تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

شرح حال آلفرد آدلر

آلفرد آدلر ( 1870-1937 ) در هفتم فوریه سال 1870 ، در رودلف هایم حومه شهر وین و در خانواده ای از طبقه متوسط متولد شد . در سال 1895 میلادی به در یافت درجه دکترای پزشکی از دانشگاه وین و سپس در رشته چشم پزشکی به درجه تخصصی نائل آمد . بعدها در روان پزشکی نیز تخصص گرفت و یک جهت گیری اجتماعی را در زمینه روان شناسی و روان درمانی تعقیب کرد . آدلر در سال 1902 م ، به درخواست فروید به عضویت انجمن روانکاوان وین درآمد . اما به زودی به آدلر به تدوین عقاید جدیدی پرداخت که با عقاید فروید و دیگر روانکاوان جامعهء وین مغایرت داشت . آدلر مکتب خود را روانشناسی فردی نامید . آدلر در جریان جنگ جهانی اول با سمت پزشک در ارتش اطریش خدمت کرد . در سال 1935 م ، آدلر عازم ایلات متحده آمریکا شذ و با سمت روان پزشک و نیز استاد روان شناسی پزشکی در دانشکده طب لانگ آیلند به کار مشغول شد . کتاب اصول تجربی و نظری روان شناسی فردی ، که در سال 1927 به چاپ رسید معرف نظریه اش در زمینهء شخصیت است . بر خلاف فروید ، که اعمال بشر را نتیجة غرایز میدانست و یونگ که رفتار انسان را ناشی از طرحهای ارثی می پنداشت ، آدلر اعمال و رفتار انسان را زائیده کششهای اجتماعی می داند . آدلر پس از .....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:33 PM  توسط   | 

 

 

نوشته: آلفرد آدلر

I.گرایش مركزي

a.تمایل براي قدرت(ازآغاز، تا زمان تقريبي سال 1908)—تظاهر يا عوام فريبي تاكيد شده و پرخاش يا ستيزه جويي

b. تشنگی براي برتري يا كمال(پس از سال 1912)—" شايد بزرگترين منبع ناراحتي، شكستو ناکامی در رسيدن به توقعات باشد"

1. شبیه به خود واقعت پردازي مي باشد، اما ازنظر آلر اين فرايند هميشه در يك بافت اجتماعي به وقوع مي پيوندد.

2. غايت مندي يا فرجام گرايي—محرك هايي را در ..............

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 6:53 PM  توسط   | 

 

روانپزشك  اطريشي كه در سال 1870 به دنيا آمد و به سال 1937 در ابردين اسكاتلند بر اثر حمله قلبي چشم از جهان فرو بست . وي تحصيلات خود را در دانشگاه وين انجام داد . در اوان كار حرفه اي به عنوان چشم پزشك و پزشك داخلي طبابت مي كرد؛ در سال 1902 با فرويد و مكتب او آشنا شد ولي به سبب تضاد عقايدش با فرويد؛ در سال 1911 از وي جدا گرديد . آدلر بنيانگذار مكتب روانشناسي فردي است : يعني هر فردي اهداف مختص به خود دارد و از شيوه بي همتايي در رسيدن به اين اهداف سود مي جويد .

آدلر حقارت عضوي را مهمترين عامل اتيولوژيك ( سبب شناختي ) بيماري برمي شمارد و عقيده دارد كه رشد فرد در اثر ميل سالم منطبق بر برتري جوئي و قدرت طلبي است . آدلر اصطلاح عقده حقارت را تبيين و تشريح نمود و آن را براي توصيف كشمكش ها و تعارض هايي به كار برد كه بخشي آگاهانه و بخشي نا آگاهانه است و شخص را به سوي غلبه بر پريشاني از احساسات حقارت كه از بي پناهي كودكي سرچشمه مي گيرد ؛ راه مي نمايد . آدلر عقيده دارد كه استعداد و آمادگي نوروتيك ( روان نژند ) در پي حمايت فزون از حد از كودك و يا غفلت ازوي در دوران كودكي ؛ ويا هر دو فراهم مي شود . شخص با احساس نيرومند حقارت مي تواند در هر حال با تلاش و كوشش فراوان در برخي از زمينه ها به برتري دست يابد و بدين ترتيب به شيوه اي جبراني عقده حقارت خود را باز گشايد .

اصطلاح ديگر آدلر اعتراض مردخويانه  Masculin Protest است كه نشانگررهايي فرد نقش از« نقش زنانه مطيع » خويش است . بدين سبب زنان ؛ همانند پسران به « لات بازي » رو مي كنند و يا حركات مردانه را ناشيانه تقليد مي كنند يا از شوي ديگر سو به مادران و همسران ستمگر بدل مي شود ؛ و مردان به صورت دون ژوان ظاهر مي شوند . همچنين اعتراض مرد خويانه مي تواند از عدم اطمينان شخص نسبت به نقش جنسي خود سرچشمه مي گيرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 9:33 PM  توسط   | 

 

علل احساس كهتري را مي توان اجمالاً به سه دسته تقسيم كرد:

الف: محيط:

