تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 
چرا دروغ مي گوييم؟ چرا به دروغ گويي عادت مي كنيم؟ چگونه مي توانيم اين عادت را كنار بگذاريم؟
 
براي دروغ نگفتن بايد ياد بگيريم الگوهاي فرار از حقيقت را كه در ذهن مان شكل گرفته از بين ببريم

تقريبا همه دروغ مي گويند، اما دروغ داريم تا دروغ. جان هالند راست مي گويد دروغ داريم تا دروغ: دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آميز، دروغ كودكانه و... اما دروغ هاي بي خطر يا كم خطري هم هست كه همة ما در زندگي روزمره مان زياد گفته يا شنيده ايم. در زمانه اي كه مي شود به كمك انواع روش هاي ارتباطي، ياد بگيريم كه صادق باشيم و با يكديگر با احترام رفتار كنيم، چرا به دروغ گويي عادت كرده ايم و چگونه مي توانيم از شر اين عادت مزاحم، خلاص شويم؟ روان شناسان به اين پرسش ها، پاسخ هاي علمي و دقيقي مي دهند.

۱ دروغ گوهاي مرضي
فرايند دروغ گويي از سن 4 تا 5 سالگي آغاز مي شود، يعني همان زماني كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهي پيدا مي كند. البته دروغ كودكان، معمولا بي ضرر و صرفا به قصد رهايي از مخمصه يا رسيدن به آن چيزي است كه دوست دارند داشته باشند. اما در ميان بزرگسالان، اگر دروغ هاي مصلحتي را كنار بگذاريم، به اشخاصي برمي خوريم كه خيلي زياد و در مسائل كوچك و بزرگ، دروغ مي گويند. روان شناسان به اين افراد مي گويند: دروغ گوهاي مرضي.
دروغ گوهاي مرضي، دروغ مي گويند تا در خيال خودشان از حريمشان محافظت كنند، دوست داشتني و موجه به نظر برسند، به منافع مادي يا اجتماعي بيشتري دست پيدا كنند و يا اين كه از مجازات فرار كنند. البته در بيشتر مواقع، آن هايي كه از چنين افرادي دروغ مي شنوند، خودشان تا درجاتي متوجه اند كه فرد مقابل شان دارد دروغ مي گويد و چه بسا كه دلشان هم براي آن فرد بسوزد كه چرا چنين ذهن بيماري دارد.
دستة ديگري از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و براي كسب منافع شخصي، دروغ مي گويند و اين كار را هم زياد و به صورت حرفه اي انجام مي دهند. روان شناسان، اين افراد را جزو شخصيت هاي ضداجتماعي طبقه بندي مي كنند. اين گروه معمولا زياد سر و كارشان به پليس، دادگاه و زندان مي افتد. دروغ گويي معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر مي شود. چرا كه اصل بر اين است كه وقتي آدم يك دروغ مي گويد، بعدها ناچار مي شود كه براي رفع و رجوع آن دروغ، دروغ هاي بيشتري بگويد.

۲ تمرين حقيقت
چرا؟ اصلا چرا دروغ مي گوييم؟ روان شناسان، برخي از مهم ترين دلايلي را كه باعث مي شود دروغ بگوييم، اين گونه فهرست مي كنند:
مي خواهيم از درگيري پرهيز كنيم.
نمي خواهيم باعث خشم يا صدمة كسي بشويم.
نمي خواهيم احساسات كسي را جريحه دار كنيم.
مي خواهيم كسي را تخريب يا روحيه اش را تضعيف كنيم.
مي خواهيم احترام و تحسين ديگران را جلب كنيم.
دوست داريم به قدرت بيشتري برسيم.
نمي خواهيم با حقيقت تلخي دربارة خودمان مواجه شويم.
دوست نداريم به اشتباهات مان اعتراف كنيم.
مي خواهيم فعلا روي قضيه اي را بپوشانيم، به اين اميد كه شايد بعدا اوضاع، بهتر شود.
جالب اين كه خيلي از مواقع، ممكن است نيت شخص دروغ گو هم خيرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گويي در اكثر مواقع، ريشه در خود شخص و خودخواهي شخص دروغ گو دارد.
اما سؤال مهم تر، اين است كه آيا مي توانيم با يادگيري و تمرين مهارت هاي ويژه اي، خودمان را مقيد كنيم كه هميشه و تحت هر شرايطي، حقيقت را بگوييم و از دروغ گويي خودداري كنيم؟ پاسخ روان شناسان، اين است كه بله، اين كار در بيشتر مواقع امكان پذير است، اما به تمرين و ممارست نياز دارد. بايد ياد بگيريم الگوهاي فرار از حقيقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بين  ببريم تا بتوانيم نوعي رابطة سالم و احترام آميز را با مخاطبان مان سر و شكل بدهيم.
 
3 تغيير ذهنيت
با فرض اين كه شخص دروغ گو از نظر رواني دچار مشكل حادي نيست، روان شناسان مي گويند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعي انتخاب اشتباه مي زند و از بين راست و دروغ، دروغ را انتخاب مي كند تا به زعم خودش، شرايط را به نحو مؤثري مديريت كرده باشد. دروغ گويي هاي بي خطر يا كم خطر نيز در بيشتر موارد، صرفا ريشه در يك تنبلي ذهني دارد و به شكل يك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ مي كند.
روان شناسان اعتقاد دارند براي كسي كه به دروغ گويي عادت كرده، بهتر اين است كه اول از همه، ذهنيت (mindset) خودش را تغيير بدهد تا بتواند راست گويي مهارتي (skillful honesty) را بياموزد و به كار ببندد.

۴ تصميم عجولانه، ممنوع
چه چيزي باعث مي شود ما به اين فكر بيفتيم كه دروغ  گفتن، بهترين راه حل در وضعيت موجود است؟ چه ترسي در پشت اين انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از اين كه اشتباه كرده باشيم؟ ترس از اين كه ديگران از ما خوششان نيايد؟ ترس از اين كه قادر نباشيم حقيقت را در قالبي محترمانه، قابل پذيرش و قابل تحمل عرضه كنيم؟
چرا فكر مي كنيم كه دروغ در شرايط خاصي مي تواند نتيجة خوبي به همراه داشته باشد؟ و...
سؤالات بالا را به دقت بررسي كنيد و دربارة پاسخ هايتان عادلانه قضاوت كنيد. وقتي انگيزه هاي دروغ گويي تان معلوم شد، بهتر مي توانيد خودتان را مجهز كنيد تا اگر دوباره سر و كلة ميل به دروغ گويي پيدا شد، آن را از سر راه برداريد.
اما قبل از اين كه بخواهيد كاري بكنيد يا عكس العملي از خودتان نشان بدهيد، تمام گزينه هاي احتمالي را بررسي كنيد. دروغ گويي در خيلي از موارد، نتيجة تصميم گيري هاي عجولانه و عاري از تدبير است. وقتي متوجه شديد كه داريد دروغ سر هم مي كنيد، مكث كوتاهي بكنيد و از مخاطب  خودتان اجازه بخواهيد تا بار ديگر، سؤال او و شرايط و موضوع مورد بحث را بررسي كنيد. شايد زمان، اين اجازه را به تان بدهد كه سر و ساماني به افكار تان ببخشيد. در همين زمان مي توانيد در كنار بررسي مسأله، نيت و انگيزة خود تان را نيز ارزيابي كنيد.ذهنتان را متوجه شخص يا جملة قصاري كنيد كه شما را به راست گويي دعوت مي كند. چه بهتر كه پيشاپيش، مجموعه اي از اين نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشيد يا پيشاپيش، فهرستي از كساني را كه دوستشان داريد و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشيد. صادقانه از خودتان بپرسيد كه در شرايط كاملا واقع بينانه، اگر راستش را بگوييم، بدترين اتفاقي كه ممكن است بيفتد، چيست؟

