تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 

پروکرستيس1 دیوی بود که در گردنه­ای بر سر راه، مهمانخانه­ای داشت. او نيمه شب بر بالين مهمان نگون بخت حاضر می­شد که از دو حال خارج نبود:

یا مهمان خفته، بلند قدتر از تخت بود که در این صورت با اره اضافه­ی پاهای او را می­برید و یا کوتاه­تر بود، که در این صورت او را از دو طرف آن قدر می­کشيد تا به اندازه­ی تخت در آید!

 

کارل گوستاو یونگ می­نویسد2: تخت پروکرستيس؛ جامعه، و پروکرستيس همان مردم جامعه می­باشند. مردمی که با هنجارها، معيارها، و نهادهای خود همه­ی افراد را قالب می­زنند و به قاعده می­کنند. در این صورت نه آنها که کمابيش در قالب­ها و کليشه­های عمومی جامعه می­گنجند (متوسطين)، بلکه آنها که یا برتر از حداکثرها (نخبه­گان) و یا فروتر از حداقل­های عمومی هستند (عقب ماندگان)، تحت فشار قرار می­گيرند و چه بسا روان­نژند شوند!

 

به این ترتيب هنجار و نهادهای جامعه، به منزله­ی غربالی عمل می­کنند که تنها ميان­مایگان را حفظ می­کند، بقيه در زمره­ی مردودین و مطرودین درمی­آیند، حتی اگر قابليت­های بيشتری داشته باشند!

 

 

 

——-

پ.ن:

1- یکی از شخصیتهای فیلم Big Fish به کارگردانی تیم برتون

 

2- عبور از ازدواج نوشته­ی نیما قاسمی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 11:55 PM  توسط   | 


 

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 9:3 PM  توسط   | 

 

 

 

 

 

فکر می کنم قبلآ به استفاده ها و سوء استفاده های گروه های عصر جدیدی از یونگ و نظریاتش اشاره کرده باشم. این گروه ها سعی می کنند مفاهیم مقدس یعنی مورد قبول خود را با استفاده از چهارچوبی که یونگ در روانشناسی ژرفا به وجود  آورد معنا کنند و گاه این معنا کردن ها فقط یک توجیه است. و این نیست مگر به خاطر تآثیری که نظریات یونگ توانسته بر اذهان فرهیختگان و به تبع اش عوام بگذارد. در باب تآثیر و نفوذ یونگ بر عصر جدید زیاد می توان صحبت کرد. (1) فقط به همین اکتفا می کنم که برایبسیاری از عصر جدیدی ها یونگ پیامبر زمان ماست. پیامبری که در دوران مدرن و با زبانی مدرن سخن می گوید و رسالتی بزرگ بر دوش داشته است! گاه این توجیهات صورت های عجیب و آشکارا تندروانه ای به خود می گیرد. به طوری که با عکس العمل یونگی ها ( پیروان و هواداران علمی یونگ ) رو به رو می شود. آنها سعی می کنند بین یونگ عصر جدیدی شده و یونگ روانشناس و محقق تمایز قائل شوند تا از تمسخر او توسط برخی از اهالی علم – که شتابزده و غیر منصفانه می خواهند با استناد به تصویر ارائه شده از یونگ توسط گروه های عصر جدیدی، مقام علمی او را ...

 




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 7:54 PM  توسط   | 

 

 

 

کارل گوستاو یونگ((Carl Gustav Jung برجسته‌ترین شاگرد فروید((Freud بود. یونگ، مدت 60 سال از زندگی خود را صرف شناخت روان پیچیده انسان و شیوه‌های برطرف کردن مشکلات آن کرد.

  نظریه یونگ را به ویژه به علت تاکیدی که بر ناخودآگاه دارد، می‌توان به عنوان یکی از نظریه‌های مهم روان‌کاوی به شمار آورد. با این وجود این نظریه با نظریه فروید تفاوت‌های چشمگیری دارد. شاید مهمترین آن‌ها از جنبه علمی و فلسفی و به خصوص روان‌شناسی، در این باشد که یونگ در ساخت روان آدمی، برای علیت و غایت اهمیت یکسانی قایل بود؛ در حالی که فروید تنها به جنبه علی انگیزه‌های بشر توجه می‌کرد. یونگ می‌گوید: انسان نه تنها به گذشته، بلکه به آرزوی آینده زنده است.
  نظریه یونگ از جهت دیگری نیز با نظریه دیگران متفاوت است و آن از نظر اهمیتی است که او برای عوامل نژادی و تکاملی در ساخت شخصیت قایل است. یونگ ...
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 11:2 PM  توسط   | 

 

 

 

«نقاب» یا «پرسونا» به معنی ماسکی است که بازیگران یونان باستان به چهره می‌زدند و به این وسیله، نقش‌های متفاوت و گوناگونی از خود به نمایش می‌گذاشتند. این مفهوم را نخستین‌بار «کارل یونگ» روان‌شناس «سوئیسی» مطرح کرد و آن‌را یکی از الگوهای قدیمی بشر قلمداد کرد که سالیان سال برای سازش اجتماعی و پاسخ به نیازهای کهنِ الگویی خود، از آن استفاده می‌کرده است. به باور «یونگ» به‌کارگیری نقاب، یک امر ضروری و گریزناپذیر است و اگر نخواهیم در مناسبات مختلف، به‌درستی آن‌را به‌کار گیریم، در ایفای نقش‌های اجتماعی هم‌چون کار، مدرسه، دانشگاه، محله، رابطه‌های روزمره و... ناتوان می‌شویم که این امر، نتیجه‌های ناخوشایندی ...

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 10:59 PM  توسط   | 

 

(تصویر: یک شمن در آمازون)

درمانگری شمن ها را نمی توان یک جادوی پیش پا افتاده دانست، بلکه باید آن را چیزی معادل  عملکرد یک روانکاو فرویدی به حساب آورد. امروز در حالی که اروپا دیوانگان را به بند می کشد، مردمان بدون نوشتار توانسته اند قدرت درمانگر اسطورها را باز یابند.
برای اکثر ما، روانکاوی یکی از کشفیات انقلابی تمدن قرن بیستمی به حساب می آید و آن را در همان سطحی قرار می دهیم که علم ژنتیک یا نظریه نسبیت را. البته گروهی نیز که بی شک به جای آنکه به آموزه های واقعی روانکاوی توجه کنند، بیشتر  بعد منفی آن را برجسته می کنند، همچنان اصرار دارند  که این علم را یکی از  سلایق عجیب و غریب آدم های مدرن به حساب بیاورند. اما در هر دو مورد، آنچه به باد فراموشی سپرده می شود این است که ...
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 6:2 PM  توسط   | 

 

 

 

نويسنده : محمدامين شريفي*

 

هنگام سفر به دالا ن هزار توي «ماهيت آدمي» هيجان انگيزترين زمان، لحظه هاي مواجهه با عقده هاي دروني انسان است. لحظه هايي که بارقه هاي اميد و نوميدي نسبت به مقام آدمي توامان درخشش مي کنند. در اين لحظه هاست که گيج و منگ به قضاوت کوچکي يا برعکس عظمت و پيچيدگي مفهوم شگرف «انسان» مي نشينيم. سرزمين عقده هاي دروني که ترجمان تنهايي ها و دغدغه ها و التهاب ها و نگراني ها و مخفي کاري هاي همه ماست، قلمرو نابي است براي شناخت ماهيت پيچيده انسان.


تعريف عقده رواني

عقده ها (complex) موضوعات عجيبي که در اعماق وجود انسان قرار گرفته باشند تلقي نمي شوند بلکه مجموعه هاي رفتاري پيوسته حاضري هستند; همانند استعداد موسيقي يا بهتر بگوئيم زبان خارجي آشنايي که در ما وجود دارند و ما جز در يک موقعيت خاص از آنها استفاده نمي کنيم. به بيان ساده تر عقده ها بخش هاي رفتاري اي هستند که به صورت تکه تکه به حيات خود ادامه مي دهند و در «من» آدمي ادغام نشده اند و به صورت گستره پررنگي از «علا يق» خود را نشان مي دهند. ذوق عامه اين واژه را در معنايي نسبتا خاص به کار مي برد و آن به ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 8:36 PM  توسط   | 


برگردان: باقر نصيري


جناب آقاي جيمز جويس
هتل«اليت»


زوريخ
آقاي عزيز


   يوليسس شما چنان مشکل روان‮شناسي مشوش‮کننده‮اي در جهان پديد آورده که از من مکرراً به عنوان مرجعي در روان‮شناسي، در بارة آن نظر خواسته شده.
   يوليسس ثابت کرده که گردويي است به حد نهايت ناشکستني و ذهن مرا نه فقط مجبور به کوشش بسيار بلکه «از ديدگاه يک دانشمند» دچار سرشکستگي بي‮اندازه اي کرده. کتاب شما در مجموع براي من دردسري پايان‮ناپذير شده و سه سال دست‮به‮دست کردم تا بالأخره مؤفق شدم دل به خواندنش دهم. اما، بايد بگويم که من نه فقط عميقاً سپاسگزار خود شما بلکه سپاسگزار اثر عظيم‮تان نيز هستم. زيرا که از آن بسيار آموختم. احتمالاً هرگز مطمئن نخواهم شد ...

 

 

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 5:30 PM  توسط   | 

 


 ماه گذشته پس از مروری بر مصاحبه‌ء ژوزف کمپبل، ورای عکس‌ها و کتاب‌های کارل گوستاو یونگ به مصاحبه‌ای که او با تلویزیون بی‌بی‌سی داشت رسیدم. پیشنهاد می‌کنم آن را از دست ندهید. شادمان از دیدن خود یونگ در حال گفتگو، خبر چاپ کتابی را خواندم . خبری که شاید از اتفاقات جالب دنیای روانکاوی و رؤیا باشد.
«روح من، کجایی؟ آیا صدایم را می‌شنوی؟ دارم با تو حرف می‌زنم، صدایت می‌کنم، آنجایی؟ من بازگشته‌ام، دوباره اینجایم. غبار تمام سرزمین‌ها را از پاهایم زدوده‌ام، و سراغ تو آمده‌ام. با توام. پس از سالها سرگردانی، دوباره به سوی تو آمده‌ام. آیا باید همهء آن چه را که دیده‌ام، تجربه کرده‌ام و یا شنیده‌ام برایت بازگویم؟ تو نمی‌خواهی چیزی دربارهء طنین زندگی و دنیا بشنوی؟ اما تو یک چیز را باید بدانی: "تنها چیزی که آموخته‌ام این است که زندگی را زندگی باید کرد."». کتاب قرمز، بخش نخست، لیبر پریموس.
این جملات از آن کسی نیست جز یونگ در نخستین بخش از «کتاب قرمز» تازه چاپ شده‌اش، با ٢٠٥ صفحه ، در اندازهء ٢٩ سانت در ٣٩ سانت، که ١٦ سال از زندگی خود را در نهان به آن اختصاص داده بوده است. این کتاب سال‌ها بخشی از گنجینهء خانوادگی یونگ شمرده می‌شده و برای آن که از دسترس مشتاقان چاپش دور نگه داشته شود، در صندوقچه‌ای در بانک سوییس از آن نگهداری می‌کرده‌اند. گویا خیلی‌ها از وجود این کتاب قطور آگاهی داشته‌اند و ناشرین بسیاری خواسته بودند تا افتخار چاپ آن را پیدا کنند اما هربار با پاسخ شدید و منفی خانوادهء یونگ روبرو می‌شده‌اند. این که چرا خود یونگ آن را به دست چاپ نسپرده بوده است، گمان‌های زیادی می‌رود که شاید ترس از خراب شدن شهرت علمی‌اش مانع رونمایی این کتاب می‌شده و یا هراس از آن که دیوانه قلمدادش کنند.
 



این کتاب قطور و سنگین با خطاطی زیبای یونگ، پر از نقاشی‌های تمپرا با فیگورهای اسطوره‌ای و شکل‌های گرافیکی وسمبولیک با تاش‌هایی از رنگ‌های قرمز و آبی و سبز و ... و یا ماندالاهای هندوها و بودایی‌هاست که مجموعه‌ای از رؤیاهای اویند. او با استفاده از فرآیند تخیل ِ فعال یا نوعی رؤیاپردازی آگاهانه به گفتگویی درونی با دو شخصیت خیالی(زنی جوان با نام سالومه و مردی پیر با نام الیجاه که در طول داستان به فیله مون تغییر نام می‌دهد) می‌پردازد و در پس آن تلاش می کند تا از ناخودآگاه خود سر دربیاورد. این دو شخصیت را ماری سیاه همراهی می‌کند. یونگ در داستانش به دورانی شبیه قرون وسطی پرت می‌شود و به جستجوی روح گم کرده‌اش می‌پردازد. پس از ماجراهایی پیچیده و آموزنده، با قرارگرفتن روح در سر یونگ، او دوباره آن را می‌یابد. می‌گویند یونگ ٣٩ ساله بوده است که نوشتن این کتاب را آغاز کرده و آن را «رویارویی با ناخودآگاه» می‌نامیده است. کتاب پیچیده‌ای که حتی برای مطالعهء غیر علمی نیز جذاب به نظر می‌رسد. برای آنان که تا چند روز آینده به نمایشگاه کتاب فرانکفورت می‌روند، شاید دیدن این کتاب گران‌قیمت از نزدیک، خالی از لطف نباشد.
پیوست ١: مصاحبهء بی‌بی‌سی با یونگ: بخش نخست، بخش دوم، بخش سوم
پیوست ٢: مصاحبه با ژوزف کمپبل (قدرت اسطوره): بخش نخست، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم، بخش ششم
پیوست ٣: کارل یونگ و جام مقدس ناخودآگاه، نیویورک تایمز، نوشتهء سارا کوربت، ١٦ سپتامبر ٢٠٠٩
پیوست ٤: نمایشگاه کتاب قرمز در نیویورک، موزهء هنر رابین، ٧ اکتبر ٢٠٠٩ تا ٢٥ ژانویه ٢٠١٠
پیوست ٥: کتاب قرمز در آمازون
پیوست ٦: فیلم کوتاهی دربارهء این کتاب در شبکهء آلمانی «زد د اف»
پیوست ٧: بروشور کتاب به زبان آلمانی،
 
 





****************

.

+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 11:38 PM  توسط   | 

 

ده‌های برتر کتاب از نگاه گاردین-1
عرفان مجيب

صفحه‌ي ویژه‌ي "کتابِ" وبسایت گاردین که در ذیل صفحه‌ي فرهنگی وبسایت این جریده قرار می‌گیرد، قسمتی که تا چند ماه دیگر ده ساله خواهد شد را به ده‌های برتر حوزه‌ي کتاب اختصاص داده که در آن نویسندگان مختلف با توجه به حوزه‌ي تخصص یا دغدغه‌های شخصی‌شان، ده کتاب مورد علاقه‌ي خود را بر اساس درونمایه یا موضوعی که در انتخاب آن نیز مختارند معرفی می‌کنند. در این میان گذشته از ده‌ها اثر برتری که بر اساس موضوعات متداول و کلیشه ای مطرح در ادبیات و سایر حوزه‌های علوم انسانی انتخاب شده‌اند، رده بندی‌های خلاقانه، ریز بینانه و بعضا شگفت‌انگیزی یافت می‌شوند که در نوع خویش قابل توجه‌اند. برای نمونه و با نگاهی گذرا به فهرست ده‌های برتر کتاب به عناوین جالبی چون «ده کتاب برتر با محوریت راه آهن»، «ده اثر ادبی منتخب با موضوع دریا»، «ده اثر برتر درباره‌ي شبهای زمستانی»، «ده کتاب برتر با پایانی خوش»، «ده کتاب برتر با حسی قوی نسبت به مکان‌های خاص »، «ده صحنه‌ي داستانی برتر با محوریت قهوه » «ده کتاب برتر سیب زمینی» و غیره برخورد می‌کنیم. اما از میان این فهرست بلند بالا از ده‌های برتر که حال با گذر سالیان تعدادشان از سیصد نیز تجاوز می‌کند، می‌توان چندین و چند مورد را گزین کرد و با اندکی جرح و تعدیل به عنوان لیست‌های خوانشی که به سبب اعتبار گردآورندگان این فهرستها و دقت نظر گردانندگان گاردین از اعتبار ویژه ای نیز برخوردارند، به کتاب‌خوانان فارسی زبان تقدیم نمود. در این مجموعه  کوشش مترجم بر این بوده تا سلایق و اولویت‌های جامعه‌ي ایرانی و همچنین دسترسی به ترجمه‌های فارسی آثار معرفی شده مورد توجه قرار گیرد تا برای خوانندگان حداکثر بهره‌ي ممکن حاصل آید.

 

 


 


ده کتاب یونگینی برتر به انتخاب دیردر بِر :

دیردر بر، بیوگرافی نگار آمریکایی تباری است که بیوگرافی چهره‌های مشهوری چون آنائیس نین نویسنده‌ي کوبایی-اسپانیایی-فرانسوی، سیمون دوبوار و همچنین ساموئل بکت را به رشته‌ي تحریر درآورده و به سبب نگارش زندگی نامه‌ي بکت جایزه‌ي ویژه‌ي نشنال بوک را نیز به خود اختصاص داده است. آخرین بیوگرافی وی زندگی نامه‌ي کارل گوستاو یونگ، متفکر و روان شناس نامی سوئیسی می‌باشد که در سال 2004 به چاپ رسید.

 


1. «خاطرات، رؤيا‌ها، انديشه‌ها » نوشته‌ي کارل گوستاو یونگ

یونگ از این کتاب اغلب به عنوان اتوبیوگرافی خویش یاد می‌کند؛ کتابی که تا سال 1964 یعنی سه سال پس از مرگش به چاپ نرسید اما پس از انتشار اولین شماره‌اش تا به امروز به صورت مداوم زیر چاپ بوده است. توصیفات یونگ از تجربیات "درونی" مهم زندگی اش در این کتاب هر طیفی، از فرویدین‌های آتشین و متعصب تا کسانی که به روانکاوی اعتقادی ندارند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد برای کسانی که به مطالعات یونگ علاقه مند هستند بهترین جا برای شروع همین اثر است.




