تبليغاتX
مثبت من

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

علی سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازیگری بهرام رادان وگلشیفته فراهانی وترانه هایی با صدای توقیف شده محسن چاووشی. فیلمی که توقیف شد و اکنون در اینترنت غارت می شود.فیلمی که از آزادی هنر و هنرمند سخن می گوید و در همان حال از نظم پدرسالار در جامعه ما دفاع می کند و با این حال اجازه ........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 2:15 PM  توسط م.ک.  | 

 

"فيشته در قبال من، يك من ِ ناب را معرفي مي كند. من ِناب از خود عينيت پذير(Ego) يا از مني كه موضوع درون بيني يا روانشناسي تجربي است فراتر مي رود. فيشته به شاگردانش گفت: آقايان به ديوار بيانديشيد. آنگاه گفت: به كسي بيانديشيد كه به ديوار انديشيد. بدين سان تا بي نهايت مي توان ادامه داد. هر چه سختتر بكوشيم تا خود را عينيت بخشيم، يعني آنرا به يك موضوع اگاهي بدل كنيم، همواره مني باز مي ماند كه از عينيت پذيري سر باز مي زند و خود شرط لازم هرگونه عينيت پذيري و يكپارچگي آگاهي است. "(كاپلستون)

 

فيشته اولين فيلسوفي بود كه در مقابل من=من ِ ايدئاليست ها ايستاد. در انديشه ي او يك تمركز زدايي با مركزيت سوژه جريان دارد. با اين وجود فيشته به سياليت محض سوژه نرسيد. ژيژك در يك متن خواندني با دنبال کردن مفاهیم لکان و با كمك گرفتن از ........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 7:7 PM  توسط م.ک.  | 

 

فيلم «هفت»، سومين فيلم بلند ديويد فينچر، كارگردان پيچيده و ناراضي سينماي امريكا را شايد بتوان مانيفستي تمام‌عيار عليه مدرنيته ناميد. فيلمي كه به‌رغم طبقه‌بندي‌هاي تجاري سايت‌ها و مجلات هاليوودي كه آن را در زمره فيلم‌هاي جنايي/ كارآگاهي دانسته‌اند، با درونمايه‌هاي غني فلسفي/ ادبي/ اعتراضي، كليت جهان مدرن و روابط حاكم بر آن را به شكلي تكين، پرريزه‌كاري و متمركز به محاكمه و چالش مي‌كشد.

صحنه آغازين فيلم، نمايي دروني از «خانه» است كه كارآگاه سامرست (با بازي مورگان فريمن) «تنها» و در ملال روزمره- و با صداي پس‌زمينه هياهو و همهمه مردم- براي رفتن به سر كار، يعني صحنه ........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 4:39 PM  توسط م.ک.  | 

نگاهی روان‌شناسانه به فیلم «بوتیک» ساخته حمید نعمت‌الله

 

رضا کاظم‌زاده
روان‌شناس بالینی - روان‌درمان‌گر خانواده


رضا رویگری، محمدرضا گلزار و گلشیفته فراهانی در «بوتیک» ساخته حمید نعمت‌الله

«بوتیک» به کارگردانی حمید نعمت‌الله به شرایط و روابط بخشی از جوانان در جامعه شهری کنونی ایران می‌پردازد. جوانانی که با مشکلاتی مانند بی‌کاری، اعتیاد و روان‌نژندی دست و پنجه نرم می‌کنند.

مهم‌ترین خصوصیت مشترک میان اینان که بیش از هر چیز توجه تماشاگر را به خود جلب می‌کند، گسستی است که میان این نسل جوان با گروه‌های اجتماعی‌شان پدید آمده است. در فیلم اکثر قریب به اتفاق ایشان از یک سو پیوندهای استوار و ارگانیک خویش را با خانواده‌هایشان از دست داده‌اند و از سوی دیگر بدون آن‌که جذب نهادهای جامعه‌ی شهری شده ........



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 0:42 AM  توسط م.ک.  | 

 

                                              

     (نیم نگاهی به فیلم "ma mere" ساخته شده بر اساس داستانی از ژرژ باتای)

                                                نوشته ی مهدی سلیمی

                                             در سایت مایند موتور بخوانید!

 

مطلبی هم که در پائین می آید: ترجمه ای است از سایت www.emanuellevy.com در معرفی مختصر فیلم   “Ma mere” .

