تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"




نويسنده: پاتريشيا ايونز

مترجم: مرجان فرجي

ويژگيها و شكلهاي مختلف آزار كلامي
آزار كلامي عبارت است از كلماتي مهاجم و آسيب رساننده كه به دروغ از كسي سخن مي گويند يا باعث مي شوند شخص كذبي را باور كند........




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 12:19 PM  توسط   | 


 


مترجم: فرح ناز ميرقمي زاده

تا به حال برايتان پيش آمده است كه شبي را گذرانيده باشيد كه تأثير زيادي روي شما گذاشته باشد؟ هرچند نه به اين خاطر كه نشئه و از خود بي خود بوده ايد، - بلكه كاملأ برعكس ـ چيزي در شما به خوبي پيش نمي رفت، يا ـ بهترگفته باشم - آن طور كه تصورش را مي كرديد، پيش نمي رفت. قبل ازآن شب، هفته اي پر از مشغله فكري را پشت سر گذاشته بوديد ناآرام و عصبي و دستپاچه بوديد، حتي برايتان پيش نيامده بود كه از شدت كار و فعاليت تا ديروقت دربيرون از منزل سپري كرده باشيد. ولي ناگهان نيمه شب ميل كرديد كه همه چيز را به همسرتان تقديم كنيد. هنگام بازگشت به خانه، دسته گل رزي براي همسرتان خريديد. بعد از خوردن شام، همسرتان شروع به نوازش كردن سر و گردن شما كرده همان طوري كه مي دانيد كه چقدر به شما عشق مي ورزد. همه چيز به نظر مي رسيد كه طبق نقشه پيش مي رود همه چيز. تا آن قسمت به خصوص عضوي از بدن شما ـ همان عضو كاملأ قطعي و سرنوشت سازـ شما در حفظ تعادل دروني خود دچار تزلزل شده ايد و خود را با اين سؤال شديدأ خرد كرده ايد. چرا اين اتفاق افتاده است؟ از اول تا آخر چه شد؟ لعنت بر شيطان چه كاري برخلاف آن مي توانم انجام دهم؟ به هر ترتيب ابتدا بايد آرامش خود را حفظ كنيد. شما در دنيا تنها مردي نيستيد كه چنين اتفاق ناگواري برايش رخ مي دهد. دكتر نايل بوم معتقد است:«چنانچه مردان صادقانه سخن بگويند بايد اعتراف كند كه هر كدام از آن ها دست كم براي يك بارهم كه شده مزه ناتواني جنسي را تجربه كرده اند. اما اين مسأله نبايد شخص را به كلي نااميد كند يا حتي مسأله را خيلي جدي تلقي كند». دكتر باوم براساس حرفه و تجربيات خود بيان مي كند: « اين مسأله براي بسياري از مردان تكان دهنده است. آنها احساس مي كنند كه مردانگيشان از بين رفته است». متخصصان در اين امر تخمين مي زنند كه تقريبأ ده ميليون مرد درايالت متحده امريكا از ناتواني جنسي رنج مي برند. اين امر زماني مفهوم ناتواني جنسي تلقي مي شود كه مرد در موقعيتي نباشد كه حالت شهواني داشته باشد و تا رسيدن به اوج لذت جنسي بتواند خود را محكم نگه دارد. در اوايل سده 70 متخصصاني بر اين عقيده بودند كه اغلب مشكلات شهواني منشأ فيزيكي دارد. در اين بين پزشكان پي بردند كه تقريبأ فقط نيمي از مردان، ناتواني جنسي، دلايل فيزيكي و مشكلات عملكردي دارند كه حداكثربخشي از اين مشكل را مي توان بدان اختصاص داد. ولي لااقل نيمي ازآن هم مربوط به مشكلات رواني است. در اين جا متخصصان ما مواردي را به شما توصيه مي كنند:..................

 




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 12:18 PM  توسط   | 





نويسنده: اوته ارهارت

مترجم: فرحناز ميرقمي زاده

با وجود اين كه زنان از حقوق مساوي با مردان برخوردارند، اما به معناي واقعي مستقل نيستند و هنوز هم به استقلال كامل دست نيافته اند. آنها از فراز هزاران سال كه نقش زنان تحت ستم را داشتند، توانسته اند خود را فقط از نظر فرم روبنايي آزاد سازند. به دليل آن كه مطيع بودن و متابعت هنوز در انديشه هاي آنان باقي مانده است. آن ها اغلب در فرهنگ مطيع باقي مي مانند و مانند انسانهاي تحت ستم، اين روش را به كار مي گيرند تا به اهدافشان برسند. در يك هرم قدرتي خشك و غيرقابل انعطاف، مسلمأ فرهنگ مطيع يك راهكار معنايي را ميسر مي كند. .....

