تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 بخش سوّم

محتوای طبقاتی روانکاوی

برخی از ما، با تعداد زیادی از روانپزشکان و روانشناسان که به جریان مارکسیستی نیز تعلق ندارند، پیش از هر چیز به این نتیجه رسیدند که نقد روانکاوی باید از برخی داده های معتبر روانکاوی و آن چیزی که معمولا «رسالۀ جامع روانشناسی» (5) در همین مبحث روانکاوی  می نامند تفکیک کنیم یا به عبارت دیگر به گفتۀ رولان دالبیز (6) بین روش روانکاوی و دکترین فروید تفاوت قائل شویم. در مجموع این موقعیت تعریفی ست که .......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 11:51 PM  توسط   | 

 

بخش دوّم

علم «ناب» و علم «حقیقی» (4)

پیش از طرح هر موضوعی بر این هستیم تا جهت گیری و چهارچوب بررسی حاضر را  مشخص نماییم. موضوع ما در اینجا ارائۀ ترازنامۀ دست آوردهای مفیدی نیست که فروید و پیروان او برای فنون روان درمانی و شناخت انسان فراهم آورده اند. هریک از ما نشان داده است که تا چه اندازه به ارزش عملی چنین دست آوردهایی دلبستگی داشته است. و اگر ما به چنین مورد مشخصی اشاره می کنیم، آنچه به اعتقاد ما بیهوده بنظر می رسد این است که برخی با عکس العمل های شورانگیز  خود علیه دکترین و فعالیتهای عینی ما می خواهند ما را در حد گروهی بسته و متعصب معرفی کنند. آن ایدئولوژی که علم و فعالیت های علمی را محکوم می کند به ما ارتباطی .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 11:50 PM  توسط   | 

 

 روانکاوی ایدئولوژی واپسگرا

بخش نخست 

 

 انتقاد از خود 

روانکاوی ایدئولوژی واپسگرا

 

در مجموع با نگاهی به روانکاوی در سال 1949 پیش از همه به شکل ایدئولوژی ای بنظر می رسد که با بکار بستن ابزارهای تبلیغاتی سعی می کنند آنرا در وسیعترین سطوح و اقشار متنوع اجتماعی نفوذ دهند.

برخی مطبوعات، برخی فیلمها، « اسنوبیسم»  روانکاوی(1) را ترویج می دهند. طبقۀ حاکم از فن تحلیلی (2) سو ء استفاده می کند و آنرا به نفع اهداف خود در منازعات و مسائل و مشکلات اجتماعی بکار می بندد. در ایالات متحدۀ آمریکا علنا و بدون هیچ پرده پوشی به روانکاوان و یا به آن دسته از روان درمانانی که از تحلیل روانکاوی الهام می گیرند قدرتی ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 11:50 PM  توسط   | 

 

 

پرچم سرخ

 

پیشگفتار مترجم

ترجمۀ متن حاضر حاوی بیانیۀ هشت روانپزشک کمونیست فرانسوی ست که برای نخستین بار در مجلۀ

LA NOUVELLE CRITIQUE

 که می توانیم آنرا ارگان تئوریک حزب کمونیست فرانسه بدانیم، بتاریخ  ژوئن  1949 بچاپ رسید. «روانکاوی ایدئولوژی واپسگرا» پیش از آنکه نقد نظریۀ روانکاوی (پسیکانالیز) باشد، انحرافات و ابتذالی را به توفان انتقاد می گیرد که از جهان سیاست بعنوان جریانی ایدئولوژیک وارد روانکاوی شده و عملکرد آن را در سطوح وسیع اجتماعی متأثر ساخته است.

