بخش سوم
گفتار دوم: چایِ قند پهلو
تاریخچه
گذشته از این روایت اساطیری، آنچه که از شواهد باستانشناسانه بر می آید، آن است که چینیان به راستی از دیرباز به کاشت و مصرفِ چای دلبستگی داشته اند. چنین می نماید که کشت و استفاده از این گیاه در دوران دودمان هان و پیش از عصر مسیح ابداع شده باشد. نخستین ردپای نوشتاری درباره ی چای، به یک واژه نامه ی چینی باز می گردد که در 325.م نوشته شده و چای را با نام اِرح-یا مورد اشاره قرار می دهد. پس از آن، در قرون پنجم و ششم میلادی برگه هایی جسته و گریخته را از میان متون کهن چینی باز می یابیم، که در آنها استفاده از جوشانده ی چای به همراه عصاره ی سیر و پیاز و مرکبات همچون نوعی دارو توصیه شده است. در 400 .م، چای را در چین با نام "کوانگ یا" می شناختند و متونی در دستها می گشت که شیوه ی تهیه ی چای و تصفیه کردنِ آن را شرح می داد.
برای خواندن این بخش در اینجا کلیک کنید.





" اسلاوی ژیژک به تئوریِ روانکاوانه ی فیلم و فرهنگ مردمی می پردازد، که حوزه ی وسیعی- از هیچکاک و لینچ گرفته تا قصه های ترسناک و علمی تخیلی- را دربر می گیرد. فیلسوفِ اسلونیایی که با کتابی با عنوان ENJOY YOUR SYMPTOM!: JACQUES LACAN IN HOLLYWOOD AND OUT مشهور شد. اخیراً مطالعات او درباره نحوه ی تاثیر فانتسم بر رسانه های جدید منتشر شد. هم اکنون او در حال نوشتن متنی در رابطه با سایبراسپیس است. بعد از بررسی عنوان های بسیار در رابطه با پدیدهای ناآشنای مربوط به دنیاهای مجازی، ژیژک به این نتیجه رسید که -در تقابل با همهی خوانشهای هیجان انگیزی که درباره وب صورت می گیرد- اقتصاد روانی غالب بر .......
"با توجه به اینکه من یک روانکاو ام، پس سئوالی که مرا جذب می کند، این است که: چگونه رسانه ی الکترونیکی جدید روی تصورات ما از سکـسوالیته تائیر می گذارد؟ مسئله ای که در پس زمینه به صورت پنهانی عمل می کند این است که: چگونه ما امروزه دوباره به مقاربت جنسی تمایل نشان می دهیم، آن هم در عصری که امکان دستیابی مستقیم به آن وجود دارد. به طوریکه، به خاطر نبود موانع (برخلاف گذشته) که ارزش ابژه ی جنسی را بالاتر می بردند، ابژه ی جنسی هر چه بیشتر کم بهاتر شده است- یا به نقل از فرمول بندی کلاسیک فروید:

تفاوت و توانایی دو زبان ایرانی و آلمانی در بیان مباحث روانکاوی
را مشاهده کنند و در کنار آن امکان نقد نگارش یک مهاجر متخصص را داشته
باشند. مهاجری که طبیعتا در هر دو زبانش دارای کم و کاستیهای خاص خویش
است و همزمان دارای قدرتهای خاص خویش. در نهایت میتوان به باور من دید
که اساس توانایی نوشتن به زبان خارجی به نداشتن غلطهای املایی نیست بلکه
به توانایی اندیشیدن بر بستر یک زبان نو همراه با حفظ حالت مهاجرگونه خویش
و ایجاد زبان و تفکر چندلایه خویش هم در زبان آلمانی و .....


