
ادامه مطلب
جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

گروه انسان شناسی فرهنگی انجمن جامعه شناسی ایران و انجمن دانشجویی نواندیشان سومین برنامه از مجموعه برنامه های نمایش فیلم های داستانی و بحث درباره مفاهیم اجتماعی آنها را امروز دوشنبه 6 اسفند 1386 از ساعت 12:30 تا 14 در تالار انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کنند. در این جلسه ناصر فکوهی درباره مفاهیم اجتماعی این فیلم از جمله تغییر ساختار های خویشاوندی و خانواده در جهان کنونی بحث خواهد کرد و به پرسش ها پاسخ می دهد.
پیش از این درباره فیلم های «کودک» اثر چارلز چاپلین و «پدر خانواده» اثر فرانسیس فورد کاپولا نیز جلساتی برگزار شده بود. جلسه بعدی این مجموعه نیز در اردیبهشت ماه 1387 درباره فیلم «مهر هفتم» اینگمار برگمان برگذار می شود.
این جلسه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهرا ن زیر پل گیشا برگزار می شود و ورود برای همه علاقمندان آزاد است. گزارش این برنامه ها را در همین پایگاه خواهید خواند.
برای خواندن گزارش برنامه فیلم «کودک» در اینجا کلیک کنید.
معرفت شناسی شعبه ای از فلسفه است که بعضی آن را همان فلسفه شناخت می دانند وبه طور کلی مربوط می شود به این که چه می دانیم و چه طور می دلنیم.معرفت شناسی علم فهم دانش است .(عاملی:1385) معرفت شناسی شاید درک و فهم خودمان و پیرامون خودمان هم باشد.
من تلاش کردم در این نئشتار با رویکرد شناختی به تحلیل و شناخت هر چه بیشتر فیلم بزرگراه گمشده که فیلمی پست مدرن است بپردازم .در ابتدا به معرفی فیلم و کارگردان آن دیوید لینچ پرداختم و پس از معرفی این سینماگر سینمای دو دهه اخیر سینمای آمریکا و شرح خلاصه فیلم ، رویکرد فلسفی اسلاوی ژیژک در مورد بزرگراه گمشده را برسی کردم و بعد رابطه این فیلم که نه فقط مهمترین فیلم لینچ بلکه از برجسته ترین آثار سینمای جهان در بیست سال گذشته است را با جامعه ایران و شباهت آن با شاهکار صادق هدایت ، بوف کور بررسی کردم و همچنین این فیلم را از منظر رسانه ای هم .......



آنستوس : هم در مقابل توسعه ي بي كران كوشش هايمان پايداري مي كند وهم عزم محرك است براي ادامه فعاليت هايمان. در ذهن داشتن معني آنستوس براي خواندن فلسفه ي آلمان ضروري است. ريشه هاي مفاهيم كانت و هگل و فيشته را مي توان .......
جان پيلجر (John Pilger)، ژورناليست و مستندساز استراليايی به خاطر گزارش های تصويری مستندش از مناطق بحرانی جهان در دوره های مختلف، از جنگ ويتنام گرفته تا عراق امروز، نامی شناخته شده در عرصه رسانهای است. وی جايزه بهترين ژورناليست جهان را نيز دريافت کرد.
پيلجر، وظيفه يک ژورناليست واقعی را محافظت از حافظه عمومی میداند و همانند ميلان کوندرا اعتقاد دارد مبارزه مردم عليه قدرت، مبارزه حافظه عليه فراموشی است. به همين منظور سعی میکند با فيلمهايش، حافظه تاريخی مردم را که به اعتقاد او به وسيله رسانههای گروهی تضعيف شده و صدمه ديده، دوباره ترميم کند.
اما سوال اين است که او که خود جزيی از اين رسانه است و در دل همين سيستم کار میکند چگونه از پس چنين کاری برمیآيد.
جنگ بر سر دمکراسی (The War on Democracy) عنوان فيلم مستند بلند جان پيلجر است که در باره قاره آمريکای لاتين و ۵۰ سال دخالت آمريکا در اوضاع سياسی کشورهای مختلف اين قاره که به نام دمکراسی و آزادی صورت گرفته، ساخته شده است. فيلمی در باره بیعدالتی و سوءاستفاده از قدرت سياسی.