۵ درك طرف مقابل
تصور كنيد شما باعث شده ايد موقعيتي متفاوت از آن چه كه بايد، به وجود بيايد و فرض كنيد كه شما مسبب اين وضع نابهنجار بوده ايد. اگر فكر مي كنيد كه شايد با بحث بتوانيد به يك درك متقابل برسيد و تلخي حاصل از ابراز حقيقت را بگيريد، بهتر است از اين نوع عبارات و جملات استفاده كنيد:
شايد اين حرفي كه مي خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشيد...
برداشت من اين است كه... آيا شما هم چنين برداشتي داريد؟
مي دانم كه شايد اشتباه كرده باشم، اما مي خواهم شما هم بدانيد كه...
سعي كنيد حتما نشان بدهيد كه احساس طرف مقابل را درك مي كنيد. مثلا ابتدا بگوييد: من درك مي كنم كه تو عصباني هستي و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه  حل هاي پيشنهادي تان را ارائه دهيد. سعي كنيد احساستان را به نوعي در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنيد: من هم از اين كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمي شود، واقعا ناراحتم. شما مي توانيد اين ناراحتي را در صدا و چهرة من ببينيد... سپس توضيح بدهيد كه قصدتان اين نبوده و سريع نتيجه گيري كنيد كه: الان مي خواهم در حضور شما برنامه اي تنظيم كنم كه هر چه سريع تر، كار تكميل شود. و دقيقا مشخص كنيد كه كدام بخش از گفته هايتان واقعيت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر اين كار را نكنيد، ممكن است كم  كم به سراغ جعل واقعيت و نهايتا سراغ دروغ گويي برويد.

چند روش براي دروغ نگفتن
حقيقت وظيفه شماست!
مسدود كردن آن دسته از مسيرهاي ذهني كه منجر به دروغ گويي مي شود، نياز به تمرين دارد. وقتي شخصي با يك موقعيت خطير و پراسترس مواجه مي شود، ممكن است در يك آن، دوباره به سراغ روش هاي آشناي قديمي براي دروغ گويي برود. روان شناسان توصيه مي كنند با به خاطر سپردن 6 نكتة زير، مي توانيم از مهارت راست گويي كه در وجود همگي مان هست،  بهره مند شويم. آن ها به ما مي گويند:
۱ـ خونسردي خود را حفظ كنيد. وقتي كه خونسرد باشيد و تمركز حواس داشته باشيد، خيلي راحت تر و بهتر مي توانيد از مهارت هاي خودتان استفاده كنيد.
۲ـ  وقتي حقيقت را مي گوييد، ممكن است بعضي ها عكس العمل منفي از خودشان نشان بدهند. البته شايد هم دليل موجهي براي اين ابراز خشم و ناراحتي وجود داشته باشد. مثلا شايد اين حقيقت، نشان دهنده بدقولي شما در اجراي يك قرارداد باشد. اما به هر حال بايد بياموزيد كه اين وظيفة شماست كه مانند يك آدم بالغ و مسؤوليت پذير، در لحظات خشم و ناراحتي مخاطب تان هم در كنار او حضور داشته باشيد. روان شناسان بر اين باورند كه گاهي اوقات، ضعف و خطايي كه در وجود ديگران مي بينيم، ناشي از رويكرد اشتباهي است كه ما خودمان انتخاب كرده ايم. در واقع، اين زاوية ديد خودمان است كه ايراد دارد. شايد از يك زاوية ديگر هم بشود به هر چيزي نگاه كرد. اين مي تواند اولين قدم باشد براي اين كه به مهارت هاي بيشتر برسيد، چرا كه هيچ كس نمي تواند چيزي كه وجودش را باور ندارد، بهبود ببخشد.
۳ـ برنامه ريزي داشته باشيد. مديريت زمان، يكي از كليدي ترين عناصر لازم براي رسيدن به آسودگي خاطر است. وقتي كه مي دانيد چه تعهداتي داريد و چه زماني بايد آن ها را انجام دهيد، بهتر مي توانيد براي آن برنامه ريزي كنيد. اين طوري، كمتر ممكن است در شرايطي گير كنيد كه در آينده مجبور به دروغ گويي  شويد.
۴ـ  از عذرخواهي نترسيد. تا حالا چند بار مجبور به دروغ گويي شده ايد فقط به اين خاطر كه نخواسته ايد عذرخواهي كنيد؟ وقتي اشتباهي مرتكب شديد، نفس عميقي بكشيد، اشتباه را بپذيريد و بابت عمل يا رفتار اشتباه تان عذرخواهي كنيد. عذرخواهي نه تنها احساس گناه و استرس را از شما دور مي كند، بلكه باعث مي شود آسيب ها و خسارت هاي احتمالي تان نيز جبران شود. به علاوه، اعتراف به اشتباه و عذرخواهي كردن، دو نشانة مهم از شخصيت قوي و روحية بالاست.
۵ـ يك منبع الهام بخش براي خودتان فراهم كنيد. تاريخ پر است از انسان هاي بزرگ و سخنان پرمغزي كه هر كدام مي تواند به ما انگيزه اي قوي بدهد. براي اين كه مهارت هاي راست گويي خودتان را هر از چند گاهي تقويت كنيد، به زندگي اين افراد و سخنان باارزششان دقت كنيد. ممكن است بدون تجديد قواي اينچنيني، باز هم فيلتان ياد هندوستان كند و...
۶ـ بر روي آن چه بيش از هر چيز ديگري برايتان اهميت دارد، تمركز كنيد. حواس خودتان را متمركز كنيد بر روي رفتاري كه دوست داريد و تصوير ايده آلي كه از خودتان و در ذه ن خودتان ساخته ايد. اين تصوير مي تواند شما را در ادامة راه هدايت كند و باعث  شود انگيزة بيشتري براي حفظ مهارت هاي راست گويي و استفاده از آن ها داشته باشيد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:59 PM  توسط م.ک.  | 

 
 
تحليل روان شناسانه عصبانيت و تكنيك هاي غلبه بر آن
 
 
خشم ريشه در ترس و درماندگي دارد وقتي ارزش ها، توقعات استانداردها و يا اهدافمان به خطر مي افتد عصباني مي شويم
... به خودمان مي آييم و مي بينيم كه اي بابا، دير شده، كار از كار گذشته. به خودمان لعنت مي فرستيم و مي گوييم كه اين آخرين بار است و اين عبرتي مي شود براي دفعة بعدمان. اما نمي شود... دوباره به خودمان مي آييم و مي بينيم كه اي بابا، دير شده... بودا مي گويد: خشمگين شدن، مانند اين است كه زغال گداخته اي در دست بگيري و بخواهي آن را به سمت ديگران پرتاب كني. در حالي كه متوجه نيستي، خودت زودتر و بيشتر از ديگران مي سوزي. شما از عصبانيت، تجربه اي غير از اين داريد؟

