

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"


|
ماركوس اورليوس مي گفت: فقط رؤياهاي بزرگ قدرت دارند كه روح انسان را به حركت دربياورند. برايان تريسي احتمالا از همين جمله، الهام مي گيرد و مي گويد: براي اين كه رؤيايت به حقيقت بپيوندد، بايد رؤيايي داشته باشي. به عقيدة او، نقطة شروع موفقيت در كسب و كار، نقطة شروع از آينده است. او براي تمرين شروع از آينده به ما توصيه مي كند:
زمان را در ذهن تان 5 سال به جلو ببريد. خيال كنيد كه مثلا 5 سال از اين تاريخ، گذشته و الان زندگي شما از هر جهت كامل است. تصوير واضحي از زندگي ايده آل تان براي 5 سال آينده در مقابل چشمان تان ترسيم كنيد. خب، شما در آن تصوير، به چه كاري مشغول ايد؟ كجا و چگونه زندگي مي كنيد؟ با چه كساني معاشرت داريد؟ درآمدتان چقدر است؟ و... هر چقدر تصويري كه از آينده تان خلق مي كنيد واضح تر و شفاف تر باشد، احتمال دستيابي تان به آن بسيار بيشتر خواهد شد. هر تغيير روشي كه براي رسيدن به آن تصوير شفاف احتياج داريد، آرام آرام در زندگي تان شروع كنيد. توماس كارلايل مي گويد: كسي كه هدفش روشن باشد، حتي در ناهموارترين مسيرها هم به آساني جلو مي رود. اما كسي كه هدفش روشن نيست، در هموارترين راه ها هم پيشرفت خوبي نخواهد داشت. پس قدم اول، اين است: ترسيم دقيق هدف با تعيين جزئيات.
حالا روي كاغذ فكر كنيد. دلخواسته هايتان را به صورت اهدافي روشن و واضح، روي كاغذ بياوريد و يك برنامة كاري براي خودتان بنويسيد. برايان تريسي، يك فرمول سادة پنج مرحله اي براي اين منظور ارائه مي دهد:
۱) دقيقا مشخص كنيد كه در هر حوزه از زندگي تان، به خصوص در مورد وضعيت مالي، هدف تان چيست و چه مي خواهيد؟ ايده آل هايتان را روي كاغذ بياوريد.
۲) براي رسيدن به هر كدام از اين اهداف، زمان بندي خاص معين كنيد. اگر يكي از اهداف تان خيلي بزرگ است، آن هدف را به اهداف كوچك تر تقسيم كنيد و براي رسيدن به هر هدف، زمان بندي كنيد.
۳) فهرستي از كلية اقدامات ضروري براي دست يابي به هر هدف را تعيين كنيد و مرتبا مواردي را به اين فهرست اضافه كنيد تا تكميل شود. براي تكميل اين فهرست، بهتر است كه از همفكري دوستان و نزديكانتان هم كمك بگيريد.
۴) فهرست تكميل شده را بر حسب درجة اهميت، اولويت بندي كنيد تا برنامه كاري تان به دست آيد. به دقت مشخص كنيد كه براي رسيدن به هر هدف، از كجا بايد شروع كنيد و به ترتيب، چه مراحلي را بايد پشت سر بگذاريد.
۵) بر اساس برنامه اي كه تدوين كرده ايد، بلافاصله شروع به كار كنيد و هر روز، كاري بكنيد كه يك قدم به هدف تان نزديك تر شويد.
پس از تهية اين ليست، از خودتان بپرسيد كه دست يابي به كدام يك از اين اهداف ، بيشترين تأثير را در زندگي شما خواهد گذاشت؟ با پاسخ صريح به اين سؤال، مهم ترين و نخستين هدف تان تعيين مي شود. براي رسيدن به اين هدف، زمان خاص و برنامة خاصي تعيين كنيد و بر اساس اين برنامه، عمل كنيد. هر روز اقداماتي را انجام بدهيد كه به هدف تان نزديك تر و نزديك تر شويد.
اگر مشغول كاريد، هرچه زودتر مصمم شويد كه بيشتر و بهتر كار كنيد. فرمول برايان تريسي براي اين منظور، فرمول اضافه بر۴۰ است. طبق اين فرمول، فقط 40 ساعت كار در هفته براي گذران زندگي كافي است و هر ميزاني كه اضافه بر آن كار كنيد، در جهت كسب موفقيت است. او مي گويد: اگر۴۰ساعت در هفته كار كنيد، فقط يك زندگي معمولي خواهيد داشت. هرگز پيشرفت چشمگيري در زندگي تان به وجود نخواهد آمد، اما هر ساعت كار اضافه بر۴۰ براي سرمايه گذاري در آينده است. حقيقت اين است كه در دنياي موفقيت، هيچ جايگزيني براي كار سخت و طولاني وجود ندارد. توصية برايان تريسي بين 60 تا 80 ساعت كار در هفته براي شروع يك كار موفقيت آميز است. او توصيه مي كند كه:
در تمام ساعات كاري تان كار كنيد. وقت تلف نكنيد. وقتي مي خواهند سر صحبت را با شما باز كنند و
شما را از كارتان بيندازند، بي تعارف به آن ها بگوييد كه كار داريد و بايد برگرديد سر كارتان. او يك توصية ديگر هم دارد كه به گمان خودش، مي تواند كارايي تان را دوبرابر كند: يك ساعت زودتر از ديگران در محل كارتان حاضر شويد. در وقت ناهار كه ديگران حضور ندارند، كار كنيد و عقب افتاده هاي كاري تان را سر و سامان بدهيد. در پايان روز هم يك ساعت بيشتر بمانيد و كار كنيد. شما تنها با صرف همين دو ساعت مفيد، مي توانيد كارايي تان را تا دوبرابر افزايش بدهيد.