پوستر فیلمِ جنگ بر سر دمکراسی
پيلجر در اين فيلم نشان میدهد که چگونه ايالات متحده با طراحی کودتاها، بحرانها و شورشهای ساختگی عليه دولتها و جنبشهای دمکراتيک و آزادیخواه اين قاره مثل شيلی، گواتمالا، ال سالوادور و ونزوئلا، به سرکوب بیرحمانه آنها دست زده و پس از ......
فیلم مستند «تهران دیگر انار ندارد»، ساخته مسعود بخشی از جمله فیلمهایی بود که در چارچوب دومین دوره از فستیوال «سینما−شرق» در نیویورک به نمایش در آمد، فستیوالی که به فیلمهای مشرقزمین، بهویژه خاورمیانه اختصاص دارد.
این فیلم از خلال تصاویر و گفتار، بر روابط اجتماعی و اخلاقیات جامعه ای انگشت میگذارد که علیرغم بیش از صدسال تحول ظاهری، ناهنجاریهای آن در اساس .........

بادبادک باز ساخته مارک فورستر
پس از بريک لين (فيلم جنجالی سارا گورون بر اساس رمان مونيکا علی) حالا نوبت بادبادک باز محصول تازه هاليوود بر اساس رمان پرفروش خالد حسينی است که جار و جنجال ديگری به پا کند. جار و جنجالی که بسياری معتقدند بهطور عمد از سوی کمپانیهای تهيه کننده فيلم برپا شده تا به فروش فيلم کمک کند.
احمدخان محمدزاد بازيگر نقش حسن، کودکی از قبيله هزاره و دوست اميرخان شخصيت محوری داستان که در صحنهای از فيلم مورد تجاوز يک جوان پشتو قرار میگيرد، مدعی شده که کارگردان فيلم(مارک فورستر) تا قبل از صحنه فيلمبرداری هيچ چيزی درباره اين صحنه به او نگفته و فيلمنامه هم در اختيار او نبوده تا بفهمد که چه اتفاقی میخواهد .......

همه ما وقتي واژه فلسفه را ميشنويم، تصويري گنگ، غامض و نامفهوم از آن به ذهنمان ميآيد. تصويري كه حاصل گنجانيدن مباحث فلسفه در سيستم آموزش و پرورش در دوره دبيرستان است. بچههاي ما تصوير نادرست و حتي بدتر تصوير ناخوشايندي از فلسفه دارند.
غافل از اينكه اولا آنچه در دبيرستان تدريس ميشود فلسفه اسلامي است و فلسفه غرب، عينيتر، كاربرديتر و قابل فهمتر است و قصور اساسي برگردن ماست كه نتوانستهايم حتي همان مباحث فلسفهاسلامي را با زباني سادهتر، تحليلي و نيز با استفاده از ابزارها و مثالهايي كه درك آن مفاهيم را براي يك جوان دبيرستاني آسان ميكند، عرضه كنيم كاري كه پارهاي از نويسندگان اين حوزه مثل استاد حائرييزدي آن را به خوبي نشان دادهاند و البته بهتر .............

