تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

انتهای جلسه‌ی قبل در مورد دیدگاه‌های مخالف تئوری‌ای که قبلا گفته بودم را مطرح کردم. کسانی که فمینیسم مبتنی بر تشابه را تبلیغ می‌کنند در محیط‌های آکادمیک اکثریت هستند. احساسی که در فمینیسم مبتنی بر تشابه هست این است که اوضاع زنان بد بوده و بهتر شده. برعکس احساسی که در فمینیسم مبتنی بر تشابه هست که اوضاع زنان بد بوده ولی بدتر شده. شاید در یک جاهایی بین این دو دیدگاه تفاهم‌هایی دیده شود ولی به‌طور کلی تفاوت نگاه زیربنایی است مشابه موافقین و مخالفین سرمایه‌داری، موافقین سرمایه‌داری احساس‌شان این است که اوضاع خوبی در دنیا وجود دارد و ما در حال پیشرفت هستیم و چند سال دیگر هم بگذرد خیلی از مشکلات حل می‌شود، موافقین خیلی از انتقادهایی که به جهان فعلی می‌شود را می‌پذیرند ولی فکر نمی‌کنند که آنها چیزهای عمیقی هستند و در حال عمیق‌تر شدن هستند. مثل دعواهایی که بین ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 9:3 AM  توسط   | 

 

 

با چند جلسه‌ای که در مورد سرمایه‌سالاری صحبت شد نسبتا فهم خوبی به این موضوع ایجاد شد در دنیا هم در فضای روشنفکری دنیا اینکه سرمایه‌سالاری موضوع مفتضحی است مورد توافق است، ولی مردسالاری به این معنی که در بحث ما بود مورد توافق نیست. امروز کمی در مورد اینکه دیدگاه‌های دیگه چطور هستند توضیح می‌دهم. درک مردسالاری به این معنا از درک سرمایه‌سالاری مشکل‌تر است. سلطه‌ای که مردسالاری دارد اینقدر بیشتر است که دیده نمی‌شود. هرچند اون چیزی هم که در مورد سرمایه‌سالاری مورد تفاهم است قسمت سرمایه‌داریش به این معنی که یک طبقه‌ای، طبقهٔ دیگر را استثمار می‌کند.

خلاصهٔ دو جلسهٔ قبل

سعی کردم که تعریفی از مردسالاری ارائه کنم که اساسش بر وجود یک سری تقابل‌های دوتایی بود که جنبه‌ی جنسیتی دارند و مردسالاری عبارت است از این که این تقابل‌های دوتایی را تعریف می‌کنیم و کمی آن را دست‌کاری می‌کنیم و نهایتا به قطب مردانه ارزش ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 5:12 PM  توسط   | 

 

سرمایه‌داری و پدرسالاری نتایج اجتماعی سرمایه‌سالاری و مردسالاری

اساس حرف که توصیفی داشته باشیم از مردسالاری بر اساس یک مدل روانکاوانه را در جلسه‌ی قبل انجام شد. سعی کردم که مشابه توصیفی باشد که از مفهوم سرمایه‌سالاری کردم. و حالا راحت‌تر می‌توانیم روابط اینها را راحت‌تر بررسی و بیان کرد.

یک نکته‌ی مهم این است که می‌خواهم بین مفهوم سرمایه‌سالاری و سرمایه‌داری مانند مردسالاری و یک چیزی که می‌شود اسمش را پدرسالاری گذاشت فرق بگذارم. سرمایه‌داری و پدرسالاری مانند بروز سرمایه‌سالاری و مردسالاری در اجتماع است و خود مردسالاری و سرمایه‌سالاری عمیق‌تر هستند و در فرهنگ ما جا گرفته‌اند.

در حین صحبت در مورد سرمایه‌داری بیشتر در مورد این صحبت می‌شود که یک عده سرمایه را به خود اختصاص داده‌اند و به بقیه نرسیده. و عمق مطلب که حتی اگر این سرمایه به‌طور مساوی بین مردم تقسیم شود باز توجه تام و تمام مردم به سرمایه و افزایش درآمد سرانه خودش ایراد دارد در حیطه‌ی بحث سرمایه‌سالاری قرار می‌گیرند. یکی از ویژگی‌های نظام ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 5:12 PM  توسط   | 

 

مقدمه‌ای بر نقد هنری

معمولا نظریه‌های علوم انسانی اینطور نیستند که مانند science خیلی با هم مطابق باشند و انگار قسمت‌های آن بر یکدیگر سوار شده باشند. الان اینطور نیست که مثلا روانکاوها در یک حالت همگرایی باشند در واقع بعضی از بحث‌ها حالت ایدئولوژیک دارند.


بعد از مطالعه‌ی یونگ و فروید در مورد هر پدیده‌ی فرهنگی می‌توان تحلیل روانکاوی داشت. نقد هنری فضای تفسیر رویای یونگی را با فرویدی که مقایسه می‌کنید به نظر می‌آید که اگر برای فروید برای نقد یک داستان یا اثر هنری استفاده کنید

معمولا وقتی حرف از نقد یونگی هست حرف از این هست که اثر عناصر ثابت اسطوره‌ای و آرکتایپ‌ها و ناخودآگاه جمعی را پیدا کنیم بغیر از این ممکن است به خودمان حق بدهیم که همانطور که contextی که در رویا ظاهر شده کاشف حقیقت است نه آمال و آرزوهای پنهان رویابین ممکن است در حین نقد اثر هنری هم به آن به عنوان مجموعه‌ای از آرزوهای تحقق نیافته‌ی هنرمند نگاه نکنیم بلکه به عنوان یک مجموعه‌ای از واقعیت‌هایی که حالت پیشگویانه داشته باشند یا حقایق خیلی عمیقی باشند که در محتوای ناخودآگاه شخصی خود هنرمند نباشد. به عنوان ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 5:10 PM  توسط   | 