به عبارت دیگر و بطور خلاصه موضوع این متن مسائل و مشکلات بهداشت روانی در سال 1949 در اروپا و آمریکا ست. و پیشنهاد چنین متنی در سال 2008 ( بی آنکه تمایزی در طبقه بندی خوانشگران قائل شده باشیم که با مبحث روانکاوی آشنایی داشته باشند یا نداشته باشند ) بر این اساس خواهد بود که بطور کلی و خصوصا برای ما که در فضای فرهنگ فارسی واقع شده ایم، تا چه اندازه موضوع این بیانیه می تواند حائز اهمیت باشد. و این بیانیه تا چه اندازه  از نقطه نظر طرح مسائل در زمینۀ بهداشت روانی می تواند مورد توجه روانپزشکان، روانکاوان، روانشناسان و دانشجویان علوم انسانی و عموم مردم و مهمتر از همه مورد توجه خود بیماران قرار گیرد. روی موضوع خوانشگران تأکید کردم زیرا برخی منقدین و نویسندگان با «تخصصی سازی» مطالب بطرف خصوصی سازی مسائلی تمایل پیدا می کنند که معمولا به همگان مربوط می شود. «واژگان تخصصی» و غیرو البته ضروری ست ولی بیم این می رود که چنین بینشی – تخصصی -  حاکی از همان تمایلات راز و رمز مدارنه و سرانجام  تجلیات واپسگرا باشد.

خواهی نخواهی ما امروز در متن فرهنگ فارسی با بخشی  سروکار داریم که مربوط به ادبیات و نظریات روانکاوی ست، اگر چه در مقایسه با معادل اروپایی خود هنوز بسیار ناچیز بنظر می رسد.

بنابراین چنین بیانیه ای علاوه بر ارزش تاریخی خاص آن، از نقطه نظر ما، می تواند بعنوان مقدمه ای بر نقد گفتمان روانکاوی( بطور عمومی) در عصر حاضر مطرح باشد. تلاش ما بر این است که آثاری را که بعبارتی می توانیم از کلاسیک های نقد نظریۀ روانکاوی بدانیم به خوانشگران فارسی زبان معرفی کنیم، به این امید که موضوع بهداشت روانی و انتشار چنین مطالبی  موجب گشایش بحث پیرامون مسائل و مشکلات روانی و پذیرش آن در سطح عمومی  گردد.

حمید محوی

پاریس فوریه 2008

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 11:50 PM  توسط   | 

 
 

درباره پایان روانکاوی

10

یادداشت

طراحی 

نکته ای به یادم آمد که خواستم خیلی سریع آن را بنویسم که یادم نرود و شما هم می توانید بدانید، در جایی میترا کدیور به فرماسیون روانکاوان اشاره می کند (که بعدا جای آن را در کتاب او مشخص خواهم کرد) و می گوید که روانکاو ها باید روانکاوی شده باشند، به عبارت دیگر ابتدا باید خودشان را نزد روانکاو دیگری تحلیل کرده باشند تا اینکه بتوانند مدعی جایگاه روانکاو باشند. این مسئله در واقع بحث بر انگیز است. البته به عنوان اصل و قاعدۀ نظریه پردازانه مشکلی ایجاد نمی کند. مشکل در واقعیت امور و واقعیت «تحلیل» است. مضافا بر اینکه پرسش از پایان روانکاوی ......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 11:49 PM  توسط   | 

 

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

 

نکتۀ کمابیش ابهام آمیزی هست، خصوصا در رابطه با ادبیات روانکاوی در اروپا و حداقل در فرانسه، و از روی تسامح می توانم بگویم که وضعیت ادبیات روانکاوی با توجه به حجم عظیم آن که البته آثار فروید و لکان در مجموع اگر چه همچنان مراجع اصلی باقی مانده اند ولی بخش بسیار ناچیزی از آن را تشکیل می دهند، خیلی مسائل مطرح می شود و گاهی .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 11:48 PM  توسط   | 

 

 

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

 

8

این کتاب برای آنهایی نوشته شده است که

فروید را خوب بشناسند

 

در یکی از این فایلهای انترنتی می خواندم که خانم میترا کدیور در مورد کتاب « مکتب روانکاوی....» گفته بوده است که این کتاب را به آنهایی توصیه می کند که فروید را خوب خوانده باشند و با نظریات او کاملا آشنایی داشته باشند.

