
جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

مردم خيلي تحت تأثير پدر و مادرشان هستند. اينكه يك نفر در چه خانواده اي به دنيا مي آيد به شدت در رفتارهاي آينده اش تأثير مي گذارد. منبع افكار فكر نشده و نامعقول در زندگي ما خانواده است. اگر يك چيز واضحي را تمام عمر شنيده ايد كه اشتباه مي كرديد، به احتمال زياد چيزي است كه در خانواده در سنين خيلي پايين به شما رسيده است و شما هيچ وقت بررسي اش نكرده ايد از كجا اين احرافات فكر نشده درست است. يك چيزي كه نه اينكه تصميم گرفته باشيد، بديهي فرض كرده ايد در حالي كه به طور بديهي ممكن است غلط باشد. چيزهاي ساده اي كه در روانشناسي وجود دارد. چون من تأكيد كردم روي مادر. من تأكيد كردم كه مادر از پدر خطرناك تر است. رابطه با مادر خيلي خيلي قوي تر و تنگاتنگ است. پدر يك موجود جدا محسوب مي شود. جلوتر توضيح خواهم داد. ما بيشتر بچه مادر خودمان هستيم تا پدر خودمان. هميشه اين رابطه عاطفي خيلي خيلي عميق است. از بدو تولد تا مدتي بچه حتي خودش را يك موجود جدا از مادر نمي داند. يعني يك حس هم¬ذات¬پنداري بين مادر و كودك وجود دارد. بچه ها در ماه هاي اول تولد وقتي مادر از آنها دور مي شود عكس العمل هاي ...

مي خواهم در ابتداي جلسه در مورد يك موضوع فرعي صحبت كنم كه ربطي به موضوعاتي كه داريم درباره اش صحبت مي كنيم ندارد. من به مناسبتي يك مثالي زدم كه هيچ ارتباطي نداشت و نهايتاً يك چيز خيلي مختصر و مفيدي در اين مورد گفتم كه در فرهنگ ما مثلاً نسيت به مادر يك حالت تابو مانند وجود دارد. در واقع يك حرمت هايي قائل هستيم. هم براي پدر و هم براي مادر و فكر مي كنم شايد براي مادر يك مقدار غليظ تر. و فكر مي كنم گفتم كه اين موضوع خطرناك است و اصلاً ارتباط هاي داخل خانواده، ارتباط با پدر و مادر مي تواند حالت خطرناكي مي تواند داشته باشد. و ما در فرهنگ خودمان انگار متوجه اين خطرها نيستيم. و بهتر است كه اين خطرها شناخته شود. و بعد يك عكس العمل هايي بعد از كلاس ايجاد شد و با ايميل و اينها يك عده عكس العمل نشان دادند و اين نشان مي دهد كه اينجا يك تابويي وجود دارد كه حتي نمي توان در موردش ...

احمد توکلی نماینده اصولگرای مجلس در نامه ای به میرحسین موسوی ادعا کرد:
“جریان موسوم به جنبش سبز با مبانی انقلاب ناسازگار است”
بهترین نتیجه ای که می توان از این جمله گرفت چیست؟
۱- طیف گسترده ای از مردم که طرفدار جنبش سبز هستند و در راه پیمایی ها شرکت می کنند از انقلاب و مبانی آن رویگردان شده اند.
۲- جریان حاکم که به ضرب و شتم مردم می پردازد، زندانی می کند، اعتراف می گیرد، گه گداری تجاوز میکند، پا بدهد می کشد، رسانه ملی اش کاملا جناحی است، دروغگو و بی توجه به منافع ملی است، درراستای مبانی انقلاب گام برمیدارد.
۳- اگر موسوی از راس جنبش سبز کنار برود، این جنبش تعطیل می شود و مردم پی کار خودشان می روند چون که این مردم وایسادن ببینن موسوی چی می گه تا به همون عمل کنن.
۴- این همه استاد دانشگاه، اندیشمند، روشنفکر و هنرمندی که حامی جنبش سبز هستند با مبانی انقلاب بیگانه شده اند
۵- چقدر جمهوری اسلامی شانس دارد که طیف گسترده ای از مردم که به زعم “احمد توکلی” از مبانی انقلاب فاصله گرفته اند دنباله کسی مثل موسوی راه افتاده اند که از بقیه مسئولین اخلاقگراتر است.
یه پیشنهاد:
یه بار دیگه مروری به مبانی انقلاب بکنیم و ببینم این چه مبانی است که اینقدر مخالف پیدا کرده!

خبرگزاری فارس: رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی:
“اکنون اکثر منابع درسی علوم انسانی در دانشگاههای ما ترجمه غربیهاست و این یعنی اینکه با هزینه نظام جمهوری اسلامی فارغالتحصیلان سکولار تحویل جامعه میدهیم.”
پیشفرض های نهفته دراین جمله:
۱- پول نفت متعلق به نظام جمهوری اسلامی است
۲- منظور از نظام جمهوری اسلامی، یک گرایش سیاسی است که توانسته قدرت را در اختیار بگیرد
۳- پول نفت متعلق به یک گرایش سیاسی است که توانسته است قدرت را دراختیار بگیرد.
نکات مهم این جمله:
۱- اکثر منابع درسی علوم انسانی در دانشگاههای ما ترجمه غربیها و کسانی است که آن گروه سیاسی خاص آن ها را نمی پسندند.
۲- دانشگاه های ایران، فارغ التحصیلانی را تحویل جامعه می دهند که با گرایش فکری آن گروه خاص سیاسی هماهنگ نیست.
نتیجه گیری:
این گوینده و تئوریسین معتقد است که:
۱- همه پول نفت کشور مال آنهاست.
۲- همه مغزها و فکرهای جوانان کشور هم مال آنهاست.
سوال:
طالبان چگونه فکر می کردند؟

غریبانه بود برای من رمضان امسال از شبهای ایمان و توانگری تا شبهای احیا تا روز قدس و حتی نماز عید.
آنقدر داستان داشت و دل پر که ...
چند نفری رها شدنه چند ده نفر اسیر در همین ماه مبارک .
جه عیدی نمی دانم ولی مبارک.
به برکت سبزینه رمضان
...امسال هم قدمتون رو چشم ماست...مرحبا علی ضیوف الرحمن
------------------------------------------------------------------------------------------------
دوستان همه با هم به استقبال روز قدس میرویم.
از حضرت علی(ع) نقل است که تا مظلوم در برابر ظالم سر خم میكند، ظلم پايدار میماند