در بررسی سینمای سال 2007 که ساعتی پیش آن را پشت سرگذاردیم ، به خصوص در سینمای آمریکا به دو جریان عمده برمی خوریم که تقریبا اغلب پرده های سینمای امسال را به تسخیر خود درآورده بود. اگرچه در کنار این دو جریان اصلی ، خرده جریان های دیگر نیز یافت می شدند ولی در میان هیاهو و جار و جنجال دو جریان دیگر جای چندانی نیافتند.
اولین جریان ، فیلم هایی است موسوم به آثار آخرالزمانی که چند سالی است تولیدشان در هالیوود رونق گرفته و خصوصا در سال 2007 این جریان به اوج خود رسید. بنابراعتقاد و باور و مکتب فکری که ساخت این دسته از فیلم ها را باعث می شود و از گروهی پروتستان های آمریکایی به نام اوانجلیست ها منشاء می گیرد ، با آغاز هزاره جدید و عبور از برج ............
Mein Führer - Die wirklich wahrste Wahrheit über Adolf Hitler

نويسنده و کارگردان: دني لوي. موسيقي: نيکي ريسر. مدير فيلمبرداري: کارل فريدريش کوشنيک، کارستن تيله. تدوين: پيتر آر. آدام. طراح صحنه: کريستين ايزله. بازيگران: هلگه اشنيدر[آدلف هيتلر]، اولريش موئه[پروفسور آدولف اسرائيل گروئنباوم]، سيلوستر گروث[يوزف گوبلز]، ادريانا التاراس[الزا گروئنباوم]، اسفان کورت[البرت اشپير]، اولريش نوتن[هاينريش هيملر]، لمبرت هامل[راتنباوئر]، ئودو کروشوالد[مارتين بورمان]، تورستن ميکاليس[مولتکه]، اکسل ورنر[اريش کمپکا]، کاتيا رينمان[اوا براون]. ٨٩ و ٩٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آلمان. نام ديگر: The Truly Truest Truth About Adolf Hitler.
برلين، آخرين هفته سال ١٩٤٤. آلمان نازي جنگ را باخته و رايش سوم در حال فروپاشي است. هيتلر بايد به مناسبت تحويل سال سخنراني بزرگي ايراد کرده و مردم خسته از جنگ را به مقاومت ترغيب نمايد. همه چيز مرتب به نظر مي رسد، اما يک ايراد کوچک وجو دارد. هيتلر دچار افسردگي شده و قادر به اين کار نيست. يوزف گوبلز راهکاري براي بيرون ...........
You Kill Me

کارگردان: جان دال. فيلمنامه: کريستوفر مارکوس، استيون مک فيلي. موسيقي: مارچلو زارووس. مدير فيلمبرداري: جف جور. تدوين: اسکات چستنات. طراح صحنه: جان داندرتمن. بازيگران: بن کينگزلي[فرانک فلنچيک]، تئا ليوني[لورل پيرسون]، لوک ويلسون[تام]، فيليپ بيکر هال[رومن کرژمينسکي]، دنيس فارينا[ادوارد اوليري]، بيل پولمن[ديو]، مارکوس تامس[استف چيپريانسکي]، آليسون سيلي اسميت[دوريس]. ٩٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا.
فرانک فلنچيک در شهر بوفالو زندگي مي کند. تنها شغلي که در زندگي دوست داشته و آن را خوب نيز انجام داده، آدم کشي است. ولي پس از سال ها کار براي عمو رومن- تبهکار لهستاني تبار- به خاطر اعتياد شديد به الکل در حال از دست شغل و موفقيت خويش است. فرانک پس از به خواب رفتن بر اثر مستي هنگام آخرين ماموريت، از سوي عمو رومن و ...........
Fay Grim

کارگردان: جوردن بيکر. فيلمنامه: مايکل استوکس. موسيقي: اريک کيدسک، نيک داير. مدير فيلمبرداري: ديويد پراولت. تدوين: نيک روتوندو. طراح صحنه: ريموند لورنز. بازيگران: گابريله انور[کلر هالووي]، جاستين لوييس[نوآ پيتني]، فارست ويتاکر[جفري هانت]، پيتر مک نيل[فيليپ منوويل]، بروک جانسون[مرسي اوشيي]، جو دينيکول[برندان منوويل]. ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ کانادا.
کلر هالووي نويسنده موفق کتاب هاي کودکان است. اما اين اواخر کابوس هاي هراسناک زندگي شغلي و شخصي اش را تحت تاثير خود قرار داده است. تصاوير وهم آلودي و تيره و تاري که مي بيند، تمامي آرامش اش را بر هم زده است. پس از پيشنهاد روان درمانگرش مبني بر رفتن به سفري تفريحي، تصميم مي گيرد تا به مزرعه رز مارش/گل مرداب در وستمورلند کانتي- که تصويرش را در تلويزيون ديده- برود. به نظر مي رسد اين مزرعه که در دل طبيعت و کنار ..............
Shoot 'Em Up