 

ma mere

 

امیل دورکیم – انسان شناس فرانسوی – در مطالعه ی رهگشایش در مورد "خود کشی"، مفهومی را ابداع می کند که موقعیت اجتماعی را در مرکز فیلم "مادر من"(به کارگردانی)Christophe Honoreبا اقتباس از رمان "ژرژ باتای" شرح می دهد. دورکیم آن مفهوم را "نا هنجاری" می نامد. یک حالت بی هنجاری نا شی از هرج و مرج یا نبودن قوانین ناظر بر رفتار .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 6:10 PM  توسط م.ک.  | 

 

 

(نیم نگاهی به فیلم “مادر من”، ساخته شده بر اساس داستانی از ژرژ باتای)
mehdi.salimy[at]gmail[dot]com
وبلاگ مهدى سليمى به تازگى راه اندازى شده است (كليک)

عنوان فيلم : مادر من (ma mere)
كارگردان : Christophe Honore
محصول ۲۰۰۳ ـ فرانسه

دريافت نسخه ي آكروبات

در این مقاله، نویسنده در تلاش یافتن مدلولهای معنا دار فیلم به مثابه ی رهیافتی برای رسیدن به امر واقع نیست چرا که تلاش برای حدس زدن پیامی در امر واقع، تلاشی بیهوده است. همه می دانیم که هیچ پیامی در کار نیست.
با این حال راقم این سطور معتقد است: که ساکن ماندن در نظم نمادین فیلم- به آن صورت که فیلم را می بینیم و اطلاعاتی که خود فیلم بدون هیچ پیش یا پس زمینه ی ذهنی به ما می دهد- به هیچ اتفاقی منجر نمی شود. به همین خاطر است که اینجا خواستم به طریقی راه بر نظم واقعی – آنجا که تناقض ها شکل می گیرند- بگشایم.
شاید زیاد بی راهه نرفته باشم، آنگاه که بخواهم در تحلیل فیلم ........













ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 6:9 PM  توسط م.ک.  | 


داریوش برادری -د.ساتیر

روانشناس/ روان درمانگر

 

باری اینگونه با کمک نقد لکان و دلوزی می‌توان هم خشم ایرانیان و بخشی از جهان مدرن درباره فیلم سیصد را فهمید و هم به قدرتهای تکنیکی فیلم ارج نهاد، هم به ترس انسان مدرن و بویژه آمریکاییان و معضل آنها و معضل مهم قرن بیست و یکم پی برد. از طرف دیگر می‌توان بکمک این نقد و درک پیوند حالات میان متن و فیلم و موزیک دید که در نهایت این نظم بسته شکست می‌خورد و راهی جز دیالوگ نیست. همانطور که حمله به عراق شکست خورده است. همانطور که در فیلم و در موزیک فیلم در نهایت به شیوه جالبی این شکست نشان داده می‌شود. زیرا موزیک فیلم که یک موزیک تلفیقی از موزیک مدرن یا صدای زیبای یک هنرمند ایرانیست، در واقع این جهان دیجیتالی بسته و خشونت دیجیتالی بدون احساس را تا حدود زیادی می‌شکند و باعث ورود تمنای مدرن و واقعیت فراخ و اشتیاقات هزارگستره، احساس عشق و دلهره انسانی، باعث ورود اشتیاقات انسانی به درون این جهان دیجیتال می‌شود و .......



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 9:2 PM  توسط م.ک.  | 

 

بخش اول

داریوش برادری
کارشناس ارشد روانشناسی/ روان درمان‌گر

میان هنر و به ویژه هنر فیلم و روان‌کاوی پیوندی درونی هست. هم هنر و هم روان‌کاوی انسان را به سان موجودی آرزومند و تمناکننده می‌بینند که تحت تاثیر تمناها و یا رانش‌هایش به عشق، جستجوی سعادت و یا به خیانت و جنایت دست می‌زند. به ویژه پیوند میان فیلم و روان‌کاوی در بیان این آرزومندی و نوع و حالت آرزومندی بالغانه یا نابالغانه بشری بسیار قوی است. شاید به همین دلیل نیز ژیژک با طنز خاص خویش در وصف فیلم و سینما می‌گوید:« سینما منحرف‌ترین شکل از هنر است. زیرا او به بیننده تمنایی را نمی‌دهد که می‌طلبد، بلکه به او می‌گوید که چگونه تمنا کند.»(۱)

فیلم هم دریچه‌ای به جهان است و هم این دریچه و پنجره در واقع یک چشم‌انداز صاحب نظم سمبولیک خاص خویش است. ازین‌رو فیلم در نگاه روان‌کاوانه یک «آینه» است که به بیننده امکان می‌دهد در این آینه تمناهای ناآگاهانه خویش را ببیند و با «هم‌خوان» خواندن خویش با نگاه فیلم، از چشم‌انداز فیلم با تمنا و آرزوهای خویش ارتباط برقرار کند و آن‌ها را آن‌گونه ببیند و لمس کند.