---------------------------------------------------------------------------------------------------
. باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.
آب و دریا ای خداوند آن توست
باد و آتش جمله در فرمان توست
گر تو خواهی آتش آب خوش شود
ور نخواهی آب هم آتش شود
تو بزن یا ربنا آب طهور
تا شود این نار عالم جمله نور
رمضان مبارک 1430 قمری
شهریور 1388 شمسی
عبدالکریم سروش
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
یا علی ... امشب از هولناکی ضربه جهل و تحجر بر فرق تو که تجسم عدالت و آزادگی بودی در بهت و حیرتیم و شب را تا صبح به آیه های قدر بزرگی تو بیدار می نشینیم.
یا علی ..
هیچگاه دردناکی این شب را به مانند این روزها و شب ها که بر امت تو رفت درک نکرده بودیم.
چرا که فرق ما نیز شکافته است...آنهم به ضرب تنگ نظری و جهل و قدرت طلبی
یا علی ...
تو نیز بر ما تسلیت بگو ...چرا که دردمندی مردم مظلوم و ستمدیده اما سربلند ما، تنها به یاد صبوری و دردمندی تو تسلی می یابد.
یا علی ...ای کاش چاهی به ژرفای تاریخ می یافتیم و فریادهای دادخواهانه مان را در آن بر میکشیدیم و اندکی آرام می گرفتیم...
ای علی
فرق ما نیز به جور و بیداد شکافته است و دادخواهی نمی یابیم.
این شب ها شب قدر ماست.
صالحان: در بند ... خانواده های آزادگان در بند : خائف و نا ایمن ... دلسوزان و ناصحان : مهجور و عرصه ملک: جولانگاه بی خردی و کوته نظری است.
صدای قهقهه شیطان بلند است و ایام به کام اوست که توانسته بر گوش ها و چشم ها و قلوب حاکمان، چنان مهر سنگینی بزند که از شنیدن صدای ناصحان و دیدن فرجام خویش و درک شتاب سقوط خویش عاجز شده اند.
یا علی به ما تسلیت بگو ... زیرا فقط تویی که می دانی جفا دیدن چیست و صبر بر آن چه توانی می خواهد.
------------------------------------------------------------------------------------------------
1- سخنرانی دکتر علویتبار با موضوع «آیا دین بدون فقه ممکن است؟»
2- سخنرانی دکتر شریعتی با موضوع «نیایش»
3- سخنرانی دکتر محسن کدیور با موضوع «سنن الهی»
4- سخنرانی دکتر مجتهد شبستری با موضوع «حقوق بشر، حقوق خدا»
5- سخنرانی آیتالله طالقانی با موضوع «آزادی در اسلام»
6- دومین جلسه از تفسیر سوره حمد مرحوم امام خمینی
7- سخنرانی مرحوم مطهری با عنوان «انسان و داشتن استقلال و آزادی»
8- سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش با عنوان «مولانا و قرآن»
9- سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان «حاجت بشر امروز به اخلاق»
10- سخنرانی دکتر ناصر مهدوی با عنوان «اثر شب قدر»
11- سخنرانی دکتر محسن کدیور با عنوان «راز و نیاز»
12- سخنرانی احمد قابل با عنوان «نگاه علوی به قرآن»
13- سخنرانی عبدالعلی بازرگان با عنوان «رمضان از منظر عادت، عرفان، ادعيه و قرآن»
14- سه فراز از سخنان اخلاقی آیتالله امجد
15 - دو سخنرانی کوتاه از آقایان ماجد غروی و روحالله شفیعی
16- سخنان آیتالله علیمحمد دستغیب درباره «تبعات ظلم»
17 - سخنرانی آرش نراقی با عنوان «موقعیت ایمانی انسان مدرن»
18- سخنرانی استاد علی طهماسبی با عنوان «ما و متن مقدس»
19- سخنرانی دکتر سلیمانی اردستانی با عنوان «جایگاه راستی و صداقت در دین و سیاست علوی»
20- سخنرانی حجتالاسلام کاملان با موضوع «مسئلهی نزول قرآن و وحی»
21- سخنرانی مرحوم آیتالله غروی دربارهی شب قدر
22- دو سخنرانی از مصطفی ملکیان و عبدالعلی بازرگان دربارهی شب قدر
23- سخنرانی حجتالاسلام مجید انصاری در مراسم شب بیست و سوم دارالزهرا
24- سخنرانی دکتر ثقفی با عنوان «رحمت خداوند، منت خداوند از طریق ایمان»
25- سخنرانی دکتر سروش با عنوان «محمد ابن عبدالله و جلال الدین رومی»
26- سخنرانی حجتالاسلام خلجی با عنوان «شرح دعای جوشن کبیر»
27- سخنرانی دکتر محسن کدیور با عنوان «تجدید ایمان در ماه رمضان»
28- سخنرانی دکتر عطاالله مهاجرانی با عنوان «ظلم از دیدگاه امام علی(ع)»

نکته ی دوم . من می خواهم شروع کنم و درباره ی داستان مثل یک متن ادبی صحبت کنم.اما اول آدم باید به این سوال جواب بدهد : اصلا درست هست که ما به قصه های قرآن مثل یک متن ادبی نگاه بکنیم؟ با توجه به اینکه اینها واقعیتند، قصه نیستند.فرضا در داستان یا فیلم، می گویند که خوب است صحنه ی اول یک لینکی با صحنه ی آخر داشته باشد.خوب، من به عنوان یک نویسنده که دارم می نویسم، حق دارم آخرش را یک جوری به اولش برگردانم، ولی وقتی دارم تاریخ نقل می کنم که نمی توانم آخرش را به اولش برگردانم. یا مثلا فرض کنید که، الان خیلی متداول شده، مخصوصا توی فیلم، که صحنه ی اول یک جوری محتوای کل فیلم را توی خودش داشته باشد. حالا چطور می شود تاریخ را طوری نقل کرد که صحنه ی اول محتوای کل داستان را در خودش داشته باشد؟ اصلا این سوال را باید جواب داد، که آیا می شود قواعد نقد ادبی را درمورد یک داستان ...

نگاه خاص ما به دنیا
اوایل خیلی کلی درباره ی این که چه چیزهایی باعث می شوند قرآن در نظر اول کتاب خیلی عجیبی به نظر بیاید و ما در فهم آن مشکل داشته باشیم صحبت هایی کردیم.درباره ی نگاه خاص ما نسبت به دنیا، که نگاهی علمی است و ما انقدر در آن غرق شده ایم که آن را حس نمی کنیم، زیاد حرف زدیم. در واقع ما عادت کرده ایم دید کاربردی نسبت به دنیا داشته باشیم در حالی که دیدی که در قرآن و به طور کلی در مذهب هست بیشتر شبیه دید هنری است.شما می توانید به دنیا مانند ماشینی نگاه کنید و سعی کنید یاد بگیرید که چه طور کار می کند .از طرفی می توانید به دنیا مثل یک نقاشی نگاه کنید، یا انگار که شعری است که گوش می دهید.در این نگاه انگار می خواهید ...

يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ
سورة يوسف - سورة 12- آية 4
درم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مىكنند
کتابی به اسم «لاتاری، چخوف و داستان های دیگر» از هفت نویسنده که شش تا شون آدم ها ی خیلی جدیدی اند و ترجمه اش هم مال جعفر مدرسی صادقی است که واقعا به عنوان مترجم و نویسنده یکی از آدم های معتبر ادبیات ایران است. 7 تا داستان است که از این نظر می گم که خیلی نمونه های خوبی از داستان کوتاه است. توش یک داستانی هست به اسم آن طرف خیابان مال جان آپدایک که ممکن من بهش جایی ارجاع بدم. خوبه که بخونید و ببینید که تو داستان های جدید چی کار می کنن. کتاب مقدس هم آوردم بهتون معرفی کنم. بخونید دست کم انجیل را بخونید. یه عده تا حرف کتاب مقدس می شود می گویند این ها تحریف شده اند، مثلا فرض کنید درصد بالایی هم از آن تحریف شده باشد، هر کس قرآن را خوانده باشد، بعد تورات را بخوند نشانه هایی از چیز الهی توش می بیند. داستان هاش و حرف های پیغمبر ها معلوم است که حرف پیغمبر بوده، مثلا یک داستان هایی هست که خیلی جالب اند و در قرآن هم نیامدند. خیلی های آن هم خوب ممکن است نمی خواخهم توهین کنم ولی چرند و پرند باشد. مثلا داستان یوسف خیلی متفاوت با آن چیزی هست که ...