نويسنده و کارگردان: مايکل ديويس. موسيقي: پل هسلينگر. مدير فيلمبرداري: پيتر پائو. تدوين: پيتر آموندسون. طراح صحنه: گري فروتکاف. بازيگران: کلايو اوئن[اسميت]، پل جياماتي[هرتز]، مونيکا بللوچي[دونا کوينتانو]، استيون مک هتي[همرسون]، دانيل پيلون[سناتور راتلج]، سيدني منده گيبسون[بابي اليور]، جولين ريچينگز[مادر بچه]. ٨٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا.
مردي به نام اسميت هنگام انتظار در ايستگاه اتوبوس و خوردن هويج! شاهد تعقيب زني آبستن توسط مردي خشن مي شود. مرد قصد دارد او را به قتل برساند، و بر زبان آوردن دشنامي به اسميت سبب دخالت او مي شود. اسميت مانع از کشته شدن زن مي شود، اما دوستان مرد از راه رسيده و تيراندازي به قصد کشتن زن و اسميت آغاز مي شود. همزمان زن .........
Red Road

کارگردان: آندرئا آرنولد. فيلمنامه: آندرئا آرنولد بر اساس شخصيت هاي خلق شده توسط آندرس تامس ينسن، لون اسکرفيگ. مدير فيلمبرداري: رابي رايان. تدوين: نيکلاس چادوئرج. طراح صحنه: هلن اسکات. بازيگران: کيت ديکي[جکي]، توني کوران[کلايد]، مارتين کامپستون[استيو]، ناتالي پرس[اپريل]، اندرو آرمور[آلفرد]، جان کامرفورد[مردي با سگ]، پل هيگينز[آوري]. ١١٣ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ انگلستان، دانمارک. برنده جايزه کارل فورمن براي بهترين کارگردان تازه کار از مراسم بافتا، برنده جايزه بهترين بازيگر/توني کوران و نامزد چهار جايزه ديگر از مراسم بافتاي اسکاتلند، برنده جايزه Sutherland Trophy از مراسم انستيتوي فيلم بريتانيا، برنده جايزه بهترين فيلم و نامزد سه جايزه ديگر از مراسم فيلم هاي مستقل بريتانيا، برنده جايزه هيئت داوران و نامزد نخل طلاي جشنواره کن، برنده جايزه Coup de Coeur از جشنواره فيلم هاي بريتانيايي دينارد، برنده جايزه از جشنواره فيلم يوته بوري، برنده جايزه بهترين کارگردان تازه کار و نامزد چهار جايزه ديگر از مراسم انجمن ...........
Knocked Up

