تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 

این مطلب در چند شماره قبل همشهری جوان چاپ شد ولی با سانسورهای فراوان و ناگزیر. گفتم شاید اصلش به درد بخور تر باشد.

**********************************************************

 

تازه ازدواج کرده است. کلافه است. نمی داند مشکل از خودش است یا همسرش. نمی داند اصلا مشکلی دارند یا نه؟ آنها زندگی شبانه موفقی ندارند و این مسئله کم کم دارد به زندگی روزانه شان هم کشیده می شود. زن رویش نمی شود برود پیش یک متخصص که بیماری های جنسی را می شناسد، مرد غرورش اجازه نمی دهد این کار را کند. تصوراتی که هر دو نفر در مورد پشت پرده ماه عسل داشته اند دارد به هم می ریزد و هر کدام دیگری را مقصر می داند. آنها نمی دانند سلامت جنسی چه شکلی دارد و کسی هم در این مورد برایشان حرف نزده ........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 8:48 AM  توسط م.ک.  | 


 

زویا ممکن

رابطه جنسی گاهی از اوقات می‌تواند نامطلوب و یا حتی دردناک باشد. با این حال اغلب به جای اینکه در مورد آن صحبت کنیم، سکوت می‌کنیم و چیزی نمی‌گوییم، چرا که نمی‌دانیم چگونه در مورد روابط جنسی‌مان باب گفتگو را باز کنیم.

ولی افرادی هستند که راه های برقراری گفتگو را در این رابطه با استفاده از کلمات مناسب پیدا کرده‌اند. مطلب زیر توصیه های خانم لورا بلتران (Laura Beltran)، روان درمانگر مسا‍‌یل جنسی است.

از مهمترین توصیه‌های خانم بلتران برای داشتن یک رابطه جنسی رضایت‌بخش، گفتگو در باره این رابطه است. به نظر او اگر افراد در مورد رابطه جنسی‌شان اصلاً صحبت نکنند و یا کم صحبت کنند، از داشتن یک رابطه خوب محروم می‌مانند.

به اعتقاد لورا بلتران حتماً باید به طرف مقابل گفت که ازچه چیزی خوشمان می‌آید و چه چیزهایی برای ما نامطلوب هستند.


مشکل اینجاست که در اغلب موارد جرات گفتگو در مورد رابطه جنسی را نداریم، چون قبل از هر چیز نمی‌خواهیم طرف مقابل را برنجانیم و از سوی دیگر اغلب خجالت می‌کشیم و به خودمان می‌گوییم که این چیزها قابل بیان ......


 


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 1:10 AM  توسط م.ک.  | 

باعرض سلام خدمت عزیزان: 1- درباره ادبیات تناسلی مردانه در مرافعه و  دعوا ،  که اشاره  شد ه ،  بد یهیست که ناشی ازغرور وعواطف واحساسات مردانه ،  درنظام مردسالاریست که دراین تمدنهای اخیر ، زن راتحقیرکرده واغلب خود مرد هم ،  به رنج غیرقابل تحمل درنتیجه ،  د چارواین ادبیات ناشی از تحقیر  انفعال   ،درروابط جنسی به خصم  (زن درجامعه مردسالار ،خصم هستش)،نسبت داده میشه . 2- دررابطه با جبرهای حاکم برسرنوشت آدمی هم بغیر از ژن ،  باید از جبرهای جغرافیائی و به قول همه دانشمندان شرق وغرب ، تا پیش ازنیوتون ،ازاثرروزتولد بر ساختارروان ، ذکرکرد ، که به گمان من ،  درمانهای روانکاوی ویا شیوه های دیگر بهداشت  روان  و روشهای عرفانی هم نتونسته اند براین تاثیرات فلکی ،  غالب گردند .  چنانچه در تحقیق  از  بزرگان این علوم ومعارف  نیز ،  شاهدی بر انکارمدعا دیده نشد. (اشاره به بحث اخیر محبت خانم  ،  هرچند باراول ازاساتید روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی که لاجرم تجربه گرا هستند ، شنیده بودم وتوسط دیگرمشاهیر ، این رشته درکشورهم تایید شد وهم دیگرانی منجمله، کارل گوستاو  یونگ که اعتقادداره ، ستاره شناسانی باچنان تسلطی هستندکه بادیدن هرشخصی میتوانند بیان دارند که درلحظه تولد این ........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 4:14 PM  توسط م.ک.  | 