مقالهای از دکتر حسین حسنآبادی، عضو هیئت علمی گروه روان شناسی دانشگاه فردوسی مشهد
مقدمه
این نوشتار صرفاً یک تحلیل روان شناختی از وضعیت فعلی کشور است که به واسطه حوادث چند ماه اخیر شکل گرفته و چنانچه راه حلی اصولی و درست اندیشیده نشود پی آمدهای بلند مدت و خطیری برای نظام و مردم خواهد داشت. این نوشتار یک تحلیل سیاسی - اجتماعی نیست بلکه یک ارزیابی روان شناختی درمورد پدیده ای سیاسی - اجتماعی است و علت اصلی نگارش آن نگرانی درباره شرایط فکری - عاطفی جاری کشور است که در آینده می تواند نتایج خطرناکی را برای مردم داشته باشد. در این نوشتار قصدی برای دفاع از یک جریان سیاسی و یا حمله به جریانی دیگر وجود ندارد. بازیگران صحنه قدرت خودشان باید پاسخگوی موضعگیریها و اقدامات درست و ...

ادامهي اين سوره است . من خودم يك خورده مشكوكم(؟) يك جوري واحد توي قرآن سوره است . يك چيز مهمي است . اينكه سوره ها را يك خورده اين ور و آن ور بكنيد بعضي جاها به نظر مي رسد كه يك سوره به وضوح جايش مثلاً اين سوره ايلاف قريش خيلي معتقدند چسبيده است به سورهي فيل . يعني اينكه مي گويد لايلاف قريش يعني آن ماجرايي كه براي ابرهه پيش آمد لايلاف قريش اين سوره اينجوري باز مي شود براي اتحاد قريش . بعضي اينجوري تفسير مي كنند. اين حتماً يك جوري ادامهي اين سوره حساب مي شود. من يك خرده به اين موضوع شك دارم به نظر من از همه چيزهاي داخل قرآني و تاريخي به نظر مي رسد سوره مطلقاً بوسيله پيامبر تعيين مي شد كه آيه . با اين حال با اين حرفي كه من مي زنم اين مربوط نمي شود. داستانها كاملاً به صورت خطي معلوم است كه به دنبال هم هستند بگذاريد باز يك قطعه اي از داستان يوسف . جايي كه يوسف آن جام را در ...

بگذاريد من در مورد بحثهايي كه هفتة قبل كرديم و به يك جايي رسيد كه ادامه حرفها را به طور طبيعي مي گويم . فقط يك نكته شما مي پرسيدكه چرا اسم خضر نيامده بعضي جا اسم آمده است . من همين جوري اينجا يك ايده ساده مي گويم كه خوب است كه اسم از اين آدم برده نمي شود ببينيد در اين مسافرت در كل داستان هاي سوره كهف يك جوري به يك چيزهاي عجيب و غريبي توي دنيا اشاره مي شود سه تا داستان است كه هر سه تا به شدت عجيب اند. در حاليكه داستان هاي ديگر قرآن ممكن در آنها معجزه باشد ولي توي يك لِولهاي روشني در واقع مي گذرد. براي ما عجيب نيست كه يك پيغمبر معجزه مي كند. ولي براي ما عجيب است كه يك نفر يك بچه را بدون عذر شرعي بكشد براي ما عجيب است كه يك آدمي به نام ذوالقرنين وجود دارد كه كارهاي عجيبي انجام مي دهد. اينها اصلاً معجزه نيست . اتفاقاً ذوالقرنين اينجا آدم عجيبي نيست يك آدمي كه گفته مي شود علم دارد . كارهاي عجيب و غريبي هم نمي كند حتي معجزه هم نمي كند. ولي وقايعي كه ...

س) چرا در قرآن آمده است که ما کتاب را حفظ مي کنيم و درباره حکمت اينگونه چيزي ذکر نشده است؟آيا به اين دليل نيست که احکام نسخ مي شوند؟
ج)بله، در قرآن هم آمده است که حتي احکامي که در کتاب آمده اند،نيز نسخ مي شوند.احکامي که آموزش داده مي شوند،بخشهايي که مربوط به مسايل اجتماعي است، بوضوح قابل نسخند.در واقع صورت مساله ها و جامعه عوض مي شود،بنابراين يک حکم اجتماعي را مي توان تشخيص داد که قابل اجراست يا نه.هيچ کس نيست که معتقد باشد که حکمتي که پيامبر آموزش داده است تاابد به همان شکل اوليه است،بنا به گفته قرآن همه بايد معتقد باشند که حتي در مورد آيات قرآن نيز نسخ وجود دارد.نکته گرايش من است. پيغمبر چيزهايي را آموزش داده است وبايد ثابت کرد که حکمي از آن قابل اجرا نيست ونياز به تغيير دارد نه اينکه بدون هيچ استدلالي ...
![]()
به قول مش قاسم غیاث آبادی دروغ چرا، تا قبر آآآآ، البته این مال زمانی است که قبرستان حساب و کتاب داشت، ولی در هر حال، ما اصولا آدم مذهبی نیستیم، یعنی خیلی حال نمی کنیم خداوند برایمان تعیین تکلیف کند، اما یک چیزهایی از خدا و پیغمبر یاد گرفتیم که مجبوریم وقتی به آزاده بودن فکر می کنیم به امام حسین فکر کنیم، یا مثلا وقتی فکر می کنیم حضرت علی کلی حرف های خوب خوب زده که من همچنان دوست شان دارم، یا اصولا بدون تذکره الاولیاء روزم شب نمی شود. حالا خودمان ممکن است هزار تا بدی داشته باشیم که بالاخره هر پدرسوختگی داشته باشیم، دین فروش و آدم فروش و حزب اللهی نیستیم. یکی از این حرف های خوب همین است که " افضل الجهاد کلمه الحق عند السلطان الجائر" یعنی بزرگترین نبرد گفتن از حق است در حضور آدم زورگو، باور کنید اگر تمام تاریخ دین را بگردید، مصداقی مشخص تر از خامنه ای برای سلطان زورگو پیدا نمی کنید. یا مثلا اینکه بقول آقای مطهری علت جنگیدن امام حسین با دشمنانش، بخاطر دفاع از بزرگواری بود، یعنی اینکه آدم بخاطر اینکه ذلیل و حقیر نشود، گاهی حاضر است بمیرد. اصولا اکثر کسانی که به دین معتقد نیستند، ولی شهید می شوند، بخاطر همین است، اینکه نمی توانند ذلت را بپذیرند.
فرض کنید که یزید بن معاویه و شمربن ذی الجوشن و همه آنهایی که هر روز بهشان فحش خواهر و مادر می دهیم، به اندازه مرتضوی و احمدی نژاد و رهبران حکومت، برای انسان احترام قائل نبودند، مثلا حضرت زین العابدین را که نمی توانست تکان بخورد، می آوردند وسط صحرای کربلا و وادارش می کردند علیه برادرش سخنرانی کند و اگر هم توانایی حرف زدن نداشت، یکی را پیدا می کردند که متن سخنرانی اش را بخواند و زین العابدین فقط سرش را تکان بدهد. یا مثلا به حضرت زینب اجازه سخنرانی نمی دادند و وزارت کشور یزید او را ممنوع النطق می کرد و یا مجبورش می کردند از محل اسارتش وبلاگش را به روز کند و مجبورش می کردند که در کنار برادر مریضش غذا بخورد و بخندد و عکس بگیرد. حالا ما که مسلمان نیستیم، ولی جان امام حسین، این کاری که شما با ابطحی و حجاریان می کنید، بدتر است یا کاری که یزید و معاویه و شمر با فرزندان و خاندان حضرت علی می کردند؟