دنيس ويتلي مي گويد: يادگيري مستمر، شرط لازم براي كسب موفقيت در هر كسب و كاري است. برايان تريسي هم اعتقاد دارد كه يادگيري مستمر، كليد موفقيت در قرن بيست و يكم است. او مي گويد: هر روز بين نيم ساعت تا يك ساعت را صرف مطالعه در رشتة كاري تان كنيد. مطالعه براي ذهن، مثل ورزش براي بدن است. يك ساعت كتاب خواندن در هر روز، يعني خواندن يك كتاب طي يك هفته و خواندن۵۰ كتاب طي يك سال. شما اين طوري برتري شگفت انگيزي نسبت به بقية همكارانتان پيدا خواهيد كرد. تا حد امكان، در دوره ها و سمينارهاي مفيدي كه در رشتة شما برگزار مي شود، شركت كنيد. تصميم بگيريد كه از امروز، يك دانشجوي جديد براي رشته كاري تان باشيد و روز به روز، به حجم اطلاعات و مهارت هاي كاري تان اضافه كنيد.
اين جملة كندي هم حرف برايان تريسي را تائيد مي كند كه: اگر در شغل تان مهارت بالايي به دست بياوريد، هيچ چيزي نمي تواند جلوي پيشرفت تان را بگيرد. قانون تركيب اطلاعات مي گويد: كسي كه بتواند در هر رشته اي بيشترين اطلاعات را با هم تركيب كند و از آن ها به نحو مناسبي استفاده كند، به زودي به بالاترين سطح ممكن در آن حرفه مي رسد.
|
|
|
|

| ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
اكثر كارشناسان عقيده دارند كه ازدواج و هرگونه رابطه دراز مدت طي مراحل مشتركي تكامل مي يابند:
1- مرحله عشق ورزي و ماه عسل: در اين مرحله زوجين سرخوش از شور و صميميت موجود در رابطه خود بسر ميبرند. همچنانكه آنها خود را معطوف كشف يكديگر و قسمت كردن لحظات زندگي با يكديگر ميكنند، تفاوتها و اختلافات نسبتا بي اهميت جلوه ميكنند. (و حتي ممكن است مهيج نيز باشند)در اين مرحله كشش جنسي معمولا نيرومند است. اغلب زوجين تصور ميكنند تمام مشكلات موجود در رابطه شان بطور طبيعي در طول زمان تنها توسط عنصر عشق به عنوان يك انگيزه مكفي به خودي خود حل خواهند گشت. برخي اوقات اين مرحله تا اوايل ازدواج تداوم مي يابد اما امكان دارد مرحله بعدي(واقعيت) حتي پيش از مراسم عروسي پا به عرصه وجود بگذارد و موجب دلسردي در زوجين گردد.
2- مرحله واقعيت: در اين مرحله زوجين با قرار گيري در موقعيتهايي كه بيشتر با آنها مواجه نگشته بودند، از خود و يكديگر به شناخت بيشتري دست مي يابند. برخي موقعيتهايي كه با آن روبرو ميگردند امكان دارد با تصورات و توقعات پيشين همخواني نداشته و در تضاد باشد. درست پس از ازدواج موارد بسيار زيادي براي ناسازگاري و مخالفت بر خلاف دوران دوستي، نامزدي و يا زندگي مشترك پديدار ميگردد. احساساتي همچون ياس، تنهايي و ديگر واكنشها پس از پايان پذيرفتن دوران خوش اوايل ازدواج كاملا طبيعي ميباشد.
به سبب طبيعت چالش انگيز اين مرحله، 2 سال نخست زندگي زناشويي از بالاترين ريسك روابط نامشروع و طلاق برخوردار ميباشد. بسياري از زوجين اين دوره گذار طبيعي را با ناسازگاري و عدم تفاهم سوء تعبير كرده و غالبا نگران آنند كه در گزينش خود مرتكب اشتباه گشته اند. و همچنين از در ميان گذاردن اين واكنشها با همسر خود شرمسار و نگران ميباشند، به خصوص زماني كه از طبيعي و هنجار بودن اين واكنشها آگاه نباشند.
در اين مرحله روابط جنسي به يك نوع فعاليت روزمره بدل ميگردد. برخي افراد احساس ميكنند كه آن"شور" و "بارقه" از رابطه شان رخت بر بسته است. اين يكي ديگر از فاكتورهايي ميباشد كه زوجين نسبت به آن دچار سوء تعبير ميگردند. زوجيني كه فعالانه سعي در حفظ صميميت و عشق در رابطه خود نداشته باشند ديري نميپايد كه احساس بيگانگي و از هم گسيختگي خواهند كرد.
3- مرحله سازگاري: در اين مرحله زوجين ميكوشند تا رابطه خود را با آگاهي يافتن از نيازهاي خويش و كنار آمدن با تفاوتها و زمينه هاي ناسازگاري، اين بار بر پايه حقايق و منطق بنا نهند.
4- مرحله تحول و موفقيت: در اين مرحله زوجين از مزاياي ازدواج كه سبب برآورده ساختن نيازها و فراهم آوردن يك تكيه گاه و پشتيبان دو جانبه گشته شادمان و بر خوردار ميگردند. همچنانكه زوج تجارب پر فراز و نشيب زندگي را با يكديگر قسمت ميكنند، اين خود منجر به يك صميميت عميق تر در بين آن دو خواهد گشت.
|
|
|
به شما می گوید که برای مهمانی شام همراهیتان می کند، و به نظر می رسد که واقعاً علاقه مند به این کار است. بعداً برای اینکه او را مجبور به این کار کرده اید عصبانی می شود. این به نظرتان آشنا نبود؟
مردها و زنها موجوداتی کاملاً متفاوت هستند. مردها معمولاً رک و راست هستند، اما به نظر نمی آید که زن ها آنقدرها هم مستقيم باشند. شما هیچوقت نمی توانید بفهمید که منظور و مقصود واقعیشان چیست و در دلشان چه می گذرد.
اما نا امید نشوید. در اینجا می خواهیم شما را با منظور واقعی خانم ها آشنا کنیم.
در جواب به دعوت دوستی شما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می گوید: "نمی خواهم دوستیمان را خراب کنم." منظورش این است که: "از تو به عنوان یک دوست پسر خوشم نمی آید و اینقدرها برایم جذاب نیستی که با تو بیرون بروم، اما به عنوان دوستی معمولی قبولت دارم."
چرا این کار را می کند: احتمالاً می خواهد دوستی عادیش را با شما حفظ کند و نمی خواهد که با گفتن بی علاقگیش به شما احساساتتان را جریحه دار کند. شما چه باید بکنید: آن را به خود نگیرید. او فقط به اندازه ی شما بهتان علاقه ندارد. سعی کنید دوستی نرمالتان را با او ادامه دهید.