۱
يك نفر به تان توهين مي كند: احمق، بي شعور،... و شما عصباني مي شويد. نشسته ايد پشت ماشين و داريد راه  خودتان را مي رويد، اما رانندة  ديگري، راهتان را مي  بُرد و عصباني تان مي كند. كسي به دوستتان حمله مي كند يا به او ناسزا مي گويد و شما نمي توانيد عصبانيت تان را مهار كنيد. يك روز صبح كه مي آييد سرِ كارتان، خبردار مي شويد كه اضافه حقوقتان را بي جهت قطع كرده اند و شما عصباني مي شويد.
چرا؟ واقعا در اين موارد، چه چيزي عصباني تان مي كند؟ چهار موقعيت  بالا، چه عنصر مشتركي دارند كه شما را از كوره  در مي برند؟ روان شناسان مي گويند عامل زمينه ساز عصبانيت، هيچ چيزي نيست به جز اين كه آدم احساس مي كند كنترلش بر روي يكي از ارزش ها يا استانداردهايش از دست  رفته است.
يك بار ديگر، مثال هاي قبلي را به خاطر بياوريد: غرور، وقت شناسي، علاقة قلبي و پول، چيزهايي بودند كه در مثال هاي بالا با تهديد روبه رو شدند و اعصا بتان را به هم ريختند. هميشه همين طور است. بيشترِ آدم ها وقتي احساس مي كنند شايد به چيزي كه برايشان مهم است نرسند، خشمگين مي شوند.
۲
معمولا هنگام عصبانيت فكر مي كنيم كه خودمان مي دانيم چه كسي يا چه چيزي باعث بروز مشكل شده و معمولا در اين مواقع، كسي يا چيزي هست كه خشممان را بر سرش آوار كنيم: شخصي كه ازمان انتقاد كرده، راننده اي كه راهمان را بريده، رئيس يا كارمند زيردستمان و گه گاه حتي خودمان. معمولا در اين مواقع، خيال مي كنيم كه با آوار كردن خشممان بر سر اين و آن، مي توانيم موانع را از پيش پاي  خودمان برداريم و به اهداف دلخواه مان برسيم. البته شايد گه گاه، چنين اتفاقي هم بيفتد. مثلا شايد در يك درگيري فيزيكي، خشم به مان انرژي بدهد تا بهتر از خودمان دفاع كنيم. اما در بيشتر مواقع، اين طور نيست. عصبانيت به طور معمول باعث مي شود كه قدرت قضاوت و استدلال مان تحليل برود و استرس مضاعفي در وجودمان توليد شود. اين ثابت شده است كه خشم و عصبانيتِ طولاني مدت، هر چقدر هم كه مختصر و خفيف باشد، يكي از علل اصلي بيماري هاي قلبي عروقي و يكي از عمده ترين دلايل حملات قلبي است.
۳
روان شناسان مي گويند خشم نشان مي دهد كه ما از نظر ذهني و رواني، قادر نبوده ايم با يك موقعيت خاص، كنار بياييم و يا نتوانسته ايم برايش چاره و راه حلي پيدا كنيم. روان شناسان بر اين باورند كه آن دسته از آدم هايي كه زياد و بيش از حد، عصباني مي شوند، يكي از اين دو مورد درباره شان صدق مي كند: يا يك سِري مشكلات زمينه اي و قديمي دارند كه هنوز موفق به حل آن ها نشده اند و نتوانسته اند هضمشان كنند؛ يا اين كه ـ به غلط ـ عادت كرده اند در برخورد با وضعيت هاي نامطلوب، از روش هاي سازگاري هيجاني استفاده  كنند كه البته روش هاي نابالغ و غيرمؤثري به حساب مي آيند.
روان شناسان مي گويند خشم، ريشه در ترس و درماندگي دارد. وقتي ارزش ها، توقعات، استانداردها و يا اهدافمان به خطر مي افتد، اين احساس در ما به وجود مي آيد كه اوضاع دارد از دستمان خارج مي شود و ترس و آزردگي ناشي از اين احساس، عصباني مان مي كند. طبيعي است كه آدم هاي هميشه عصباني، اين ترس و درماندگي را در مورد خودشان باور ندارند، چرا كه آن را يك نقطه ضعف به حساب مي آورند. اما روان شناسي خشم، در صحت اين ادعا هيچ ترديدي ندارد.
۴
روان شناسان در زمينة خشم و عصبانيت و تكنيك هاي غلبه بر آن، توجه  ما را به 9 مورد جلب مي كنند:
۱. يكي از مهم ترين قدم هايي كه براي مهار خشم مي توان برداشت، اين است كه علت عصبانيت  را به دقت شناسايي كنيد. خيلي از افرادي كه دچار عصبانيت هاي مزمن و طولاني مدت هستند، نمي توانند قاطعانه علت عصبانيت شان را شناسايي كنند. وقتي دقيقا تعيين مي كنيد كه از چه چيزي عصباني هستيد، در واقع، داريد خود تان را آماده مي كنيد تا با آن مقابله كنيد.
۲. احتمالا يكي از اهداف آدم هاي عصباني، اين است كه توجه ديگران را به خود جلب كنند. شايد فرد عصباني، پيش خودش اين طور فكر كند كه جلب توجهات منفي ديگران، بهتر از اين است كه اصلا هيچ توجهي به آدم نشود. اگر اين احساس در وجودتان هست كه كسي دوستتان ندارد يا اين كه كسي به شما احساس نياز پيدا نمي كند، اين ممكن است يكي از علل ريشه اي عصبانيت تان باشد.
۳. اين واقعيت را بپذيريد كه خيلي چيزها در اين دنيا از كنترل شما خارج است و اصلا دست شما نيست. اگر قرار باشد با وسواس فراوان سعي كنيد تا در همه حال، خانواده و دوستان و به طور كلي، اوضاع و احوال را در اختيار خودتان داشته باشيد، حسابي به هم مي ريزيد و خستگي و عصبانيت تان پاياني نخواهد داشت.
۴.شـــايــــد عصبانيت تان ناشي از اين باشد كه توانايي بخشيدن ديگران را نداريد. اگر هرگز نتوانسته ايد كسي را كه آزارتان داده است ببخشيد، در دام دردناكي گرفتار آمده ايد كه سرانجام، شما را از بين مي برد. بخشيدن را تمرين كنيد.
۵. خيلي از افراد عصباني و خشمگين، از خودشان تنفر دارند. نفرت از خود، يكي از راه هايي است كه آدم به طور ناخودآگاه براي كنترل احساسات خودش به كار مي برد. شايد لازم باشد كه كم كم ياد بگيريد چطور با استفاده از مهارت ها و راه هاي جديد، احساسات تان را به شكلي مثبت كنترل كنيد.
۶. شايد عصبانيت تان ناشي از كارهايي است كه اعضاي خانواده، بستگان و يا دوستانتان در گذشته انجام داده اند. به اين نوع عصبانيت، مي گويند: خشمِ باقي مانده يا خشمِ تخليه نشده . راه هايي هست كه مي توان اين نوع خشم را ريشه يابي كرد. اما خب، شايد كمي وقتتان را بگيرد. بعد از اين كه علت اين عصبانيت را شناسايي كرديد، بايد كم كم سعي كنيد كساني را كه در گذشته موجب آزارتان شده اند، ببخشيد.
۷. گاهي اوقات، خشم و عصبيت، ممكن است يك علت جسماني و پزشكي داشته باشد. اگر به چنين چيزي مشكوك ايد و علائم ديگري نيز داريد، بد نيست سري به پزشك بزنيد. شايد تمام اين ها حاصل به هم خوردن تعادلات شيميايي و هورموني بدنتان باشد.
۸. اگر چه ديگران ممكن است شما را تحريك كنند، اما اين يك واقعيت است كه هيچ كس قادر نيست بدون ميل و ارادة شما، شما را عصباني كند. آدم ها اين توانايي را دارند كه پاسخشان به شرايط گوناگون و محيط اطراف را تحت اختيار و كنترل خودشان داشته باشد.
۱۰. اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان دائم عصباني مي شويد، احتمالا به تنهايي در اين آتش نمي سوزيد و ديگران را نيز در اين سوختن، شريك مي كنيد. پس بهتر است در قبال اين مشكلِ ديگران نيز بي تفاوت نباشيد و سعي كنيد زمينه هاي عصبانيت ديگران را شناسايي كنيد و به آن ها كمك كنيد تا به نحوي، مشكل مزمن خود را حل كنند. اين كار به رفع مشكل خودتان نيز كمك خواهد كرد.
 