ابتدا نکته هايي تکراري مي گويم،به اين دليل که سال جديد شده است. اول مي گويم که بحث واژه به کجا رسيده است و چند مثال در اين زمينه مي زنم. من سعي مي کنم که با کمک متد مشخصي معني واژه ها را پيدا کنم. در کتابهاي قديمي تاکيد بر روي ريشه کلمات است. کاري که ايزوتسو مي کند،اين است که خيلي به ريشه کلمه توجه نمي کند،بلکه تاکيدش بر روي کاربرد کلمه در متن است. من روشي را که براي ارائه معني يک واژه نه کشف معني آن داشتيم را مرور مي کنم. احساس من اين است که اگر در يک جلسه بخواهيم درباره معني يک واژه بحث کنيم، مقدمات آن را داريم. اين بحث را مي توان ادامه داد و در مورد هزار واژه بحث کرد. من نمي خواهم خيلي بحث واژگان را ادامه بدهم ولي اگر درآينده پيش بيايد، مي توان با کمک اين روش معني واژگان را پيدا کرد. هدف يادگيري متد چگونگي فهميدن معني واژه درمتن است واگر دو نفر در مورد واژه اي اختلاف نظر دارند بتوانند با ...

س)اگراز کاري که کرده ايم،تقدير شود.
ج)دراين آيه در اين مورد چيزي گفته نشده است. جلوه بارز عنانيت اين است که اگر از کسي براي کاري که نکرده است، تعريف کنيم، باز هم خوشحال مي شود.
يکي از کارهايي که دين انجام مي دهد،مشخص کردن چيزهايي است که ميتوان ازآنها لذت برد.مثل نرم افزاري کار مي کند که در حال رشد کردن است و راه را براي سخت افزار باز مي کند.تاکيد من بر اين است که والد مهم است ولي تا حدي ولزومي ندارد که تا آخر عمر در تصحيح والد وقت صرف کرد.کافي است از درست بودن چيزهاي پايه مطمئن شويم و بقيه چيزها را بر روي آن نصب کنيم.تنها با کار نظري کردن نمي توان والد را اصلاح کرد. ممکن است افرادي تا حد زيادي بر طبق والد خود عمل کنند وهمه عقايدشان کپي شده است ولي ممکن است از ما جلوتر باشند،به اين دليل که به قستهاي خوب عقايد کپي شده خيلي خوب عمل کرده اند وما ممکن است عقايد خيلي خوبي داشته باشيم ولي کاري انجام نداده باشيم وسخت افزارمان رشد نکرده باشد. يکي از ملاکهاي کلي براي شناسايي عنانيت وميزان نزديکي به خدابررسي شباهتهايي است که بين ما و ديگران وجود دارد.به عبارت ديگر وقتي که به خودمان نگاه مي کنيم آيااسم و خصوصيات خاصي که در ما وجود دارد، توجه ما را جلب ميکند يا چيزهاي کلي تر؟ احساس من اين است که کسي که به عرفان مي رسد،نه تنها تفاوت خود با ديگران را بعنوان يک انسان نمي بيند،بلکه حتي از نظر يک موجود هم تفاوتي بين خود با ديگر موجودات نمي بيند ودر خيلي از لحظه هاي زندگي خودش يکي از مخلوقات خداست که کار خود را همانطور که از او خواسته اند،انجام مي دهد. مثل چيزي که دفعه قبل گفتم. در اقامه نماز تشبيهي به اجرام فلکي وجود دارد.همه موجوداتي که در اين دنيا وجود دارند، موجوداتي هستند که خدا خلق کرده است و ويژگيهايي دارند. ولي ويژگي اصلي آنها مخلوق خدا بودن است و کار اصلي که انجام مي دهند،عبادت خداو تسبيح کردن است. کسي که به عرفان مي رسد در جنبه مشترک بين همه ...

قبل از شروع بحث اصلي توضيح مختصري درباره واژه ايمان ميدهم . قبلا" گفتم که مفهوم اين واژه مثل اين است که کسي يک دفعه به يک معرفت ناگهاني مي رسد واحساس ناامني مي کندوبعد پناه مي آورد.اين عدم امنيت لزوماً به معناي ترس از خدا وروز قيامت نيست ؛ بلکه عدم امنيت در حالت کلي است .من گفتم که هر عدم امنيتي اينگونه پايان مي گيرد .ولي نکته اي که بر روي آن تاکيد دارم اين است که ايمان يک مرحله ثانوي شناختن وتجربه مذهبي است . مثلا" همانطور که جلسه قبل بحث شد ، مانند مسيحي ها،ايمان آوردن بدون اينکه بداند که به چه چيزي ايمان مي آورد و وبراي ايمان آوردن به خدا لزومي نداردکه ابتدا او را پيدا کنيم.مثلاً روانشناسان بر اين باورند که ايمان مذهبي بسياري از مشکلات را حل مي کند، پس ايمان مذهبي داشتن خوب است. به نظر من اين مساله با گفته قرآن فرق مي کند، يعني ايمان بايد حتماً همراه با شناخت ...


بيماری های روانی احمدی نژاد
دكتر مسعود نقره كار
" بيماری اسکيزو افکتيو و نارسيسسم آقای احمدی نژاد رو به وخامت دارد , به همين دليل جهان , و به ويژه ايرانيان در بر خورد بااو نه فقط با يک پديده سياسی- اسلامی که با پديده ای روانی نيز مواجه هستند . علل وخامت حال آقای رييس جمهور عدم مصرف دارو وبی توجهی به ديگر تدابير درمانی , ونيز تثبيت و افزايش قدرت سياسی و مذهبی ايشان است."
بيماری آقای احمدی نژاد, رييس جمهورحکومت اسلامی ايران, وخيم تر شده است . پيش تر نه قفط من (۱) , برخی از روانپزشکان داخل کشور نيز ضمن تشخيص روان پريشی و ...