روان‌کاوی در مسیر تکامل خویش در واقع در زمینه نقد هنر و فیلم از دو مرحله عبور کرده است. در مرحله اول و کلاسیک، متن هنری و یا فیلم به عنوان نماد درگیری درونی هنرمند و یا کارگردان با موضوعات و ساختارهای ادیپالی و نارسیستی خویش و یا در کل با ..........




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 11:49 PM  توسط م.ک.  | 

قصه سکس و جنایت یا روایت عصیان انسان فریب‌خورده؟

انوشیروان مسعودی


نوآر چیست؟
فیلم نوآر، یک ژانر سینمایی است، که در ابتدا برای توصیف فیلم‌های جنایی دراماتیک هالیوود استفاده می‌شد. اکثر آن‌ها بر روی مسأله سکس و جنایت توجه می‌کردند. پیدایش فیلم‌های کلاسیک نوآر هالیوود در سال‌های ابتدایی دهه ۴۰ آغاز شد و در سال‌های پایانی دهه ۵۰ پایان یافت. کلمه نوآر از زبان فرانسه وارد زبان انگلیسی شده و معنای آن سیاه است؛ پس فیلم نوآر به معنای فیلم سیاه است.

«چیز‌هایی که باعث نوآر بودن یک فیلم می‌شود، این‌هاست: غربت، خشم، خشونت، سکس، زن اغواگر و جنایت» این اولین نقد از هزاران نقدی بود که راجع به ...........





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 0:28 AM  توسط م.ک.  | 


داریوش
برادری
-د.ساتیر
روانشناس/ روان درمانگر




فیلم اخراجیها و تلاش تراژیک
کمیک نقادان مدرن برای اخراج ده نمکی

 



باری از اینرو نسل ما، نسل ضدقهرمانان و نسل عاشقان خردمند،مومنان خردمند و شکاک، نسل عارفان زمینی و یا نسل زنان و مردان خردمند و مدرن ایرانیست که با مرگ خویش به عنوان قهرمان،همزمان مرگ قهرمان گرایی و مرگ این بازیهای خطرناک خیر/شری را و مرگ دیکتاتور را زمینه سازی می کنند و ایجادگر چالش صادقانه و نقد مدرن میان نسلها و جامعه مدنی و میان هنرمندان و نقادان می شود. زیرا جایی که قهرمانی در میان نیست،دیگر نه جنگ دیو/قهرمانی است، نه جنگ اهورامزدا/اهریمنی و اداره گزینشی و یا مصاحبه نارسیستی و تراژیک/کمیک مثل مصاحبات بالا. بلکه آنچه هست جدل و چالش خندان،نقد مدرن و مصاحبه مدرن میان دگراندیشان و هنرمندان و روشنفکران و نقادان و یا شهروندان و مسئولان جامعه مدنی و .............





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 1:9 AM  توسط م.ک.  | 


رضا کاظم‌زاده
روان‌شناس بالینی – روان‌درمان‌گر خانواده

فیلم «چهارشنبه‌سوری» به کارگردانی اصغر فرهادی و بازی درخشان هدیه تهرانی، حمید فرخ‌نژاد و ترانه علیدوستی از جهات بسیاری فیلمی است متفاوت و از نظر طرح روان‌شناسانه روایت و شخصیت‌ها بسیار موفق. در این فیلم بر خلاف معمول سینمای ایران، نه شخصیت قهرمانان، بلکه روابط میان آن‌هاست که مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار گرفته است.


حمید فرخ‌نژاد (مرتضی) و هدیه تهرانی (مژده) در چهارشنبه‌سوری، ساخته اصغر فرهادی

در فیلم‌های شخصیت‌مدار (مانند بسیاری از فیلم‌های مهم کیمیایی چه پیش و چه پس از انقلاب) موقعیت‌ها تنها مستمسکی هستند برای بروز و به نمایش در ..............







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 0:46 AM  توسط م.ک.  | 

 

داریوش برادری
کارشناس ارشد روان‌شناسی/ روان‌درمان‌گر

در فیلم «فریاد مورچه‌ها» ساخته محسن مخملباف، در واقع سه عرصه و سه بحث در یکدیگر تنیده می‌شوند و به تصویر کشیده می‌شوند. این سه موضوع، از یک طرف رابطه میان زن و مرد، از طرف دیگر جستجوی به دنبال «انسان کامل» و از طرف سوم موضوع نگاه کارگردان و دو بازی‌گر به هند و تناقضات این جامعه هستند.

