تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

اول بدم اومد و خواستم بگم چه مسخره این دیگه چه دلقک بازیه !
یه ترانه رپ شنیدم که این حس را اول تو وجودم ایجاد کرد. یکی از ترانه های گروه "هیچکس" اول متن شو براتون اینجا میارم :

 

اینجا تهرانه یعنی شهریکه                              هر چی توش میبینی باعث تحریکه

تحریک روح تو به آشغال دونی                         میفهمی تو هم آدم نیستی یه آشغال بودی

اینجا همه گرگن میخوای باشی مثل بره          بزاز چشمو گوشتو از کنم یه ذره

اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش                 خبری از گل و بستنی چوبی نیستش

اینجا جنگله بخر تا خورده نشین                       اینجا نصف عقده ائین نصف وحشی

اختلاف طبقاتی اینجا بیداد میکنه                     روح مردم و زخمیو بیمار میکنه

همه کنار همن فقیرو مایه دار خفن                توی تاکسی همه میخوان کرایه ندن

حقیقت روشنه خودتو به اون راه نزن               روشنترش میکنم پس بمون جا نزن

"خدا پاشو من چند سالی باحات حرف دارم      خدا پاشو پاشدی نشی ناراحت از کارم"

"کجاهاشو دیدی تازه اول کارم                        خدا پاشو من یه آشغالم با تو حرف دارم"

نمکی با چرخش کنار یه بنزه                           همه هیکلو چرخش کرایه بنزه

منو تو اون اول بودیم همه از یه قطره              حالا ببین فاصله ما چقدره

دلیل چرخش زمین نیست جاذبه                      پوله که زمینو میچرخونه جالبه

این روزا اول پوله بعد خدا                                همه رعیت و ارباب و کدخدا

بچه میخواد با یتیمی بازی کنه بابا نمیزاره    یتیم لباسش کثیفه چون که فقط یکی داره

همه آگاهیم از این بلایا     حتی فرشته هم نمیاد این ورا تا     نشیم فنا با همین بلایا

اما کمک نخواستیم اشک بریز کافیه همین برا ما

آدم مریض حرفامو درک کرد                          اما تموم نکردم حرفامو برگرد

"خدا پاشو من چند سالی باحات حرف دارم    خدا پاشو پاشدی نشی ناراحت از کارم"

"کجاهاشو دیدی تازه اول کارم                       خدا پاشو من یه آشغالم با تو حرف دارم"

تا حالا شده عاشق دختر بشی                      میخوام حرف بزنم روشن بشی

پیش خودت میگی اینه عشق تاریخی            اما دافت با یه بچه مایه داره خواب دیدی

 خیر یادت باشه غیر خودت بزن قید                هر چی آدم کنارت میبینی چون عیب

یکی هم سن تو سوار ماشین خدا                بهت پوزخند میزنه میکنی با کنه دعا

منم میخام مایه دار بشم عقده رو کنم درکش    دعا نکن بی اثره نمیکنن درکش

میخوای بخوابی تو بیداری کابوس ببین          بیا با هم به این دنیا فحش ناموس بدیم

باید کور باشی نبینی تو فقرو هر جا               کنار خیابون نبینی فقرو فحشا

خدا بیدار شو یه آشغال با تو حرف داره          نکنه تو هم به فکر اینی که چی صرف داره

 

 بعد دیدیم اعتراض به سبکی خاصه هر چند خیلی تازگی نداشت حرفاش ولی ریتم و آهنگش باحال بود ولی بازم به نظرو جالب نبود بیشتر ادا اطفار اومد تا اعتراض یه جور شعر کاریکاتوری یه جور دلقک بازی یا بهتر بگم یه جور بزرگ نمائی معضلات !

ولی نتونستم بگم که مضخرفه !

یه دفعه یاد یه ماجرا افتادم :
به بوردیار فیلسوف بزرگ فرانسوی که فیلم "ماتریکس" رو تحط تاثیر افکار وی ساخته بودند یه مصاحبه گر شکاک انگلیسی او را "دلقکی فیلسوف" خواند.
توصیفی که او به آن اعتراضی وارد نکرد و در عوض چنین تلقی اش کرد که درباره نقش اجتماعی دلقکها بیا ندیشید.

انگار یه جوری همه خوبیها و همه بذیها همه آرامشها و همه طغیانها همه .... و حتی شیطان لازمند کارکردی دارند که اگر نباشند دیگر سیستم کامل نمیچرخد!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 8:30 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

زندگى ما ايرانى‏ها رشته ‏اى ناگسستنى از شتاب، توقف و واپس رفتن است. يا آنقدر تند مى‏رويم كه مقصدمان را گم مى‏كنيم، ياآنچنان بى‏حركت مى‏شويم كه به زحمت مى‏توان آثار حيات را در وجودمان يافت و يا بى‏توجه به اينكه زمان فقط به طرف جلو حركت‏مى‏كند و هر واپس رفتنى زيانبار است، رو به قهقرا مى‏رويم. مردم ايران در گذر تاريخ از اين نحوه رفتار زيان بسيار ديده‏اند، اما معلوم‏نيست چرا با وجود تجربه‏هاى تلخ، ما هرگز به سوى اعتدال قدم بر نداشته‏ايم.