یا علی ... امشب از هولناکی ضربه جهل و تحجر بر فرق تو که تجسم عدالت و آزادگی بودی در بهت و حیرتیم و شب را تا صبح به آیه های قدر بزرگی تو بیدار می نشینیم.
یا علی ..
هیچگاه دردناکی این شب را به مانند این روزها و شب ها که بر امت تو رفت درک نکرده بودیم.
چرا که فرق ما نیز شکافته است...آنهم به ضرب تنگ نظری و جهل و قدرت طلبی
یا علی ...
تو نیز بر ما تسلیت بگو ...چرا که دردمندی مردم مظلوم و ستمدیده اما سربلند ما، تنها به یاد صبوری و دردمندی تو تسلی می یابد.
یا علی ...ای کاش چاهی به ژرفای تاریخ می یافتیم و فریادهای دادخواهانه مان را در آن بر میکشیدیم و اندکی آرام می گرفتیم...
ای علی
فرق ما نیز به جور و بیداد شکافته است و دادخواهی نمی یابیم.
این شب ها شب قدر ماست.
صالحان: در بند ... خانواده های آزادگان در بند : خائف و نا ایمن ... دلسوزان و ناصحان : مهجور و عرصه ملک: جولانگاه بی خردی و کوته نظری است.
صدای قهقهه شیطان بلند است و ایام به کام اوست که توانسته بر گوش ها و چشم ها و قلوب حاکمان، چنان مهر سنگینی بزند که از شنیدن صدای ناصحان و دیدن فرجام خویش و درک شتاب سقوط خویش عاجز شده اند.
یا علی به ما تسلیت بگو ... زیرا فقط تویی که می دانی جفا دیدن چیست و صبر بر آن چه توانی می خواهد.
اگر کسی راضی نیست از اینکه سبع السماوات ،به منظومه ی شمسی ربط دارد ،باید یک تئوری بیاورد یعنی یک نفر باید یک تعبیری برای سبع السماوات بیاورد و باهمه ی آیه ها ،بگه که جورند نشان بدهد که مطابقت دارند (فکر می کنم ،هیچ آیه ای نیست که مخالف ِ این چیزی باشه که من می گم)
در مورد صلاة و تسبیح یه خورده صحبت کنم ...یه خورده معنوی تر.این بحث ها - بحث های مربوط به سبع السماوات - در فهمیدن قرآن ،خیلی مؤثر نیستند.
در شروع این بحثی که در مورد تسبیح و صلاة می خواهم صحبت کنم ،که واژه های معنوی تری هستند ،از فیلمی که خیلی علاقه دارم ،می خواهم ...
|
روان شناسي كهن الگويي انسان امروز نويسنده: رابرت جانسون |
|
فهرست • فرهنگ اصطلاحات • پيش گفتار • پادشاه ماهيگير • مراحل تكامل • ابله درون • پارسيفال • شواليه ي قرمز • گورناموند • سپيد گل • پاكدامني |
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: رابرت جانسون
مترجم: فریدون معتمدی
....................
ناشر: بافكر
سال انتشار: 1388
....................
مروری بر كتاب :
«زن درون» شرح و تفسیر اسطوره یونانی اروس و سایكی(عشق و روح) است. دكتر رابرت جانسون اسطوره جاودانگی روح پس از رسیدن به عشق را با توجه به نماد شناسی یونگ تحلیل می كند و از این منظر راه تعالی زن درون(سایكی) و در نهایت یك پارچه شدن شخصیت انسان را شرح می دهد.
سطوره ها سرمایه هایی گرانمایه از بینش و فراست روان شناختی هستند. آنها را یك شخص یا فرد شناخته شده ای ننوشته است بلكه زاده نیروی خیال و آزمون و خطاهای همه افراد یك فرهنگ در دوران های مختلفند. اسطوره اروس و سایكی(عشق و روح) یكی از آموزنده ترین فصه هایی است كه درباره سرشت زنانگی یا زن درون وجود دارد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------

|
|
پس از افشاهای اخیر "تجاوزات جنسی" در زندانها ذهن من هم مثل بیشتر ایرانیان سخت درگیر این مسئله شد و میکوشیدم پاسخی برای چرایی این فاجعه بزرگ اخلاقی پیدا کنم. دو سئوال تمام این روزها مرا به خود مشغول میدارد بی آنکه جواب روشن و بی تعصب و قانع کنندهای برای آن بیابم:
۱ـ چرایی این فاجعه
۲ـ سکوت سالیان مقامات در برابر این فاجعه
۱ـ چرایی این فاجعه
نخستین گام ناگزیر مقایسه است. در انقلابها خشونتهای بسیار میشود و آدمها بنابر باورهایشان چنان دیوی از دشمن میسازند که حتی از شکنجه و زجر و کشتن آنان پروایی ندارند. اما سئوال آن است که چرا در انقلاب شوروی با تمام خشونتهایش و دادگاههای نمایشی استالین و کشتن ۹۶ نفر از ۱۳۵ نفر کمیته مرکزی حزب توسط استالین و آن شکنجههای وحشتناک جسمی و روحی که سبب میشد انقلابیون بزرگ مورد اتهام در دادگاه فریاد ...


توضیحی بدهم در مورد مشکلی که دفعه ی پیش مطرح شد .آقای مهینی سوال کردند که چرا مثلا هفت سیاره یا هفت کره گفته نمی شود؟چرا هفت آسمان؟
در واقع چیزی که مردم می دانستند و ما الان نمی دانیم به خاطر اینکه شبها آسمان را زیاد نگاه نمی کنیم چون خوب سریال های خیلی جالبی تلویزین پخش میکنه و در واقع ،آدم حیف ِ که آسمون رو نگاه کنه قدیمها اینطور بود که مردم همه ،چیزی را می دانستند.
چیزی که توی آسمان می دیدند و برایشان جالب بود و برای ما شاید دیگر ،خیلی جالب نیست ،این بود که یک سری اجرام ِ آسمانی بودند ؛که آنها ترتیبشان را خیلی خوب درک می کردند .اینکه پایینترین از همه شان ماه است که از همه شان به ما نزدیکتر است بعد به ترتیب عطارد ،زهره خورشید ،یا برعکس زهره ،عطارد ،خورشید ،مریخ ،بعد مثلا فرض کنید ...
دستگيري من غافگيرانه بود، سحرگاه يك روز كسالت بار در ماه رمضان كه همراه با يورش گروهي از مردان اداره اماكن شد. مرد سيه چرده اي كه كفش هاي چرمي سياهش را لاي در گذاشته بود تا در را به رويشان نبندم كاغذي را نشانم داد كه آرم ترازو داشت*. بسختي توانستم حكم بازداشت از دادسراي فرودگاه را به امضاي قاضي ظفرقندي تشخيص دهم، او از آدم هاي قاضي مرتضوي بود. فقط در ذهنم چرخيد كه اين مامواران همان نيرويي هايي هستند كه گروهي از وبلاگ نويسان را تحت طرحي به نام خانه عنكبوبت **بازداشت كرده اند.
شوكي كه از حمله ماموران به من دست داده بود در طول مدتي كه خانه ام را زير رو مي كردند و از سي دي و دستگاه ماهواره و كامپيوترگرفته تا مدارك و دست نوشته هايم ...