 


2. انسان مدرن در جستجوی روح نوشته‌ي کارل گوستاو یونگ

عنوان کتاب گویای همه چیز است: مجموعه‌ای از مقالات یونگ درباره‌ي موضوعات مختلف، که از اهداف روان درمانی گرفته تا تفاوتهای تئوری یونگ و فروید و مراحل مختلف زندگی و مکاشفه‌ي معنوی را در خود جای می‌دهد.

 


3. انسان و سمبل‌هایش نوشته‌ي کارل گوستاو یونگ

مجموعه‌ای از مقالات که یکی از آنها به قلم خود یونگ است و بقیه توسط شاگردان زبده‌ي وی در روانشناسی تحلیلی از جمله ماری لوئیز فن فرانتس، جوزف ال. هندرسن، یولانده یاکوبی و آنیه لا یافه نگاشته شده‌اند. این مجموعه مقالات راه‌هایی عملی برای تعبیر خواب دیگران و همچنین روشهای ارائه‌ي تحلیل‌های یونگینی را به خوانندگان عرضه می‌کند.




4. یونگ و یونگینهای پس از وی نوشته‌ي آندرو ساموئلز

ساموئلز که یک استاد و تحلیل‌گر زبده است؛ در واقع یکی از منتقدین و پژوهشگران پیشتاز تئوری‌ها و اندیشه‌های یونگینی محسوب می‌شود و کتاب وی شمایی کلی از روانشناسی تحلیلی روز را منعکس می‌نمایند.




5. یونگین‌ها نوشته‌ي توماس بی. کرش

این کتاب تاریخ و چگونگی پیدایش روانشناسی تحلیلی را به قلم این تحلیل گر یونگین نسل دومی که خود فرزند جیمز و هیلده کرش نامی بود، تشریح می‌کند. توماس کرش در این کتاب تحولات روانشناسی تحلیلی را از لحظه‌ي شکل گیری در زوریخ تا توجهات جهانی ای که امروزه معطوف به آن است را مورد بررسی قرار می‌دهد. خواندن این کتاب برای علاقمندان به روانشناسی تحلیلی از باید‌ها است.




6. درباره‌ي یونگ نوشته‌ي آنتونی استیونس

این کتاب چکیده‌ای است عالی از تحولات شخصی و حرفه‌ای یونگ، که مقدمه‌ي بی‌نظیری از زندگی یونگ و همچنین اطلاعات خوبی از سرچشمه‌ي ایده‌های وی ارائه می‌دهد.




7. یونگ نوشته‌ي آنتونی استور

این کتاب را بایستی به عنوانی مکملی برای کتاب آنتونی استیونس مطالعه کرد چرا که بیشتر به بسط و تشریح تئوری‌های یونگ می‌پردازد که در واقع حلقه‌ي مفقوده‌ي کتاب استیونس است. استور در این کتاب با نثری ساده و روان نظریات یونگ را با وضوح و شفافیت خاصی بیان می‌کند.



8. بصیرت تألیف توماس سینگر

این کتاب مجموعه ای است جنجالی از مقالاتی از سیاستمداران در قدرت، مشاوران سیاسی، اسطوره شناسان و تحلیل‌گران یونگین و پژوهشگران حوزه‌ي فرهنگ معاصر که از حیث تشریح چگونگی تأثیر نظریات یونگ بر گرایش‌های معاصر نسبت به موضوعات مختلف در دنیای امروز حائز اهمیت است.

 

9. کارل گوستاو یونگ سخن می‌گوید: مصاحبه‌ها و مناظرات گردآوری شده توسط ویلیام مک گوئر و آر. اف. سی‌هال

حال که خواندن آثار خود یونگ را به اتمام رسانده‌اید ممکن است بخواهید راجع به نظرات وی و آنچه دیگران راجع به وی و تئوری‌هایش بیان می‌کنند؛ بدانید. این کتاب مجموعه‌ي مهمی از سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های یونگ به علاوه‌ي مقالات درباره‌ي وی و خلاصه ای از خاطرات و مطالب مطبوعاتی دیگران است که حول محور شخصیت یونگ نگاشته شده اند؛ این کتاب در واقع مجموعه ای است که هر صفحه از آن می‌تواند برای علاقه مندان به یونگ خواندنی و وجد آور باشد.




10. کشف ناخودآگاه نوشته‌ي هنری اِلن برگر

حال که به خوبی در دنیای یونگ سیر کردید ممکن است بخواهید درباره‌ي تاریخ روانشناسی تحلیلی از ابتدا تا به امروز بیشتر بدانید. این کتاب از حیث عمق و گستره اثری ارزشمند است و با چنان زبان ساده و روانی نوشته شده است که خواننده را خیلی زود به این فکر وا می‌دارد که اساسا مطالعه‌ي ذهن چگونه وجود آمده، چگونه توسعه یافته و به چه صورت تبدیل به عرصه ای برای تقابل دانشمندانی با چنین نظرات مخالف و متناقضی گشته است.
 
 

 
+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 8:57 PM  توسط   | 

 

 

می توانید فیلم مستندی از یونگ را از اینجا تهیه کنید : فیلم: زندگی و اندیشه های کارل گوستاو یونگ

 

۱۸۷۵ - ۱۹۶۱) روانکاو شهیر سوییسی. خالق نظریه کهن الگوها (یا کهن نمونه ها). روان‌شناس و متفکری که به خاطر فعالیت‌هایش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتش تحت عنوان روان‌شناسی تحلیلی معروف است.کارل گوستاو یونگ

یونگ را در کنار زیگموند فروید از پایه‌گذاران دانشِ نوین روانکاوی قلمداد می‌کنند به تعبیر فریدا فوردهام پژوهشگر آثار یونگ:


 

«هرچه فروید ناگفته گذاشته یونگ تکمیل کرده است.»


 

کارل گوستاو یونگ در ابتدای جوانی مدتی دستیار زیگموند فروید بود، اما خیلی زود راهش را از استاد خود جدا کرد. تأکید فراوان فروید بر اهمیت جنسیت یونگ را چندان خوش نمی‌آمد. او در سال‌های جوانی سخت تحت‌تأثیر عرفان شرق دور خصوصاً آیین بودایی ذن و حکمت کنفوسیوس واقع شده بود به زعم منتقدان تا پایان عمر بینشِ عرفانی خود را حفظ کرد.


 

بسیاری از عقاید یونگ مانند طرح نظریه آنیما و آنیموس سایه، کهن الگو و... هرچند با انتقاداتی از طرف نکته‌بینانِ اهل علم واقع گردید اما در ...

 

 

 




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 8:50 PM  توسط   | 

 

 

 

سمیه شیخ‌زاده


آرکی‌تایپ (‌Arche type) برگرفته از واژه یونانی آرکه تیپوس (Archety pos) است. این واژه در زبان یونانی به معنی مدل یا الگویی بوده است که چیزی را از روی آن می‌ساختند.[1] مترجمان فارسی زبان، معادل‌های مختلی چون: صورت ازلی، کهن الگو، صورت نوعی، نهادینه و سرنمودن را برای این واژه پیشنهاد کرده‌اند.

ارکی‌تایپ در چند حوزه علمی کاربرد دارد و در هر یک از آنها معنای خاصی به خود گرفته است. روان شناسی، مردم شناسی و نقد ادبی از جمله علومی است که اصطلاح آرکی تایپ در آنها کاربرد دارد.
منشأ و ریشه اصطلاح آرکی تایپ یا کهن الگو را در دو نقطه می‌توان جست وجو کرد: یکی مکتب مردم شناسی دانشگاه کمبریج که این مکتب با کتابی به نام «شاخه زرین» که جیمز فریزر – انسان‌شناس اسکاتلندی – آن را در فاصله ...
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 4:13 PM  توسط   | 

 

 

من فمینیست نیستم ولی جواد ومردسالار هم نیستم!،از وقتی یادم میاد اهل فرق گذاشتن ونادیده گرفتن حق و حقوق خانمها نبودم، نمیشه گفت این اثرمحیط خونوادگیمون بود و نمیشه گفت نبود..اینه که فکر میکنم مادرزادی اینجوری بودم!!!

ما دوتا داداش بودیم ویک آبجی که ۱۵سال تفاوت سنی با من داره واز من کوچیکتره،تو خونواده هم تا حدود ۱۵ سالگیم،انگشت شماری دختر همسن و سالم پیدا میشدو به حکم پرشروشوری و هایپراکتیویته!! بودنم که هنوزهم ، هم خودمو آزار میده هم دیگرون! بیشتر تو جمع پسرها بُر میخوردم،شاید اگه  خواهری گیرمون نمیومد اصلاً خیلی از تفاوتهای دختر و پسرهارو نمیفهمیدیم تا موقع زن گرفتمون بشه! با این دیوار جنسیتی که بیرون خونه هم برامون کشیده بودند سعی میکردیم تا پیش نیومده از دخترها فاصله بگیریم ، این بود که بنا به عرف ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 4:9 PM  توسط   | 

 

 

با یونگ و هسه (دایره جادویی)

سرانو، یونگ، هسه (مروری بر آثار و افکار سه نویسنده و اندیشمند)

از هفت‌شهر می‌گذریم و به هفتاد‌شهر می‌رسیم در حالی‌که طی‌‌کردن هفتصد شهر هم جوابگوی کنجکاوی ما برای رسیدن به چشمه‌ی رمزها و رازهای دنیا نخواهد بود.

دنیا آنقدر رمز و راز دارد که نه عارفان و صوفیانی چون فریدالدین عطار نیشابوری با طرح هفت‌وادی، و نه متفکرانی از دنیای قدیم با تصوّر “هفت‌دریا” ، “هفت‌آسمان” ، “هفت‌حلقه‌ی جهنم” ، “هشت‌‌‌قسمت بهشت” و غیره توانسته‌اند به حقیقت دست‌یابند و گوشه‌یی از واقعیت جهان هستی را نشان دهند و نه “یونگ” با رازها و “سمبل‌هایش” و نظریه‌ی “فراروان‌شناسی” (یا پاراسایکولوژی) و با “ناخودآگاه عمومی”اش و نه “هسه” با رمان‌ها و اشعار فیلسوفانه‌‌اش و نه فیلسوفان شرق و غرب با توسل به تز‌های فیلسوفانه موفق شده‌اند به حقیقت کامل یا حتا به گوشه‌ی کوچکی از اسرار خلقت و حقیقت هستی دست‌یابند. بقول حافظ خودمان: “جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه، چون ندیدند حقیقت ره افسانه‌زدند.” در عین حال شنیدن گفته‌های دیگران و درک افکار آنان کم ‌بی‌خاصیّت نیست! و به مصداق”آب دریا را اگر نتوان کشید، هم بقدر تشنگی باید چشید” بیان گوشه‌هائی از افکار بزرگان هم مورد علاقه‌ی بسیاری از دوست‌داران حقیقت خواهد بود و ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 4:4 PM  توسط   | 

 

بنا به عادت ، خلاصه برخي كتاب ها را براي خودم مينويسم . نوشتار زير هم خلاصه اي از كتاب " يونگ ، خدايان و انسان مدرن " نوشته " آنتونيو مورنو " است كه به منظور احترام به ناشر فقط خلاصه دو بخش ابتدايي اما اساسي آن را آورده ام . شايد در آينده خلاصه چند بخش ديگر آن را نيز آوردم . كارل گوستاو يونگ در حوزه روانشناسي اعماق به مسائل و نكات ژرف و جالبي پي برده است و در مسيحيت برخوردهاي جالبي ميان نظرات وي و حوزه دين و يزدانشناسي صورت پذيرفته است . در ايران افراد بسيار معدودي به اين موضوع روز و نياز امروز توجه كرده اند . نوشتار زير بيان ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 5:58 PM  توسط   | 

 
  • یونگ

کار سیاست = پیوند زدن عقلانیت های فردی و آزاد با روح قومی و جمعی + ایجاد تعادل بین آنها به نحوی که هیچ یک ذائل نشوند.

نحوه ی تولد انسان آزاد و مستقل از جمع در دیدگاه یونگ برای من غریب است.نمیدانم اینکه احساس فردیت در انسان با احساس گناه ناشی از بریدن از جمع همراه است به معنای تاکید یونگ بر فردیت انسانی بوده یا رد آن.

رها شدن انسان از قالبهای جمعی در نظر من اتفاقی نیکوست . اما چرا باید سنت ها و نمادهایی که حاصل اندیشه خود اوست سایه وار او را تعقیب کنند و یا بر او سلطه یابند؟

این موضوع که انسان باید با سنت ها ی خود تعامل داشته باشد قابل قبول است اما گمان میکنم سنتها  وقتی میتوانند همچون هیولایی  بر انسان مسلط شوند که از جانب برخی از افراد مورد سوءاستفاده قرار بگیرند.

 

  • لاکان

سیاست به انسان حس بازگشت میدهد ولی فقدان و شکست به همراه دارد.

سیاست یکی از عناصر چرخه ایست که دائما" در زندگی انسان گردش دارد.

سیاستی که لاکان معرفی میکند بیشتر از آنکه سامان دهنده ی نظم اجتماعی باشد و در خدمت افراد جامعه ،کاریزما پرور است.

سیاست در اینجا ابزاری است در دست افرادی که با نقطه ضعف انسانها به خوبی آشنا هستند.

ایدئولوگ تلاش میکند با فرا خواندن انسانهای سرکوب شده یک هیجان عمومی به نفع خود ایجاد کند و هدایت مردم را به دست بگیرد. و این اتفاق همواره تکرار میگردد.

سیاست در نگاه لاکان هویت مستقلی ندارد بلکه ابزاری است برای رسیدن به یک قله آرمانی که البته در دنیای واقعی قابل دست یافتن نیست . پس فقط غمی بر غمهای انسان می افزاید.

سیاست لاکان برای کسانی مفید است که طریقه ی جادو کردن مردم را بلدند.( سیاست فریب )

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 8:10 PM  توسط   | 

 


 


 


زئوس پسر کرونوس و رئاست پدرش نوزادانش را مي بلعيد تا بر عليه او شورش نکنند،  مادرش او را نجات داد و به گوريبانت ها ، کوريت ها و ماده بزي به نام آمالته سپرد. پس از آنکه زئوس به سن رشد رسيد، با همکاري متيس (خداي خرد) معجموني ساخت وکرونوس را ودار به نوشيدن آن کرد و پدر را وا داشت تا تمام برادران و خواهرانش را که بلعيده بود (پوزيدون–هادس– هستيا–ديميتر-هرا ) دوباره به جهان باز گرداند سپس سيکلوپ ها و هکاتونشير ها را آزاد کرد و با شکست ژئانها که سر به شورش برداشته بودند در جنگي هولناک به جاي کرونوس قدرت ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 6:0 PM  توسط   | 

 

زن بودن : «به زنانگی خود تحقق بخشید و عشق را بیابید»

نویسنده: تونی گرنت

مترجم: فروزان گنجی‌زاده

ناشر: نشر ورجاوند

مقدمه:

كتاب زن بودن بیان چگونگی دور شدن زنان جوامع صنعتی و مدرن معاصر از سرشت و فطرت طبیعی خود است. تونی گرنت نویسنده كتاب با تأكيد بر نقش ابزاري زن در جوامع سرمايه‌داري كلان، ضمن انتقاد از شعارهای جنبش فمنیستی و انقلاب جنسی پیامد و تأثیر آن را بر روح و روان زن و انحطاط خانواده نشان می‌دهد. نویسنده چهارگونه شخصيت در جهان معاصر را براي زن تصوير مي‌كند؛ زن مادونا، آمازون، مادر و معشوقه و سپس به بررسی دقیق هریك از این ابعاد می‌پردازد او معتقد است زن امروزی به صورت یك زن آمازون درآمده كه از طبیعت ملایم و لطیف خود دور افتاده است و اكنون نیازمند است تا زنانگی گم شده‌اش به ویژه جنبه‌های مادر، مادونا و معشوقه شخصیتش ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 11:24 PM  توسط   | 

 

روان شناسي كهن الگويي انسان امروز

نويسنده: رابرت جانسون
مترجم: تورج رضا بني صدر
ناشر: فرگان

رنج عظيم انسان امروزي، از خود بيگانگي و بي معنايي او در زندگي، ناشي از شكاف عميقي در روان اوست، كه مصرانه خواستار يكپارچگي و رسيدن به تماميت است؛ شكافي بين دو نيمه ي وجود انسان: نيمه ي زنانه و نيمه ي مردانه ي وجود، كه تا اين شكاف بسته نشود و وحدت در روان انسان شكل نگيرد، رنج ناشي از آن، زندگي انسان را به تباهي مي كشد.

اين جاست كه حماسه ي طلب و اسطوره ي جام مقدس همچون طريقي براي پاسخ گويي به آن شكل مي گيرد.

كتاب حاضر منزل هاي اين طريق را مي نماياند و راهي نشان مي دهد كه نه فقط مرد امروزي، كه زن امروزي نيز براي نيل به سرور و شادماني واقعي و رسيدن به تماميت بايد از آن آگاه باشد.

 


فهرست
• فرهنگ اصطلاحات
• پيش گفتار
• پادشاه ماهيگير
• مراحل تكامل
• ابله درون
• پارسيفال
• شواليه ي قرمز
• گورناموند
• سپيد گل
• پاكدامني

 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

زن درون


 

نویسنده: رابرت جانسون
مترجم: فریدون معتمدی

....................
ناشر: بافكر
سال انتشار: 1388


....................
مروری بر كتاب :
«زن درون» شرح و تفسیر اسطوره یونانی اروس و سایكی(عشق و روح) است. دكتر رابرت جانسون اسطوره جاودانگی روح پس از رسیدن به عشق را با توجه به نماد شناسی یونگ تحلیل می كند و از این منظر راه تعالی زن درون(سایكی) و در نهایت یك پارچه شدن شخصیت انسان را شرح می دهد.
سطوره ها سرمایه هایی گرانمایه از بینش و فراست روان شناختی هستند. آنها را یك شخص یا فرد شناخته شده ای ننوشته است بلكه زاده نیروی خیال و آزمون و خطاهای همه افراد یك فرهنگ در دوران های مختلفند. اسطوره اروس و سایكی(عشق و روح) یكی از آموزنده ترین فصه هایی است كه درباره سرشت زنانگی یا زن درون وجود دارد. 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 6:4 PM  توسط   | 

 

 

 

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت،

اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند،

اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند….