می گوید: " الان سرم از نظر کاری خیلی شلوغ است." منظورش این است که: دوست ندارم تو را هم جزئی از برنامه ی روزانه ام قرار دهم.
چرا این کار را می کند: می خواهد به راحت ترین شیوه شرتان را از سرش کم کند. به جای اینکه با بی ادبی این کار را بکند، طوری حرف می زند که خودتان موضوع را بگیرید.
شما چه باید بکنید: اگر زنی یک مرد را دوست داشته باشد، همیشه می تواند برایش وقت پیدا کند. هر چقدر هم که برنامه ی کاریش سنگین باشد. پس خودتان را گول نزنید که ممکن است این وضعیت تغییر کند. دنبال کار خودتان بروید.
می گوید: "آیا در حال حاضر با کسی رابطه داری؟"
منظورش این است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.
چرا این کار را می کند: می خواهد بداند که وقتش را برای مردی که کس دیگری را زیر سر دارد تلف نمی کند.
شما چه باید بکنید: صادقانه به او جواب دهید و بعد منتظر عكس العملش شويد.
هنگام قرار ملاقات
ـــــــــــــــــــــــــــــ می گوید: "آیا واقعا می خواهی به آن رستوران/سینما/مهمانی بروی؟"
منظورش این است که: من آنجا را دوست ندارم.
چرا این کار را می کند: نمی خواهد به آنجا برود ولی نمی خواهد سمج و لجباز هم به نظر بیاید. امیدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه دیگری بریزید.
شما چه باید بکنید: اگر واقعاً دوست دارید که به آن مکان بروید، سرسختی کنید. در غیر اینصورت مجبور خواهید بود که برای خوشحال کردن او از تصمیم خود منصرف شوید. اما همیشه این را به یاد داشته باشید که زمانی او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نیز خوشحالش کرده باشید.
می گوید: "تو رابطه ی خیلی خوبی با بچه ها داری، آنها هم تو را خیلی دوست دارند."
منظورش این است که: دوست دارم بچه ای از تو داشته باشم و می خواهم نظر تو را هم بدانم.
چرا این کار را می کند: می خواهد غیر مستقیم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جویا شود بدون اینکه شما را عصبانی کند.
شما چه باید بکنید: عصبانی نشوید. او احتمالاً منظورش آینده ی خیلی دور است. اما اگر فکر می کنید که هیچوقت قصد بچه دار شدن ندارید، بهتر است همان موقع آن را با او در میان بگذارید.
می گوید: "این رابطه به کجا می رود؟" منظورش این است که: دوست دارم به رابطه مان حالت جدی تری بدهیم.
چرا این کار را می کند: دوست دارد این شما باشید که پیشنهاد جدی کردن رابطه تان را می دهید.
شما چه باید بکنید: این به نظر شما در مورد آینده ی رابطه تان بستگی دارد. اگر علاقه مند هستید، چنین پیشنهادی بدهید. اما اگر نمی خواهید، به او بگویید که دوستش دارید اما الان زمان این کار نیست.
می گوید: "من احساس نزدیکی زیادی به تو می کنم. تو مرا خوب می شناسی."
منظورش این است که: احساس علاقه مندی می کند و می خواهد که به شما بگوید دوستتان دارد اما نمی خواهد او اول این حرف را زده باشد.
چرا این کار را می کند: برای کسی دفعه ی اول گفتن جمله ی "دوستت دارم" بسیار دشوار است. آسان تر است که کمی به این مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شوید.
شما چه باید بکنید: اگر واقعا دوستش ندارید تحت هیچ شرایطی این جمله را به زبان نیاورید. اما اگر دوستش دارد، به او بگویید. اما به یاد داشته باشید که هیچوقت دروغ نگویید.
می گوید: "احساس می کنم که رابطه ی ما دچار یکنواختی شده است."
منظورش این است که: می خواهم که تو کمی رمانتیک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهی من را غافلگیر کنی. می خواهم توجه بیشتری به نیازهای من داشته باشی.
چرا این کار را می کند: او نمی خواهد احساساتتان را جریحه دار کند و بگوید که شما باعث این یکنواختی شده اید.
شما چه باید بکنید: نیازی نیست که شخصیتتان را به کل تغییر دهید، اما اگر کمی هم در رابطه تان تغییراتی دهید مطمئناً صدمه اي نمي خوريد. سعی کنید ناراحتی های او را از بین برده و کمی غافلگیرش کنید.
می گوید: "مردی در محل كارم گاهي به من خيره ميشود."
منظورش این است که: باعث حسودیت می شود؟
چرا این کار را می کند: می خواهد به شما بفهماند که مردان دیگر هم هستند که به او بسیار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اینکه با او هستید افتخار کنید.
شما چه باید بکنید: آنطور که او می خواهد عکس العمل نشان ندهید. عصبانی نشده و حسودی هم نکنید. در عوض کمی تحسینش کنید، مطمئناً استقبال خواهد کرد.
می گوید: "آیا تو با مادرت راه می آیی؟"
منظورش این است که: آیا مرد خانواده دوستی هستی؟
چرا این کار را می کند: مردی که می تواند با مادرش راه بیاید و رابطه ی خوبی با او دارد، فرد وفادارتر، احساسی تر و علاقه مند تر است.
شما چه باید بکنید: در مورد رابطه ی خودتان با مادرتان با او صحبت کنید. و به او اطمینان دهید که رابطه ی خوبی با او دارید.
هنگام جدایي
ـــــــــــــــــــــ می گوید: "الان آمادگی متعهد شدن برای یک رابطه را ندارم."
منظورش این است که: نمی خواهم به تو تعهدی داشته باشم، هیچوقت هم نمیخواهم.
چرا این کار را می کند: این کار را می کند تا کمی از ناراحت کنندگی جریان کم کند.
شما چه باید بکنید: تا زمانی که آمادگی لازم برای رابطه با شما را پیدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخید.
می گوید: "فکر می کنم ما می توانیم دوستانی معمولی باقی بمانیم." منظورش این است که: می خواهم تو را کم کم از زندگیم خارج کنم.