 

 

تلاش برای مقایسه‌ی دو تئوری علاوه بر یادآوری فروید کمک به درک عمیق‌تر مفاهیم می‌کند. به عنوان بحث‌های کاربردی سعی خواهیم کرد که در مورد تفاوت‌های زن و مرد و نحوه‌ی شکل‌گیری رابطه‌ی آنها از دیدگاه یونگی صحبت کنیم. کتاب یار پنهان آنیما و آنیموس چگونه زن و مرد درون‌مان در روابط ما تاثیر می‌گذارند[۱] که در جلسات قبل معرفی شده توصیه می‌شود. کتاب دوم از خانم تونی گرنت به نام زن بودن[۲] یک کتاب کاملا یونگی در تحلیلی ویژگی‌های زنانه و مشکلات زنان در دنیای مدرن و پست مدرن. نظریه‌ی فروید و لکان تقریبا خالی از نگاه خاصی به زن است. یک جمله‌ی از کریستوا هست که جمله‌ای از لکان را نقل می‌کند به این مضمون که زن وجود ندارد. کریستوا که خود در نظام لکانی رشد کرده از این جمله به عنوان جمله‌ی رسوای لکان یاد می‌کند. فروید به حالتی پنهان‌تری مرسالار است انگار که اصل را مرد می‌گیرد و انگار زن موجود فرعی و زایدی است در لکان این ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 5:9 PM  توسط   | 

 

یادآوری جلسه‌ی قبل و پاسخ به ۲ سوال

آنیما شبیه id به‌نظر می‌رسد. نمی‌شود آن را جایگزین id کرد؟

در جلسه‌ی قبل توضیح داده شد که گرچه ظاهرا سایه با id شباهت‌هایی دارد ولی چون در دیدگاه فرویدی id مرکز روان است نمی‌توان سایه را جایگزین id گرفت. یک نکته‌ی دیگر اینکه آنیما هم با id شباهت دارد. توجه کنید که در دیدگاه فرویدی انرژی روانی یا لیبیدو که توسط id بوجود می‌آید معطوف به جنسیت است بنابراین ممکن است که تصور کنیم جایگزین id در مرد آنیما است. توجه کنید که در پیدا کردن جایگزین برای id در دیدگاه یونگی باید در درجه‌ی اول به مرکزیت id توجه شود.


اگر سیگنال‌های سلف در جهت لذت هستند پس چرا فرآیند فردانیت ممکن است یک فرآیند خیلی دشوار و زجرآوری بشود؟

در ابتدا در ماه‌های اول زندگی همه‌ی خواسته‌های سلف لذت‌بخش‌ترین چیزها هم هست. مشکلی که در فرآیند رشد انسان بوجود می‌آید جدا شدن رشد کردن از لذت بردن توسط پدیده‌هایی مثل fixation است. غریزه‌ی جنسی در یک سنینی ممکن است باعث اشباع لذت شود ولی نه برای همیشه.

به‌طور مداوم وقتی به پیام‌های سلف گوش داده نشود اختلال‌هایی در رشد بوجود می‌آید که نهایتا باعث رسیدن به‌یک سری بن‌بست‌هایی می‌شود. وقتی به‌طور مداوم رفتارهای اشتباه انجام می‌شود مثل این است که یک سری زباله‌هایی در اطراف جزیره‌ی شخصی‌مان ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 5:9 PM  توسط   | 

 

 

در این جلسات آنچه از نظریه‌ی یونگ حذف شد بیشتر حواشی و آنچه از نظریه‌ی فروید حذف شد قسمت اصلی نظریه‌اش که به تقسیم‌بندی و بررسی بیماری‌های روانی می‌پردازد بود.

سه‌گانه‌ی فرویدی در نظریه‌ی یونگ چه می‌شود؟

در کارهای یونگ ارادتی به سه‌گانه‌ی فرویدی - اید/سوپرایگو/ایگو - یا کودک/بالغ/والد ارادت دیده نمی‌شود. اساس نظریه‌ی یونگ برخلاف نظریه‌ی فروید رشد هست.

دیدگاه فروید: اساس روان که منبع انرژی روانی -لیبیدو - هست id خوانده می‌شود. id صرفا به‌دنبال لذت یا به‌معنایی رسیدن به مینیمم انرژی است. این ایده به نوعی reduction به علوم پایه است. هدف id لذت بردن است،

  1. اما جهان واقعی و حتی منابع درونی مانع لذت بردن بی‌حصر می‌شود،‌ به معنایی بعضی از خواسته‌ها با هم تناقض دارند. بنابراین اید باید به خواسته‌هایش سر و شکلی بدهد.
  2. سوپرایگو که متشکل از پدر و مادر در درجه‌ی اول و فرهنگ و ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 5:8 PM  توسط   | 

 

سلام به همه دوستان !

اول - به لطف خدا با پیگیری های شده وبلاگ از فیلتر آزاد شده البته از ۳ روز پیش ولی خودم امروز فهمیدم !

دوم - یک کتاب معرکه برای یونگ بازها پیدا کردم بخونید و لذتش را ببرید ( حاصل ۴ ساعت کلافگی در نمایشگاه کتاب هست این کشف ) !   یک روزه تمام میشود ( ۸۰ صفحه بیشتر نیست) به قول دکتر شیری یک نفس سر بکشید !