يكي از روش هايي كه روان شناسان براي كمك به افراد عصباني ارائه مي كنند، طرح سؤالات هدفدار است. آن ها در طي جلسات مشاوره اي و درست سرِ بزنگاه، يك سؤال كليدي مطرح مي كنند و از شما مي خواهند تا آن سؤال را بارها و بارها در خلوتتان تكرار كنيد و پاسخ دقيقي برايش بيابيد.
تمرين كنيد. خودتان را در مقام درمان گر قرار بدهيد. سؤالات زير را در دلتان بخوانيد و بعد از خواندن هر سؤال، نفس عميقي بكشيد، كمي مكث كنيد و پاسخ دقيقي براي سؤال مورد نظر پيدا كنيد و بعدش برويد سراغ سؤال بعدي. اين سؤالات به تان كمك  مي كند تا به آن چه باعث عصبانيت و ناراحتي تان شده، از زاوية تازه اي نگاه كنيد. البته ممكن است همة اين سؤالات به كارتان نيايد. شايد فقط يكي از سؤالات به شما مربوط باشد. پس اگر احساس كرديد بعضي پرسش ها براي شما خيلي بي ربط و عجيب است، برويد سراغ سؤالات بعدي. اين پرسش ها را بايد آن قدر تكرار كنيد تا در ذهنتان خانه كند:
۱. شما از اين موقعيتي كه پيش آمده، چه چيزي ياد گرفته ايد كه ممكن است يك روز ديگر و در يك موقعيت ديگر به دردتان بخورد؟
۲. ماهيت اين موقعيتي كه ناراحت تان كرده، چيست؟ چه تهديدي در آن هست كه باعث مي شود از كوره در برويد؟ هدفتان چه بوده كه مورد تهديد قرار گرفته؟ چطور مي توانيد آن هدفتان را تأمين كنيد؟
۳. در حال حاضر، چه چيزي شما را اين قدر به هم ريخته است؟ آيا اين امكان وجود ندارد كه شما دستي دستي خودتان را عصباني كرده باشيد و هيچ دليل موجهي براي خشمتان نداشته باشيد؟
۴. سال آينده همين موقع، چه نگاهي به اين مشكل خواهيد داشت؟ سال هاي سال بعد چه؟ باز هم اوضاع، اين قدر نگران كننده و ترسناك است؟ يعني ارزش اين همه حرص و جوش را دارد؟
۵. چه فرضيه هايي را در رابطه با اين اتفاق در ذهن خودتان مرور مي كنيد؟ اين اتفاق، شما را ياد چه اتفاقات و موقعيت هاي مشابهي مي اندازد؟ آيا مي توانيد موقعيت هاي مشابهي را به خاطر بياوريد كه كمي آرامتان كند؟
۶. آيا به روي ديگر سكة اين وضعيت فكر كرده ايد؟ شايد اگر به روي ديگر اين سكه نگاه كنيد، كمي آرام تر شويد، نه؟
۷. الان و در همين لحظه، چه چيز اميدواركننده  و لذت بخشي در زندگي تان وجود دارد؟
۸. به كسي كه خيلي قبولش داريد فكر كنيد، به كسي كه خيلي خوب، خشم خودش را كنترل مي كند. اگر اين شخص در وضعيت فعلي شما گرفتار مي شد، احتمالا چه عكس العملي از خودش نشان مي داد؟ احتمالا او چه كار مي كرد تا درست تصميم بگيرد و منطقي رفتار كند؟
۹. اگر يكي از دوستانتان در وضعيت فعلي گرفتار مي شد، شما به او چه مي گفتيد تا او را آرام كنيد؟
۱۰. اگر اين وضعيت به شديدترين و بدترين حالت خود برسد، چه مي شود؟ حد نهايت كار چيست؟ و اگر كار تا آن حد وخيم شود، چه چيزهايي هنوز در زندگي تان وجود دارد كه شما مي توانيد از آن لذت ببريد؟
۱۱. الان چه كار مي توانيد بكنيد تا احتمال وخامت اوضاع، كمتر شود؟ چه كار مي توانيد بكنيد تا ريسك كار، كمي پايين تر بيايد؟
۱۲. آيا عصباني شده ايد تا حواس خودتان را از خطرات احتمالي پرت كنيد؟ بهتر نيست كمي روي مشكل متمركز شويد و بي آن كه خودتان را گول بزنيد، به همة جوانب قضيه فكر كنيد؟
۱۳. آيا عصباني شده ايد تا به خودتان روحيه و انرژي بدهيد؟ اگر اين طور است، چه كارهاي ديگري را مي شود سراغ گرفت كه بتواند روحيه تان را بالا ببرد؟
۱۴. چقدر برايتان مهم است كه ديگران درباره تان چه فكري بكنند؟ آيا بايد كمتر به ديگران اهميت بدهيد يا بيشتر؟
۱۵. آيا داريد توي ذهن خودتان، جريان دعوا و مرافعة احتمالي تان را مرور مي كنيد؟ آيا نمي توانيد اين افكار را بيرون بريزيد و خودتان را در اين لحظه از زندگي رها سازيد؟
۱۶. الان در اين وضعيت ناخوشايند، چه چيزهايي داريد كه شايد در ديگر لحظات خوشايند زندگي تان نداشته باشيد؟
۱۷. قبلا چه كارهاي سودمندي براي آرام كردن خودتان انجام مي داده ايد؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:59 PM  توسط م.ک.  | 

       آيا قرار است به خاطر افسردگي درمان دارويي دريافت كنيد؟

شايد مشاور يا روانپزشك شما دارو درماني را براي شما در نظر بگيرد و شما بر اساس آنچه كه شنيده ايده و يا تجارب دوستان و اعضاي خانواده در شگفت باشيد كه چگونه داروها مي توانند برايتان مفيد باشند. اين بروشور جهت پاسخگويي به بسياري از سئوالات مكرر در مورد ضد افسردگي ها تهيه شده است. ما اميدواريم كه اين بروشور نقطه شروع خوبي براي بحث هاي كامل تر وعميق تر با مشاور و يا روان پزشك شما در مورد داروهاي ضد افسردگي باشد. اگر بخواهيد اطلاعات بيشتري در مورد دارو درماني بدست آوريد، با يك روان پزشك مشاوره كنيد. روانپزشك يك متخصص در طب است كه در مورد تشخيص و درمان مشكلات عاطفي و رواني آموزش ديده است. روانپزشك به طور ويژه براي درمان دارويي افسردگي آموزش مي بيند.

افسردگي قابل درمان است

سوال هاي اصلي درباره ضد افسردگي ها

1)   نشانه هايي از افسردگي كه درمان آنها مستلزم مصرف داروست، كدامند؟

اغلب ما در مواردي دلسرد يا غمگين مي شويم. اين بروشور درباره نوع متفاوتي از افسردگي تهيه شده است. اگر شما اين نوع افسردگي را داشته باشيد احساس غم، تحريك پذيري و افسردگي در طول روز و براي  چند هفته يا ماه را تجربه خواهيد كرد. افراد يا فعاليتهايي كه معمولاً براي شما لذت بخش بودند، ديگر اينگونه نخواهند بود. شايد ادامه درس و كلاس را متوقف و در تمام مدت احساس خستگي بكنيد. اشتهاي شما افزايش يا كاهش مي يابد و وزنتان اضافه يا كم مي گردد. بي خوابي دو روزه، خواب در تمام روز يا ميل به "ماندن در رختخواب" در مواردي براي همه ما پيش مي آيد. اما اگر مشكلات براي چند هفته اتفاق بيافتند نشان دهنده يك مشكل جدي خواهند بود.

اگر شما افسرده هستيد در تمركز يا تصميم گيري مشكل خواهيد داشت. دوستان شما در مورد حساسيت زياد از حد يا گريه فراوانتان با شما صحبت مي كنند، وقتي در حال افسردگي قرار داريد، احساس درماندگي و نااميدي حالتي معمول براي شما خواهد بود وگويي در يك سالن تاريك گير افتاده و قادر به خروج از آن نيستيد. ديگران ممكن است متوجه عدم علاقه شما به انجام مسئوليت ها يا رسيدگي به ظاهر شخصي تان شوند. ممكن است در مورد مرگ و حتي خودكشي به اندازه زيادي فكر كرده باشيد. اينها علايم افسردگي شديد هستند.