 نمی دانم چرا و به چه علتی این توصیۀ نویسنده من را به یاد نقطه نظرهای فروتنانۀ کرامت موللی در پایان «یادداشت نویسنده» در کتاب «مبانی روانکاوی...» می اندازد که می گوید : «بدیهی ست که علی رغم این کوشش ها لزوما نواقص فراوانی در این کتاب موجود است که رفع یا تکمیل آنها موکول به فعالیت و کوشش محققانی خواهد بود که به ادامۀ آنچه در اینجا .....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 11:48 PM  توسط   | 

 

 

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

 

 

عینیت ذهنیت

ذهنیت = ناخودآگاه ؟ علوم و روانکاوی؟

آموزش روانکاو؟

 

 

در صفحۀ 39 جملۀ بسیار قابل بحثی هست که می گوید :

 

«ایده آل ابژکتیویته (عینیت) در علم به معنای به حداقل رساندن سوبژکتیویته (ذهنیت) مشاهده گر و یا همان به حداقل رساندن تأثیر ناخودآگاه او در مطالعه اش است. در حالی که در علم روانکاوی موضوع مطالعه همان سوبژکتیویته انسانها ست. یعنی سوژۀ مطالعه گر علوم .......

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 11:48 PM  توسط   | 

 

 

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

 

6

ماشین بزرگ ماشین کوچک و روانکاوی

 

در همین بخش «انسان «نرمال»!!! و در ادامۀ روی برگرداند از گلۀ فیل ها، مشاهده می کنیم که عمل واپس زدن دوباره و دقیقا به همان شکل تکرار می شود. یعنی میترا کدیور کاملا به شرایط استثمار انسان در قرن هجدهم و نظریات تیلور و اولویت پیدا کردن ماشین نسبت به انسان اشاره می کند(در صفحات 37 و 38) و تا اینکه می رسد به «انقلابی بودن فروید» و اینکه «فروید» عضو جوامع لیبرال وین «نه تنها یک چوب سیستماتیزه لای این چرخ عظیم نهاد، بلکه به طور غیر قابل تردیدی نشان داد که یک جای کار این ماشین کوچولو یعنی انسان به طور اساسی خراب .........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 11:47 PM  توسط   | 

 

 

 

  

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

 

4

نظریۀ جنسی در روانکاوی و «مغریض و مناعدین»

 

علوم انسانی علی رغم ابهاماتی که عموما در آنها می توانیم مشاهده کنیم ، ظرافتهایی نیز دارد که کوتاهی کردن در مورد آنها ممکن است ما را از حقیقت دور سازد. در بخش «انسان نرمال»، نویسنده می گوید : «در همین جا پرانتزی باز می کنم و ذکاوت و هوشیاری مغرضین و معاندین با روانکاوی را تحسین می کنم که به صورتی مبهم و البته به نوعی ساده اندیشانه متوجه شده اند که روانکاوی از همان ابتدا و از اولین گامهایش با جنسیت گره خورده است...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 11:47 PM  توسط   | 

 

 

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

 

5

 

خوانش بخش «انسان نرمال» را ادامه می دهیم. در صفحۀ 36 به موضوع بسیار مهمی مواجه می شویم و آن هم مربوط است به این که روانکاوی برای چه کسانی ست، میترا کدیور می گوید :

«...دقیقا همین طور است. روانکاوی هیچ شانسی برای همه گیر شدن ندارد...عیب جویانی که یکی از ایرادهای روانکاوی را این می دانند که روشی نیست که همگان بتوانند از آن بهره برند، نکته ای را دریافته اند اما سوراخ دعا را گم کرده اند. روانکاوی برای همگان نیست، نه به این دلیل که وقت و هزینۀ زیادی را لازم دارد...نه این دلیل که تعداد روانکاوان کم است و آنها در طی عمر حرفه ای خود می توانند فقط به افراد محدودی خدمات برسانند...روانکاوی برای افرادی است که دو .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 11:47 PM  توسط   | 

