تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"




نويسنده: پاتريشيا ايونز

مترجم: مرجان فرجي

ويژگيها و شكلهاي مختلف آزار كلامي
آزار كلامي عبارت است از كلماتي مهاجم و آسيب رساننده كه به دروغ از كسي سخن مي گويند يا باعث مي شوند شخص كذبي را باور كند........




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 12:19 PM  توسط م.ک.  | 


 


مترجم: فرح ناز ميرقمي زاده

تا به حال برايتان پيش آمده است كه شبي را گذرانيده باشيد كه تأثير زيادي روي شما گذاشته باشد؟ هرچند نه به اين خاطر كه نشئه و از خود بي خود بوده ايد، - بلكه كاملأ برعكس ـ چيزي در شما به خوبي پيش نمي رفت، يا ـ بهترگفته باشم - آن طور كه تصورش را مي كرديد، پيش نمي رفت. قبل ازآن شب، هفته اي پر از مشغله فكري را پشت سر گذاشته بوديد ناآرام و عصبي و دستپاچه بوديد، حتي برايتان پيش نيامده بود كه از شدت كار و فعاليت تا ديروقت دربيرون از منزل سپري كرده باشيد. ولي ناگهان نيمه شب ميل كرديد كه همه چيز را به همسرتان تقديم كنيد. هنگام بازگشت به خانه، دسته گل رزي براي همسرتان خريديد. بعد از خوردن شام، همسرتان شروع به نوازش كردن سر و گردن شما كرده همان طوري كه مي دانيد كه چقدر به شما عشق مي ورزد. همه چيز به نظر مي رسيد كه طبق نقشه پيش مي رود همه چيز. تا آن قسمت به خصوص عضوي از بدن شما ـ همان عضو كاملأ قطعي و سرنوشت سازـ شما در حفظ تعادل دروني خود دچار تزلزل شده ايد و خود را با اين سؤال شديدأ خرد كرده ايد. چرا اين اتفاق افتاده است؟ از اول تا آخر چه شد؟ لعنت بر شيطان چه كاري برخلاف آن مي توانم انجام دهم؟ به هر ترتيب ابتدا بايد آرامش خود را حفظ كنيد. شما در دنيا تنها مردي نيستيد كه چنين اتفاق ناگواري برايش رخ مي دهد. دكتر نايل بوم معتقد است:«چنانچه مردان صادقانه سخن بگويند بايد اعتراف كند كه هر كدام از آن ها دست كم براي يك بارهم كه شده مزه ناتواني جنسي را تجربه كرده اند. اما اين مسأله نبايد شخص را به كلي نااميد كند يا حتي مسأله را خيلي جدي تلقي كند». دكتر باوم براساس حرفه و تجربيات خود بيان مي كند: « اين مسأله براي بسياري از مردان تكان دهنده است. آنها احساس مي كنند كه مردانگيشان از بين رفته است». متخصصان در اين امر تخمين مي زنند كه تقريبأ ده ميليون مرد درايالت متحده امريكا از ناتواني جنسي رنج مي برند. اين امر زماني مفهوم ناتواني جنسي تلقي مي شود كه مرد در موقعيتي نباشد كه حالت شهواني داشته باشد و تا رسيدن به اوج لذت جنسي بتواند خود را محكم نگه دارد. در اوايل سده 70 متخصصاني بر اين عقيده بودند كه اغلب مشكلات شهواني منشأ فيزيكي دارد. در اين بين پزشكان پي بردند كه تقريبأ فقط نيمي از مردان، ناتواني جنسي، دلايل فيزيكي و مشكلات عملكردي دارند كه حداكثربخشي از اين مشكل را مي توان بدان اختصاص داد. ولي لااقل نيمي ازآن هم مربوط به مشكلات رواني است. در اين جا متخصصان ما مواردي را به شما توصيه مي كنند:..................

 




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 12:18 PM  توسط م.ک.  | 





نويسنده: اوته ارهارت

مترجم: فرحناز ميرقمي زاده

با وجود اين كه زنان از حقوق مساوي با مردان برخوردارند، اما به معناي واقعي مستقل نيستند و هنوز هم به استقلال كامل دست نيافته اند. آنها از فراز هزاران سال كه نقش زنان تحت ستم را داشتند، توانسته اند خود را فقط از نظر فرم روبنايي آزاد سازند. به دليل آن كه مطيع بودن و متابعت هنوز در انديشه هاي آنان باقي مانده است. آن ها اغلب در فرهنگ مطيع باقي مي مانند و مانند انسانهاي تحت ستم، اين روش را به كار مي گيرند تا به اهدافشان برسند. در يك هرم قدرتي خشك و غيرقابل انعطاف، مسلمأ فرهنگ مطيع يك راهكار معنايي را ميسر مي كند. .....