مشکل فیلم مخملباف و کارگردان خوب فیلم‌هایی چون «ناصرالدین شاه آکتور سینما» از این‌جا شروع می‌شود که ناتوان از نگریستن عمیق به عمق معضلاتی است که مطرح می‌کند. از این رو این فیلم نیز مانند فیلم «سکس و فلسفه» دچار یک چندپارگی درونی و نمایان‌گر گرفتاری فیلم و گرفتاری کارگردان فیلم در یک بحران عمیق مدرنیت/سنت و ناتوان از عبور از ...............








ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 0:45 AM  توسط م.ک.  | 

   

در این نوشته سعی دارم برخی از جنبه های نمادین فیلم مرد عنکبوتی 3 را شرح دهم .من از مفاهیم روان شناسی یونگ استفاده خواهم کرد .

پیتر یا مرد عنکبوتی نماد  کهن الگوی قهرمان است. این کهن الگو در بسیاری  از افسانه ها ونیز در رویاهای ما ظاهر شده است .مثلا رستم نماد کهن الگوی قهرمان است.

از خصوصیات قهرمان اوج گیری ناگهانی ویا تولد مبهم واسطوره ای وی است که البته تولد مرد عنکبوتی طی یک حادثه رخ می دهد رشد سریع در قدرت گرفتن ووالا شدن ،مبارزه پیروزمندانه علیه نیروهای اهریمنی ،گرفتار غرور شدن و... همه نشانه های .............







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 10:9 PM  توسط م.ک.  | 

 

تصادف  " crash "

ژانر : درام .

محصول کشور : آمریکا ، آلمان .

زمان فیلم : 113 دقیقه .

سال ساخت : 2004 .

کارگردان: پل هاگیس

فیلمنامه: پل هاگیس ، رابرت مورسکو.
بازیگران: ساندرا بولاک( جین کابوت)، دان چیدل( کارآگاه گراهام واترز)، مت دیلون(گروهبان رایان) و....

 

خلاصه داستان : دو کاراگاه پلیس که به هم علاقه دارند، یک مغازه دار آسیایی مهاجرو خانواده اش، یک زن خانه دار و همسرش که دادستان است، یک کارگردان سیاه پوست و همسرش، یک قفل ساز مکزیکی و دختر کوچکش،  دو جوان سیاه پوست که کارشان  سرقت اتومبیل است، یک زوج میان سال چینی که از قضا آنها نیز مهاجرند و یک پلیس تازه کار و همکاربا سابقه ی نژاد پرست اش ...همه در این فیلم نامه گرد هم می آیند تا بازیگر روزگار ..............







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 0:46 AM  توسط م.ک.  | 

روان‌شناسان، جمله‌اي از ارسطو را كه در كتاب <بوطيقا> ذكر شده، نخستين جرقه هنردرماني مي‌دانند

سعيد بي نياز

آيا تا به حال حس كرد‌ه‌ايد كه وقتي از سينما بيرون آمد‌ه‌ايد حالتان بهتر يا بدتر شده باشد؟ شده است كه بعد از يك فيلم خشن جوگير شويد و با كسي خشن رفتار كنيد؟ روان‌شناسان دو روي مختلف سكه فيلم‌‌ها را تبيين كرد‌ه‌اند. درباره جنبه مخرب فيلم‌‌هاي خشونت‌بار هشدار داد‌ه‌اند و از جنبه مفيد فيلم‌‌هاي مناسب استفاده كرد‌ه‌اند.

 

در جمع روان‌درمانگران هم مانند ديگر افراد جامعه خوره‌‌هاي فيلم زياد يافت مي‌شود. آنها خيلي خوب مي‌دانند از زمان يونان باستان كشف شده است كه نمايش مي‌تواند تاثير روان‌شناختي‌ داشته باشد. <تراژدي بايد رحم و ترس را برانگيزد تا موجب تخليه هيجاني شود.> روان‌شناس‌ها مي‌دانند كه ‌اين جمله محشر، آغاز تبيين هنردرماني در دنياست؛ جمله‌اي كه ارسطو در كتاب بوطيقا گفته بود. بيش از دوهزار سال بعد فرويد ............



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 1:30 AM  توسط م.ک.  | 

 

مروري كوتاه بر نمايش بيماران و متخصصان حوزه ي اعصاب و روان در فيلم ها

 

ما در دنياي رسانه ها زندگي مي كنيم، در محاصره ي رسانه ها. تلويزيون عضو فعال، رهنمود دهنده و سر گرم كننده ي زندگي بسياري از ماست. سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي در پوشش جذابيت و سر گرمي بسياري از اطلاعات را پنهاني در ذهن ما حك مي كنند.