چرا این کار را می کند: به نظرش می رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگیش بهتر باشد از اینکه یکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شاید هم می خواهد شما را در آب نمک بخواباند.
شما چه باید بکنید: اگر دوست دارید، دوست او باقی بمانید. اما اجازه ندهید که شما را توی آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشید که به این دلیل است که کس دیگری را پیدا نکرده است.
ببینید چه در دل خانم هاست....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است. فقط می گویم که زن ها و مردها برای بیان احساساتشان راه های مختلف و متفاوتی دارند. سعی کردیم در اینجا کمی شما را با آنچه در دل خانم ها می گذرد آشنا کنیم. |

|
|
چه وحشى است آن عشقى كه گلى مى كارد و مزرعه اى را ريشه كن مى سازد، آن عشقى كه ما را به روزگارى احيا مى كند و به قرنى سرگشته مى نمايد.
«جبران خليل جبران»
- يك قطره عشق، والاتر از يك اقيانوس عقل است.
« بلز - پاسكال»
- دنيايى كه در آن زندگى مى كنيم، از عشق مسرور است و ما بدون اين سرور، لحظه اى آرام نخواهيم گرفت.
«كريستيان بوبن»
- عشق عبارت است از عكس العمل تمايلات ما كه ديگر متعلق به شخص خود و مالك نفس خود نباشيم.
«لئو تولستوى»
- عشق بر عاشق امير است اما در قبضه اقتدار معشوق اسير است.
«عين القضات همدانى»
- عشق، خطرى است در كمين تنهاترين كس.
« فردريش نيچه»
در خواندن آثار اُشو بايد مراقب بود که هرگز گول ظاهر واژه هايش را نخوريم، زيرا که او زبانی شاعرانه و طنزآلود دارد و در عين حال با مطالب، دقيق و علمی برخورد می کند. پس نخستين درسی که بايد گرفت اين است که فقط با يک بار خواندن يک جمله نبايد به داوری آن جمله و گوينده اش نشست، زيرا در جمله بعد، يا در فصلی آتی و يا در زمانی ديگر همان واژه را به طور معکوس به کار می گيرد و يا ضد آن چيز را - به قصدی ديگر- اثبات می کند و هربار نيز حقيقت را می گويد! آری اين از ويژگی های سخنان اوست. او از واژه ها ياری می گيرد تا چيزی را در ذهن ما بشکند و يا همان چيز را - با ديدگاهی ديگر- از نو در ما پرورش دهد. زيرا که واژه ها ساختهء انسان هستند و با تأسف، انسان ها هميشه بر سر واژه هايی ظاهراً ثابت با هم جنگيده اند و جنگيده اند!
پس لطفن مراقب جنگ تن به تن با خود - و يا با او - باشيد!
آری ، اين اقيانوس تضادهای مکمل را فقط بايد تجربه کرد{1}. پس لطفن هر کجا با جمله ای برخورد کرديد که فريادتان را برآورد، فريادی از ته دل برآوريد، ولی صبر کنيد تا آن موضوع را در جملهء بعد و يا در جايی ديگر تشريح کند و توضيح دهد.
اگر صبور و اهل دل باشی، بلاخره با اين تناقض گويی هايش به زندگی تو " معنايی می بخشد که نمی توانی آن را رد کنی! " آری او در علم و عرفان "پدرخوانده ای" است بی نظير!
پس فقط شکيبا باشيد لطفن!
============================================
نوشته محسن خاتمی مترجم سخنرانی های اُشو
از مقدمه مترجم در کتاب "راز (1)" از اُشو
============================================
1- ويتگنشتاين، فيلسوف معروف در اول نوشته های خود می نويسد: " کسانی اين مطالب را خواهند فهميد که خود قبلا به آن رسيده باشند يا آن را تجربه کرده باشند و يا به مانند آن فکر کنند." { از سينا}
در بندر کنگ باور مردم اين است که زنان موجوداتی شيطانی هستند و فقط با عمل ختنه می توان شيطان را از آنها دور ساخت . بندر کنگ با 13 هزار نفر جمعيت در 5 کيلومتری بندر لنگه واقع شده است .
در اين بندر ختنه دختران در 40 روزگی آنها انجام می شود حتی طبق بعضی گفته ها , دختران اين شهر در سنين 4 يا5 سالگی نيز ختنه می شوند البته بايد گفت اين امر در فرهنگ آن مردم کاملا" منطقی جلوه داده می شود , زيرا آنها اين کار را يک سنت ديرينه می دانند و افرادی که از اين کار انتقاد کنند سنت شکن و سرکش می خوانند .
عمل ختنه در بندر کنگ (( تيغ سنت و فرهنگ )) خوانده می شود . جالب است بدانيد که اين کار شديدا" با کثافت کاری همراه است و به هيچ وجه هم افراد خبره و اين کار را انجام نمی دهند .
اصل فاجعه اينجاست که بيش از 70 درصد دختران اين شهر ختنه می شوند . البته بد نيست بدانيد اين عمل تنها به مردم کنگ منحصر نمی شود و در ميان برخی قبائل لرستان و خوزستان ايران هم رواج دارد و به صورت های مختلفی هم توجيه می شود .
لازم به فکر زياد نيست که چه ضربه روحی به اين دختران وارد می شود . دخترانی که شايد 5 سال بيشتر ندارند با چشم خود مجبورند ببيند که چه بر سرشان می آيد . وحشتناک تر از همه اينکه اين عمل در بند رکنگ به وسيله تيغ ريش تراشی انجام می شود . اين عمل آنقدر سنتی شده است که بسياری از دختران اين شهر نيز ختنه را پذيرفته و در موجه جلوه دادن آن می کوشند و حتی ختنه شدن مادران و مادر بزرگ هايشان را سندی برای موجه کردن اين کار عنوان می کنند .
گفته می شود اين سنت توسط مردان هرمزگان و از طريق سفر آنان به کشورهای ديگر همچون هند ( کلکته ) و سومالی به اين ديار راه يافته است. در سومالی اعتقاد عمومی بر اين است که چيزهای نا پاک و نجس بايد از ميان برداشته شود , جای آنها دوخته شود و فقط اثر زخمی در محلی که اندامهای جنسی بوده اند باقی گذاشته شود و اين زنان تا پايان عمر نمی فهمند که چرا اين عمل انجام می شود .
