گشتالت درماني يكي ازروشهاي مشاوره است كه فردريك پرلزو همسرش لورا آن را ارائه دادند. پرلزدريك خانواده يهودي متولدشد، وي بعد از اخذ درجه دكتراي طب با سمت دستيار با كرت گلدشتاين و پل شيلدر درمؤسسات روانكاوي درمقام روانكاو كارمي كرد. او از طريق تماسهاي خود با ورتهايمر، تيليچ، گلدشتاين، بيوبرو ديگرصاحبنظران مجمع علمي و حرفه اي آلمان در سالهاي دهه بيست و سي قرن بيستم ميلادي موفق شد مقدمات گشتالت درماني(Gestalt Therapy) را تدوين كند.
تعريف گشتالت درماني:
آنچه بنام گشتالت درماني معروف شده است چيز تازه اي نيست، بلكه سازماندهي جديدي است از افكاري كه از قديم الايام در زمينه هاي مختلف وجود داشته است.
به نظرمي رسد پرلز در تدوين نظريات خود از سه حوزه فكري خاص و مستقل تأثير پذيرفته است كه عبارتند از: مكتب اصالت وجود، پديدارشناسي اروپايي و روانشناسي گشتالت. درمكتب اصالت وجود، برتجارب زمان حال فرد؛ در روانشناسي گشتالت بر ادراك و كلينگري و در پديدارشناسي بر ادراك فرد از واقعيت تأكيد مي شود. در حالي كه در گشتالت درماني ضمن توجه به اهميت تجربه، ادراك فرد از هستي خود در زمان حال بر ارگانيزم به عنوان يك كل، همچنين چگونگي ارتباط ارگانيزم با محيط و چگونگي كسب تجربه ازجانب فرد تأكيد مي شود (به عبارت ديگر تأكيد پرلز بر ادراك وكل نگري و چگونگي واكنش فرد در مقابل پديدهها تأثيري است كه پرلز از مكاتب اصالت وجود، پديدارشناسي و روانشناسي گشتالت گرفته است. در روانشناسي اصالت وجود تأكيد برآن است كه فرد در زمان حال چه تجربه اي دارد، درحالي كه درگشتالت درماني ضمن پذيرش اهميت تجربه .........
ادامه مطلب