 




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 12:16 PM  توسط   | 

چنان‌كه از اتوبيوگرافي فرويد و زندگي او برمي‌آيد، وي كار خود را با هيستري‌شناسي آغاز كرده، پس از چندي بر اين باور مي‌شود كه بيماري هيستري ريشه در نهاد زنان دارد. بدين معنا كه وي اعتقاد داشت اين بيماري كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم افراد زيادي در غرب (به‌ويژه زنان) را به رفتارهاي جنون‌آميز كشانده بود، ناشي از ناهنجاريهاي ليبيدويي بوده و با رفع و كشف اين ناهنجاريها مي‌توان بيمار را درمان كرد. اين ادعا سبب شد كه وي را از مجمع پزشكان اخراج و او را متهم به انديشه‌هاي غير علمي نمايند. اين برخورد و اخراج، فرويد را مصمم ساخت تا براي اثبات نظر خود دست به تجربياتي بزند كه اين تجربيات منجر به پيدايي آراء و نظريات روان‌شناسانه او گرديد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 7:20 PM  توسط   | 


 


نويسنده: ديوكس و رايتسمن

مترجم: حميد لطفي

1. خواهش كردن: در اين شيوه فرد با نشان دادن آسيب پذيري و درماندگي خود سعي مي كند حس ياري رساني را در فرد مورد نظر برانگيزاند يا به عبارت ديگر وي را به قبول خواست خود ترغيب كند.
2. استناد كردن به تخصص شخصي: در اين روش فرد سعي مي كند ادعا يا درخواستي را با توجه به مهارت يا تخصصي كه دارد توجيه و در نتيجه باوركردني سازد. .....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 12:16 PM  توسط   | 

 

 

 

نويسنده: راجر فيشر- ويليام اوري مترجم: مهدي قراچه داغي مي توان گفت كه مذاكره فرايندي ارتباطي براي رسيدن به تصميمي مشترك است .ارتباط، موضوع ساده اي نيست. حتي كساني كه منافع مشترك دارند و به ارزشهاي مشابهي هم معتقدند با آن دشواري دارند. نمونه اش هزاران زن و شوهري هستند كه پس از سي سال زندگي مشترك هنوز با انواع سوءتفاهمها دست به گريبان هستند در اين شرايط، چه جاي تعجب كه ميان مردمي بدون سابقه آشنايي و ميان آنها كه نه تنها يكديگر را خوب نمي شناسند، بلكه احتمالأ با هم خصومت و نسبت به هم سوءظن هم دارند......

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 12:15 PM  توسط   | 






# حالات سيگار كشيدن


كشيدن سيگار يك نمود خارجي از مبارزه اي داخلي است كه ارتباط زيادي با اعتياد به نيكوتين ندارد. در واقع يكي از فعاليت هاي جايگزين است كه توسط مردم در جامعه پرتنش امروزه براي تخليه ي فشار هاي روحي كه بر اثر برخوردهاي اجتماعي و كاري به وجود مي آيد، به كار مي رود.به عنوان مثال، اغلب مردم در حالي كه دراتاق انتظار دندانپزشك منتظرهستند، فشار روحي را تجربه مي كنند. درحالي كه يك فرد سيگاري با سيگار كشيدن نگراني و ناراحتي خود را پنهان مي كند، افرادغيرسيگاري با انجام آداب ديگري پبغام مي دهند كه نياز به قوت قلب دارند. اين آداب شامل .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1384ساعت 12:13 PM  توسط   | 

 
 خردمند چینی پیری در دشت پوشیده از برف ق
دم می زد که به زن گریانی رسید.پرسید:چرا می گریی؟     
چون به زندگی ام می اندیشم،به جوانیم، به زیبایی که در آینه می دیدم،
 و به مردی که دوست داشتم.خداوند بی رحم است که قدرت حافظه
 را به انسان بخشیده است.می دانست که من بهار عمرم را به یاد
 می آورم و می گریم.
مرد خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد ،به نقطه ای خیره شد
 و به فکر فرو رفت.زن از گریستن دست کشید.و پرسید:
در آنجا چه می بینید؟
    خردمند پاسخ داد:دشتی از گل سرخ.خداوند،آنگاه که قدرت
حافظه را به من بخشید،بسیار سخاوتمند بود .
می دانست در زمستان ،همواره میتوانم بهار را به یاد آورم...و لبخند بزنم.
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1384ساعت 5:2 PM  توسط   | 

 
حکایت :
پروردگارا
 
خوشحال باشيد
 
زنده هستيد خوشحال باشيد...چون مدتي بسيار طولاني مرده خواهيد بود!
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 4:55 PM  توسط   | 

 
eyes-as4-1 
 
خدايا!
 