محافظه کاران و جامعه جهانی
چند هزار سال است که اين عمل انجام می شود ختنه دختران در ميان برخی اقليت های قومیو مذهبی , که اين کار را به لحاظ فرهنگی و بهداشتی توجيه پذير می دانند , رواج دارد . ايم در حالی است که قطع بخشی از آلت تناسلی زنانه توليد درد زيادی می کند و می تواند عوارض جسمانی زيادی را به همراه داشته باشد .
مفيد بودن از لحاظ بهداشتی , نگهداری از باکرگی دختران جوان و تا زمان ازدواج , کنترل تمايلات جنسی دختران تا زمان ازدواج , اطمينان دادن به شوهر آينده از جنبه پاک بودن دختر عواملی هستند که بعنوان فلسفه اين عمل مطرح می شود .
بد نيست بدانيد دولت بريتانيا پدران و مادرانی که دختران خود را در کشورهای خارجی ختنه می کنند , در بازگشت زندانی می کند . جريمه اين عمل نيز تا 14 ماه زندان است . در نروژ هم ازدواج تحميلی و ختنه دختران ممنوع است و تما کسانی که به اين کشور وارد می شوند بايد تعهدنامه ای در اين زمينه امضا کنند , فنلاند و دانمارک نيز وضع همين طور است و اين عمل جرم محسوب می شود . اما قضيه در افريقا و جاهای ديگر متفاوت است .
در حدود 30 کشور افريقايي و نيز در ميان برخی اقليتهای قومی و آسيايي اندام جنسی دختران را طی آدابی , که برخی از آنها ريشه ای 4 هزار ساله دارند , چنان می برند , که هر سه دخترعمل شده , يکی جان خود را از دست می دهد . در يک قبيله نيجريه ای ختنه زنان قبل از ازدواج انجام می شود و وحشتناک تراز همه اينکه اين عمل در يک قبيله ديگر در همين کشور به پس از زايمان موکول می شود .
بسياری از آنها اين عمل را يک امر مذهبی معرفی می کنند به زحمت بتوان دولتی افريقايي را يافت که قوانينی وضع کرده يا اجرا کرده باشد که طبق آن بتوان ختنه زنان را مجازات کرد . تنها راه نجات زنان و دخترانی که بخواهند از اين مهلکه جان بدر ببرند فرار است . اين در حالی است که سازمان جهانی بهداشت سنتی بودن اين قضيه را تنها دليل اين عمل ذکر می کند و آگاهی کامل از غير مذهبی بودن انجام اين عمل را به تمام کشورهای عضو سازمان ملل اعلام کرده است . اين سازمان همچنين اين عمل را يکی از دلايل عمده مرگ و مير زنان می داند .
آمار جهانی
طبق آخرين آمارگيری سازمان جهانی بهداشت تقريبا" بيش از 160 ميليون نفر از زنان در بيش از 30 کشور افريقايي و آسيايي ختنه شده اند . در واقع روزانه تعداد زيادی از دختر بچه های بی گناه بين سنين 4 تا 10 ساله در کشور های ذکر شده ختنه می شوند . عملی که طبق آمار منشتر شده سازمان ملل هر روزه بر روی 6 هزار نفر دختر بچه انجام می گيرد . بيش از 79 درصد دختران در کشورهای افريقايي و 12 درصد در کشورهای آسيايي قربانی اين مسئله می شوند . ان درحالی است که در تعدادی از کشورهای نظير سودان و سومالی بيش از 98 درصد است .در گامبيا 89 درصد زنان به زور تحت اين عمل قرار می گيرند .
ختنه دختران در 70 تا 80 درصد موارد با وسايل آلوده و غير بهداشتی بدون استفاده از هيچ داروی موضعی انجام می شود .
ختنه دختران در 70 تا 80 درصد موارد با وسايل آلوده بدون استفاده از هيچ داروي موضعي انجام مي شود . در نتيجه خطر مرگ و شوك خونريزي هاي شديد و گاهي غير قابل كنترل كه منجر به مرگ مي شود . عفونتهاي موضعي و عمومي بدن اغلب به درمان هاي پزشكي احتياج دارند زياد است . از عوارض ديگر اين عمل ، درگيري ها و بيماري هاي رواني ، ايجاد جوشگاه در قسمت بريدگي هاي با طول و گستردگي زياد ، عفونتهاي حاد و مزمن دستگاه تناسلي و ادراري ، احساس درد هاي غير قابل تحمل در صورت قادر بودن به رابطه جنسي ، مشكلات نازايي ، خطرات و مشكلات ناشي از حاملگي و به خصوص زمان زايمان است .
اين عمل از طريق روشهاي مختلفي انجام مي شود و با توجه به نوع انجام اين عمل شدت عوراض متفاوت است ، وحشيانه ترين روش در كشورهاي سومالي ، سودان ، و همچنين اتيوپي بكار مي رود . 5درصد زنان اين كشورها بعلت برشهاي طولاني و عميق و جوشگاههاي زخمي حتي قادر به روابط جنسي با شوهران خود نيستند و تا پايان عمر خود رابطه جنسي ندارند و يا درصورت انجام اين امر و حامله شدن قادر به زايمان طبيعي نيستند . دراين صورت زايمان آنها با جراحي انجام شده و يا در نقاط دور افتاده بعلت خطرات ناشي از زايمان طبيعي خود و نوازدانشان فوت مي كنند . آمار كرگ و مير اين زنان و نوزادان آنها نزديك به يك ميليون نفر در سال تخمين زده شده است .
ختنه زنان از طرف سازمان ملل و سازمان جهاني بهداشت و طبق قوانين تمام كشورهاي اروپايي آمريكائي و اغلب كشورهاي آسيايي غيرقانوني است . در اين كشورها افرادي كه به اين كار مبادرت مي ورزند توسط دولت مورد تعقيب قرار مي گيرند .