نشانه هاي افسردگي

·                   خلق افسرده و غمگين

·                   تغيير در اشتها

·                   افكار خودكشي

·                   مشكلات خواب

·                   فقدان تمركز

 2)   آيا افسردگي نشان دهنده "ضعف" شخصي است؟

افسردگي يكي از نگراني هاي شايع دانشجويي است كه به مراكز مشاوره دانشجويي مراجعه مي كنند. افسردگي نشانه ضعف شخصي نيست. آبراهام لينكلن، ملكه ويكتوريا و وينستون چرچيل فقط       نمونه هايي از افراد سرشناس تاريخ هستند كه دچار افسردگي بوده اند. افسردگي وضعيتي نيست كه با خواست يا آرزوي شما، از بين برود. افراد دچار افسردگي نبايد فقط از خود انتظار بهبودي داشته باشند. بدون درمان، علايم افسردگي تداوم يافته و يا حتي بدتر مي گردد. با شروع درمان شما در عرض 3 تا 6 هفته بهبودي معني داري را تجربه خواهيد كرد. شما تنها نيستيد. بسياري از دانشجويان دانشگاه افسردگي را تجربه مي كنند.

3)    آيا بدون دارو نمي توانم احساس بهتري داشته باشم؟

 آيا ساير افراد (مبتلا به افسردگي) نمي توانند بدون مصرف دارو بهبودي پيدا كنند؟

در نهايت، حتي بدون درمان نيز عده اي احساس بهبودي مي كنند. متاسفانه "اين احساس بهبودي" فقط يكي دو سال طول مي كشد و در صورت عدم درمان افسردگي ممكن است بدتر شده و در توانايي شما در مطالعه، كار و لذت بردن از روابط ايجاد اختلال كند. وقتي خطر خودكشي در بين باشد افسردگي مي تواند به يك بيماري تهديد كنندة زندگي تبديل شود. داروها هيچ چيز را "تثبيت" نمي كنند. ولي به بهبود خلق و كاركرد شما كمك مي كنند طوري كه بتوانيد شروع به كار با ساير مشكلات بنماييد.

 4)   چگونه يك داروي ضد افسردگي اثر خود را اعمال مي كند؟

افسردگي نوعي بيماري است كه در آن عوامل مختلفي از قبيل ژنتيك، تغييرات شيميايي در بدن و حوادث خارجي مي توانند نقش مهمي داشته باشند. تحقيقات نشان مي دهند كه افسردگي مي تواند با تغييرات در كاركرد شيميايي مغزـ يعني ناقلهاي عصبي ـ در ارتباط باشد، تحقيقات فعلي بر روي نظامهاي سروتونين، نوراپي نفرين و دوپامين متمركز شده اند. عوامل ژنتيك معين و تغييرات در هورمونهاي بدن نيز در بعضي از وضعيتهاي افسردگي داراي نقش هستند. تغييرات زيست شناختي پيچيده فوق مي تواند تغييراتي عميق در خلق و رفتار شما داشته باشد. فرض مي شود كه ضد افسردگي ها  عدم تعادل شيميايي موجود در بيماري هاي افسردگي را اصلاح مي كنند.

5)   آزمايش خوني براي افسردگي وجود دارد؟

تشخيص افسردگي مبتني بر مجموعه اي از علايم و نشانه هاي شاخص است كه حالت خلقي شما و الگوهاي تفكر و سلامتي جسماني را تحت تاثير قرار مي دهند. تا به امروز، آزمايش خوني كه بتواند تشخيص افسردگي را تاييد يا رد كند، وجود ندارد.

6)   چه زماني بايد از قرصهاي ضد افسردگي استفاده كنم؟

شما و درمانگر متخصص تان بعد از شروع دارو درماني جهت ارزيابي تغييرات و يا عوارض دارو ونيز ارزيابي چگونگي اثر دارو بر شما، همديگر را به طور منظم ملاقات خواهيد كرد. بطور مشخص داروهاي ضد افسردگي براي مدت 8 الي 12 ماه و حتي بيشتر بايد مصرف شوند. اگر چه به هنگام احساس بهبود تمايل به قطع درمان وجود دارد ولي تداوم درمان تا زماني كه پزشكتان متقاعد به درمان افسردگي گردد، اهميت فراوان دارد. قطع زودرس داروها موجب برگشت نشانه هاي اوليه خواهد شد. ممكن است از شما خواسته شود كه بصورت تدريجي داروها را كاهش دهيد.قطع تدريجي به ويژه در مورد بعضي از داروها به بدن شما اجازه سازگار شدن را مي دهد.

7)اگر مصرف داروها را قطع كنم آيا افسردگي دوباره عود خواهد كرد؟

در اغلب موارد، افسردگي يك بيماري است كه توسط داروها و مشاوره به خوبي درمان مي شود. اما در صورت قطع درمان احتمال برگشت دوباره افسردگي وجود دارد. تداوم دارو يا روان درماني تا مدت زمان پيشنهادشده، توسط متخصصين اين احتمال را به حداقل مي رساند. در موارد بسيار كمي، متاسفانه بعد از كامل شدن دورة درمان باز هم عود مي كند. شناخت علايم يك دوره جديد افسردگي و اقدام به موقع براي درمان در اين رابطه بسيار مهم هستند.

8)آيا اين داروها اعتياد آورند؟ آيا احساس افزايش نيرو خواهم داشت؟

داروهاي امروزي براي درمان افسردگي اعتياد آور نيستند. اعتياد دارويي به مصرف مقادير بيشتر دارو به صورت فزاينده اشاره دارد. گر چه بعضي از داروهاي مورد استفاده در درمان اشكال نامعمول افسردگي مي توانند كيفيت اعتياد آور داشته باشند، اما آنها داروهاي استاندارد ضد افسردگي نيستند و بنابراين موضوع اين بروشور نمي باشند. گر چه ضد افسردگي ها اعتياد آور نيستند ولي شايد بعضي از نشانه ها را تجربه كنيد كه در نتيجه آن اين احساس به شما دست بدهد كه نكند به دارو وابسته مي شويد.

در آغاز درمان، داروهاي ضد افسردگي مي توانند احساس غير معمولي از انرژي، به ويژه در مقايسه با حالت قبلي در شما ايجاد كنند. مانند هر نوع داروي ديگر، ضدافسردگي ها نيز عوارض جانبي بالقوه را دارا هستند. احساس وابستگي يا مسموميت نشان دهنده واكنش غير معمول به داروها، تعامل دارويي ديگر با الكل يا ساير عوارض جانبي ناخواسته مي باشد. همچنين، بعضي از بيماران افسرده ـ شيدا در پاسخ به اين داروها ممكن است حالت ناخواسته نشئه را تجربه كنند. اگر اين مشكلات را تجربه مي كنيد سريعاً با روان پزشك تماس بگيريد.

ضد افسردگي ها اعتياد آور نيستند

9)   آيا داروها شخصيت مرا تغيير مي دهند؟

دارو كليت شخصي، ويژگي هاي شخصيتي منحصر به فرد يا پيشامدهاي زندگي شما را تغيير نمي دهند. هدف درمان با ضد افسردگي ها فراهم كردن شرايط براي ايجاد تغييرات مثبت در حالت خلقي و الگوهاي فكري شماست. داروهاي ضد افسردگي به مردم كمك مي كنند تا تمام هيجان هاي انساني را بدون احساس فشار و سختي، تجربه نمايند. گر چه اين تغييرات مثبت شبيه تغييرات شخصيتي هستند، اما در واقع آنها نشان مي دهند كه شما در حال بدست آوردن توانايي واكنش به مردم وموقعيتها به شيوة غير افسرده وار هستيد. در مواردي داروهاي ضد افسردگي عوارض جانبي موقتي را سبب مي شوند كه شبيه به تغييرات منفي شخصيت مي باشند. بطور ويژه حساسيت عاطفي يا تنشي را كه قبل از شروع دارو درماني داشتيد، ممكن است احساس نكنيد. در مواردي كه اين حالت ايجاد شده و شما را مشوش مي سازند، در طرح آن با مشاور يا روانپزشك خود تعلل نكنيد جهت آموزش در مورد عوارض جانبي اين داروها به سوال 12 اين بروشور توجه كنيد.