نويسنده و کارگردان: جاد ايپتاو. موسيقي: جو هنري، لودون واينرايت. مدير فيلمبرداري: اريک آلن ادواردز. تدوين: کريگ الپرت، برنت وايت. طراح صحنه: جفرسون سيج. بازيگران: ست روگن[بن استون]، کاترين هيگل[آليسون اسکات]، پل رود[پيت]، لزلي مان[دبي]، جيسون سگال[جيسون]، هارولد راميس[پدر بن]، جي باروکل[جي]، جونا هيل[جونا]. ١٢٩ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا.
آليسون اسکات که در يک شبکه تلويزيوني کار مي کند، پس از دريافت خبر ترفيع شغلي و حضور در برابر دوربين تصميم مي گيرد تا به همراه خواهرش دبي به يک بار رفته و جشن بگيرد. در کافه با پسري به نام بن استون آشنا شده و دير وقت به همراه او به خانه بازمي گردد. فرداي آن روز بن در خانه دبي چشم مي گشايد. آن دو شب گذشته با هم عشق بازي کرده اند، اما ظاهراً در هشياري بن مرد دلخواه آليسون نيست. آن دو از هم خداحافظي مي کنند. ولي چند هفته بعد، آليسون هنگام ضبط برنامه دچار حالت تهوع شده و کشف مي کند که آبستن شده است. تنها دليل اين اتفاق بد شانسي است، چون هنگام معاشقه با بن از خير کاندوم گذشته اند!
آليسون با وجود شوک اوليه و آگاهي از اين امر که در ..............
I Know Who Killed Me

کارگردان: کريس سايورتسون. فيلمنامه: جف هاموند. موسيقي: جوئل مک نيلي. مدير فيلمبرداري: جان ار. لئونتي. تدوين: لارنس جوردن. طراح صحنه: جري فلمينگ. بازيگران: جوليا اورموند[سوزان فلمينگ]، داکوتا ماس/ليندسي لوهان[اوبري فلمينگ]، نيل مک داناف[دانيل فلمينگ]، برايان گرافتي[جرود پوينتر]، گارسل بوايا نيلون[مامور جوليا بسکومب]، اسپنسر گرت[مامور فيل لازاروس]، گريگوري ايتزين[دکتر گرگ جميسون]. ١٠٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا.
شهري کوچک که زندگي ساکت و آرامي در آن جريان دارد با ربوده شده دانشجويي جوان به نام اوبري فلمينگ از طرف قاتلي سريالي به هم مي ريزد. دو هفته بعد دختر جوان بيهوش در ميان جنگل پيدا مي شود. به نظر مي رسد که دختر جوان موفق به فرار شده و وجود نشانه هاي روي بدون وي حاکي از شکنجه اي شديد است. اوبري در بيمارستان بستري مي شود و زماني که به هوش مي آيد بر راز و رمز ماجرا افزوده مي شود، چون دختر جوان ادعا دارد که اوبري نيست و اوبري هنوز در چنگ قاتل و زير شکنجه است...
چرا بايد ديد؟
اگر فکر مي کنيد بدترين فيلم ترسناک سال هاي اخير را ديده ايد، براي دريافت اين که اشتباه کرده ايد به تماشاي اين يکي برويد!
کريس سايورتسون کارگردان جواني است که اولين فيلمش گمشده را دو سال قبل ساخته و مي دانم چه کسي مرا کشت دومين کار اوست. فيلم قرار است تا ...........
The Kingdom

کارگردان: پيتر برگ. فيلمنامه: ماتيو مايکل کارناهان. موسيقي: دني الفمن. مدير فيلمبرداري: مائورو فيوره. تدوين: کولبي پارکر جونيو، کوين استيت. طراح صحنه: تام دافيلد. بازيگران: جمي فاکس[رونالد فلوري]، کريس کوپر[گرانت سايکس]، جنيفر گارنر[جنت ميز]، جاناتان بيتمن[آدام ليويت]، اشرف برهوم[سرهنگ فارس القاضي]، علي سليمان[گروهبان هيثم]، جرمي پايون[ديمن اشميت]، ريچارد جنکينز[جيمز گريس مدير FBI]، کايل چندلر[فرانسيس منر]، دني هيوستون[گيديون يانگ وزير دادگستري]. 110 دقيقه. محصول 2007 آمريکا.
عربستان سعودي، زمان حال. تروريست ها به مجتمع مسکوني کارمندان يک شرکت نفتي آمريکايي در رياض حمله کرده و بيش از صد نفر را به قتل مي رسانند. در واشنگتن، مامور ويژه رونالد فلوري گروهي از مامورين زبده FBI را گرد آورده و قصد دارد براي تحقيقات به آنجا برود. اما وزارت امورخارجه و وزير دادگستري نگران خدشه وارد شدن به روابط دو کشور هستند. فلوري که دوستش را در انفجار از دست داده، با استفاده از روابط خود، قرار ملاقاتي با سفير عربستان گذاشته و او را تهديد مي کند اگر در اين زمينه با وي همکاري نکند اسرار فساد مالي او را افشا خواهد کرد. سفير با وليعهد عربستان صحبت کرده و اجازه مي گيد تا فلوري به همراه تيم خود، يک هفته در ...............
Orchestra Seats

