با توجه به نتيجه بررسي هاي انجام شده ،خلاقيت واستعدادهاي خلاقه نهفته در كودك ونوجوان قابل رشد وتوسعه است ،و اين كيفيت مستلزم تلاش وكوشش همه جانبه در ابعاد گوناگون كودك ونوجوان به ويژه عزت نفس مي باشد .
وليكن قابل تعمق است كه رابطه عزت نفس ورفتارهايي همچون تفكر وانديشيدن كه غير آشكار هستند با دلايل گوناگون نشان داده شده است . از آن جمله افزايش عزت نفس كلي است كه كل فرايند فكري راتحت تأثير قرار مي دهد بنابراين منطقي خواهد بود اگر فرض كنيم حتي در فرآيند تفكر و انديشيدن ،عزت نفس به عنوان پايه اصلي آن مطرح است . (كارل ،1998 )
فرنل (2001 ) نشان داد كودكان مبتلا به اختلا ل ذهني به صورت معني داري نمره عزت نفس كمتري از كودكان ناشي از فقدان عزت نفس يا به عبارتي مهارتهاي اجتماعي گروه است . در يك مطالعه ديگر كه مويد تفسير فوق از مطالعه فرنل مي باشد (بروان ،2001 ) نشان داد كه عزت نفس كلي با خلاقيت همبستگي بين 31/ . تا 45/0 دارد كه با يافته هاي جوتر (1987 )هماهنگ است .
نوجوانان داراي عزت نفس پائين الگوهاي منفي خلاقيت را از خود به نمايش مي گذارند اما كودكان ونوجوانان داراي عزت نفس بالاتر خلاقيتهاي گوناگون از خود بروز مي دهند (نيكسون و جوت 1999 )
نتايج مشابهي در مطالعه هنگلر وديگران بدست آمده است (1999 )بدين معني كه در تحقيق آنان معلوم شد بايد توجه داشت وجود يك توانايي بالقوه واز جمله هوش وتوانايي تحصيلي تضميني براي موقعيت فرد نمي باشد .
مثلاً در مطالعات ارهات وهين شاو (2001 ) عواملي نظير جذابيت جسماني ،مهارت حركتي ،هوش ،پيشرفت تحصيلي و فعاليت هاي اجتماعي بررسي شدند ومعلوم شد از آنجا كه كودكان بيش فعال همراه با نقص توجه ، در اين زمينه مشكل دارند ودر صورت توانايي بالقوه امكان بروز آن را ندارند فاقد عزت نفس مي باشند بنابراين مي توان نتيجه گرفت توانايي بالقوه به تنهايي كافي نيست.
خلاقيت براي ايجاد روابط بهتر
يكي از ارزشمندترين راههاي استفاده از خلاقيت ،به كاربردن آن براي بهبود روابط است . زيرا انسانها در سطوحي بيشمار وگوناگون ،در برابر پذيرش امواج طيف يكديگر ،به ويژه نسبت به انگاره ها وقالبهاي فكري كه درباره يكديگر در سر دارند حساس وپذيرا هستند . در واقع ،همين انديشه ها وگرايشها ي نهفته است كه روابط موفق يا نا موفق ما را مي سازد .
در رابطه ي عزت نفس با خلاقيت نيز مانند هر چيز ديگر ،دقيقاً همان چيزي را به دست مي آوريم كه به آن اعتقاد داريم وباور ماست ،مگر اينكه از ژرفترين سطح وجودمان رابطه اي درست ودلخواه را بطلبيم . (شاكتي گواين ،ترجمه خوشدل ،1381 ).
مردماني كه با آنها در رابطه ايم همواره چون آينه ،بازتاب اعتقادات خود ما هستند و ما نيز چون آينه ،بازتاب باورهاي آنها هستيم . پس مي توان روابط را از قدرتمندترين ابزار رشد وكمال خود دانست .
اگر صادقانه به روابط خود بيگريم مي توانيم دريابيم كه چگونگي روابطي آفريده ايم .
در برابر روابط خود احساس مسئوليت كامل كنيد . لحظه اي فرض كنيد كه :تنها خود شما مسئول آفريدن چيزي هستيد كه به وجود آمده است ،حتي اگر چنين به نظرتان مي رسد كه شخص مقابل مسئول بسياري از چيزهاست . اگر در اين رابطه چيزهايي مي بيند كه برايتان رضايت بخش نيست ،از خود بپرسيد چرا وچگونگي آن را به آن شيوه آفريدند .
بكوشيد آن اعتقاد هسته اي وباورهاي ژرف كانوني و مركزي را كه علت اصلي مشكلات شما هستند و نمي گذارند به روابط شاد و مهر آميز ودلخواهتان دست يابيد كشف كنيد .
براي استفاده از رابطه ي عزت نفس با خلاقيت به منظور حفظ وبهبود سلامت و تناسب اندام وزيبايي جسماني ،راههاي بسياري وجود دارد وتندرستي وجاذبه ي ما ،مانند هر چيزديگر زاييده ي گرايشهاي ذهني ماست . پس عرض كردن باورها وتغييراعتقادات يا شيوه ي همنوايي كه با خويشتن وجهان داريم مي تواند اثرات جسماني ژرف وشگرف پديد آورد (شاكتي گواين ،ترجمه ي خوشدل ،1381 )
برخي از سوابق تاريخي خلاقيت
آمار نشريات در زمينه خلاقيت شتاب زيادي به خور گرفت شايد يك دليل عمده اين جنبش ،پايان گرفتن جنگ جهاني دوم باشد كه همه را به نوآوري در تحقيق وتوسعه در بستر شرايط صلح فرا مي خواند . به اضافه اينكه پيشرفت هاي علمي پرشتاب خصوصاً در علوم وتكنولوژي فضايي مهار تخيلات بشري درست كرده بود .
آسبورن {بنياد آموزش وپرورش خلاق } را تاسيس وشروع به انتشار مجله {رفتار خلاق } نمود. مطالعات ديگري در باب پرورش ورشد خلاقيت انجام شد . از آن جمله تورنس (1997 ) با آزمودني كه ساخته بود بغيير خلاقيت به عنوان يك كنش از كودكي تا نوجواني را مورد مطالعه قرار داد .
بررسي هاي ديگري در زمينه ماهيت خلاقيت ،تفكر خلاق ،وحل مساله وشرايط لازم آن انجام شد . يك محور ديگر كار {تشخيص قريحه خلاق علمي } بود كه تحت همين عنوان كنفرانس هايي با رهبري {كائولين وتبلور } در دانشگاه يوتا برگزار شده ومي شود . تمايل تبلور وهمكارانش اين بود كه معيارهايي براي ارزيابي اعمال پژوهش خلاق فراهم آورند .
مك فرسون وديگران بيشتر به شرايطي كه تحت آن دانشمندان وپژوهشگران كار خود راخوب انجام مي دهند توجه داشته است . در كنار اين مطالعات بايد به كارهاي گنزلر وجكسون (1996 ) وديگران در زمينه تفكر خلاق وپيشرفت تحصيلي اشاره كرد ،كه يكي از مسائل بي شمار مربوط به زمينه آموزش وپرورش خلاقيت است (آمابيل ،1997 )