 

تكامل آگاهي
نويسنده: رابرت جانسون
مترجم: فرزانه اسلامي
ناشر: حرير

 

مروري بر كتاب
از دن كيشوت تا فاوست

دكتر رابرت جانسون، روانشناس و يونگ شناس آناليست آمريكايي با استفاده از سه شخصيت ادبي دن كيشوت، هملت و فاوست با زباني ساده و شيوا به شرح رشد آگاهي انسان از آگاهي ساده تا پيچيده وسرانجام روشنگر مي پردازد. به عقيده جانسون، ما همگي در مراحل مختلف زندگيمان به اين سطوح آگاهي دسترسي پيدا مي كنيم.

دن كيشوت نشانگر كودكي معصومانه ماست، هملت نمايانگر ترديدهاي ما در عمل و احساس(به نوعي جواني بشر) و فاوست دربرگيرنده خويشتن راستين ماست كه براي به دست آوردن آن، گذار از اين دو سطح آگاهي لازم است.


فهرست
• انسان دو بعدي
• دن كيشوت
• انسان سه بعدي
• هملت
• انسان چهار بعدي
• فاوست

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 0:2 AM  توسط   | 

 

خلاصه‌ی آرکیتایپ‌های مهم از جلسه‌ی قبل

آرکیتایپ shadow تقریبا مشابه id به‌همراه یک‌سری تیرگی‌های ناخودآگاه است که نتیجه‌ی سرکوبی است و مقابل مفهوم ego قرار دارد. و persona که نزدیک به مفهوم super-ego است. اما توجه کنید که id در نظریه فروید اساس روان است و بعد به‌تدریج بقیه ego برای میانجی‌گری بین id و super-ego بوجود می‌آید. اما در دیدگاه یونگی ارکیتایپ‌ها ماهیت‌های ازلی در روان هستند. در تقابل persona ارکیتایپ‌های آنیما و آنیموس هستند. ارکیتایپ self به‌کل با نظریه‌ی فروید در تناقض است.

آرکیتایپ self

ما دوست داریم وقتی در مورد خودمان می‌اندیشیم به یک موجود یک‌پارچه و خودآگاهی‌مان به‌عنوان کل موجودیت‌مان ارجاع دهیم. در نظریه فروید که این خودآگاهی یا ego چیز اصیلی نیست و برای میانجی‌گری بین id و super-ego بوجود آمده. در تئوری یونگ هم تعداد آرکیتایپ‌های بسیاری وجود دارد که انگار هر کدام برای خود کار می‌کنند و اصلا یونگ خودآگاهی را جزیره‌ای که از ناخودآگاهی سربرآورده می‌داند. در جسم ما یک وحدت ارگانیکی هست. یونگ هم ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 5:7 PM  توسط   | 

 

از دیدگاه فروید جنسیت نقش عمده‌ای بازی می‌کرد. آنیما و آنیموس مبحثی در یونگ است که به جنسیت مربوط است پس تمام آن اهمیتی که جنسیت در فروید داشت حالا در این مبحث قرار می‌گیرد. این آرکیتایپ یک تفاوت اساسی با همه‌ی آرکیتایپ‌های دیگر از این جهت که در دو جنس مختلف دو وجه مختلف به خود گرفته است. برای مردها درک کردن آنیما ساده است. آنیموس درون زن‌هاست و اکثر روانکاوها مرد هستند یا زن‌هایی هستند که توسط مردها تعلیم دیده‌اند و همینطور اسطوره‌ها بیشتر توسط مردها بوجود آمده‌اند. بنابراین ما اطلاعات کمتری در مورد آنیموس داریم. از یک دیدگاه فمینیستی این موضوع باعث شده که زن‌ها حالت مرموزتری برای مردها پیدا کرده‌اند. فروید هم می‌گوید من آخر نفهمیدم زن‌ها چه می‌خواهند.

زن و مرد یک کششی به جنس مخالف دارند و با قبول این ایده که هر رفتار غریزی یک تصورات و ذهنیاتی همراه خودش به طور غریزی دارند بنابراین واضح است که حول ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 5:6 PM  توسط   | 

علت وجود آرکتایپ‌ها

به‌طور تجربی در تحلیل رویا نمادهایی ظاهر می‌شوند که در زبان ما واژه‌های مناسبی برای اشاره به آنها وجود ندارد. مانند هر علم دیگری که برای پیشبردش یک سری واژه‌های جدید خلق می‌کند. یونگ هم یک سری واژه‌های جدیدی به‌کار گرفته که به نمادهای رویا ارجاع دارند.

حتی بدون رجوع به نمادهای رویا هم می‌توان در مورد چنین مفاهیمی استدلال کرد. چون ما یک سری غرایز طبیعی داریم یک سری کارکردهای شناختی هم حول این غرایز وجود دارند و بنابراین می‌توان محتویات ناخودآگاه جمعی را قرینه‌ی این غرایز تصور کرد.

برای مثال چون کودک دهان و سیستم گوارشی دارد و غریزه‌ی خورد به نوعی تصورات ذهنی هم همراه این غرایز هست که منشاء‌ این غرایز است. بنابراین در دیدگاه یونگ هر آرکتایپی متعلق به یک غریزه‌ای که جنبه‌ی عملی هم دارد هست. اینکه کدام یک از این دو منشاء .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 5:5 PM  توسط   | 

مقایسه‌ی تعبیر یونگی با فرویدی

تکنیک تداعی آزاد فروید

فروید از تداعی آزاد استفاده می‌کند تا معنی رویا را از ناخودآگاه شخصی بیرون بکشد ولی یونگ که برای ناخودآگاه جمعی اهمیت زیادی قائل است و ناخودآگاه شخصی را چیز کوچکتری بین خودآگاه و ناخودآگاه جمعی می‌داند کمتر به تکنیک تداعی معانی مراجعه می‌کند. تکنیک تداعی معانی به‌هرحال مفید است و از دیدگاه یونگی به کل نقض نمی‌شود.