 فقط از فهميدن تو مي ترسند.

                                              “معلم شهید دکتر علی شریعتی"

 

 نوشته : م.ک

وبلاگ :  مثبت من

 

 

تقدیم به همه کسانی که زحمت بهشت رفتنشان را خود به تنهایی به دوش میکشند.

 

 دلمشغولی یونگ حقوق بشر, مصونیت حقوق اساسی انسانی و آزادی فرد بود و این چیزی است که وجود یک دولت "دادگر" به تنهایی آن را تضمین نمیکند بلکه آنچه در این میان نقش بیشتری دارد پختگی, خردمندی و آگاهی تمامی اعضای جامعه است;  فرد بیش از نظام اهمیت دارد. [1]

با توجه به این گفته نزدیکترین شاگرد یونگ همچنان نمیتوان منکر اهمیت لزوم نظام و قانون سخن راند همچنان که خود یونگ میگوید:

نوع بشر در گوهر خود هنوز از نظر روانی در دوران کودکی به سر میبرد  و این مرحله ای است که نمیتوان از روی آن پرید. اکثریت عظیم مردم نیازمند اقتدار, ارشاد و قانون هستند. این حقیقتی است که نمیتوان نادیده گرفت.[2]

ولی در نظام های توتالیتر (تمامیت خواه) که میخواهد در تمام سپهر های زندگی شهروندان نظارت خود را گسترش دهد, فرد یا افرادی که اینگونه نظام را مدیریت و رهبری میکنند خود را به طور کامل با شغل یا عنوان خویش همسان میپندارند در واقع شخصیت خود را به طور غیر عادی گسترش میدهند و به ناحق کیفیاتی را تصاحب میکنند که نه در درون او بلکه در بیرون از وی وجود دارد. (( شعار چنین افرادی این است : دولت (قدرت و قانون) یعنی من )).[2] 

در ایران دولتی عظیم , نفتی , امنیتی , تبلیغاتی و مذهبی به تدبیر امور مردم میپردازد و در تمام سپهرهای زندگی از فعالیتهای اقتصادی گرفته تا نحوه لباس پوشیدن مردم و تا اینکه در مجالس ترحیم اموات مردم چه کسانی صحبت نکنند دخالت میکند. از آن جهت با مشکلات کمتری اصول جهت دهنده به دولت ملی را مخدوش میکنند.
البته این اقدامات آنها هزینه های زیادی تاکنون داشته است یکی از آنها عقب نگه داشتن جامعه ایران از کشورهایی همچون ترکیه و مالزی است. هزینه دیگر آن تریاکی شدن جامعه ایران است بطوری که هم اکنون جامعه ایران تریاکی ترین جوامع جهان است.

 

 در قلمرو سیاست آن دسته از رهبران سیاسی که به واسطه همسان پنداری خود یا مقام خویش شخصیت شان تورم یافته است یا خود را نماینده اراده جمع ( political tyranny ) احساس میکنند دچار نوعی حس اعتماد به نفس , جبروت و خودشیفتگی مفرط هستند که به مرز "خداگونگی" نزدیک میشود.

نقش رهبر و «پدر» بایستی هرچه بیشتر، بنا به ویژگی‌های فرهنگی ایرانی، به نقش یک «سمبل قانون» و حامی رقابت قانونی و بی‌طرف و حامی توجه به خواست مردم تبدیل شود.همانطور که نقش «شورای نگهبان» بایستی هر چه بیشتر در طی زمان به نقش حاشیه‌ای و مشاور رای مردم تبدیل شود و بی‌طرف باشد.

از سوی دیگر احساس آگاهانه ناتوانی در انسانهایی که برای کسب قدرت تقلا نمیکنند اغلب سرپوشی است برای نوعی قدرت طلبی نا آگاهانه و غالبا بیمار گونه که میتواند از طریق همراهی و همسان پنداری خود با یک رهبر قدرتمند و خود بزرگ بین ارضا شود.

کنترل جبارانه ای که این رهبر برقرار می سازد می تواند به تشدید احساس ناتوانی در پیروانش کمک کند و اگر او بتواند این واکنش را به همسان پنداری با خودش و اختیاراتش تبدیل کند در این صورت جباریت مستحکم تر میگردد.

فرد تنها میتواند نگرش خویش را تغییر دهد و بدینوسیله خود را از سقوط ساده دلانه در دام یک کهن الگو (رهبر یا پدر) و ناچار شدن از ایفای نقشی که تا حدودی به زیان انسانیت اوست در امان نگه دارد.[2]

ولی برای اکثریت ما که در جوامع شلوغ شهری و زیر یک نظام تمامیت خواه به زندگی خو گرفته ایم از نظر روانی با مشکلات عدیده بیشتری روبرو هستیم.

به عقیده یونگ  انسان ها در این مراکز بزرگ شهری به دلیل گسستگی از خاک و درگیر شدن در مشاغلی یک بعدی هر گونه سلامت بخشی از جمله غریزه خویشتن پایی (self-perservation) را از دست میدهند.[3]

 و هر چه این جمع افراد بزرگ تر باشد عوامل اخلاقی فردی بیشتر از نظر محو میشوند و هر یک از اعضا خود را از هر گونه مسئولیتی از بابت اقدامات جمع بیشتر مبرا احساس خواهد کرد.

گر چه ممکن است غالبا احساس آگاهانه فرد او را در نظر خودش کما بیش بی ارزش و قربانی نیروهای مهار نشدنی جلوه میدهد ولی در واقع هم اوست که "در درون خود سایه و دشمن خطرناکی را پرورانده است که به دسیسه های شرارت بار هیولای سیاسی یاری پنهان میرساند"[4]

 

بنا بر این انسان امروزی یک انسان تودهای است و توده ها چون بی نام و نشان و نامسئولند و محتویات کهن الگویی شان فعال شده است لزوما در جستجوی یک رهبر بر می آیند و او را هم می یابند. این رهبر نوعی حس راهنمایی و جهت مندی به توده میبخشد و مانند هیتلر میگوید : همه مسئولیت ها به گردن من! [5]

در چنین نظام هایی بحران  سبب بروز واکنش توده ای یا نوعی "ناخوشی روانی همه گیر" به صورت یک جنبش منجی طلب میشود  که سر به فرمان رهبری اقتدار گرا و فرهمند دارد. رهبری که وعده های خوشی در زمینه ایجاد امنیت اقتصادی برابری و خوشبختی در این دنیا یا در دنیای دیگر میدهد.

 در چنین دولت های مطلقه ای که فرد برای نجات یافتن از فقر فزاینده اجتماعی و روانی چشم به آن دوخته است در واقع تلاش در نابود ساختن هر گونه بقایای فردیت ( استقلال ) دارد. و فرد آرام آرام ابتکار و اعتماد به نفس خود را از دست میدهد.

او کم کم تصور میکند که اگر غذا و پوشاکش را به رایگان و در آستانه خانه اش تحویلش دهند یا اگر هر کسی یک خودرو داشته باشد معنای هستی مکشوف خواهد شد.[6]

علت اینگونه عملکرد و ایجاد چنین توقعاتی و هیجانات اینچنینی در توده اینست که از نظر رهبران رشد فرد به سیاست دولت در مرتبه دوم اولویت قرار دارد و در گذر زمان فرد به صورت تابع (function) محض جامعه در میآید در حالی که جامعه خود در احاطه دولت است.

رهبران در نهایت برای به جنبش در آوردن آن تودها ی که با ترفندهای ذکر شده در جامعه تحط سلطه خود ایجاد کرده اند به دروغ و حرف های نیمه راست نیاز دارند و در گام بعد این راه کارها به صورت مهمترین اصول کنش سیاسی آن نظام در می آید.

 ما این تناقضات سنتی و ساختارهای غیر دمکراتیک را، هم در عدم امکان حضور کاندیداهای فراوان و یا استفاده از شیوه‌های سنتی در مناظره‌ها مانند «مظلوم‌نمایی»، افترازنی و غیره شاهد بودیم و همین طرز واکنشهای دولت های تمامی خوا است که در این انتخابات میل هرچه بیشتر امکان وجود یک « تقلب منظم و گسترده» و میل «عبور مهندسی شده» از انتخاب بیست میلیونی خاتمی را در ذهن هر انسان مسئولی ایجاد میکند.

در چنین فضایی فرد عزت نفس خود. شادمانی و علاقه مندی به زندگی . و اراده زیستن را از دست میدهد و هرگز به خود زحمت نمیدهد که بپرسد که چه کسی تاوان بهشت او را می پردازد.[4]

در این نظام کسانی که بر سر کارند به اندازه مردم زیر فرمان خود صرفا واحدهای اجتماعی به شمار میروند. "آنان سخنگویان پر مهارت آموزه رسمی دولت هستند که در بیرون از قلمرو کاری خود افرادی به درد نخور میباشند."[4]

 

 

اینگونه افراد و  که ناتوان و از نظر سیاسی بی اثر شده اند برای ارضای میل قدرت طلبی خود از دولت مطلقه ای پشتیبانی میکنند که در مرحله بعد خود آنها را مرعوب می سازد و برایش مسجل میکند که اصلا هیچ گونه قدرت یا اثر مندی سیاسی نخواهد داشت.

و منشا قدرت هم با دستمایه قرار دادن نیاز انسان به اعتقاد داشتن به چیزی فراتر از خود . کنترل خودش را بر او تقویت میکند. این گونه دولت ها احساسات مذهبی انسانها را به خود جذب میکند البته یونگ بر این نکته پا میفشارد  که "مذهب به معنای احترام از روی وجدان و با کمال توجه به عوامل غیر عقلانی روان و سرنوشت فرد" یا "به عنوان رعایت دقیق و حساب آوردن برخی عوامل نادیدنی و غیر قابل کنترل. یک نگرش غریزی خاص انسان است".[4]

بدینگونه دولت بدون تلاش چندانی همان شور ناسنجیده. فداکاری و عشقی را که پیش از این ارزانی مذهب میشد به سوی خود جلب کندو به همان اندازه که مذهب نیازمند یا متضمن "ترس از خداوند" است دولت دیکتاتوری هم مراقب است تا ارعاب لازم حاکم گردد.

در همچین شرایطی جای مراسم. آئیین ها. نیایش ها شاهد رژه های نظامی. تشریفات دولتی. سخنرانی های رسمی. تصاویر تک چهره و تظاهرات توده ای خود جوش در تائید خواسته های قدرت برای هراس افکندن در دل دشمنان قدرت گرفته است.

ولی استفاده نا بجا از کنش مذهبی در فلمرو غیر دینی  تغییر شکل جدی آن و نیز پافشاری دولت مطلقه بر سرسپردگی بی چون و چرا به ایدئولوژی رسمی. همگی موجب پا گرفتن تردیدها و مقاومت هایی میشود بنا بر این دولت توتالیتر همواره در یک قدمی طغیان قرار دارد. قدرت مفرط این دولت سبب مقاومت مفرطی با همان درجه شدت می شود.

در چنین نظام هایی رهبر یا رئیس حزب به نیمه خدایی فراسوی نیک و بد تبدیل میشود و هواخواهانش همچون قهرمان. شهید. حواری و مبلغ مورد تکریم قرار میگیرند. تنها یک حقیقت وجود دارد و در کنار آنهیچ حقیقت دیگری نیست. این حقیقت یگانه. مقدس و فراتر از نقد است. هر کس که به شیوهای متفاوت بیندیشد مرتدی است که تا آنجا که از تاریخ میدانیم با هر چیز ناخوشایندی تهدید میشود. تنها رئیس حزب که قدرت سیاسی را در دست دارد میتواند آموزه رسمی دولت را به درستی تفسیر کند و او نیز تنها تفسیری ارائه میکند که با خودش جور باشد.[4]

اما آقای خامنه‌ای، با دفاع مستقیمشان از آقای احمدی‌نژاد و خطاخواندن اعتراضات و برخورد خشم‌گینانه به این اعتراضات، در واقع چون پدری که از یک پسر دفاع می‌کند و پسران و دختران دیگرش را پس می‌زند، به ناچار ایجادگر حس خشم و حسادت و حس عدالت‌خواهی در میان هواداران می‌شود و اگر به هواداران احمدی‌نژاد توجه احساسی فراوان می‌دهد به طرف مقابل خشم ‌می‌ورزد. این حالت از یک طرف اکنون احساسات دوسویه چون ترس و خشم یا حس پارانوییا (بدگمانی) و انتقام را در جامعه رشد می‌دهد، چون برای جنبش سبز و میل تولد دوباره این جنبش، او تبدیل به یک «پدر یا« فرامن» خشمگین و خشن مخالف تحول» می‌شود. از طرف دیگر برای آن بخش از هواداران احمدی‌نژاد که بسیار افراطی هستند، اوهر چه بیشتر به رهبر و پدری مطلق تبدیل می‌شود و در زیر لوای نام او خواهان سرکوب مستقیم و خشن «فرزندان ناخلف» می‌شوند. اعتراضات در میان جنبش مدنی و سبز نیز اکنون در واقع یک حالت رادیکال ایجاد می‌کند و باعث می‌شود آن پتانسیل‌های افراطی که در جنبش وجود دارد، اکنون امکان بروز بیشتری پیدا کنند و دست به خشونت متقابل بزنند.

 

 

خشم نارسیستی (خودشیفتگانه) آقای احمدی‌نژاد به جنبش مدنی از طریق «خس و خاشاک خواندن آن» باعث رشد مقابله به مثل طنز‌آمیز و مدرن جنبش شد که خویش را «حماسه خس و خاشاک» خواند و شکل متقابل این حالت در درون جنبش سبز بروز حالات خشمگینانه‌ای است که به شکاندن شیشه‌های ماشین‌ها یا اتوبوس‌ها در برخی موارد صورت گرفته است.

احساس رژیم توتالیتر دائر بر اینکه اکثریت اتباعش از مخالفانند پر بیراه نیست. از دید این رژیم مراقبت بی وقفه مردم به هر طریقی کاملا به جاست. وانگهی رژیم باید آماده باشد تا در برابر کوچکتریت تحرکی از قدرت خود استفاده کند زیرا همین که شورش آغاز شد ممکن است دیگر نتوان آنرا مهار کرد.

 در چنین نظام هایی برای بسط نفوذ و سرکوب معترضین و ادامه حیات و مدیحه سرایی در باره دستاوردها و همچنین ناکام ماندن در رسیدن به بعضی از آنها همواره  نیاز به دشمن میباشد.

و ترجیحا با همان بی مسئولیتی غالب که رفته رفته رسوب کرده و جزئی از فرهنگ مردم شده است شروع به دلیل تراشی از مدل دشمن تراشی کرده و  صرفا دشمن خویش را به همان کاستی های غیر قابل پذیرشی متهم می سازیم که خود گرفتارشان هستیم.[7]

و نظام تمامیت خواه به محض بر طرف شدن دشمن فعلی به دنبال دشمن بعدی میگردند و شروع به دشمن تراشی میکنند برای نمونه ببینید که چگونه دشمنان سیاسی دیروز ما که تا همین اواخر در مطبوعات از آنها بد میگفتیم و مردم آنها را تجسم اهریمن میدانستند به همپیمانان امروزی ما بدل شده اند و ناگاه در می یابیم که آنها هم درست مانند ما انسان و حتی انسان هایی دلربا هستند .

نام ها تغییر میکند برای نمونه در تاریخ معاصر امریکا آلمان ها جای خود را به روس ها داده اند و چینی ها جای ژاپنی ها را گرفته اند اما واکنش ها درست مانند گذشته و همواره تمامیت خواهانه است: باید دشمنان را تحقیر کرد و به دوستان عشق ورزید و هر گونه احساسی بر خلاف این . خیانت بار و حاکی از میل براندازی استو ضمنا حتما لازم هم نیست دشمن خارجی باشد و میتوان برای تصویه داخلی آنرا کاملا بر مخالفان داخلی فرافکنی کرد.

 

131213_orig

تسبيح و نان و پنير معجوني معجزه گر براي مردمي كه هم گرايش قوي مذهبي دارند و هم از تورم و فقر رنج مي برند.   

 

مردم در آقای احمدی‌نژاد نماینده‌ای از «خودشان» می‌بینند که «مظلوم» واقع شده است و با این حال حاضر است در مقابل یک ««شمن بزرگ» داخلی مثل «فاسدان اقتصادی و هاشمی رفسنجانی» و یا دشمنان خارجی که می‌خواهند حق مسلم ایران را نفی کنند، بایستد و پیروز شود. آقای احمدی‌نژاد توانست باز هم با همان شیوه قدیمی، پیروزی خویش را ممکن سازد، با آنکه این بار شرایط برای او نامناسب‌تر بود و رقیبان جدیدی داشت و در عرصه خارجی با یک برخورد نوین و همراه با احترام به ایران توسط باراک اوباما روبرو بود. او توانست اما در میان مردم این تحول خارجی را نیز در نهایت ناشی از استقامت و مقاومت خویش و ملت ایران بخواند.

 

و در همین حین در دیگر روی صحنه حادثه شاهد حمله به دانشگاه و شلیک بر روی مردم،که نمادی از فانتزی گروهی هواداران دولت و مخالف این جنبش است  در زیر لوای دفاع از نظم و امنیت عمومی در واقع نشان می‌دهند که دچار یک حالت « شیزویید» و با حالات سادیستی هستند و خویش را خوب مطلق و رقیب را دشمن خطرناک و ناموسی می‌بینند که بایستی سرکوب شود.

دولت توتالیتر همواره انگشتش روی ماشه است زیرا ترسش از مردم ترسی است که تنها مبنای بیرونی ندارد البته او هرگز این حقیقت را به خود اعتراف نمیکند.

رهبران نظام های توتالیتر تنها از ویژگی های ستودنی خود با خبر هستند و وقتی کشش ها و رذایل پسترش آشکار میگردد شروع به دروغ گفتن میکند و دروغ های خودش را باور میکند و خیال میکند بزرگی هدفش به وی شرافت میبخشد[8]

 در چنین نظام هایی بدترین فجایع با هدف بزرگ و معمولا مقدسی توجیح میشود و حتی شاهدان را که تحط سلطه این نظامند در پی رفتارهای مختلف قدرت از خویش و مسئولیت پذیری خالی شده گاها همراه خود به هر جا  بخواهد میبرد.