 
من هر روز گناه کارت را ببخش
 
خدايا چطور بر من خشم نمي گيري؟
 
صبر تو کاسه صبر مرا لبريز کرد!
 
خشم تو در کجاي اين عالم خاکي پنهان شده؟
 
خدايا!ياد زيبايت را از خاطرم مگير
 
عشق عالم گيرت را از اين بنده حقيرت دريغ نکن
 
خدايا! شرمم مي آيد که مرا مي خواني و من رو بر مي گردانم
 
خدايا! شرمم مي  آيد که پاکي را از ياد برده ام
 
خدايا! شرمم مي آيد که عشق تو فراموشم شده
 
خدايا! يادت را از خاطرم دور مکن
 
مي دانم که مستي ام و هشياريم از اراده توست،
 
مي دانم که خواب و بيداريم از اراده توست
 
مهري که بر گوش و چشمم زدي باز کن
 
دلم بسته تر از هر روز، غرق در دنياي هوس،
 
عشق تو را به ياد نمي آورد
 
مي دانم که اينجايي، مي دانم که دوستم داري
 
مي دانم که نزديک تري به من، از خودم
 
خدايا پرده از رويم بردار تا عشقت وجودم را شعله ور کند
 
دلم طاقت دوري از تو را ندارد،
 
 خدايا می دانم که مرا نگاه میکی!
 
 توانم بده تا نگاهت کنم
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 4:52 PM  توسط   | 

 
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم 
ساعتی بر لب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتی از اين عشق حذر کن
لحظه ای چند بر اين آب نظر کن
آب آيينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفرکن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به سنگ زدی من نرميدم نگسستم
بازگفتم که تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم 
اشکی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت
اشک در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد که دگر از تو جوابی نشنيدم
پای دردامن اندوه کشيدمنگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی ديگر از آن کوچه گذر هم
 
 
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
 
+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 6:54 PM  توسط   | 

  
 
 
    
numenmail.com
 
 
گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نميرسد. اما
 
 اگر هر يک از آنها را برای چند بار در روز
 
 بخوانياثر عميقي در روح شما خواهد داشت. هر گفتار براي يک روز است
 
 .يکي از روزهاي زندگي شما که با تکرار این
 
 جملات و ورود مفهمومشان به ضمير ناخود آگاه شما خيلی زيبا تر خواهد
 
 شد . در هر حالي که هستيد به خصوص پيش از
 
خواب يکی از گفتار ها را تکرار کنيد .ابتدا با صداي بلند و کم کم به شکل
 
 زمزمه . آري به همين سادگي...

1. راز عشق در تواضع است . این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
 
 بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
 
 میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی
 
 است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت
 
 نگه میدارد.


2. راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
 
اگر عقاید شریک زندگی ات با
 
 عقاید تو متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن . احترام باعث
 
 می شود که او بتواند خودش باشد .
 

3. راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید . عشقی که آزادانه
 
 هدیه نشود اسارت است .
 

4. راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
 
 خوشحال کند ، کاری مثل دادن هدیه ای کوچک
 
 ،تحسین ، لبخندی از روی محبت . نگذار که جویبار محبت از کمی باران ،
 
 بخشکد.
 

5. راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین
 
 کنید . بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که
 
 زیبایی بروید . ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا غنچه
 
 های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود . برای
 
 اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

6. راز عشق در خوش مشربی است . شوخی با دیگران را فراموش نکن ،
 
 در ضمن مراقب شوخی هایت هم باش . شوخی
 
 نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن نیت باشد ،نه نیشدار .
 
ravioli


7. راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از
 
 یاد نبری . آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
 
 کوچک و زود گذر نیست ؟
 

8. راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
 
 و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری
 
 . با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص عصبانی

نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .قلبت را آرام کن . تنها به این
 
 وسیله است که می توانی چیز ها را آنگونه
 
 که هستند ، در یابی .
 

9. راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی . هر گز با فرض
 
 این که خودش این چیز ها را می داند ،از تحسین
 
 غافل نشو . مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت بگویی : دوستت دارم .
 
 گر چه احساسات بشری به قدمت نسل
 
 بشر است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

10. راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید . کم کم
 
 یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .
 
11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است برای تقویت گیرایی صدا ،
 
 باید آنرا از قلب برآورید ، سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت
 
 پیشانی برود تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .

اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن صدا باعث ایجاد
 
 شادی در دیگری خواهد شد .
 

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها
 
 پنجره های روح هستند . اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
 
 مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی و به خانه گرما و
 
 جذابیت ببخشی.
 

13. راز عشق دراین است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،
 
 زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز
 
 کن که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند نه بر مسائلی که بین شما
 
 فاصله می اندازد .
 

14. راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی . در حقیقت
 
 هیچ کس نمی تواند مال کسی شود . شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند
 
 . گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.

15. راز عشق در این است که شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت
 
 می پسندی حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود . همه چیز را همان
 
 طور که هست بپذیر ، تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :
 
نقاط قوت را تقویت کن ،

و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .

هرگز سعی نکن با سوزاندن ،

جلوی خونریزی زخم را بگیری .


16. راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که
 
 طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است . در عوض به راه حلی فکر کنی که
 
 در آینده از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .


17. راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز
 
 خودت برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر
 
 کنی . اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را
 
 میخواهی بگویی پیدا کند .


18. راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود .
 
 عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست . عشق انسان ها نسبت به
 
 یکدیگر بازتابی از عشق ازلی است خداوندگار آرامش کامل است


19. راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ، تا
 
همواره علی رغم همه اشتباهات ، تشنه رسیدن به کمال باشید ، چرا که
 
بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی میکند به سمت آرمان های
 
 جاودانه حرکت کند .

20. راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق
 
 واقعی میان دو انسان شود سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار
 
 است بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .


21. راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای
 
 لذت نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست . هر چه نفس قوی تر
 
 باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود
 
 
و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ، خودپرستی را در تو بیشتر و
 
بیشتر تقویت میکند . عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی
 
 آشکار میکند ،نه در لذت جویی .
 

22. راز عشق در مراعات حال دیگری است . هر قدر که ملاحظه حال
 
 دیگران را می کنی ، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .

23. راز عشق در این است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .
 
 جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی . این نیرو
 
 تنها با بخشش رشد میکند .
 
23. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است . نگذار که روزمرگی ها مثل
 
 سیم های کوک نشده ساز ، نغمه زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز
 
 تبدیل کند .
 

24. راز عشق در این است که در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با
 
 هم تنها باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید . لازم نیست
 
 برای سرگرم شدن حتما از محرکات خارجی استفاده کنید . قرار بگذارید که
 
 بیشتر با هم تنها باشید تا بتوانید خودتان باشید .
 

25. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید . مایع عشقتان را طوری
 
 نگه دارید که بتوانید گودالهایی را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.
 

26. راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید و از او
 
 قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .


27. راز عشق در استواری است . در فصول مختلف زندگی ، عشقتان را
 
 مانند کوه بلندی استوار ،
مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،
 
 که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دو ر آن گردش کنند
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1384ساعت 6:50 PM  توسط   | 

 
دوست، نیاز برآورده شده ی شماست.
او، برایتان کشتزاریست که در آن با عشق بذرافشانی کردید و با سپاس، درو.
و او سفره و آتشدان شماست،
که با گرسنگی به سویش روانید و به سبب آرامش، او را می جویید.
 
وقتی دوستتان، اندیشه ی خویش را بر شما باز می گوید، در اندیشه تان، از گفتن (( نه)) و (( آری)) هراسی نمی کنید.
و چون سکوت می کند، قلبتان به شنیدن آوای قلبش می پردازد؛
که در دوستی، بدون کلمات، همه ی اندیشه ها، آرزوها و خواست ها زاده می شوند و با لذتی وصف ناشدنی شریک.
 
چون از دوستتان جدا شدید، اندوهگین مباشید؛
که بر آنچه بیش از هر چیز عشق می ورزید، در غیابش بر شما آشکار می شود، مثال کوهی از دور، برکوهنورد آشکار تر است.
بگذارید دوستی را، هدفی جز ژرفا بخشیدن به جان نباشد.
زیرا، عشقی که تنها در طلب افشای اسرار خویش است، عشق نیست، بلکه دامی است گسترده، برای صید بیهودگی ها.
 
