تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

نويسنده: فاطمه کامرانی


 


 


  در اين فصل به اثرات مخربي كه انيما و انيموس در روابط ميتواند داشته باشد پرداخته ميشود.


 مباحث در 5 قسمت ارائه ميشود:




  • 2 مثال از تجسم انيما و انيموس در داستان هاي اسطوره اي 


  • انيماي مخرب


  • انيموس مخرب


  • نزاع انيما و انيموس ناآگاه


  • تاثيرات انيما و انيموس در انتخاب شريك زندگي

 دو مثال از تجسم انيما و انيموس در داستان هاي اسطوره اي


 1- داستان كيركه جادوگر اغواگر جزيره اي ......





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 4:35 PM  توسط م.ک.  | 

 درباره ی کارل گوستاو یونگ، آتوسا سلطان زاده

نقش ادبیات،اسطوره،دین وفرهنگ در روانشناسی

 

 کارل گوستاو یونگ،روان درمان و متفکر تئوری مکتب روانشناسی تحلیلی ،اهل سوئیس، پایه گذار اسطوره شناسی خلقها و روانشناسی دینی،-درکنار فروید و آدلر،یکی از مهمترین نمایندگان روانشناسی عمق گرا نیزاست.درمرکز روانشناسی تحلیلی او، نظریه "ضمیرناخودآگاه جمعی" قراردارد.اوغیراز روانشناسی،تعثیر مهمی روی علوم: انسانشناسی، فرهنگشناسی، دین شناسی، ادبیات، تعلیم وتربیت نیزازخودبجا گذاشته است، وغیرازروانشناسی درزمینه های: اسطوره شناسی، ستاره شناسی،کیمیاگری، و فلسفه های .......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 3 فروردین1387ساعت 5:50 PM  توسط م.ک.  | 

 

کارل گوستاو یونگ برای ماموریتی نزد سرخپوستان ایالت نیومکزیکو رفته‌است. بومیان، نام ِ حیوان ِ مظهر قبیله‌ی او را می‌پرسند. یونگ در پاسخ می‌گوید که در سوئیس نه قبیله‌ای هست و نه حیوانی که مظهر قبیله باشد. پس از پایان مذاکرات، تالار را از راه نردبانی ترک می‌کنند. بومیان از نردبان همان‌طور پایین می‌آیند که ما از پلکان: یعنی پشت به نردبان. یونگ مانند همه‌ی ما، رو به نردبان پایین‌می‌آید. در پایین، رئیس بومیان، بی‌آن‌که سخنی بگوید، شکل خرس ِ شهر "برن" را که بر پشت ِ نیمتنه‌ی مهمانش بافته‌شده به او نشان می‌دهد: خرس یگانه حیوانی است که ..........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 2:0 AM  توسط م.ک.  | 


نام آخرین كتاب شعر مانا آقایی "من عیسى بن خودم" ١به پرسشم  وا داشت. دلیل انتخاب این نام، که هر بار مانا با حالتی غریب تکرار می‌كرد، به کند و کاو شعرها برای یافتن پاسخ سوقم داد. متنی که پیش رو دارید جستجویی‌ست در لایه‌های درونی‌تر برخی از اشعار این کتاب.

 

باید از همه بریده باشى، همه را تا انتها رفته باشى یا در آستانه به خیانت رسیده باشى، آسمان پشت كرده، زمین بی‌درى براى ورود تا به این جمله برسى: "من عیسىبن خودم، یتیم شانه‌هایت كه افتاده‌اند."

یونگ در تحقیقات خود نشان می‌دهد كه یك مسیحى غربى در زبان مذهبى خویش چنین می‌گوید: "عیسى در من حلول كرد" در حالی‌كه "بودا منم" یك باور بودائى شرقی‌ست (گوستاو یونگ، جهان نگرى، ترجمه‌ی جلال ستارى، ص. ١٦٥) اما در .....




