تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

5
شهریورماه 1385

اینجا پکن٬ ما اینجا. عرض شود دیروز صبح وارد این مرز و بوم شده تا عصر در تخت‌خواب جبران شش ساعت و نیم پرواز ناراحت و چهار ساعت و نیم اختلاف زمانی مزاحم نموده عصر خود را به آغوش پکن زیبا انداختیم. نتایج فوق بسیار سریع گرفته شده‌اند و صددرصد قابل اصلاح می‌باشند.
در این مملکت آدم زیاد است٬ خیلی بسیار زیاد. به‌خصوص دیروز که شنبه بود و در مال‌ها نیز تخفیف‌های آن‌چنانی انسان‌ها موج می‌زدند. در ضمن همین ملت بسیار تر تمیز و مرتب رنگارنگ می‌پوشند. روحتان شاد می‌شود. ........

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 10:45 PM  توسط م.ک.  | 

 

بي بي سي؛ مسافري که از تهران به سمت لندن حرکت مي کند از همان لحظه سوار شدن به هواپيما چيزهاي تازه يي مي بيند و جهان ديگري را تجربه مي کند. بسياري از اين تجربيات ممکن است به مرور زمان تازگي خود را از دست بدهند و در هياهوي روزمرگي گم شوند و مسافر تهراني به آن عادت کند. گاه ممکن است رودررو شدن با دنياي تازه و تجربه شخصي در اين محيط با تصويري که ديگران داده اند، متفاوت باشد و گاه البته همخوان. مهم اين است که مسافر تازه وارد هر لحظه نمايشي مي بيند که برايش تازگي دارد و با آنچه تاکنون ديده، متفاوت است. اين تجربيات ترکيبي است از يافته هاي شخصي و آنچه ديگران تصوير کرده اند. اين تجربيات ممکن است تمام واقعيت نباشد اما اينها تصاويري است گذرا از اولين تجربه هاي شخصي در محيطي سراسر متفاوت با تهران. اين مجموعه تجربه ها اشاره هايي است گذرا به شباهت ها و تفاوت هاي تهران و لندن. ......

 

 

 

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 7:46 PM  توسط م.ک.  | 

 

سيروس علي نژاد

وقتي هواپيما به آسمان آنکارا مي رسد، چشم انداز شهر دل از بيننده مي ربايد. حضور ابرهاي باران خيز که معمولاً بر بالاي سر شهر ايستاده اند سبب شده است که بام خانه ها از سفال پوشيده شود و رنگً باران خورده نمدار ً سفال ها به شهر رنگ نارنجي مي زند و تپه ماهورهايش را جلوه ديگري مي دهد. فرودگاهش هم با بهترين فرودگاه هاي اروپا پهلو مي زند. فرودگاه زيبايي است هرچند فرودگاه تازه استانبول چيز ديگري است و با آن قابل مقايسه نيست. .......

 



 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 7:38 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

شرکت در مراسم گردن زني پس از ديدار مزار هدايت

شهاب ميرزايي؛ بعد از پرواز از تهران به مادريد و توقفي چند روزه در بارسلون به طرف پاريس حرکت کردم. پس از استراحتي شبانه، بايد به ديدار «پاريس» رفت. با همان عشقي که باعث شد «هلن» از يار و ديار بگذرد و فاجعه «تروآ» پيش بيايد.  ........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 2:7 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

ايتاليا را زير و رو کرديم. مراجعه‌اي داشتيم به رم که کلزيوم و roman forum را بررسي کرديم با راهنمايي ايتاليايي و به غايت پرچانه. قدري اين piazzaهاي رم را گشتيم. با واتيکان و موزه‌اش و ديگر بساطش.
در موزه واتيکان بعد از دو ساعت گشت‌وگذار در موزه Sistine chapel را پيدا فرموديم و در مقابل تابلوي آفرينش ميکل آنژ بهت‌زده ايستاديم. گردنمان درد گرفت. در حياط موزه کره‌اي ديدم تحت نام Sfera con Sfera از Arnaldo Pomodoro. تحت اين لينک. ديدني. ......