 تفکرات کليشه اي که ما در مورد شغل هاي مدرن تر و خرده فرهنگ هاي اقليت ها داريم اغلب حاصل ديدن فيلم هاست. تصوري که ما از سرخ پوست ها، بوميان آفريقا، فضانوردها، ماموران امنيتي يا روان شناس ها داريم به شدت تحت تاثير تماشاي فيلم هاست. مخصوصا وقتي آن ها را در زندگي واقعي خود زياد نديده باشيم. تصور ما از بيماري هاي کمياب تر، از خدمات درماني و از جنبه هاي خصوصي تر زندگي ديگران هم از فيلم ها جهت مي گيرند.

اين اطلاعات اگر در دنياي واقعي، يا توسط رسانه هاي ديگر تصحيح نشوند براي هميشه در ذهن ما مي ماند و به يك جهت گيري ارزشي تبديل مي شود: فلان بيماري بد است چون در آن بيمار دست به خشونت مي زند. بيمارستان هاي رواني بدند چون ...........




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 1:25 AM  توسط م.ک.  | 

 

آيا تا به حال حس کرده ايد که وقتي از سينما بيرون آمده ايد حالتان بهتر يا بدتر شده است؟ شده است که بعد از يک فيلم خشن جو گير شويد و با کسي خشن رفتار کنيد؟ روان شناسان دو روي مختلف سکه ي فيلم ها تبيين کرده اند. در مورد جنبه ي مخرب فيلم هاي خشونت بار هشدار داده اند و از جنبه مفيد فيلم هاي مناسب استفاده کرده اند.

 

روي طلايي سکه: نان، عشق و فيلم درماني

در شماره ي قبل توضيح داديم که مي توان بر اساس نظريه هاي مختلف روان شناسي تاثير فيلم را روي عواطفمان تبيين کرد و گفتيم که هوش همه ي هشت نوع هوش ما را در گير مي کند. توي خيلي از روان درمانگران هم مثل ديگر افراد جامعه خوره هاي فيلم زياد يافت مي شود. آن ها  خيلي خوب مي دانند از زمان يونان باستان کشف شده است که نمايش مي تواند تاثير روان شناختي داشته باشد. " تراژدي بايد رحم و ترس را برانگيزد تا موجب تخليه ي هيجاني گردد". روان شناس ها مي دانند که اين جمله ي محشر آغاز تبيين هنر درماني در دنياست. جمله اي ...............






ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 1:23 AM  توسط م.ک.  | 

 

 


فیلم تپه‌ی خاموش داستان جذابی روایت می کند در باب آنکه چگونه آثار و نتایج روانی "آنچه رخ داده است" می تواند تا سال ها در ساحتی دیگر، در ساحتی که دیده نمی‌شود، تداوم یابد و حتی مردمان زنده را هم درگیر خود سازد

آنچه رخ داده است یک آتش سوزی بزرگ در شهرک صنعتی تولید زغال سنگ است، اما نه آتش سوزی ای که از سر اتفاق رخ داده باشد، بلکه آتشی که تعصبات تند اعضای یک فرقه‌ی مسیحی آن را برافروخت تا به زعم خودشان دخترکی را که تجسم گناه بود به رسم قدیمی قرون وسطایی بسوزانند. این دختر، آلسا، فرزند نامشروع زنی به نام داهلیا بود که خود نیز پیش از آنکه سوزانده شود مورد تجاوز یکی از عوامل مدرسه قرار می‌گیرد و فرزند نامشروعی به دنیا می‌آورد، بدون آنکه اولیای مذهبی مدرسه از آن با خبر شوند. آلسا در اثر سوزانده شدن نمی‌میرد و با رنج حاصل از سوختگی مدت ها در بیمارستانی بستری می‌شود. پرستارانی که از او در اتاقش دیدن می‌کنند گویا از کینه‌ی پنهان شده در وجودش آبستن می‌شوند و روح انتقام جویی را به فضای عمومی خارج از بیمارستان انتقال می‌دهند. آتش سوزی بزرگی که منجر به نابودی شهرک می‌شود ظاهرآ در اثر انتقام جویی گروه های غیر مذهبی رخ می‌دهد. پس از نابودی شهرک، منطقه، "تپه‌ی خاموش" نام می‌گیرد، چون بالکل از سکنه خالی می‌شود و سال ها تنها بارانی از دوده بر آن می‌بارد. سی .................
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 0:39 AM  توسط م.ک.  | 

 

 

 محصول ایتالیا 2006

کارگردان: لوکا  گوآ داگنینو

فیلم ملیسا، داستان دختر نوجوانی است که روزی بدنش را به گونه ای دیگر کشف می کند. حسی در وجودش بیدار می شود. حسی غریب که به سراسر جسمش  هجوم می آورد . روزی تلاقی نگاه پر خواهش یک پسر نوجوان،  تمام این حس را به کششی بی انتها تبدیل می کند . بدنش بدون اینکه بخواهد،  جذب می شود و جذب می کند . او محصول این کشش را در ذهنش به شکل "عشق" تجربه می کند. برای او عشق و میل جنسی فاصله ای ندارند و ...............