کارگردان: دانيله تامپسون. فيلمنامه: کريستوفر تامپسون، دانيله تامپسون. موسيقي: نيکولا پيواني. مدير فيلمبرداري: ژان مارک فابر. تدوين: سيلوي لاندرا. طراح صحنه: ميشل آبه وانيه. بازيگران: سسيل د فرانس[جسيکا]، والري لمرسيه[کاترين ورسن]، آلبر دوپونتل[ژان فرانسوا له فور]، کلود براسور[ژاک گرومبرگ]، داني[کلودي]، کريستوفر تامسون[فردريک گرومبرگ]، لورا مورانت[والنتين له فور]، سيدني پولاک[برايان سوبينسکي]، سوزان فلون[مادام روکس]، آنه ليز هسم[والري]، ميشل وويرمو[فليکس]. ١٠٦ و ١٠٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. نام ديگر: Avenue Montaigne، Orchestra Seats. برنده جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل زن/والري لمرسيه و نامزد جايزه بهترين تدوين، بهترين بازيگر نقش مکمل زن/داني و بهترين فيلمنامه از مراسم سزار.
کاترين ورسن بازيگر بسيار محبوب سريال هاي تلويزيوني در آرزوي بازي در يک فيلم سينمايي بزرگ است. آخرين کاري که قرارداد بازي در آن را منعقد کرده، نمايشنامه مضحک از فيديو است که در تماشاخانه اي در خيابان مونتاين اجرا خواهد شد. او که خبردار شده کارگرداني آمريکايي براي يافتن هنرپيشه اي جهت بازي در نقش سيمون دوبووار به پاريس خواهد آمد، سعي دارد به هر وسيله اي که شده اين نقش را به چنگ آورد. چون ايمان دارد با اين کار .............
ترس و تهوع- یکی از زیباترین فیلمهای که دیده ام و آن را همواره ستایش کرده ام، ترومن شو است. در این فیلم زیبا، حقیقت مجازی به ژرفترین شکل، مورد نقد قرار می گیرد. دنیای مجازی تجسد می یابد و کیفیت های متغیر و نظام سامان دهنده آن، به تماشاگر نشان داده می شود. در دورانی که همه چیز به بطالت و بی معنایی تحویل شده است و هیجان سازی امری محال شده، فردی جاه طلب استودیوی بنا می نهد، تا در میان فوجی از هنرپیشه گان، زندگی واقعی یک انسان را ضبط کند. این فرد انتخاب شده، که تنها جلوه طبیعی واکنش ها است، از کودکی در استودیو قرارداده می شود و پدر و مادری نیز برایش دست وپا می شود. همه آنچه، دور و ور اورا در برگرفته است، مجازی، غیرواقعی و نمایش است. دوربین های بسیاری در سرتاسر استودیو کار گذاشته می شود تا لحظه لحظه، زندگی تنها واقعیت دنیای استودیو را ثبت کنند و برای خیل تماشاگران به نمایش .................