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 10:42 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

22 اسفندماه 1384

عرض می‌شود در چهارچوب آن سفر ما در آتن به سر می‌بریم. به این نتیجه رسیدم قضیه حمار در مسافرت‌های هوایی صادق نیست. ما را از تهران بردند وین، سه ساعتی در فرودگاهش کاشتند و بعد پروازمان دادند به آتن. نتیجه اینکه دیشب از نعمت خواب محروم بوده و بعد از کمی آتن‌گردی قدری گیلی‌ویلی می‌رویم.
آتن همان است که بود، فرقی نکرده است. کمی برای المپیک تر و تمیزش کرده‌اند و فروشندگانش هنوز اصرار دارند سر بشریت کلاه بگذارند. کمی در بازار توریستی گشتم و یاد آتن‌گردی دو سال قبل کردم و در باب کفترهای آتن کشفیاتی نمودم، این حضرات درک نفرموده‌اند انسان چه موجود خطرناکی می‌تواند باشد و بیست و چهار ساعته لای دست‌وپا وول می‌خورند، کمی خرده نان تقدیم‌شان کردم.
فراموشم شده است این حروف یونانی هر کدام چه صدایی می‌دادند و فعلاْ مشغول کشف رمز حروف مربوطه که تابلوها را تبدیل به معادلات ریاضی فرموده‌اند هستم.
راپورت تکمیلی انشاءالله بعداْ تقدیم خواهد شد. ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 10:39 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

22 اسفندماه 1382

فردا شب ما عازم مسافرتی هستیم. یک تور یک‌ماهه زمینی دریایی. استانبول، آتن، ونیز، مونیخ، پاریس، رم، آنکونا، استانبول و بازگشت.
هر کجا که کافی‌نتی پیدا کنم وبلاگ را را به‌روز خواهم کرد. ولی اگر نشد، پیشاپیش از چند خواننده تک‌وتوکی که اینجا دارد عذر می‌خواهم.
بعد از برگشتن اگر حوصله یاری کند راپورتی می‌دهیم و شاید چند عکسی. .......

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 10:32 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

اروپا گردی:

 

رضا كلاهی

 

این نوشته را می‌نویسم تا مجموعه نوشته‌های اروپاگردی پایانی داشته باشد و نصفه نیمه رها نشده باشد. درباره‌ی سفر ما هنوز خیلی شنیدنی‌ها هست که می‌شود گفت، ولی امروز که شش هفت ماه از آن می‌گذرد، من خیلی چیزهای دیگر دیده‌ام و شنیده‌ام و خوانده‌ام از همین دُور و اطراف خودمان که گفتن‌شان و نوشتن‌شان و فکر کردن به‌شان واجب‌تر است. .......

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 7:56 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

رضا كلاهی

 

حالا كه ماه‌ها ازآن سفر گذشته، نوشتن درباره‌اش برای‌ام خيلی سخت است. نه اين كه اتفاقات يادم نيايد يا از حس و حال خارج شده باشم، برعكس، از شدت حس و حال است كه نمی‌توانم بنويسم! دست‌نوشته‌های سفر كريم را كه می‌خوانم، عكس‌ها را كه می‌بينم، فيلم را كه ديگر نگو، و آن ترانهء مدهوش‌كننده با آن صدای گرم و پرحجم كه در طول راه، مخصوصاً قبل از ورود به هر شهری در اتوبوس گوش می‌داديم، و برای همين بين بچه‌ها به «آهنگ فتح» معروف شده بود:

وقتی گل سرخ آوردی برام

بوی گل سرخ گرفت سر تا پام

مثل گل سرخ دل‌ام تازه شد

پيرهن گل رو تن‌ام اندازه شد

...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 7:51 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

رضا كلاهی

 