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 11:42 PM  توسط م.ک.  | 

 

چکیده
کهن الگوها، مفاهیمی مشترک و جهانی هستند که از گذشته های دور، از اجداد بشر، نسل به نسل منتقل شده اند و در ژرفای ضمیر ناخودآگاه جای گرفته اند.مهم ترین کهن الگوها از نظر روان پزشک شهیر سوئیسی، کارل گوستاو یونگ، عبارتند از: سایه، پرسونا، خود، آنیما و آنیموس.این صور مثالی برای رسیدن به مرزهای خودآگاهی در نمادهای گوناگون جلوه گر شده اند و در آثار هنرمندان نمود پیدا کرده اند. آنیما از مهم ترین کهن الگوهای یونگ است که به "روان زنانه‌ی" یک مرد اشاره دارد. به نظر می رسد آثار ادبی و هنری، بستر بسیار مناسبی برای تجلی آرکی تایپ‌هاست و هنرمند برای ایجاد یک اثر ماندگار بیشتر از ناخودآگاهش الهام می گیرد.از آن جا که جایگاه آنیما در ناخودآگاهست، می توان تأثیر این کهن الگوی مهم را بر آثار ادبی یا هنری بسیار ارزشمند و ماندگار و بر ذهن و زبان خالق اثر مشاهده .......





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 4:4 PM  توسط م.ک.  | 

روایتی روان‌کاوانه از بوف کور

 

رضا کاظم‌زاده
روان‌شناس بالینی – روان‌درمانگر خانواده

راوی هنگام نگارش روایت زندگی‏ خود در بخش دوم از کتاب بوف کور دو مشغله‏ی ذهنی عمده دارد. اولین مسأله به رابطه‏ی او در گذشته با همسرش برمی‏گردد و دومین مشغله‏ی ذهنی وی به هویت جنسی و مردانگی‏اش مربوط است. در این مقاله ما به معضل هویت جنسی در حیات روانی راوی که در بخش دوم کتاب بوف کور مطرح شده است، خواهیم پرداخت.


در تمام طول روایت دوم راوی با مشاهده‏ی مکرر خود در آینه به بررسی و تعقیب روند استحاله‏ی خویش از جوانی (و به زعم خود او «کودکی») ناخوش و ناتوان به پیرمردی قوی با نیرویی شگرف (که راوی او را تا عرش خدایان ارتقا می‏دهد) می‏پردازد. «غبار مرگی» که در ابتدای داستان در چشمان خمار و غم انگیز خود مشاهده کرده‌‌بود، در انتها جای خود را ...........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 8:15 PM  توسط م.ک.  | 

  

هیچ توجیهی برای این تصویر در آینه وجود ندارد

شایسته است تابچشد طعم گذر ایام را

چنین است تاریخ تو

چنین است تاریخ من

بورخس- اطلس

داستایوفسکی در جوانی خوابی عجیب دیده بود: او در خواب خود قرص ماه بسیار درخشانی را دید که به سه پاره تقسیم شد و داستایوفسکی بر هر پاره می نوشت : «من هم، من هم، من هم»

کارل گوستاو یونگ روانکاو سوئیسی در گفتگویی با میرچا الیاده اسطوره شناس معتقد است تعبیر خواب داستایوفسکی اشاره ای به نماد تثلیث دارد. او در این گفتگوی  دوستانه می هر خط مستقیم در واقع قوسی از یک دایره ی بی انتها است...گوید : « برخلاف آنچه مسیحیت می پندارد تثلیث حالت منحصرا مردانه ی روح نیست.» در نمادشناسی اساطیر در بیشتر مواقع اعداد زوج نمادی از زنانه گی و ..............









ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 0:44 AM  توسط م.ک.  | 


نگاهی به رمان صد سال تنهایی نوشته گابریل گارسیا مارکز
ترانه جوانبخت

گابریل گارسیا مارکز در رمان صد سال تنهایی به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا می پردازد که نسل اول آنها در دهکده ای به نام ماکوندو ساکن می شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می شود. طی مدت یک قرن تنهایی پنج نسل دیگر از بوئندیاها به وجود می آیند و حوادث سرنوشت ساز ورود کولیها به دهکده و تبادل کالا با ساکنین آن رخ دادن جنگ داخلی و ورود خارجی ها برای تولید انبوه موز را می بینند.



شخصیت های مهم رمان عبارتند از: خوزه آرکادیو بوئندیا که اولین مرد وارد شونده به سرزمینی ست که بعدها ماکوندو نام می گیرد زن او به نام اورسولا که در طی حیات خود اداره کردن خانواده را با تحمیل مقررات خود به بچه ها عهده دار می شود و تولد چندین نسل را به چشم می بیند. اورسولا به ساختن آب نبات های کوچک به شکل حیوانات می پردازد تا مخارج خانواده را تامین کند. دو پسر او آئورلیانو و خوزه آرکادیو هستند که اولی در جنگ شرکت می کند و به عنوان سرهنگ و رهبر آزادی خواهان به مبارزه با دولت محافظه کار می پردازد و دومی به سفر .................