 اگر در برابر ماجراهای سیاسی تاسف بار زمانه خویش احساس مسئولیت نکنیم و از فرایندهای روانشناختی که به وقوع آنها مدد میرسانند غافل باشیم هرگونه تلاش برای دستیابی به صلح و همسازی در بهترین حالت کلماتی پوچ خواهد بود که اگر به مردم تحمیل شود برای سلامت آنها خطر آفرین است.

 

 

و آنچه که از  تاریخ بشر و هزاران کنش و جنگ برای سامان دادن به وضع جوامع به ما انسان امروزی رسیده است دموکراسی است که به گفته یونگ : دموکراسی در واقغ یک نهاد متعالی روانشناختی است که سرشت بشر را آنچنان که هست میپذیرد و در درون مرزهای ملی مجالی برای بروز کشاکش ها فراهم می سازد. [3]

 اگر بگوییم دموکراسی نوعی وضعیت مزمن جنگ داخلی و هرج و مرج خفیف است تا حد معینی از نیاز به دشمنان و جنگ های خارجی میکاهد.

و امیدوارم آنچه که هدف از این سخن طولانی که همانا اهمیت فرد و همانا احساس مسئولیت او نسبت به حوادث پیرامون خود است را هر چه بیشتر و بیشتر در درون خور تقویت کنیم تا آینده بهتری را شاهد باشیم.

 

إِنْ أُريدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفيقي‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------

۱. ماری لوئیس فون فرانتس. مقدمه کتاب "یونگ و سیاست". 

۲. two essays

۳. the fight with the shadow

 ۴.  the undiscovered self

 ۵. after the catastrophe

 ۶. on the psychology of the trickster - figure

 ۷. general aspects of dream psychology

۸. after the catastrophe

 

 ------------------------------------------------------------------------------------------

لینک مطالب تکمیلی این مقاله :

 

 
سيطره عمومى
 
دکتر نهضت فرنودی: حمله به باورهای انسانهای باورمند، آخرین شیوه نفوذ در آنهاست
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 1:16 PM  توسط   | 

 

 

يونگ وبشقاب هاي پرنده ؟ چنين ارتباطي غريب مي نمايد. اولين پرسشي که طرح مي شود اين است که توجه به چنين مسئله اي از کجا ريشه مي گيرد .


چرا يکي از بزرگترين روانشناسان عصر حاضر ، در آخرين سال هاي عمر خود به تحليل پديده اي چون بشقاب هاي پرنده پرداخته است ؟


يونگ خود به اين پرسش پاسخ مي دهد و مي گويد : «شايعات مربوط به بشقاب هاي پرنده ، به دليلي خاص ، موضوعي در خور توجه براي روانشناسان است . اولين سؤال اين است : آيا بشقاب پرنده واقعيت مادي دارند يا محصول خيال آدمي هستند؟ « براي اثبات علمي يا فيزيکي چنين پديده اي فعلاً دلايل قانع کننده و شواهد کافي موجود نيست . با اين حال قسمت ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 5:58 PM  توسط   | 

 

آرکتایپ ها همان کهن الگوها می باشند و براساس نظریه ی یونگ ، از کهن الگوها محتویات ذهن ناخوداگاه جمعی است که تظاهرات آن را روان باره یا شبه روح خوانده است . محتویات ذهن ناخوداگاه جمعی را نمی توان به طور مستقیم دریافت .

 

 

آرکتایپ های درون ما

۱.       غیرفعال

              الف.       نا اگاه

              ب.      سرکوب ( آرکتایپ هایی که سرکوب شوند ،ممکن است روزی وجود ما ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 9:8 PM  توسط   | 




نويسنده: سپيده يوسفي

كارل گوستاو يونگ بنيانگذار مكتب <روانشناسي تحليلي> است كه بر ديدگاه هاي فرويد مبني بر وجود ضمير ناخودآگاه صحه گذارده است. يونگ همانند فرويد براي ضمير ناخودآگاه در بروز تعارض هاي روحي و مشكلات جسماني جايگاه ويژه اي قائل است.وي زيستن در قرني را تجربه كرده است كه ديگر آلام انسان ها دردهاي جسماني نبوده بلكه روح و ذهن انسان ها در چرخ دنده هاي صنعتي و مدرنيزه به زوال كشيده شدند به گونه اي كه زندگينامه نويسان يونگ اشاره كرده اند كه وقتي در سال 1907 فرويد و يونگ نخستين بار با يكديگر ملاقات كردند، گفت وگوي اين دو انديشمند بزرگ سيزده ساعت متوالي به طول انجاميد. اين درجه از همفكري، از وقوف اين دو نظريه ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 26 تیر1388ساعت 7:13 PM  توسط   | 

 

 

‌ ‌(1) تأملات‌ روش‌ شناختي‌ يونگ‌ در دين‌ پژوهي‌

‌ ‌دكتر احد فرامرز قراملكي‌ 

‌ ‌اشاره‌

يونگ‌ از نظريه‌پردازاني‌ است‌ كه‌ به‌ تحليل‌ فراسوي‌ روان‌ شناختي‌ دين1 پرداخته‌ است. دين‌ شناسي‌ وي‌ به‌ دليل‌ مسبوقيتش‌ به‌ دين‌ شناسي‌ فرويد و عطف‌ توجه‌ به‌ ابعاد گوناگون‌ در دين‌ پژوهي‌ حائز اهميت‌ است. بسياري‌ از آرأ يونگ‌ در الهيات‌ نوين‌ مسيحي‌ مؤ‌ثر افتاده‌ است. در اين‌ نوشتار از ميان‌ مباحث‌ گوناگون‌ يونگ‌ درخصوص‌ دين، صرفاً‌ به‌ تأملات‌ روش‌ شناختي‌ وي‌ در دين‌ پژوهي‌ توجه‌ مي‌شود. 

‌ ‌-1 يونگ‌ و روان‌ شناسي‌ تحليلي‌

كارل‌ گوستاو يونگ2 (1875 1961-) فرزند كشيش‌ كاتوليك‌ سوئيسي‌ است‌ كه‌ زندگي‌ خود را وقف‌ كليسا كرده‌ بود. غير از وي‌ هشت‌ تن‌ از بستگان‌ نزديكش‌ نيز از روحانيون‌ كاتوليك‌ بوده‌اند. يونگ‌ تمام‌ عمر خود را وقف‌ مطالعه‌ در فلسفه، باستان‌شناسي، كيمياگري‌ و نهايتاً‌ روان‌شناسي‌ كرد. در حرفة‌ روان‌پزشكي‌ موفق‌ بود. وي‌ با مطالعة‌ «تعبير رؤ‌يا» نوشتة‌ فرويد به‌ ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 7:24 PM  توسط   | 


يونگ: فرويد در مسئله دين روان پريش بود

نويسنده: حسين زحمتكش


    ظهور شاخه اي با عنوان «روانشناسي ديني» در سري مباحث دين پژوهي، در پي پاسخ به دغدغه اساسي خاستگاه دين، صورت واقع به خود گرفت. اين كه انگيزه پذيرش دين در نهاد آدمي چيست، پرسشي بنيادين است كه جلوه هاي گوناگوني از توجيه را ظاهر مي سازد. عده اي چون فرويد اساس دين را ناشي از نيازي مي دانند كه انسان خود، آن را بنا بر اقتضاي طبيعت كشف مي نمايد اما يونگ نشان مي دهد كه دين موهبتي الهي است كه خداوند ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 7:14 PM  توسط   | 

 

تعريف ارسطوره در يك فرهنگ واژگان، داستانهايي درباره‌ خدايان است. اما يك خدا چيست؟ يك خدا، تجسم قدرتي برانگيزنده يا نظامي ارزشي است كه در زندگي بشر و كاينات عملكرد دارد - قدرتهاي جسم خود شما و طبيعت. ارسطوه‌ها وجه استعاري توان بالقوه روحي در بشريت‌اند، و همان نيرو‌هايي كه به زندگي ما روح مي‌بخشند، به زندگي جهان نيز جان مي‌بخشند. اما اسطوره‌ها و خداياني وجود دارند كه با جوامعي خاص سر و كار دارند و خدايان حامي آن جامعه‌اند. به عبارت ديگر، دو سطح كاملاً متفاوت اسطوره‌شناسي وجود دارد. يكي آنكه شما را به طبيعت‌تان و ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 7:3 PM  توسط   | 

 

نوشته : م.ک

وبلاگ : مثبت من

  

نقطه شروع این واقعیت بود که : موجود انسانی یک موجود آگاه و یک موجود مسئول است که در سنتزی از هر دوی آنها یعنی در خودآگاهی فرد از مسئول بودنش حمع شده است.

 

انسان همیشه برای ارتباط ارادی یا تعمدی با متعالی حتی اگر فقط در سطح ناخودآگاه باشد ایستاده است.

اگر کسی مرجع مختار یک چنین رابطه ناخوداگاه را خدا بخواندمناسب است که از یک خدا در ناخوداگاه سخن بگوید.

اما این به هیچ وجه به این معنا نیست که خدا برای خودش نیز ناخوداگاه است. بلکه به این معناست که خدا ممکن است برای بشر ناخوداگاه باشد و اینکه روابط بشر با خدا ممکن است ناخوداگاه باشد.

نمیتوان به اندازه کافی بر این نکته قویا تاکید کرد که ناخودآگاه نه تنها لاهوتی و دانای کل نیست بلکه بالاتر از همه رابطه ناخوداگاه بشر با خدا دقیقا شخصی و خصوصی است. و نباید به اشتباه به عنوان یک نیروی عمل کننده غیر شخصی در بشر تلقی شود.

این  سوء تفاهم بزرگترین اشتباه دکتر یونگ بود که طعمه آن شد.

او دینداری را در ناخوداگاه انسان  در جای عوضی قرار داد و نتوانست خدا را در ناخوداگاه را در ناحیه شخصی بیابد.

به جای آن او آن را در ناحیه انگیزه ها و غرایزها جایی که دینداری دیگر موضوع گزینش و تصمیم فرد نیست قرار داد.

به موجب نظر یونگ : چیزی در درون ما مذهبی ایت  اما این "من" نیستم که مذهبی است. چیزی در درون من  مرا به سوی خدا وا میدارد اما این من نیستم که انتخاب می کنم و مسئولیت را می پذیرم.

دینداری از نظر یونگ به تصاویر عتیق و صورت های مثالی مذهبی متعلق به ناخوداگاه جمعی پیوند خورده است. برای او دینداری به ندرت کاری با تصمیم شخصی دارد بلکه یک پویش اساسا غیر شخصی است که در انسان بروز مینماید.

اما به نظر میرسد که دینداری کمترین منشا را در ناخوداگاه جمعی دارد.  دقیقا به این علت که مذهب با تصمیم های بسیار شخصی که انسان میگیرد حتی اگر تنها در سطح ناخوداگاه باشد سر و کار دارد.

و امکان ندارد که چنین تصمیماتی را به پویشهایی که صرفا در درون من صورت میگیرند نسبت داد و به آنها واگذار کرد.

که اگر انگونه باشد آن مذهبی که من به جانب آن رانده شده باشم درست به همان صورت که من به طرف لذت جنسی سوق داده میشوم چه نوع مذهبی خواهد بود؟

از دید خودم من کمترین ارزشی برای دینداری حاصل از سائقه یا انگیزه مذهبی قائل نیستم.

دینداری اصیل خصصوصیت "سوق دهندگی" یا "وا داشته شدن" ندارد. بلکه بر عکس ویژگی "تصمیم گیرندگی" را دارد.

در واقع امر دینداری با تصمیم گیرندگی آن پا بر جاست و با سوق داده گی فرو میریزد.اما به اعنقاد یونگ که با فروید در این ضمینه اختلافی ندارد ناخوداگاه و از جمله موضوعات مذهبی آن چیزی است که شخص را تعریف و مشخص میکند.

با توجه به اندیشه های یونگ دینداری اصلی نباید به سادگی با  دینداری بدوی یا عتیق یکی گرفته شود. از جانب دیگر این حقیقت به کرات دیده شده است که دینداری اصلی که هر زمان گرفتار سرکوب شده است در شکل یک ایمان ساده لوحانه و کودکانه به سطح بر میگردد و ظاهر میشود. چیزی غیر از این نباید انتظار داشت زیرا چنین دینداری لزوما با مواد و عناصر فراهم آمده از تجارب دوران کودکی تداعی شده است.

 اما صرف نظر از اینکه چه قدر میتواند کودکانه و ساده لوحانه باشد به هیچوجه نه بدوی است و نه به مفهوم تصاویر ذهنی کهن یونگ  عتیق و کهنه میباشد.

و در جمع بندی بحث فوق ممکن است به خود این جرات را بدهیم و بگوئیم خدا در واقع یک خدای متقنن است. زیرا وجود "روان رنجوری" در بعضی از موارد به نظر میرساند که خراج یا جریمه ای است که بشر به خاطر روابط فلج شده اش با تعالی میپردازد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 11:41 PM  توسط   | 

1961ـ1875


فرويد زماني يونگ را جانشين مسلم خود در جنبش روانكاوي مي‌دانست. فرويد از او به عنوان «جانشين و وليعهد من» ياد كرده بود (به نقل مك گواير، 1974، ص. 218). هنگامي كه رشته دوستي آن دو در 1914 گسسته شد، يونگ آنچه را كه روانشناسي تحليلي مي‌ناميد آغاز كرد كه به كلي با نظريه فرويد تفاوت داشت.

زندگي يونگ:
كارل گوستاويونگ كه در زمزمه آواز مهارت داشت در دهكده كوچكي واقع در شمال سوئيس نزديك آبشار معروف راين پرورش يافت. بنا به گفته خود او، دوره كودكي‌اش با تنهايي، جدايي و ناخرسندي گذشته بود. (يونگ، 1961). پدرش كشيشي بود كه آشكارا ايمانش را از دست داده و اغلب بدخلق و تندمزاج بود.
مادرش از اختلال‌هاي هيجاني رنج مي‌برد و رفتاري متلون و غيرقابل پيش‌بيني داشت، در يك لحظه از يك كدبانويي خوشحال به ديوي شبيه جادوگر تغيير حالت مي‌داد كه زير ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 5:28 PM  توسط   | 

 

انتهای جلسه‌ی قبل در مورد دیدگاه‌های مخالف تئوری‌ای که قبلا گفته بودم را مطرح کردم. کسانی که فمینیسم مبتنی بر تشابه را تبلیغ می‌کنند در محیط‌های آکادمیک اکثریت هستند. احساسی که در فمینیسم مبتنی بر تشابه هست این است که اوضاع زنان بد بوده و بهتر شده. برعکس احساسی که در فمینیسم مبتنی بر تشابه هست که اوضاع زنان بد بوده ولی بدتر شده. شاید در یک جاهایی بین این دو دیدگاه تفاهم‌هایی دیده شود ولی به‌طور کلی تفاوت نگاه زیربنایی است مشابه موافقین و مخالفین سرمایه‌داری، موافقین سرمایه‌داری احساس‌شان این است که اوضاع خوبی در دنیا وجود دارد و ما در حال پیشرفت هستیم و چند سال دیگر هم بگذرد خیلی از مشکلات حل می‌شود، موافقین خیلی از انتقادهایی که به جهان فعلی می‌شود را می‌پذیرند ولی فکر نمی‌کنند که آنها چیزهای عمیقی هستند و در حال عمیق‌تر شدن هستند. مثل دعواهایی که بین ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 9:3 AM  توسط   | 

 

 

با چند جلسه‌ای که در مورد سرمایه‌سالاری صحبت شد نسبتا فهم خوبی به این موضوع ایجاد شد در دنیا هم در فضای روشنفکری دنیا اینکه سرمایه‌سالاری موضوع مفتضحی است مورد توافق است، ولی مردسالاری به این معنی که در بحث ما بود مورد توافق نیست. امروز کمی در مورد اینکه دیدگاه‌های دیگه چطور هستند توضیح می‌دهم. درک مردسالاری به این معنا از درک سرمایه‌سالاری مشکل‌تر است. سلطه‌ای که مردسالاری دارد اینقدر بیشتر است که دیده نمی‌شود. هرچند اون چیزی هم که در مورد سرمایه‌سالاری مورد تفاهم است قسمت سرمایه‌داریش به این معنی که یک طبقه‌ای، طبقهٔ دیگر را استثمار می‌کند.

خلاصهٔ دو جلسهٔ قبل

سعی کردم که تعریفی از مردسالاری ارائه کنم که اساسش بر وجود یک سری تقابل‌های دوتایی بود که جنبه‌ی جنسیتی دارند و مردسالاری عبارت است از این که این تقابل‌های دوتایی را تعریف می‌کنیم و کمی آن را دست‌کاری می‌کنیم و نهایتا به قطب مردانه ارزش ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 5:12 PM  توسط   | 

 

سرمایه‌داری و پدرسالاری نتایج اجتماعی سرمایه‌سالاری و مردسالاری

اساس حرف که توصیفی داشته باشیم از مردسالاری بر اساس یک مدل روانکاوانه را در جلسه‌ی قبل انجام شد. سعی کردم که مشابه توصیفی باشد که از مفهوم سرمایه‌سالاری کردم. و حالا راحت‌تر می‌توانیم روابط اینها را راحت‌تر بررسی و بیان کرد.

یک نکته‌ی مهم این است که می‌خواهم بین مفهوم سرمایه‌سالاری و سرمایه‌داری مانند مردسالاری و یک چیزی که می‌شود اسمش را پدرسالاری گذاشت فرق بگذارم. سرمایه‌داری و پدرسالاری مانند بروز سرمایه‌سالاری و مردسالاری در اجتماع است و خود مردسالاری و سرمایه‌سالاری عمیق‌تر هستند و در فرهنگ ما جا گرفته‌اند.