محققان سازمان جهاني بهداشت در معني لغاتي نظير ختنه دختران يا قطع عضو در دختران فرقي نمي گذارند وآن را يك عمل با دو معني مشابه تلقي مي كنند و اين عمل را از جمله سنت هاي بسيار عقب افتاده و خطرناك مي دانند . توصيه سازمان جهاني بهداشت اين است كه افراد با هر وسيله ممكن ابراز تنفر خود را در انجام اين عمل به گوش مسئولان و سياستمداران و هر انسان ديگري در هر كشوري كه زندگي مي كنند برسانند و براي عدم انجام آن از هر راهي مبارزه كنند
واريس ديري و مبارزان
از هيچ داروي بيهوشي براي اين كار استفاده نمي شود و دختران با هر ابزاري كه در دسترس باشند مانند تيغ ريش تراشي ، چاقو ، شيشه شكسته ، سنگ نوك تيز و در بعضي از مناطق با دندان بريده مي شوند .
اين قسمتي از كتاب گل صحرا خاطرات واريس ديري زن آفريقايي است كه در كودكي ختنه شده است . زني كه در بيابانهاي سومالي بدنيا آمده و حال بعنوان يك سوپر مدل سفير سازمان ملل در نيويورك زندگي مي كند . او در 13 سالگي از خانه اش فرار مي كند زيرا نمي خواسته تن به ازدواج اجباري با يك مرد 60 ساله در ازاي پنج شتر دهد.
هيبو خواننده اي است اهل سومالي ، موضوع بسياري از ترانه هايي كه وي مي خواند دردهاي وحشتناكي است كه در كودكي كشيده است . ديگر مبارز مشهور و مبلغ مبارز با اين عمل در افريقا يك سنگالي است . فيلم مولا ده محصول كشور سنگال در سال 2004 است و توسط عثمان سمبنه كارگردان و نويسنده معروف ، ساخته شده است . هيبو هم از كساني است كه از خانه اش فرار كرده است . در كنسرتهايش در امريكا هميشه ترانه هايي هم در باره ختنه زنان مي خواند . انگار درد ختنه از ياد نمي رود ، اين درد ، زنان درد كشيده را نابود مي كند و با آن خانواده شان را نيز به كام نابودي مي كشاند .
سازمان جهاني
در سال 1997 ميلادي يونيسف ، سازمان بهداشت جهاني و صندوق جمعيت جهاني براي نخستين بار طرح مشتركي را عرضه كرده اند كه طبق آن قرار است در عرض 10 سال شمار دختراني كه ختنه مي شوند ، كاهش يابد . اين سازمان هاي وابسته به سازمان ملل براي انجام طرحي چند جانبه تلاش مي كنند . قرار است بسياري گروه هاي اجتماعي هدفي مشترك را دنبال كنند ، دولت ها و نهادهاي سياسي و مذهبي ، سازمانهاي غير دولتي و امدادگر ، همه اينها بايست با پيوند دادن فعاليتهايشان با يكديگر براي ريشه كن كردن سنت ختنه دختران با هم همكاري كنند . اما اين طرح در سال هاي اخير تنها در چند كشور ، يعني سنگال ، بوركينافاسو و سودان موفقيتي بدست آورده است .
گابريلادويتا از فعالان سياسي كه مبارزه 6 ساله را عليه ختنه زنان و دختران پيش برده است او مي گويد : آمار نشان مي دهد كه دهه هاي اخير متاسفانه تعداد زنان ختنه شده تغييري نكرده است . در سراسر جهان تحولي ديده نمي شود كه بتوان اميدوار بود كه اين آداب منسوخ مي شود .در برخي كشورها حتي مي بينيم كه تعداد دختران ختنه شده افزايش يافته است .
او با اشاره به اينكه تحقيقات دامنه دار براي رابطه اين عمل با اديان انجام شده است اضافه مي كند : در بعضي كشورها مردم خيال مي كنند كه دينشان گفته بايد دختران ختنه كنند . بعضي ها فكر مي كنند اين عمل حزو نظافت است اينكه اندام جنسي زن كثيف و زشت است و بايد بريده شود .
وقتي به دنبال دليل اين عمل در جامعه هاي پدر سالار انجام مي گيرد ، جايي كه مقام زن را پست تر از مرد مي دانند و زنان مورد تبعيض اند . دليل اصلي پست شمردن زنان است
در بزم حكمت و خرد « گدا با شهنشه روبرو نشيند». اپيكتيتوس بنده و بَرده بود و ماركوس اورليوس از امپراتورهاي ذيشانِ روم است. كه در سده ي دوم پس از زادروزِ مسيح زيسته و پادشاهي كرده است.(همزمان با دورانِ پايان گرفتن اشكانيان در ايران) و مذهب و شيوه ي او همان شيوه ي رواقيان بوده است. به راستي كه ماركوس اورليوس آرزوي افلاطون بود كه به گل و ميوه نشست كه افلاطون مي گفت پادشاه بايد حكيم و دانشمند و خردمند باشد.كه ماركوس اورليوس نيز فرمانروايي خردمند و حكيم بود.[1] سراسر زندگاني را بر طبق اصول حكمت و آگاهي به سر برده و اداره ي كارهاي كشوري را نيز بر اساس همان اصول نموده است. مسئوليت و پاسخگويي فرمانروايي را بر حسب تكليف ادا مي كرد و به درستي زندگاني را در اشتغال و سرگرم بودن با حكمت مي دانست. كتاب ارزشمند و گران سنگي از او به يادگار مانده است كه به زبان يوناني نوشته است نام آن كتاب كه مجموعه اي از انديشه ها و گوشزدها است اينست : « درباره ي خود» اما اورليوس به دستور «سنكا» ي خردمند نفس خود را همواره بازخواست مي كرده كه چه كردي؟ چه دردي را درمان نمودي؟ چه زخمي را مرهم نهادي؟ كدام عيب را از خود دور ساختي؟ چه پيشرفت و بهبودي به خود دادي؟ و جانِ سخن او اينست كه انسانها با همه ي جهان در ارتباط اند و هستي و حيات اگر معني دارد اينست كه هر فردي خود را جزءِ كل بداند.
