بخش چهارم و نهایی
چای، قند و استعمار
در مورد موادِ مورد نظر ما، چند ملاحظه ی عمومی ضرورت دارد. آنچه که موضوع بحث ماست، "لذت دروغین" است. یعنی رده ای خاص از لذتها، که مانند تمام انواع دیگرِ لذت، از برانگیختگی گره های عصبی ویژه ای در مغز پدید می آید، اما تفاوتش با سایر انواع لذت در آن است که این شبکه ی نورونی زیر تاثیر ماده ی شیمیاییِ خارجی و سمی ای که از راههای خوراکی یا تنفسی وارد بدن شده، تحریک می شود. لذت دروغین بر خلاف دو نوع لذتِ دیگر ، متغیرهای پایه ی مرکزی در سیستمهای تکاملیِ مربوط به "من" را دچار اختلال کرده، و در نتیجه بختِ بقا، قدرتِ اجتماعی، معنا و (حتی در درازمدت) لذت را کاهش می-دهد. لذت دروغین بر این اساس، تجریک شیمیاییِ دستگاه لذت در مغز است، که بر اساس الگویی خودکار، اجباری، و تکرار شونده اجرا می شود، و این همان است که اعتیاد نامیده می شود.
برای خواندن این بخش در اینجا کلیک کنید.




" اسلاوی ژیژک به تئوریِ روانکاوانه ی فیلم و فرهنگ مردمی می پردازد، که حوزه ی وسیعی- از هیچکاک و لینچ گرفته تا قصه های ترسناک و علمی تخیلی- را دربر می گیرد. فیلسوفِ اسلونیایی که با کتابی با عنوان ENJOY YOUR SYMPTOM!: JACQUES LACAN IN HOLLYWOOD AND OUT مشهور شد. اخیراً مطالعات او درباره نحوه ی تاثیر فانتسم بر رسانه های جدید منتشر شد. هم اکنون او در حال نوشتن متنی در رابطه با سایبراسپیس است. بعد از بررسی عنوان های بسیار در رابطه با پدیدهای ناآشنای مربوط به دنیاهای مجازی، ژیژک به این نتیجه رسید که -در تقابل با همهی خوانشهای هیجان انگیزی که درباره وب صورت می گیرد- اقتصاد روانی غالب بر .......
"با توجه به اینکه من یک روانکاو ام، پس سئوالی که مرا جذب می کند، این است که: چگونه رسانه ی الکترونیکی جدید روی تصورات ما از سکـسوالیته تائیر می گذارد؟ مسئله ای که در پس زمینه به صورت پنهانی عمل می کند این است که: چگونه ما امروزه دوباره به مقاربت جنسی تمایل نشان می دهیم، آن هم در عصری که امکان دستیابی مستقیم به آن وجود دارد. به طوریکه، به خاطر نبود موانع (برخلاف گذشته) که ارزش ابژه ی جنسی را بالاتر می بردند، ابژه ی جنسی هر چه بیشتر کم بهاتر شده است- یا به نقل از فرمول بندی کلاسیک فروید:

تفاوت و توانایی دو زبان ایرانی و آلمانی در بیان مباحث روانکاوی
را مشاهده کنند و در کنار آن امکان نقد نگارش یک مهاجر متخصص را داشته
باشند. مهاجری که طبیعتا در هر دو زبانش دارای کم و کاستیهای خاص خویش
است و همزمان دارای قدرتهای خاص خویش. در نهایت میتوان به باور من دید
که اساس توانایی نوشتن به زبان خارجی به نداشتن غلطهای املایی نیست بلکه
به توانایی اندیشیدن بر بستر یک زبان نو همراه با حفظ حالت مهاجرگونه خویش
و ایجاد زبان و تفکر چندلایه خویش هم در زبان آلمانی و .....