در حین صحبت در مورد سرمایه‌داری بیشتر در مورد این صحبت می‌شود که یک عده سرمایه را به خود اختصاص داده‌اند و به بقیه نرسیده. و عمق مطلب که حتی اگر این سرمایه به‌طور مساوی بین مردم تقسیم شود باز توجه تام و تمام مردم به سرمایه و افزایش درآمد سرانه خودش ایراد دارد در حیطه‌ی بحث سرمایه‌سالاری قرار می‌گیرند. یکی از ویژگی‌های نظام ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 5:12 PM  توسط   | 

 

مقدمه‌ای بر نقد هنری

معمولا نظریه‌های علوم انسانی اینطور نیستند که مانند science خیلی با هم مطابق باشند و انگار قسمت‌های آن بر یکدیگر سوار شده باشند. الان اینطور نیست که مثلا روانکاوها در یک حالت همگرایی باشند در واقع بعضی از بحث‌ها حالت ایدئولوژیک دارند.


بعد از مطالعه‌ی یونگ و فروید در مورد هر پدیده‌ی فرهنگی می‌توان تحلیل روانکاوی داشت. نقد هنری فضای تفسیر رویای یونگی را با فرویدی که مقایسه می‌کنید به نظر می‌آید که اگر برای فروید برای نقد یک داستان یا اثر هنری استفاده کنید

معمولا وقتی حرف از نقد یونگی هست حرف از این هست که اثر عناصر ثابت اسطوره‌ای و آرکتایپ‌ها و ناخودآگاه جمعی را پیدا کنیم بغیر از این ممکن است به خودمان حق بدهیم که همانطور که contextی که در رویا ظاهر شده کاشف حقیقت است نه آمال و آرزوهای پنهان رویابین ممکن است در حین نقد اثر هنری هم به آن به عنوان مجموعه‌ای از آرزوهای تحقق نیافته‌ی هنرمند نگاه نکنیم بلکه به عنوان یک مجموعه‌ای از واقعیت‌هایی که حالت پیشگویانه داشته باشند یا حقایق خیلی عمیقی باشند که در محتوای ناخودآگاه شخصی خود هنرمند نباشد. به عنوان ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 5:10 PM  توسط   | 

 

 

تلاش برای مقایسه‌ی دو تئوری علاوه بر یادآوری فروید کمک به درک عمیق‌تر مفاهیم می‌کند. به عنوان بحث‌های کاربردی سعی خواهیم کرد که در مورد تفاوت‌های زن و مرد و نحوه‌ی شکل‌گیری رابطه‌ی آنها از دیدگاه یونگی صحبت کنیم. کتاب یار پنهان آنیما و آنیموس چگونه زن و مرد درون‌مان در روابط ما تاثیر می‌گذارند[۱] که در جلسات قبل معرفی شده توصیه می‌شود. کتاب دوم از خانم تونی گرنت به نام زن بودن[۲] یک کتاب کاملا یونگی در تحلیلی ویژگی‌های زنانه و مشکلات زنان در دنیای مدرن و پست مدرن. نظریه‌ی فروید و لکان تقریبا خالی از نگاه خاصی به زن است. یک جمله‌ی از کریستوا هست که جمله‌ای از لکان را نقل می‌کند به این مضمون که زن وجود ندارد. کریستوا که خود در نظام لکانی رشد کرده از این جمله به عنوان جمله‌ی رسوای لکان یاد می‌کند. فروید به حالتی پنهان‌تری مرسالار است انگار که اصل را مرد می‌گیرد و انگار زن موجود فرعی و زایدی است در لکان این ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 5:9 PM  توسط   | 

 

یادآوری جلسه‌ی قبل و پاسخ به ۲ سوال

آنیما شبیه id به‌نظر می‌رسد. نمی‌شود آن را جایگزین id کرد؟

در جلسه‌ی قبل توضیح داده شد که گرچه ظاهرا سایه با id شباهت‌هایی دارد ولی چون در دیدگاه فرویدی id مرکز روان است نمی‌توان سایه را جایگزین id گرفت. یک نکته‌ی دیگر اینکه آنیما هم با id شباهت دارد. توجه کنید که در دیدگاه فرویدی انرژی روانی یا لیبیدو که توسط id بوجود می‌آید معطوف به جنسیت است بنابراین ممکن است که تصور کنیم جایگزین id در مرد آنیما است. توجه کنید که در پیدا کردن جایگزین برای id در دیدگاه یونگی باید در درجه‌ی اول به مرکزیت id توجه شود.


اگر سیگنال‌های سلف در جهت لذت هستند پس چرا فرآیند فردانیت ممکن است یک فرآیند خیلی دشوار و زجرآوری بشود؟

در ابتدا در ماه‌های اول زندگی همه‌ی خواسته‌های سلف لذت‌بخش‌ترین چیزها هم هست. مشکلی که در فرآیند رشد انسان بوجود می‌آید جدا شدن رشد کردن از لذت بردن توسط پدیده‌هایی مثل fixation است. غریزه‌ی جنسی در یک سنینی ممکن است باعث اشباع لذت شود ولی نه برای همیشه.

به‌طور مداوم وقتی به پیام‌های سلف گوش داده نشود اختلال‌هایی در رشد بوجود می‌آید که نهایتا باعث رسیدن به‌یک سری بن‌بست‌هایی می‌شود. وقتی به‌طور مداوم رفتارهای اشتباه انجام می‌شود مثل این است که یک سری زباله‌هایی در اطراف جزیره‌ی شخصی‌مان ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 5:9 PM  توسط   | 

 

 

در این جلسات آنچه از نظریه‌ی یونگ حذف شد بیشتر حواشی و آنچه از نظریه‌ی فروید حذف شد قسمت اصلی نظریه‌اش که به تقسیم‌بندی و بررسی بیماری‌های روانی می‌پردازد بود.

سه‌گانه‌ی فرویدی در نظریه‌ی یونگ چه می‌شود؟

در کارهای یونگ ارادتی به سه‌گانه‌ی فرویدی - اید/سوپرایگو/ایگو - یا کودک/بالغ/والد ارادت دیده نمی‌شود. اساس نظریه‌ی یونگ برخلاف نظریه‌ی فروید رشد هست.

دیدگاه فروید: اساس روان که منبع انرژی روانی -لیبیدو - هست id خوانده می‌شود. id صرفا به‌دنبال لذت یا به‌معنایی رسیدن به مینیمم انرژی است. این ایده به نوعی reduction به علوم پایه است. هدف id لذت بردن است،

  1. اما جهان واقعی و حتی منابع درونی مانع لذت بردن بی‌حصر می‌شود،‌ به معنایی بعضی از خواسته‌ها با هم تناقض دارند. بنابراین اید باید به خواسته‌هایش سر و شکلی بدهد.
  2. سوپرایگو که متشکل از پدر و مادر در درجه‌ی اول و فرهنگ و ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 5:8 PM  توسط   | 

 

خلاصه‌ی آرکیتایپ‌های مهم از جلسه‌ی قبل

آرکیتایپ shadow تقریبا مشابه id به‌همراه یک‌سری تیرگی‌های ناخودآگاه است که نتیجه‌ی سرکوبی است و مقابل مفهوم ego قرار دارد. و persona که نزدیک به مفهوم super-ego است. اما توجه کنید که id در نظریه فروید اساس روان است و بعد به‌تدریج بقیه ego برای میانجی‌گری بین id و super-ego بوجود می‌آید. اما در دیدگاه یونگی ارکیتایپ‌ها ماهیت‌های ازلی در روان هستند. در تقابل persona ارکیتایپ‌های آنیما و آنیموس هستند. ارکیتایپ self به‌کل با نظریه‌ی فروید در تناقض است.

آرکیتایپ self

ما دوست داریم وقتی در مورد خودمان می‌اندیشیم به یک موجود یک‌پارچه و خودآگاهی‌مان به‌عنوان کل موجودیت‌مان ارجاع دهیم. در نظریه فروید که این خودآگاهی یا ego چیز اصیلی نیست و برای میانجی‌گری بین id و super-ego بوجود آمده. در تئوری یونگ هم تعداد آرکیتایپ‌های بسیاری وجود دارد که انگار هر کدام برای خود کار می‌کنند و اصلا یونگ خودآگاهی را جزیره‌ای که از ناخودآگاهی سربرآورده می‌داند. در جسم ما یک وحدت ارگانیکی هست. یونگ هم ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 5:7 PM  توسط   | 

 

از دیدگاه فروید جنسیت نقش عمده‌ای بازی می‌کرد. آنیما و آنیموس مبحثی در یونگ است که به جنسیت مربوط است پس تمام آن اهمیتی که جنسیت در فروید داشت حالا در این مبحث قرار می‌گیرد. این آرکیتایپ یک تفاوت اساسی با همه‌ی آرکیتایپ‌های دیگر از این جهت که در دو جنس مختلف دو وجه مختلف به خود گرفته است. برای مردها درک کردن آنیما ساده است. آنیموس درون زن‌هاست و اکثر روانکاوها مرد هستند یا زن‌هایی هستند که توسط مردها تعلیم دیده‌اند و همینطور اسطوره‌ها بیشتر توسط مردها بوجود آمده‌اند. بنابراین ما اطلاعات کمتری در مورد آنیموس داریم. از یک دیدگاه فمینیستی این موضوع باعث شده که زن‌ها حالت مرموزتری برای مردها پیدا کرده‌اند. فروید هم می‌گوید من آخر نفهمیدم زن‌ها چه می‌خواهند.

زن و مرد یک کششی به جنس مخالف دارند و با قبول این ایده که هر رفتار غریزی یک تصورات و ذهنیاتی همراه خودش به طور غریزی دارند بنابراین واضح است که حول ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 5:6 PM  توسط   | 

علت وجود آرکتایپ‌ها

به‌طور تجربی در تحلیل رویا نمادهایی ظاهر می‌شوند که در زبان ما واژه‌های مناسبی برای اشاره به آنها وجود ندارد. مانند هر علم دیگری که برای پیشبردش یک سری واژه‌های جدید خلق می‌کند. یونگ هم یک سری واژه‌های جدیدی به‌کار گرفته که به نمادهای رویا ارجاع دارند.

حتی بدون رجوع به نمادهای رویا هم می‌توان در مورد چنین مفاهیمی استدلال کرد. چون ما یک سری غرایز طبیعی داریم یک سری کارکردهای شناختی هم حول این غرایز وجود دارند و بنابراین می‌توان محتویات ناخودآگاه جمعی را قرینه‌ی این غرایز تصور کرد.

برای مثال چون کودک دهان و سیستم گوارشی دارد و غریزه‌ی خورد به نوعی تصورات ذهنی هم همراه این غرایز هست که منشاء‌ این غرایز است. بنابراین در دیدگاه یونگ هر آرکتایپی متعلق به یک غریزه‌ای که جنبه‌ی عملی هم دارد هست. اینکه کدام یک از این دو منشاء .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 5:5 PM  توسط   | 

مقایسه‌ی تعبیر یونگی با فرویدی

تکنیک تداعی آزاد فروید

فروید از تداعی آزاد استفاده می‌کند تا معنی رویا را از ناخودآگاه شخصی بیرون بکشد ولی یونگ که برای ناخودآگاه جمعی اهمیت زیادی قائل است و ناخودآگاه شخصی را چیز کوچکتری بین خودآگاه و ناخودآگاه جمعی می‌داند کمتر به تکنیک تداعی معانی مراجعه می‌کند. تکنیک تداعی معانی به‌هرحال مفید است و از دیدگاه یونگی به کل نقض نمی‌شود.

فرض کنید یک آدم طاووس در رویا ببیند. اینکه آیا این آدم در زندگی شخصی خوب با طاووس سر و کار دارد یا نه در تعبیر رویا مهم است. شاید این آدم طاووس‌فروش باشد. به‌هرحال تکنیک تداعی آزاد هنوز لازم است ولی وزن کمتری در دیدگاه یونگی دارد.

از یک دیدگاه دیگر کمپلکس‌های روانی attractorهای سیستم دینامیکی روان هستند. بنابراین اگر از چیزهایی استفاده شود که با کمپلکس‌های روانی در ارتباط هستند تداعی‌ها کم‌کم می‌روند به سمت خواسته‌های سرکوب‌شده و کمپلکس‌های روانی در ناخودآگاه شخصی. یونگ قبول دارد که روش تداعی آزاد از این دیدگاه ما به این attractorهای روانی می‌رساند ......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 5:5 PM  توسط   | 

مقایسه‌ی کار یونگ و فروید

میزان ثبات سمبل‌ها در یونگ به دلیل اعتقاد به ناخودآگاه جمعی بیشتر از فروید است. یونگ هم معتقد است که نمی‌شود برای سمبل‌های رویا دیکشنری درست کرد و معنی سمبل به محتوای رویا ربط دارد هرچند که ممکن است به کل بی‌ربط به معنی آن در کتاب‌های سمبلیسم نباشد.

ایده‌های فروید نظریه‌پردازی قوی‌ای دارد ولی ایده‌های یونگ بیشتر تجربی‌اند. یونگ خیلی در مورد اینکه ناخودآگاه جمعی چطور شکل می‌گیرد یا چرا اینطوری است و سمبل‌ها معنای ثابت دارند طفره می‌رود.

روش علمی

کاری که یونگ می‌کند همان استفاده از روشی است که ما به آن روش علمی می‌گوییم. آدم‌هایی مثل کپرنیک و گالیله به‌شدت تجربه‌گرا بودند و حرف‌هایی می‌زدند که دلیل نظری برای زیربنای آن نداشتند. درحالیکه طبیعات ارسطو به‌نظر می‌آمد که از یک پایگاه منطقی خیلی محکمی برخوردار بود. اینکه چقدر عقلگرا باشیم و از یک اصول و مبانی روشنی شروع کنیم و تئوری بسازیم و سعی کنیم که factها را توجیه کنیم یا اینکه برعکس تجربه‌گرا باشیم و بعد از جمع کردن یک سری fact سعی کنیم تئوری بسازیم رویکردهای مختلفی هستند. حالتی که کپرنیک و گالیله ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 5:4 PM  توسط   | 

 

 

برای اینکه بتوانیم نظریه‌ی یونگ را توضیح دهیم ابتدا یک مجموعه fact که از رویاها بدست آمده‌اند را طی این جلسه مطالعه می‌کنیم. فروید در مطالعه‌ی رویاها اذعان دارد که ما کم کم به این نتیجه می‌رسیم که دانش‌های باستانی چندان بی‌معنا نبوده‌اند. تفاوت شیوه‌ی جدید با شیوه‌ی قدیم در این است که جنبه‌های تجربی غلبه دارد به این معنا که سعی می‌شود توسط مشاهداتی که تکرار می‌شوند سمبل‌های رویا درک شوند.

درک سمبلیسم

تفسیر رویا و فهمیدن رویا در دین ما یک دانش لدنی یا مقدس است و حتی بعضی تلاش برای تعبیر رویا را یک جور فضولی کردن در عوالم معنوی می‌دانند. باید توجه داشت که تفسیر رویا مثل خیلی از علوم دیگه جزء علومی هستند که با یک سیر معنوی می‌توان به آن رسید در واقع همان‌طور که در روان ما فرآیند‌های انکودینگی هستند که از حقایق سمبل‌سازی می‌کنند واضح است که یک فرآیند روانی که بتوان آنها را دیکود کند هم ممکن است. آدم‌ها وقتی از نظر روانی به یک کمالی می‌رسند بدون اینکه مطالعه کرده باشند یا مشاهده کرده باشند کانال‌های تعبیر رویا در ذهن‌شان ایجاد می‌شود و این همان علم لدنی است که به پیامبران یا افراد صالح نسبت داده می‌شود .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 5:3 PM  توسط   | 

تصویر:Carl gustav jung on TIme's cover.jpg

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 8:27 PM  توسط   | 

 

 

 

ترجمه سمیرا قاسمی
 

(تصویر از جوزف کمبل)joe.gif

جوزف جان کمبل، سخنران، مدرس و اسطوره شناس برجسته ی آمریکایی ست که در زمینه ی ادیان و اسطوره شناسی تطبیقی از شهرت بسیاری برخوردار است. آثار وسیع او, همگی جنبه های متنوعی از تجربیات انسان  می باشند. به راستی فلسفه ی او با این عبارت مشهورش عجین شده است که :" در پی سعادت خویش باش"

کودکی و تحصیلات
کمبل در نیویورک و در خانواده ای کاتولیک  متولد شد. در همان دوران کودکی پس از بازدید از موزه ی آمریکایی تاریخ طبیعی(1) و  توجه به صنایع دستی بومیان آمریکا, شیفته ی فرهنگ آنها شد.  طولی نکشید که در حوزه های متعددی از جوامع بومی آمریکا و در وهله ی نخست اسطوره های ایشان, تبحر یافت. همین امر, وی را به سمت مطالعات مادام العمر خود پیرامون اسطوره و زنجیره های مرتبط میان اسطوره های ملل گوناگون هدایت کرد. او از مدرسه ی کانتربری(2) در سال 1921 فارغ التحصیل شد. کمبل در کالج دارتموت به تحصیل زیست شناسی و ریاضیات پرداخت اما پس از مدتی متوجه علاقه ی خود به علوم انسانی شد. از این رو به دانشگاه کلمبیا ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 7:45 PM  توسط   | 

 

مقدمه‌ای بر رویکرد ما در این جلسات

چون یونگ نظریه‌پرداز نیست آنقدری که فروید نظریه‌اش را بر اساس اصولی بیان می‌کند، ما که در دانشکده‌ی‌های فنی ذهن نظریه‌پردازی داریم و با تئوری‌های بیان شده در قالب اصل موضوعه راحت‌تریم روایت نظریه‌وارتری از نظریه‌ی یونگ ارائه می‌کنیم. شاید یک آدم یونگ شناس خیلی حرفه‌ای اعتراض کند که این نحوه‌ی بیان در آثار یونگ نیست. ما اینجا رسما می‌گوییم که نحوه‌ی بیان ما همان نحوه‌ی بیان یونگ نخواهد بود.

ما هدف‌مان این خواهد بود که اولا روایت اصولی‌تری از یونگ داشته باشیم و ثانیا بگوییم که پذیرفتن تئوری یونگی با فرویدی لزوما تعارض ندارد به این صورت که نشان دهیم که مدلی می‌توان برای روان انسان پذیرفت که شامل مولفه‌های یونگی و فرویدی باشد. و همه‌ی این کارها در جهت استفاده در نقد فرهنگی خواهد بود نه روان‌درمانی.