 

 

 

 

ارزش این فیلم،  در توانایی کارگردان در به تصویر کشیدن دوران نوجوانی است. دورانی که در آن کشف بدنی دگرگون شده،  با تصاویری متناقضی که نوجوان از خود و دنیا دارد آمیخته می شود و از این دوران،  دورانی پر التهاب می سازد. فقدان پدر و عدم درک مادر از این بحران ، بر پیچیدگی آن می افزاید و او در تمام این تحولات تنهاست. تنها همدمش دفترچه ای است که تمام اضطراب ها و تضادهایش را در خود حبس کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 1:27 AM  توسط م.ک.  | 

 


یکی از فیلم های مورد علاقهء من فیلم " شهر فرشتگان " است. فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست(نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم ها و زندگی آنها آشنا می شود. زندگی آدم ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می شود(مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی، باعث می شود که به صرافت " آدم شدن " بیافتد! بنا به توصیهء شخصی که راه این کار را بلد بود، بالای ساختمانی می رود و خود را به پایین می اندازد. به این ترتیب به قول هایدگر، در وجود " افکنده " می شود. وقتی از روی زمین بلند می شود خود را در میان اشیاء فیزیکی دیگر و همانند انسان های دور و بر جسمانی ..................

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:48 AM  توسط م.ک.  | 

 


ازهیچ قسمتی از فیلم به اندازهء این قسمت خوشم نیامد: آبان که روی تحت بیمارستان بر اثر پیشرفت سرطانش مشرف به موت است به سید، مرد دهاتی تقریبآ زشت و کوتاه قدی با ریش های پر پشت سیاه، می گوید(نقل به مضمون): سید تو اینقدر خوبی که خدا تو رو توی این دنیا هم تو بهشت قرارداد، جایی که شما زندگی می کنید (کندلوس) خود بهشته! تو هم فرشته ای! سید هم جواب می دهد: خوب نباشم چی کنم خواهر؟! همولایتی هام از من گشنه تر، من از اونا گشنه تر! دست به مال اونا دراز کنم؟ همولایتی هام به چشم برادری همه از من بدترکیب ترند، چشم چرونی کنم؟ بد باشم که چی کنم؟! اونو خفه کنم؟! (با اشاره به تخت بغلی بیمارستان که زن .................
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:45 AM  توسط م.ک.  | 

 

از همان روزهای اول قبولی در ارشد فلسفه، با اینکه از دانشگاه و استادان گروهمان راضی بودم، با این حال یکی از مشغولیات ذهنی ام این بود که دکتری را در کدام دانشگاه کدام مملکت فرنگی باید خوانم. برای توجیه این خواست دلایل زیادی ردیف می کردم: در ایران تحصیل دانشگاهی در علوم انسانی فقط در مقطع فوق ارزش دارد، به یک زبان اروپایی مسلط می شوم، یک جامعه و یک فرهنگ دیگر را می بینم، امکان معاشرت با نخبه گان غرب را پیدا می کنم و... اما در هیچ کدام از این حالات تصور نمی کردم که رفتن من به غرب بدون بازگشت باشد. هیچ موقع چنین تصمیمی را حتی در خیالم پرورش ندادم. مطمئن بودم که اگر قرار است کاری را صورت دهم – چه کار .................
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:44 AM  توسط م.ک.  | 

 


هنری پارکز، در فصل "عصر محوری" کتاب "خدایان و آدمیان" یکی از سه مولفه ی اساسی فرهنگی را که در چهار پنج قرن موسوم به عصر محوری بروز کرد "دوگانه انگاری اخلاقی" معرفی می کند که اتفاقآ مبدعش هم ما ایرانیان بودیم. عصر محوری را به این خاطر محوری نامیده اند که شاکله ی کلی فرهنگ دو هزار و چند صد ساله ی اخیر دنیا در این قرون شکل گرفت. این مورخ آمریکایی اینجا در واقع اذعان می کند به اهمیت ایده های اخلاقی برای فرهنگ جاری دنیا و نقشی که ما ایرانیان از این طریق در پیدایش فرهنگ موجود جهانی داشته ایم. به جرآت می توان گفت اخلاق گرایی در چهارچوبی دینی، یک ایده ی خالصآ ایرانی ست، اگرچه امروز در قالب یکی از مولفه های ................
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:43 AM  توسط م.ک.  | 