 

مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

هم زمان با نقد «مبانی روان کاوی فروید-لکان» به کتاب دیگری نیز می پردازیم که مجموعه ای ست از سخنرانیهای میترا کدیور که بسال 1381 در انتشارات اطلاعات تحت عنوان «مکتب لکان : روانکاوی در قرن بیست و یکم» به چاپ رسیده است. البته یادآوری می کنم که ما هنوز با کرامت موللی تمام نکرده ایم. بدون تردید، موضوعی را که در اینجا و در رابطه با کتاب میترا کدیور مطرح می کنیم، در مورد «مبانی....» نیز کاربرد خواهد داشت. درهر صورت این دو نفر از یک نظریه ..........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 11:45 PM  توسط   | 

 
مکتب لکان. روانکاوی در قرن بیست و یکم

دکتر میترا کدیور

تأملاتی دربارۀ تمایلات راز و رمز مدارانه در روانکاوی

 

 

در کتاب «مکتب لکان...» نوشتۀ میترا کدیور در بخشی که با عنوان «انسان نرمال» شروع می شود مطالب بسیار جالبی هست که غالبا می توانیم آنها را با مطالب بیانیۀ «روانکاوی ایدئولوژی واپسگرا مقایسه کنیم. ما در اینجا فعلا به یکی از این مطالب جالب اشاره خواهیم کرد. در صفحۀ 34 :

 

 «...امّا آنچه را که شاید ندانید این است که قسمتی از نوشته های فروید هرگز چاپ نشده اند و هم اکنون در کتابخانۀ کنگره در واشینگتن تحت نام «آرشیو فروید» همچون اسرار درجه اوّل نظامی و حکومتی محافظت می شوند. جا دارد از خود بپرسیم این نوشته ها .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 11:46 PM  توسط   | 

 

 

19

ضمیمۀ مطلب قبلی در شمارۀ 18

 

در مطالبی پیشین به دانشجویانی اشاره کردیم که در تب روانکاوی فعلی و شایعاتی پیرامون فلسفه و روانکاوی (...) بر این شده اند که رسالاتشان را در این زمینه بنویسند و نمونۀ عینی آن را هم در سایت «موللی» دربخش «بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل روانکاوی» مشاهده می کنیم. (البته گویا که ایشان هم این پیام و هم پاسخ خودشان را حذف کرده اند). مهم نیست. حداقل این نقد به یک دردی خورد.

در کار ترجمۀ روی متن کاترین کلمان با نکتۀ جالبی روبرو  شدم که یک بار دیگر، برای چندمین بار تناقضات بی حد و حسر جناب کرامت موللی را آشکار می ساخت. کاترین کلمان در آخرین بخش نوشتۀ هایش به بررسی تحولاتی که لکان در روانکاوی به وجود آورد می پردازد و دراینجا من تنها به یک نکتۀ مختصر برای موضوع مطرح شده مان بسنده خواهم کرد.

« از آن جایی که برای روانکاو تصویری مشابه به پزشک قائل بودند، لکان، اما به سهم خود در پی  ایجاد جایگاه و تصویر جدیدی برای روانکاو بود. تصویری که او ارائه می دهد میانگینی ست بین تصویر استاد و جادوگر قبیله، یعنی پزشک جادوگر در جوامع بی تاریخ (در جوامع سنتی). جادوگر، از این جهت که تعالیمی را که او می تواند به شاگردانش منتقل سازد در چهار چوب دانشگاهی ممکن نیست، و لکان با این چهار چوب آموزشی (دانشگاهی) مثل هر نهاد آموزشی دیگر و حتی نهادهای روانکاوی مخالفت می ورزد. اگر چه خود او در مقام استادی تکیه داشته، و تصویر لکان در پیوند با آموزش مکتب خود اوست، یعنی آموزشی که نوآوری های عملی را در زمینۀ آموزش و تربیت روانکاوان اشاعه می دهد.»