آدمهای پیرو والد و سنت این حس را دارند که اگر چیزی را به آنها نگفته اند اصلاً وجود ندارد و آدمهای بزرگی هم قبل از من بوده اند و به این موضوعات فکر کرده و هیچ نتیجه¬ای نگرفته¬اند، بنابراین فکر کردن من هم فایده¬ای ندارد. و اگر چیزی در مورد حقیقت وجود داشت حتماً به من گفته بودند. آدمهای پیرو والد رابطه بسیار خوبی با گوش دارند تا با مغز و تفکر.
والد خیلی شبیه حافظه کامپیوتر است که چیزهایی در آن کپی می¬شوند و بررسی هم نخواهند شد. یکی از ویژگیهای جالب والد این است که ممکن است چند عقیده متضاد از طریق آن وارد ذهن آدمی شود و تا آخر عمر هم بررسی نشوند و در کنار هم بدون هیچ مشکلی باقی بمانند. به عنوان مثال یک آدم خیلی مذهبی ممکن است اعتقاد بسیار زیادی به علم داشته باشد که در جلسات قبل سعی نشان دادیم علم در حال حاضر دارای مایه های الحادی زیادی است. یونگ در این زمینه اصطلاحی به نام روانشناسی حجره ای دارد به این معنا که بعضی از آدمها در روان خودشان دارای چند حجره هستند که در هر لحظه در یکی از آنها زندگی می کنند. چنین آدمهایی ...

پوپوليسم(populism)یا «مردم انگیخته گی»؛ در مقوله آموزه های سیاسی وآنگونه که «هربرت شیلر» تشريح می کند بر این فرض اولیه استوار است که عامه مردم؛ افرادی ناآگاه، منفعل و فاقد قدرت تشخیص اند، از سوي ديگر وجه مشخصه يك پوپوليست ميل به« ديده شدن» براي آناني است كه بیشتر مجذوب «جذابیت بصری مبتنی بر احساسات » هستند تا «تحلیل ذهنی» به عبارت دیگر مردم انگیخته گی ارایه تصاویر خوب برای آنانی است که «خوب نمي بينند » .
در علوم سیاسی اصولا يك پوپوليست بيش از آنكه به انتشار افكار خويش يا ارايه ابعاد راهبردي خويش در زمينه سياست و نظاير آن بيانديشد، تمايل دارد كه چهره وي با تحریک احساسات درونی وبه شكل نمايشي در برابر توده هاي عظيمي از مردم به نمايش در آيد و همين مسايل کافی است تا مقوله رسانه – آنگاه که در اختیارقدرت و معتقدان به باوری پوپولیستی قرار می گیرد به ابزاری قدرتمند برای گسترش موقتی ! این باور در آید اما باید دانست که علاوه بر انگیزه های سیاسی ،وجهه ای تجاري و سودجویانه نیز وجود دارد كه شايد چندان هم سياسي نباشد و در اینجاست که .....
تسبيح و نان و پنير معجوني معجزه گر براي مردمي كه هم گرايش قوي مذهبي دارند و هم از تورم و فقر رنج مي برند

نسان در درونش نیروهای متخاصمی دارد.
قاطع حرف زدن از ویژگیهای والده.
تکه کلامهای والد: مگه بهت نگفتم، ...
تکه کلامهای بالغ: فکر کنم، احتمالا، ...
تکه کلامهای کودک: به من چه، ...
کسی که تحت تاثیر بالغه، به آگاهی خیلی اهمیت میدهد...

من هیچ وقت در خواب هم نمی دیدم که سر از زندان اوین در باورم . در طول زندگی 40 ساله ام کارم به پاسگاه و دادگاه نکشیده بود چه برسد به اوین ، ولی ناگهان خودم را در زندان اوین دیدم که از شنیدن اسمش هم وحشت داشتم . الان که این ها را می نویسم خوشحالم که بالاخره اوین را دیدم و پیش فک و فامیل سربلند شدم . بعد از آزادی فامیل وهمسایه آن قدر به من احترام می گذارند که خجالت می کشم . من کاری نکرده بودم که شایسته این همه احترام باشم . اتفاقی سر از اوین در آورده بودم لی آن جا جوانانی را دیدم که شایسته ستایش ...

نکته دیگر این است که آدم بالغ از داشتن عقایدی مخالف عقاید عمومی جمع، نمی¬ترسد. در اجتماع عقاید غلط بسیار زیادی وجود دارد، مثلاً الان عقیده¬ای بین همه مسلمانها وجود دارد که پیامبر به جز قرآن معجزات دیگری هم داشته است. در مورد نادرستی این عقیده قبلاً به اندازه کافی دلیل ارائه شده است مسلمانان تنها به علت فشارهای وارده از طرف پیروان سایر ادیان مجبور به چنین کاری شده¬اند و در خود قرآن هیچ جایی به نظر نمی¬رسد که معجزه¬ای به جز قرآن اتفاق افتاده باشد. آیه شق¬القمر هم در مورد قیامت و اوصاف آن است. یکی از ویژگیهای قرآن این است که معمولاً در مورد قیامت از فعلهای زمان گذشته استفاده می¬کنند: « واقتربت الساعه و انشقت القمر» مانند « فاذا خسف القمر... ».
سید قطب در کتاب تفسیر فنی در این مورد صحبت کرده و این را نوعی تصویر سازی برای درک احوالات قیامت می¬داند. درست مانند این که اتفاق افتاده و جلوی چشم ...

در این جلسه به ادامه مبحث والد- بالغ- کودک می پردازیم. به طور کلی همه ما در ابتدای زندگی دارای جنبه های بالغ نیستیم و در طول دوران حیات، بالغ آرام آرام شروع به رشد می کند. در تمام طول این مدت همواره والد فعال بوده و به طور یقین هیچ آدمی یافت نمی شود که دارای والد نباشد. همه ما دارای عقاید بازبینی نشدهای هستیم که از والدمان به دست آمده است و اصولاً احساس وجود چنین عقایدی نباید انسان را دچار نگرانی زیادی کند. علاوه بر این دانستن این نکته نیز مفید است که به راحتی هم نمی توان از دست جنبه های والد رها شد اما اینکه چه مقداری تحت تأثیر ...

پروفسور پزشکیان با همیاری همسرش از ضربالمثلها، داستانهایی مناسبِ درمان بیمارانش نگاشته که در کتاب "بازرگان و طوطی" به چاپ رسیده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.
وی همچنین با نگاهی جهانشمول به فرهنگ مینگرد و به زیبایی نکات مثبت و منفی فرهنگهای شرق و غرب را ارزیابی میکند و فرهنگ نویی از آن میآفریند و همین فرهنگ نوی چالشگر و خواندن اشعار و داستانها را دستمایهی درمان خود قرار میدهد.
در رابطه با تجاوزهای گستردهی جنسی در زندانهای ایران و راههای درمان تجاوزشدگان با وی به گفتگو نشستیم.
رژیم جمهوری اسلامی در ماههای اخیر عریانتر از هر زمانی به سرکوب مخالفان خود میپردازد. یکی از شیوهی های سرکوب زندانبانان، تجاوز جنسی به زندانیان ...


انسان در درونش نیروهای متخاصمی دارد.
فرآیندی که باعث رشد انسان میشود اینه که آدم یک وحدتی در درونش ایجاد شود.
احساسات درون ما یه جورایی تصویر میشود بر جهان خارج؛ دنیا رو اینطوری میبینیم.
کسانی که تکامل پیدا نکردند و درونشون خیلی شلوغه، بیرون ...

جامعه علمی مثل همه سنتهای دارای ایدئولوژی میباشد.
چیزی که علم نگفته اگر یک نفر بگوید، به عنوان خرافه گرفته میشود !!!
علم نتایج زیادی به بار آورده، ولی این همزمان با سرکوبی همه شاخههای دیگهای هست که میتواند وجود داشته باشد.
بدن یه مکانیزمی داره و خوب و بد خودش رو درک میکند. اینطوری در قدیم دارو کشف میکردند.