 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 0:37 AM  توسط م.ک.  | 

 


گيل گمش با اوروك، بر شهري كه حصار آن بلند است، فرمانرواست.
او- شاه گيل گمش- كاهنان جادوگر و تسخيركنندگان ارواح را پيش مي خواند.
«- روان انكيدو را فرا خوانيد! با من بگوئيد تا سايه انكيدو را چگونه توانم كه ببينم. مي خواهم تا سرنوشت مردگان را از او باز بپرسم!»

پس سالديده ترين كاهنان با او- با پادشاه- مي گويد «- گيل گمش! اگر به دنياي زيرين خاك، به خانه خداي بزرگ مردگان مي خواهي رفت، تا جامههاي چركين به تن درپوشي. روغن نغز مي بايد كه بر خويش نيندائي، تا بوي خوش آن ارواح مطرود را نفريبد كه پيرامون تو به پرواز در آيند... كمان را مي بايد كه از دست باز نگذاري تا آنها كه به تير تو در مرگ ...........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 2:57 PM  توسط م.ک.  | 

 


 درباره ی کارل گوستاو یونگ، آتوسا سلطان زاده

نقش ادبیات،اسطوره،دین وفرهنگ در روانشناسی

 

 کارل گوستاو یونگ،روان درمان و متفکر تئوری مکتب روانشناسی تحلیلی ،اهل سوئیس، پایه گذار اسطوره شناسی خلقها و روانشناسی دینی،-درکنار فروید و آدلر،یکی از مهمترین نمایندگان روانشناسی عمق گرا نیزاست.درمرکز روانشناسی تحلیلی او، نظریه "ضمیرناخودآگاه جمعی" قراردارد.اوغیراز روانشناسی،تعثیر مهمی روی علوم: انسانشناسی، فرهنگشناسی، دین شناسی، ادبیات، تعلیم وتربیت نیزازخودبجا گذاشته است، وغیرازروانشناسی درزمینه های: اسطوره شناسی، ستاره شناسی،کیمیاگری، و فلسفه های شرق، نیز ...............

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 آذر1386ساعت 0:33 AM  توسط م.ک.  | 

 

همین احساس که زندگی مفهومی گسترده‌تر از وجود ساده فرد دارد،‌به انسان اجازه می‌دهد از حدود زندگی برمبنای پول در آوردن و خرج کردن فراتر رود. و اگر چنانچه فاقد چنین احساسی باشد تبدیل به موجود گمگشته و بدبخت خواهد شد.اگر پل قدیس بر این باور می‌ماند که نساجی دوره‌گرد بیش نیست بدون شک پل قدیس نمی‌شد. او با تکیه بر زندگی واقعی خود عمیقاً یقین داشت که فرستاده خداست.ممکن است او را به جنون عظمت‌طلبی متهم کنند.اما این عقیده در برابر شهادت تاریخ و قضاوت نسل‌های بعد بی‌ارزش می‌نماید.

اسمش شبیه چینی ژاپنی ها بود. چند بار اسمش را از مجید شنیدم و روم نشد بپرسم کیست.

سال دوم دبیرستان بودم که مجید “خاطرات ، رویاها، اندیشه‌ها” ی کارل گوستاو یونگ را بهم هدیه داد.

فروید نابغه بود. رودربایستی که نداریم، نابغه بود. ( نویسنده آن کسی که در گفته های عامیانه به عنوان فروید معرفی .............

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 11:43 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

 

ابتدا نکاتی در باره نقد روان کاوی ، با ید گفت که نقد روان کاوانه از فروید آغاز شد  و بهترین نمونه ی آن رانیز                                                                           

  می توان  نقد نمایش نامه ی هملت اثر شیکسپیر دانست . از ان زمان به بعد نقد روانکاوی دچار تحولات شده و تا به جایی رسیده که یکی از پراهمیت ترین نقد ها  در   حوزه ی ادبیات شود .                                                                                                                                 

  به طور خلاصه می توان نقد روان کاوی را به سه دسته عمده تقسیم                  

کردکه شامل یک : روان کاوی شخصیت  ( personality ) – نه کاراکتر- که مورد توجه داشتن جزئیات زندگی صاحب اثر را در بر می گرفت مثلا هنگامی که به عقده ی ادیپ هملت پرداخته می شود ،به زندگی خصوصی شیکسپیر هم پرداخته می شود و این نکته مورد توجه قرار می گیرد که زمان شروع نوشتن هملت تنها ده روز از مرگ پدر شیکسپیر گذشته بوده به آن معنا که ................