عامل اصلي كه موجب احساس كهتري مي شود, محيط خانواده از اهم آن است. مقايسه هاي نادرست, فرزندان بزرگ را بچه پنداشتن, تحقير كردن, دامن زدن به رقابت ها, زياده از حد از فرزند خواستن و از سويي ديگر نازپروردگي همگي از عواملي هستند كه موجب ايجاد احساس خود كهتري مي شوند. در وهله نخست محيط خانوادگي غالباً نقش مساعدي ايفا مي نمايد و احساس كهتري را كه در بدو امري عادي است به طرز نامطلوبي تند وتيز مي كند. مساله اكثر پدران و مادران خود خواه و مغرور كه مي خواهند حتماً فرزند آنان در شمار نوابغ باشد مرتباً او را با ساير افراد خانواده و يا فرزندان همسايه و يا دوستان درخشانتر او مقايسه مي كنند و او را در عذاب سرزنشي مي گذارند كه چرا همسان و همتراز آنان نيست. گاهي برادران و خواهران بزرگتر, خواهر يا برادر كوچك خود را ..........

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 3:0 AM  توسط   | 

 

مباحثي از روان شناسي  كه اختصاصاً به عزت نفس مي پردازد و آن را به عنوان يك متغير با نفوذ و با اهميت عنوان مي نمايد, تئوري شخصيتي است كه آدلر ارائه نموده است. آدلر اگر چه كاربرد عزت نفس را در درمان و بسط و توضيح تئوري اش بكار مي گيرد اما به وضوح, اهميت عزت نفس را دريافت نموده است (اسميت, 1987, ص 32). آدلر مكتب خود را "روان شناسي فردي" ناميد و نخستين كسي بود كه جنبه اجتماعي بودن آدمي را بيان كرد وي در كتاب اصول تجربي و نظري روان شناسي فردي خود, بر اعمال و رفتار آدمي كه زاييده كششهاي اجتماعي است تاكيد مي نمايد, روان شناسي آدلري تاكيد مي كند كه تعارض از درون شخصيت سرچشمه نمي گيرد بلكه بين شخصيت و جهان اجتماغي فرد است (منصور, 1379, ص 11). نكات بارز نظريات آدلر و كمك هاي وي در چند مورد خلاصه مي شود: يكي از كمك هاي معنوي آدلر به روان شناسي مفهومي است كه  ........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 2:59 AM  توسط   | 

Alfred,Adler

 

 

 

سرگذشت

 

آدلر روانپزشک اتریشی در کودکی به سختی بیمار بود، به گونه ای که از همان زمان با خود تصمیم گرفت در آینده پزشک شود. بیماری، آگاهی از مرگ و حسادت نسبت به برادر، بیانگرابتدای کودکی آدلر است. وی برای برآورده کردن  آرزوی کودکیش،  در دانشگاه وین به ........

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 2:52 AM  توسط   | 



البته انتظار پذيرش آگاهانه و كامل فطرت از سوى روان‌شناسان، انتظار بجايى نيست; زيرا اولا، تحقيقات روان‌شناسان عموماً مبتنى بر داده‌هاى حسى و آزمايش‌هاى تجربى است، در حالى كه فطرت بيش‌تر به روح و بعد مجرّد انسان مربوط مى‌شود و چون ابتدائاً به صورت بالقوّه و ناخودآگاه است، چه بسا در موارد زيادى به فعليت نرسد و از ديد روان‌شناسان پنهان بماند. با اين وجود، مى‌توان در آثار برخى از آن‌ها، رويكردهايى نزديك به فطرت و فطريات يافت:

زيگموند فرويد (Sigmund Freud; 1856-1939)، روان‌شناس و روانكاو معروف اتريشى، بر ضمير ناخودآگاه انسان تأكيد مى‌كند و انسان را داراى غرايز و سايق‌هايى مى‌داند. اگر در ساختار سه وجهى شخصيت انسان از نظر فرويد، وجه «من برتر» يا «فرا خود»44 را ـ كه به نظر فرويد در برابر نهاد45 قرار مى‌گيرد ـ معادل وجدان اخلاقى بگيريم و محتواى آن را آرمان‌هاى انسانى و اخلاقى و علاقه به فضيلت در انسان فرض كنيم، مى‌توانيم فرويد را قايل به نوعى امر ذاتى ........

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 2:48 AM  توسط   | 

 

از روانشناسان بنام اتریشی و صاحب مكتب دوم رواندرماني وين است,مكتب اول روانكاوي فرويد و مكتب سوم معنادرماني فرانكل است.
آدلر به معمول به عنوان نخستین پیشگام گروه روانشناسی اجتماعی در روانکاوی تلقی می‌شود، زیرا در 1911 از فروید جدا شد. او نظریه‌ای را تدوین کرد که «علایق اجتماعی» در آن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند و او تنها روانشناسی است که یک گروه چهار نفری تشکیل داد که به نام او نامیده می‌شود.
زندگی آدلر
آدلر در یک خانواده ثروتمند که در حومه وین، اتریش، زندگی می‌کردند به دنیا آمد. کودکی او با بیماری، حسادت برادر بزرگ‌تر و طرد شدن از سوی مادرش مشخص .........

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 تیر1386ساعت 11:54 PM  توسط   |