کارهای یونگ از حالت روان‌درمانی‌ای که در ابتدای کارش داشته خارج شده شاید یک حالت انسان‌شناسی بیشتر پیدا کرده روی اسطوره‌ها مطالعه .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 5:1 PM  توسط   | 

 

یادآوری‌های مختصر

یونگ بیشتر به شناخت اعماق ناخودآگاه شناخته می‌شود و کارهایی که در شناخت خودآگاه انجام داده بیشتر در مراحل اول کاری‌اش بوده.

اساس ایده‌های جلسه‌ی قبل این بود که ما حداقل دو تا محور مستقل در فانکشن‌های خودآگاهی خود می‌بینیم یکی محور تقابل عاطفه و تفکر است و محور دیگر تقابل شهود و حس است. تستی هست که کسی با اضافاتی به تئوری یونگ طراحی کرده که در اینترنت قابل دسترسی است.

آشنایی با یونگ

عکس جمعی ۱۹۰۹ در مقابل دانشگاه کلارک. ردیف اول: یونگ، گرنویل استانلی هال، زیگموند فروید ؛ ردیف عقب: ساندور فرانچز، ارنست جونز، آبراهام ‌بریل.
عکس جمعی ۱۹۰۹ در مقابل دانشگاه کلارک. ردیف اول: یونگ، گرنویل استانلی هال، زیگموند فروید ؛ ردیف عقب: ساندور فرانچز، ارنست جونز، آبراهام ‌بریل.

یونگ یک شخصیت آکادمیک خیلی موجهی بود ولی فروید بیشتر یک روانکاو تجربی محسوب می‌شد که به عنوان دستیار بروئر سال‌ها کار کرده بود. با اینکه فروید پزشک و عصب‌شناس بود ولی به عنوان روانکاو شخصیت ناشناسی بود. بعد از اظهار ایده‌هایش و جبهه‌گیری افراد در مقابل او یونگ از او حمایت کرد. یونگ نقل می‌کند که ما آن موقع در بیمارستان کاری بیش از اینکه روی اختلال‌ها اسم‌هایی بگذاریم و معتقد باشیم که اکثرا قابل درمان نیستند کاری نمی‌کردیم و فقط با اقسام داروهایی که تعدادشان زیاد می‌شد آن‌ها را تسکین می‌دادیم. ما حسی داشتیم که باید این بیماریهای روانی مثلا اسکیزوفرنی منشاءای در گذشته‌ی فرد دارند و باید بشود با بررسی .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 4:59 PM  توسط   | 

 

علی پاپلی یزدی:كتاب «اندیشه یونگ» نوشته ریچارد بیلسكر، كه با ترجمه روان و شایسته حسین پاینده روانه بازار شده است، كتابی نیست كه به تمام ابعاد اندیشه یونگ بپردازد. این عدم پردازش نه تنها معرف نقص كتاب نیست، بلكه مشخص‌كننده هدفمندی نویسنده است. بیلسكر در مقدمه كتاب می‌گوید: «نظر به اینكه كتاب حاضر یكی از مجلدهای مجموعه كتاب‌هایی درباره فیلسوفان است، هدف اصلی من این است كه به طور خاص فلسفی‌ترین جزء اندیشه یونگ ـ یعنی دیدگاهش راجع به سرشت انسان - را توضیح دهم. انتخاب این موضوع چندان هم حوزه بحث مرا محدود نخواهد كرد، هرچند كه به همین دلیل نوشته‌های متعدد یونگ درخصوص نحوه روان‌درمانی را مورد بررسی قرار نمی‌دهم.» بیلسكر، عمدتا به انسان‌شناسی فلسفی یونگ می‌پردازد. گو اینكه یونگ انسان‌شناسی خود را بر پایه تجربیاتی كه در روان‌درمانی داشت شكل داد، اما اقتضائات ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 8:23 PM  توسط   | 

 


 
   ● نويسنده: حسين - زحمتكش

● منبع: روزنامه - ایران

 
 

ظهور شاخه اى با عنوان «روانشناسى دينى» در سرى مباحث دين پژوهى، در پى پاسخ به دغدغه اساسى خاستگاه دين، صورت واقع به خود گرفت. اين كه انگيزه پذيرش دين در نهاد آدمى چيست، پرسشى بنيادين است كه جلوه هاى گوناگونى از توجيه را ظاهر مى سازد. عده اى چون فرويد اساس دين را ناشى از نيازى مى دانند كه انسان خود، آن را بنا بر اقتضاى طبيعت كشف مى نمايد اما يونگ نشان مى دهد كه دين موهبتى الهى است كه خداوند در ....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 8:21 PM  توسط   | 

 
 

 

 

 

ایده و انگاره ی اصلی آن را دوست عزیز مینا اورنگ -کارشناس ارشد روانشناسی- به من داد؛ در جریان یک بحث بسیار مفید و پربار تلفنی که از آن این نتیجه گرفته شد که میتوان جامعه را به مثابه ی یک روان واحد جمعی، موضوع الگوهای روانشناسی نیز دانست. این شد که من به جای الگوها و نظریه های روانشناسی اجتماعی، برای تحلیل مسائل مربوط به منافع فردی و جمعی مستقیما از الگوهای روانشناسی محض بهره گرفتم. این کار تا حدی نامتعارف است اما من الهامبخشی این شگرد نامتعارف را مدیون مینا اورنگ ام.

«کارل گوستاو یونگ» روان شناس سوئیسی، نظام روان شناختی خود را بر مبنای امور مابعد الطبیعی و در تقابل با الگوی «فروید» شکل داده است. مطابق الگوی «یونگ» رفتارهای معطوف به منافع فردی و جمعی از سوی ناخودآگاه روان بشر تنظیم و انتخاب  .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 4:55 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي
 

الف) اسطوره آفروديت:

آفروديت ايزدبانوي عشق و زيبايي بود. او اين قدرت را داشت که انسانها و خدايان را عاشق کند. 

روميان، آفروديت را با نام « Venus » مي شناسند.

 ب) نظام کنترل عاطفي زنان آفروديت:

آفروديت ترکيبي از دو نظام کنترل عاطفي است:

1) ميل و رابطه جنسي:

ميل جنسي، نظام کنترل هيجاني متفاوتي است.

2) تعادل زيستي:

شايد هيچ کس اشاره اي به اينکه آفروديت ايزدبانوي تعادل زيستي است، نکرده باشد، اما اين موضوع، طبيعت « لذت» است: وقتي بدن ما از تعادل خارج ........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 8:36 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي
 

نويسنده: محمد رسولي (روانشناس باليني) 

الف) اسطوره مردان آپولو :

آپولو فرمانرواي خورشيد، و خداي قانونگذاري، هنر، موسيقي و شعر بود. شعار او اين بود: هيچ چيز زيادي نيست.

آپولو بعد از کشتن مار پيتون (مار پيشگو) تبديل به خداي پيشگويي شد. اين مار نماد يک ايزدبانوي پيشگويي قديمي بود.

امروزه ما از قوانين براي پيشگويي استفاده مي کنيم . مثلاً : اگر شما ماشين خود را در محل ويژه معلولين پارک کنيد، جريمه خواهيد شد. يا ما از بانکهاي .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 8:35 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي
 

نويسنده: محمد رسولي (روانشناس باليني)

الف) اسطوره آرس:

آرس خداي جنگ بود، و يا بيشتر رفتار ديوانه وار و جنگ طلبانه و جنگجويي داشت. استادش پرياپوس (Periapus) (خداي خلاقيت و حاصلخيزي که به داشتن آلت تناسلي بسيار بزرگ مشهور بوده است)، در ابتدا آرس را براي رقاص بودن آموزش داد، و بعداً او را براي جنگيدن تحت تعاليم خود قرار داد. يک ضرب المثل سلتي مي گويد: «يک اسلحه به يک مرد ندهيد ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 8:34 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي

نويسنده: محمد رسولي (روانشناس باليني)

الف) اسطوره ديميتر:

ديميتر ايزدبانوي حاصلخيزي و محصول و مادري کردن است.

روميان، ديميتر را با نام «  Ceres» مي شناسند، که به معني غله و محصول است.

 ب) نظام کنترل عاطفي زنان ديميتر:

انرژي زنان ديميتر بيشتر صرف تغذيه کردن و .......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 8:33 PM  توسط   | 

 
 
نويسنده: سميرا موسوي
 

ز) ازدواج زنان پرسفون:

مناسب ترين ازدواج براي زنان پرسفون ازدواج آنها با مردان هادس است. ازدواج زنان پرسفون با مردان هادس، با تغيير و دگرگوني همراه است. زوجي که بطور موفقيت آميزي از اين انرژي استفاده مي کنند، يکديگر را در طول زندگي براي تجربه تغييرات فردي، هدايت و راهنمايي مي کنند.                         

آنها احتمالاً بتدريج، بطور دردناکي از تجربه هاي گذشته، جدا و رها مي شوند. آنها به بلوغ و پختگي مي رسندو مراحل بالاتر رشد فردي را طي ..........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 8:33 PM  توسط   | 

 
 
نويسنده: سميرا موسوي

نويسنده: محمد رسولي-روان شناس باليني( از شهر بندرعباس)

الف) اسطوره پرسفون:

پرسفون دختر جوان زئوس و ديميتر بود. يک روز او در دشت « انا» مشغول گل چيدن بود. او يک گل نرگس زيبا را از زمين بيرون کشيد که ناگهان زمين شکافته شد و هادس، فرمانرواي مرگ و جهان زيرين، بطور رعدآسايي با ارابه طلايي اش که توسط چهار اسب سياه کشيده مي شد، از شکاف زمين بيرون آمده و پرسفون را در حالي که جيغ مي زد قاپيد و او را با خودش به جهان زيرين برد. گفته مي شود که اين امر به توصيه خود زئوس انجام شده بود. وقتي اين اتفاق افتاد، فقط زئوس و هليوس(خداي خورشيد) آن را ديدند. چون ديميتر بدنبال دخترش مي گشت، يأس و نااميدي او .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 8:32 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي
 

نويسنده : محمد رسولي -روان شناس باليني 

الف) اسطوره هادس:

هادس در جهان زيرين ، در قلمرو مرگ حکومت مي کرد. او ثروت بي شماري داشت، اما منزوي و گوشه گير بود. هادس وقتي براي آمدن به جهان بالا، جهان زيرين را ترک مي کرد، يک کلاه نامرئي ......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 8:32 PM  توسط   | 

 

نويسنده: سميرا موسوي
 





الف) اسطوره هستيا:

هستيا ايزدبانوي خانه، آتشدان و باغ بود.

روميان، هستيا را با نام « Vesta » مي شناسند.

ب) نظام کنترل عاطفي زنان هستيا :

انرژي زنان هستيا بيشتر در زمينه « لانه سازي» صرف مي شود. بدون انرژي هستيا، احساس آوارگي، سرگرداني، يا ناپايداري در افراد بوجود مي آيد، هرچند آنها .........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 8:30 PM  توسط   | 

نويسنده: سميرا موسوي
 


الف) اسطوره هفايستوس:

هفايستوس صنعتگر و خداي آهنگري است. او ابزارها، سلاح ها، ارابه ها و هر چيزي که ديگر خدايان نياز دارند و استفاده مي کنند را مي سازد.

روميان، هفايستوس را با نام  ولکان (Vulcan) «آتشفشان » مي شناسند.

هفايستوس يک گرز يا چماق دارد. ساير خدايان او را به علت ناتواني اش (ضعف در مهارتهاي اجتماعي، تمايل به تنهايي، و قدرت تخريبي او ) از خود دور .......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 8:29 PM  توسط   | 

 
 
نويسنده: سميرا موسوي
 

الف) اسطوره زنان آرتميس:

آرتميس با گروهي از پريان و گله اي از سگها در طبيعت وحشي به تفريح مشغول مي شد. به عنوان يک شکارچي و کماندار، تيرهايش هميشه به هدف مي خورد.

آرتميس به هر کسي که از نظر جسمي به خطر افتاده و از او تقاضاي کمک مي کرد، ياري مي نمود. آرتميس، ايزدبانوي زايمان .........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 8:28 PM  توسط   | 

 
 
نويسنده: سميرا موسوي
 

الف) اسطوره مردان هرمس:

هرمس، حقه باز و شياد بود. او خداي جواني بود که هر کاري که او را سرگرم مي کرد يا مي توانست او را بخنداند، را درست مي دانست، هرچند آن کار با دروغگويي و دزدي انجام شود. از آنجايي که هرمس پيام رسان خدايان بود، او نماد حرکت تند و سريع، تفکر تند و سريع بود. او سخنوري ماهر بود که از کلمات خيلي فصيح و روان استفاده مي کرد.

او خداي «خوش شانسي» و «غير قابل پيش بيني بودن» است. او خداي سفرها است. او تنها خدايي است که مي تواند به دنياي زيرين و قلمرو هادس، حوزه .........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 8:27 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي
 

آقاي رسولي زحمت کشيدن و مطالب زير رو درباره خدابانوي آتنا ترجمه کردن و فرستادن. جا داره که دوستان علاقه مند نظرات خودشون رو راجع به اين مطالب در مقايسه با دانسته هاشون در اختيار بقيه هم قرار بدن. با سپاس


الف) اسطوره زنان آتنا :


 آتنا ايزدبانوي شهرها، ارتش، استراتژي ها و ترفندهاي سياسي، صنايع ( مانند: بافندگي، سفالگري، فلزکاري و ...) است.

او هم از مردان قهرمان حمايت مي کند و هم آنها را راهنمايي .....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 8:25 PM  توسط   | 

 

ادامه مطالب آقاي رسولي اينبار در رابطه با آرکتايپ پوزيدون؛

الف) اسطوره پوزيدون:

پوزيدون، فرمانرواي درياها است. او از اينکه زئوس، زمين را تحت کنترل خود در آورده بود، بسيار ناراضي بود. پوزيدون، بطور مکرر و هميشه در برابر زئوس شورش و طغيان مي کرد و هميشه هم ناموفق بود.

پسران پوزيدون مونسترهاي گيانت بودند، اما پدر و پسرانش با هم وفادار و صادق و رو راست بودند. بعد از اينکه اوديسه، پولي فيموس، پسر پوزيدون، را کور کرد، پوزيدون تا 20 سال به فکر انتقام جويي از او بود و احساس کينه و نفرت شديدي نسبت به اوديسه ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 8:22 PM  توسط   | 

 
نويسنده: سميرا موسوي
 

ادامه مطلب آقاي رسولي در رابطه با زنان هرا تايپ؛
زنان هرا(Hera) :  

الف) اسطوره هرا:

هرا همسر زئوس بود. او نسبت به معشوقه هاي زئوس و فرزندان آنها بسيار حسود و ......

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 8:21 PM  توسط   | 

 

بخش دوم


 


در شعر هميشه سهراب سپهري از کتاب حجم سبز به نظر ميرسد شاعر در غروب با آنيما مواجه ميشود و آنيما تا حوالي صبح با او سخن ميگويد و سپس در حوالي صبح شاعر به خواب ......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 8:13 PM  توسط   | 

 

تفسيري از شعر " هميشه " سهراب سپهري از کتاب "حجم سبز "


---------------------------------------


                                                                             


توضيح : اين مطلب خلاصه اي است از کتاب " نگاهي به سپهري " نوشته دکتر سيروس شميسا (صفحات 250-258 ) که به تفسير يکي از اشعار سهراب با نگاهي به مفهوم آنيما اختصاص داره . در واقع به اعتقاد آقاي شميسا اين شعر تصوير سهراب سپهري از ملاقات با آنيماي دروني يا ناخودآگاهش هستش . اين خلاصه رو به دو بخش تقسيم کردم. بخش اول به مفهوم آنيما و نظرات آقاي شميسا در اين باره ....

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 8:11 PM  توسط   | 

 

 

                                                                                       کارل گوستاو یونگ    

                                                                                       ترجمه : سیروس ذکا

 

                   فرانسیس بیکن

 

هنر ذاتن دانش نیست . هم چنان که دانش نیز ذاتن هنر نیست .با این بیان ، این دو قلمرو و فکر و

 ذهن هر یک دارای زمینه ی مخصوص به خویش هستند که جز به وسیله ی خود آن ها قابل

توضیح نیست .بنابراین اگر ما گاهی از ارتباط بین ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 0:2 AM  توسط   | 

 زهرا عبدی

 رمان شازده احتجاب یک واکاوی  عمیق در فرهنگ  و تاریخ دست خورده ی این مرزوبوم است.این رمان منشور عجیبی است که از هر منظری که با آن مواجه شوی به چشم انداز جدیدی دست می یابی .

شاید داروی چند لایه بودن که نه ، هزار لایه بودن این فرهنگ پیچ در پیچ ما واکاوی هایی از این دست باشد. فرهنگی که در کمال شگفتی چنان متناقض عمل می کند که تو نمی دانی این عملکرد حاصل تاثیر کدام لایه ی پنهانی بود. مانند دستی که بدون اراده ی تو .........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 0:1 AM  توسط   | 

 

 

در این نوشته  تلاشی در قضاوت مقوله ی خیال نکرده ام ، تنها  نگاه این سه ابر مرد را  در گوشه هایی که حس هر سه -به گمان نگارنده - به اشتراک نزدیک شده ، در کنار هم چیده ام .

تعریف خیال در شرح موضوعی مثنوی (کریم زمانی) : خیال مرتبه ای از عالم هستی است که از ماده و عوارض ماده مجرد است . و این همان چیزی است که عارفان و اشراقیان و حکیمان متاله بدان «عالم مثال» ، عالم اشباح »، «برزخ» ، «خیال منفصل» و «هَوَر قَلیا» گویند . این عالم میان عالم عقل و عالم طبع است . زیرا عالم عقل مجرد محض است و عالم طبع مادی محض . عالم خیال از حیث صورت مانند عالم طبع است اما از حیث باطن مانند عقل مجرد است . صوری که در رویا دیده می شود از این سنخ است . لیکن خیال در مثنوی غالبن بر .........