فیلم امیلی را من مدت ها پیش دیده ام. شب قبل یکی از دوستان پیامک (اس ام اس) فرستاد که تلویزیون فیلم امیلی را پخش می کند. چون دیدن فیلم با دوبله ی پارسی برایم جالب بود، تلویزیون را روشن کردم و از نیمه ها فیلم را دیدم. در واقع باید اتفاق فوق العاده ای بیافتد که من تلویزیون را باز کنم، و اتفاق فوق العاده ی من این بار پخش امیلی با دوبله ی پارسی بود. میرچا الیاده می گوید سرگرمی های بصری مانند تماشای فیلم در کنار مطالعه، دو تلاش انسان نوین برای فرار از روزمره گی یا زمان پیش پا افتاده ی زندگی معمول است. از نظر الیاده، انسان نوین دست کم به این معنا هنوز رفتار انسان کهن را دارد که به دنبال "فراتر رفتن" از زمان گیتیایی به معنای زمان ................
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:42 AM  توسط م.ک.  | 

 

آیا دین ورزی فی نفسه، یعنی از این حیث که شکلی از حیات معنوی ست، مانع لذت بردن از زندگی ست؟ به عبارت دیگر متدین بودن یا در جامعه ی دینی زندگی کردن مستلزم دست شستن از خوشی های دنیوی ست؟ عده ای این طور اعتقاد دارند و با یک استدلال ساده می توانند از عقیده ی شان دفاع کنند: مگر نه اینکه هر دینی به امر متعالی ارجاع می دهد؟ و مگر نه اینکه امر متعالی دقیقآ از این حیث که متعالی ست خارج از حیطه ی زندگی متعارف قرار می گیرد؟ آنچه را که مینوی می نامیم در برابر گیتیایی ست. و بنابراین هر ارجاعی به امر متعالی مستلزم دور شدن از امر دنیوی ست

ژوزف کمبل در گفتگوی خود با مویرز جایی می گوید: این فکر که امر ماوراء طبیعی (متافیزیکی) مطلقآ بر فراز امر طبیعی ست فکری کشنده است! در اروپای قرون وسطی همین فکر بود که سرزمین های اروپایی را به ویرانه ای بدل کرد. چون از ترس گناهکاری هیچ یک از مردم کاری را که حقیقتآ میل داشتند انجام نمی دادند. قوانین ماوراء طبیعی از آنان می خواست که از طبیعت خود دور شوند و روحانیت به این روند نظارت دقیق می کرد. « اشعار عشق درباری تروبادورها در قرن دوازدهم اعتراضی به این قهر توجیه شده ی ماوراء طبیعی علیه لذت زندگی بود.» به گمانم فیلم "شکلات" با بازی جانی دپ در نقش رو و ژولیت بینوش در نقش ویان به همین درونمایه می پردازد. داستان در یک دهکده ی کوچک فرانسوی نقل می شود که اهالی اش کاتولیک های معتقدی هستند و ...............
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:41 AM  توسط م.ک.  | 

 

نوشته اسلاوى ژيژك
ترجمه مازيار اسلامى

لينچ همچون يك هنرمند پيش‏رافائلى

در تاريخ هنر، سبك پيشْ‏رافائلى موردى پارادوكسيكال از انطباق هنر آوانگارد با كيچ (kitsch)است: هنرمندان اين سبك نخست همچون حاملان يك انقلاب ضد سنتى در نقاشى قلمداد شدند، كسانى كه كل سنت رنسانس به‏بعد را نقض كردند؛ اما تنها اندكى بعد، با ظهور امپرسيونيسم در فرانسه، آنها همچون مظهر هنر كيچ رمانتيك قلابى دوره ويكتوريا تحقير و خوار شمرده شدند. اين ارزيابى تحقيرآميز تا دهه 1960 ادامه داشت ــ يا به تعبيرى تا ظهور پست‏مدرنيسم، هنگامى كه هنرمندان پيشْ‏رافائلى ناگهان بازگشتى انتقادى به عرصه هنر داشتند. چطور شد كه هنر پيشْ‏رافائلى تنها از طريق پارادايم پست‏مدرنيستى بار ديگر واجد ارزش انتقادى شد؟

در اين حوزه، مهمترين هنرمند، ويليام هالمن هانت (William Holman Hunt)بود كه معمولاً به‏عنوان نخستين هنرمند پيشْ‏رافائلى شناخته مى‏شود كه با تغيير روش به يك توليدكننده نقاشيهاى پرفروش مذهبى (مثل پيروزى بى‏گناهان و غيره) خودش را به نهادهاى رسمى فروخت و از اين جريان هم طرد شد. اما با نگاهى دقيقتر، ما با ابعاد غريب و عميقاً مضطرب آثار او مواجه مى‏شويم ــ نقاشيهايش در توليد تشويش مورد نظرش ناكام نمى‏ماند بلكه اين احساس مبهم ...............