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 6:11 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

                            

بقیه صفحات در ادامه لینک : ......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 6:6 PM  توسط م.ک.  | 


 

 

ازهار موسوي نيا

كارشناس ارشد  پژوهش هنر  و استاد دانشگاه آزاد

 

مقدمه

دایره به عنوان یکی از نمادهای اساسی در تحقیق های هنری اواخر قرن نوزدهم و طول قرن بیستم نقش مهمی داشته است.[1][2]

دایره نماد کیهان و آسمان است از دوران رنسانس به بعد دایره کامل نماد خداوند بود در هنر غربی دسته همسرایان شامل فرشتگان که آسمان را نشان می دهند شکلی حلقوی یا نیمدایره دارند دایره همچنین بر ابدیت دلالت می کند که آغاز و پایان ندارد.[1][3]

دایره مبنای ساخت و پرداخت هنر انتزاعی و کوبیسم و نهضت های معروف به ساختگری conructivism و اورفیسم است وحتی در شکل گیری امپرسیونیسم تاثیر مهمی داشته است.

دایره بیش از هر فرم هندسی نماد حرکت و سرعت مدرن است. مشخصه هنر قرن 20 از امپرسیونیسم به بعد، مواجه با جهانی بود که با گذشته متفاوت است. همگی ...............

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 7:52 PM  توسط م.ک.  | 

 مدتیه تو دانشکده دکتر شیری  جلساتی با عنوان روانشناسی آرکتایپ به همت انجمن اسلامی و دوست خوبم عبدالله رضایی برگزار میکنه.اینم بهونه ای شد تا من توی اینترنت و سایت جناب شیری بچرخم و مطالبی رو تهیه کنم به امید اینکه برای بچه ها موثر واقع شه..........

اسطوره چیست؟ هرکس از نقطه نظر خود برای این سوآل پاسخی دارد. به طور بسیار کلی میتوان گفت مردمی که اعتقادات دینی مشترکی دارند اسطوره های مشترک هم دارند. به این معنا، اسطوره حقایق متافیزیکی را بیان میکند و به سوآلات پایه ای زندگی پاسخ میگوید. امروزه رسم بر این است که که هر حوزة اندیشه ای اسطوره را مطابق با نظر خود درک کند. دانشمندان اغلب اسطوره را به عنوان کوشش هائی ابتدائی برای توضیح پدیده های طبیعت و، کوتاه سخن، به عنوان یک دانش بدوی تلقی می کنند. فیلسوفان و الهیون گرایش دارند که اسطوره را یک فلسفه یا دین بدوی بدانند. مورخین و کسانی که نگرش .................
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 1:9 AM  توسط م.ک.  | 

 

 

یک فیلم خیلی زیبا و خوبی هم معرفی میکنم که اگر گیر اوردین ارزش دیدن داره!ا

داستان این فیلم حقیقی و در مورد کارل یونگ و دختر جوانی هست که این روانپزشک با متودها جدید فروید معالجه میکنه. خیلی زیباست این فیلم و آهنگش هم مهشره
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 9:50 PM  توسط م.ک.  | 

 
        
Carl Jung "Speaks About Death

                                                 

Play video

download       Play video

 

Carl Jung on "more psychology

Play video

download       Play video

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 10:43 PM  توسط م.ک.  | 

 


فیلم تپه‌ی خاموش داستان جذابی روایت می کند در باب آنکه چگونه آثار و نتایج روانی "آنچه رخ داده است" می تواند تا سال ها در ساحتی دیگر، در ساحتی که دیده نمی‌شود، تداوم یابد و حتی مردمان زنده را هم درگیر خود سازد