 

با این وجود مشاهده می کنیم که چگونه جناب کرامت موللی چگونه چنین موضوعاتی را در چهار چوب دانشگاه های ایران ( که بقول خودش «در ایران روانکاوی وجود ندارد» یعنی همان اولین جملۀ کتاب «مبانی روان کاوی...») تشویق می کند. و خودش هم حتما می خواهد مدیریت آنها را به عهده گیرد و  سالها دانشجویان بیچاره را به دنبال نخد سیاه بفرستد...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 11:43 PM  توسط   | 

 

 نقد ادبیات روانکاوی

دربارۀ «مبانی روانکاوی فروید لکان»

18

ضمیمۀ و در ادامۀ «یادداشت نویسنده»

 

در حال حاضر تقریبا به پایان کار ترجمۀ «نقد مارکسیسم دربارۀ نظریۀ روانکاوی» رسیده ام و باز خوانی آن نیز هنوز باقی مانده، به همین علت نقد نوشته های کرامت موللی و به همین گونه نوشته های میترا کدیور و بطور کلی نقد ادبیات روانکاوی با تأخیر بیشتری پیش می رود، هر چند که کار ترجمۀ کتاب مزبور نیز به همین نقد مربوط می شود.

نکته ای به نظرم رسید که مطرح ساختن آن شاید برای روشن مطالب این نقد چندان بی فایده نباشد.

پیش از همه می خواستم به موضوعی بپردازم که دربارۀ سقیل بودن نوشته های کرامت موللی نوشته بودم. البته ارزیابی من در این مورد خاص کاملا نسبی ست. در مورد «مبانی روانکاوی...» تا این جایی که من فرصت خواندن آن را داشته ام، انصافا مشکلی برای درک ........

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 11:43 PM  توسط   | 

 
 

17

ضمیمۀ  بخش 15 و16

  «مبانی روان کاوی، فروید لکان»

و مابین فرهنگی ایران

زیر علامت سؤال می رود

 

«گذشت از غرب نیز امری محکوم به شکست خواهد بود»؟

 کلونیالیسم

در ادامۀ مطابی که دربارۀ مقدمۀ بخش دوم کتاب «مبانی روان کاوی فروید-لکان» در فصل اوّل (صفحات 71 تا 74) دریکی دو پست پیشین مور بررسی قرار دادیم، باز هم می توان آن را با طرح مسائل و مطالب دیگری تکمیل کرد.

دیدیم که نویسنده موضوع استعمار و نظام سرمایه داری در حال گسترش را چگونه تعبیر می کند و پایه و اساس آن را در کجا قرار می دهد :

«چه صدور کالا و حتی استعمار...چیزی جز حاصلی از این ........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 11:42 PM  توسط   | 

 
 

نقدی دربارۀ روانکاوی :

 «مبانی روان کاوی، فروید لکان»

 نوشتۀ کرامت موللی 

نشر نی 1383 

16

 تبصره : ادامۀ مطالب بخش 15

مثلث فرویدی و یا مربع لکانی

 و

 دور باطل استعمار 

به احتمالی قوی شیوۀ بکاربردن روانکاوی در مسائل تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی نظیر استعمار و مبارزات رهایی بخش علیه بربریت استعماری، نظیر آنچه اسپانیایی ها و عمده فروشان برده یعنی فرانسوی ها با شقاوت تمام در الجزایر علیه مردم بیچارۀ الجزایر مرتکب شدند(به مقالات کارل مارکس و فدریش انگلس دربارۀ استعمار مراجعه کنید : الجزایر) و یا انگلیسی ها در هند و چین و افغانستان و ایران انجام دادند ( که هیچکدام هنوز هم دست بردار نیستند)، رابطۀ استعمارگر و استعمار زده و یا رابطۀ مبارزین انقلابی در صحنۀ نبرد طبقاتی علیه .......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 11:42 PM  توسط   | 

 
 

 

نقدی دربارۀ :

 «مبانی روان کاوی، فروید لکان»

 نوشتۀ کرامت موللی 

نشر نی 1383

۱۵

روانکاوی روشی برای درمان خودبنیادی؟

 

در اینجا می خواهم با یک جهش بلند به مقدمۀ بخش دوم بپردازم . تمرکز من روی صفحات 71 تا 74 است. مطمئنا کاربران و خوانشگران گرامی چنانکه اصل کتاب را در اختیار می داشتند، بررسی مطالب برای ما سهولت بیشتری پیدا می کرد، با این وجود مثل همیشه من مطالب ضروری را به دقت در اینجا به نقل خواهم آورد.