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 7:48 PM  توسط م.ک.  | 

 

  راهنماي انحرافی برای سينما (A Pervert Guide to Cinema) نام فيلم مستندی است که در سه قسمت برای شبکه چهار تلويزيون بريتانيا ساخته شده است. در اين فيلم، اسلاووی ژی ژک(Slavoy Zizek)، فيلسوف و نظريه پرداز فرهنگی معاصر با زاويه ديد روانکاوانه و بر اساس تئوری های ژاک لاکان به بررسی سينما و تحليل رابطه بين تخيل، واقعيت و نماد در فيلم ها می پردازد.

ژی ژک، نظريه پردازی است که مارکس، هگل و لاکان را با فرهنگ پاپ می آميزد تا بتواند مفاهيم فرهنگ معاصر(خصوصا فرهنگ عامه پسند) را تحليل کند و به ما يادآوری کند که درک ما از اين مفاهيم تا چه حد از منطق به دور است.

تری ايگلتون متفکر مارکسيست انگليسی او را بزرگ ترين شارح روانکاوی و درخشان ترين شارح نظريه فرهنگی می داند که در چند دهه اخير در اروپا ظهور کرده است. نوشته های ...............

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 11:12 PM  توسط م.ک.  | 

مقدمه

مسئله ای که اخیرا ذهن مرا به خود مشغول کرده، رمز گشائی است. از رمزهای اطلاعاتی گرفته تا معماهای کهن و حتی کودکانه. اما هدف من از این اشتغال ذهنی، رابطه ای است که به آن پی برده ام : در موضوعاتی کاملا متفاوت (چه در فرم چه در محتوی)، روش کشف رمز یکسانی برای رمزگشائی استفاده می شود. اما من هم اکنون نمی خواهم به تمام این موضوعات بپردازم چرا که صرفا ایده ایست که هنوز زمان می خواهد تا با نقد صیقل یابد. اما در حال حاضر در اینجا با نگاهی به رابطه سه مبحث ((روانکاوی)) – ((داستانهای پلیسی)) و ((سینما)) که به زعم من دارای روشهای رمزگشائی (تحلیل – کشف – نقد) مشابهی هستند، قدم اول را برمیداریم…..........

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 4:23 PM  توسط م.ک.  | 

 

    http://symptom.persianblog.ir/

                                     

منجی مجنون

به بهانه تماشای فیلم ((...و عدالت برای همه)) ایده هایی را که در ذهن داشتم با میانجیگری این فیلم به نگارش درآورده ام که در زیر می خوانید:

مقدمه

انتقادی که بر  این فیلم و فیلمهای مشابه وارد است، این است که در برابر سیستم ناعادلانه ( چه سیاسی و چه قضایی و ...) راهکاری را نشان می دهند که از پایه متناقض است. قهرمانان باوجدان با تمسک به قانون، تقاضای اجرای کامل قانون را دارند تا بی عدالتی رفع گردد. اما آنها مسئله ای ریشه ای را نادیده می گیرند و آن این است که این سیستم (هر سیستمی ) خود، منجر به بی عدالتی می شود. تمسک به قانون تمسک به تولید کننده بی عدالتی است و ریشه کنی بی عدالتی فی الواقع ریشه کنی قانون برسازنده اش ، می باشد. قانون بدون مکمل وقیح به ظاهر ضد قانونی اش، زنده نمی ماند. اما هدف مقاله پیش رو پرداختن به تمایزات روشنگر این فیلم نسبت به ................

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 4:19 PM  توسط م.ک.  | 

   

                             

مطلبی را که چندی پیش با عنوان روانکاوی و سینما به احساس تماشاگر اختصاص دادم، نارسائیهای بسیاری داشت که هم اکنون می خواهم به اختصار در رفع آنها بکوشم.

در نوشته مذکور من راجع به نقش مخرب و بازدارنده احساس تماشاگر در رمزگشائی و تعبیر خواب سخن گفتم و از آن به تفسیر داستانهای پلیسی و نقد فیلم پرداختم. اما این فقط یک بعد قضیه ایست که ایده های تمامیت خواه من به جهت نقض نشدن،  سایر ابعاد آن را نادیده گرفت. در این نوشته هم همانند نوشته پیشین از تعبیر رؤیا آغاز می کنم.

در بسیاری از موارد جهت تعبیر خواب، ما نیازمند احساس بیننده هستیم. چرا که این احساس فی الواقع نکاتی را بازگو می کند که در برداشت اولیه نسبت به .............

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 4:18 PM  توسط م.ک.  |