آنچه رخ داده است یک آتش سوزی بزرگ در شهرک صنعتی تولید زغال سنگ است، اما نه آتش سوزی ای که از سر اتفاق رخ داده باشد، بلکه آتشی که تعصبات تند اعضای یک فرقه‌ی مسیحی آن را برافروخت تا به زعم خودشان دخترکی را که تجسم گناه بود به رسم قدیمی قرون وسطایی بسوزانند. این دختر، آلسا، فرزند نامشروع زنی به نام داهلیا بود که خود نیز پیش از آنکه سوزانده شود مورد تجاوز یکی از عوامل مدرسه قرار می‌گیرد و فرزند نامشروعی به دنیا می‌آورد، بدون آنکه اولیای مذهبی مدرسه از آن با خبر شوند. آلسا در اثر سوزانده شدن نمی‌میرد و با رنج حاصل از سوختگی مدت ها در بیمارستانی بستری می‌شود. پرستارانی که از او در اتاقش دیدن می‌کنند گویا از کینه‌ی پنهان شده در وجودش آبستن می‌شوند و روح انتقام جویی را به فضای عمومی خارج از ...............
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 0:16 AM  توسط م.ک.  | 

  
 


خوب به عنوان اولین پست این سری جدید شاید بگین ااااااااااااااااااااااااااااااه باز شروع کرد...اما تازه دارم این موضوع رو می فهمم و فهمیدنش کونم رو می سوزونه...که معلم ها و مشاورین و کتاب ها و حتی فیلم ها زر مت زیاد می زنن...چیزایی که میگن برای لذت بردن لحظه ای یا احیانا پول درآوردن خوبه! ولی زیاد نباید جدی گرفتشون چون نه راه زندگی کردن رو یاد میدن نه واقعیت ها رو می گن و نه خیلی چیزهای دیگه...

دیروز با سالار صحبت می کردم و برام جالبه که کسانی که تربیت "درست تری" دارن...بعضی چیزها رو خود به خود می دونن...بحث این بود که آدم اگه یکی ازین چیزها رو یاد بگیره و بتونه دورشو بگذرونه می تونه یه قالطاق حسابی بشه و پول به جیب بزنه...نمی گم همشون قالطاقن البته ولی تدریس اینجور چیزها خیلی بیشتر از بلد بودن یکی دوتا تئوری لازم داره...خیلی شده دیدم که فقط اینجور آدم ها یک چیز رو بلغور می کنن و اصلا نقش راهنما رو ندارن و زندگی خودشون هم اصلا نشون دهنده چیزی که میگن نیست... ............

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 1:25 AM  توسط م.ک.  | 

 

‌‌اشاره‌
یونگ‌ از نظریه‌پردازانی‌ است‌ که‌ به‌ تحلیل‌ فراسوی‌ روان‌ شناختی‌ دین1 پرداخته‌ است. دین‌ شناسی‌ وی‌ به‌ دلیل‌ مسبوقیتش‌ به‌ دین‌ شناسی‌ فروید و عطف‌ توجه‌ به‌ ابعاد گوناگون‌ در دین‌ پژوهی‌ حائز اهمیت‌ است. بسیاری‌ از آرأ یونگ‌ در الهیات‌ نوین‌ مسیحی‌ مؤ‌ثر افتاده‌ است. در این‌ نوشتار از میان‌ مباحث‌ گوناگون‌ یونگ‌ درخصوص‌ دین، صرفاً‌ به‌ تأملات‌ روش‌ شناختی‌ وی‌ در دین‌ پژوهی‌ توجه‌ می‌شود.

1. یونگ‌ و روان‌ شناسی‌ تحلیلی‌
کارل‌ گوستاو یونگ2 (1875 1961-) فرزند کشیش‌ کاتولیک‌ سوئیسی‌ است‌ که‌ زندگی‌ خود را وقف‌ کلیسا کرده‌ بود. غیر از وی‌ هشت‌ تن‌ از بستگان‌ نزدیکش‌ نیز از روحانیون‌ کاتولیک‌ بوده‌اند. یونگ‌ تمام‌ عمر خود را وقف‌ مطالعه‌ در فلسفه، باستان‌شناسی، کیمیاگری‌ و نهایتاً‌ روان‌شناسی‌ کرد. در حرفة‌ روان‌پزشکی‌ موفق‌ بود. وی‌ با مطالعة‌ «تعبیر رؤ‌یا» نوشتة‌ فروید به‌ سال‌ 1903 روش‌ استدلال‌ فروید را در تفسیر رؤ‌یا تصدیق‌ کرد. وی‌ در سال‌ 1906 یکی‌ از مدافعان‌ فروید شد. پس‌ از انتشار «روان‌ شناسی‌ جنون‌ زودرس» ، فروید او را به‌ دیدار خود خواند و نخستین‌ ملاقات‌ آن‌ دو در مارس‌ 1907 انجام‌ شد. آنان‌ سیزده‌ ساعت‌ بدون‌ وقفه‌ گفتگو داشتند. همکاری‌ فروید و یونگ‌ به‌ نحوی‌ بود که‌ فروید ..............