از سخنان انديشمندانه ي او اينست كه من دو ميهن دارم. به اين خاطر كه ماركوس اورليوس هستم ميهنم و سرزمينم كشور روم است. و به اين خاطر كه انسانم ميهنم و سرزمينم جهان است و خوبي و نيكي آنست كه براي اين هر دو ميهن سودمند باشد و عمل اخلاقي مردم آنست كه جنبه ي كلي و همگانيِ ايشان آشكار شود و بر اين باور باشند كه همچنان كه درخت بدون خواستي و منظوري به مردم ميوه مي دهد انسان هم بايد بي توجه و چشم داشتي وجودش براي ديگران سودمند باشد.
---------------------------------------------------
[1]- نظريه افلاطون در مورد سياست: حكمت و خرد بي سياست سودمند نيست و سياست و اخلاق را از يك سرچشمه مي پندارد و هر دو را با هم و نه جدا از هم براي خوشبختي نوع بشر سودمند و واجب مي داند.افلاطون در سده ي چهارم و سوم پيش از زادروز مسيح زندگي كرد و اين نظريه را در همين دوران مطرح كرد و ماركوس در سده ي دوم پس از زادروز مسيح در جايگاه قدرت و فرمانروايي اين نظريه را عملي و كرداري كرد. فاصله ي زماني بين افلاطون و ماركوس(زمان مطرح كردن يك نظريه به وسيله ي يك انسان در نقش و نگارِ افلاطون تا عملي و كرداري شدن آن به وسيله ي انسان ديگري در نقش و نگارِ ماركوس اورليوس) نزديك به 600 يا 700 سال مي باشد!-برديا گوران
============================================
برگرفته و برگزيده از كتاب : سير حكمت در اروپا
و رساله ي گفتار در روش راه بردن عقل رنه دكارت
جلد نخست
به نگارشِ محمد علي فروغي
به جهاني بينديشيد که هر کسي از سد در سد (صد) بهره هوشي اش استفاده کند... آن وقت خدا هم به زمين حسادت خواهد ورزيد و دوست خواهد داشت تا در زمين متولد شود.آنگاه زمين بهشت مي شود ؛ بهشت برين.اما حالا درست جهنم است.اما سرکوبگران دست از سر انسان بر نمي دارند. به محض اينکه کودکي به هستي در مي آيد (متولد مي شود) ، به رويش مي پرند , براي له کردن انرژي اش , براي تحريف او , تحريفي چنان ژرف که هرگز متوجه نشود که زندگي اش , زندگي نيست , جعلي است , واقعا زندگي نمي کند , همانطور که به کيهان (دنيا) آمده زندگي نمي کند و اينکه به طور ساختگي و بدلي حيات دارد و روح واقعي اش چيز ديگري است.به همين دليل ميليارد ها نفر در بدبختي هستند. آنها احساس مي کنند که سرگردان شده اند و اينکه صاحب خودشان نيستند و اينکه چيزي اساسا اشتباه صورت گرفته است...
=====================================
برگرفته از کتاب شهامت نوشته اشو
=====================================
|
| سپري کردن روز با عشق يعني شما تلاش کنيد که سخاوتمند باشيد ، از بقيه تعريف کنيد و متواضع و صادق باشيد. |
| در طي روز به دفعات اهميت زندگي با عشق را به عنوان بالاترين اولويت به خود يادآوري نماييد. بدين ترتيب، وقتي موردي مهمتر از عشق در زندگي شما وجود نداشته باشد معجزه اي در زندگي شما رخ مي دهد. |



|
حضرت علي عليه السلام:
هيچ پشتيباني اطمينان بخش تر از مشورت نيست |
مردي به ظاهر ديوانه چهار دست و پا در خيابان در پي گم شده اش از اين سو به آن سو مي رفت. دوستي به او رسيد و از ملا پرسيد كه در پيِ چه هستي؟ وي پاسخ داد كه كليدش را گم كرده است.
دوستش دوباره از او پرسيد كليد رو كجا گم كردي؟ تا او همان اطراف را جستجو كند، مرد ديوانه پاسخ داد كليدش در خانه افتاده است. دوست چندباره پرسيد: « پس چرا اين جا دنبالش مي گردي؟»
مرد ديوانه پاسخ داد : « چون در اينجا روشنايي بيشتري وجود دارد.»
داستان خنده آوري است ولي راست است كه ما با زندگي هم به همين گونه برخورد داريم. ما هميشه خوشبختي را در بيرون از وجود خود جستجو مي كنيم و منابع بيروني و عيني را سبب خوشبختي مي دانيم، در حاليكه همه پاسخها را بايد در خود بيابيم.هيچكس پاسخ پرسش شما را ندارد. پاسخ پرسش شما فقط خود شما هستيد.

============================================
برگرفته و برگزيده از كتاب : زندگی با عشق چه زيباست
نويسنده : لئوبوسكاليا
برگرداننده به فارسي : توراندخت تمدن
============================================
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|

|
حضرت علي عليه السلام:
عالي ترين مايه مجد و شرف آدمي، حسن خلق است |
|
همانطور که از کوه بالا مي رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پايش ليز خورد،و در حالي که به سرعت سقوط مي کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت. |
|
اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در اين لحظه ي سکون برايش چاره اي نمانده جز آن که فرياد بکشد: " خدايا کمکم کن" |
|
اي خدا نجاتم بده! - واقعاً باور داري که من مي توانم تو را نجات بدهم؟ - البته که باور دارم. - اگر باور داري، طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن! يک لحظه سکوت!! و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد... |
|
حضرت علي عليه السلام:
فكر كردن به كار خير، آدمي را به انجام آن مي كشاند |
|
حضرت رسول اکرم(ص): پدری که با چشم مهر و محبت به فرزند خود می نگرد و با نگاه گرم و پرعطوفت خويش او را شاد و مسرور می نمايد، خداوند به آن پدر در مقابل اين عمل، اجر آزاد کردن يک بنده را خواهد داد |
پ.ن.۱ دیروز که تو ساحل بیروت قدم میزدم حجم بالای آوارگان شیعه جنوب برام قابل توجه بود. با وجود اینکه برق پایتخت به طور کامل قطعه و شهر در ظلمات محض فرو رفته ولی ساحل دریا پر بود از این دسته مردم که با حالتی از حجب و حیا و خجالت در ساحل قدم می زدند.