بگذارید بهترین هایتان، برای دوستتان باشد.
اگر او باید آرامش را بشناسد، بگذارید که خروشتان را نیز بداند.
مگر دوستتان چیست که تنها، برای لحظات مرده به سراغش بروید؟
همیشه برای لحظه های زیستن او را بجویید.
که او باید نیازهایتان را پر کند، نه تهی بودنتان را.
در سرور دوستتان خندان باشید و در شادمانی اش شریک.
زیرا در شبنم این کوچک ترین هاست که دل، سحرگاه خویش را می جوید و دوباره تازه می شود.
 
جبران خلیل جبران
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1384ساعت 6:49 PM  توسط   | 

سلام اولین قسمت از مجموعه 10 قسمتی درسهای اصول محبت رو در ایمیل قبلی تقدیم شما خوبان نمودم این هم قسمت دوم از این مجموعه

16
- گر مردم يكديگر را دوست مي داشتند تمام مسائل انسانيت حل مي شد.
17 -  آن كه همواره به حقيقت توجه دارد، با همنوع خود به مهرباني رفتار مي كند.
18 - محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد. زيرا هيچ چيز لطيف تر از محبت نيست.
19 - يك هديه با ارزش كه هرگز فراموش نمي شود مهرباني و محبت است.
20 - قايق محبت حتي بر كوه صعود مي كند.
21 - در جهان ، يگانه مايه نيكبختيِ انسان ، محبت است.
22 - زندگي اگر با عاطفه و محبت درآميخته  نباشد گوارا و زنده نخواهد بود.
23 - كلمات مهرانگيز ممكن است كوتاه باشند، اما طنين رسايي دارند.
24 - بهترين وسيله براي دفع دشمنان ازدياد دوستان است.
25 - ايجاد حس دوستي و صميميت ، زمينه ساز امنيت است.
26 - براي برقراري رابطه دوستانه و رسيدن به حسن تفاهم ، طرح و حل اختلافات ، مفيدتر از سرپوش گذاشتن بر روي آنهاست.
27 - خنده صادق ترين واكنش انسان است كه تحت اختيار او نيست، خنده هديه بهشت و مهرباني خداوند است و سبب ايجاد و تقويت دوستي مي شود.
28 - اگر با دوستي و محبت زندگي كنيد زندگي در دنياي امن را مي آموزيد.
29 - اگر با توافق زندگي كنيد دوست داشتن خود را مي آموزيد.
30 - براي  دوست داشتن ، فرصت هاي نامحدودي وجود دارد و همه ما نيز استعداد ابراز آن را داريم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 6:48 PM  توسط   | 

 
 اين روزا اگه کسی بهم نزديک شه ،
 يه حسی بهم ميگه :
 بيگانه را به خانه را نده ٬  او به قصد غارت آمده است ...
  
 نمی دانم چگونه می توانم همه را دوست داشته باشم ،
 همه را ... زشت و زيبا و مورچه و ديوار را
 همه را دوست داشته باشم و ... و دلبسته به هيچکس نباشم
 دلبسته بودن , شبيه طنابی در گردن داشتن است
 بايد مواظب باشی و گرنه
 يا خودت از دست می روی يا طناب بيچاره پاره می شود ...
 اگر خودت از دست بروی , دو حالت دارد
 يا طناب برای هميشه نعش خاطرات تو را , آويزان بر خودش حفظ می کند
 و يا از گردن بی جان تو بر گردن تازه نفسی ديگر می افتد ...
 و اگر طناب پاره شود ،
 يا تو در چاله های تاريک سردرگمی سقوط می کنی
 و يا دنبال طنابی ديگر برای آويزان کردن خودت می گردی ...
 رسم زندگی همين است
 و رسم عاشقی ..
 