فرض کنید یک آدم طاووس در رویا ببیند. اینکه آیا این آدم در زندگی شخصی خوب با طاووس سر و کار دارد یا نه در تعبیر رویا مهم است. شاید این آدم طاووس‌فروش باشد. به‌هرحال تکنیک تداعی آزاد هنوز لازم است ولی وزن کمتری در دیدگاه یونگی دارد.

از یک دیدگاه دیگر کمپلکس‌های روانی attractorهای سیستم دینامیکی روان هستند. بنابراین اگر از چیزهایی استفاده شود که با کمپلکس‌های روانی در ارتباط هستند تداعی‌ها کم‌کم می‌روند به سمت خواسته‌های سرکوب‌شده و کمپلکس‌های روانی در ناخودآگاه شخصی. یونگ قبول دارد که روش تداعی آزاد از این دیدگاه ما به این attractorهای روانی می‌رساند ......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 5:5 PM  توسط   | 

مقایسه‌ی کار یونگ و فروید

میزان ثبات سمبل‌ها در یونگ به دلیل اعتقاد به ناخودآگاه جمعی بیشتر از فروید است. یونگ هم معتقد است که نمی‌شود برای سمبل‌های رویا دیکشنری درست کرد و معنی سمبل به محتوای رویا ربط دارد هرچند که ممکن است به کل بی‌ربط به معنی آن در کتاب‌های سمبلیسم نباشد.

ایده‌های فروید نظریه‌پردازی قوی‌ای دارد ولی ایده‌های یونگ بیشتر تجربی‌اند. یونگ خیلی در مورد اینکه ناخودآگاه جمعی چطور شکل می‌گیرد یا چرا اینطوری است و سمبل‌ها معنای ثابت دارند طفره می‌رود.

روش علمی

کاری که یونگ می‌کند همان استفاده از روشی است که ما به آن روش علمی می‌گوییم. آدم‌هایی مثل کپرنیک و گالیله به‌شدت تجربه‌گرا بودند و حرف‌هایی می‌زدند که دلیل نظری برای زیربنای آن نداشتند. درحالیکه طبیعات ارسطو به‌نظر می‌آمد که از یک پایگاه منطقی خیلی محکمی برخوردار بود. اینکه چقدر عقلگرا باشیم و از یک اصول و مبانی روشنی شروع کنیم و تئوری بسازیم و سعی کنیم که factها را توجیه کنیم یا اینکه برعکس تجربه‌گرا باشیم و بعد از جمع کردن یک سری fact سعی کنیم تئوری بسازیم رویکردهای مختلفی هستند. حالتی که کپرنیک و گالیله ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 5:4 PM  توسط   | 

 

 

برای اینکه بتوانیم نظریه‌ی یونگ را توضیح دهیم ابتدا یک مجموعه fact که از رویاها بدست آمده‌اند را طی این جلسه مطالعه می‌کنیم. فروید در مطالعه‌ی رویاها اذعان دارد که ما کم کم به این نتیجه می‌رسیم که دانش‌های باستانی چندان بی‌معنا نبوده‌اند. تفاوت شیوه‌ی جدید با شیوه‌ی قدیم در این است که جنبه‌های تجربی غلبه دارد به این معنا که سعی می‌شود توسط مشاهداتی که تکرار می‌شوند سمبل‌های رویا درک شوند.

درک سمبلیسم

تفسیر رویا و فهمیدن رویا در دین ما یک دانش لدنی یا مقدس است و حتی بعضی تلاش برای تعبیر رویا را یک جور فضولی کردن در عوالم معنوی می‌دانند. باید توجه داشت که تفسیر رویا مثل خیلی از علوم دیگه جزء علومی هستند که با یک سیر معنوی می‌توان به آن رسید در واقع همان‌طور که در روان ما فرآیند‌های انکودینگی هستند که از حقایق سمبل‌سازی می‌کنند واضح است که یک فرآیند روانی که بتوان آنها را دیکود کند هم ممکن است. آدم‌ها وقتی از نظر روانی به یک کمالی می‌رسند بدون اینکه مطالعه کرده باشند یا مشاهده کرده باشند کانال‌های تعبیر رویا در ذهن‌شان ایجاد می‌شود و این همان علم لدنی است که به پیامبران یا افراد صالح نسبت داده می‌شود .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 5:3 PM  توسط   | 

تصویر:Carl gustav jung on TIme's cover.jpg

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 8:27 PM  توسط   | 

 

 

 

ترجمه سمیرا قاسمی
 

(تصویر از جوزف کمبل)joe.gif

جوزف جان کمبل، سخنران، مدرس و اسطوره شناس برجسته ی آمریکایی ست که در زمینه ی ادیان و اسطوره شناسی تطبیقی از شهرت بسیاری برخوردار است. آثار وسیع او, همگی جنبه های متنوعی از تجربیات انسان  می باشند. به راستی فلسفه ی او با این عبارت مشهورش عجین شده است که :" در پی سعادت خویش باش"

کودکی و تحصیلات
کمبل در نیویورک و در خانواده ای کاتولیک  متولد شد. در همان دوران کودکی پس از بازدید از موزه ی آمریکایی تاریخ طبیعی(1) و  توجه به صنایع دستی بومیان آمریکا, شیفته ی فرهنگ آنها شد.  طولی نکشید که در حوزه های متعددی از جوامع بومی آمریکا و در وهله ی نخست اسطوره های ایشان, تبحر یافت. همین امر, وی را به سمت مطالعات مادام العمر خود پیرامون اسطوره و زنجیره های مرتبط میان اسطوره های ملل گوناگون هدایت کرد. او از مدرسه ی کانتربری(2) در سال 1921 فارغ التحصیل شد. کمبل در کالج دارتموت به تحصیل زیست شناسی و ریاضیات پرداخت اما پس از مدتی متوجه علاقه ی خود به علوم انسانی شد. از این رو به دانشگاه کلمبیا ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 7:45 PM  توسط   | 

 

مقدمه‌ای بر رویکرد ما در این جلسات

چون یونگ نظریه‌پرداز نیست آنقدری که فروید نظریه‌اش را بر اساس اصولی بیان می‌کند، ما که در دانشکده‌ی‌های فنی ذهن نظریه‌پردازی داریم و با تئوری‌های بیان شده در قالب اصل موضوعه راحت‌تریم روایت نظریه‌وارتری از نظریه‌ی یونگ ارائه می‌کنیم. شاید یک آدم یونگ شناس خیلی حرفه‌ای اعتراض کند که این نحوه‌ی بیان در آثار یونگ نیست. ما اینجا رسما می‌گوییم که نحوه‌ی بیان ما همان نحوه‌ی بیان یونگ نخواهد بود.