همانطور که گفتم موضوع من به سه چهار صفحۀ اوّل مربوط می شود. در خوانش اوّل و یا در برداشت اوّل از این سه چهار صفحه اوّل یعنی  از صفحۀ 71 تا 74 می توانم بگویم که به علت ابهامات متعدد آن جای بحثی باقی نمی گذارد، و روشن نیست که حرف حساب ایشان دررابطه با موضوع استعمار و خود بنیادی و غیره... چیست؟  در نتیجه صحبت کردن درباره آن نیز مشکل ........

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 11:42 PM  توسط   | 

 
 

نقدی دربارۀ :

 «مبانی روان کاوی، فروید لکان» نوشتۀ کرامت موللی 

نشر نی 1383

 

14

اشتباه کلان در نظریه : لیبیدو 

می توانیم به سادگی بگوییم که یکی از اشکالات «مبانی روان کاوی فروید-لکان» نوشتۀ کرامت موللی، دست و پا شکسته بودن آن است  و علت چنین شکافی  نیز احتمالا این بوده است که از کار پژوهشی پر مناطی بیرون نیامده. خب البته وقتی آدم بخودش خیلی اطمینان داشته باشد و دیگران را هم دست کم بگیرد احتمال اشتباه افزایش بیشتری پیدا می کند. در اینجا ........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 11:41 PM  توسط   | 

 

 

نقد دربارۀ روانکاوی :

 «مبانی روان کاوی، فروید لکان»

 نوشتۀ کرامت موللی 

نشر نی 1383

 

 ۱۲

«هیدگر» هایدگر

ذات زبان تکلم در استماع است؟

پیش از این در گفتارهای پیشین به رابطۀ فلسفه و روانکاوی و تمایلات فلسفی نویسنده اشاراتی داشتیم. اجازه دهید تا این پرسش را فعلا به حال خود رها کنیم، و بطریق اولی به شیوۀ نگارش و نحوۀ طرح مسائل در این کتاب بپردازیم.

در صفحۀ 25 مشاهده می کنیم که نام هایدگر که در بخش «یادداشت نویسنده» دیدیم چندان بی جهت نبوده و در اینجا برای بار دوّم تکرار می شود :

«به مدد اصول حوزۀ اصالت ساخت از یک سو و تفکر هیدگر از سویی دیگر لکان در این زمان به پایه گذاری سیستم فکری و بالینی خود پرداخته و نشان می دهد تا چه حد روان شناسی من نفسانی مبتنی بر انحراف از کشفیات تاریخی فروید در مورد شعور باطن یعنی .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 11:40 PM  توسط   | 

 

نقد روانکاوی

 دربارۀ :

 «مبانی روان کاوی، فروید لکان»  نوشتۀ کرامت موللی 

11

حذف فاعل شناسنده 

 

دوباره به «یادداشت نویسنده» باز می گردیم، تا به موضوعی بپردازیم که مطمئنا در تودۀ نوشته های داخل کتاب به شکل گسترده تری با آن مواجه خواهیم شد. موضوعی که می خواهم به آن اشاره کنم در واقع موضوع جایگاه  فرد ( سوژه) و یا فاعل شناسنده در نحوۀ فکری این نویسنده است. و نشان خواهم داد که نحوۀ فکری او چگونه در این نوشته ها شکل .......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 11:40 PM  توسط   | 

 
 

نقد روانکاوی

 دربارۀ :

 «مبانی روان کاوی، فروید لکان»

 نوشتۀ کرامت موللی 

نشر نی 1383

 

10 

روانکاوی یا فلسفه

 

پیش از همه باید از خوانشگران پوزش بطلبم، از این جهت که آدم پر حرفی هستم و شیوه ای را هم که برای نقد انتخاب کرده ام، چنین پر حرفهایی را ضروری می سازد. با این وجود اطمینان می دهم که همیشه مطالب پیرامون موضوعات مشخصی مطرح می شوند و دارای تحلیل کاملا مشخصی هستند.