.
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 6:47 PM  توسط   | 

 
 
 من شادم، بگذار تو را هم شاد كنم
من اميدوارم، بگذار تو را هم اميدوار كنم
چند روزه عمر مي گذرد، چه بخواهي چه نخواهي
بگذار هر چه محبت دارم نثارت كنم
منو تو محكوميم، محكوم به زندگي
منو تو هم قفسيم، قفسي بنام دنيا و زمين
پس بيا شاد باشيم، خوبي و صفا باشيم
همه رو دوست داشته باشيم
براي همه خوبي و شادي بخواييم
گلها رو لگد نكنيم، چشمهارو باروني نكنيم
همه رو همه چيو دوست داشته باشيم
ما همه مسافريم، يه روز سفر به آخر ميرسه
خدا مي دونه كي مي رسه
چه خوب كه با خوبي باشه
آخر سفر با شادي و محبت باشه
  
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 6:35 PM  توسط   | 

 
محبت و دوستي ( قسمت سوم )
 
31  - ين تصور كه شايد زمان بهتر و مناسب تري براي دوست داشتن وجود داشته باشد، براي بسياري از مردم به بهاي عمري تأسف خوردن تمام شده است.
32  - غلب ما با خود بيگانه ايم؛ نمي دانيم كه هستيم و از ساير بيگانگاني كه نمي دانند چه كسي هستيم مي خواهيم كه ما را دوست بدارند.
33 - در زندگي فقط يك سعادت وجود دارد: محبت كردن و مورد محبت واقع شدن .
34 - هر خرد و مذهب كهن  چيزي مشابه را به شما مي گويد ؛  فقط براي خودتان زندگي نكنيد، براي ديگران نيز زندگي كنيد. به درون خود فرو نرويد، زيرا خود به زنداني گرفتار خواهيد شد كه رهايي ندارد.
35 - راه  دوست داشتن هر چيز درك اين واقعيت است كه امكان دارد هر لحظه آن چيز از دست برود.
36 - ما مردم را به اندازه كارهاي خوبي كه براي ما كرده اند دوست نمي داريم، بيشتر براي كارهاي خوبي كه  براي آنها كرده ايم دوست داريم.
37 -  داستان بسيارغم انگيز زندگي فناپذيري انسان ها نيست، بلكه اين است كه آنان روزي مهلت براي دوست داشتن را از دست مي دهند.
38  - با دقت گوش كردن به ديگران باعث مي شود بفهمند كه شما آنها را دوست داريد و اين كار باعث ايجاد اطمينان مي شود، يعني همان چيزي كه اساس يك ارتباط دوستانه است.
39  - هر چه بيشتر سعي كنيد كه عزت نفس را در ديگران افزايش دهيد ، خودتان را نيز بيشتر دوست خواهيد داشت و براي خودتان احترام بيشتري قائل خواهيد شد.
40 - براي ايجاد و حفظ روابط دوستانه بايد اول خودتان يك فرد دوست داشتني باشيد.
41 - حساسيت بيش از حد يا شخصي كردن مسائل يكي از دلايل اصلي بروز مشكل در برقراري روابط با ديگران است.
42 - هر چه بيشتر تلاش كنيد كه به زور رابطه خوبي با ديگران ايجاد كنيد كمتر موفق خواهيد شد.
43 - براي ايجاد يكي رابطه خوب كافي است فقط راحت باشيد، خودتان باشيد و از لحظاتي كه با ديگران هستيد لذت ببريد.
44 - كليدِ داشتن روابط خوب با ديگران پذيرش آنها به همان صورتي است كه هستند.
45 - هر چقدر خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد ، بهترعمل مي كنيد و هر چقدر بهترعمل كنيد خودتان را بيشتر دوست خواهيد داشت.
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1384ساعت 6:45 PM  توسط   | 

 

روانشناسی مدیریت بطور کلی به بررسی مسائل و جنبه‌های روانشناختی مدیریت می‌پردازد. یک مدیریت موفق و خوب با استفاده از تکنیکها و روشهایی که نتیجه یافته‌های روانشناسی در حوزه مدیریت است می‌تواند به اثر بخشی برسد. شناسایی سبکهای رهبری و مدیریت یکی از حوزه‌های مهم که در روانشناسی مدیریت مطرح است شناسایی انواع روشهای مدیریتی است. روشن است مدیران مختلف سبکهای مختلفی از رهبری و مدیریت را دارا هستند......

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 دی1384ساعت 11:27 PM  توسط   | 

 

 
شکست را چگونه تعریف می کنند؟ گفتند: شکست یعنی تو یک انسان
 
در هم شکسته ای! گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده
 
ام. گفتند شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای. گفت نه! شکست
 
یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام. گفتند : شکست یعنی تو یک آدم
 
احمق بودی. گفت نه! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و
 
جسارت داشته ام. گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی.
 
