژرفا به وجود آورد معنا کنند و گاه این معنا کردن ها فقط یک توجیه است. و این نیست مگر به خاطر تآثیری که نظریات یونگ توانسته بر اذهان فرهیختگان و به تبع اش عوام بگذارد. در باب تآثیر و نفوذ یونگ بر عصر جدید زیاد می توان صحبت کرد. (1)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت
7:54 PM  توسط م.ک.
|
ای يگانه! ای بی همتا! ای شنونده بر سکوت من! ای آنکه در
کائنات بزرگ خود بر انسانی همچون من دستور سجده داده ای! ای
خدا! ای خدای مهربانی! ای خدای خوبی! ای خدای ارزن و گندم!
ای دهنده نعمت آب! ای نقاش جهان و فلک! ای زنده کننده جان و
روح بيمار من! ای خالق عقل و کمال! ای خدای
بزرگ! ای رحمان! ای رحيم!
تو را قسم به شب پر ستاره، تو را قسم به دل پاره پاره،
تو را قسم به شهاب گريزان، تو را قسم به لحظه های برگ ريزان،
تو را قسم به نگاه معصوم کودک،
تو را قسم به شکوه باز شدن غنچه های پر اميد،
تو را قسم به اشک توبه، تو را قسم به ستاره های دل انگیز،
تو را قسم به دعای مادر!
چنان ذکرت را بر زبانم جاری کن که حتی در بستر بيماری و در زمان
گفتن هر آنچه که نمی دانم، فقط نام تو بر زبانم باشد بگذار چنان در
روح و افکارم رخنه کنی که هيچ تارو پودی از من بدون تو شکوفا
نگردد.
چنان در درون روحم باش تا هر گام و حرکتی از من بوی خدا
بدهد
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت
4:47 PM  توسط م.ک.
|
کارل گوستاو یونگ
کارل گوستو یونگ در 26 ژانویه 1875 در کسویل سوییس متولد شد .او تنها پسر یک کشیش پروتستان انجیلی اصلاح شده سوییسی بود .خانواده او غرق مذهب بود .هشت عمو و پدربزرگ مادری یونگ همگی کشیش بودند .اولین زمین بازی یونگ گورستان کلیسا بود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت
7:9 PM  توسط م.ک.
|
هيچکس مجبور نيست انسان
بزرگي باشد
تنها انسان بودن کافي است
+ نوشته شده در شنبه 12 آذر1384ساعت
6:22 PM  توسط م.ک.
|
روز را با عشق شروع کنيد، با عشق سپري نماييد و با عشق به
پايان ببريد
با تسلط کامل در انجام اين روش، ما يکي از بزرگ ترين
الگوهاي انسانيت مي شويم. دقيقاً همانند معصومين
و قديسين که به انسانيت خدمت کردند. با وجودي که
تسلط بر اين روش مشکل است، اما براي دستيابي به
آن هر تلاشي ارزشمند است.
|
سپري کردن روز با عشق يعني شما تلاش کنيد که سخاوتمند باشيد ، از بقيه تعريف کنيد و متواضع و صادق باشيد. |
حکمت نهفته در اين روش ساده است. در طي روز به دفعات
اهميت زندگي با عشق را به عنوان بالاترين اولويت به خود
يادآوري نماييد. بدين ترتيب، وقتي موردي مهمتر از عشق در
زندگي شما وجود نداشته باشد معجزه اي در زندگي شما رخ
مي دهد. «مسائل بي اهميت» در حد خود در نظر گرفته مي
شوند و فرد به زيبايي و شادي زندگي آگاه مي گردد. هر روز
از زندگي روزمره ما کيفيتي فوق العاده مي يابد و ما مهمترين