 

maghaleh-fazeli-malinoski-2.jpg


بخش دوم و پایانی

مالینوسکی در 1924 دو سال پس از بازگشت به ال. اس. ای. به مقام دانشیاری دانشگاه لندن رسید. و در مراسم اعطا درجه دانشیاری ، پروفسور سر جیمز فریزر در مقام معرفی و اعطای درجه به مالینوسکی سخنرانی کرد. در 1926 لورا اسپلمن با حمایت بنیاد راکفلر از مالینسوسکی برای سخنرانی در دانشگاه های آمریکا و مکزیک دعوت کرد. در این سال بود که کتاب «جرم و آداب رسوم در جامعه وحشی» او به علاوه چندین مقاله کلاسیک اش انتشار یافت. در 1927 مالینوسکی به ال. اس. ای بازگشت و به محض بازگشت به مقام استادی انسان شناسی اجتماعی دانشگاه لندن منصوب شد. در 1929 مالینوسکی سه مقاله و مدخل برای چاپ چهاردهم داتره المعارف بریتانیکا با عناون "انسان شناسی اجتماعی"، "خویشاوندی" و "ازدواج" نوشت. این مقالات اهمیت علمی و در عین عمومی از نظر معرفی دانش انسان شناسی و علاقه آن به عامه مردم داشت. در این سال در عین حال کتاب "زندگی جنسی وحشی ها" را منتشر کرد. منتاگو می نویسد که ناشران نگران بودند که مباد پلیس به دلیل محتوی و مطالب جنسی کتاب با آن برخورد کنند. از اینرو، قیمت چاپ اول کتاب را تعمدا بسیار گران کردند که کتاب خواننده غیر متخصص و عامی پیدا نکند. اما چاپ های دوم، سوم و چهارم کتاب که در طی 2 سال انجام شد با قیمت نازل تری ارائه گردید. این کتاب در آمریکا نیز در همان زمان بارها تجدید چاپ شد.

 

برای خواندن بخش دوم به طور کامل در اینجا کلیلک  کنید.

 

 

روی اینترنت:

مالینوفسکی در ویکیپدیا

زندگینامه مالینوفسکی در سایت دانشگاه مینوسوتا

کتاب ها و منابع درباره مالینوفسکی (انگلیسی و فرانسوی )

مقاله ای از جورج مارکوس درباره مالینوفسکی (به زبان فرانسوی)

 کولا در آرگونوت های اقیانوس آرام ( به زبان فرانسوی)

مدرسه علوم اقتصادی لندن (LSE)

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 2:33 AM  توسط م.ک.  | 

 

maghaleh-fazeli-malinowski-1.jpg

بخش اول


مقدمه

در این مقاله کوتاه درصدد توضیح تمام ابعاد اندیشه و زندگی مالینوسکی یا آنچه درباره او گفته اند، نیستم. بلکه مایلم برای آشنایی بیشتر علاقه مندان به انسان شناسی برخی نکات درباره یکی از بنیانگذاران انسان شناسی قرن بیستم را توضیح دهم مالینوسکی هم در زمان حیاتش و هم بعد از آن یک ابژه و سوژه مهم برای بحث های انسان شناسی بوده است. در سال 1957 ریموند فیرث شاگرد و سپس جانشین مالینوسکی در ال. اس. ای با انتشار کتاب «انسان و فرهنگ: ارزیابی از آثار برانیسلاو مالینوسکی» که توسط جمعی از بزرگان انسان شناسی نوشته شده بود، درواقع جریان تازه ای برای بازخوانی اندیشه و زندگی مالینوسکی فراهم کرد. و از آن تاریخ تاکنون انبوه مقالات و کتاب ها درباره مالینوسکی نوشته شده است. خواندن کتاب «مالینوسکی: ادیسه یک انسان شناس» نوشته مایکل یونگ  در 2004 مرا ترغیب کرد این یادداشت را بنویسم. البته بعد از خواندن این کتاب به این اندیشیدم که ما در ایران تا چه میزان مالینوسکی را می شناسیم.


برای خواندن بخش اول این مقاله در اینجا کلیک کنید.

 

روی اینترنت:

مالینوفسکی در ویکیپدیا

زندگینامه مالینوفسکی در سایت دانشگاه مینوسوتا

کتاب ها و منابع درباره مالینوفسکی (انگلیسی و فرانسوی )

مقاله ای از جورج مارکوس درباره مالینوفسکی (به زبان فرانسوی)

 کولا در آرگونوت های اقیانوس آرام ( به زبان فرانسوی)

مدرسه علوم اقتصادی لندن (LSE)

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 2:32 AM  توسط م.ک.  | 


                                                                                      [ بخش اول ]

به عنوان نمونه‌ی آخر به هیرونیموس بوش، نقاشی که همان طور که گفتیم تابلو کشتی دیوانگان او موضوع فصل اول تاریخ جنون فوکو بود، می‌پردازیم، به تابلوی درخشان او با عنوان باغ لذت‌های زمینی. در این تابلو بوش تصویری از بهشتی زمینی ارائه می‌کند که در آن تمام ویژگی‌های آشنای بهشت اخروی به چشم می‌خورند: زمین‌های سرسبز و زیبا، جوی‌های روان آب، و مردان و زنان برهنه‌ای که مشغول لذت بردن از زندگی بی‌قید و بند این بهشت زمینی‌اند. در این تابلو نیز مانند دیگر آثار این دوران بدن برهنه مقتدرانه حضور دارد و همه چیز را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. در این تابلو انبوهی از مردم را می‌بینیم که در بسیاری از نقاط تابلو حتی بدن آن‌ها از یکدیگر قابل تفکیک نیست، و مهم‌تر از آن، آدم‌های تابلوی بوش از طبیعت پیرامونشان نیز به سختی قابل تمیزند. در این بهشت زمینی گویی ایده‌ال متافیزیکی وحدت با طبیعت محقق شده است و حتی مرزهای ظریفی که بدن انسان را به عنوان موجودی صاحب فرهنگ از طبیعت پیرامون او جدا می‌کردند دیگر وجود ندارند. جنسیت و طبیعت چنان در هم آمیخته‌اند که برهنگی انسان‌ها برایشان امری کاملا عادی است، و این عده‌ی کثیر از آدم‌های گوناگون به هم می‌پیچند و بی‌هیچ احساس بدی از فقدان پوشش با هم زندگی می‌کنند. در تابلوی بوش همه به گذران امور روزمره مشغولند: تعدادی حرف می‌زنند، چند نفر خوابیده‌اند، زن و مردی در آب می‌رقصند و در گوشه‌ی سمت چپ  تابلو یک نفر به چیزی خارج از قاب اشاره کرده و برای دیگران ..........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 4:47 PM  توسط م.ک.  | 