گفت : نه شکست یعنی می باید از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت
 
کنم. گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی گفت: شکست
 
یعنی من هنوز کامل نیستم. گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف
 
کردی. گفت نه! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.
 
گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی! گفت : نه! شکست
 
یعنی من باید بیشتر تلاش کنم.
 
 
+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1384ساعت 6:41 PM  توسط   | 

 
تقدیم به کسی که خالصانه عاشقانه دوستش دارم و خواهم داشت
 
 
 
 
چند قطره بلورین باران از حجاب تیره ابر به گیسوان گسترده کویر چکید و ذره ذره در دل خاک آرمید به شوق این که آبی شیرین به بوته گلی هدیه می شود. گیاه در دل شب غنچه بر آورد و در سپیده سحر لبخند نمکین خود را به آفتابی که تازه از مشرق سرک کشیده بود
ارزانی داشت      
با من حرف بزن
با من بیا تا با هم در جاده باران زده گام نهیم، با من حرف بزن، از باران، از صفا، از یکرنگی و از صداقت، از محبت بگو تا رها شوم ازخود. نگذار در پیلۀ تنهایی خود فرو روم. با من از بوی نم خاک باران خورده حرف بزن. با من بیا و مرا با طروات و شادابی گلها و برگ های سبز باران دیده آشنا کن. نگذار رقیبان شاهد تنیدن تار های خلوت و انزوایم باشند.              
مرا باور کن
مرا صدا بزن صدایت آرامم می کند. باور کن دلی را که صادقانه، احساس تو را درک می کند. کاش می توانستم تمام بغض های دوری و غربت تو را در خود بکشم، من تو و مهربانی هایت را بدست لطیف باران می سپارم و تمام خوبی هایت را پر از بوی باران می کنم
 
ای نوید یک پگاه پر فروغ                                 در دل شب های تاریک و سیاه
ای چنان دریاچه آرام و وسیع                              در طلوع روشنای صبحگاه
ای تو تفسیر محبت های ناب                               ای صفای هر چه عاشق در دلت
شاید از روز ازل پروردگار                                  مهربانی را سرشته با گلت
آسمان ها خط سیر روح تو                                 ای که خوبی در تو معنا می شود
می توانم با تو سر گیرم ز خویش                          شور اوجم با تو پیدا می شود
ای علیرضا ای گل یکتای من                                 دوستت دارم، بسان نو بهار
دوستت دارم، چنان باران عشق                              بر ضمیرم، تا همیشه تو ببار
 
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه های گل های نیلوفر صدا کردم.
 تمام شب برای با طروات ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام روییده اند با حسرت جدا کردم.
 و تودر
پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی، دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی. و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم. کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد نمی دانم چرا؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
 
چه سنگین شده سایه ات                                       شلوغه سرت انگار
یه لحظه تو رو دیدن                                            چقدر مشکله ای یار
گمون می کنم این بار                                            یکی زیر سرت هست
چقدر تلخه ولیکن                                                کسی دور و برت هست
حواست پیش من نیست                                         فقط فکر فراری
نه یک نامه کوتاه                                                نه حرفی نه قراری
چه ابری شده چشمام                                            چه داغون و خرابم
من از عمق نگاهت                                               به دنبال جوابم
چقدر نامه نوشتم                                                 چقدر اسمتو گفتم
ولی از تو عزیزم                                                  کلامی نشنفتم
کسی دور و برت هست                                          که سنگین شده سایه ات
دلم تنگه برای                                                      همون گوشه کنایه ات
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 دی1384ساعت 6:33 PM  توسط   | 

 

 

قصه عاشق
 

روزي پير معرفتي، يکي از شاگردانش را ديد که زانوي غم بغل گرفته و گوشه
اي غمگين نشسته است. نزد او رفت و جوياي حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود
و از بي وفايي يار صحبت کرد و اين که دختر مورد علاقه اش به او جواب
منفي داده و پيشنهاد ازدواج ديگري را پذيرفته است. شاگرد گفت که سالهاي
متمادي عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه
مرد ديگر او احساس مي کند بايد براي هميشه با عشقش خداحافظي کند.
استاد پير با تبسم گفت : اما عشق تو به دخترک چه ربطي به او دارد ؟