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 0:56 AM  توسط م.ک.  | 

منبع: روزنامه - ایران

 
 

اكثر فيلم هاى اينگمار برگمن سوئدى به دشوارى قابل ديدن اند ولى يكى از آنها بيش از سايرين وصف و حال آثار سبك هارور (وحشت) را دارد و آن فيلم «پرسونا» محصول ۱۹۶۶ است، حتى اگر به طور مستقيم و براساس شواهد و ادله مستقيم هيچ جايى دراين ژانر نداشته باشد.

دراين فيلم با كاراكتر اليزابت ووگلر آشنا مى شويم كه يك بازيگر معروف تئاتر و صحنه است و از يك بيمارى عصبى رنج مى برد (با بازى ليواولمن). او به پرستار ويژه خود الما (بيبى اندرسون) اميدبسته است.

پرستارى كه در رؤيا غرق است ولى از هيچ كمكى به اين بيمار ............

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 8:54 PM  توسط م.ک.  | 

  •  




كارل گوستاويونگ  CARL GUSTAV JUNGروانشناس برجسته سوئيسى و بنيانگذار روانكاوى تحليلى در سال 26 ژولای ۱۸۷۵ ديده به جهان گشود.
در دانشگاه بازل پزشكى خواند و سپس دستيار روانكاوى در دانشگاه زوريخ شد. او در آغاز زير نظر پى ير ژانه در پاريس مدتى تحقيق كرد و بعدها شاگرد اويگن بلويلر شد.يونگ چندسالى دوست و همكار فرويد بود و اولين رياست انجمن بين المللى روانكاوى در سال ۱۹۱۱ را برعهده داشت. در ۱۹۱۴ از فرويد گسست و مكتب روانشناسى تحليلى اش را بنياد نهاد. از جمله فعاليت هاى علمى گسترده يونگ مى توان به مطالعات او درباره آزمونهاى تداعى و يادآورى و كوشش براى طبقه بندى انواع شخصيت ها و شرح و بسط نظريه اى درباره ناخودآگاه جمعى اشاره كرد. يونگ همچنين اين ............
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 8:49 PM  توسط م.ک.  | 


 
از ابتدایی ترین نماد های شناخته شده برای بشر، ماندالا[1] است.
ماندالا، نمودار نمادین؛ هم تخیلی و هم توصیفی و معمولاً دایره ای است که یک مربع را محصور می کند؛ نماد مرکزی است که می تواند یک تصویر باشد. ماندالا الگوی هستی و نظامی است که بر مبنای تجسم مکاشفه ای استوار است. یک انگاره ی کیهانی
[2] حصر فضای مقدس و رسوخ به مرکز مقدس؛ تمامیت؛ عالم اصغر؛ عقل کیهانی؛ یکپارچگی است. از نظر کیفی ماندالا مظهر روح و از نظر کمی مظهر هستی است. مربع های متناوب نشان دهنده ی اصل های مکمل و ثنوی عالم هستند و کل ماندالا مظهر برقراری دوباره ی دارمای کیهانی و زیارت روح است. به صورت نمادین روح عالم است و شکل ترسیمی و آیینی پوروشا [3] است. مرکز، خورشید یا دروازه ی آسمان است؛ ابزار دستیابی به ملکوت.
معبد هندو به شکل ماندالا ساخته شده است و نماد عالم با همه ی سطوح مختلف آن است و دروازه یا درهایی در چهار جهت اصلی دارد. دیوها( ویگنا
[4]) در ماندالا نماد جنبه ی تهدید کننده روان و قوای هوس هستند که انسان را از حرکت به سوی نور ..........
 