آن چه را كه در اسطورهها میشود یافت، به طرزی ناخودآگاه، همیشه در جان مایهی آثار كیمیایی روان بوده است و خلاقیت او، با سِیر و سیلانی در واقعیتها، به چیزی برتر از بودنی گره مییابد كه انسان را از شعلهای ناب بودن، تا به ابتذال روحی پُرهراس سوق میدهد.
اسطوره كه با زایش قصهها، تجلی روشنی از ادراك بشر دارد و راز آمیزی و راز آموزی را از آتش جانهایی به ودیعه گرفته كه با روح نیاكان مرده در ارتباط است جاودانگی اش را مدام تجربه می كند. این حیات دوباره نیز كه در همهی اعصار تكرار میشود، با آثاری كه به نوعی مكاشفهی هنری نامیده می شوند، پیوندی عمیق و ..........
فیلم 300 ساختۀ زک اسنایدر، حماسۀ300 سرباز اسپارتی که خود را در ترموپیلا برای متوقف کردن حملۀ سپاه ایرانی خشایارشاه قربانی کردند، به عنوان بدترین نمونۀ میلیتاریسم وطنپرستانه با اشارت به تنشهای اخیر با ایران و وقایع عراق مورد حمله قرار گرفت – اما آیا واقعاً همه چیز اینقدر واضح و سرراست است؟ اتفاقا باید از این فیلم در مقابل این اتهامات به طور تمام و کمال دفاع کرد.
اشاره به دو نکته ضروری است؛ اولی مربوط به خودِ داستان است- داستان کشوری کوچک و فقیر (یونان) که مورد حملۀ دولت بسیار بزرگتری (ایران) قرار گرفته، کشوری که در آن زمان بسیار پیشرفتهتر، و حائز فناوری نظامی بسیار توسعهیافتهتری است- آیا فیلهای ........
سرانجام به دیدن فیلم ۳۰۰ رفتم. میخواستم ببینم فیلمی که این همه احساسات ایرانیها را برانگیخته است چگونه فیلمیست. طیف گستردهای از ایرانیها، حتا آنهایی که نمیخواهند سر به تن ایران پیش از اسلام باشد، به شکلهای گوناگون به این فیلم اعتراض کردند. چندی پیش از جاهای مختلف برایم ایمیل فرستاده شد تا امضایم را پای اعتراضنامهای در پیوند با این فیلم بگذارم. اما فکر کردم چگونه میتوانم به فیلمی اعتراض کنم که آن را ندیدهام. اگر من و من ِ نوعی به چیزی اعتراض کند که از چگونگی آن بی خبر است، پس تفاوت من یا من نوعی با کسانی که در یک هیستری تودهگیر به خیابان میریزند و بر علیه فلان کتاب یا روزنامه یا شخصیتی ..............
کارگردان: مریان سی کوپر- ارنست ب. شودساک
1924
فیلم علف (Grass) یا علفزار، از نخستین فیلمهای مردمنگارانهای است که شهرتی جهانی دارد. این فیلم اگرچه توسط اشخاصی ساخته شد که نه مردمشناس بودند و نه داعیه مردمشناسی داشتند، لیکن از ارزشهای مردمنگارانه بسیار بالایی برخوردار است. در این فیلم، شاهد کوچ طایفه بامدی از ایل بختیاری هستیم که از گذرگاههای صعبالعبور میگذرد تا از سردسیر، برای دستیابی به چراگاه به گرمسیر برود. حیدرخان و فرزند 9 سالهاش، لطفعلی که لطفی نامیده میشود (و البته در میاننویسهای فیلم، لوفتا نوشته میشود) بیش از سایرین در مرکز توجه دوربین قرار دارند. «50 هزار زن و مرد و کودک به همراه نیم میلیون بز، اسب، گوسفند و شتر از رودخانههای یخبسته و کوههای پوشیده از برف عبور میکنند...» (دهقانپور. 1382:376). عبور افراد ایل و گذراندن ...........