اگر گاوها و اسب‌ها و شیرها دست داشتند و می‌توانستند با دستان خود نقاشی کنند و مانند آدمیان آثار هنری پدید آورند،  اسب‌ها شکل خدایان را مانند اسب و گاوها مانند گاو نقاشی می‌کردند                       

                                                                                                              گزنوفانس

1 نظریه‌ی واحد پارمنیدس انقلابی در فلسفه پیش از سقراط یونان باستان بود. او را در کنار هراکلیتس می‌توان سرچشمه‌های دو رود اصلی تاریخ فلسفه دانست، که هر یک از فیلسوفان برای ادامه‌ی کار به نوعی دست به انتخاب بین این دو جریان زدند. جان کلام نظریه‌ی پارمنیدس این است: وجود یا واحد، هست و صیرورت و تغییر جز توهم نیست. پارمنیدس معتقد است اگر چیزی به وجود می‌آید یا از وجود به وجود آمده است یا از لاوجود. اگر از وجود به وجود بیاید که در واقع از قبل بوده است و چیز تازه‌ای به وجود نیامده، و از لاوجود روشن است که چیزی به وجود نمی‌آید. پس آن چه هست چیزی جز وجود اولیه، جز وجود واحد نیست. همه‌ی آن چه هست همین وجود است و تغییر و صیرورتی رخ نمی‌دهد، صیرورت توهم است. این واحد هرگز تکه تکه و متکثر نمی‌شود و از حالتی به حالت دیگر درنمی‌آید. به طریق اولی، این واحد تکثیر نیز نمی‌شود، یعنی نمی‌توان ..........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 4:46 PM  توسط م.ک.  | 

 

Andre Breton / Nadja

نورا موسوي نيا    

       

 «زيبايي يا متشنج خواهد بود يا وجود نخواهد داشت .» آندره برتون

كالريج درباره‌ي تخيل تعمق بسياري كرده است و بسياري از ممتازترين فصل‌هاي كتاب خود سيره‌ي ادبي ( Biographia Literaria ) را به آن اختصاص داد . جدا كردن نظريه‌پردازي‌هاي بعدي او از مفروضاتي كه پيش از افول توانش‌هاي خلاقش به طور غريزي بر مبناي آن‌ها عمل مي‌كرد ، چندان آسان نيست . گه‌گاه به نظر مي‌رسد هنوز فلسفه‌ي اصالت حس را كه در دوران جواني به آن اعتقاد داشت ، فراموش نكرده است . كالريج از اين فلسفه ، مفهومي از دنياي حقايق ( دنيايي سرد و بيروح ) را به ميراث برد كه در آن «اشياء ، به منزله‌ي اشياء ، ذاتا ثابت و مرده‌اند !» ولي در مقام يك شاعر ، او از اين عقيده فراتر رفت ، يا در واقع آن را به استنتاجي نامنتظر تبديل كرد . درست از آن رو كه در جهان خارج اين گونه است ، شاعر وظيفه دارد به مدد تخيل خود آن را دگرگون كند . درست همان‌طور كه «اتفاقات عارضي نور و سايه» ممكن است به «منظره‌اي شناخته ‌شده و آشنا» جلوه‌ي ديگري بدهد . به همان ترتيب مي‌توان ..........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 4:34 PM  توسط م.ک.  | 

 

اعتـيـاد بـه سـ./ك /س   به عدم توانايي در كنترل و يا به تعويق انداختن تمايلات و فــعاليتهاي جنسي اطلاق مي گـردد. در واقـع س/ك/س و انديشدن به آن افكار معتاد را تحت سيـطره خـود قرار ميدهـد و نـيـاز بـه انـگيـخـتـگـي جنـسي جـاي نـــياز بـه صميمت را ميــگيرد. علت آن معمولا بدرفتاري با معتادين در سنين كودكي اينگونه افراد ميباشد.


استرس يـك عامل برانگيزنده و تشديد كننده اين اختلال است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طريق س/ك/س آلام عاطفي و عـقـده هـاي روانــي خود را تسكين مي دهد. بايد توجه داشت كه نبايد اعتياد بــه ســ/ك/ـس را بـــا شــهــوت جنسي قوي اشتباه گرفت. فرد معـتاد به سـ/ك/س ممكن است داراي شـهـوت جـنـسـي اندكي باشد. اعتياد به س/ك/س در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده مي گردد. در واقع با ارضـاء جــنسي به فرد احساس سرخوشي در پي آزادسـازي .........