ما هدف‌مان این خواهد بود که اولا روایت اصولی‌تری از یونگ داشته باشیم و ثانیا بگوییم که پذیرفتن تئوری یونگی با فرویدی لزوما تعارض ندارد به این صورت که نشان دهیم که مدلی می‌توان برای روان انسان پذیرفت که شامل مولفه‌های یونگی و فرویدی باشد. و همه‌ی این کارها در جهت استفاده در نقد فرهنگی خواهد بود نه روان‌درمانی.

کارهای یونگ از حالت روان‌درمانی‌ای که در ابتدای کارش داشته خارج شده شاید یک حالت انسان‌شناسی بیشتر پیدا کرده روی اسطوره‌ها مطالعه .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 5:1 PM  توسط   | 

 

یادآوری‌های مختصر

یونگ بیشتر به شناخت اعماق ناخودآگاه شناخته می‌شود و کارهایی که در شناخت خودآگاه انجام داده بیشتر در مراحل اول کاری‌اش بوده.

اساس ایده‌های جلسه‌ی قبل این بود که ما حداقل دو تا محور مستقل در فانکشن‌های خودآگاهی خود می‌بینیم یکی محور تقابل عاطفه و تفکر است و محور دیگر تقابل شهود و حس است. تستی هست که کسی با اضافاتی به تئوری یونگ طراحی کرده که در اینترنت قابل دسترسی است.

آشنایی با یونگ

عکس جمعی ۱۹۰۹ در مقابل دانشگاه کلارک. ردیف اول: یونگ، گرنویل استانلی هال، زیگموند فروید ؛ ردیف عقب: ساندور فرانچز، ارنست جونز، آبراهام ‌بریل.
عکس جمعی ۱۹۰۹ در مقابل دانشگاه کلارک. ردیف اول: یونگ، گرنویل استانلی هال، زیگموند فروید ؛ ردیف عقب: ساندور فرانچز، ارنست جونز، آبراهام ‌بریل.

یونگ یک شخصیت آکادمیک خیلی موجهی بود ولی فروید بیشتر یک روانکاو تجربی محسوب می‌شد که به عنوان دستیار بروئر سال‌ها کار کرده بود. با اینکه فروید پزشک و عصب‌شناس بود ولی به عنوان روانکاو شخصیت ناشناسی بود. بعد از اظهار ایده‌هایش و جبهه‌گیری افراد در مقابل او یونگ از او حمایت کرد. یونگ نقل می‌کند که ما آن موقع در بیمارستان کاری بیش از اینکه روی اختلال‌ها اسم‌هایی بگذاریم و معتقد باشیم که اکثرا قابل درمان نیستند کاری نمی‌کردیم و فقط با اقسام داروهایی که تعدادشان زیاد می‌شد آن‌ها را تسکین می‌دادیم. ما حسی داشتیم که باید این بیماریهای روانی مثلا اسکیزوفرنی منشاءای در گذشته‌ی فرد دارند و باید بشود با بررسی .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 4:59 PM  توسط   | 

 

 


زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌کننده است که هوش از سر هر بیننده می‌رباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند.

اشپیگل آنلاین (۱۹ آوریل) در گزارشی كه تنها به بخشی از زنان جامعه ی ایرانی و به ویژه تازه به دوران رسیده‌هایی اختصاص دارد كه در یك جامعه بی‌تولید و در یك اقتصاد بیمار، فقط مصرف می‌كنند و تصویری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زیر عنوان كوتاه "جنون زیبایی در ایران" چنین می‌نویسد:

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جنون زیبایی زیر روسری غوغا می‌كند. زنان ایرانی برای برنزه شدن تا مرز بیهوشی زیر آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سركه می‌نوشند. "یاسمین تیفنزه" از سالها پیش در ایران زندگی می‌كند و هنوز نمی‌تواند این همه را درك كند. به یادداشت‌هایی از او از سرزمین هزار و یك عمل بینی توجه كنید: ....

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 4:23 PM  توسط   | 

 
نویسنده : حسین بارگاهی -
 
 
 
 

نقد روانشناسی تقریباً همزاد خود روانشناسی است. زیرا از همان آغاز فروید در فعالیت‌های خود بخشی را به بررسی ادبیات و هنر اختصاص داد. بنابراین مطالعات ادبی و هنری و روانشناسی عمری بیش از یک صد سال دارد. فروید با برگرفتن برخی از مضامین و اسطوره‌های ادبی همچون اودیپ، کوشید تا نظریات انتقادی خود همچون عقده اودیپ را مطرح کند. بنابراین، او منابع ادبی و هنری را سرچشمه‌هایی برای شناسایی و پرداختن به روانشناسی خود می‌پنداشت. به بیان دیگر، ادبیات و هنر نیز در رشد و توسعه روانشناسی و روانکاوی نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند. به همین دلیل است که در دوره تکوین روانشناسی و روانکاوی تا این حد ادبیات و هنر حضور دارند. در نتیجه .....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 8:30 PM  توسط   | 