 
 
 
 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 11:40 PM  توسط م.ک.  | 

 

نويسنده: خديجه - اسكندرى نژاد

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

تعريف «خودپنداره»

هر فرد در ذهن خود، تصويرى از خويشتن دارد; به عبارت ديگر، ارزشيابى كلى فرد از شخصيت خويش را «خودپنداره» يا «خودانگاره» مى نامند. اين ارزشيابى ناشى از ارزشيابى هاى ذهنى است كه معمولا از ويژگى هاى رفتارى خود به عمل مى آوريم. در نتيجه، خودپندارى ممكن است مثبت يا منفى باشد.1

مفهوم «خود» به صورت سازمانى ديناميك، نخستين بار به وسيله لكى (Leckey) مطرح شد.به نظر او، رفتار آدمى تظاهر و انگيزه اى است كه هدف آن ثبات خود در اوضاع ناپايدار مى باشد.

به طور خلاصه، مى توان گفت: خودپندارى، چارچوبى شناختى است كه به واسطه آن به سازمان بندى آنچه درباره خويش مى دانيم، مى پردازيم و اطلاعاتى ............

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 7:12 PM  توسط م.ک.  | 

 

سيستم رواني ما مثل يك اتمسفر در حال حركت است. در اطراف هر يك از ما انرژي رواني وجود دارد. هر يك از ما يك فضاي در حال حركت هستيم. اين انرژي به يك انرژي كلي اتصال دارد. همه موجودات زنده دنيا اين انرژي رواني را دارند و همين امر موجب مي شود يكديگر را بشناسند. همه ما سهمي از اين انرژي داريم و به دليل وجود اين انرژي مي توانيم با يكديگر ارتباط برقرار كنيم.

آيا مي دانيد به چه دليل انسان در طبيعت احساس آرامش پيدا مي كند در حالي كه اگر همان تصاوير را در تلويزيون ببينيد احساس متفاوتي داريد؟

اين احساس آرامش در طبيعت به اين دليل است كه انرژي رواني قوانين خاصي دارد. يكي از اين قوانين قانون تضاد است. همان گونه كه مي دانيد دنيا از يك ...........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 6:51 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

 

 

 

 

بهنام بدری 

فروردین و اردیبهشت ۸۶  

 

:نوشتن از نگاه  یوهان ولفگانگ فن گوته   گفتگو با  نیروی آفریننده نویسنده خود است

جوانی گوته  در گردباد نهضتی واقع بود که به نام طوفان و طغیان معروف است این نهضت همانطور که از عنوانش مشخص است 

نمونه ای از حادبیانگری در نوشتار و زندگی است .

پس از دیدار با  یوهان  گوتفرید فن هردر بدبینی  اخلاق مدار  مسجع

پیراسته  با صناعات لفظی   شیوه روکو کو  که نوعی  پیرایگی عاری از ظرافت بود ( تزئینات معماری بعد از کلاسیسیم )  و  مکاتب فرانسوی را رها کرد

و به مکتب روشنگری المانی  زمان خود پیوست که  بر مفاهیم اشنایی تاکید می کند .

- در انسان فقط نیروی آفریننده را باید تقدیر کرد نه شخص او را

- انسان پوسیده تمدن را  باید از درون  بیرون انداخت  و انسانی نو که برازنده مقام اوست بر پا ساخت

- هرگونه آسایش طلبی بکنار ، هر گونه خانه نشینی و گوشه گیری بدور  سیر و سیاحت بی آرامش از صفات  طوفانی  ها است .

- نماینده نهضت کسی است که بیش از دیگران از محدوده ها می گذرد   و از خود بیخود می شود .

- پرستش  تنها مخصوص شخصیت آفریننده است

- هیچ فغان و فریادی برای بیان عشق کافی نیست  احساسات حاد شده باید بدن آدمی را سر تا سر از بن موی تا سر انگشتان بلرزه اندازد .

-اشعار بسیار ساده و روان و بی تکلف و در عین حال لبریز از عشق و احساس

- نه زناشوئی ، نه بچه ، نه خانه  از همه باید برید از همه باید گسیخت  از همه باید گریخت حتی با زور  تنها در اغوش طبیعت باید اوفتاد . از هرگونه اجبار متنفر باشید .

در این تاکید ها زندگی بدوی حاد شده ای وجود دارد ............

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 2:29 PM  توسط م.ک.  | 

 

به‌نام سايه‌هاي آن سويِ بي‌سو، آن نزديكِ دور

بعد از سلام، اين دفتر را با پاره‌هايي از نوشته‌ي زن شبانه‌ي موعود(۱)كه عنوان نقد شعري به همين نام از سهراب‌سپهري است، اثر دكتر سيروس شميسا آغاز مي‌كنم.