                                                               


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 8:38 PM  توسط م.ک.  | 

 

شهرنوش پارسی‌پور
http://www.shahrnushparsipur.com

Download it Here!

اخیراً به مناسبتی و در سفری فرصتی پیش آمد که به تماشای چند فیلم به اصطلاح پورنوگرافیک بنشینم. البته اعتراف می‌کنم که پیش از این نیز یکی دو باری از این نوع فیلم‌ها دیده بودم. اما در مجموع من جزو تماشاگران این نوع فیلم‌ها نیستم. این البته حقیقتی است که این نوع فیلم‌ها اگر به قصد آموزش به زوج‌های جوان ساخته شوند، می‌توانند جنبه سودمندی داشته باشند؛ اما بدبختانه چنین به نظر می‌رسد که هدف از ساختن اغلب این فیلم‌ها سودجویی محض .......



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 8:15 PM  توسط م.ک.  | 

کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود را از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوی آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود.

۷۸۶۷۸۹.jpg

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از  مجله پزشکی آکادمی “اوترخت”  ، ”اینه که فان سومرن”  ، متخصص بیماری های زنا ن در آدکامی پزشکی در شهراوترخت (هلند) سازنده این دارو است. و در گفتگو با مجله پزشکی آکادمی “اوترخت” می گوید : “در سال حدود ۲۰نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و ........




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 6:42 PM  توسط م.ک.  | 

 

داریوش برادری روان‌شناس/ روان‌درمان‌گر

کلمه بت‌واره (فثیش) از زبان پرتغالی می‌آید و به معنای «سحرآمیز» است. فرد بت‌واره‌گرا به اشیا، قدرت سحرآمیز می‌بخشد و اسیر جاذبه و سحر این اشیای بی‌جان چون کفش یا سنگ است.

بت‌واره‌گرایی در نگاه کلاسیک پزشکی و روان‌کاوی به معنای دست‌یابی به هیجان جنسی و ارضای جنسی از طریق گرایش جنسی به ابژه‌ها و اشیاء مختلف جنسی است. بت‌واره‌گرا در واقع به جای هم‌آغوشی جنسی و اروتیکی با معشوق و دست‌یابی به ارگاسم جنسی به همراه پارتنر یا معشوق جنسی، احساس جنسی و میل جنسی‌اش متوجه اشیایی مثل لباس زیر معشوق و یا لباس‌های پلاستیکی، کفش و رنگ خاص لباس و کفش است و از طریق نگریستن و ارتباط با این اشیاء به ارضای جنسی دست می‌یابد. در واقع این اشیاء جای معشوق واقعی .......



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 6:1 PM  توسط م.ک.  | 

اصل اخلاقي مارك ساد : من حق دارم با جسم تو خوش بگذرانم. هرکسي ميتواند اين را بگويد و من از حقم استفاده خواهم کرد ، بدون انکه هيچ مانعي بتواند جلوي مرا بگيرد ، از جسم ديگري بنا به ميلم لذت ببرم و عصاره لذتش را بفشارم.

بايد مفاهيمي را مثل انحراف جنسي مازوخيستي ، ساديستي و غيره و تفاوت ميان نوع سالم اين گرايشات و نوع بيمارگونه آنها را از نظر روانکاوي .........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11:27 AM  توسط م.ک.  | 

.
انحراف مازوخيسم يا شهوت خودآزاري، نقطه‌ي مقابل انحراف جنسي ساديسم يا ديگرآزاري است. يك فرد ساديستيک ازآزار و اذيت كردن ديگـــران لذت جنسي مي‌برد، اما يك انسان مبتلا به « مازوخيسم »  از عذاب و شكنجه اي كه خودش متحمل مي‌شود (خودش درخواست مي کند) لذت جنسي كسب مي‌كند. افرادي كه به اين نوع انحراف مبتلا هستند به شدت تمايل دارند كه چه به وسيله‌ي خود و چه از طرف ديگران، آزار ببينند يا حتي شكنجه شوند. كاميابي رواني .......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11:26 AM  توسط م.ک.  | 

بنا بر گزارش روزنامه دیلی تلگراف باردار شدن دختران نوجوان از همکلاسیهایشان امروز در انگلستان مد شده است . این مسئله موجی از نگرانی را به وجود آورده است. بر این اساس مدارس انگلیس طبق برنامه ریزی دولت این کشور برای جلوگیری از باردار شدن دختران نوجوان انگلیسی، قرصهای ضد بارداری را میان دختران 11 ساله توزیع می کنند. دکتر فاضلی که در انگلستان زندگی میکند در پست اخیر وبلاگش به نقل از گزارش لانست به افزایش فحشا به دوبرابر طی ده سال اخیر در بریتانیا اشاره میکند.
شبکه تلویزیونی آمریکایی CBS اعلام کرد از این به بعد در مدارس آمریکا قرص ضد بارداری توزیع خواهد شد و این در حالیست که دانش آموزان این مدارس ۱۱ تا ۱۳ سال سن دارند. 
بله دوستان من این نتیجه ی بها دادن به تفکرات غلطی مثل تفکرات فروید است و امروز در غرب این تفکرات رو به نابودی گذاشته . پاتريك گلين از دانشگاه جرج واشنگتون در كتاب خود با عنوان خداوند: گواه، مصالحه ايمان و عقل در دنياي پست ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11:22 AM  توسط م.ک.  | 