 

علی پاپلی یزدی:كتاب «اندیشه یونگ» نوشته ریچارد بیلسكر، كه با ترجمه روان و شایسته حسین پاینده روانه بازار شده است، كتابی نیست كه به تمام ابعاد اندیشه یونگ بپردازد. این عدم پردازش نه تنها معرف نقص كتاب نیست، بلكه مشخص‌كننده هدفمندی نویسنده است. بیلسكر در مقدمه كتاب می‌گوید: «نظر به اینكه كتاب حاضر یكی از مجلدهای مجموعه كتاب‌هایی درباره فیلسوفان است، هدف اصلی من این است كه به طور خاص فلسفی‌ترین جزء اندیشه یونگ ـ یعنی دیدگاهش راجع به سرشت انسان - را توضیح دهم. انتخاب این موضوع چندان هم حوزه بحث مرا محدود نخواهد كرد، هرچند كه به همین دلیل نوشته‌های متعدد یونگ درخصوص نحوه روان‌درمانی را مورد بررسی قرار نمی‌دهم.» بیلسكر، عمدتا به انسان‌شناسی فلسفی یونگ می‌پردازد. گو اینكه یونگ انسان‌شناسی خود را بر پایه تجربیاتی كه در روان‌درمانی داشت شكل داد، اما اقتضائات ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 8:23 PM  توسط   | 

 


 
   ● نويسنده: حسين - زحمتكش

● منبع: روزنامه - ایران

 
 

ظهور شاخه اى با عنوان «روانشناسى دينى» در سرى مباحث دين پژوهى، در پى پاسخ به دغدغه اساسى خاستگاه دين، صورت واقع به خود گرفت. اين كه انگيزه پذيرش دين در نهاد آدمى چيست، پرسشى بنيادين است كه جلوه هاى گوناگونى از توجيه را ظاهر مى سازد. عده اى چون فرويد اساس دين را ناشى از نيازى مى دانند كه انسان خود، آن را بنا بر اقتضاى طبيعت كشف مى نمايد اما يونگ نشان مى دهد كه دين موهبتى الهى است كه خداوند در ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 8:21 PM  توسط   | 

 

images.jpg

شکل گیری فعالیت ها و جنبش های فمینیستی در جهان به ویژه در غرب، مدت ها پیش از فعالیت این نهضت در کشور ما به شکل علمی و تحقیقی آن انجام گرفته، از این رو اولین گروه  از ایرانیان که در اینگونه تشکیلات و مبانی فکری و اعتقادی آن علاقه مند بوده و یا به شکلی فعال عضو بوده اند، عمدتا ایرانیان خارج از کشور به ویژه افراد مقیم در ایالات متحده و اروپا را شامل می شوند.
از آنجا که فمینیست های ایرانی خارج از کشور، هم در عمل فعالان برجسته ای می باشند و هم در بحث تئوریک حضور آنان در مجامع و انجمن های علمی و پژوهشی توانسته الگوهایی از شناخت و رفتارهای فمینیستی به صورت نظری و تجربی به جمعیت های جهانی این نهضت و به خصوص ایرانیان عرضه نمایند، منصفانه است که شکل گیری اینگونه ....

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 2:58 PM  توسط   | 

 

8dfi14o9.jpg
در سال 1972، دو سال پس از انتشار کتاب سیاست جنسی  کیت میلت، دیالکتیک سکس  شولامیت فایراستون، خواجه مؤنث  جرمین گریر، و گلچین ادبی رابطه خواهری قدرتمند است  رابین مورگان، نخستین شماره یک مجله آمریکایی به نام زنان و فیلم که عمر کوتاهی هم داشت منتشر شد که خود را بخشی از موج دوم فمنیسم به شمار می آورد. در نخستین یادداشت سردبیر آمده بود «در این مجله زنان به عنوان بخشی از جنبش زنان از سرکوب سیاسی، روانی، اجتماعی و اقتصادی زن آگاه هستند. مبارزه در تمام خطوط مقدم این جنبش آغاز شده است و ما هم در زمینه تصویر زن در فیلم و نقش وی در صنعت فیلمسازی ـ چگونه استثمار می شویم و چگونگی دگرگون کردن نگرش تحقیرآمیز و غیراخلاقی طبقه حاکم نسبت به زنان و دیگر افراد سرکوب شده ـ فعالیت  میکنیم.»
 

برای خواندن این مقاله در اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 12:11 PM  توسط   | 

 

laura-normandin-doll-clothes.jpg
یادداشت ارائه شده به کلاس نظریه های جدید انسانشناسی دکتر ناصر فکوهی نیمسال تحصیلی 88-87   دانشجو : ملیحه درگاهی
نظریه: انسانشناسی فمینیستی


امروز عصرهویتهای تصویری است، عصری که در آن جامعه از طرفی در حال نو شدن ، رنگ عوض کردن و از شکلی به شکل دیگر در آمدن است و از طرفی دیگر مقاومتهایی از سوی نگرش های بخصوص سنتی در برابر این تغییر شکل و پوست اندازی صورت می گیرد . در این عصر تنوع ، تحرک و تغییردر هر چیزی از جمله در هویت ها امری جذاب و پر طرفدار است . هر کسی به هر نحوی علاقه به متفاوت بودن دارد و از تکراری شدن گریزان است . تمایل به گریز از چارچوبهای سنتی و دست و پاگیر به یک میل خواستنی بدل شده است . افراد به فضاهای محدود جغرافیایی و فیزیکی دور و اطرافشان بسنده نمیکنند و فضاهای نا محدود مجازی که در آن نمادها و تصاویر جای واقعیت های ملموس را میگیرد را ترجیح می دهند . دنیایی پر زرق و برق و رنگارنگ در برابر دیدگان انسانی زیاده خواه قرار گرفته که برق هر گوشه از آن چشمان او را خیره می کند و در پی آن از هیچ کاری فروگذار نیست . در چنین شرایطی مصرف گرایی به اوج خود میرسد آن چیزی ....
 