در این جلسه بیشتر نظرات فایرابند گفته میشود.
علم تبدیل به سنت حال حاضر دنیا شده است.
روشی به نام روش علمی وجود ندارد.
اینکه علم حقایقی رو کشف کرده و میکند، افسانه است.
(کتاب : علم چیست؟ نوشته چالمرز)
در دنیایی که ما علمی میدونیم، هیچ روش مشخصی وجود ندارد که ...

داریوش برادری روانشناس/ روان درمانگر
روانکاوی به ما یاد میدهد که هر عملی و هر تمنایی برای دستیابی به عشق و تمنای « دیگری یا غیر» است. خواه این دیگری «معشوق یا رقیب» باشد که در روانکاوی به آن «دیگری کوچک» میگویند، خواه این دیگری « قانون، مذهب، فرهنگ» و غیره باشد که در روانکاوی به آن « دیگری بزرگ، غیر بزرگ» میگویند. تمنای فرد، تمنای دیگری یا غیر است. با این شناخت و نگرش، روانکاوی به ما یاد میدهد که چگونه هر انسان مرتب در ارتباط با دیگران است، به دیگران نیاز دارد و بر بستر یک فرهنگ یا دیسکورس عمل و رفتار میکند.
برای مثال وقتی ما یک رفتار و یا احساس خویش را ندامت یا تحسین میکنیم، این کار را بر اساس تمنا و نگاه «دیگری درون» خویش انجام میدهیم که به عنوان «ایدهآل شخصی» یا «اخلاق شخصی» در روان ما حضور دارد و خواستها قضاوتهای ما، خواستها و قضاوتهای اوست. همانطور که وقتی ما رفتار یا اعمال «دیگران» را، چه از معشوق یا رقیب، چه از فرهنگ ...
------------------------------------------------------------------------------------------
دنباله :
چهار قرن بعد از گالیله، سعید حجاریان هم در دادگاه اعتراف کرد که تمام آنچه از علوم انسانی خوانده و یا درباره استقرار سلطانیزم در ایران گفته، باطل و بیهوده بوده و اساسا باید بساط چنین افکاری را از دانشگاهها جمع کرد. برای اینکه روشن شود این جانباز را که حالا درد اسیری را نیز باید تحمل کند، دقیقا از چه چیزی توبه دادهاند، «موج سبز آزادی» چند متن از او یا دربارهی موضوع مورد بحث او را منتشر میکند و علاقهمندان را به تأمل در این بحث فرا میخواند؛ تا تاریخ قضاوت کند که سلطان راست میگفت یا حجاریان.
مقاله سعید حجاریان با موضوع «ساخت اقتدار سلطانی» که سالها قبل در مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی منتشر شد:
«ساخت اقتدار سلطانی، آسیبپذیریها، بدیلها»
مقاله دیگری از دکتر حجاریان:
«مشروطیت، سلطانیزم و مشروعیت»
گفتوگوی فصلنامه مدرسه با حجاریان:
«تقدم دولتسازی بر ملتسازی در ایران»
پاسخ عبدالله شهبازی به گفتوگوی حجاریان با فصلنامه مدرسه، که از معدود نقدهای قابل تامل درباره این نظریه بود و البته در شماره بعد «مدرسه» جوابی دیگر از حجاریان دریافت کرد:
«فراروایتهای جادویی در اندیشه آقای حجاریان»
مقالهای از دکتر همایون کاتوزیان که نشان میدهد حجاریان تنها طرفدار نظریه سلطانیزم در ایران نیست و حتی اگر او توبه کند، نظریه باقی میماند:
«رژیمهای سلطانی: مورد رژیم پهلوی در ایران»

نداشته است. سؤال اين است كه مثلاً تكنولوژي تحت نظام كاپيتاليسم پيشرفته است. مردم مثلاً يك گروهي از تحت نظام كاپيتاليسمي به دست آوردند. فرهنگ پيشرفته سؤال اين است كه الان كاپيتاليسم را برداريم مثلاً جايش سوسياليست بگداريم اينها خراب مي شوند. اين كه از نظر تاريخي كاپيتاليسم انگار يك رسالتي را به عهده گرفت از يك دنياي تيره و تاري از نظر اقتصادي يك پيشرفتهايي را بوجود آورد. مثلاً بهداشت عمومي بوجود آورد اين خيلي نكته مهمي است. اين كه اينها ذات ... مثلاً اگر كاپيتاليسم را برداريم اينها از بين مي رود مثلاً پيشرفت نمي كند. كاپيتاليسم ايرادش اين است. تمام درواقع تكنولوژي، كسي من مخالف با پيشرفت بيشتر تكنولوژي نيستم. كاپيتاليسم موضوعش اين است كه تكنولوژي و تمام كارهايي كه در دنيا اتفاق مي افتد از يك معيار احمقانه اي عبور مي كند. نه از اين كه شما بنشينيد و بگوئيد كه من الان مي خواهم مثلاً آينده را سعي كنم. ببينيم چه چيزهايي ممكن است انجام بدهيم. الان من فكر مي كنم كه بيشتر روي روانشناسي ...

قرآن چه کتابیه؟ چه انتظاراتی باید ازش داشته باشیم؟ و جایگاه قرآن توی دین کجاست؟
آدم هایی که کاملا مذهبی هستند و قرآن می خوانند به نظرشون نمی آید این کتاب، خیلی معجزه آسا باشد و روی ایمانشون تاثیر بگذارد.
تمام رسالات انبیاء و وحی در جهت این بوده که در آخر کتابی مدون (الهی) به دست انسان برسد.

چرا رسالت ختم شده است ؟
کتاب بودن معجزه خیلی موضوعیت داره با خاتمیت
.jpg)
«عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل» پروردگارم در بین راه هدایتم کند. بعد میبینید که این اتفاق میافتد شما هزار تا چیز کلی بگویید که آقا امیدوار باشید مثلا به خداوند میدانم امید داشته باشید .... این حسی که این آدم واقعا یک موجود واقعی یک انسان در یک شرایط خیلی خاصی قرار گرفته و شما این را میبینید در وجودش که یک همچین امیدی دارد بدون هیچ چیزی راه میافتد و انتظارش این است که حتی در بین راه به جایی نرسیده یک راهی برایش باز بشود یک هدایتی بهش برسد این یک تاثیری میگذارد که حرفهای کلی نمیگذارد شما کم کم با این شخصیتهای قرآن یک جوری دوست میشوید و اینها را میشناسید که اینها با هم فرق دارند حضرت عیسی با حضرت موسی زمین تا آسمان فرق دارد. حالا بعضیها یک جوری معتقدند که همهی پیغمبرها مثل هم هستند. شما قرآن را میخوانید عیسی برای خودش یک شخصیتی دارد واقعا من فکر میکنم یک نفر قرآن را بخواند یکی از این شخصیتها جذبش میکند مثلا ممکن است که عاشق ابراهیم شود یک جوری سرمشق زندگیاش ابراهیم بشود نه عیسی نه موسی نه پیغمبر خدا. اینکه ...