تا کنون تناقضات متعددی را نزد این نویسنده برشمردیم، و در اینجا نیز دوباره به همین موضع باز می گردیم. همانطور که در خطوط اوّل «یادداشت نویسنده» دیدیم که :

«...و نه به صورت فردی و شخصی که با انتشارات و تحقیقات راستین بتواند حقانیت و حجیتی برای خود بیابد....»

نتیجه گرفتیم که این جمله به نحوی خاص در پی واپس زدن وجه بالینی ست و نویسنده انتشار تحقیقات را در اولویت قرار داده تا درمان چند بیمار و یا تحلیل چند بیمار و این که چند نفری توانسته باشند گرهی از دردها و رنجهای باطنیشان را باز کرده باشند. و تکیۀ نویسنده ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 11:40 PM  توسط   | 

 

بخش ۳

 

ادامۀ پیشگفتار

بهر صورت، صحنۀ «قتل پدر» به عنوان حادثه ای تاریخی و واقعی چندین بار بوقوع می پیوندد. بنابراین به اندازه کافی و تا جایی در خاطرات جمعی رسوخ کرده بوده است که می توان آنرا به میراث تمام جامعۀ بشری منتسب دانست. ولی چنین واقعه ای که به عنوان عنصری اساسی در نظریۀ فروید مورد استفاده قرار گرفته است، اصالت تاریخی داشته باشد و یا نداشته باشد (امروز، اینطور بنظر می رسد که محققین چنین نظریه ای را مردود شناخته اند)  اهمیت خاصی ندارد. تمنّا و آرزومندی بقتل رساندن پدر و تصاحب مادر، احساس گناه، عقدۀ ترس از فنای از عورت و فرامن، جملگی  ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 11:37 PM  توسط   | 

 

بخش ۲

(ادامه  پیشگفتار)

عقدۀ ادیپ در ذهن فروید پیش از همه شامل تمنّای جنسی کودک است به یکی از والدین که از جنس مخالف بوده، و خصومت با دیگری که هم جنس اوست. سپس، او «ادیپ معکوس»(6) را کشف می کند، یعنی تمنّایی که مطلوب را نزد یکی از والدینی که هم جنس اوست جستجو می کند و خصومت ورزیدن با طرف والدینی که جنس مخالف اوست. چنین موردی او را به مفهوم « ادیپ کامل»(7) هدایت می کند که واجد وجه مثبت و منفی بوده و بر اساس این و یا آن فرد اندازۀ آن تغییر می کند ولی همواره حضور دارند. بنابراین اگر یک رابطۀ جنسی را در نظر بگیریم ( زیرا از آنجایی که مفهوم دو جنسیتی پنهان و نا آشکار بعدا این نظریه را تکمیل کرد) تعداد معاشقین به دو نفر تقلیل نمی یابد بلکه چهار نفر هستند. در واقع اگر وجود نوعی « ضد ادیپ» (8) را از جانب والدین نیز در نظر بگیریم یعنی عشق و نفرت مادر نسبت بفرزند، و همین موقعیت دوگانه را در رابطه با پدر نسبت به .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 11:37 PM  توسط   | 

 

L’oedipe, un complexe universel

Editions Sand

Collection Les grandes découvertes de la paychanalyse.1977.1985

 