 
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 12:9 PM  توسط   | 

 

71975362.jpg

(تصویر: هدی هانیگمن)        







هدی هانیگمن یکی از درخشان ترین فیلمسازان امروز جهان است.
                                                                    ( کارن کوپر، فیلمساز،مجله فیلم فروم، نیویورک)   

صادقانه بگویم که هدی هانیگمن از استادان فرم در عالم سینماست. او توانایی و مهارت فوق العاده ای در ثبت لحظات عمیق و پرشور عاطفی دارد.
                                                                    شان فارنل، مدیر برنامه ریزی فستیوال هات داکز    

   

هدی هانیگمن از کودکان بازمانده هولوکاست ، در سال 1951 در شهر "لیما" پایتخت پرو متولد شد. او در دانشگاه لیما در رشته های زیست شناسی و ادبیات مشغول به تحصیل شد. در سال 1973 "پرو" را ترک کرد و به مکزیک، اسپانیا، اسرائیل و فرانسه سفر کرد. سپس در شهر رم و در Centro Sperimentale di Cinematografia  به تحصیل سینما پرداخت.

ازسال 1978 تاکنون به عنوان یک شهروند هلندی در آمستردام زندگی می کند، گرچه به اقتضای حرفه اش برای ساخت فیلم به سراسر دنیا سفر کرده است. هچون دوران کودکی اش که در آوارگی گذشت، تعجب آور نیست که مضمونی چون بی خانمانی ،  آوارگی و وضعیت بد مردمان، در فیلم هایش تکرار شوند، همان طور که خاطرات، موسیقی و عشق. فیلم هایش موضوعاتی چون رانندگان تاکسی در پرو ، موزیسین های مهاجر در مترو پاریس، شهروندان سالخورده در برزیل، و تبعیدیان کوبایی در نیوجرسی را شامل می شوند. علاوه بر نگاه ساده و ظریف و جذاب وی در فیلم هایش، او به عنوان یک مستند ساز از قریحه خود برای برقراری یک رابطه صمیمی و عاطفی با ....
 
 
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 12:6 PM  توسط   | 

نگاهي روانشناسانه به سريال «مرگ تدريجي يک رويا»
 
مريم جباري*





جمعه گذشته (24 آبان) مجموعه تلويزيوني«مرگ تدريجي يک رويا» نوشته عليرضا محمودي و به کارگرداني فريدون جيراني، با پخش آخرين قسمت خود به پايان رسيد. اين سريال از نظر محتوا، کارگرداني و نيز تدوين يک سر و گردن از سريال هاي مشابه خود بالاتر ايستاد. نوشته زير از منظري روانشناسانه با رويکرد تحليل شخصيت به نقد و ارزيابي اين سريال پرداخته است که از نظر شما گراميان مي گذرد.

---

شخصيت پردازي از ارکان اصلي يک فيلمنامه به شمار مي رود و گاه پيش آمده است که فيلمنامه را شخصي خاص مي نويسد و شخصي ديگر براي پرداخت شخصيت هاي اصلي فيلمنامه استخدام مي شود تا به شخصيت هاي فيلم عمق و غناي مورد نظر را ببخشد و آن را نزد تماشاگر باورپذير کند. در فيلم هايي که با واقعيات روزمره زندگي سر و کار دارند و به اصطلاح اهل سينما، رئال هستند اين نکته بايد بيش از ديگر ژانرهاي سينما و تلويزيون مورد توجه قرار گيرد. اين باورپذيري و نزديک کردن به واقعيت زندگي سبب مي شود تماشاگر شخصيتي را شاهد باشد که رفتارها و کنش و واکنش هايش ملموس است و احساس ....
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 12:2 PM  توسط   | 

 


اوتیسم اختلالی پیش رونده است که خیلی از افراد از بدو تولد گرفتار آن هستند و در واقع با آن به دنیا می آیند—این چیزی نیست که بتوانید از کسی بگیرید یا به کسی منتقل کنید. این مشکل روی مغر اثر گذاشته و برقراری ارتباط با دیگران را دشوار می کند. افرادیکه مبتلا به اوتیسم هستند، معمولاً دیر به حرف می افتند، ترجیح می دهند که بیشتر اوقات خود را به تنهایی سپری کنند، و علاقه کمتری به دوست و دوست یابی نشان می دهند. یکی دیگر از خصوصیات و ویژگی های افراد مبتلا به اوتیسم، "اُورلود حسی" است: صداها بلندتر، نورها روشن تر، و بوها قوی تر به نظر می رسند. گرچه بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم ممکن است دچار عقب ماندگی ذهنی ....

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 8:37 PM  توسط   | 

 سر در گالریها نوشته اند: آنچه هنرمند هنرش بداند، هنر است!

بر سر در آکادمی فلسفه می نویسم: مارسل دوشان حق ورود ندارد!

 ایده ی مارسل دوشان این است: هر چه هنرمند هنرش بداند، هنر است. اولین ستایشگران این تعریف گالری داران و دلالان آثار هنری اند. سرمایه داران دوشان را هیچگاه از یاد نخواهند برد.