پ.ن.۲ یکی از دوستانم که از منزل خود آواره شده بعد از یک هفته جستجو در یک منطقه مسیحی نشین در دل کوه خانه ای دو اتاقه را اجاره کرده که برای هر اتاق شبی پنجاه دلار پرداخت میکنه. امروز میگفت نکته جالب اینه که این خانه ها به دلیل اینکه در منطقه توریستی لبنان قرار داره توسط توریست ها اجاره شده بود و آنها سه ماه اجاره را پیش پرداخت کرده بودند و اکنون صاحبان خانه ها حاضر نیستند که به آوارگان در قبال حداقل قیمت این خانه ها بدهند. یعنی به این ترتیب از یک اتاق کوچک سه در چهار دو بار اجاره گرفته اند.
این همون همزیستی و مقاومت مردم لبنانه که شما میشنوین. برای باقی مذاهب و طوائف لبنان اونچه که مهم ماهی گرفتن از این آب خون آلوده نه مقاومت ...
نیروهای اسرائیلی روز گذشته در یک عملیات کماندوئی سربازان خود را در شهر شرقی بعبلک وارد کرده و هفت نفر را از بیمارستان الحکمه ربودند. مسئولان اسرائیلی عنوان کردند که این هفت نفر از اعضای حزب الله هستند و این امر از سوی مقاومت تکذیب شد. ظهر امروز اسرائیل اعلام کرد که این افراد هیچ ارتباطی با حزب الله ندارند و صرفا یکی از آنها به نام حسن نصرالله شباهت "اسمی" به دبیرکل حزب الله دارد.
مطالب بالا را یک ایرانی ساکن لبنان مینویسه در وبلاگ استثنائیش به نام کاریز.
و اینم مطلب دکتر شیری ادرباره لبنان.
خیلی دوست دارم بعد از جنگ برم لبنان با یه تیپ ادمهائی مثل دکتر شیری یا مهندس فتحی پور .
دیشب داشتم کانال BBC را میدیدم که ناگهان خبر فوری BREAKING NEWS داد که یکی از مسوولین ارتش اسرائیل میخواد پیام بده درباره علت حمله اسرائیل به غیر نظامیها .
طرف با یونیفورم آبی بلند شد و در برابر پرده ا یستاد که روش تصویر ماهواره ای جاسوسی اسرائیلیها از لبنان پخش میشد. باور کنید نفسم گرفت وقتی دیدم به چه وضوحی دارند همه اتفاقات داخل لبنان را میبینند.وضوح تصویر در حد دیدن افراد بود بدون چهره. یه چیزی بسیار قویتر از google earth .
در فیلمی که پخش میشد وانتهای حامل کاتویشا را نشان میداد که داخل منازل میرفتند و اسرائیلیها در همان لحظه هدف قرارش میدادند.کاملا صحنه ها مستند و تکان دهنده بود . اسرائیل با بهترین امکانات جاسوسی و پدافندی و...که خودش دارد و سرویسهای امنیتی غرب در اختیارش قرار میدهند ، هر جنبنده ای را در لبنان هدف قرار میدهد و بنازم به نیروی مقاومت حزب الله که علیرغم همه این قدرتها ،همچنان به اسرائیل موشک میزند و حسابی حال ارتش کلاسیک او را گرفته است.
در ضمن اینها همه در کنار نظر شخصیم هست که کاشک حزب الله در این شرایط با اسرائیل درگیر نمیشد. جنگ وقتی به قیمت نابودی پایگاه شیعیان در لبنان تموم بشه و تقویت موضع عربستان(اهل تسنن) و سوریه( دروزی ها) انتخاب خوبی نبوده است.
در ضمن یک چیز درباره سید حسن نصر الله
ادبیات او در پیامهایش بسیار از موضع عزت نفس و ایمان است . سراسر احترام به سایر اقوام لبنان و از موضع اتحاد است. توهین نمیکند.ادبیات لمپنی و چاله میدونی ندارد. قامت رهبری را دارد و دقیقا برای رهبری زئوس تایپ توانمندی دارد.
|
حضرت علي عليه السلام:
والاترين همت، وفاي به عهد است |
|
حضرت علي عليه السلام:
ترك گناه، آسان تر از درخواست توبه است |
|
حضرت صادق عليه السلام:
سه چيز دوستي در پي دارد: دينداري، فروتني و بخشش |
|
حضرت علي عليه السلام:
با بي توجهي به امور پست به ارزش خود بيفزاييد |
|
حضرت علي عليه السلام:
آنچه دوست نداري در باره ات گفته شود در باره ديگران نگو |
|
حضرت علي عليه السلام:
شرافت ، به خرد و ادب است ، نه به دارايي و نژاد. |
هفت بار روح خويش را تحقير كردماولين بار زماني بود که براي رسيدن به بلندمرتبگي خود را فروتن نشان مي داد
دومين بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها مي لنگيد
سومين بار آن زمان که در انتخاب خويش بين آسان و سخت آسان را برگزيد
چهارمين بار وقتي مرتکب گناهي شدبه خويش تسلي داد که ديگران هم گناه مي کنند
پنجمين بارآنگاه که به دليل ضعف و ناتواني از کاري سر باز زد و صبر را حمل بر قدرت و توانايي اش دانست
ششمين بار که چهره اي زشت را تحقير کرد درحاليکه ندانست آن چهره يکي از نقاب هاي خودش است
و هفتمين بار وقتي که زبان به مدح و ستايش گشود و انگاشت که فضيلت است
|
حضرت رسول اکرم (ص):
فرزند نيكوكاري كه با مهرباني به پدر و مادرش نگاه كند در مقابل هر نگاه، ثواب يك حج كامل مقبول به او داده مي شود. سؤال شد: حتي اگر روزي صدمرتبه به آنها نگاه كند؟ فرمودند: آري! خداوند بزرگتر و پاكتر است |
|
| |
|
در ذهن هر یک از ما ذخیره ای تمام نشدنی از خاطرات تعیین کننده نهفته است که می توانیم از آنها به طور ارادی برای شکل دادن به ذهنیت خود استفاده کنیم و هر روز نیز به این ذخیره افزوده می شود.
آنتونی رابینز
| |
|
حضرت علي عليه السلام:
هر كه آبروي خود را دوست دارد، بايد از بگو و مگو پرهيز كند. |