صدایی از طرف جمع فلسفهی اسلامی دکارتی است؟
آره دیگر یونانی است در کل فلسفهی اسلامی حداقل سه بخش کاملا مجزا دارد یک بخشش که مربوط به سهروردی است نزدیک به عرفان و ذوقی است سهروردی داستان نوشته است سهروردی لحن صحبتش با لحن ابنسینا و ارسطو تفاوت اساسی دارد
صدایی از طرف جمع اشارهای به اشراق
ملاصدرا هم یک چیزی بین اینهاست خوب مثلا یک جوری فلسفهی اشراق را ادامهی افلاطون میدانند ابنسینا را ادامهی ارسطو میدانند و ملاصدرا را یک چیزی که بینابین است میدانند. ولی لحن سهروردی خیلی لحن غیر فلسفیای است همین که شما میبینید که کتاب رسما داستان دارد
صدایی از طرف جمع که ملاصدرا هم دکارتی است سعی میکند از مفاهیمی حرف بزند استدلال کند
بله
صدایی از همان فرد اول که baseهایی که برای خودش ...

ای دوستم
ای محبوبم
ای کسی که هنوز قلبم در گرو مهر توست
سلام خالصانه مرآ بپذیر.
سالگرد تولدت مرا به یاد روزی انداخت که دست در دست هم به فرهنگ سرای نیاوران رفتیم.
و در پاتوق های خلوت رازهای درونی خود را بازگو میکردیم
دلم به یاد آن روها می طپد.
و با اینکه اکنون پشت میز کار نشسته ام و دیگران مشغول کار و فعالیتند
روح من در پرواز است
وجود دیگران و سخنانشان را احساس نمیکنم ....
فقط با تو سخن میگویم و در همان فضاها
زیر همان آسمان ها
توی همان خیابان ها زندگی میکنم.
ایمیل های قدیم تو را که از کانادا مینوشتی
همه را حفظ کرده ام و از هر کسی که توانسته ام سراغ تو را گرفته ام
و همیشه درود و دعای قلبی خود را غائبانه تقدیم وجودت کرده ام.
ای محبوبم
تو را در آغوش می فشرم و در عالم تخیل لذت میبرم
لذتی روحانی و معنوی که قابل بیان نیست
و با این احساس شدید گذشته را زنده میکنم و در آن شور و صفا سیر میکنم و لذت می برم.
آن راز و نیاز درونی
آن داد و ستد های عمیق چه زیبا بود
راستی که غربیان از این نوع داد و ستد ها بی بهره اند
و هیچ گاه شدت علاقه و احساس به این درجه در آنجا وجود ندارد.
به همین علت به نظر من در عین توانگری
فقیر و بی نوایند
تنهایی و جدایی و امراض روحی و کثرت خودکشی ...
به مقدار زیاد معلول همین فقر محبت و داد و ستد عمیق است.
البته این حالات برای من کم دست میدهد
ولی هر وقت دست می دهد احساس لذتی عمیق میکنم
گویی در آسمانها به پرواز در آمده ام
گویی خورشید در دستم قرار گرفته
و به قول حافظ پای بر فرق فرقدان گذاشته ام.
گویی به خدا رسیده ام و در آن محو شده ام
در این حالات می سوزم
شعله ای از ذرات وجودم سرچشمه میگیرد
و مثل موج همه بدنم را فرا میگیرد
و چون جسم محدودم قادر به تحمل آن نیست از بدنم خارج میشود
و به آسمان ها میرود
و گرمای روحم و حیاتم نیز به دنبال همان شعله ها به آسمان میروند
وجودم جز شعله و لذت چیزی نیست.
می خواهم برای ابد در این حالت بمانم
متاسفانه عملی نیست
به خود می آیم
اشک چشمانم را فرا گرفته و بدنم سرد و بی حس شده است ...
این حالت و این احساس
در مجالست تو و حتی هنگام نامه نگاری برای تو به من زیاد دست داده است
و این خود غنیمتی بزرگ است.
دوست داشتن و محبت ورزیدن حالتی است مهم و زیبا
ولی هر چیزی نمی تواند محبوب و معبود باشد
محبوب باید آنقدر بزرگ و دوست داشتنی باشد
که شایسته آن عشق و محبت گردد ...
اگر محبوبی وجود نمی داشت عاشقی به وجود نمی آمد
و این راز و نیازها
خلسه ها و احساسات
و این دنیای عشق از بین می رفت.
من خدا را شکر می کنم که چون تو محبوبی دارم
که قلبم و روحم در هوای محبتشان می سوزد
و حیات مرا زنده نگاه می دارد.
محبوبم سخن کوتاه کنم زیرا دانه عشق و محبت را پایانی نیست
سخن و قلم توان بیان آن را ندارد
و برای آخرین سطر خدا را شاکرم برای این روز
که تو را به امانت پیش ما سپرد.
در اینجا نمی شود همیشه در این حال و هوا سیر کرد
زیرا ما محکوم به گذر از این عالم مادی و خاک هستیم
شاید در آنجا
پیش امانتدار همیشگی
همیشه در همین حال و هوا با تو بمانم !

یک بار از چشم من, جادوی چشما تو, نگاه کن !

سوم مضان.
به دلیل اینکه حرفهای بدی میزده از نظر یونانیها، یعنی فرهنگ غالب یونانی مخالف با اینجور بحث کردنها بوده است و بعدا در حدی که میرسیم به ارسطو آکادمی تشکیل میشود ارسطو میآید خیلی در یونان به نظر میآید که این نوع بحث کردن پا میگیرد ولی این معنیاش این نیست که فرهنگ یونانی فرهنگی است که ما در کتابهایش میبینیم ولی این به هرحال یک چیزی است که در مکتوبات یونانی کاملا جا میافتد فلسفه به عنوان یک افتخار در فرهنگ یونانی مطرح است اروپاییان هم به هرحال خودشان را برمیگردانند به اینجا در اروپا دکارت یک نقطهی عطف خاصی است الان مثلا میگویند نوع بحث دکارتی است برمیگردانند به اینکه دکارت اینجور بحث کردن را شروع کرد یک فرض اساسی در فلسفهی دکارت است آن هم این است که انسان در واقع به اصطلاح آنها یک ذهن شناسنده است و قرار است به اصطلاح یک subject است و قرار است یک object را بشناسد یک چیزی در بیرون هست شی وجود دارد یک شی بیرونی هست یک ذهن وجود دارد و ....

دوم رمضان.
یک آدم هزار سال پیش واقعا به راحتی میفهمید که منظور این آیهها چیه و هیچ مشکلی نداشت در اینکه شباهت زمین با فرش چی است و شباهت زمین با سفره چیه ولی ما یک چیزی در ذهنمان است و ممکن است که اینها را بخوانیم و چیزهای دیگری بفهمیم مثلا آقای طالقانی خیلی تاکید دارد که این آیهای که ... من وافعا نمیخوام بگم این حرف درست است یا غلط است، من میخواهم بگویم که یک سوال جدیدی در ذهنمان است که اینجوری داریم به این آیه نگاه میکنیم فکر نمیکنم که هزار سال پیش اینجوری نگاه میکردند اینکه در مورد زمین فعل یا صفت «دهاق» بکار برده شده مثلا آقای طالقانی میگوید که اینکه «والارض ذالک دهاقا» یعنی زمین را بعد از این غلطاندیم معنی ندارد که یک چیز مسطح را غلطانده بشود بنابراین یک اشارهای اینجا به کروی بودن ....