از نگاه روانکاوی این تعریف همچون مانعی قراردادی عمل می کند که یک چیز تجربی(هنر) را در مقام یک علت غایب میل(میل مخاطبان)، بالا می برد. چیزی که با ممنوع شدنش(شما حق اظهار نظر ندارید) تبدیل به ابژه ی غایب میل شما می شود. شما بیننده ای هستید که فقط می توانید از دیدن آن لذت ببرید و تحسین اش کنید. چرا که شما فاقد آن ایده ی آفریننده گی و در عین حال دارای میل به آفرینش هستید. منطق پوچی در اینجا نهفته است. در سطح اول این برداشت وجود دارد که شما به گالری آمده اید تا شاهد هنرنمایی صاحبانش باشید و برای این کار بهایی ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 5:2 PM  توسط   | 

 

 

نوشته زیر ترجمه مقاله “آیا اکسیتوسین کلیدی برای فهمیدن است؟” به قلم جنیفر بارتز و اریک هالندر, (هردو از اساتید دانشکده پزشکی نیویورک هستند.) است که به دلیل اهمیت نکته ای که نتایج بطور غیر مستقیم بدان اشاره میکنند آنرا ترجمه کرده ام. سه-چهار خط را که خیلی کلمات پزشکی و اختصاصی داشت ترجمه نکرده ام که برای خواننده غیر متخصص خسته کننده ....

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 12:45 PM  توسط   | 

 

 

چرا عشق آنقدر ما را تحت تاثیر قرار می دهد؟چرا دیدن یک دختر یا پسر زیبا کششی شدید را در شما به وجود می آورد در حالیکه با دیدن افرادی بسیار زیباتر چنین احساسی به شما دست نمی دهد.این ها سوالاتی هستند که دانشمندان با تکنیک های پیچیده اسکن کردن مغز تا حدودی به جواب آن دست پیدا کرده اند.عشق هم مانند همه چیز دیگر در بدن انسان مقداری با شیمی و فیزیولوژی بدن ارتباط دارد.در اینجا ما در مورد تاثیر عشق بر اعمال شیمیایی بدن و بالعکس بحث می کنیم.(بنده شخصا به متافیزیک اعتقاد دارم و مقوله عشق را مربوط به هر دو عالم متافیزیک و ....

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 12:43 PM  توسط   | 

image

شاید فکر کنید که پوشیدن کت و شلوار، پیراهن و کراوات همرنگ اوباما و بوش اتفاقی بود

پس از دیدار دوساعته روسای جمهور جدید و قدیم آمریکا، خبرگزاری آسوشیتدپرس به تحلیل سیاست های رییس جمهور منتخب از نحوه حرکات بدنی او پرداخت.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، با توجه به نحوه برخورد اوباما با بوش حین خوش آمدگویی به کاخ سفید، قدم زدن در راهروهای کاخ، نحوه دست دادن، نحوه لباس پوشیدن و ارتباطات چشمی طرفین چنین برداشت می شود که با ورود چهره جدید به سیاست ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 3:40 PM  توسط   | 

 

 

یادت ظرف وجود مرا لبریز کرده است.

چون هوا در هر نفس چون خون در هر طپش.

ادامه بودن من را امکان میدهد.

آنچنان با بودن من همراه است که نا خوداگاه فراموش میشود.

و اضطرار حضورش را با تمام وجود در اندک لحضه ای که نیست حس میکنی

چون بودن تو به من امکان ادامه بودن میدهد.

 

-----------------------------------------------------------------------------------

 

 

این آخری را هم یک شب بعد از نماز عشاء و خواندن زیارت امیر المومنین بر دلم گشایش شد !

پیشکش خاطر شما

 

-------------------------------------------------------------------------------------

تو مال منی...

خودم کشفت کردهام

تو با من میخندی

با من گریه میکنی

درد دلت را به من میگویی

دیوانه !

دلت برای من تنگ میشود

ضربان قلبت با من بالا میرود

با سکوتم  با صدایم

با حضورم    با غیبتم

تو مال منی

این بلاها را خودم سرت آوردهام

به من میگویی دوستت دارم

و دوست میداری

آن را از زبان من

فقط بشنوی

برای که میتوانی مثل بچه ها خودت را لوس کنی

نازت را بخرد

و به تو دست نزند ؟

چه کسی با یک کلمه با یک نگاه

دلت را میبرد؟

بعد خودش جمع میکند و سر جایش میگذارد؟

چه کسی احساست را تر و خشک میکند؟

اشکت را در می آورد.

بعد پاک میکند؟

چه کسی پیش از آن که حرفت را شروع کنی

تا ته آن را نفس میکشد؟

دیوانه !

من زحمتت را کشیده ام تا بفهمی هنوز میتوانی

شیطنت کنی  انتظار بکشی    طپش قلب بگیری   عاشق شوی

تو حق نداری خودت را از من و من را از خودت بگیری

تو حق نداری ((خودت)) را از خودت بگیری

من شکایت میکنم از طرف هر دویمان

از تو ....

به تو

چه کسی قلب مرا آب و جارو میکند   دانه می پاشد

تا کلمات مثل کبوتر

از سر و کول من بالا بروند ؟

چه کسی همان بلاهایی که من سر تو آوردم

سر من آورده ؟

من مال توام

دیوانه !

زحمتم را کشیدهای

کشفم کرده ای ...

....

نترس چند سئوال میپرسم و میروم ....

یک : چند سال پیرت کرده ان ؟

دو : چند سال جوانت کرده ام ؟

سه : از دلت بپرس مال کیست ؟

چهار : اگر جای خدا بودی با ما چه میکردی ؟

پنج : کجا بروم ؟

دستت را به من بده ....

 

 

       دوستت داشتم
                           دوستت دارم
                                           دوستت خواهم داشت !

 

    اول / اردیبهشت / ۱۳۸۸        ۲۰:۱۵             م.ک                     پرنده آتش

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 8:20 PM  توسط   | 


 در سال 1388:
زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید..

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.
 

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.


جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
 

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- حتی بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.
 

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 4:42 PM  توسط   |