داریوش برادری -د.ساتیر

روانشناس/ روان درمانگر

 

وظیفه روشنگری جنسی این است که از یک‌سو با توجه به حالت بینامتنی و چندنسلی جامعه‌ی خویش پاسخ‌هایی مناسب و روشنگرانه به معضلات جنسی و اروتیکی و عشقی این نسل‌ها دهد و از طرف دیگر به تحولات جنسی جامعه خویش توجه کند و بر بستر آنها به رشد روشنگری جنسی و تحول جنسی کمک رساند. از این رو من چند سال پیش در مقاله‌ای در باب بحران جنسی هم به موضوع ازدواج موقت و دیدن آن به‌سان امکانی برای تحول جنسی پرداختم و هم دلایل مقاومت درست و خردمند خانواده‌‌ها و دختران را در برابر امکان ازدواج موقت بیان و اشاره کردم.
از طرف دیگر روشنگری جنسی و دولت می‌توانند با شکستن تقدس بکارت و حلال دانستن این روابط قبل از ازدواج دائم به‌سان تجاربی مهم برای زندگی عشقی و زناشویی بعدی، چه با همان فرد و یا با فرد دیگری، به مقابله با هراس‌های جنسی و اخلاق مطلق‌‌گرای جنسی ایرانی برخیزند و زمینه‌ساز شکل‌گیری مفاهیم جدید زن و مرد و فردیت جنسیتی زنانه و مردانه متفاوت .......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 8:50 PM  توسط م.ک.  | 


داریوش برادری -د.ساتیر

روانشناس/ روان درمانگر

 

اين فاصله گذاري همجنس خواهان که نمي خواهند با قمارباز و دختر باز همسان ديده شوند،خودش نمادي از وجود تبعيض نگاهي در ميان همجنس گرايان است. زيرا کي گفته است قماربازي و دختربازي بد است. یعنی همجنس خواه مدرن ما طرفدار و بیانگر یک نگاه سنتی و یک تبعیض سنتی می شود
با چنین نگاهی نیز می توان درک کرد، که چه جنبش فمینیستی ایرانی،چه جنبش جنسی و جنسیتی ایرانی،بایستی در خویش و برپایه خواستهای مدرن خویش،همزمان تن به این تفاوطهای پسامدرن خویش ...........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 8:46 PM  توسط م.ک.  | 

داریوش برادری -د.ساتیر

روانشناس/ روان درمانگر

 

اما در حالت اروتیسم هنری و عکس هنری برهنگی، ما شاهد دیالوگی چرخشی هستیم. یعنی نگاه کننده باید شروع کند به درک و سنجش نگاه زن یا مرد لخت و حالت جسم و تن او. به‌قول هگل، در چنین لحظاتی تن تبدیل به چشم و بیان روح می‌شود و به ما می‌نگرد؛
مشکل اما این است که چرا ایرانی، به جای دست‌یابی به این هنر اغواگرای و نقد اغواگرانه و البته بر بستر فرهنگی خویش و بنا به تفاوت‌های فرهنگی‌اش، به نفی کامل برهنگی و اروتیسم دست می‌زند و اروتیسم و پورنوگرافی را یکی می‌داند و به نفی اخلاقی هر دو ...........

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 8:45 PM  توسط م.ک.  | 


شکل دیگری از بیان این رشد <هیچی> و لمس هیچی در میان شاعران جوان ایرانی مقیم کشور را در شعری بنام < کشتن وقت و پوچ گرایی> از شاعر و هنرمند جوان ایرانی بنام محمود الهویی می بینیم که در عین لمس هیچی و لمس تاثیر هیچی بر اعمالش، اما کین توز نمی شود و به بیان صادقانه بحرانش در هیچی می پردازد و همین توانایی لمس و بیان بحران و لمس هیچی بدون کین توزی و خشم نارسیستی می تواند در مرحله بعدی به ارتباط تثلیثی با هیچی و دست یابی به هیچی خندان عاشق و عارف زمینی تبدیل شود. در بخشی از شعر محمود الهویی اینگونه زیبا <هیچی> و بحرانش را بیان می کند و همین نشستن و نگریستن به بحران خویش و بیان بحران خویش گامی مهم در ایجاد رابطه تثلیثی و جذب هیچی در جهان خویش ...........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 8:2 PM  توسط م.ک.  | 

2/ مرد ایرانی به عنوان قهرمان و عارف همیشه در پی جستجوی عشق مطلق مادرانه و یا در جستجوی