يادم نيست گفته‌ام يا نه كه در جاده‌هاي اروپا چيزي به نام پليس راه وجود ندارد. فقط در ابتداي هر اتوبان عوارضي هست، و البته گشتي‌هاي پليس هم هستند كه در جاده‌ها گشت مي‌زنند. حالا كه كشورهاي اروپايي اتحاديه شده‌اند، از تشكيلات مرزي هم خبري نيست. بين دو كشور، فقط همان عوارضي‌ست، البته كمي گران‌تر. در طول راه‌ها، هر از چند كيلومتري، مجموعه‌هايي به نام «Auto Grill» هست، شامل يك پمپ بنزين و يك فروش‌گاه كه تقريباً همه چيز دارد.

حدود يازده شب، از فلورانس به قصد فرانسه خارج شديم. صبح روز پنج‌شنبه، بيست و هفتم شهريور، نهمين روز سفر، صد و پنج يورو داديم و وارد خاك فرانسه شديم. عصر، «ليون» بوديم. اولين شهر فرانسه كه در آن توقفي داشتيم، چهار پنج ساعت. ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 7:50 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

رضا كلاهی

 

هنوز در رم هستيم. دوست ندارم از رم برويم. دوست دارم همين‌جا بمانيم. شهر را بگرديم. ساختمان‌ها را ببينيم. مغازه‌ها، خانه‌ها، مشروب‌فروشي‌ها كه پاتوق ِ لحظات تنهايي‌اند، يا خاطره‌ساز ِ اوقات «با تو بودن»هاي جوانان رمي. اغلبِ مشروب‌فروشي‌ها قسمتي از ميز و صندلي‌هايشان را وسط پياده‌رو چيده‌اند، حتی وقتي كه پياده‌رو خيلي باريك است و ميز و صندلي‌ها راه عابران را مي‌بندند. به همين دليل گاه مجبور مي‌شويم از كنار خيابان برويم. چنين قاعده‌اي براي هيچ مغازهء ديگري وجود ندارد. خيابان‌ها اصلاً شلوغ نيست. ........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 7:48 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

اروپا گردي:

 

رضا كلاهی

 

اگر بخواهيد يك شهر مدرن امروزي از يك كشور پيش‌رفته را مجسم كنيد، چه تصويري مي‌سازيد؟ به نظر شما يك شهر مدرن چه شكلي‌ست؟ يكي از شهرهاي اصلي ِ يك كشور توسعه يافتهء صنعتي، مثلاً يكي از پای‌تخت‌هاي مهم اروپايي، مثل پای‌تخت يكي از هفت كشور صنعتي، به فرض ايتاليا: رم!

ما اكنون در خيابان‌هاي رم درحال قدم زدنيم. نمي‌دانم چرا به ياد بچه‌گي‌هايم افتاده‌ام ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 7:47 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

رضا كلاهی

 

مسير زمينی سفر به اروپا، ابتدا از تركيه و يونان می‌گذرد. يونان از شمال با اروپا مرز خشكی دارد، اما همسايه‌های شمالی، بلغارستان، مقدونيه و آلبانی‌اند كه عضو پيمان «شنگن» نيستند و با ويزای شنگن كه ما داشتيم، نمی‌توان وارد آن‌ها شد. شنگن پيمانی‌ست بين دوازده كشور اروپايی كه بر اساس آن، ويزايی كه كسی كه از يكی از آن كشورها داشته باشد، برای همهء آنها معتبر خواهد بود. بلژيك، ايسلند، دانمارك، فرانسه، آلمان، هلند، ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:41 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

اروپا گردي:

يك شب روی عرشـه

رضا كلاهی

 

يك پا اندكي خميده و پاي ديگر بالا گرفته شده، يك دست پشت كمر، دست ديگر بالا كنار سر، و روي يك پا آرام آرام مي‌چرخد، اما انگار نه به خود. انگار مي‌چرخانندش. موسيقی‌ ِ ملايمي در فضا پخش است. نور چراغ‌ها ملايم، و فضا نيمه‌تاريك! نت‌ها رها مي‌شوند و در فضا به چرخش مي‌آيند و آرام آرام در دست و پا و كمر و اجزای بدن‌اش مي‌پيچند، و با خود مي‌برند، و در چرخش خود مي‌كشانند و مي‌چرخانند. همه چيز انگار در چرخشي بي‌اختيار ........