قصد من پرسه زدن و جستجو در ‌سرزمين و گستره‌ي وجودي زن و مرد است، سرزميني كه وجه‌تسميه‌ي اين دفتر است و آن را از يونگ(۲) به‌امانت گرفته‌ام:
آنيما و آنيموس
آركي تايپ(Archetype) يا صورت‌مثالي، يا .........
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 2:14 PM  توسط م.ک.  | 

 

حال مطالعه کتاب "یونگ و سیاست" اثر "ولودیمیر والتر اوداینیک" و ترجمه "علیرضا طیب" (نشر نی) هستم. یونگ روانشناس سرشناسی است که بیشتر او را با دیدگاههای تعمیم یافته فرویدی (از فرد به جامعه) میشناسند. برایم مطالعه کتابی در زمینه "روانشناسی سیاسی و اجتماعی" جالب بود. مخصوصاً وقتیکه موضوع با فرهنگ پیوند میخورَد. برای همین خیلی زود فصل اول کتاب را خواندم و برای اینکه همیشه در یادم بماند خلاصه ای (هرچند نامفهوم) تهیه کردم. کاربرد جدیدی هم برای وبلاگم پیدا شد: دفترچه یادداشت! این از خلاصه میماند حاشیه، که باید در اولین فرصت نوشته شود...



یونگ ، سیاست و فرهنگ

الف) یونگ، نمودار ساده ای برای ...........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 3:44 AM  توسط م.ک.  | 

محسن معيني

عشق و دلدادگی ، سکس ، آگاپه

آنچه قرار است از این پس در این ستون به آن پرداخته شود ، مفهوم رابطه ، عشق و ازدواج نزد فلاسفه و متفکران مختلف و نحله های فکری است. چنان که می دانیم انسان ابتدایی (Primative) دارای نوعی باور حسّانی از کائنات بود و در مرحله ی ابتدایی رشد عقلانی قرار داشت و با همه ی کائنات، نوعی رابطه ی وجودی را تجربه و باورهای خود را در قالب اساطیر باور می کرد و دقیقاً این اساطیر پایه ی اندیشه ورزی بعدی قرار گرفت. عده ای از اندیشمندان معتقدند بزرگترین جهش فکری انسان جهش از ساحت اسطوره (Mythos)، به ساحت خرد ـ زبان (Logos) است. درست به همین دلیل بحث خود را با مفهوم عشق ، رابطه و ازدواج در اساطیر مختلف آغاز می کنیم. شاید بیان این نظر "یونگ" روان شناس بزرگ، خالی از فایده نباشد که : " تمام اساطیر ............

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 2:44 AM  توسط م.ک.  | 

 

مقاله‌ی حاضر نوشته‌ی مایکل آدامز روانکاو یونگی است که به تحلیل رویاهای یک مرد مسلمان پرداخته و دیدگاههای جالبی در این زمینه را مطرح کرده. البته ناگفته پیداست با توجه به اطلاعات محدودی که مایکل آدامز از اسلام دارددر بعضی از مباحث نیاز به بحث و کندوکاو بیشتری است. خواهشمندم نظرات خود را در این زمینه اعلام نمایید.

رویای دوم
پدرم کنار من است. 4 پرنده هم وجود دارند که کشته و تکه تکه شده اند. ناگهان پرنده ها دوباره زنده می شوند، یک کبوتر به سوی من می آید. سپس مانند خورشید در برابر صورتم قرار می گیرد. همچون نور خیلی واقعی است. من که از زیبایی نور شوکه شده ام، بیدار می شوم.
در این رویا، پدر نظار کنارش است (یعنی عقده پدری father complex کنار خود (ego) است). پدر او یک مسلمان واقعی بود. یکی از مسرت بخش ترین خاطرات نظار بازگشتش از مدرسه به خانه و سپری کردن ساعاتی با پدرش بود، کسی که به او قصه هایی از قرآن نقل می کرد. او می گفت «آن قصه ها ایمانی به او می دهند که در برابر عداوت همه خیانتها، دردها، مصائب و درماندگی ها که به ناچار در زندگی تجربه می کنی، می توانی با قدرت و شرافت سربرآوری، به نحوی که انسانیت تو دوباره زاده شود.» وقتی پدرش مرد، استاد بزرگ صوفی جمعیت را به ...........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 11:45 PM  توسط م.ک.  |