توجه : پژوهشگران گرامی این کتاب هنوز کاملا ترجمه نشده است ولی بخش های ترجمه شده به تدریج در اینجا افزوده خواهند شد. به علت موقعیت استراتژیک این مقوله در روانکاوی، و از این جهت که ما بتوانیم قاطعانه در نقد روانکاوی با آن روبرو شویم، ضروری ست که نظریه را از طریق منابع معتبر توضیح دهیم. امیدوارم ترجمۀ حاضر پاسخگوی چنین نیاز مبرمی باشد. لازم به یادآوری ست که بخش بندی های حاضر به دلیل محدودیت های فنی سایت بلاگفا انجام گرفته است. با سپاس از خوانش همگی

حمید محوی

 

گوستاو مورو 1898-1826

 

بخش ۱

پیشگفتار 

ادیپ، عقده ای همه-شمول

 

مشکل ادیپی که در کودکی حل نشده باشد در زندگی فرد در سنین بلوغ به شکل بارزی سنگینی خواهد کرد.

عقدۀ ادیپ(1) در نظریۀ روانکاوی مرکزیت داشته و در چشم انداز کاشف آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .بسال 1938، فروید کمی پیش از اینکه ......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 11:36 PM  توسط   | 

 

 

نزد فرد خلاق یا نزد قهرمان، آزادی از سیطرۀ پدر، به همان شکل که در اساطیر والدین ملاحظه کردیم، قطب مخالف خود را در شماری از اساطیری بیان می کند که مضمون آنها آزادی قهرمان از اجداد مادری (یا مادر) است. و مثال بارز آن «اساطیر بالن» است که فروبنیوس آنها را غالبا از اقیانوسیه جمع آوری کرده است، با اینحال سیطرۀ نفوذ آنرا نه تنها در فرهنگهای باستانی شرق که تا اساطیر یونان ملاحظه می کنیم. در اینجا اساطیر یونانی بر حسب عادت نقطۀ تجمع و الحاق تمام نظریات اسطوره ای را تشکیل می دهد. و دلیل بارز آن نیز چنین است که فرهنگ یونانی روند آزاد سازی قهرمانانۀ فرد را تا والا ترین درجۀ خود-آفرینی به منسۀ ظهور می رساند که متعاقبا مسیحیت می بایستی در پاسخ به آن بیان خاص خود را ثبت کند. از اساطیر بالن که میتوانیم نمونۀ بارز آن را در داستان یونس Jonas در تورات جستجو کنیم در طرح کلّی خود عبارتند از : قهرمان، که پسری جوان  و یا فردی بالغ است (غالبا همراه با مادر، برادران و غیرو...) توسط هیولایی عظیم بلعیده می شود. مدتی داخل شکم این هیولا از دریاها عبور می کند : براساس روایات متعدد و گوناگون، جهت رفع گرسنگی از قلب ماهی (هیولا) قطعه قطعه می برد و طعام می خورد و در شکم او آتش درست می کند، تا اینکه ماهی او را از شکمش بطرف خشکی قی  میکند و یا اینکه خودش راهی برای خروج ......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 11:36 PM  توسط   | 

 

اتو  رانک

هنر و هنرمند

 

بخش هفتم

اسطوره و استعاره

 

(ترجمه از فرانسه توسط حمید محوی)

 

«پیشگفتار مترجم : «اسطوره و استعاره» بخشی ست از چهارده بخش از کتاب «هنر و هنرمند

Art et artiste بقلم اوتو رانک Otto Rank. مترجم آنرا از ترجمۀ فرانسه انتشارات پایو Edition Payot 1998بفارسی ترجمه کرده است. چنانچه از پیشگفتار نویسنده بر می آید این کتاب برای اولین بار بتاریخ دسامبر 1930 بچاپ رسیده است.

اتو رانک بسال 1884 در وین بدنیا می آید و از نخستین نسل روانکاوان مکتب فروید است ولی از سال 1923 از فروید فاصله می گیرد. او در سال 1926 اتریش را ترک می کند و مابقی عمر او بین پاریس و نیویورک می گذرد. اتو رانک در سال 1939 فوت می کند. همین انتشارات ......





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 11:34 PM  توسط   |