 




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 12:16 PM  توسط م.ک.  | 

چنان‌كه از اتوبيوگرافي فرويد و زندگي او برمي‌آيد، وي كار خود را با هيستري‌شناسي آغاز كرده، پس از چندي بر اين باور مي‌شود كه بيماري هيستري ريشه در نهاد زنان دارد. بدين معنا كه وي اعتقاد داشت اين بيماري كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم افراد زيادي در غرب (به‌ويژه زنان) را به رفتارهاي جنون‌آميز كشانده بود، ناشي از ناهنجاريهاي ليبيدويي بوده و با رفع و كشف اين ناهنجاريها مي‌توان بيمار را درمان كرد. اين ادعا سبب شد كه وي را از مجمع پزشكان اخراج و او را متهم به انديشه‌هاي غير علمي نمايند. اين برخورد و اخراج، فرويد را مصمم ساخت تا براي اثبات نظر خود دست به تجربياتي بزند كه اين تجربيات منجر به پيدايي آراء و نظريات روان‌شناسانه او گرديد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 7:20 PM  توسط م.ک.  | 


 


نويسنده: ديوكس و رايتسمن

مترجم: حميد لطفي

1. خواهش كردن: در اين شيوه فرد با نشان دادن آسيب پذيري و درماندگي خود سعي مي كند حس ياري رساني را در فرد مورد نظر برانگيزاند يا به عبارت ديگر وي را به قبول خواست خود ترغيب كند.
2. استناد كردن به تخصص شخصي: در اين روش فرد سعي مي كند ادعا يا درخواستي را با توجه به مهارت يا تخصصي كه دارد توجيه و در نتيجه باوركردني سازد. .....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 12:16 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

نويسنده: راجر فيشر- ويليام اوري مترجم: مهدي قراچه داغي مي توان گفت كه مذاكره فرايندي ارتباطي براي رسيدن به تصميمي مشترك است .ارتباط، موضوع ساده اي نيست. حتي كساني كه منافع مشترك دارند و به ارزشهاي مشابهي هم معتقدند با آن دشواري دارند. نمونه اش هزاران زن و شوهري هستند كه پس از سي سال زندگي مشترك هنوز با انواع سوءتفاهمها دست به گريبان هستند در اين شرايط، چه جاي تعجب كه ميان مردمي بدون سابقه آشنايي و ميان آنها كه نه تنها يكديگر را خوب نمي شناسند، بلكه احتمالأ با هم خصومت و نسبت به هم سوءظن هم دارند......

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 12:15 PM  توسط م.ک.  | 






# حالات سيگار كشيدن


كشيدن سيگار يك نمود خارجي از مبارزه اي داخلي است كه ارتباط زيادي با اعتياد به نيكوتين ندارد. در واقع يكي از فعاليت هاي جايگزين است كه توسط مردم در جامعه پرتنش امروزه براي تخليه ي فشار هاي روحي كه بر اثر برخوردهاي اجتماعي و كاري به وجود مي آيد، به كار مي رود.به عنوان مثال، اغلب مردم در حالي كه دراتاق انتظار دندانپزشك منتظرهستند، فشار روحي را تجربه مي كنند. درحالي كه يك فرد سيگاري با سيگار كشيدن نگراني و ناراحتي خود را پنهان مي كند، افرادغيرسيگاري با انجام آداب ديگري پبغام مي دهند كه نياز به قوت قلب دارند. اين آداب شامل .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1384ساعت 12:13 PM  توسط م.ک.  | 

 
 خردمند چینی پیری در دشت پوشیده از برف ق
دم می زد که به زن گریانی رسید.پرسید:چرا می گریی؟     
چون به زندگی ام می اندیشم،به جوانیم، به زیبایی که در آینه می دیدم،
 و به مردی که دوست داشتم.خداوند بی رحم است که قدرت حافظه
 را به انسان بخشیده است.می دانست که من بهار عمرم را به یاد
 می آورم و می گریم.
مرد خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد ،به نقطه ای خیره شد
 و به فکر فرو رفت.زن از گریستن دست کشید.و پرسید:
در آنجا چه می بینید؟
    خردمند پاسخ داد:دشتی از گل سرخ.خداوند،آنگاه که قدرت
حافظه را به من بخشید،بسیار سخاوتمند بود .
می دانست در زمستان ،همواره میتوانم بهار را به یاد آورم...و لبخند بزنم.
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1384ساعت 5:2 PM  توسط م.ک.  | 

 
حکایت :
پروردگارا
 
خوشحال باشيد
 
زنده هستيد خوشحال باشيد...چون مدتي بسيار طولاني مرده خواهيد بود!
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 4:55 PM  توسط م.ک.  | 

 
eyes-as4-1 
 
خدايا!
 