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:38 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

اروپا گردي:

مهد تمدن اروپا

رضا كلاهی

 

دو ِ بامداد برای «نقشه‌خوانی» صدايم كردند. نوبتِ من و مهدی‌ست. در جاده‌های يونان هستيم. دی‌شب، هشت غروب از كاوالا راه افتاديم. هنوز گيج‌ام. سخت است دو نصف شب، خواب را از سر پراندن و چشم به جاده و تابلوهای يونانی‌اش دوختن و راه گم نكردن. نگاه‌ام به راننده می‌افتد. مثل اين‌كه او هم حال و روزش به‌تر از من نيست.

از استانبول به بعد «نقشه‌خوانی» وظيفهء جديد ماست. .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:36 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

اروپا گردي:

دروازهء اروپا*

رضا كلاهی

 

با تشكر از كريم محقق،

يكي از بچه‌هاي خوب هم‌سفر، كه نوشته‌های‌ سفرش،

در نوشتن اين مطلب و يادآوري خاطرات كمك بزرگي بود.

 

كاوالا: شهر كوچكي در ساحل درياي اژه. براي رسيدن به آن، از شهرهاي فراي، كوموتيني و اكسانتي گذشتيم. وارد اروپا شده‌ايم. اين‌جا خودِ خودِ اروپاست. استانبول اروپاي مخلوط با تركيه بود، اما اين‌جا اروپاي ناب است: يونان!  دروازهء جغرافيايي و جد معنوي تمدنِ اروپايي! ........

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:29 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

رضا كلاهی

 

نيمه‌شب با سروصداي بچه‌ها، از خوابي كه مرا برده بود چشم باز كردم و خود را معلق ديدم وسط زمين و آسمان، بر فراز دريايي از آب: تنگهء بسفر، متصل‌كنندهء درياي مرمره در شمال و درياي سياه در جنوب! ما روي پل ِ معلق ِ آن هستيم. دُور و اطرافِ آب‌ها، دامنه‌هايي نوراني از چراغ ساختمان‌ها، و روي آب‌، قايق‌ها و كشتي‌هاي تفريحي، آرام و بي‌صدا در رفت و آمد! ........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:26 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

رضا كلاهی

 

ساختمانِ شيك‌تر و مرتب‌تر ِ گمركِ تركيه، آن سوي خط، به فاصلهء چند متر روبه‌روي گمرك ايران مغرورانه ايستاده است. پرچم ِ مرتب و تميزش آن بالا، در برابر پرچم فرسوده و رنگ پريدهء ايران، بلندتر و افراشته‌تر به نظر مي‌رسد. .........

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:25 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

رضا كلاهی

 

استانبول در تركیه، كاوالا و آتن در یونان، رم، فلورانس و ونیز در ایتالیا، و لیون و پاریس در فرانسه، شهرهایی بودند كه در طول سفر، از چند ساعت تا چند روز، در آن‌ها توقف داشتیم. البته .......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:22 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

 

رضا كلاهی

 

ساعت پنج عصر بالاخره اتوبوس آمد، قرار بود يك و نيم بيايد. و ساعت هشت، دم ِ غروب، بالاخره از تهران خارج شديم. دو سه ساعتي بار كردن وسايل طول كشيد. قرار بود ديروز راه بيفتيم، ولي جور نشد. راننده‌ها، سر ِ بستن ِ قرارداد، شرط و شروط گذاشته ......

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 7:19 PM  توسط م.ک.  |