بهشت گمشده ای است که در آن دیگربار شاهد نگاه زجرکشیده مادرش نباشد وبتواند با چیرگی بر پدر ظالمش در کنار مادرش به تمنای نارسیستی و وحدت جاودانه خویش و بی جامعه به طبقه سوسیالیستی و یا به جامعه بی طبقه توحیدی خویش دست یابد. فرهنگ ایرانی چنان تحت تسلط این نگاه مادرانه است که حتی بجای فلسفه، شعر در آن قدرت می گیرد و عشق افلاطونی جای عشق جنسی و اروتیک را می گیرد. مرد ایرانی آنگاه که بشکل عارف در پی دستیابی به این وحدت نارسیستی با مادر خویش از طریق نفی جسم خویش و میل سراپا روح شدن و عشق شدن است، در واقع به اسارتش در نگاه مادر و به اسارتش در این فرهنگ نافی مردانگی و نافی جسم او تن می دهد و خود را قربانی می کند. رابطه مادر و قهرمان مانند رابطه مادر و کودک است و کودک بقول یونگ پاره تن مادر است و بدنبال بازگشت به این یگانگی با مادر است. از اینرو نیز قهرمان و یا عارف نفی شورمردانه اش و دلهره ها و علائق مردانه اش و میل لذت بری و قدرت طلبی مردانه می کند . همینگونه نیز وقتی به عارف عملی و یا قهرمان تبدیل میشود، این قهرمان در خفا و ناخودآگاه در پی بازخواست زجر مادر خویش و بزیر کشیدن پدر خویش است که بنا به احساس ............




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 8:1 PM  توسط م.ک.  | 

 رويا چمنکار بزيبايی ثمرات تکه تکه شدن جسم زن و مرد را و تاثيرش را بر رابطه و ديالوگ و ايجاد نقصان در ديالوگ بيان می کند. از طرف ديگر اما اين تکه تکه شدن،همانطور که پست مدرن نشان ميدهد، زيربنای دست يابی به جهان چندحالتی پست مدرن است و در نگاه جسم گرايانه ،آنگاه ما به يک پيوست در گسست و به يک کثرت در وحدت دست می يابيم.هرچه در يک شعر اين توانايی ديدن و بيان اين عنصر فراگمنتيرونگ قويتر شود، شعر نيز چندلايه تر می گردد. عنصر ديگر، همان توانايی ديدن و بيان بحران عميق ايرانی و روان پريشی ذهن و جان ايرانيست که بويژه قدرت شعرهای هوله مانند شعر بالاي<نيچه با شلوار کردي> و کمپانی جذام او و ديگر اشعار او را، حالات چندسودايی وگسستگی و  بحران عميق بيان شده در اشعار او و از طرف ديگر قدرت پگاه احمدی  و قدرت چندمعنایی و دو یا چندسودایی اشعاری مثل <تحشيه بر دیوار خانگی> از او را تشکيل ...........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 8:0 PM  توسط م.ک.  | 

پیروز شد و بجای جان سنگینی و لذت خودآزارنه و یا دگرآزارنه سنتی ، سبکبالی ولذت عمیق بازی و عشق و جدل قدرت اندیشه ها و تفسیرها را بر جامعه و بر دیسکورس جامعه و روان خویش حاکم کرد.مهمترین نبرد میان رنسانس ایران و این پیرمرد خنزرپنزری سنت، با خنده و پیروزی ما عاشقان زمینی و بازیگران جدید بپایان می رسد که حتی پیرمرد را به لذتی نو و خندیدن به خویش و تن دادن به کودک درون خویش و تبدیل شدن به پیرمردی سبکبال و خندان وسوسه می کند و دیگر در نگاهش اثری از سرافکندگی از خویش و احساس گناه از شورها و ذات زنانه و مردانه خویش نیست بلکه جز این جسم و شورهای جنسی و جنسیتی و بازی عشق،خرد و قدرت خویش در همه زمینه ها چیزی دیگر نمی خواهد. زیرا او بازیگر عاشق و خندان زندگیست و زندگی محل این بازی جاودانه و رقص جاودانه و فانی او و معشوق و رقیبش است. با این تن دادن نسل نوی ...........


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 7:59 PM  توسط م.ک.  | 

2/ آسیب شناسی رنسانس جسم در ایران

 

 ما هر کدام بسان تبلور بحران سنت/مدرنيت/پسامدرنيت، بسان تاخوردگی زمانه خويشيم و تلفيق و چندلايگی که برای پاسخ گويی به بحران شخصی خويش می يابيم، در عين حال پاسخی برای جواب و عبور از بحران عمومی و امکانی برای تلفيق و جدب مدرنيت در فرهنگ و جان خويش و دست يابی به مدرنيت ايرانی است که در ذات خويش چندلايه است، زيرا نه تنها ايرانيان دارای هويتهای مختلف ايراني، مذهبي، قومی هستند بلکه برای مدرن و پسامدرن شدن، راهی ديگر بجز ساختن و آفريدن چندلايگی خويش و تبديل چندپارگی خویش به  چندلايگی ندارند. بهترين راه برای دست يابی به اين چندلايگی  شيوه جسم گرايی و  تبديل شدن به يک کثرت در وحدت و وحدت در کثرت است. البته هر کس بشکل خويش به اين جسم گرايی چندلايه دست می يابد و اين تنوع بسيار مهم است،زيرا تفکر جسم گرايی بر اساس لمس جسم و جان خويش است و براساس تن دادن به هويت جسمی و جنسی و جنسيتی خويش و همين سه بخش می تواند ميليونها ............