شاگرد با حيرت گفت : ولي اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان هم در وجود
من نبود ؟!
استاد پير با لبخند گفت : چه کسي چنين گفته است. تو اهل دل و عشق
ورزيدن هستي و به همين دليل آتش عشق و شوريدگي دل تو را هدف قرار داده
است. اين ربطي به دخترک ندارد. هرکس ديگر هم جاي دختر بود تو اين آتش
عشق را به سمت او مي فرستادي. بگذار دخترک برود! اين عشق را به سوي
دختر ديگري بفرست .
مهم اين است که شعله اين عشق را در دلت خاموش نکني. معشوق فرقي نمي کند
چه کسي باشد ! دخترک اگر رفت، با رفتنش پيغام داد که لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد.
چه بهتر ! بگذار او برود تا صاحب واقعي اين شور و هيجان فرصت جلوه گري

و ظهور پيدا کند ! به همين سادگي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1384ساعت 6:29 PM  توسط   | 

 
تفاوت های احساسی بين زن و مرد…  
                           
 
يكی از موارديكه هميشه گريبانگير دخترها و پسرها بوده است
 
عدم درك تفاوتهای احساسی بين آنها می باشد.دخترها می
 
خواهند بدانند كه چرا مردها اينقدر سردند!واحساس توی
 
مخشان نميرود!…
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 دی1384ساعت 6:25 PM  توسط   | 

به همه عشق بورز به تعداد کمی

 

 اعتماد کن و به هیچ

 

کس بدی نکن

 

 

 اسپنوزا
 
 
              
 
می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا
 
اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر
 
 دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم
 
 تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم
 
 بی پروا به آغوش صاحبم
 
که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم .
 
 اما نه ..... چه خوب است که همین
 
 انسان خاکی باشم اما سنگ
 
 
 به سرم نخورد کسی دلم را نشکشند
 
 و مشکلات مرا از پای درنیاورد.
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 دی1384ساعت 6:20 PM  توسط   | 

 
 
يك ازدواج موفق با 10 فرمان زنانه و۱۰ فرمان مردانه
 
 
محمد كياسالار
پارسال يا پيرارسال سريالي از تلويزيون پخش مي شد كه اول و آخرش، خواننده اي مي خواند: سادگي آسونه، اما ساده موندن خيلي سخته. . . راست مي گفت. عاشق شدن هم همين طوري است. عاشق شدن خيلي آسان تر است از عاشق ماندن، البته مشروط بر اين كه در تعريف عشق زياد مته به خشخاش نگذاريد، اما روان شناسان دستورالعمل هايي دارند كه لااقل خودشان معتقدند عمل كردن به آن ها، عاشق ماندن را آسان مي كند؛ البته روان شناسان در تعريف عشق، چندان مته به خشخاش نمي گذارند. .....
 
 

 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1384ساعت 8:8 PM  توسط   | 

ای بزرگ ! ای مهربان ! ای بخشاينده و ای عاشق!   ای صاحب غروب زيبا! ای خالق باران رحمت ! ای بخشاينده هر گناه و معصيت!  ای رئوفا! ای شکورا! ای قادر بی انتها! ای مطلق هر چيز ! ای مسلط بر هر امور!  ای صاحب هر نسيم ! ای فرمانبردان موجهای سرکش! ای خالق مخلوق!  ای شاهد هر ماجرا! ای پديدآورنده هر اتفاق!  ای نازنين مهربان!

 

 

ای قدرت مطلق! ای برازنده  سلطنت!  ای نگاه دارنده ايمان ما! ای فرمانده آتش ! ای فرمانده آب و خاک و باد  ای طرفه نگار بی رقيب ! ای معشوقه من در عشق بازی! ای گستره قدرت و جلال!  ای شکافنده دو دريا! ای زنده کننده هر مرده ای ! ای بينا کننده هر کوری!  ای آنکه بی اذن تو برگی از شاخه جدا نمی شود و قطره از آسمان نمی بارد!  ای گم شده در هستی و محيط! ای خاق صدای زيبای بلبل! ای تمام معنی هر

 

چه زيبائی است!  ای پديدار کننده مه و باران! ای جاری کننده رود در جنگل! ای خالق بوی خاک پس از باران!  تو را به وجودت قسم! تو را عشقی که در درون دو دل تنها قرار داده ای! تو را به لحظه ای که دلها برای شنيدن صدايت می تپد ! تو را قسم به لحظه لقايت!  از گناهان ما بگذر - ما را در کنار خودت محشور کن - ما را به رضايت به بهشت بفرست ما را به لياقتمان راهی رضوانت کن  خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای جهانيم

+ نوشته شده در  شنبه 3 دی1384ساعت 4:50 PM  توسط   |