 
من هر روز گناه کارت را ببخش
 
خدايا چطور بر من خشم نمي گيري؟
 
صبر تو کاسه صبر مرا لبريز کرد!
 
خشم تو در کجاي اين عالم خاکي پنهان شده؟
 
خدايا!ياد زيبايت را از خاطرم مگير
 
عشق عالم گيرت را از اين بنده حقيرت دريغ نکن
 
خدايا! شرمم مي آيد که مرا مي خواني و من رو بر مي گردانم
 
خدايا! شرمم مي  آيد که پاکي را از ياد برده ام
 
خدايا! شرمم مي آيد که عشق تو فراموشم شده
 
خدايا! يادت را از خاطرم دور مکن
 
مي دانم که مستي ام و هشياريم از اراده توست،
 
مي دانم که خواب و بيداريم از اراده توست
 
مهري که بر گوش و چشمم زدي باز کن
 
دلم بسته تر از هر روز، غرق در دنياي هوس،
 
عشق تو را به ياد نمي آورد
 
مي دانم که اينجايي، مي دانم که دوستم داري
 
مي دانم که نزديک تري به من، از خودم
 
خدايا پرده از رويم بردار تا عشقت وجودم را شعله ور کند
 
دلم طاقت دوري از تو را ندارد،
 
 خدايا می دانم که مرا نگاه میکی!
 
 توانم بده تا نگاهت کنم
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 4:52 PM  توسط م.ک.  | 

 
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم 
ساعتی بر لب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتی از اين عشق حذر کن
لحظه ای چند بر اين آب نظر کن
آب آيينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفرکن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به سنگ زدی من نرميدم نگسستم
بازگفتم که تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم 
اشکی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت
اشک در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد که دگر از تو جوابی نشنيدم
پای دردامن اندوه کشيدمنگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی ديگر از آن کوچه گذر هم
 
 
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
 
+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 6:54 PM  توسط م.ک.  | 

  
 
 
    
numenmail.com
 
 
گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نميرسد. اما
 
 اگر هر يک از آنها را برای چند بار در روز
 
 بخوانياثر عميقي در روح شما خواهد داشت. هر گفتار براي يک روز است
 
 .يکي از روزهاي زندگي شما که با تکرار این
 
 جملات و ورود مفهمومشان به ضمير ناخود آگاه شما خيلی زيبا تر خواهد
 
 شد . در هر حالي که هستيد به خصوص پيش از
 
خواب يکی از گفتار ها را تکرار کنيد .ابتدا با صداي بلند و کم کم به شکل
 
 زمزمه . آري به همين سادگي...

1. راز عشق در تواضع است . این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
 
 بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
 
 میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی
 
 است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت
 
 نگه میدارد.


2. راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
 
اگر عقاید شریک زندگی ات با
 
 عقاید تو متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن . احترام باعث
 
 می شود که او بتواند خودش باشد .
 

3. راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید . عشقی که آزادانه
 
 هدیه نشود اسارت است .
 

4. راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
 
 خوشحال کند ، کاری مثل دادن هدیه ای کوچک
 
 ،تحسین ، لبخندی از روی محبت . نگذار که جویبار محبت از کمی باران ،
 
 بخشکد.
 

5. راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین
 
 کنید . بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که
 
 زیبایی بروید . ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا غنچه
 
 های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود . برای
 
 اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

6. راز عشق در خوش مشربی است . شوخی با دیگران را فراموش نکن ،
 
 در ضمن مراقب شوخی هایت هم باش . شوخی
 
 نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن نیت باشد ،نه نیشدار .
 
ravioli


7. راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از
 
 یاد نبری . آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
 
 کوچک و زود گذر نیست ؟
 

8. راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
 
 و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری
 
 . با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص عصبانی

نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .قلبت را آرام کن . تنها به این
 
 وسیله است که می توانی چیز ها را آنگونه
 
 که هستند ، در یابی .
 

9. راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی . هر گز با فرض
 
 این که خودش این چیز ها را می داند ،از تحسین
 
 غافل نشو . مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت بگویی : دوستت دارم .
 
 گر چه احساسات بشری به قدمت نسل
 
 بشر است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

10. راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید . کم کم
 
 یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .
 
11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است برای تقویت گیرایی صدا ،
 
 باید آنرا از قلب برآورید ، سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت
 
 پیشانی برود تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .

اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن صدا باعث ایجاد
 
 شادی در دیگری خواهد شد .
 

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها
 
 پنجره های روح هستند . اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
 
 مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی و به خانه گرما و
 
 جذابیت ببخشی.
 

13. راز عشق دراین است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،
 
 زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز
 
 کن که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند نه بر مسائلی که بین شما
 
 فاصله می اندازد .
 

14. راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی . در حقیقت
 
 هیچ کس نمی تواند مال کسی شود . شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند
 
 . گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.

15. راز عشق در این است که شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت
 
 می پسندی حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود . همه چیز را همان
 
 طور که هست بپذیر ، تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :
 
نقاط قوت را تقویت کن ،

و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .

هرگز سعی نکن با سوزاندن ،

جلوی خونریزی زخم را بگیری .


16. راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که
 
 طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است . در عوض به راه حلی فکر کنی که
 
 در آینده از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .


17. راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز
 
 خودت برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر
 
 کنی . اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را
 
 میخواهی بگویی پیدا کند .


18. راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود .
 
 عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست . عشق انسان ها نسبت به
 
 یکدیگر بازتابی از عشق ازلی است خداوندگار آرامش کامل است


19. راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ، تا
 
همواره علی رغم همه اشتباهات ، تشنه رسیدن به کمال باشید ، چرا که
 
بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی میکند به سمت آرمان های
 
 جاودانه حرکت کند .

20. راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق
 
 واقعی میان دو انسان شود سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار
 
 است بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .


21. راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای
 
 لذت نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست . هر چه نفس قوی تر
 
 باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود
 
 
و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ، خودپرستی را در تو بیشتر و
 
بیشتر تقویت میکند . عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی
 
 آشکار میکند ،نه در لذت جویی .
 

22. راز عشق در مراعات حال دیگری است . هر قدر که ملاحظه حال
 
 دیگران را می کنی ، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .

23. راز عشق در این است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .
 
 جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی . این نیرو
 
 تنها با بخشش رشد میکند .
 
23. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است . نگذار که روزمرگی ها مثل
 
 سیم های کوک نشده ساز ، نغمه زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز
 
 تبدیل کند .
 

24. راز عشق در این است که در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با
 
 هم تنها باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید . لازم نیست
 
 برای سرگرم شدن حتما از محرکات خارجی استفاده کنید . قرار بگذارید که
 
 بیشتر با هم تنها باشید تا بتوانید خودتان باشید .
 

25. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید . مایع عشقتان را طوری
 
 نگه دارید که بتوانید گودالهایی را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.
 

26. راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید و از او
 
 قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .


27. راز عشق در استواری است . در فصول مختلف زندگی ، عشقتان را
 
 مانند کوه بلندی استوار ،
مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،
 
 که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دو ر آن گردش کنند
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1384ساعت 6:50 PM  توسط م.ک.  | 

 
دوست، نیاز برآورده شده ی شماست.
او، برایتان کشتزاریست که در آن با عشق بذرافشانی کردید و با سپاس، درو.
و او سفره و آتشدان شماست،
که با گرسنگی به سویش روانید و به سبب آرامش، او را می جویید.
 
وقتی دوستتان، اندیشه ی خویش را بر شما باز می گوید، در اندیشه تان، از گفتن (( نه)) و (( آری)) هراسی نمی کنید.
و چون سکوت می کند، قلبتان به شنیدن آوای قلبش می پردازد؛
که در دوستی، بدون کلمات، همه ی اندیشه ها، آرزوها و خواست ها زاده می شوند و با لذتی وصف ناشدنی شریک.
 
چون از دوستتان جدا شدید، اندوهگین مباشید؛
که بر آنچه بیش از هر چیز عشق می ورزید، در غیابش بر شما آشکار می شود، مثال کوهی از دور، برکوهنورد آشکار تر است.
بگذارید دوستی را، هدفی جز ژرفا بخشیدن به جان نباشد.
زیرا، عشقی که تنها در طلب افشای اسرار خویش است، عشق نیست، بلکه دامی است گسترده، برای صید بیهودگی ها.
 
بگذارید بهترین هایتان، برای دوستتان باشد.
اگر او باید آرامش را بشناسد، بگذارید که خروشتان را نیز بداند.
مگر دوستتان چیست که تنها، برای لحظات مرده به سراغش بروید؟
همیشه برای لحظه های زیستن او را بجویید.
که او باید نیازهایتان را پر کند، نه تهی بودنتان را.
در سرور دوستتان خندان باشید و در شادمانی اش شریک.
زیرا در شبنم این کوچک ترین هاست که دل، سحرگاه خویش را می جوید و دوباره تازه می شود.
 
جبران خلیل جبران
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1384ساعت 6:49 PM  توسط م.ک.  | 

سلام اولین قسمت از مجموعه 10 قسمتی درسهای اصول محبت رو در ایمیل قبلی تقدیم شما خوبان نمودم این هم قسمت دوم از این مجموعه

16
- گر مردم يكديگر را دوست مي داشتند تمام مسائل انسانيت حل مي شد.