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 7:58 PM  توسط م.ک.  | 

نگاه دانای کل:

 

بنا بود من ِمادر مرده بهترین شهریار ِکاتبان ِ دنیا باشم! نداده ونکرده پای اهورا اهریمن را با آن نثر ِگُه دهن کشیدی توی دو که چی؟ بد کردم همه بدخواهان ِتوی نامرد را به فاک سپردم واستغفرالله...

 حالا که تقیّ به توقیّ خورد و شکمت گوشتِ نوبالا آورد،عروس ِتعریفی گوزو درآمد؟

 قاف تا قاف زمزمه بود که شهریاری آمده دارد یک شبه کون ِصد ساله می کند درعربستان!

زنمردِ زنازاده ای ست که یک کاره از گوشه ی اصفهان می پرد توی ماهور و غلت می خورد وسطِ دشتی ودرگوشه ی ابوعطا چنان شورش را در می آورد که هر خواننده ای را گرفتار ِقمر می کند.چی شد!؟ آب سربالا رفت و قورباغه در بیاتِ اصفهان الویس پریسلی خواند؟ اهورا اهریمن دیگر چه سگی‌ست ؟ چقدر استخوان سر ِموعد به خوردش دادی که یک کاره گوشت می خواهد؟ آدم ِگدا و اینهمه ادا!؟ ( دوباره شرمنده! آلبرکامبو بود زنگی زدو التماس که پشتِ یکی از ...........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 7:57 PM  توسط م.ک.  | 

لکان از جیمزجویس به عنوان یک عارضه در معنای مثبت آن نام می برد، زیرا این جیمز جویس است که در آثارش به ما نشان میدهد که چگونه با رشد <غیبت خدا و هیچی> و رشد هرچه بیشتر اصل فراگمنت شدن و تکه تکه شدن هستی، انسان، هر لحظه و زمان، هر پدیده تبدیل به یک تبلور چندین پروسه اسم دلالت و در واقع هرلحظه و پدیده به یک شبکه از اسامی دلالت مختلف و چشم اندازهای مختلف تبدیل میشود و چگونه بسته به جا و مکان ما نسبت به هیچی مرکزی، ما به یک چشم انداز و حالتی نو نسبت به این پدیده دست می یابیم. شهریار کاتبان نیزاز این جهت یک عارضه، اما در معنای منفی آن است که حکایت از پدید آمدن نسلی می کند که در شرایط <غییبت هرچه بیشتر خدا و رشد هیچی و پوچی در جامعه ایرانیان> و در شرایط نبود هویت مدرن ایرانی و مدرنیت ایرانی، از یکسو آرمان زده و از طرف دیگر تشنه و لجام گسیخته، در پی ارضای خواستهای سنتی/مدرن خویش است و حتی پسامدرنیت را به یک پسامدرنیت مسخ شده و سنتی تبدیل می کند و می خواهد بی قانون شود و هرکاری دلش می خواهد بکند و اینرا پسامدرنیت می خواند. از طرف ..........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 7:56 PM  توسط م.ک.  | 

علی عبدالرضایی در اینجا با زبانی برّا و دقیق و کوبنده، معضل جنسی ایرانیان را مطرح می کند که همان سرکوب جنسی است و سرکوب شهوت است. حاصل این سرکوب دوپارگی فرهنگ و دوپارگی عشق جنسی به یک عشق افلاطونی و پردرد مقدس شده لیلی و مجنون و از طرف دیگر جسم و رابطه جنسی کثیف و تحقیره شده می باشد که وقتی هم به نیازهایش تن می دهد، باز هم بشکل چیزی کثیف و محقر به تنش و تن معشوق می نگرد و از کاهن اخلاقی به کاهن لجام گسیخته و تشنه تبدیل میشود. راه حل علی عبدالرضایی برای عبور از این فرهنگ نافی سکس و نافی جسم ، اما درخویش از ابتدا ادامه نگاه نارسیستی و نگاه کاهن لجام گسیخته را در بر دارد. زیرا نه قادر است بخوبی این اسارت نگاهش در بند کاهن لجام گسیخته را ببیند و نه قادر به درک تفاوت مهم معنای <کردن> ایرانی او با همخوابگی مدرن و تفاوت مهم بین تن دادن به خوشی جنسی و سکس تعالی نیافته با تن دادن به تمنای جنسی است. راه پیشنهادی او که همان تن دادن به امیال جنسی و ...........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7:55 PM  توسط م.ک.  | 