 10)  قبل از تجويز دارو، دكتر چه چيزي ممكن است از من بخواهد؟

اولين گام طرح نشانه هاي افسردگي با روان پزشك است. روان پزشك ممكن است همان سوالاتي را كه متخصصين قبلي (مثلاً مشاور) از شما پرسيده بود، دوباره بپرسد. گر چه اين تكرار براي شما ممكن است ناكام كننده تلقي شود ولي در ذهن داشته باشيد كه پزشك شما اين سوالات را جهت شناخت كامل نشانه ها، سابقه طبي، داورهاي قبلي و احتمال مصرف مواد يا الكل مجدداً تكرار مي كند. مطرح كردن موضوع حاملگي  و يا روش هاي كنترل (پيشگيري از حاملگي) نيز حائز اهميت است زيرا داروها ممكن است براي جنين يا نوزاد خطرناك باشد. از آنجا كه بعضي از داروها به مانند ساير وضعيتهاي طبي مي توانند علايم افسردگي ايجاد كنند، ممكن است جهت ارزيابي جسمي كامل و تستهاي آزمايشگاهي به يك پزشك ديگر نيز ارجاع داده شويد.

 11) چگونه پزشك دارو(ها)ي خاصي را براي تجويز انتخاب مي كند؟

در حال حاضر حدود 20 داروي ضد افسردگي براي درمان افسردگي وجود دارد. ضد افسردگي ها عموماً بر اساس خواص شيميايي و چگونگي كاركردشان طبقه بندي مي گردند. داروهايي كه پزشك شما ممكن است تجويز كند، عبارتند از: بازدارنده هاي اختصاصي جذب مجدد سروتونين (SSRI)، ضد افسردگي هاي سه حلقوي (TCA) يا بازدارنده هاي مونوآمين اكسيداز (MAOI) . بعضي از متخصصين ممكن است از داروهايي كه در 10ـ15 سال اخير ساخته شده و به نام داروهاي نسل جديد مشهور هستند و يا داروهايي كه از سي سال پيشتر وجود دارند و به نام داروهاي نسل قديم مشهورند، استفاده نمايند. به مانند اندازه كفش، هر دارويي نيز براي هر كسي مناسب نيست، دارويي كه براي دوست شما موثر بوده ممكن است در مورد شما موثر نباشد.

روان پزشك اثرات معكوس و زيان آور داروها را مد نظر دارد. هدف درمان از بين بردن افسردگي با حداقل عوارض دارويي است. متاسفانه دارويي كه هيچ مشكل يا خطر بالقوه نداشته باشد، تا به امروز وجود ندارد. عوارض جانبي اين داروها خفيف بوده و با گذشت زمان كاهش مي يابند. تحقيقات امروز متمركز بر داروهاي انتخابي ويژه اي است كه كمترين عوارض جانبي را داشته باشند. لازم است كه با پزشك در مورد نگراني هايتان درباره داروها و عوارض جانبي شان صحبت نماييد.

12)عوارض جانبي احتمالي داروهاي ضد افسردگي كدامند؟

ضد افسردگي ها درماني نسبتاً سالم هستند. به مانند اغلب داروها، ضد افسردگي ها نيز ممكن است عوارض جانبي خفيف و معمولاً گذرايي در بعضي از افراد داشته باشند. در اغلب موارد عوارض جانبي خفيف، قابل كنترل بوده و با گذشت زمان ناپديد مي شوند. عوارض جانبي معمول عبارتند از: تهوع، اسهال و يبوست، گيجي، خواب آلودگي، عصبيت، تغييرات خواب، خشكي دهان، سردرد و تيرگي بينايي. بعضي از اشخاص در علائق يا رفتارهاي جنسي خود تغييراتي را تجربه مي كنند. گرچه مشكلات و عوارض شديد خيلي نادر هستند، اما ممكن است در مواردي ديده شوند.

پزشك يا داروساز، شما را از عوارض جانبي بالقوه داروها آگاه مي كند. در جلساتي كه جهت پيگيري با پزشك خود خواهيد داشت، او در مورد پاسختان به داروها خواهد پرسيد و از نظر عوارض مشكل زا شما را بررسي خواهد نمود. عوارض جانبي غير معمول يا عوارضي كه در توانايي كار يا تحصيلتان ايجاد تداخل مي كنند را بايد بلافاصله به پزشكتان گزارش دهيد تا در صورت لزوم تغييرات لازم در داروها داده شود. اكثر عوارض جانبي برگشت پذير بوده و بعد از قطع درمان به تدريج از بين مي روند.

13) چقدر طول مي كشد تا داروها بتوانند به من كمك كنند؟ چطور مي توانم از موثر بودن داروها آگاه شوم؟

همه ضد افسردگي ها مدت زماني را جهت تاثير درماني لازم دارند. اگر احساس بهبود (سريع)
 نمي كنيد، دلسرد نشويد. اثر درماني بعد از 2 تا 4 هفته از شروع برنامه درمان ظاهر مي گردد. گر چه عده اي حتي زودتر نيز احساس بهبودي مي كنند. دوستان و اعضاي خانواده ممكن است بعد از شروع درمان، آثار بهبود را در شما ملاحظه نمايند. وقتي دارو درماني اثر خود را اعمال مي كند، شما توانايي فزاينده اي را براي انجام كارها احساس كرده و به شيوه "بهنجار" از زندگي لذت مي بريد. اگر به دارو پاسخ درماني ندهيد پزشك ممكن است مقدار دارو را تغيير داده و يا داروهايي جديد تجويز كند.

هر شخص پاسخ منحصر به فردي به داروها مي دهد. درمان افسردگي يك فرايند پيش رونده است و بسته به چگونگي تاثير دارو بر شما، پزشك جريان درمان شما را مورد بازبيني قرار داده و آن را براي شما به دقت تنظيم خواهد كرد.

هر شخص پاسخ منحصر به فردي به داروها مي دهد

14) آيا مي توانم در كنار ضد افسردگي ها داروهاي ديگر نيز مصرف كنم؟

يك سوال بسيار مهم! در مواردي كه ضد افسردگي ها به همراه ساير داروها مصرف مي شوند، احتمال عوارض جانبي يا تداخل دارويي افزايش مي يابد. به ويژه در مورد داروهاي آلرژي، مشاوره با پزشك تجويز كننده دارو بسيار حائز اهميت است. هر دارويي كه همزمان مصرف مي كنيد حتي مصرف ويتامينها  وداروهاي گياهي را نيز به پزشك بگوييد.

15) آيا داروهاي ضد افسردگي با قرص هاي ضد بارداري تداخل مي كنند؟

شواهدي در كاهش اثر داروهاي ضد بارداري در نتيجه مصرف  ضد افسردگي ها وجود ندارد. به هر حال به مانند ساير داروها در صورت باردار بودن اين داروها مي توانند براي جنين خطرناك باشند.

16) آيا مواد "طبيعي" وجود دارند كه بتوانم براي درمان افسردگي بكار ببرم؟

در نزد مردم شايعاتي در مورد وجود تركيبات گياهي ضد افسردگي وجود دارد. متاسفانه هنوز مطالعات كافي در مورد اثر بخش بودن اين تركيبات به ويژه در مقايسه با داروهاي ضد افسردگي استاندارد براي اشكال مشخص افسردگي باليني وجود ندارد. علاوه بر اين، تركيبات داروهاي ضد افسردگي سنتي با تركيبات گياهي امروزه پيشنهاد نمي شود و اگر شما در مورد پيشرفتهاي اخير در زمينه تركيبات گياهي كنجكاو هستيد، قبل از "خود درماني" حتماً با روانپزشك خود مشورت كنيد.