 

 

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 11:59 PM  توسط   | 

 

DSC00209.JPG

بیلسکر، ریچارد، اندیشه یونگ، ترجمه حسین پاینده، انتشارات آشیان، تهران، 1387، 176 صفحه + کتابنامه + نمایه + فهرست واژگان فارسی -  انگلیسی و  انگلیسی- فارسی






یادداشت مترجم
سوگند به قلم و آنچه [با آن] می‌نویسند.
( قرآن، سوره‌ی قلم، آیه‌ی 1)

یونگ را باید در زمره‌ی اندیشمندان بزرگ و پیشگامی محسوب کرد که در چند دهه‌ی اول قرن بیستم، از راه پژوهش‌ها و تألیفات و سخنرانی‌هایی بسیار تأثیرگذار، حقیقتی را در خصوص سرشت انسان ثابت کردند که امروزه از نظر ما انسان‌هایی که در اوایل قرن بیست‌ویکم زندگی می‌کنیم، دیگر موضوعی بدیع و حیرت‌آور تلقی نمی‌شود. برحسب این حقیقت، انسان موجودی واجد «دوبودگی»  است و رفتار و احساسات و افکار و امیالش، اساساً از خاستگاهی ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرند. این حقیقت را البته پیش از یونگ و امثال او، آفرینشگران آثار ادبی با خلق کردن شخصیت‌هایی که از تعارض‌های درونی رنج می‌بردند، به خوبی نشان داده بودند. اهمیت ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 11:37 PM  توسط   | 

 

 

Myers Briggs Type Indicator

 

  

مقدمه

مفهوم تیپ شخصیتی موجودیتش را مدیون روان شناس سوییسی کارل یونگ و دو زن آمریکایی به اسامی کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز میرز است . یونگ روان تحلیل گر پیرو مکتب فروید است. وی معتقد است رفتاری که به نظر غیر قابل پیش بینی می رسد اگر بتوان زیر بنای ذهنی و برداشت ها و نگرش های اشخاص را شناخت ، درک و شناسایی و قابل پیش بینی می باشند.

همزمان با یونگ، کاترین بریگز نظام ویژه ای برای تعیین تیپ شخصیتی اشخاص تدبیر کرد. در سال 1921 نظریه یونگ درباره شخصیت در کتابی با عنوان تیپ های روانی به چاپ رسید. کاترین درسال 1923 الگوی یونگ را پذیرفت و درباره یافته های وی به بررسی پرداخت.

 

 

میرز و بریگز با توجه به اهتمام نظری کارل یونگ و با بسط دادن آن، امکان استفاده علمی از آن را میسر ساختند . یونگ معتقد بود که سه ترجیح شخصیتی و هشت تیپ شخصیتی وجود دارند. کاترین بریگز و ایزابل بریگز میرز پس از بررسی مفصل به این ..........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 6:39 PM  توسط   | 

 

 

منبع : www.iran-newspaper.com

 
نقابى كه به چهره داريم
406413.jpg
[ليدا فخرى]
اخيراً كتابى با عنوان «خودآموز يونگ» با تيتر فرعى «آموزش مبانى روانشناسى تحليلى و آشنايى با نظريه هاى يونگ» اثر روت اسنودن به قلم نورالدين رحمانيان به فارسى برگردانده شده است و به همت نشر «آشيان» در دسترس مخاطبان مباحث نظرى روانشناسى و علاقه مندان حوزه تحليل روانكاوى قرار گرفته است.
اما يونگ كه بود و در ميان روانشناسان چه ..............

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 11:38 PM  توسط   | 

 

 
     کارل گوستاو یونگ : دیوانگی عبارت از قرار گرفتن تحت کنترل ناخودآگاه است ... این گفته که : " ما دیگر هیچ هراسی از خداوند نداریم و بر این باوریم که هر چیزی بایستی به وسیله ی معیارهای انسانی قضاوت شود " ، این اعتماد به نفس مبالغه آمیز یا محدودیت خودآگاهی ، همیشه کوتاه ترین راه به تیمارستان است .
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 10:48 PM  توسط   | 

 
   دریافت نسخه  PDF
   

فلسفه کیمیاگری از حقیقتی که کسی نمی‌داند سوء استفاده می‌کند : این حقیقت که واقعیتی وجود ندارد. واقعیت صرفاً محصول سرکوب آن چیزهایی است که در پس خود پنهان کرده است. واقعاً فکر می‌کنید آن چیزی که هست واقعیت دارد؟  نه، آن چیزی که هست صرفاً سرپوشی است بر آنچه می‌توانست باشد و نیست. به عنوان مثال در سطحی سیاسی کمونیسم را به این دلیل نا ممکن می‌دانند که فکر می‌کنند واقعیت ندارد یا نمی‌تواند داشته باشد! واقعیتی که از هژمونی لیبرال دموکراسی می‌آید. فرمول خیلی ساده‌تر از این حرفهاست : لیبرال دموکراسی از این‌رو امروزه واقعیت تام و تمام دارد که پیشاپیش از هر ابزاری که توانسته بر فاشیسم غلبه یافته است. مبارزه کرده است، جنگیده است، خون داده است. خیلی ساده ممکن .......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 11:45 AM  توسط   | 

 

زنان هرا(Hera) :  

الف) اسطوره هرا:

هرا همسر زئوس بود. او نسبت به معشوقه هاي زئوس و فرزندان آنها بسيار حسود و بيرحم و بدبين بود.

روميان، هرا را با نام « Juno» مي شناسند.

 

ب) نظام کنترل عاطفي زنان هرا :

انرژي زنان هرا بيشتر در زمينه سنتها، آداب و .......

 

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 1:42 PM  توسط   | 

 

 

الف) اسطوره پوزيدون:

پوزيدون، فرمانرواي درياها است. او از اينکه زئوس، زمين را تحت کنترل خود در آورده بود، بسيار ناراضي بود. پوزيدون، بطور مکرر و هميشه در برابر زئوس شورش و طغيان مي کرد و هميشه هم ناموفق بود.

پسران پوزيدون مونسترهاي گيانت بودند، اما پدر و پسرانش با هم وفادار و صادق و رو راست بودند. بعد از اينکه اوديسه، پولي فيموس، پسر پوزيدون، را کور کرد، پوزيدون تا 20 سال به فکر انتقام جويي از او بود و احساس کينه و نفرت شديدي نسبت به اوديسه .........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 1:43 PM  توسط   | 

 

آقاي محمد رسولي (روانشناس باليني) از خوانندگان وبلاگ کانون مطالعاتي هستن که لطف کردن و بخشي از مطالب مفيدي رو که در رابطه با آرکتايپ هاي زنانه ومردانه ترجمه کردن در اختيار کانون قرار دادن، اين پست مربوط به آرکتايپ زئوس از مطالب ايشون است، هرچند که در رابطه با کهن الگوي زئوس دوستان زحمت کشيدن و مطالب مفيد و کاملي رو قبلا در وبلاگ قرار دادن اما مرور دوباره اونها و برخي مطالب جديد با ديدگاه و شيوه نگارشي متفاوت خالي از لطف .........

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 13 دی1387ساعت 1:41 PM  توسط   | 

 

-   خداي کوره آهنگري و اختراع و خلاقيت زميني‏، استاد صنعتگر

-  خداي کوه آتشفشان (مثل آتشفشان اتفاق هميشه در عمق شخصيتشان مي افتد و بعد بروز ميکند)

-  تنها ايزدي که نقص فيزيکي رنج .......

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 1:39 PM  توسط   | 

 

 

«سايه» [1] در اصطلاحات راونشناسي يونگ، بيشتر جنبه‌ي منفي و پست شخصيت آدمي است. مانند تمايلاتي حيواني است كه آن‌ها را از اجداد دور و حتي اجداد مادون انسان خود به ارث برده‌ايم. همچنين «سايه» شامل حالات و صفاتي است كه برخي از آن‌ها ممكن است بسيار خواستني و حتي ضروري زندگي باشند. شناخت نسبي ما از سايه و مواجهه‌ي آگاهانه‌ با آن ، نخستين گام براي خود شكوفايي است [2]

«سايه» در ما وسوسه‌ها مي‌آفريند، و گاه ما به ......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 11:58 PM  توسط   | 

 

 

کارل گوستاویونگ روانکاو ـ روانپزشک برجسته ی سوئیسی در 26 ژوئیه در روستای کسویل در کنار دریاچه ی کنستانس متولد شد. او فرزند یک روحانی (کشیش) مذهب پروتستان بود و شاید بتوان گفت همه قبیله ی او عالمان دین بودند! چرا که هشت نفر از عموها و دائی ها نیز کشیش بودند که مسلماً در جهان بینی دینی یونگ تأثیر بسزایی داشته اند. زمانی که پدر به مأموریتی فرا خوانده می شود مادر نیز به اختلالات روانی مبتلا می شود و مدتی را در بیمارستان می گذراند و سرپرستی او به عمه که در دامان آلپ زندگی می کند سپرده می شود. آنجاست که یونگ با طبیعت از نزدیک ارتباط برقرار می کند با کوهها، دریاچه ها و منظره های پرشکوه آلپ و این ارتباط تا پایان زندگی بر رشد همه جانبه ی روان او مؤثر واقع می شود. از آنجا که دو برادر یونگ قبل از تولد او در گذشته بودند و خواهر کوچکتر که نُه سال هم کوچکتر بود هنوز نیامده بود یونگ کودک تنهایی بود که مجبور بود ساعتها با خودش بازی کند حتی بازی اختراع کند، یونگ شخصیتی کاملاً درون گرا داشت و تاب شنیدن هیچ گونه انتقاد یا نگاههای کنجکاو اطرافیان را نداشت. او از کودکی به اشکالاتی که در روابط پدر و مادرش وجود داشت آگاه بود، زن و شوهری که در دو اطاق جدا .......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 11:10 PM  توسط   | 

dr bolen,dr shiri دکتر بولن          dr jung,dr shiri پروفسوریونگ

منظور از آرکتایپ ها و کهن الگوهای شخصیتی چیست ؟

یونگ و شاگردانش نکات کاربردی زیادی درباره شخصیت شناسی  و تیپ درونی آدمها بلد بوده اند و به ما یاد داده اند . خیلی اوقات مراجعین یا شاگردان من میپرسند از کچا تونستید پیش بینی کنید فلان کس فلان کار را خواهد کرد؟ از کجا تشخیص میدهید  فلان فرد آدم مناسبی برای ازدواج یا ارتباط با من نیست؟ حقیقتش یکی از بهترین دانشهایی که به من کمک میکند رفتار افراد را تحلیل کنم ، دانش آرکتایپ است که بحث وسیعیست و یکی از جذاب ترین بخشهایش همین است که مردان و زنان در بررسیهای دقیق خانم دکتر بولن ( روانپزشک یونگی) تقریبا 15 الگوی شخصیتی دارند.
نحوه تدریس چگونه است :؟ تدریس  8 تیپ مشهور مردانه با اسفاده از اسلاید + بریده فیلم + مثالهای واقعی و کلینیکی + معرفی منابع مطالعاتی کتاب و سایت
* این کلاس بدرد زنان میخورد یا مردان ؟
این هشت تیپ مردانه را هم مردان دارند هم هر زنی میفهمد کدام مردان میتوانند از او دل بربایند یا چرا از بعضی ها متنفر است.شما میفهمید در کدام عرصه زندگی با کدامیک از اینها موفق شده اید. تیپ غالب خودتان را میشناسید و نقاط ضعف و قوت تیپتان را میفهمید.مثلا مردان زئوس مرود علاقه بسیاری از زنان هستند ؛ مردانی در حوزه قدرت ، با عرضه ولی باید یک زن بداند این مرد کمی خود رای است. بسیاری از زئوسها در معرض خیانت هستند. افسردگی سفید این مردان را به خطر می اندازد.
* شخصیتهای تدریسی عبارتند از : زئوس ، آپولو ، پوزیدون ،هرمس ، هفائستوس ، دیونوسوس ، هادس ، آرس
 
* آیا این کلاس پیش نیاز خاصی احتیاج دارد ؟ خیر ، شما با هر تحصیلاتی و هر رشته ای میتوانید از این کلاس بهره ببرید
* کاربردها : رابطه عاطفی ، مدیریت ، بهره وری کاری ، ترک اعتیاد ، رهایی از افسردگی
    • مبلغ : 85000 تومان تا آخر وقت اداری چهارشنبه 15 ابان ( از این تاریخ به بعد 100000 تومان ) فقط واریز به حساب 7/611490/1 بانک صادرات
  • اگر افرادی از طریق موسسه یا اداره یا گروهی بیش از 10 نفر تشریف بیاورند ، جهت تشویق ، از تخفیفات ویژه ای برخوردار خواهند شد.
  • هر کسی که به دلایلی از پرداخت یکجا منعی دارد لطفا با مسوول ثبت نام مطرح کند تا طی دو پرداخت بدون نگرانی مالی ، در کلاس حضور یابد
محل کلاس : سالن آموزش و پرورش ، میدان تجریش
ساعت کلاس : 5 شنبه شانزدهم آبان  17:30 الی 20:30-------------------جمعه هفدهم آبان  10 الی 19
جهت ثبت نام تماس با شماره های زیر خانم علیپور 09124228918   /           09358357251    و اعلام شماره فیش/ افراد جدید، روز اول کلاس یک قطعه عکس برای پرونده آموزشی به همراه بیاورند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:56 PM  توسط   | 

 

 

نشست‌ هفتگی‌ شهر کتاب‌ روز سه‌ شنبه‌ دوم‌ خرداد ماه‌ 1385 به‌ بررسی‌ »اندیشه‌ یونگ‌« اختصاص‌ داشت‌. در این‌ نشست‌ دکتر حسین‌ پاینده‌ و دکتر سیروس‌ شمیسا موضوعات‌ مرتبط‌ با آرا و اندیشه‌های‌ یونگ‌ را مورد تحلیل‌ و تفسیر قرار دادند. متن‌ ذیل‌ شرحی‌ از این‌ نشست‌ است‌. علی‌ اصغر محمدخانی‌ دبیر نشست‌های‌ شهر کتاب‌ در ابتدای‌ مراسم‌ گفت‌: درباره‌ یونگ‌ کتاب‌های‌ زیادی‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ شده‌ است‌ و البته‌ آثاری‌ هم‌ وجود دارد که‌ هنوز به‌ فارسی‌ برگردانده‌ نشده‌ است‌.

آنچه‌ موجب‌ تشکیل‌ این‌ نشست‌ شد کتاب‌ یونگ‌ دکتر حسین‌ پاینده‌ و پیشنهاد ایشان‌ بود. در واقع‌ کتاب‌ دکتر پاینده‌ بهانه‌ای‌ شد برای‌ بحث‌ پیرامون‌ یونگ‌ و تاثیر نظریات‌ او در فلسفه‌، روان‌ شناسی‌، نقد ادبی‌ و.... با این‌ وجود باید گفت‌ همچنان‌ درباره‌ یونگ‌ - به‌ ویژه‌ در حوزه‌ نقد ادبی‌ - نیازمند کارهای‌ بیشتر و تحلیل‌های‌ مفصلی‌ هستیم‌. دکتر حسین‌ پاینده‌ در این‌ نشست‌ گفت‌: آرکی‌ تایپ‌ یا کهن‌ الگو از دو جزء خاستگاه‌ و سنخ‌ یا نوع تشکیل‌ شده‌ است‌ و مراد یونگ‌ از طرح‌ آن‌ .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 11:9 PM  توسط   | 

 

هيچ وقت به پستوي ذهن خود سفر كرده‌ايد، قطعا سفر پر‌پيچ و خمي است؛ اگر پيچيدگي‌هاي آن را دريابيم.چرا كه تجربيات گوناگون ما در اين پستو، طبقه‌بندي و نگهداري مي‌شوند و در واقع هر كلام، روايت و ماجرايي، پرونده‌اي از آنها را به بازخواني فرا‌مي‌خواند.
اين بازخواني‌ها كه به تصويرسازي‌هاي متفاوتي از واقعيت مي‌انجامد. اما همه اين تصويرها در پسپتوي ذهن، سخت ذخیره ‌مي‌شوند و "ناخودآگاه" را شكل‌مي‌دهند كه احساس‌ها و تجربيات دوران كودكي در عميق‌ترين لايه‌هاي آن قرار‌مي‌گيرند.
كارل گوستاو يونگ، معتقد است آنچه سرشت آدمي را تشكيل‌مي‌دهد و بيشتر الگوهاي رفتاري انسان را تنظيم مي‌كند، ريشه در ناخودآگاه انسان دارد.
فلسفه ناخودآگاه philosophy of unconscious، در نيمه دوم قرن نوزدهم به عنوان يك اصل مهم در روانكاوي براي درمان بيماران ......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 0:13 AM  توسط   | 

 

 

در روان‌شناسی تحلیلی آن دسته از اشکال ادراک و اندریافت را که به یک جمع به ارث رسیده‌است را کهن‌الگو یا سَرنمون می‌خوانند. هر کهن‌الگو تمایل ساختاری نهفته‌ای هست که بیانگر محتویات و فرایندهای پویای ناخودآگاه جمعی در سیمای تصاویر ابتدایی است. مانند اساسی‌ترین کنش‌های زیستی احتمالاً مهم‌ترین تصاویر ابتدایی در همهٔ دوران‌ها و نژادها مشترک است. یک کهن‌الگو را می‌توان همچون یک ذخیرهٔ هوش‌افزا، یک نقش سر، یا یک اثر ارثی تصور کرد که از طریق تراکم تجربیات روانی بی‌شماری که همواره تکرار شده‌اند تکوین یافته‌است. تصاویر ابتدایی محصول و مرتبط با دو عامل هستند: فرایندها و رویدادهای طبیعی که پیوسته تکرار می‌شوند و عوامل تعیین کننده درونی زندگی روانی و کل زندگی. این تصاویر به لطف همین طبیعت دوگانه به خوبی می‌توانند هر دو دسته دریافت‌های بیرونی و درونی را هماهنگ سازند و به آنها معنا بخشند و .........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 0:4 AM  توسط   | 

 

این به هیچ وجه اتفاقی نیست که وقتی جناب میرزا – از بابت مهری که دارد – من را دعوت به نوشتن یادداشتی در مورد خواب می‌کند من با تمام وجودم یک بار دیگر با ماهیت مرموز این پدیده‌ی بشری (الهی؟) مواجه شوم! توضیح آنکه چند شب پیش خواب دیدم در مقابل یک بسیجی – که خانمی چادری بود – در حالی که موهایم را باز گذاشته‌ام به شیوه‌ی تحریک آمیزی، بلندی آن را به رخ می‌کشم (که یعنی شماها عددی هستید؟ نه!) این خواب نمی‌توانست معنای خوبی داشته باشد. چرا که مفهوم آیینی گیسوان باز کرده و آشفته، اصابت فاجعه است. پریشان کردن گیسوان به رسم سوگواری در بسیاری فرهنگ‌ها سنتی آشناست. از جمله در ناحیه‌ی میاندورود سابقه‌اش به فرهنگ سومر می‌رسد، و در سوگنامه‌ی گیلگمش ذکر آن رفته.(1) اما من این تعبیر را جدی نگرفتم. چون – چنانکه مطلعید – حکومت مدعی سنت ما (2) چندی ست به صاحبان گیسوان بلند اعلان جنگ داده و من چند هفته پیش که در خیابان ونک می‌رفتم و خودروی مآموران را دیدم به ذهنم خطور کرد که تعمدآ، یعنی از باب شیطنت موهایم را باز کنم (به مصداق این بیت که: « خریت نه چندان علف خوردن است...»). البته چنین نکردم. ولی به هر حال این خواب را به سادگی بازتاب آن پندار به کردار نیامده انگاشتم.