در سر راه هر روزه من يك سازمان دولتى قرار دارد. در گوشه‏اى از فضاى باز جلوى ساختمان اين اداره، اتاق شيشه‏اى بزرگى‏ساخته‏اند كه كارمندان بايد به آن وارد شوند، كارت حضور بزنند و بعد از انجام اين كار به محوطه باز برگردند و به آستانه عمارت ...........

 

 

  •  


  • ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 6:4 PM  توسط م.ک.  | 

     

    يكپارچگي و پراكندگي راستي و درستي

    گتفريد ويلهلم لايبنيتس آلماني يكي از بزرگترين انديشمندان اروپا و از آگاهان روزگار است است. در سال 1646 ميلادي در شهر لايپسيك از شهرهاي آلمان به دنيا آمد. پدرش آموزگار و مشاور حقوق بود و شش سال پس از زاده شدن او درگذشت.لايبنيتس از كودكي شوق بيش از حد او به خواندن داشت و هر چه كتاب در كتابخانه پدرش بود يا از جاي ديگر به دستش آمد خواند و تبحري به كمال يافت و از همه ي دانشها و فن ها بهره برد. اما تحصيل رسمي مدرسه اش حقوق و فلسفه بود، در بيست سالگي در حقوق درجه ي دكترا رسيد و به خلاف بسياري از دانشمندان .............

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 5:58 PM  توسط م.ک.  | 

     
     
     
     
    شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا"مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد، براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـور ميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا" برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است.
    از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد.
    بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند، يك سري ...............
     
     
     
     
     

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 5:56 PM  توسط م.ک.  | 

     

    « آن كس كه همچون اسب هايي كه سواركاران آنها را رام كرده اند حواس او در حال آرامش است ، آنكس اينگونه  به سر حد بزرگي (كمال) رسيده است ،‌ حتا خدايان نيز بر وي رشك مي برند.»

    « در دنياي پر از كينه و دشمني ، ما با بيشترين شادماني و بدون داشتن دشمنان به سر مي بريم ،‌ در ميان مردمي كه وجودشان آميخته با دشمني است ما بدون دشمني زيست مي نماييم.»

    « در ميان بيماران ما با بيشترين شادماني راستين و درست زندگي مي كنيم ، در ميان مردمِ بيمار ما بدون بيماري به سر مي بريم.»

    « در ميان خستگان ما با بيشترين شادماني راستين ...............

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 5:50 PM  توسط م.ک.  | 

     
     
     
    لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد، مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد.كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل ها ي آرماني اش را پيدا كند.
     
    روزي دريك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهرة يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
     
    كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
     
    وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز روًيايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!
     
    "مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."
     
    پائولو كوئيلو
     
     
     
    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 5:48 PM  توسط م.ک.  | 

     

     
    آنها این کار را هر روز انجام نمی دهند (وا!) آنها به سرعت معتقدند (نه!!).
     
     مقاله را بخوانید تا به حقیقت های بی شماری در مورد رابطه جنسی سالم
     
     در خانواده های موفق پی ببرید.
     
    به عنوان یک دختر روشن فکر که به تازگی وارد یک ارتباط دو نفره شده
     
     اید، احتمالا مطالبی را در مورد زندگی سالم می دانید: عادلانه دعوا کنید،
     
    به او وقت دهید تا با خودش خلوت کند (با این کار خودتان هم فرصتی پیدا
     
     می کنید تا تنها شوید)، هیچ گاه چشم های خود را از او برنگردانید (حتی
     
     اگر زیباترین فیلم را در تلویزیون نگاه می کنید) و ...

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 2:1 PM  توسط م.ک.  | 

     

    میلیون‌ها نفر در سراسر جهان مبتلا به اختلالات روانپزشکی مختلف هستند. با بسیاری از این اختلالات آشنا هستیم و یا دست‌کم نامشان را نشیده‌ایم: افسردگی، اضطراب، وسواس، شیزوفرنی.

    اما، بیماری‌های روانپزشکی‌ای هم هستند که هم نام و هم ماهیت عجیب و غریبی دارند و حتی بسیاری از پزشکان به خاطر نادر بودن یا موردی بودن بروز بیماری، با آنها آشنا نیستند و یا تنها اصطلاحات استاندارد پزشکی را درباره آنها به کار می‌برند ............

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه 29 آبان1386ساعت 1:35 PM  توسط م.ک.  | 

     

    بچه که بودم درک نمیکردم که اونی که بیشتر میدونه بیشتر درد میکشه نمیدونستم آگاهی مسئولیت میاره خواب و خوراک و زندگیتو بهم میریزه یه چند وقتی هم هست من معتاد به مطالعه گیجم ایمانم رو در حال گذاز میبینم.

    نظرم درباره ( ایمان - خدا ) در گذر زمان دستخوش تحول شد.


    در ابتدا با (( خدای شیئ وار ))فلسفه آشنا شدم اما خیلی زود از " آن " مطلق نامحدود بی احساس و بی باور که توان گفت و شنود با انسان را نداشت گذشتم.


    تا مدتی دل به (( خدای شخص وار )) سپردم همان خدای آگاه و دانا و باورمندی که مشیت اش به طور اسرار آمیزی در تاریخ جلوه میکرد به شکوفایی انسان در فردای تاریخ بشارت میداد پیامبر میفرستاد معجزه میکرد و سرچشمه اخلاق بود و انسان میتوانست با آن سخن بگوید و رازو نیاز کند.
    اما این خدا نیز گاه به طرز حقیری جنبه انسانی میگرفت و من هرچه بیشتر در ابرهای ندانستن پرواز میکردم تصویر خدای شخص وار در نظرم  محوتر میشد.


    خدایی که چون مهندسی جهان را میساخت و چون حاکمی مقتدر مجازات میکرد و چون معلمی به انسانها نمره میداد و درباره آنها داوری میکرد و به هنگام بروز فاجعه حاضر نبود و به جای آنکه انسانها را از محدودیتهایشان فراتر ببرد او را اسیر عقاید خود ساخته اش میکرد و تشویقش مینمود که بر اساس این عقاید در مورد دیگران داوری کند و محکوم بداند و به حاشیه براند چنین خدایی که فرافکنی نیازهای انسان بود نمیتوانست منی را که تشنه کمال هستم را سیراب کند.

     

     ایمان من چیزی بود که در کف دستم بود و من محکم به آن چسبیده بودم تا از کفم نرود.
    اما در لحضه ای دستانم از هم باز شد ....... و اکنون چیزی در آن نیست.
    اما دستانم همچنان به نشانه طلب گشوده است و ایمان برای من در طلب دائمی معنا میشود.

     

     

     

     

     

    + نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 8:48 PM  توسط م.ک.  | 

     
    مترجم: امید مهرگان
    تاریخ: 30 دي 1385

    براي هرکس ممكن است پيش آمده باشد كه وقتي به زندگي‌اش واپس مي‌نگرد به اين نكته پي برد كه كمابيش تمام الزامات و تقيدهايي كه او در روند زندگي از سر گذرانده است، ريشه در منش آدمياني داشته است كه ديگران جملگي در مورد «شخصيت ويرانگر»شان متفق‌القول بوده‌اند. اين فرد سرانجام روزي، شايد از سر تصادف، به اين واقعيت برخواهد خورد، و هرچه شوك و ضربۀ وارد بر او قوي‌تر باشد، لاجرم بخت وي براي بازنماييِ شخصيت ويرانگر بيشتر خواهد بود.

    شخصيت ويرانگر فقط يك شعار سراغ دارد: جا بازكردن، و فقط با يك فعاليت آشناست: روبيدن [و كنارزدن]. نياز او به هواي تازه و فضاي باز از هر نفرتي ................

     

     

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 7:49 PM  توسط م.ک.  | 

     

     


    فیلم تپه‌ی خاموش داستان جذابی روایت می کند در باب آنکه چگونه آثار و نتایج روانی "آنچه رخ داده است" می تواند تا سال ها در ساحتی دیگر، در ساحتی که دیده نمی‌شود، تداوم یابد و حتی مردمان زنده را هم درگیر خود سازد

    آنچه رخ داده است یک آتش سوزی بزرگ در شهرک صنعتی تولید زغال سنگ است، اما نه آتش سوزی ای که از سر اتفاق رخ داده باشد، بلکه آتشی که تعصبات تند اعضای یک فرقه‌ی مسیحی آن را برافروخت تا به زعم خودشان دخترکی را که تجسم گناه بود به رسم قدیمی قرون وسطایی بسوزانند. این دختر، آلسا، فرزند نامشروع زنی به نام داهلیا بود که خود نیز پیش از آنکه سوزانده شود مورد تجاوز یکی از عوامل مدرسه قرار می‌گیرد و فرزند نامشروعی به دنیا می‌آورد، بدون آنکه اولیای مذهبی مدرسه از آن با خبر شوند. آلسا در اثر سوزانده شدن نمی‌میرد و با رنج حاصل از سوختگی مدت ها در بیمارستانی بستری می‌شود. پرستارانی که از او در اتاقش دیدن می‌کنند گویا از کینه‌ی پنهان شده در وجودش آبستن می‌شوند و روح انتقام جویی را به فضای عمومی خارج از بیمارستان انتقال می‌دهند. آتش سوزی بزرگی که منجر به نابودی شهرک می‌شود ظاهرآ در اثر انتقام جویی گروه های غیر مذهبی رخ می‌دهد. پس از نابودی شهرک، منطقه، "تپه‌ی خاموش" نام می‌گیرد، چون بالکل از سکنه خالی می‌شود و سال ها تنها بارانی از دوده بر آن می‌بارد. سی .................
     
     
     
     

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 0:39 AM  توسط م.ک.  | 

    داریوش برادری -د.ساتیر

    روانشناس/ روان درمانگر

     

    خوشبختانه اخیرا در فضای اینترنتی بحث مهمی درباره موضوع سکولاریسم و چگونگی امکان یا عدم امکان تحول سکولار در مذهب و فرهنگ ایرانی صورت گرفته است، که پرداختن به آن از منظر روانکاوی بباور من ضروری است. این بحث از یکطرف از طرف نگاه کسانی مثل آرامش دوستدار و عبدی کلانتری مطرح می شود که جوهر کلامشان در واقع عدم امکان تحول سکولار در مذهب اسلام و فرهنگ ایرانی و ضرورت رهایی جان و روان ایرانی از این دین خویی نهفته در مذاهب و فرهنگ ایرانیست . از طرف دیگر ما شاهد انواع و اشکال تفاسیر سکولار از ..............

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 6:20 PM  توسط م.ک.  | 

     

     

     

     

    ابتدا نکاتی در باره نقد روان کاوی ، با ید گفت که نقد روان کاوانه از فروید آغاز شد  و بهترین نمونه ی آن رانیز                                                                           

      می توان  نقد نمایش نامه ی هملت اثر شیکسپیر دانست . از ان زمان به بعد نقد روانکاوی دچار تحولات شده و تا به جایی رسیده که یکی از پراهمیت ترین نقد ها  در   حوزه ی ادبیات شود .                                                                                                                                 

      به طور خلاصه می توان نقد روان کاوی را به سه دسته عمده تقسیم                  

    کردکه شامل یک : روان کاوی شخصیت  ( personality ) – نه کاراکتر- که مورد توجه داشتن جزئیات زندگی صاحب اثر را در بر می گرفت مثلا هنگامی که به عقده ی ادیپ هملت پرداخته می شود ،به زندگی خصوصی شیکسپیر هم پرداخته می شود و این نکته مورد توجه قرار می گیرد که زمان شروع نوشتن هملت تنها ده روز از مرگ پدر شیکسپیر گذشته بوده به آن معنا که ................

     

     

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 6:11 PM  توسط م.ک.  | 

     

     

                                

    بقیه صفحات در ادامه لینک : ......

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 6:6 PM  توسط م.ک.  | 

     

    رضا کاظم‌زاده

    هر روان‌شناسی که با مراجعه‌کنندگان ایرانی سر و کار دارد، حتماً با این پرسش روبه‌رو گشته است: «آقای (خانم) دکتر، شما که جز حرف زدن با من کار دیگری نمی‌کنید. چه طور می‌توان تنها با حرف زدن بهبودی یافت؟» چنین پرسشی حتی اگر از سوی مراجعه‌کننده به روشنی مطرح نشود، با این حال همیشه جایی در کنه ذهن او وجود دارد.

    در فرهنگ ما ارتباط میان سخن گفتن و بازیابی سلامت روحی امری به خودی خود بدیهی قلمداد نمی‌گردد. البته منظورم این نیست که چنین پرسشی هرگز به ذهن یک اروپایی خطور نمی‌کند. روان‌شناس اروپایی نیز گاهی با چنین پرسشی روبه‌رو می‌گردد. با این .............

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:43 AM  توسط م.ک.  | 

     

    توجه روانكاوی به ادبیات و هنر و سپس به نقد هنری به‌رغم مباحث بسیاری كه به ویژه نظریه‌ها و برداشت‌های فروید و شاگردانش ایجاد كرد و مناقشات طولانی را دامن زد، تحول عمیقی را نیز در پی داشت كه عرصه نقد را به كلی دگرگون كرد. این ارتباط میان روانكاوی و هنر از اصلی‌ترین جریانات نقد هنری و ادبی در طول یك سده اخیر محسوب می‌گردد


    نقد روانشناسی تقریباً همزاد خود روانشناسی است. زیرا از همان آغاز فروید در فعالیت‌های خود بخشی را به بررسی ادبیات و هنر اختصاص داد. بنابراین مطالعات ادبی و هنری و روانشناسی عمری بیش از یك صد سال دارد. فروید با برگرفتن برخی از مضامین و اسطوره‌های ادبی همچون اودیپ، كوشید تا نظریات انتقادی خود همچون عقده اودیپ را مطرح كند. بنابراین، او منابع ادبی و هنری را سرچشمه‌هایی برای شناسایی و پرداختن به روانشناسی خود می‌پنداشت. به بیان ................

     

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:37 AM  توسط م.ک.  | 

     

     

     محصول ایتالیا 2006

    کارگردان: لوکا  گوآ داگنینو

    فیلم ملیسا، داستان دختر نوجوانی است که روزی بدنش را به گونه ای دیگر کشف می کند. حسی در وجودش بیدار می شود. حسی غریب که به سراسر جسمش  هجوم می آورد . روزی تلاقی نگاه پر خواهش یک پسر نوجوان،  تمام این حس را به کششی بی انتها تبدیل می کند . بدنش بدون اینکه بخواهد،  جذب می شود و جذب می کند . او محصول این کشش را در ذهنش به شکل "عشق" تجربه می کند. برای او عشق و میل جنسی فاصله ای ندارند و ...............

     

     

     

     

    ارزش این فیلم،  در توانایی کارگردان در به تصویر کشیدن دوران نوجوانی است. دورانی که در آن کشف بدنی دگرگون شده،  با تصاویری متناقضی که نوجوان از خود و دنیا دارد آمیخته می شود و از این دوران،  دورانی پر التهاب می سازد. فقدان پدر و عدم درک مادر از این بحران ، بر پیچیدگی آن می افزاید و او در تمام این تحولات تنهاست. تنها همدمش دفترچه ای است که تمام اضطراب ها و تضادهایش را در خود حبس کرده است.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:27 AM  توسط م.ک.  | 

     
    سخنی در باب مقاله دکتر حميد رضا شير محمدی: "تعريف و مقايسه ی مفهوم رابطه جنسی در شريعت شيعی، دانش نوين جنسی و قوانين ايران"


    آقای دکتر حميد رضا شير محمدی در اين مقاله به دو موضوع کلی پرداخته اند: موضوع اول رابطه ای که بين دانش نوين جنسی و شريعت وجود دارد و موضوع دوم بحثی در رابطه با قوانين حقوقی در ايران. ايشان ابتدا به بررسی مفهوم رابطه ی جنسی در اسلام شيعی می پردازند و عنوان می کنند که رابطه ی جنسی در اسلام شيعی بيش از هر چيز رابطه ای حقوقی بين زن و مرد است و بصورت قراردادی است که در آن زن در مقابل دريافت مبلغی، متعهد به ارائه ی خدمات جنسی می شود و بعد از توضيحاتی در مورد عقد دائم و عقد موقت به ارتباط بين شرع و .................

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:26 AM  توسط م.ک.  | 

     

     

     

     

    مقدمه

    مهاجرت و تاثیراتی که در ساختار خانواده و نیز بر دستگاه روانی اعضای آن می گذارد، یکی از موضوعات مهمی است که ذهن روانشناسان و جامعه شناسان معاصر را به خود مشغول کرده است. مطالعه ی تاثیر مهاجرت بر سیستم روانی کودکان و نوجوانانی که در خانواده های مهاجر بزرگ می شوند، پیچیدگی های خاص خود را دارد. زیرا بزرگ شدن در خانواده ی مهاجر می تواند به بحران هایی که خاص زمان نوجوانی هستند، اشکال متفاوتی بدهد و حتی منجر به افزایش این بحران ها شود.عوامل گوناگونی می توانند در کم وکیف این بحران ها تاثیر گذار باشند.از جمله فاصله ی فرهنگی بین وطن اصلی و کشوری که مهاجرت در آن صورت گرفته است، سابقه ی مهاجرت مردم آن فرهنگ به کشور جدید، برخورد کشور میزبان با مهاجران، ساختار خانواده و بسیاری ...................

     

     

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:25 AM  توسط م.ک.  | 

     





    دانش بیولوژی به ما نشان می دهد که در حقیقت عشق نیز مثل غریزه ی جنسی پدیده ای نه تنها فرهنگی، بلکه به نوعی در بیولوژی انسان ثبت شده است.

    محققین دهه های اخیر، در ارتباط با عاشقی و نیز تغییر و تحولاتی که در ارگانیسم بدن ایحاد می کند، تحقیقات فراوانی کرده اند.

    به عقیده ی «مک ژانرود»-Mac JEANEROD - احساس هایی که در ارتباط با محیط اطرافمان در ما ایجاد می شود، عملکردهای خاص خودشان را دارند.

    طبق گفته ی دانشمندان «جستجوی لذت و رضایت» در تمام .................

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:24 AM  توسط م.ک.  | 

    چکیده

    در دوران آموزشی، چه در مدرسه و چه در دانشگاه هیچگاه این موضوع که چگونه تفکر خلاق داشته باشیم، مورد توجه واقع نمی‏شود و صرفا از ما خواسته می‏شود که موضوعات ارائه شده را همانگونه که بیان شده است، دقیق و بدون هیچگونه خلاقیت و نوآوری به استاد تحویل دهیم .
    این مقاله در پی‏آن است در وهله اول اهمیت این موضوع را روشن کند و سپس با شناخت تواناییهای ذهنی، روشهایی را برای تقویت تفکر خلاق ارائه دهد . در ادامه نقش این تفکر در برقراری ارتباطات مناسب و همچنین نحوه دست‌یابی به این تفکر مورد بررسی قرار می‏گیرد .

    مقدمه
    بسیاری از مردم به اشتباه بر این باورند که به وسیله کامپیوتر می‏توان بدون بهره‏گیری از همان مهارتهای حل مسئله که تاکنون مورد استفاده بوده‏اند، مبادرت به حل مسائل پیچیده نمود.ولی برای بهره جستن از امکانات کامپیوتر می‏باید تواناییهای حل مسئله را در خود تقویت کنیم.اگر ما مغز خود را در مسیر طرح سؤال ، جست و جو وخلاقیت قرار دهیم، میزان بهره‏وری خود را افزایش داده‏ایم.
    با بکارگیری مهارتهای حل خلاقانه مسئله راه حلهای نوآورانه و افکار جدید برای حل مسئله یا نیازی مشخص،به ذهن خطور می‏کند.چنین افکاری از راه‏حلهای معمول کاملاً متمایزند و کیفیت بالاتری دارند.از آنجا که مهارتهای حل مسئله، افکار تحلیلی و تخیلی را در هم می‏آمیزد، باعث ایجاد تعادل در تفکر می‏شود.همان گونه که تفکر شهودی برای دست‌یابی به نتایج برتر .................

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 8:9 PM  توسط م.ک.  | 

     

     

    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب

    تا در این پرده جز اندیشه او نگمارم (حافظ)

     

    در بخش نخست ، به اجمال به مدی تیشن و کارکرد های گوناگون آن اشاره کردم . در این بخش ابتدا چند تعریف از مدی تیشن از دیدگاه های گوناگون ارائه می کنم . در بخش های سپسین ، با هم تاریخچه کوتاهی از سیر تمرین های شرقی به ویژه مدی تیشن را از خاستگاه آن ، یعنی شرق اسرار آمیز تا مغرب زمین ، یعنی جایی که مدی تیشن به آزمایشگاه کشانده و آثار مختلف آن شناسایی و بررسی شد ، پی خواهیم گرفت . نگاهی گذرا به فنون گوناگون مراقبه هم چشم انداز پهناورتری از آن برای مان فراهم خواهد کرد . سرانجام گام به گام به بررسی یکایک کارکردهای روان شناختی آن می پردازیم . البته همان گونه که یادآور شدم ، کارکردهای مدی تیشن تنها به آثار روان شناختی آن محدود نمی شود و امروزه مدی تیشن به عنوان طب مکمل کاربرد گسترده ای دارد . " پژوهش های فراوانی در باره ی سودمندی های تن کارشناختی و روانی مدی تیشن انجام شده است . در این فرایند به مدی تیشن به عنوان نوشدارویی برای بسیاری از اختلال های ذهنی – بدنی نگریسته می شود " (کران کومار ، 2001) .

      

    برخی تعاریف :

    به تعداد دیدگاه هایی که از آن نگریسته شود ، می توان برای مدی تیشن تعریف ارائه کرد . با آنکه آماج نهایی من بررسی کارکردهای روان شناختی آن است ، ولی از دیدگاه های معنوی ، رفتاری ، تن کارشناختی و روان شناختی آن را تعریف خواهم کرد . چرا که به گفته کومار ، " برای پژوهش گر مهم است که بداند یوگا و مراقبه به عنوان پدیده های معنوی و روانی – تن کارشناختی چه هستند . برای او درک مدی تیشن به وسیله مطالعه های انجام شده بر پایه ی الگو های علمی فراهم می آید . این کار چارچوب فردی نخستین و روش شناسی نتیجه های پژوهش را مشخص می کند . در پژوهش های امروزی در باره ی مراقبه و یوگا ، با توجه به چشم انداز اعتقادی پژوهش گران ، شکل های گوناگونی از مراقبه رواج یافته است " (کران کومار ، 2001) .

    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 8:5 PM  توسط م.ک.  | 

     

    بخش اول

    نقش نامت کـرده دل محـراب تسبیـح وجــود

    تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت (سعدی)

     

    رابرت ارنشتاین روان شناس در کتاب خود " درباره روان شناسی مدی تیشن " از

    گــروهی سخـن به میـان می آورد کـه برای یـافتـن راز طول عمر و تندرستی توشه بر

    می دارند و گـام در راه بی بـرگشت می گـذارنـد و با صـرف هـزینـه بسیـار بـرای دیـدار

    با فــرزانـه ای خلـوت نشیـن به قلـه هیمــالیـا فـراز و پس از شرح مخاطرات سفر از او

    جـویـای راز می شونـد و آن گاه که فرزانه پرده از این راز بزرگ بر می دارد ، با شگفتی

    دهان شان باز می ماند ، فـرزانه پیـر به سادگی بدیشان می گوید رو به دیوار بنشینید

    و نفس های تان را شماره کنید .

    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 8:4 PM  توسط م.ک.  | 

    :

     

     

     

    علیک بقلبک (اویس قرنی)

     

    آمریکایی شدن مدی تیشن

    حتی پیش از انقلاب آمریکا واسطه فرقه های غیب دانی مسیحی گوناگون اروپایی سنت های مراقبه ای شرق در فر هنگ رایج آمریکایی تراویدن آغاز کرده بود . تدوین گران نخستین اعلامیه ی استقلال و قانون اساسی آمریکا با عضوییت شان در دسته های مخفیانه ای مانند رزی کروشن ها ، از آموزه های صوف گری رازورانه و کابالای یهودی متاثر بودند .

    سپس انگاره های آسیایی در دوره تعالی گرایان ، به ویژه میان سال های 1840 و 1880 رواج یافت که به طور گسترده ای سنت های آمریکایی روح باوری ، یزدان خردی و درمان گری روح را تحت تاثیر قرار دادند . امرسون مفهوم هندی برهمن را در بینش یزدانی نو – انگلیسی ..................

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 8:3 PM  توسط م.ک.  | 


     

     

    ازهار موسوي نيا

    كارشناس ارشد  پژوهش هنر  و استاد دانشگاه آزاد

     

    مقدمه

    دایره به عنوان یکی از نمادهای اساسی در تحقیق های هنری اواخر قرن نوزدهم و طول قرن بیستم نقش مهمی داشته است.[1][2]

    دایره نماد کیهان و آسمان است از دوران رنسانس به بعد دایره کامل نماد خداوند بود در هنر غربی دسته همسرایان شامل فرشتگان که آسمان را نشان می دهند شکلی حلقوی یا نیمدایره دارند دایره همچنین بر ابدیت دلالت می کند که آغاز و پایان ندارد.[1][3]

    دایره مبنای ساخت و پرداخت هنر انتزاعی و کوبیسم و نهضت های معروف به ساختگری conructivism و اورفیسم است وحتی در شکل گیری امپرسیونیسم تاثیر مهمی داشته است.

    دایره بیش از هر فرم هندسی نماد حرکت و سرعت مدرن است. مشخصه هنر قرن 20 از امپرسیونیسم به بعد، مواجه با جهانی بود که با گذشته متفاوت است. همگی ...............

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 7:52 PM  توسط م.ک.  | 

      

     Myth, Victim And Cubism At The Novel Of The Feast Of The Goat

      نورا موسوي نيا

                              

     

    كلود لوي‌استروس در بخش دوم از سومين جلد كتاب «اساطير» جامعيت منسجم اسطوره را با ماجراجويي خطي در رمان ، مقابل مي‌كند . رمان ، مشخصه‌ي تمدني است فاقد نظم و فضا و حجت اسطوره‌اي و با اين وجود خواهان بازيابي آن ‌همه از دولت پيشرفت تاريخي فريبنده‌اي است كه شبهه‌اي بيش نيست . لوي استروس همچون جورج لوكاچ معتقد است كه رمان محصول تضاد و تعارض ميان جامعيت و تاريخمندي است .

    امروزه دنياي مدرن ، دنياي پهناوري است كه به پاره‌هاي بسيار زيادي تقسيم شده ؛ دنيايي كه ترك برداشته و در تضاد و تعارض و پيچ و تاب قرار گرفته است و عصر رمان عصري‌ست كه با اين جهان پهناور پيچيده ، تطبيق مي‌كند . رمان اساسا بيانگر مسيري است كه فردي پيموده تا در نهايت ، جامعيت ، انسجام ، هستي و ذاتي را كه تصويرش در ژرفاي ضميرش حك كرده ، متحقق سازد . اما اين ماجرائي‌ست كه محكوم به شكست است ، زيرا ديگر حد مشترك و ميانجي ممكني ميان روح و روان قهرمان و جهاني كه ................

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 7:50 PM  توسط م.ک.  | 

     

    یه مبحثی هست تو روانشناسی یونگ که به نقاب معروف است.
    گفته میشود که : "برای تعاملات اجتماعی راحتتر خودمان را با رفتارهایی متناسب شرایط با فضا تطبیق میدهیم"

    shadow & persona - dr shiri

     

     

    خوب میخواهم یه  خاطره بگم منم خودم گاهی همین کار رو میکنم البته تا جایی که به فردیتم لطمه وارد نشه میخوام خاطرهای رو برای شما تعریف کنم دوران راهنمایی تمام شده بود و دنبال یه دبیرستان خوب بودیم و چون این دوره دوره پایانی دوران مدرسه و دانش آموزی است و هم در شکل گیری ذهن بچه ها و م درس و دانشگاه رفتن آنها مهم است خیلی سخت گیری میشد چه از طرف خوانواده ها و چه از طرف دبیرستانهای خوب و مطرح اولین کار ثبت نام بود برای امتحان ورودی که به ۳ تا از دبیرستانهای غیر انتفاعی و خوب آن موقع رفتم و این کار رو کردم دبیرستانهای "مفید" , "مصباح" و "ره توشه" نمیدونم چی شد که من تو هر ۳ تا آزمون درسی گزینشی این مدرسه ها قبول شدم و در مر حله بعد گزینش حضوری هر ۳ مدرسه از ما دعوت کردند اولی که "مفید" بود رو اصلا نرفتیم مصاحبه چون وقتی تحقیق کردیم دیدیم که بیشتر پادگان هست تا مدرسه و الانم میتونین خاطرات پادگان "مفید" رو تو وبلاگ های بچه های هم سن و سال من ببینین دومی "مصباح" بود که قرار شد بریم تحقیق کردیم دیدیم میگن حتما مادرت با چادر بره مدرسه حتما پدرت یقه بسته بپوشه و ....... ولی ما همون جوری که بودیم رفتیم همون جوری که جلوی خدا هستیم رفتیم از من و والدینم جدا جدا سوال جواب کردن نمیدونم به اونها چی گفتن ولی از من که کلی چرتو پرت پرسید ماهواره دارین نماز میخونی روضه چی نماز صبحهات قضا میشه استادیوم میری فوتبال ببینی خونتون استخر دارین و ............. نمیدونستم اینها به مدرسه رفتن چه ربطی داره خلاصه چند روز بعد زنگ زدن که شما قبول نیستسد.

    این شد که فقط موند "ره توشه" ما هم از دفعات قبل درس عبرت گرفتیم نقاب زدیم خودمون نبودیم تا قبول بشیم از نظر اونها منم تا میشد چیزهایی که دلشون میخواست بشنون تحویلشون دادم تا تصویری دروغین از خودم براشون بسازم و خوب جواب داد قبول شدم و تمام مدرسه و به ۲ سال نرسیده قابل تحمل نبودن فضا و تعویض مدرسه به خاطر هل دادن مدیر مدرسه به خاطر دادن ۲ تا رو به بالا سر آستینهای لباسهای پارچه ای اجباری مدرسه و............

    من یاد گرفتم نقاب بزنم برای پیش بردن کارهام ولی وقتی این جوری ریا کاری میکنم از همه بدم میاد همه رو ریا کار میدونم مخصوصا وقتی میگن خوش آمدد بازم بیان خوشحال میشیم.

     

     

     

    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 7:7 PM  توسط م.ک.  | 

     

    ساختار روانی و اجتماعی پیچیده‌ی انسان در تمام ابعاد زندگی او، تأثیراتی بنیادین دارد. رفتارهای جنسی ما نیز تحت تأثیر عواملی گوناگون از جمله باورها، عوامل تربیتی، محدودیت‌های اجتماعی و غیره هستند. این عوامل هر چند می‌توانند تأثیرات و تحولات مثبتی را در منش‌های جنسی ما به وجود بیاورند. ولی هم‌زمان به نوعی این قدرت را نیز دارند که با سرکوب‌های شدید این نوع نیاز‌ها، در سلامت و بهداشت روانی انسان خدشه وارد کنند.

    خوشبختانه ما در عصری زندگی می‌کنیم که پیشرفت علوم در زمینه‌های گوناگون مثل پزشکی، علوم اجتماعی و روان‌شناسی، روشن‌گری‌هایی در ارتباط با انسان، نیاز‌ها و کارکرد‌های روانی و فیزیولوژیک او در اختیارمان گذاشته است. به گونه‌ای که بسان روزگاران گذشته، ناچار نیستیم برای درک پدیده‌ها به باور‌های پدرانمان اکتفا کنیم.

    خودارضایی، یک نمونه از رفتار‌های بشری است که قرن‌ها در ................

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 1:24 AM  توسط م.ک.  | 

     مدتیه تو دانشکده دکتر شیری  جلساتی با عنوان روانشناسی آرکتایپ به همت انجمن اسلامی و دوست خوبم عبدالله رضایی برگزار میکنه.اینم بهونه ای شد تا من توی اینترنت و سایت جناب شیری بچرخم و مطالبی رو تهیه کنم به امید اینکه برای بچه ها موثر واقع شه..........

    اسطوره چیست؟ هرکس از نقطه نظر خود برای این سوآل پاسخی دارد. به طور بسیار کلی میتوان گفت مردمی که اعتقادات دینی مشترکی دارند اسطوره های مشترک هم دارند. به این معنا، اسطوره حقایق متافیزیکی را بیان میکند و به سوآلات پایه ای زندگی پاسخ میگوید. امروزه رسم بر این است که که هر حوزة اندیشه ای اسطوره را مطابق با نظر خود درک کند. دانشمندان اغلب اسطوره را به عنوان کوشش هائی ابتدائی برای توضیح پدیده های طبیعت و، کوتاه سخن، به عنوان یک دانش بدوی تلقی می کنند. فیلسوفان و الهیون گرایش دارند که اسطوره را یک فلسفه یا دین بدوی بدانند. مورخین و کسانی که نگرش .................
     
     
     
     
     

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 1:9 AM  توسط م.ک.  | 

     


    یکی از فیلم های مورد علاقهء من فیلم " شهر فرشتگان " است. فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست(نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم ها و زندگی آنها آشنا می شود. زندگی آدم ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می شود(مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی، باعث می شود که به صرافت " آدم شدن " بیافتد! بنا به توصیهء شخصی که راه این کار را بلد بود، بالای ساختمانی می رود و خود را به پایین می اندازد. به این ترتیب به قول هایدگر، در وجود " افکنده " می شود. وقتی از روی زمین بلند می شود خود را در میان اشیاء فیزیکی دیگر و همانند انسان های دور و بر جسمانی ..................

     

     

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:48 AM  توسط م.ک.  | 

     


    هفتهء آخر سال قبل بود که گفتم برای خودم به مناسبت عید یک کارتون توپ بخرم در حد و اندازه های شیر- شاه و بقیهء کارتون های آنچنانی، که زبان اصلی اش هم انگلیسی آمریکایی باشد تا بلکه چیزکی هم به مهارت های زبانی خودم افزوده باشم. از بین کارتون هایی که در مجتمع پایتخت دیدم – و بعضی از آنها را پخش می کردند – عنوان "عروس مرده" و تصویر روی جلدش – که یک عروس پوسیده و استخوانی را به همراه یک مرد وحشت زده نشان می داد، دست در دست هم! – نظرم را جلب کرد. دی وی دی بود و قیمتش قابل توجه. اما می دانستم که آدم ...................
     
     
     
     
     

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:46 AM  توسط م.ک.  | 

     


    ازهیچ قسمتی از فیلم به اندازهء این قسمت خوشم نیامد: آبان که روی تحت بیمارستان بر اثر پیشرفت سرطانش مشرف به موت است به سید، مرد دهاتی تقریبآ زشت و کوتاه قدی با ریش های پر پشت سیاه، می گوید(نقل به مضمون): سید تو اینقدر خوبی که خدا تو رو توی این دنیا هم تو بهشت قرارداد، جایی که شما زندگی می کنید (کندلوس) خود بهشته! تو هم فرشته ای! سید هم جواب می دهد: خوب نباشم چی کنم خواهر؟! همولایتی هام از من گشنه تر، من از اونا گشنه تر! دست به مال اونا دراز کنم؟ همولایتی هام به چشم برادری همه از من بدترکیب ترند، چشم چرونی کنم؟ بد باشم که چی کنم؟! اونو خفه کنم؟! (با اشاره به تخت بغلی بیمارستان که زن .................
     
     
     
     
     

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:45 AM  توسط م.ک.  | 

     

    از همان روزهای اول قبولی در ارشد فلسفه، با اینکه از دانشگاه و استادان گروهمان راضی بودم، با این حال یکی از مشغولیات ذهنی ام این بود که دکتری را در کدام دانشگاه کدام مملکت فرنگی باید خوانم. برای توجیه این خواست د