17) قيمت داروهاي ضد افسردگي چقدر است؟

گر چه پرداخت قيمت داروها براي بعضي از دانشجويان مشكل است اما قيمت درمان نكردن افسردگي نيز بالاست. شما وقت و پول قابل ملاحظه اي را صرف رسيدن به دانشگاه كرده ايد. توانايي شما در كارهاي تحصيلي، روابط و شغل به شدت توسط افسردگي درمان نشده تحت تاثير قرار مي گيرد. خوشبختانه بسياري از اين داروها تحت پوشش خدمات بيمه قرار دارند. در مورادي نيز دفاتر مشاوره در تهيه اين قرص ها به شما كمك لازم را خواهند كرد.

18)    اگر مصرف قرص ها بر اساس جدول زماني را فراموش كنم چه مي شود؟

اين از مواردي است كه بايد با پزشك خود در ميان بگذاريد. در اغلب موارد، اگر مقدار دارو را فراموش كرده ايد، در نوبت بعدي دو برابر مصر نكنيد. با جدول زماني قبلي مصرف را ادامه دهيد و سعي كنيد كه فراموشي تكرار نشود. اگر چندين بار مقادير مشخص شده دارو را فراموش كنيد ممكن است دچار مشكلاتي از قبيل سر درد و تهوع گرديد. به ويژه اگر مصرف دارو را در اغلب موارد فراموش كنيد، بهبود شما مدت زمان طولاني تري طول خواهد كشيد.

19)    به دوستان و خانواده ام چه بگويم؟

اغلب كساني كه از شما مراقبت مي كنند از تغييرات خلقي و سطح انرژي شما نيز آگاهي داشته و در آن موارد نگراني هايي دارند. ممكن است آنها از اين بابت كه شما كمك لازم را دريافت كرده ايد، خيالشان راحت گردد. از آنجا كه افسردگي مي تواند در شما احساس خستگي و درماندگي ايجاد كند، دريافت حمايت ديگران در اين دوران بسيار مهم است. به هر حال، بسياري از مردم هيچگاه افسردگي را بطور جدي تجربه نكرده اند و بنابراين نمي توانند بفهمند كه آن چقدر ناتوان كننده است. آنها قصد آسيب به شما را ندارند ولي ممكن است چيزهايي بگويند يا كارهايي بكنند كه نتيجه آن آسيب رساندن به شما از جانب آنان و نيز حمايت مناسبتر كمك خواهند كرد.

20)    در كنار مصرف داروها آيا به مشاوره هم نيازمندم؟

براي اغلب اشخاص، تركيب دارو درماني با روان درماني موثر ترين شيوه درمان است. گر چه داروها به بهبود نشانه هاي افسردگي كمك مي كنند، آنها نمي توانند حوادث، افكار يا رفتارهايي را كه موجب مشكلاتي براي شما شده اند، تغيير دهند. حتي قبل از شروع افسردگي نيز شما با مسايل خانوادگي درگير بوديد كه احساس شما درباره خود و روابطتان را تحت تاثير قرار مي دادند. روان درماني به شما كمك مي كند تا اين نگراني ها را كشف و حل و فصل نماييد. براي بهبود احساس ارزشمندي، مهارتهاي ارتباطي و راهبردهاي كنترل حوادث فشار زا ممكن است روان درماني فردي يا گروهي به شما پيشنهاد شود غذاي خوب، با كيفيت خوب و ورزش نيز عوامل مهمي در بهبود هستند سريعتر تا حد امكان، به همه پيشنهاد هاي مشاور روان پزشك خود عمل كنيد.

تركيب دارو با روان درماني موثرترين شيوه درمان افسردگي است

ما اينجا جهت كمك به شما آماده ايم:

دفاتر مشاوره دانشگاهها به دانشجويان كمك مي كنند تا با چالش هاي زندگي دانشجويي به شكل موثر برخورد كنند.

 ترجمه: مجيد محمود عليلو,كارشناس دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم, تحقيقات و فناوري و همكار مركز مشاوره دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:25 PM  توسط م.ک.  | 

ناتواني روان پزشكي به چه معني است ؟

  بيماري رواني اصطلاحي گسترده براي توصيف تعداد زيادي از بيماريهاي روان پزشكي است كه توانايي تفكر ، احساس و رفتار شخص جهت عملكرد مناسب در تكاليف روزمره زندگي را مختل مي‌نمايند.

بسياري از بيماريهاي رواني در اواخر نوجواني يا اوايل بزرگسالي يعني مقارن با زمان ورود به دانشگاه شروع مي‌گردند. بعضي از مردم فقط يك دوره واحد بيماري رواني را تجربه مي‌كنند، در حالي كه عده‌اي ديگر ممكن است نشانه‌هاي پيشرونده‌اي راتجربه نمايند. بسياري از بيماريهاي رواني حالت دوره‌اي داشته و امروز اغلب آنها درمان پذير هستند.

تخمين زده مي‌شود (20 درصد ) مردم در دوره‌اي از زندگي خود بيماري رواني را تحربه كنند. افراد داراي بيماري رواني مي‌توانند زندگي با كيفتي داشته باشند.

 چه چيز بيماري رواني نيست

دوره هايي در زندگي وجود دارد كه در آن هر شخصي ممكن است احساسهاي غير قابل كنترل ترس،  فشار، ‌افسردگي ، اضطراب و يا از دست‌دادن كنترل را داشته باشد. اين دوره‌ها به شدت پريشان كننده هستند، اما آنها معادل بيماري رواني محسوب نمي‌شوند.

در بعضي موارد گفته مي‌شود كه بيماري رواني همان ناتواني هوشي است. اين اصلا درست نيست . گرچه ممكن است بيماري رواني و ناتواني هوشي همزمان وجود داشته باشند، اما هيچ ارتباطي بين اين دو وجود ندارد.

 ناتواني رواني چيست ؟

اصطلاحهاي ناتواني رواني و بيماري گاهي به جاي همديگر بكارمي‌روند. بطور دقيق، اصطلاحهاي بيماري رواني به وجود يك اختلال واقعي اشاره مي‌كند، در حالي كه اصطلاح ناتواني رواني به تجارب مختل ناشي از بيماري رواني اشاره دارد.

هركسي كه بيماري رواني دارد لزوما ناتواني رواني ندارد،بسياري از مردم بعد از بهبود از يك دورة بيماري براي زماني طولاني از سلامت كامل درزندگي خود لذت مي‌برند . ناتواني رواني به ندرت دائمي است و سطوح ناتواني هم اغلب در حال نوسان است  (بهبود پذير است) .

 شاخص‌هاي بيماري رواني / يا ناتواني رواني

گرچه هر بيماري رواني نشانه‌هاي خاص خود را دارد، اما علايمي وجود دارد كه بر اساس آنها مي‌توان متوجه "وجود اشكال "شد. اين علايم عبارت هستند از :

        ·          كناره گيري از ديگران

        ·          تغيير سريع در وزن

        ·          پرخاشگري

        ·          هذيانها ( باورهاي غلط )

        ·          اشكال در تمركز

        ·          غمگيني و دلتنگي

        ·          فقدان علاقه ( لذت نبردن )

        ·          رفتار بزرگ منشانه

        ·          تحريك پذيري

        ·          نگراني و بيقراري

        ·          رفتار نامناسب

دانشجوياني كه تحت درمان رواني پزشكي هستند،ممكن است مقادير زيادي از داروهاي روان‌گردان را مصرف نمايند . همة داروها  اثرات جانبي دارند، عوارض داروهاي روانپزشكي به صورت كاهش تمركز، خواب آلودگي ، تيرگي بينايي، سفتي عضلاني ، لرزش و خشكي دهان مي‌باشد. در اغلب موارد نشانه‌هاي قابل مشاهده ناتواني رواني نتيجه درمان است نه خود بيماري .

در اين نوشته به خاطر پرهيز از تاثيرسوء واژه بيماري بر عملكرد دانشجويان ، ترجيح مي‌دهيم كه از اصطلاح ناتواني رواني استفاده كنيم .

 بهداشت ( سلامت ) رواني

سلامت رواني چيزي بيش از فقدان بيماري رواني است.اغلب مردم از اهميت حفظ سلامت جسماني خودآگاهند و از روشهايي همچون ورزش منظم، تغذيه مناسب و آزمايشهاي طبي مرتب براي كسب اطمينان از سلامتي خود استفاده مي‌كنند . اما تعداد كمي از مردم به اهميت حفظ بهداشت رواني خود واقف هستند.همه در زندگي فشار رواني را تجربه مي‌كنند و ميزان معيني از آن براي انگيزش مفيد است ، اما سطوح فشار رواني بايد به دقت مورد بازبيني واقع شود.  فشار رواني بايد به دقت مورد بازبيني واقع شود. فشار رواني مي‌تواند مشكلات جسماني ( از قبيل فشار خون بالا،سردرد ، گردن درد ،خستگي ) توليد كند و ممكن است سرآغازي براي ناتواني رواني در بعضي از مردم باشد.دانشجويان ،بويژه در مواقع امتحان و كادر دانشگاه به هنگام فشار كاري شديد ممكن است استعداد ويژه‌اي براي فشار رواني داشته باشند.

معيارهايي براي كسب اطمينان از سلامت رواني وجود دارند،بعضي از اين معيارها عبارتند از :

        ·          تغذيه مناسب داشته باشيد

        ·          بطور منظم ورزش كنيد

        ·          در حد توانتان كار كنيد

        ·          با ديگران معاشرت داشته باشيد

        ·          روشهاي ابراز وجود را ياد گرفته و بكارببنديد

        ·          به اندازه كافي بخوابيد

        ·          بطور منظم بخنديد

        ·          اجازه ندهيد مشكلات شما را در برگيرد

        ·          روشهاي آرامش بخشي را فراگرفته و بكار ببنديد

        ·          براي تفريحات وقت در نظر بگيريد

حفظ بهداشت رواني مسئوليت شخصي هر كسي است !

ترجمة‌:مجيد محمود عليلو

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:24 PM  توسط م.ک.  | 

 
61- راي يكديگر هديه فرستيد تا محبت ها زياد شود .
62 - فاداري نشانه صفا و محبت است .
63 - شرط مصاحبت و دوستي ، كم كردن مخالفت است .
64 - محبت ديده را كور و گوش را  كر مي سازد .
65 - بكوشيد هر روز بيش از روز ديگر شكاف هاي موجود ميان ديگران و خود را به پيوند دوستي و الفت مبدل سازيد .
66 - شما مي توانيد با اطرافيان خود بر اساس وجوه مشتركي كه دارند پيوند دوستي برقرار كنيد .
67 - نگذار اختلافي كوچك با يك دوست ، به دوستي عميقت با او لطمه بزند.
68 - قبل از همه خود را دوست داشته باشيد تا بتوانيد محبت خود را به ديگران اشاعه دهيد چون از چيزي كه نداريد نمي توانيد ايثار كنيد .
69 - با برقراري صميميت و دوستي ، دنياي بزرگتري براي خود مي سازيد . شما در كنار هم رشد مي كنيد و شكوفا مي شويد ولي هرگز در هم مستهلك نمي گرديد .
70 - ابراز مهر و دوستي كار آساني است ، اين در واقع ما هستيم كه مشكل و پيچيده مي باشيم.
71 - اگر دو ماه مجذوب ديگران باشيد ، دوستان بيشتري به دست خواهيد آورد تا اين كه دو سال بكوشيد ديگران را مجذوب خود كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:15 PM  توسط م.ک.  | 

بدبختي دنيا اين است که اشخاص نادان و کم هوش اعتماد عجيبي به خود دارند و اشخاص دانا و باهوش در شک و ترديد به سر مي برند.
 
براي دشمنانت، کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند.
 
توفيق زندگي هر كس تابع ميزان شهامت اوست.
 
وقتی که بجز عشق چیزی برایمان باقی نمانده باشد، برای نخستین بار آگاه میشویم که فقط عشق کافی است
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:9 PM  توسط م.ک.  | 

بدبختي دنيا اين است که اشخاص نادان و کم هوش اعتماد عجيبي به خود دارند و اشخاص دانا و باهوش در شک و ترديد به سر مي برند.
 
براي دشمنانت، کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند.
 
توفيق زندگي هر كس تابع ميزان شهامت اوست.
 
وقتی که بجز عشق چیزی برایمان باقی نمانده باشد، برای نخستین بار آگاه میشویم که فقط عشق کافی است
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:8 PM  توسط م.ک.  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:4 PM  توسط م.ک.  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:2 PM  توسط م.ک.  | 

همه مي دانيم خشم چيست و آن را احساس كرده ايم: چه زماني كه يك ناراحتي گذراست و چه هنگامي كه عصبانيت تمام عيار است. خشم يكي از عواطف كاملاً معمولي و اغلب سالم است. اما هنگامي كه از كنترل خارج شود و چهره اي مخرب به خود گيرد مشكلاتي را در محيط كار، روابط خصوصي و كيفيت كلي زندگي شما به وجود مي آورد. اين مطلب به شما كمك مي كند خشم را بهتر درك و مديريت و كنترل كنيد.

 

خشم چيست؟

 

فطرت خشم

براساس تعريف دكتر چارلز اسپيلبرگر روانشناسي كه متخصص مطالعه خشم است: «خشم حالتي عاطفي است كه از نظر شدت از تحريك ملايم تا عصبانيت شديد تغيير مي كند.» مانند ساير عواطف همراه با تغييرات فيزيولوژيكي و زيست شناختي است. وقتي عصباني مي شويد ضربان قلب و فشار خون شما بالا مي رود و نيز سطوح هورمون هاي مربوط به انرژي مانند آدرنالين و نورآدرنالين افزايش مي يابد. علت خشم مي تواند هم رخدادهاي بيروني و هم دروني باشد؛ شما مي توانيد از دست شخص بخصوصي عصباني باشيد (يك همكار يا رئيس) يا يك رويداد (يك گره ترافيكي، يك پرواز لغو شده) يا خشم شما مي تواند به دليل نگراني و تشويش در باره مسايل شخصي تان باشد. خاطره رخدادهاي دردناك و خشم آور نيز مي تواند احساس هاي عصبانيت را برانگيزد.

 

بيان خشم

راه غريزي و طبيعي بيان خشم پاسخ دادن تهاجمي است. خشم يك پاسخ تطبيقي به تهديدهاست و الهام بخش احساس ها و رفتارهاي قوي و اغلب تهاجمي است كه به ما اجازه مي دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن بجنگيم و از خود دفاع كنيم. بنابر اين مي توان گفت يك مقدار عصبانيت براي زنده ماندن ما لازم است. از سوي ديگر، ما به طور فيزيكي نمي توانيم به هر شخص يا شئ اي كه ما را ناراحت مي كند حمله كنيم و ضربه بزنيم؛ قوانين، هنجارهاي اجتماعي و عقل سليم براي ميدان عمل خشم ما حد و حدودي مي گذارد. مردم طيفي از فرآيندهاي خودآگاه و ناخودآگاه را براي دست و پنجه نرم كردن با احساس هاي خشم شان بكار مي برند. سه رويكرد مهم در مواجهه با خشم عبارتند از: بيان كردن، سركوب كردن و آرام كردن. بيان احساس هاي خشم شما به صورت تأكيدي- و نه تهاجمي- سالم ترين راه بيان عصبانيت است. براي انجام آن، بايد بياموزيد چگونه مي توانيد روشن كنيد نيازهاي شما كدام ا