اما روزهای پس از آن نشان داد که تعبیر اول درست بود: من با سه رویداد ناخجسته رو به رو شدم که البته سپاسگذارم که قابل تحمل بوده‌اند. سومین رویداد ناگوار، به عنوان نمونه، این بود که شیشه‌ی عینک بنده ترک برداشت. شایان ذکر است که شب پیش نیز در خواب دیده بودم که هر دو شیشه‌ی عینکم کاملا ترک برداشته است! به گمانم، آسمان این هفته با من شوخی کرد. اما نه... جدی‌تر از یک شوخی بود، به من یادآوری شد که مدتی‌ست سهل‌انگارم.

باور به جنبه‌ی پیشگویی‌کننده‌ی خواب‌ها و از آن بالاتر باور به اینکه تقارن دو حادثه‌ی بیرونی و درونی معنادار است (در مورد من: مقارنت نامه‌ی شماره‌ی جدید هزارتو (خواب) و خواب شومی که دیدم)، کسانی را که به قانون علیت مکانیکی (فاعلی) سخت پایبند و باورمندند آشفته می‌کند. آنها این قبیل باورها را خرافه محسوب خواهند کرد: چگونه رویایی که در خواب دیده می‌شود می‌تواند به حوادث فیزیکی مرتبط باشد؟ بد نیست این عده بدانند که ......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 9:42 PM  توسط   | 





نوشته دکتر شیری


ساعاتی پیش نشستم و کل برنامه اختتامیه المپیک را تماشا کردم...چهره های خندان را میدیدم و حس میهن پرستی ورزشکاران را جلوی دوربین بی بی سی (و همزمان ایتالیا و امارات )  میدیدم و هم لذت میبردم هم حرص میخوردم و حتما خیلی ها مثل من چنین تجربه ای کردند
من متاسفانه چهره کاروان ایران را ندیدم...فقط از دور  پرچم ایران دیدم و لذا تصمیم گرفتم مطلبی تحلیلی برای المپیک ۲۰۱۲ لندن بنویسم.
المپیک از نظر روانشناسی  نکات جالبی دارد که برای بازیهای المپیک 2012 لندن به تیم کشورمان کمک کند.
مدیریت انگیزه MOTIVATION  Mnagement : بازیکنان باید انگیزه رقابت داشته باشند. بهترین آرکتایپی  Archetype که این جاه طلبی را به افراد میدهد تا برای اول شدن تلاش کنند ، ژئوس zeus میباشد. زئوس همان آرکتایپی هست که اگر در فردی غالب باشد باعث میشود او سعی کند عرضه های خود را چنان نشان دهد که همه به قابل بودن او اعتراف کنند. این افراد در کودکی ،در یارکشی بازیهای گروهی  نفر اولند ،در کلاس مبصرند  ، ارشد یگانند در خدمت سربازی ، کارمندان لایقی هستند که با کار خوب و برقراری ارتباطات با حوزه های بدردبخور در ........
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 7:14 PM  توسط   | 



 كارل گوستاويونگ  CARL GUSTAV JUNGروانشناس برجسته سوئيسى و بنيانگذار روانكاوى تحليلى در سال 26 ژولای ۱۸۷۵ ديده به جهان گشود.

در دانشگاه بازل پزشكى خواند و سپس دستيار روانكاوى در دانشگاه زوريخ شد. او در آغاز زير نظر پى ير ژانه در پاريس مدتى تحقيق كرد و بعدها شاگرد اويگن بلويلر شد.يونگ چندسالى دوست و همكار فرويد بود و اولين رياست انجمن بين المللى روانكاوى در سال ۱۹۱۱ را برعهده داشت. در ۱۹۱۴ از فرويد گسست و مكتب روانشناسى تحليلى اش را بنياد نهاد. از جمله فعاليت هاى علمى گسترده يونگ مى توان به مطالعات او درباره آزمونهاى تداعى و يادآورى و كوشش براى طبقه بندى انواع شخصيت ها و شرح و بسط نظريه اى درباره ناخودآگاه جمعى اشاره كرد. يونگ همچنين .....

 

 

 



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 3:23 PM  توسط   | 

 

 

بنا به فرضیه تقارن زمانی ، بین جهان عینی و روح انسان ارتباط وجود دارد. بدین معنی که هرکدام دیگری را تایید می کند. در لحظات شور و هیجان ویژه، وقتی وضعیت روانی انسان شدیدا ملتهب می شود ( هنگام عشق، نفرت ، همت،تمرکز،آفرینش،شوریدگی و ...) روح می تواند واقعیت خارجی را تغییر دهد. مثل وارد شدن سوسک طلایی از دفتر یونگ

 

قوه تخیل فرد خلاق می تواند به عین دریابد. بر اثر برونفکنی میل و شوق شدید انسان در اشیا و پدیده های موجود اتفاقی غیرمنتظره و غیر معمول بوجود می آید.

 

خودآگاه بطور طبیعی در برابر آنچه ناخودآگاه و ناشناخته است مقاومت میکند.

 

خواب باید همچون یک واقعه انگاشته شود ،دیگر اینکه نباید ......

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 8:21 PM  توسط   | 

 
 
فرد- همشهري‌آنلاين- معصومه كيهاني:
معمولا براي برخورد منصفانه و عادلانه با مسايل، مي‌گوييم بهتراست از خودمان شروع كنيم و قضيه را اول درخودمان جستجو كنيم

بنابراين، يك راست مي‌رويم سراصل قضيه؛ چه احساسي نسبت به خودتان داريد؟ آيا اين احساس با برچسب‌هايي كه دردوران كودكي از سوي ديگران، بخصوص پدرو مادر يا معلم خود دريافت ........








ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 8:40 AM  توسط   | 

 
آخرين پرسش نيچه

جيمز ل. جرِت / ترجمه ؛ سپيده حبيب

دکتر کارل گوستاو يونگ در بهار سال 1934 موضوع جديدي براي سمينارهايي که از اکتبر 1930 در باشگاه روانشناسي زوريخ برگزار مي کرد، برگزيد. موضوعي که يونگ و شاگردانش پيشتر به آن پرداخته بودند، پنداره ها بود. گروه براي انتخاب نيچه و اثر خارق العاده اش، چنين گفت زرتشت، به عنوان موضوع جديد بحث، به وضوح ترديد داشت؛ به همين دليل استاد به همگي هشدار داد که راهي دشوار و سنگلاخ پيش رو دارند، چون نه تنها ذهنيت نيچه بسيار پيچيده و بغرنج است، بلکه زرتشت او و شيوه يي که نيچه براي رسيدن به هدفش برگزيده نيز چنين است، با اين حال کسي مأيوس نشد و کار به شيوه سمينارهاي پيشين جلو رفت، هيجان گروه فزوني گرفت و سرپرستشان آنها را براي سير و سياحتي آماده کرد که مقدر شده بود در تابستان سرنوشت ساز 1939 با آژير جنگ، پيش از موعد خاتمه يابد. اصرار يونگ به برگزاري سميناري درباره کتاب نيچه براي کساني که او را از نزديک مي شناختند، غافلگيرکننده نبود. يونگ در آثار اوليه اش به بحث در مورد نيچه پرداخته بود و بيشتر دستياران و همکارانش مي دانستند که چه اهميتي براي اين فيلسوف، شاعر و روانشناس آلماني قائل است و انديشه او را پيشروتر از نسل خودش مي داند. در ابتدا به .......






ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 9:55 PM  توسط   | 

 

مردان معمولا خود را مرد می‌دانند و زنان خود را زن می‌دانند . اما داستانی در خصوص آفرینش زن و مرد وجود دارد که این موضوع را دچار ابهام می‌کند . وقتی خدا تصمیم به آفرینش زن گرفت ، آدم را به خواب عمیقی فرو برد و یکی از دنده هایش را بیرون کشید و حوا را از دنده آدم بیرون کشید .

بردیایف فیلسوف روسی می‌نویسد :"مردی که در او اصل زنانه کاملاً غایب باشد ، موجودی انتزاعی و کاملاً جدا از عنصر هستی است . زنی که در او اصل مردانه کاملاً غایب باشد ، فاقد هویت است ... تنها اتحاد این دو اصل است،که یک انسان کامل را می‌سازد که در .........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 12:22 PM  توسط   | 


اين نقد ريشه در دو حوزه انسان شناسي و روانشناسي دارد. در حوزه انسان شناسي اين رويكرد به نوشته هاي جيمز فريزر اسكاتلندي و به ويژه كتاب شاخه طلايي او در سال 1915 باز مي گردد كه در آن به بررسي سمبل هاي فرهنگ هاي مختلف پرداخته بود. پس از او اين فرويد بود كه ضمن تكميل ايده هاي فريزر نام اين سمبل ها را كهن الگو گذارده و محل آن ها را در ضمير ناخودآگاه فرد قرار داده بود. اولين فردي كه به اين كهن الگوها در آثار ادبي توجه كرد ماد بادكين بود كه در كتابي تحت عنوان تصوير هاي كهن الگو يانه در شعر به كاربرد هاي شعريك اين كهن الگو ها پرداخت. نورتروپ فراي كانادايي نيز نخستين كسي بود كه در كتاب بسيار مهم خود تحت عنوان كالبد شكافي نقد، رويكرد كهن الگويانه را به عنوان يك شيوه انتقادي در عرصه نقد ادبي معرفي كرد شيوه اي كه در دهه هاي پنجاه و شصت ميلادي شيوه غالب نقد آثار ادبي بود. بعد ها ........








ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 5:13 PM  توسط   | 



کارل
یونگ یکی از برجسته‌ترین روانشناسان مکتب روان تحلیل‌گری است که با ایجادروان‌شناسی تحلیلی“ و تألیف آثار متعدد در این زمینه نام خود را برای همیشه در تاریخ روانشناسی ماندگار کرده است. او در دهکده کوچکی در شمال سوئیس متولد شد، در خانواده‌ای پرورش یافت که به‌خاطر ویژگی‌های خاص والدینش نمی‌توانست به آن‌ها اطمینان کند ”پدرش کشیشی ایمان باخته و مادرش از اختلال‌های هیجانی رنج می‌برد“.
او در سال ۱۹۰۰ در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شد و به پژوهش و دریس در روانپزشکی پرداخت. هنگامی که یونگ ۳۸ ساله بود، دوره‌ای از آشفتگی‌های شدید هیجانی را تجربه کرد که سه سال ادامه داشت و در تمام این مدت تصور می‌کرد که در حال دیوانه شدن است، اما او تنش‌های هیجانی خود را به وسیله برخورد با ذهن ناهشیارش حل می‌کرد. این بحران هیجانی یونگ دوره‌ای از خلاقیت بی‌کران او بود و منجر به تدوین نظریه شخصیتی‌اش شد. او ریشه مشکلات روانی را عدم ........






ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 12:20 PM  توسط   | 

 

آنچه از نظر شما دوستان گرانقدر می گذرد نگاه اندیشمند و متفکر ایرانی دکتر علی شریعتی در باب شخصیت و منش کاری یونگ است . دکتر علی شریعتی یونگ را فردی نوآور ، دارای اندیشه های بدیع می داند . وی وجه ممیزه یونگ را لمس نمودن روح مخاطب خود می داند . ذیلا به ذکر دست نوشته های دکتر علی شریعتی در باب اندیشه های یونگ می پردازیم .
یونگ روانشناس و روانکاو نامی سویسی را می شناسید . وی برجسته ترین شاگرد و ادامه دهنده مکتب زیگموند فروید بود . شاگردی نه مقلد بلکه مبتکر و نوآور که جز (آنچه)از استاد گرفته بود خود سخنهای بسیار و اندیشه های بدیع ارجمند داشت .
وی روانپزشکی زبردست و اعجاز انگیز .....





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 12:18 PM  توسط   | 


چطوریه که وقتی 2 نفر همدیگرو می بینن، بهم دل می بندن و عاشق هم میشن؟ وقتی با اون شخص هستین، انگار تو بهشتین که در کلمات نمی گنجه، و وقتی اونو نمی بینین، یه احساس دلتنگی نیشدار، هوشیاری شما رو ازتون می گیره و شما منتظر ملاقات بعدی باهاشین.. و احتمالا با خود می گین که "دنیا برای من یه معنی جدید گرفته".. و از اینجا وارد قلمرو آرکتایپ ها میشیم..

این سلسله احساسات رو که در بسیاری از فیلم ها، رمان ها، اشعار، عشاق متعهد جوان دور و برمون که مثلا اینگونه اظهار میشه که " ما نیمه گمشده مون رو پیدا کردیم"، " ما دو تا برای هم آفریده شدیم" (ترجمه Soul Mate)؛ ما باور ......







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 12:8 PM  توسط   | 

 


مشکلات روان شناختی



  • عدم تعادل عاطفی( مثل بچه ها فقط راحتی را درک میکند.)
  • تسخیر آنیما
  • کینه توزی ، نفرت ، انتقام
  • قضاوتهای مغرضانه
  • عدم احترام و اعتماد......



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 7:32 PM  توسط   | 

 پوزئیدون سمبل آبهای زیر زمینی یا عواطف عمیق درون گرایانه است با پوزئیدون است که به حوزه روان شناختی عواطف وارد میشویم .

·        همانطور که گفتیم پوزئیدون خدای دریاهاست و دریا اشاره به ناخودآگاه دارد و پوزئیدون نشانه بخش عاطفی ناخودآگاه است همچون دریا که در پس امواج آرام و آبیش ‏‏، طوفانی عظیم نهفته است در زیر سطح آرام روح یک پوزئیدون تایپ خدایی کینه توز نهان است که نه تنها با سرکوب از بین نمی رود بلکه بیشتر آماده انتقام از همه کس و همه چیز میشود(زیرا هرچیز را که در وجود سرکوب کنیم روزی به شکلی ......







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 7:32 PM  توسط   | 

پوزئیدون


پوزیدون


جنسیت : مرد


پدر : کرونوس


مادر : رئا


همسر : همسران فراوان


وابستگان : برادر زئوس ، هادس ، هستیا ، دیمیتر و هرا


مرگ : نامیرا


 


پسر کرونوس ورئا و برادر کوچک زئوس بودکه در تقسیم جهان بعد از شکست کرونوس دریاها به او رسید و اورا خدای مطلق دریا می دانستند. پرورش دوران کودکی وی توسط تلکین ها (1) و کفیرا دختر اوشن صورت گرفت و هنگامی که به سن بلوغ رسید عاشق هالیا خواهر تلکین ها شد و از این وصلت صاحب شش پسرو یک دختر بنام رودس گردید این موضوع در .........

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 7:31 PM  توسط   | 






کار:


·        زئوس باید در جایی فعالیت کند که جای پیشرفت داشته باشد .


·        از دور اعمال قدرت میکند و همه چیز را زیر نظر دارد .


·        خود را درگیر جزئیات نمیکند.


·        شخصیتی قوی و آسیب ناپذیر دارد.


·        بی رحمی لازم برای تصمیمات بزرگ ......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 7:30 PM  توسط   | 


منبع : http://jahadstudingunit.parsiblog.com


 جنسیت: مذکر


پدر:کرونوس


مادر: رئا


فرزندان :آتنا، آفرودیت ، آپولو ، آرتیمیس ، آپولو ، هرمس           


وابستگان: برادر پوزیدون و هادس


مرگ: نامیرا



 تولد


زئوس ، در اسطوره‌های یونان، خدای خدایان است. معادل آن در اسطوره‌های رومی ژوپیتر است. زئوس جوانترین فرزنده رئا و کرونوس بود. او بزرگترین فرمانروای کوه المپ و معبد تمام خدایانی که در آنجا بنا شده بودند، بود. با بودن بزرگترین حکفرما او قانون، عدالت و معنویت را تعیین می نمود، و این مسئله او را رهبر روحانی خدایان و انسانها نمود.زئوس خدای آسمان ها بود، و در اصل به عنوان خدای آسمان و هوا از طرف قبایل یونانی پرستش میشد. نام زئوس مربوط است به ......







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 7:29 PM  توسط   | 


منبع :
http://www.doctorshiri.com


خانم فائزه محرر در بلاگ کانون مطالعاتی الزهرا ، آرکتایپ هرمس را معرفی کرده که ما در اینجا برای عموم میگذاریم


**********************************************************

در این رایداشت ویژگی های برجسته آرکه تایپ هرمس را توضیح داده ام و در انتهای هر ویژگی کتابی را که خواندنش در ارتباط با آن ویژگی مفید است معرفی کرده ام.

ویژگی های افراد هرمس تایپ :

-دایره ی وسیع توانایی ها واستعداد ها و وقدرت انتقال به مراحل مختلف

هرمس ها چون در زمینه های مختلفی استعداد و هوش خوبی دارند امکان فعالیت در حوزه های زیادی برای آن ها وجود دارد.آن ها اقیانوس یک وجبی از علوم و فنون دارند.هرمس ها هستند که موقع انتخاب رشته تحصیلی خود .....




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 7:21 PM  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر