
تجربه ی مورد تجاوز جنسی واقع شدن، تجربه ای است که می تواند ضربات شديد روانی بر فرد وارد کند. زيرا در لحظه ی فاجعه، تمام مکانيسم های دفاعی روانی ما مختل و حتی فلج می شوند. هر چند همه ی ما ممکن است که در موقعيت هايی قرار بگيريم که ...
ادامه مطلب
جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

تجربه ی مورد تجاوز جنسی واقع شدن، تجربه ای است که می تواند ضربات شديد روانی بر فرد وارد کند. زيرا در لحظه ی فاجعه، تمام مکانيسم های دفاعی روانی ما مختل و حتی فلج می شوند. هر چند همه ی ما ممکن است که در موقعيت هايی قرار بگيريم که ...

پروفسور پزشکیان با همیاری همسرش از ضربالمثلها، داستانهایی مناسبِ درمان بیمارانش نگاشته که در کتاب "بازرگان و طوطی" به چاپ رسیده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.
وی همچنین با نگاهی جهانشمول به فرهنگ مینگرد و به زیبایی نکات مثبت و منفی فرهنگهای شرق و غرب را ارزیابی میکند و فرهنگ نویی از آن میآفریند و همین فرهنگ نوی چالشگر و خواندن اشعار و داستانها را دستمایهی درمان خود قرار میدهد.
در رابطه با تجاوزهای گستردهی جنسی در زندانهای ایران و راههای درمان تجاوزشدگان با وی به گفتگو نشستیم.
رژیم جمهوری اسلامی در ماههای اخیر عریانتر از هر زمانی به سرکوب مخالفان خود میپردازد. یکی از شیوهی های سرکوب زندانبانان، تجاوز جنسی به زندانیان ...

چرا عشق آنقدر ما را تحت تاثیر قرار می دهد؟چرا دیدن یک دختر یا پسر زیبا کششی شدید را در شما به وجود می آورد در حالیکه با دیدن افرادی بسیار زیباتر چنین احساسی به شما دست نمی دهد.این ها سوالاتی هستند که دانشمندان با تکنیک های پیچیده اسکن کردن مغز تا حدودی به جواب آن دست پیدا کرده اند.عشق هم مانند همه چیز دیگر در بدن انسان مقداری با شیمی و فیزیولوژی بدن ارتباط دارد.در اینجا ما در مورد تاثیر عشق بر اعمال شیمیایی بدن و بالعکس بحث می کنیم.(بنده شخصا به متافیزیک اعتقاد دارم و مقوله عشق را مربوط به هر دو عالم متافیزیک و ....
به تازگی کتابی با نام «تاریخ اجتماعی روابط جنسی در ایران» اثر ویلم فلور در آمریکا به چاپ رسیده که در آن نویسنده به بررسی ۲۵۰۰ سال تاریخ اجتماعی روابط جنسی در ایران پرداخته است. آنچه در پی میآید ترجمه گزیدهای از این کتاب است.
در تاریخ ایران برتری مرد در مسایل جنسی یک شرط ضروری بوده و زن هدف مسایل جنسی واقع میشده است.

زنها بهخاطر موقعیت فرودست خود تحت تسلط مردان قرار داشتهاند. از آنجا که ازدواج به مرد این حق را میدهد که با زن خود سکس داشته باشد، بنابراین زن نمیتواند هرگاه شوهرش او را به همخوابی دعوت کرد، از آمدن به رختخواب امتناع ورزیده یا .......
سایت آمریکایی و بسیار مشهور aol.com طی یک تحقیق از میان معلوماتی که در موتور جستجوی این سایت قرار داشت، 100 تا از رایج ترین فتیش های مورد علاقه ی کاربران انترنتی را اعلان کرده است.سکس! سکس یعنی یک خط قرمز. یعنی که هنوز هم اگر در کشور ما راجع به آن صحبت کنید، بدترین و شنیعترین حرفها را زدهای. یعنی اینکه اگر تو سوالی در مورد «پایینتنه» بکنی ،کمتر کسی به تو پاسخ میدهد؛ تازه اگر شانس بیاوری و به گستاخی متهم نشوی.
سکس از کودکی یک نقطه بزرگ ابهام در زندگی همه ما ایرانیهاست. کمتر پدر و مادری حاضر میشود با کودکش با صراحت در مورد سکس صحبت کند یا به سوالاتش پاسخ دهد. بچهها همه میدانند که به دنیا میآیند اما وقتی میپرسی چگونه در جوابت میگویند یا یک روز در یک جوراب پشت در گذاشته شدهاند یا آنکه پدر و مادرشان آنها را در یک سبد از .....
تمدن با گفتگویی ممکن شد که در آن یک “آلت” میان طرفین مبادله میشود. ایدهی مزخرفِ “گفتگوی تمدنها” چیزی بیش از مبادله آلتها نیست. در مدرسه گفتگو میان معلم و کودک را تجربه کردیم، در خانواده گفتگو میان پدر و فرزند را تجربه کردیم، در دانشگاه گفتگو میان استاد و دانشجو را تجربه کردیم، و در جامعه گفتگو میان دولت و شهروند را تجربه کردیم. در تمامی این گفتگوها، این آلت معلم بود که به کودک وارد میشد، این آلت پدر بود که بر فرزند غلبه مییافت، این آلت استاد بود که به دانشجو تدریس میشد، این آلت دولت بود که میان مردم انتقال مییافت. دانش چیزی بجز کـیر استاد نیست که به شاگرد فرو میرود. نظام آموزشی قرار است دانش شما را تامین کند، دولت قراراست آزادی و رفاه شما را تامین کند، خانواده قرار است میل شما را تامین کند. اما مطمئن باشید همهی آن چیزهایی که میخواهید تامین شود، نه بوسیلهی این ......
| ترجمه: روشا کیانی | |
"با توجه به اینکه من یک روانکاو ام، پس سئوالی که مرا جذب می کند، این است که: چگونه رسانه ی الکترونیکی جدید روی تصورات ما از سکـسوالیته تائیر می گذارد؟ مسئله ای که در پس زمینه به صورت پنهانی عمل می کند این است که: چگونه ما امروزه دوباره به مقاربت جنسی تمایل نشان می دهیم، آن هم در عصری که امکان دستیابی مستقیم به آن وجود دارد. به طوریکه، به خاطر نبود موانع (برخلاف گذشته) که ارزش ابژه ی جنسی را بالاتر می بردند، ابژه ی جنسی هر چه بیشتر کم بهاتر شده است- یا به نقل از فرمول بندی کلاسیک فروید:"ارزش ذهنیِ نیازهای اروتیکی، زمانی که به راحتی ارضاء شوند، کاسته می شود. وجود یک مانع به منظور بالا بردن لیبیدو ضروری است. و جایی که موانعِ طبیعی برای ارضاء کافی نباشند افراد در هر زمان قراردادهایی را بنا می کنند تا قادر به لذت بردن از عشق باشند."(1) از این منظر، عشق باوقار اینگونه به نظر می رسد که بیشتر استراتژیِ بنیادین برای ترفیع دادن ارزش ابژه باشد که موانع ...... |
در انديشه ديني
دكتر محمد باقر كجباف*
چكيده:
بررسي رفتار جنسي، به عنوان يكي از رفتارهاي اساسي در زندگي انسان، به ويژه پس از ازدواج، از اهميت بسياري برخوردار است. اهميت اين موضوع به اين جهت است كه هويت جنسي انسان حدود سنين 3-2 سالگي شكل گرفته و به منظور بقاي نوع بشر و ايجاد آرامش در زندگي تا مرگ تداوم مييابد. از آنجا كه رفتار جنسي تا حدود زيادي اكتسابي و مبتني بر يادگيري است، نياز به آموزش و تربيت ويژه دارد. به اين منظور، نوشتار حاضر در راستاي شناخت رفتار جنسي مطلوب با الگوبرداري از انديشههاي اسلامي، به تبيين ضرورت تربيت جنسي و تعيين حدود و كيفيت آن ميپردازد. در تأليف پيش رو، پس از معناشناسي رفتار جنسي، آموزش و تربيت جنسي پيش از ازدواج مطرح ميشود و به منظور ارايهي راهكارهاي عملي جهت جلوگيري از بروز اختلالات و انحرافات جنسي، همراه با ذكر مصاديق، آموزشهاي .......
مهمترين مفاهيمي كه در بررسي رفتار جنسي قابل بحث و بررسي است، شامل موارد ذيل ميشود:
اين مفهوم به دو معني به كار ميرود؛ اولين معني آن فعاليت شهواني است كه به لذت يا توليد مثل منجر شود و دومين معناي آن مفهوم زيستشناسي جنسي را دربر ميگيرد. وجود كروموزمهاي زنانه، تخمدانها و مهبل براي تعيين جنسيت زن، اهميت زيادي دارد؛ اگرچه برخورداري از احساس زنانه براي زن بودن اهميت بيشتري دارد. همانگونه كه وجود كروموزمهاي مردانه و آلت جنسي مردانه و بيضهها براي تشخيص جنسيت مرد ضروري است؛ اما وجود اين ويژگيها به طور ضروري .......
ببینید این حرف که مساله جنصی مثل هر مساله دیگری از ابعاد مختلف بابد بررسی بشه درسته. اما تا جایی که من میدونم به جز دائره المعارف بقیه کتابهای دنیا حتی اگر آموزشی هم باشند بالاخره روی یک سری ابعاد خاص موضوع متمرکز میشن و وظیفه خواننده است که بره اون کتابی رو بخونه که راجع به موضوع مورد نظرش نوشته. بعد هم مشکل اینه که شما از بالا و یخورده کلی تر نگاه کنید میبیند که همین وبلاگستان زنانه روزانه نویس فارسی خیلی هم تلاش کرده که سهم خودش رو از "مفید و آموزشی نویسی" هم ادا کنه. فقط ما تمایل داریم که یادمون بره یا قبول نکنیم که همه بخشهای رابطه جنصی اونقدر ها هم آموزشی نیست. خیلیش احساسیه و کاملا اشل فردی داره و فردی بودنش دلیل نیست که به موضوع بی ربطه و نباید گفته بشه. من خودم گفتم بیام لیست کنم از اول این عمر وبلاگیم چه چیز آموزشی در این باره نوشتم:
همجنسگرایی:
همجنسگرایی و گرایش جنصی,(+),(+)
آیا همجنسگرایی بیماری روانیست؟
روابط عاطفی:
رابطه های مخدر(+),(+)
سو استفاده احساسی
هدف از ازدواج
سو استفاده جنصی در کودکی:
درباره سو استفاده جنصی در کودکی(+),(+)
ازتجربه هامون بگیم
کشش جنصی(+)
پیشگیری از حاملگی: قرص روز بعد
سقط جنین : سقط جنین و جامعه
تجاوزز: کمک به دوستی که مورد تجاوز قرار گرفته
تازه اینا شامل فرمایشات و افاضات خودم نیست. همه اش یا نظرخواهی جمعیه یا اکثر مطالب ترجمه شده با ذکر منبع. و تازه این فقط وبلاگ منه. من الان باید برگردم سر درسم. اما فکر کردم یه همچین جمع بندی کمک میکنه که یه مقداری حافظه مون در مورد سایر مطالبی هم که در روزمره نویسی های زنان درمورد مطالب جنصی خوندیم گردگیری بشه.
و البته باز هم به نظر من اصولا توقع پیام مفید در هر پست داشتن از وبلاگ نویس توقع بیجاییه. رضا به نظر من توی این متنش خوب گفته:
این هم از آن دردهای جامعه ماست. در هر چیزی اعم از فیلم و کتاب و هنر و ... دنبال پیام اخلاقی یا آموزشی یا علمی هستیم. من حتی منکر این قضیه نمیشم که ممکنه برای کسی این کمک بزرگی هم باشد اما اساسا خیلی از مطالب نوشته نمیشوند تا به کسی کمک بزرگی شود. نوشته میشود تا آدمها خود را به جامعه و به خوانندگان معرفی کنند. اینکه انسان خود را کامل در معرض دید دیگران قرار دهد بدتر است یا اینکه از پشت مانیتور درباره چیزهایی که پشیزی اعتقاد ندارد مطلب بنویسد؟!
الیزه همه لینکهای این بحث رو ظاهرا به ترتیب شان نزول! اینجا داره جمع میکنه
تازه ازدواج کرده است. کلافه است. نمی داند مشکل از خودش است یا همسرش. نمی داند اصلا مشکلی دارند یا نه؟ آنها زندگی شبانه موفقی ندارند و این مسئله کم کم دارد به زندگی روزانه شان هم کشیده می شود. زن رویش نمی شود برود پیش یک متخصص که بیماری های جنسی را می شناسد، مرد غرورش اجازه نمی دهد این کار را کند. تصوراتی که هر دو نفر در مورد پشت پرده ماه عسل داشته اند دارد به هم می ریزد و هر کدام دیگری را مقصر می داند. آنها نمی دانند سلامت جنسی چه شکلی دارد و کسی هم در این مورد برایشان حرف نزده ........
رابطه جنسی گاهی از اوقات میتواند نامطلوب و یا حتی دردناک باشد. با این حال اغلب به جای اینکه در مورد آن صحبت کنیم، سکوت میکنیم و چیزی نمیگوییم، چرا که نمیدانیم چگونه در مورد روابط جنسیمان باب گفتگو را باز کنیم.
ولی افرادی هستند که راه های برقراری گفتگو را در این رابطه با استفاده از کلمات مناسب پیدا کردهاند. مطلب زیر توصیه های خانم لورا بلتران (Laura Beltran)، روان درمانگر مسایل جنسی است.
از مهمترین توصیههای خانم بلتران برای داشتن یک رابطه جنسی رضایتبخش، گفتگو در باره این رابطه است. به نظر او اگر افراد در مورد رابطه جنسیشان اصلاً صحبت نکنند و یا کم صحبت کنند، از داشتن یک رابطه خوب محروم میمانند.
به اعتقاد لورا بلتران حتماً باید به طرف مقابل گفت که ازچه چیزی خوشمان میآید و چه چیزهایی برای ما نامطلوب هستند.

مشکل اینجاست که در اغلب موارد جرات گفتگو در مورد رابطه جنسی را نداریم، چون قبل از هر چیز نمیخواهیم طرف مقابل را برنجانیم و از سوی دیگر اغلب خجالت میکشیم و به خودمان میگوییم که این چیزها قابل بیان ......
باعرض سلام خدمت عزیزان: 1- درباره ادبیات تناسلی مردانه در مرافعه و دعوا ، که اشاره شد ه ، بد یهیست که ناشی ازغرور وعواطف واحساسات مردانه ، درنظام مردسالاریست که دراین تمدنهای اخیر ، زن راتحقیرکرده واغلب خود مرد هم ، به رنج غیرقابل تحمل درنتیجه ، د چارواین ادبیات ناشی از تحقیر انفعال ،درروابط جنسی به خصم (زن درجامعه مردسالار ،خصم هستش)،نسبت داده میشه . 2- دررابطه با جبرهای حاکم برسرنوشت آدمی هم بغیر از ژن ، باید از جبرهای جغرافیائی و به قول همه دانشمندان شرق وغرب ، تا پیش ازنیوتون ،ازاثرروزتولد بر ساختارروان ، ذکرکرد ، که به گمان من ، درمانهای روانکاوی ویا شیوه های دیگر بهداشت روان و روشهای عرفانی هم نتونسته اند براین تاثیرات فلکی ، غالب گردند . چنانچه در تحقیق از بزرگان این علوم ومعارف نیز ، شاهدی بر انکارمدعا دیده نشد. (اشاره به بحث اخیر محبت خانم ، هرچند باراول ازاساتید روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی که لاجرم تجربه گرا هستند ، شنیده بودم وتوسط دیگرمشاهیر ، این رشته درکشورهم تایید شد وهم دیگرانی منجمله، کارل گوستاو یونگ که اعتقادداره ، ستاره شناسانی باچنان تسلطی هستندکه بادیدن هرشخصی میتوانند بیان دارند که درلحظه تولد این ........
بخش دوم و پایانی
برای خواندن بخش دوم به طور کامل در اینجا کلیلک کنید.
روی اینترنت:
زندگینامه مالینوفسکی در سایت دانشگاه مینوسوتا
کتاب ها و منابع درباره مالینوفسکی (انگلیسی و فرانسوی )
مقاله ای از جورج مارکوس درباره مالینوفسکی (به زبان فرانسوی)
بخش اول
مقدمه
برای خواندن بخش اول این مقاله در اینجا کلیک کنید.
روی اینترنت:
زندگینامه مالینوفسکی در سایت دانشگاه مینوسوتا
کتاب ها و منابع درباره مالینوفسکی (انگلیسی و فرانسوی )
مقاله ای از جورج مارکوس درباره مالینوفسکی (به زبان فرانسوی)
[ بخش اول ]
به عنوان نمونهی آخر به هیرونیموس بوش، نقاشی که همان طور که گفتیم تابلو کشتی دیوانگان او موضوع فصل اول تاریخ جنون فوکو بود، میپردازیم، به تابلوی درخشان او با عنوان باغ لذتهای زمینی. در این تابلو بوش تصویری از بهشتی زمینی ارائه میکند که در آن تمام ویژگیهای آشنای بهشت اخروی به چشم میخورند: زمینهای سرسبز و زیبا، جویهای روان آب، و مردان و زنان برهنهای که مشغول لذت بردن از زندگی بیقید و بند این بهشت زمینیاند. در این تابلو نیز مانند دیگر آثار این دوران بدن برهنه مقتدرانه حضور دارد و همه چیز را تحت تأثیر خود قرار میدهد. در این تابلو انبوهی از مردم را میبینیم که در بسیاری از نقاط تابلو حتی بدن آنها از یکدیگر قابل تفکیک نیست، و مهمتر از آن، آدمهای تابلوی بوش از طبیعت پیرامونشان نیز به سختی قابل تمیزند. در این بهشت زمینی گویی ایدهال متافیزیکی وحدت با طبیعت محقق شده است و حتی مرزهای ظریفی که بدن انسان را به عنوان موجودی صاحب فرهنگ از طبیعت پیرامون او جدا میکردند دیگر وجود ندارند. جنسیت و طبیعت چنان در هم آمیختهاند که برهنگی انسانها برایشان امری کاملا عادی است، و این عدهی کثیر از آدمهای گوناگون به هم میپیچند و بیهیچ احساس بدی از فقدان پوشش با هم زندگی میکنند. در تابلوی بوش همه به گذران امور روزمره مشغولند: تعدادی حرف میزنند، چند نفر خوابیدهاند، زن و مردی در آب میرقصند و در گوشهی سمت چپ تابلو یک نفر به چیزی خارج از قاب اشاره کرده و برای دیگران ..........
اگر گاوها و اسبها و شیرها دست داشتند و میتوانستند با دستان خود نقاشی کنند و مانند آدمیان آثار هنری پدید آورند، اسبها شکل خدایان را مانند اسب و گاوها مانند گاو نقاشی میکردند
گزنوفانس
1 نظریهی واحد پارمنیدس انقلابی در فلسفه پیش از سقراط یونان باستان بود. او را در کنار هراکلیتس میتوان سرچشمههای دو رود اصلی تاریخ فلسفه دانست، که هر یک از فیلسوفان برای ادامهی کار به نوعی دست به انتخاب بین این دو جریان زدند. جان کلام نظریهی پارمنیدس این است: وجود یا واحد، هست و صیرورت و تغییر جز توهم نیست. پارمنیدس معتقد است اگر چیزی به وجود میآید یا از وجود به وجود آمده است یا از لاوجود. اگر از وجود به وجود بیاید که در واقع از قبل بوده است و چیز تازهای به وجود نیامده، و از لاوجود روشن است که چیزی به وجود نمیآید. پس آن چه هست چیزی جز وجود اولیه، جز وجود واحد نیست. همهی آن چه هست همین وجود است و تغییر و صیرورتی رخ نمیدهد، صیرورت توهم است. این واحد هرگز تکه تکه و متکثر نمیشود و از حالتی به حالت دیگر درنمیآید. به طریق اولی، این واحد تکثیر نیز نمیشود، یعنی نمیتوان ..........
Andre Breton / Nadja
نورا موسوي نيا
«زيبايي يا متشنج خواهد بود يا وجود نخواهد داشت .» آندره برتون
كالريج دربارهي تخيل تعمق بسياري كرده است و بسياري از ممتازترين فصلهاي كتاب خود سيرهي ادبي ( Biographia Literaria ) را به آن اختصاص داد . جدا كردن نظريهپردازيهاي بعدي او از مفروضاتي كه پيش از افول توانشهاي خلاقش به طور غريزي بر مبناي آنها عمل ميكرد ، چندان آسان نيست . گهگاه به نظر ميرسد هنوز فلسفهي اصالت حس را كه در دوران جواني به آن اعتقاد داشت ، فراموش نكرده است . كالريج از اين فلسفه ، مفهومي از دنياي حقايق ( دنيايي سرد و بيروح ) را به ميراث برد كه در آن «اشياء ، به منزلهي اشياء ، ذاتا ثابت و مردهاند !» ولي در مقام يك شاعر ، او از اين عقيده فراتر رفت ، يا در واقع آن را به استنتاجي نامنتظر تبديل كرد . درست از آن رو كه در جهان خارج اين گونه است ، شاعر وظيفه دارد به مدد تخيل خود آن را دگرگون كند . درست همانطور كه «اتفاقات عارضي نور و سايه» ممكن است به «منظرهاي شناخته شده و آشنا» جلوهي ديگري بدهد . به همان ترتيب ميتوان ..........
اعتـيـاد بـه سـ./ك /س به عدم توانايي در كنترل و يا به تعويق انداختن تمايلات و فــعاليتهاي جنسي اطلاق مي گـردد. در واقـع س/ك/س و انديشدن به آن افكار معتاد را تحت سيـطره خـود قرار ميدهـد و نـيـاز بـه انـگيـخـتـگـي جنـسي جـاي نـــياز بـه صميمت را ميــگيرد. علت آن معمولا بدرفتاري با معتادين در سنين كودكي اينگونه افراد ميباشد.
استرس يـك عامل برانگيزنده و تشديد كننده اين اختلال است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طريق س/ك/س آلام عاطفي و عـقـده هـاي روانــي خود را تسكين مي دهد. بايد توجه داشت كه نبايد اعتياد بــه ســ/ك/ـس را بـــا شــهــوت جنسي قوي اشتباه گرفت. فرد معـتاد به سـ/ك/س ممكن است داراي شـهـوت جـنـسـي اندكي باشد. اعتياد به س/ك/س در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده مي گردد. در واقع با ارضـاء جــنسي به فرد احساس سرخوشي در پي آزادسـازي .........
اخیراً به مناسبتی و در سفری فرصتی پیش آمد که به تماشای چند فیلم به اصطلاح پورنوگرافیک بنشینم. البته اعتراف میکنم که پیش از این نیز یکی دو باری از این نوع فیلمها دیده بودم. اما در مجموع من جزو تماشاگران این نوع فیلمها نیستم. این البته حقیقتی است که این نوع فیلمها اگر به قصد آموزش به زوجهای جوان ساخته شوند، میتوانند جنبه سودمندی داشته باشند؛ اما بدبختانه چنین به نظر میرسد که هدف از ساختن اغلب این فیلمها سودجویی محض .......
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” ، ”اینه که فان سومرن” ، متخصص بیماری های زنا ن در آدکامی پزشکی در شهراوترخت (هلند) سازنده این دارو است. و در گفتگو با مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” می گوید : “در سال حدود ۲۰نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و ........
کلمه بتواره (فثیش) از زبان پرتغالی میآید و به معنای «سحرآمیز» است. فرد بتوارهگرا به اشیا، قدرت سحرآمیز میبخشد و اسیر جاذبه و سحر این اشیای بیجان چون کفش یا سنگ است.
بتوارهگرایی در نگاه کلاسیک پزشکی و روانکاوی به معنای دستیابی به هیجان جنسی و ارضای جنسی از طریق گرایش جنسی به ابژهها و اشیاء مختلف جنسی است. بتوارهگرا در واقع به جای همآغوشی جنسی و اروتیکی با معشوق و دستیابی به ارگاسم جنسی به همراه پارتنر یا معشوق جنسی، احساس جنسی و میل جنسیاش متوجه اشیایی مثل لباس زیر معشوق و یا لباسهای پلاستیکی، کفش و رنگ خاص لباس و کفش است و از طریق نگریستن و ارتباط با این اشیاء به ارضای جنسی دست مییابد. در واقع این اشیاء جای معشوق واقعی .......
بايد مفاهيمي را مثل انحراف جنسي مازوخيستي ، ساديستي و غيره و تفاوت ميان نوع سالم اين گرايشات و نوع بيمارگونه آنها را از نظر روانکاوي .........
| داریوش برادری -د.ساتیر |
روانشناس/ روان درمانگر |
وظیفه روشنگری جنسی این است که از یکسو با توجه به حالت بینامتنی و چندنسلی جامعهی خویش پاسخهایی مناسب و روشنگرانه به معضلات جنسی و اروتیکی و عشقی این نسلها دهد و از طرف دیگر به تحولات جنسی جامعه خویش توجه کند و بر بستر آنها به رشد روشنگری جنسی و تحول جنسی کمک رساند. از این رو من چند سال پیش در مقالهای در باب بحران جنسی هم به موضوع ازدواج موقت و دیدن آن بهسان امکانی برای تحول جنسی پرداختم و هم دلایل مقاومت درست و خردمند خانوادهها و دختران را در برابر امکان ازدواج موقت بیان و اشاره کردم. |
| داریوش برادری -د.ساتیر |
روانشناس/ روان درمانگر |
اين فاصله گذاري همجنس خواهان که نمي خواهند با قمارباز و دختر باز همسان ديده شوند،خودش نمادي از وجود تبعيض نگاهي در ميان همجنس گرايان است. زيرا کي گفته است قماربازي و دختربازي بد است. یعنی همجنس خواه مدرن ما طرفدار و بیانگر یک نگاه سنتی و یک تبعیض سنتی می شود |
| داریوش برادری -د.ساتیر |
روانشناس/ روان درمانگر |
اما در حالت اروتیسم هنری و عکس هنری برهنگی، ما شاهد دیالوگی چرخشی هستیم. یعنی نگاه کننده باید شروع کند به درک و سنجش نگاه زن یا مرد لخت و حالت جسم و تن او. بهقول هگل، در چنین لحظاتی تن تبدیل به چشم و بیان روح میشود و به ما مینگرد؛ |
|
|
|
|
2/ مرد ایرانی به عنوان قهرمان و عارف همیشه در پی جستجوی عشق مطلق مادرانه و یا در جستجوی
بهشت گمشده ای است که در آن دیگربار شاهد نگاه زجرکشیده مادرش نباشد وبتواند با چیرگی بر پدر ظالمش در کنار مادرش به تمنای نارسیستی و وحدت جاودانه خویش و بی جامعه به طبقه سوسیالیستی و یا به جامعه بی طبقه توحیدی خویش دست یابد. فرهنگ ایرانی چنان تحت تسلط این نگاه مادرانه است که حتی بجای فلسفه، شعر در آن قدرت می گیرد و عشق افلاطونی جای عشق جنسی و اروتیک را می گیرد. مرد ایرانی آنگاه که بشکل عارف در پی دستیابی به این وحدت نارسیستی با مادر خویش از طریق نفی جسم خویش و میل سراپا روح شدن و عشق شدن است، در واقع به اسارتش در نگاه مادر و به اسارتش در این فرهنگ نافی مردانگی و نافی جسم او تن می دهد و خود را قربانی می کند. رابطه مادر و قهرمان مانند رابطه مادر و کودک است و کودک بقول یونگ پاره تن مادر است و بدنبال بازگشت به این یگانگی با مادر است. از اینرو نیز قهرمان و یا عارف نفی شورمردانه اش و دلهره ها و علائق مردانه اش و میل لذت بری و قدرت طلبی مردانه می کند . همینگونه نیز وقتی به عارف عملی و یا قهرمان تبدیل میشود، این قهرمان در خفا و ناخودآگاه در پی بازخواست زجر مادر خویش و بزیر کشیدن پدر خویش است که بنا به احساس ............
رويا چمنکار بزيبايی ثمرات تکه تکه شدن جسم زن و مرد را و تاثيرش را بر رابطه و ديالوگ و ايجاد نقصان در ديالوگ بيان می کند. از طرف ديگر اما اين تکه تکه شدن،همانطور که پست مدرن نشان ميدهد، زيربنای دست يابی به جهان چندحالتی پست مدرن است و در نگاه جسم گرايانه ،آنگاه ما به يک پيوست در گسست و به يک کثرت در وحدت دست می يابيم.هرچه در يک شعر اين توانايی ديدن و بيان اين عنصر فراگمنتيرونگ قويتر شود، شعر نيز چندلايه تر می گردد. عنصر ديگر، همان توانايی ديدن و بيان بحران عميق ايرانی و روان پريشی ذهن و جان ايرانيست که بويژه قدرت شعرهای هوله مانند شعر بالاي<نيچه با شلوار کردي> و کمپانی جذام او و ديگر اشعار او را، حالات چندسودايی وگسستگی و بحران عميق بيان شده در اشعار او و از طرف ديگر قدرت پگاه احمدی و قدرت چندمعنایی و دو یا چندسودایی اشعاری مثل <تحشيه بر دیوار خانگی> از او را تشکيل ...........
پیروز شد و بجای جان سنگینی و لذت خودآزارنه و یا دگرآزارنه سنتی ، سبکبالی ولذت عمیق بازی و عشق و جدل قدرت اندیشه ها و تفسیرها را بر جامعه و بر دیسکورس جامعه و روان خویش حاکم کرد.مهمترین نبرد میان رنسانس ایران و این پیرمرد خنزرپنزری سنت، با خنده و پیروزی ما عاشقان زمینی و بازیگران جدید بپایان می رسد که حتی پیرمرد را به لذتی نو و خندیدن به خویش و تن دادن به کودک درون خویش و تبدیل شدن به پیرمردی سبکبال و خندان وسوسه می کند و دیگر در نگاهش اثری از سرافکندگی از خویش و احساس گناه از شورها و ذات زنانه و مردانه خویش نیست بلکه جز این جسم و شورهای جنسی و جنسیتی و بازی عشق،خرد و قدرت خویش در همه زمینه ها چیزی دیگر نمی خواهد. زیرا او بازیگر عاشق و خندان زندگیست و زندگی محل این بازی جاودانه و رقص جاودانه و فانی او و معشوق و رقیبش است. با این تن دادن نسل نوی ...........
2/ آسیب شناسی رنسانس جسم در ایران
ما هر کدام بسان تبلور بحران سنت/مدرنيت/پسامدرنيت، بسان تاخوردگی زمانه خويشيم و تلفيق و چندلايگی که برای پاسخ گويی به بحران شخصی خويش می يابيم، در عين حال پاسخی برای جواب و عبور از بحران عمومی و امکانی برای تلفيق و جدب مدرنيت در فرهنگ و جان خويش و دست يابی به مدرنيت ايرانی است که در ذات خويش چندلايه است، زيرا نه تنها ايرانيان دارای هويتهای مختلف ايراني، مذهبي، قومی هستند بلکه برای مدرن و پسامدرن شدن، راهی ديگر بجز ساختن و آفريدن چندلايگی خويش و تبديل چندپارگی خویش به چندلايگی ندارند. بهترين راه برای دست يابی به اين چندلايگی شيوه جسم گرايی و تبديل شدن به يک کثرت در وحدت و وحدت در کثرت است. البته هر کس بشکل خويش به اين جسم گرايی چندلايه دست می يابد و اين تنوع بسيار مهم است،زيرا تفکر جسم گرايی بر اساس لمس جسم و جان خويش است و براساس تن دادن به هويت جسمی و جنسی و جنسيتی خويش و همين سه بخش می تواند ميليونها ............
نگاه دانای کل:
بنا بود من ِمادر مرده بهترین شهریار ِکاتبان ِ دنیا باشم! نداده ونکرده پای اهورا اهریمن را با آن نثر ِگُه دهن کشیدی توی دو که چی؟ بد کردم همه بدخواهان ِتوی نامرد را به فاک سپردم واستغفرالله...
حالا که تقیّ به توقیّ خورد و شکمت گوشتِ نوبالا آورد،عروس ِتعریفی گوزو درآمد؟
قاف تا قاف زمزمه بود که شهریاری آمده دارد یک شبه کون ِصد ساله می کند درعربستان!
زنمردِ زنازاده ای ست که یک کاره از گوشه ی اصفهان می پرد توی ماهور و غلت می خورد وسطِ دشتی ودرگوشه ی ابوعطا چنان شورش را در می آورد که هر خواننده ای را گرفتار ِقمر می کند.چی شد!؟ آب سربالا رفت و قورباغه در بیاتِ اصفهان الویس پریسلی خواند؟ اهورا اهریمن دیگر چه سگیست ؟ چقدر استخوان سر ِموعد به خوردش دادی که یک کاره گوشت می خواهد؟ آدم ِگدا و اینهمه ادا!؟ ( دوباره شرمنده! آلبرکامبو بود زنگی زدو التماس که پشتِ یکی از ...........
لکان از جیمزجویس به عنوان یک عارضه در معنای مثبت آن نام می برد، زیرا این جیمز جویس است که در آثارش به ما نشان میدهد که چگونه با رشد <غیبت خدا و هیچی> و رشد هرچه بیشتر اصل فراگمنت شدن و تکه تکه شدن هستی، انسان، هر لحظه و زمان، هر پدیده تبدیل به یک تبلور چندین پروسه اسم دلالت و در واقع هرلحظه و پدیده به یک شبکه از اسامی دلالت مختلف و چشم اندازهای مختلف تبدیل میشود و چگونه بسته به جا و مکان ما نسبت به هیچی مرکزی، ما به یک چشم انداز و حالتی نو نسبت به این پدیده دست می یابیم. شهریار کاتبان نیزاز این جهت یک عارضه، اما در معنای منفی آن است که حکایت از پدید آمدن نسلی می کند که در شرایط <غییبت هرچه بیشتر خدا و رشد هیچی و پوچی در جامعه ایرانیان> و در شرایط نبود هویت مدرن ایرانی و مدرنیت ایرانی، از یکسو آرمان زده و از طرف دیگر تشنه و لجام گسیخته، در پی ارضای خواستهای سنتی/مدرن خویش است و حتی پسامدرنیت را به یک پسامدرنیت مسخ شده و سنتی تبدیل می کند و می خواهد بی قانون شود و هرکاری دلش می خواهد بکند و اینرا پسامدرنیت می خواند. از طرف ..........
علی عبدالرضایی در اینجا با زبانی برّا و دقیق و کوبنده، معضل جنسی ایرانیان را مطرح می کند که همان سرکوب جنسی است و سرکوب شهوت است. حاصل این سرکوب دوپارگی فرهنگ و دوپارگی عشق جنسی به یک عشق افلاطونی و پردرد مقدس شده لیلی و مجنون و از طرف دیگر جسم و رابطه جنسی کثیف و تحقیره شده می باشد که وقتی هم به نیازهایش تن می دهد، باز هم بشکل چیزی کثیف و محقر به تنش و تن معشوق می نگرد و از کاهن اخلاقی به کاهن لجام گسیخته و تشنه تبدیل میشود. راه حل علی عبدالرضایی برای عبور از این فرهنگ نافی سکس و نافی جسم ، اما درخویش از ابتدا ادامه نگاه نارسیستی و نگاه کاهن لجام گسیخته را در بر دارد. زیرا نه قادر است بخوبی این اسارت نگاهش در بند کاهن لجام گسیخته را ببیند و نه قادر به درک تفاوت مهم معنای <کردن> ایرانی او با همخوابگی مدرن و تفاوت مهم بین تن دادن به خوشی جنسی و سکس تعالی نیافته با تن دادن به تمنای جنسی است. راه پیشنهادی او که همان تن دادن به امیال جنسی و ...........
داستان <من شام امشبم> از ساقی قهرمان
داستان کوتاه <من شام امشبم> ساقی قهرمان(46) یک حکایت بحران رابطه عشقی و یا بهتر است بگوییم یک حکایت در حکایت و یا چندحکایت رابطه و بحران عشقی در یک حکایت و یک متن است. همین مشکلی بیان موضوع و ساختار داستان خود از ورود ما در این داستان به یک متن چندلایه ای و چندحالتی با چند راوی حکایت می کند و از توانایی نویسنده و شیطنت هنری او در ایجاد یک متن چندمعنایی که از چشم اندازهای مختلف روانشناختی،ادبی قابل بررسی می باشد و همزمان همیشه جا برای نگاهی دیگر نیز باز می ماند. گویی نویسنده با ظرافت و شوخ چشمی ،در عین بیان حالات متفاوت این بحران عشقی، مانع از آن میشود که خواننده آخر مطمئن از اینکه مطلب را گرفته وفهمیده است، راحت این نوشته را بدور اندازد. در عوض جدا از حالت چند معنایی و ابهامی نهایی، این حالت احساسی نیز برای خواننده باقی می ماند که موضوع مثل ماهی لیزی از دستش مرتب در رفته است. اثر هنری و بویژه اثر خوب پسامدرنی بایستی ...............
داستان هرمافرودیت 2/3/7/ هشت یا بعدی از شهریار کاتبان
همانطور که در بخش قبلی این نوشته و نقد بخش اول داستان هرمافرودیت شهریار کاتبان یا علی عبدالرضایی(46لینک) بیان کردم، این داستان چند بخشی یک بیان و تشریح داستانی/ مقاله گونه بحران جنسی و بحران هویت جنسیتی عمیق انسان ایرانی و یک تصفیه حساب با فرهنگ حاکم ضدجسمی و جنسی و تلاش برای عبور از آن به کمک نابود کردن طنزآمیز این فرهنگ در نوشته و تلاش برای ایجاد معانی جدید جنسیتی مثل هرمافرودیت و نیز معانی و مفاهیم جدید برای رابطه جنسی/عشقی صورت می گیرد. اما همانطور که در پایان نقد گذشته که موضوعش چگونگی جذب اروتیسم مدرن در این اثر می باشد، علی عبدالرضایی در نهایت و با همه توان هنری و فکری خوبی که دارد، بخاطر ناتوانی از ایجاد هویت تثلیثی و بافاصله با خویش و سنت و مدرنیت و ناتوانی به گذشتن از حالت نارسیستی سنتی درون خویش و ناتوانی از نقد کاهن لجام گسیخته درون خویش و عبور از آن سرانجام انقلاب جنسی اش با آن همه بوق و کرنا به یک استمناء مشترک همه روایان و دانای کل و نویسنده در پای لذت تهوع آور و خوشی تهوع آور پدر جبار و لذت بخش درون خویش تبدیل ..........
برای ما راهی جز تلفیق هرسه بخش و دستیابی به چندلایگی خویش و یک کثرت در وحدت نیست، اما در درون این کثرت در وحدت همزمان می توان و باید در بخشهای مختلف و در ارتباط با موضوعات مشخص زمانی یک بخش را عمده تر کرد و بخشهای دیگر را در کنارش رشد و افزایش داد. برای مثال فمینیسم مدرن از سه بخش برابر جویی طلبی فمینسیم اول، جستن هویت زنانه و تفاوت زنانه خویش در فمینسیم دوم و عبور از متاروایت جنسیتها و یافتن هویتهای مختلف اقشار مختلف زنان اروپایی، آسیایی و یا بخشهای مختلف زنان در یک کشور و درنهایت هویت متفاوط فردی به عنوان زن می باشد. هر سه این بخشها برای دست یابی به یگانگی درچند گانگی خویش و چیرگی بر سرکوب حقوق زنان و ایجاد هویت متفاوت و متفاوط زنان ایرانی لازم هستند اما همچنین فمینیسم ایرانی باید بر اساس نیازهای جامعه اش و شرایط جامعه اش عنصر اساسی ..............
عشق مدرن ایرانی باید بتواند همه ی شور عمیق نهفته در فرهنگ ما، و در یکایک ما، به یگانگی درونی با معشوق، و کودک شدن را ارضاء کند. نیزبتواند به فضای کافی به فردیت در عشق و ضرورت مکانی برای تفاوت داشتن و یا مکمل یکدیگر بودن بدهد. مفهوم عشق مدرن خود دارای اشکالات فراوان است، به این خاطر انسان های مدرن نیز با این کم احساسی درونی عشق هاشان دچار اشکالند، تا چه برسد به شرقی هایی مانند ما ایرانیان که از بچگی با مفهوم عشق وحدت جو عجین شده ایم و از بچگی به بودن در آغوش مادر یا پدر عادت داشته ایم. عشق مدرن ایرانی باید بتواند هم بر احساسات گناه و هراس از جسم و سکس در فرهنگ خویش چیره شود، و هم این حالات مختلف عشق و سکس و زن و مرد ایرانی را با نگاه مدرن و مفهوم مدرن عشق، سکس و جنسیت تلفیق کند و به تفاوت مدرن خویش دست یابد و به این وسیله حرفی نو نیز برای جهان مدرن در همه زمینه ها از عشق تا اروتیسم، از فمینیسم تا تعریف های نو، در جنسیت مردانه و زنانه بیافریند. ( در باب این موضوعات و بحران عشقی/سکسی و جنسیتی و در نهایت بحران هویت و راه حل های برون رفت از آنها به ..............
2/ پسامدرنیت، که ناتوان از دیدن این یگانگی در چندگانگی است و ناتوان از دیدن خرد جسم، ناتوان از دیدن ذات جسم و زندگی به سان موجودی فونکسیونال و سنجش گر و گزیننده، منطقی است که ناتوان از بیرون آمدن از مرحله ی ایهام و ابهام و در اختیار گزاردن معیارهایی نو برای زندگی و برای چگونگی ارتباط میان انسان ها و ملت ها باشد زیرا ترس آن دارد که با بیان شدن این معیارها دیگربار تولید متاروایت کنند. اما موضوع این است که انسان چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی احتیاج به این معیارها و امکانات سنجش و قضاوت ..........
بازی، و دیالوگ تفاوت و دیفرانس این دو نیرو، و شور پایه ای ما را، و دو قدرت اساسی ما را، آغاز و پایانی نیست. هر حرکت ما به سان تبلور دیفرانسی از این دو می باشد که همزمان، با خویش زمینه ساز دیفرانسی نو و چرخشی نو می شود. هربار که ما بیشتر تن به عشق می دهیم، و خویش را بر دیگری و بر تمنایمان به او بازتر می کنیم، ضربه پذیرتر می شویم، و همزمان، قدرتمندتر. این شدت یابی عشق پذیری و این توانایی والاتر به عشق، خود زمینه ساز تحول در قدرتمان و ایجاد قدرتی نو می شود. از اینرو نیز جهان عاشق و عارف زمینی من، ساتور خندان من، جهان عشق و قدرت است، و جهان بازی و تحول جاودانه ی دو شور اساسی ما انسان ها و زمینه ساز بازی جاودانه ی ما و ...........
آنچه که تکرار می شود در واقع ناشی از عدم توانایی به پایان بردن بحران، کار، و محکومیت به تکرار بیماری و بحران ِ بودن است تا زمانی که راهی نو وسلامتی نو و یا تلفیقی نو ایجاد شود، و آنچنان که گشتالت تراپی معتقد است، دایره بسته شود، و گشتالت یا چهارچوب کامل شود. ناتوانی از یافتن این راه حل و یا ناتوانی از جذب شورها و نیازهای خویش در جهان سمبلیک خویش، باعث بیماری فرد و جمع می شود و سبب تکرار می شود؛ تکراری که سبب فرسایش جسم و جان بیمار و بحران زده، و یا جامعه ی بیمار و بحران زده می شود و منتهی به مرگ و پژمردگی می شود. انسان ایرانی، تا آنزمان که به راهی نو برای جذب مدرنیت در فرهنگ خویش و یافتن تلفیق خویش دست نیافته است، گرفتار در بحران مدرنیت، و سنت، و محکوم به تکرار است. دست یابی به این تلفیق اما خود به معنای پایان یک دور از بازی و شروع مرحله ی تازه ای از بازی جاودانه ی عشق و ..........
چگونه می توان به سنجش و نقد دست زد وقتی حتی قادر به ایجاد رابطه ی سوژه/ابژه ای نباشی، قادر به بدست گرفتن دیگری به سان ابژه ای در دستت و در ذهنت نباشی. این توانایی بدون حس و درک خود به سان یک جسم توانا و یا یک سوژه ی قدرتمند ممکن نیست. تا دستی نداری چگونه می خواهی ابژه ای را در دست بگیری و از جوانب مختلف به او بنگری. تا به قدرت جسم خویش در توانایی احساس ادراکی و توانایی نقد باور نداری چگونه می خواهی به نقد علمی هستی بپردازی و روزی حتی مدرن شناسی و پسامدرن شناسی در دانشگاه هایت درس بدهی. چگونه می خواهی به نقد دیگری بپردازی، بدون آنکه اول به تفاوت خویش دست یابی، و چگونه می خواهی به تفاوت خویش دست یابی بدون دست یابی به تفاوت جنسیتی و تفاوت جسمی و نگاهی. راه دست یابی ما به مدرنیت در این آری گویی به جسم، و تلفیق نگاه مدرن با نوزایی مفهوم تن ِ پاکسازی شده، از نو پرستش شده و زیبا شده در فرهنگ خویش است. در نهایت، هر راه دیگری از کنار این معضل اصلی عبور می کند و به یک سری پندهای اخلاقی و سر آخر نق نق های اخلاقی تبدیل می شود. بازهم به جای جواب و نشان دادن راه درست، به سرکوب و سرکوفت نیروها تبدیل می شود و به ایجاد دوباره ی رابطه ی نارسیستی مرید/مرادی در شکل به ظاهر مدرن یا حتی پسامدرن آن، و نفی و مسخ دوباره و تکرار دوباره ی فاجعه اتفاق می افتد. از طرف دیگر این طنز زندگیست که ..........
| داریوش برادری -د.ساتیر |
روانشناس/ روان درمانگر |
باری تنها راه عبور ما از بحران سنت/مدرنیت/پسامدرنیت در دست یابی به جسم خندان و چندلایه خویش است |
این راهیست که فروغ میرود و یا هوله و دیگر شاعران که مانند بقیه ما ایرانیان درگیر این بحران هستند و به بیان آن می پردازند. ساقی قهرمان چون به این بحران کامل وارد نمیشود، از آن رو اشعارش ناتوان از بیان این جهان چند سودایی و بحران وجودی هستند.
فروغ در مجموعه اشعار تولدی دیگر شروع به حس و بیان این دوگانگی می کند و اشعارش زیباتر و غنی تر میشود و حتی ابتدا بظاهر کمتر اروتیسمی شعر میگوید
. اما وقتی هم از اروتیسم سخن میگوید، این اروتیسم چنان زیبا و در عین حال عمیق است که دقیقا بیانگر این بحران بنیادی است که تمام وجود ما را و جسم و جنسیت ما را در لحظه احساس عمیق بحران بیگانگی، غریبگی و بی ریشگی خویش در برد اینگونه نیز به باور من .........
عبید و حافظ
1/ عبید زاکانی: طبیعتا درک عمیق عبید و کارهای او و نیز علل چگونگی جا نیافتادن و ادامه نیافتادن نگاه عبید در فرهنگ ایران، خود یک رساله علمی و چند جانبه باید باشد، زیرا آثار او کم نیستند و بخشهای مختلف را از غزلها، رباعیات، قصیدهها و مثتوی تا هزل، هجو و طنز، اروتیسم بی پروا و نیز آموزشهایی طنز آمیز در باب یک اخلاق نو و نفی اخلاق مطلق گرایانه مانند <اخلاق الاشراف>، رساله <دلگشا> و یا رساله< صد پند> او در بر میگیرد. بخش اول یعنی غزلها و رباعیات و غیره در واقع بیانگر اشعار و نگاه عرفانی و نیز رندانه عبید است که خوب از نظر شعریت و غنا به پای دیگر عرفای مهم کسانی مثل مولانا، سعدی، حافظ نمی رسد و قدرت اصلی او نیست، اما جایگاه و زادگاهش را درعرصه پهناور عرفان نشان میدهد که بخشهای مختلف از صوفی تا عارف، از معتدله تا ملامتیان، از عارف نظری چون شعرای عارف ایرانی تا عارف عملی مانند عیاران، پهلوانان و ایجاد ...........
باری اکنون با شناخت بهتر علل شکست کام پرستی ایرانی در عببد و حافط می توانیم به تاریخ معاصر بیابیم . من در اینجا تنها به دو نگاه فروغ و هدایت به اروتیسم می پردازم. می توان طبیعتا کسان دیگری را در عرصه های مختلف یافت که پایه گذاران اروتیسم مدرن در ایران هستند، اما نه من میتوانم به همه آنها بپردازم و نه این مقاله توان این کار را دارد. انتخاب فروغ بخاطر آن است که فروغ در حقیقت میوه ممنوعه را که ذات اروتیسم مدرن است، به شعر و جان ایرانی وارد میکند و همزمان ما را با اروتیسم زنانه آشنا میسازد. انتخاب بوف کور هدایت و اروتیسم نهفته در آن بخاطر آن است که هم هدایت در این اثر بخوبی معضلات تن کامه خواهی ایرانی را مطرح می کند و هم صحنه های اروتیسمی زیبایی که سرشار از تناقص انسان ایرانی است می آفریند و این برای بحث ما درباره مقاله هرمافرودیت شهریار کاتبان لارم است و درک معضلات اروتیسم ایرانی. البته من فقط گذار و کوتاه به نگاه این دو هنرمند بزرگ می پردازم، زیرا اولا مقاله دارد بیش از اندازه طولانی میشود و ثانیا من .........
| داریوش برادری -د.ساتیر |
روانشناس/ روان درمانگر |
در نگاهی به اسطوره های ایرانی و مقایسه آن با اسطورههای یونانی می توان براحتی پی برد که در فرهنگ ما از ابتدا تلاش خاصی برای در حجاب نگه داشتن جسم،زن و در حجاب نگه داشتن خواستهای جنسی، امیال لذت پرستانه وجود دارد و رابطه میان انسان و خدا رابطه ای دو طرفه است، باآنکه قدرت اصلی دست خدایانست. اکنون با شناخت بهتر علل شکست کام پرستی ایرانی در عببد و حافط می توانیم به تاریخ معاصر بیابیم . من در اینجا تنها به دو نگاه فروغ و هدایت به اروتیسم می پردازم. می توان طبیعتا کسان دیگری را در عرصه های مختلف یافت که پایه گذاران اروتیسم مدرن در ایران ........... |
| داریوش برادری -د.ساتیر |
روانشناس/ روان درمانگر |
اروتیسم مدرن چون جهان مدرن، عبور از عشق مطلق و اخلاقیات نافی جسم و علائق جنسی بسوی قبول فانی بودن خویش و میل دستیابی به تمنای عشقی و جنسی فانی در این جهان دنیوی است. اینگونه نیز اروتیسم مدرن بقول فوکو پیوندی تنگاتنگ با مرگ خدا و یا همان مرگ آگاهی هایدگری دارد. در این معنا نیز اروتیسم بسان شکلی تعالی یافته از شورجنسی است که با خوداگاهی و جان اغشته گشته است و در خود هم خوبیهای جهان مدرن و هم ضعفهای آن را در بر دارد....میتوان تفاوت میان این مراحل اروتیسم با پورنوگرافی را اینگونه نیز احساس کرد که بزبان ساده پورنوگرافی برای لحظات تشنگی جنسی و یا ارضای خوشیهای جنسی آغشته به روابط قدرتی و احساسی ساده و کوتاه و کم روح و توان تا اشکال خوشی تهوع آور و تحقیرکننده لازم است که مثالش آن مردی است که در فانتزیش زنی را می خواباند و با او همه کار میکند و بعد با لبخند لذتی از او دور میشود، چون حسابش راه .........
|
|
|
|
|

زندگی زناشویی بدون رابطه جنسی، دغدغه سارای ۲۴ ساله است. امیر شوهر او ناتوانی جنسی دارد و نمی تواند رابطه جنسی داشته باشد.
مشکلی که به گفته سارا موجب شده او علاقهاش را به همسر و زندگی با او «زیر یک سقف»، از دست بدهد، دائم با هم دعوا داشته باشند و برای تامین نیازهای عاطفی و جنسی، رابطه مخفیانهای را با یک مرد دیگر شروع کند.
او با بحران روحی و عاطفی روبرو است و تحت نظر روانکاو قرار دارد. او خود را فردی به شدت تنها میداند که زندگی در حقش ظلم کرده و به دست آوردن طبیعتیترین نیازهای زندگی برایش به عقده تبدیل شده است.
روانکاو سارا به او گفته باید به جای روی آوردن به رابطههای مخفیانه تصمیم مهمی برای آینده زندگیاش بگیرد.
این روزها سارا قصد دارد که تصميم مهمش را بگیرد و بعد از چهار سال زندگی مشترک در آستانه طلاق است.
سارا و امیر تنها یکی از زن و شوهرهایی هستند که پایان زندگشان به خاطر مشکلات روابط جنسی به طلاق کشیده می شود.
کاظم فروتن، رئیس کنگره خانواده و سلامت جنسی می گويد نتیجه بررسی پروندههای دادگاه خانواده مشخص کرده که حدود پنجاه درصد طلاقها در ایران ریشه در مسائل و مشکلات جنسی دارند.
طبق آمارهای دستگاه قضایی در حال حاضر از هر ۱۰ ازدواج چهار مورد آن به طلاق میانجامد که با توجه به گفته فروتن، دو مورد آن به خاطر مشکلات جنسی است.
یکی از کارشناسان دادگاه خانواده هم این موضوع را تایید میکند و میگوید راهروهای دادگاه پر از افرادی است که مشکلشان ریشه در نداشتن رابطه جنسی سالم دارد.
رابطه جنسیای، سالم محسوب میشود که در آن هر دو شریک جنسی تمایل به رابطه داشته و لذت ببرند و ارتباط دو طرفه داشته باشد. به اعتقاد کارشناسان ..............
به آقای ناصری گرامی:
دوست گرامی مشکل بحث شما چند چیز است:
1- مخالفت مبانی بحث شما با مباحث اصلی علم سکسولوژی، روانکاوی و روانپزشکی. کافی است که شما برای مثال کتاب «انقلاب جنسی» ویلهلم رایش را بخوانید که مربوط به تقریباً 70 - 60 سال پیش است تا عقبماندگی نهفته در نگاه خویش را بهتر ببینید.
آنجا برخی از همین استنادات شما که آن زمان نیز مطرح بوده است، به شیوه علمی رد شده است؛ چه برسد به کارهای این دهه اخیر در عرصه علم سکسولوژی و روانکاوی. من بخشهای اعظم این کتاب ویلهلم رایش و دو کتاب کامل دیگر او را 18 سال پیش ترجمه کردهام؛ اما منتشر نکردهام و فکر میکردم دیگر قدیمی شدهاند. اما شاید باید هنوز این کتب قدیمی ................
![]() |
|

انحراف جنسي در معناي عام آن رفتار و فانتزيهاي جنسي مخالف تصورات اخلاق عمومي است. روانكاوي معناي دقيقتر بدان ميبخشد و از زمان فرويد انحراف جنسي به معناي حاكميت يك حالت و بخش و فانتري جنسي بر كل فعاليت جنسي و عشقي فرد بيمار است.
يعني به جاي آن كه حالات و رفتارهاي اروتيكي، مثل تننمايي به معشوق (اكسهيبيسونيست، شرمگاهنمايي) نگريستن عاشقانه و يا اروتيكي و يا چشمچراني به معشوق (وويريسم) فانتريها و رفتارهاي مازوخيسيتي و ساديستي در اروتيك و عشق از گاز گرفتن معشوق تا بازي قدرت در سكس و عشق جنسي، به سان مراحل مختلف و فانتزيهاي مختلف يك عمل جنسي و اروتيكي و در خدمت دستيابي نهايي به ارگاسم و يگانگي مشترك باشند، خود را به هدف و مقصود عمل جنسي و يا در معناي كليتر عمل عشقي تبديل .................
چهکسی سکس را برای نوجوانان تشریح میکند؟ تقریباً هیچکس. اعتقاد عمومی بر آن است که گفتوگوی باز و صریح با نوجوانان در مورد سکس، افکار نامناسب و انحرافی را به ذهن آنها متبادر میکند. در مدارس درس آشنایی با مسائل جنسی دور زده میشود. تنها چند سالی است که دولت برای جوانانی که قصد ازدواج دارند کلاس کوتاه آشنایی با مسائل جنسی دائر کرده و از طریق فیلم ویدئویی برخی طرق پیشگیری از حاملگی یا سیر تغییری که در اثر حاملگی در جسم زن ایجاد میشود را برای آنها توضیح ................
منبع: مجله اشترن، چاپ آلمان، سال 2007 ، شمارهي 26، صفحههاي 65 تا 86.
رفتار دولت ايران در مواجهه با مسألهي صيغهي دختران دوگانه است. در حالي كه افراد صاحبمنصبي مثل مصطفي پورمحمدي، وزير كشور، صيغه شدن دختران را وسيلهاي عليه سكس خارج از خانواده ميداند، نگاه پليس به اين مسأله حاكي از شك و نگراني است. در حال حاضر در مراكز زيارتي چون شهر قم كه روزانه هزاران زائر به آن آمدوشد ميكنند روسپيها ممنوعيت اشاعهي عمل منافي با عفت را با يك عقد زمانمند يا همان ازدواج موقت دور ميزنند. در سالهاي گذشته همواره پليس عمليات تهاجمي گوناگوني عيله روسپيها سازماندهي كرده است. روسپيگري ...........
“اينه كه فان سومرن” متخصص بيماري هاي زنا ن در آدكامي پزشكي در شهراوترخت (هلند) مبتكر اين دارو است . وي در مصاحبه اي با مجله پزشكي .............
Sex education is education about sexual reproduction in human beings, sexual intercourse and other aspects of human sexual behavior.
Contents[hide] |
Education on reproduction typically describes the process of a new human being coming into existence in stages including conception, the development of the embryo and fetus, and the birth of the new baby. It often includes topics such as sexually transmitted diseases (STD) and how to avoid them, as well as methods of contraception.
Although some sort of sex education is part of many schools' curriculum, it remains controversial ........
ه گزارش رويترز از «مومباسا»، ارايه آمار دقيق در اين باره چندان ممكن نيست، اما مردم محلي ساكن سواحل اين كشور، برآورد ميكنند كه بيش از يك نفر از هر پنج زن مجردي كه از كشورهاي ثروتمند وارد كنيا ميشود، به دنبال اهداف ............پرهيز شديد از انحرافات جنسي کلیات روانشناسی محمدي اشتهاردي، محمد |
|
قرآن در مورد هشتمين ويژگي از دوازده ويژگي بندگان ممتاز خدا چنين ميفرمايد: «وَ لا يَزْنُون وَ مَنْ يَلْقَ ذلكَ يَلْقَ اثاما».1 آنها زنا نميكنند، و هر كس چنين كند، مجازات بسيار سختي خواهد ديد. |
1/ چون ایرانی خواهان حس و لمس عمیق عشق و وحدت نارسیستی با معشوق و یا وحدت وجود عرفانیست، از آنرو حس و لمس این هیچی و پوچ برایش به سان نابود کننده این وحدت نارسیستی اش و خراب کننده تمنای عشقش و لذتش است، پس می خواهد از این خرد نهفته در هیچی و پوچی و از لمس و دیدن این هیچی و پوچی فرار کند و با این فرار و هراس از این خرد پوچی و هراس از قدرت پوچی بجای جذب و ادغام آن در جهانش و سبکبال شدن، هنرش و قدرتش را ضعیف و کم مایه می سازد و خود را اسیر شورهای خویش می کند، بجای آنکه با نیرو ی خردش احساساتش را به یاران خویش تبدیل سازد و با شور و منطق احساساتش، خرد خویش را بخدمت خود در آورد و به خرد احساسی واحساس خردمندانه دست یابد و به سبکبالی یک جسم پرشور و سرور بر جهان و احساسات خویش. با فرار از پوچی و هیچی و هراس از شک انسان ایرانی خویش را به اسارت در بند هراسهای خویش و از طرفی دیگر نابالغ بودن خلاقیتهایش محکوم می سازد. همانطور که ........
نه تنها در انسان، حتی در برخی حیوانات مشاهده می کنیم که تا چه حد نقش "آموزش" و "رابطه" در شکل گیری قابلیت های جنسی افراد یک نوع، اهمیت دارند. به عنوان مثال در بابوان ها مشاهده شده است که اگر نوزاد آن ها را در زمان تولد از گروهشان جدا کنند، در زمان بلوغ وقتی او را به گروه بازگردانند، قادر به برقراری رابطه ی جنسی نخواهد بود. در حقیقت چیزی که این میمون جوان کم دارد، "یادگیری اجتماعی و ارتباطی" است.
روابط اجتماعی و خانوادگی ما در اولین سال های زندگی ...........
مشکلات شایع زوجها: دیرارضایی- اختلال
نعوظ و ترسها و تشویشهای ناخودآگاه
متن نامه:
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما که هم به عنوان یک پزشک و هم به عنوان یک انسان
قصد در کمک و حل مشکلاتی دارید که مثل خوره در مخفیگاه شخصی ما تا ابد و بدون اطلاع از
بهداشت روانی و جسمی باید محبوس بماند. در اشاره ی شما به نامه ها متوجه شدم بهترین
پیشنهادات شما در صورت دانستن ........
افراد زیادی نظر میدهند وشدت محکومیت بسیار بالاست. بهصراحت اعلام میشود که این کار بسیار کثیفی است وهیچ حیوانی آنرا انجام نمیدهد! بعضیها در جواب مثال میآورند فلان گونه میمونها اینکاررا انجاممیدهند! کار انسان بهجایی رسیده که اکنون برای تفسیر حرکات خود به حیوآنها رجوع میکند! درهر صورت قبلاً مقالهای در این زمینه نوشتهبودم (که خواندن آنرا قبل از این مقاله بهشدت توصیه میکنم)؛ اما همچنان ایمیل در این زمینه دریافت میکنم ومسایل حاشیهای بسیار.
برای همین بر آن شدم دوباره در این زمینه مطلب بنویسم واینبار در تکمیل بخش اول آن اقدام کنم. خواستم بر خلاف چشمهای بسته ومشتهای گرهکردهی دیگران اینبار در مورد معایب ومزیتهای آن بنویسم! (پس از این مقاله دیگر به ایمیل در این مورد جواب نخواهمداد) چون بهجرات میتوان گفت اگر از شما بپرسند چه در مورد معایب آن میدانید یک مشت معایب بیمورد وغیرواقعی ترسیم میکنید (مثل ضعف چشم، عدم بارداری، عدم کنترل، لرزش دست وغیره) اگر هم از شما بپرسند از فواید اینکار چه میدانید، هیچ حرفی ندارید که بزنید. اگر از .............
یا می دانید چه روزهایی خوب است برای:
Ø پوستتان؟
Ø خلاقیتتان؟
Ø اُرگاسمتان؟
نوسانات ماهانه ی هورمون ها می تواند باعث افسردگی و یا خوشحالی، خستگی یا پر انرژی بودن، بی علاقگی به سکس و یا شهوتی شدن شما شود. اما اگر شما بتوانید این تغییرات را پیش بینی کنید، می توانید از لحظاه های خوبتان بهترین استفاده را برده و این زمان را طولانی تر کنید. در اینجا چرخه ی خصوصیات شما را از روز 1 تا 28 بررسی کرده و .............
این سئوال که چگونه انسانی همجنسگرا یا دگرجنسگرا می شود ، بیش از هر موضوع دیگری مورد بحث های داغ و در عین حال کمتر درک و فهم شده، واقع شده است. این تنها یک سئوال سیاسی، اجتماعی و مذهبی نیست بلکه علم هم به آن توجه کرده و همین علم است که روزی ممکن است جوابی برای این معما پیدا کند.
من زني هستم كه از دوران دختري خود بسيار خود ارضايي كرده ام. اينكار را بطور متناوب انجام داده ام. اگرچه كه گاهي هر روز و گاهي هم براي مدتي اينكار را نكرده ام. الان در حدود بيست سال سن دارم اما براي ارگاسم شدن دچار مشكل شده ام. خيلي سخت ارگاسم مي شوم و بندرت دچار ارگاسم متوالي مي گردم در حاليكه در زمان خود ارضايي برايم بسيار راحت بود كه به ارگاسم برسم. آيا من نيروي ارگاسم شدن را از دست داده ام؟ ايا اين نيرو باز خواهد گشت اگر من براي مدت طولاني دست به خود ارضايي نزنم؟ پارتنر من با دست و همينطور ...........