داستان هرمافرودیت 2/3/7/ هشت یا بعدی از شهریار کاتبان

همانطور که در بخش قبلی این نوشته و نقد بخش اول داستان هرمافرودیت شهریار کاتبان یا علی عبدالرضایی(46لینک) بیان کردم، این داستان چند بخشی یک بیان و تشریح داستانی/ مقاله گونه بحران جنسی و بحران هویت جنسیتی عمیق انسان ایرانی و یک تصفیه حساب با فرهنگ حاکم ضدجسمی و جنسی و تلاش برای عبور از آن به کمک نابود کردن طنزآمیز این فرهنگ در نوشته و تلاش برای ایجاد معانی جدید جنسیتی مثل هرمافرودیت و نیز معانی و مفاهیم جدید برای رابطه جنسی/عشقی صورت می گیرد. اما همانطور که در پایان نقد گذشته که موضوعش چگونگی جذب اروتیسم مدرن در این اثر می باشد، علی عبدالرضایی در نهایت و با همه توان هنری و فکری خوبی که دارد، بخاطر ناتوانی از ایجاد هویت تثلیثی و بافاصله با خویش و سنت و مدرنیت و ناتوانی به گذشتن از حالت نارسیستی سنتی درون خویش و ناتوانی از نقد کاهن لجام گسیخته درون خویش و عبور از آن سرانجام انقلاب جنسی اش با آن همه بوق و کرنا به یک استمناء مشترک همه روایان و دانای کل و نویسنده در پای لذت تهوع آور و خوشی تهوع آور پدر جبار و لذت بخش درون خویش تبدیل ..........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7:54 PM  توسط م.ک.  | 

داستان <من شام امشبم> از ساقی قهرمان

داستان کوتاه <من شام امشبم> ساقی قهرمان(46) یک حکایت بحران رابطه عشقی و یا بهتر است بگوییم یک حکایت در حکایت و یا چندحکایت رابطه و بحران عشقی در یک حکایت و یک متن است. همین مشکلی بیان موضوع و ساختار داستان خود از ورود ما در این داستان به یک متن چندلایه ای و چندحالتی با چند راوی حکایت می کند و از توانایی نویسنده و شیطنت هنری او در ایجاد یک متن چندمعنایی که از چشم اندازهای مختلف روانشناختی،ادبی قابل بررسی می باشد و همزمان همیشه جا برای نگاهی دیگر نیز باز می ماند. گویی نویسنده با ظرافت و شوخ چشمی ،در عین بیان حالات متفاوت این بحران عشقی، مانع از آن میشود که خواننده آخر مطمئن از اینکه مطلب را گرفته وفهمیده است، راحت این نوشته را بدور اندازد. در عوض جدا از حالت چند معنایی و ابهامی نهایی، این حالت احساسی نیز برای خواننده باقی می ماند که موضوع مثل ماهی لیزی از دستش مرتب در رفته است. اثر هنری و بویژه اثر خوب پسامدرنی بایستی ...............




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7:54 PM  توسط م.ک.  | 

برای ما راهی جز تلفیق هرسه بخش و دستیابی به چندلایگی خویش و یک کثرت در وحدت نیست، اما در درون این کثرت در وحدت همزمان می توان و باید در بخشهای مختلف و در ارتباط با موضوعات مشخص زمانی یک بخش را عمده تر کرد و بخشهای دیگر را در کنارش رشد و افزایش داد. برای مثال فمینیسم مدرن از سه بخش برابر جویی طلبی فمینسیم اول، جستن هویت زنانه و تفاوت زنانه خویش در فمینسیم دوم و عبور از متاروایت جنسیتها و یافتن هویتهای مختلف اقشار مختلف زنان اروپایی، آسیایی و یا بخشهای مختلف زنان در یک کشور و درنهایت هویت متفاوط فردی به عنوان زن می باشد. هر سه این بخشها برای دست یابی به یگانگی درچند گانگی خویش و چیرگی بر سرکوب حقوق زنان و ایجاد هویت متفاوت و متفاوط زنان ایرانی لازم هستند اما همچنین فمینیسم ایرانی باید بر اساس نیازهای جامعه اش و شرایط جامعه اش عنصر اساسی ..............




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7:53 PM  توسط م.ک.  | 

عشق مدرن ایرانی باید بتواند همه ی شور عمیق نهفته در فرهنگ ما، و در یکایک ما، به یگانگی درونی با معشوق، و کودک شدن را ارضاء کند. نیزبتواند به فضای کافی به فردیت در عشق و ضرورت مکانی برای تفاوت داشتن و یا مکمل یکدیگر بودن بدهد. مفهوم عشق مدرن خود دارای اشکالات فراوان است، به این خاطر انسان های مدرن نیز با این کم احساسی درونی عشق هاشان دچار اشکالند، تا چه برسد به شرقی هایی مانند ما ایرانیان که از بچگی با مفهوم عشق وحدت جو عجین شده ایم و از بچگی به بودن در آغوش مادر یا پدر عادت داشته ایم. عشق مدرن ایرانی باید بتواند هم بر احساسات گناه و هراس از جسم و سکس در فرهنگ خویش چیره شود، و هم این حالات مختلف عشق و سکس و زن و مرد ایرانی را با نگاه مدرن و مفهوم مدرن عشق، سکس و جنسیت تلفیق کند و به تفاوت مدرن خویش دست یابد و به این وسیله حرفی نو نیز برای جهان مدرن در همه زمینه ها از عشق تا اروتیسم، از فمینیسم تا تعریف های نو، در جنسیت مردانه و زنانه بیافریند. ( در باب این موضوعات و بحران عشقی/سکسی و جنسیتی و در نهایت بحران هویت و راه حل های برون رفت از آنها به ..............




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7:47 PM  توسط م.ک.  |