!--یکی از مهم ترین ویژگی های انسان شناسی که آن را به عنوان یک رشته دانشگاهی تا اندازه زیادی از سایر رشته ها تفکیک کرده و مکان و جایگاه خاصی به آن می دهد، انعطاف پذیر بودن روش شناختی این رشته است. روش شناسی، محوری اساسی در انسان شناسی به شمار می آید زیرا راه اصلی ایجاد رابطه و نزدیکی میان پژوهشگر، موضوع پژوهش و میدان پژوهشی است--!. از این رو انسان شناسان همواره در پی آن هستند که به روش هایی جدید دست یافته و روش های پیشین خود را بارها و بارها به آزمون مجدد گذارند. از جمله این روش های جدید استفاده از ابزارهای سمعی- بصری برای پیشبرد تحقیقات انسانشناختی است که هر چه بیش از پیش در این گونه پژوهش ها به چشم می خورند.
البته سخن گفتن از جدید بودن این گونه ابزارها، به معنایی چندان درست و دقیق نیست، زیرا در واقع نخسیتن تلاش ها برای استفاده از آنها همزمان با شکل گیری دانشگاهی علم انسان شناسی در اواخر قرن نوزدهم، آغاز شد. زمانی که برادران لومیر دستگاه ...........
چهارمین نشست کانون فیلم تاریخ، پنجشنبه هفته گذشته، مورخ 18/5/1386 در مکان موزه سینما ایران با پخش فیلم «آخرین پادشاه اسکاتلند» و بحث درباره این فیلم برگزار شد.
آخرین پادشاه اسکاتلند (The Last King of Scotland)،
کارگردان: کوین مکدونالد
فیلمنامه بر اساس داستانی از گیلز فادن
محصول کشور انگلستان 2006
مدت زمان فیلم: 121 دقیقه
درباره فیلم:
«آخرین پادشاه اسکاتلند»، فیلمی است درباره تاریخ معاصر کشور اوگاندا در زمان ریاستجمهوری «عیدی امین»، دیکتاتور معروف (1979-1971). دکتر «نیکلاس گریگان» جوان، پس از فارغالتحصیل شدن در رشته پزشکی، بطور شانسی و با انگشت گذاشتن بر روی کره جغرافیا، کشور اوگاندا را برای خدمت کردن انتخاب کرده و از زادگاهش اسکاتلند بدانجا سفر میکند و در دهکدهای در آنجا بکار مشغول میشود. یک روز ژنرال عیدی امین به آن روستا سفر کرده و دچار سانحه تصادف با یک گاو میشود. معالجه دست وی توسط دکتر گریگان، زمینهساز دوستی این دو میشود. بطوریکه امین او را پزشک مخصوص خود کرده و محرم راز خود میشمارد. آخرین ..........
درباره فیلم «در مسیر تندباد»:
این فیلم پس از فیلم «شیر سنگی» (1365)، دومین فیلم تاریخی ساخته جعفری جوزانی است که در سال 1367 و با تهیهکنندگی هارون یشایائی ساخته شد. در این فیلم، ما با تاریخ اوایل سلطنت پهلوی دوم سر و کار داریم. صحنههای فیلم، شهر شیراز و نیز ...........
Wild Hogs

کارگردان: والت بکر. فيلمنامه: براد کاپلند. موسيقي: تدي کاستلوچي. مدير فيلمبرداري: رابي گرينبرگ. تدوين: کريستوفر گرينبوري، استوارت اچ. پپه. طراح صحنه: مايکل کورنبليث. بازيگران: تيم آلن[داگ مدسن]، جان تراولتا[وودي استيونز]، مارتين لارنس[بابي ديويس]، ويليام اچ. ميسي[دادلي فرانک]، ري ليوتا[جک]، ماريزا تومي[مگي]، کوين دوراند[رد]، جيل هنسي[کلي مدسن]، ام. سي. گيني[مورداک]. ١٠٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا. نام ديگر: Blackberry/تمشک سياه.
چهار مرد ميان سال [داگ مدسن دندانپزشک، بابي ديويس شيفته نويسندگي، دادلي فرانک متخصص خجالتي کامپيوتر و وودي استيونس ثروتمند] تصميم مي گيرند براي رهايي از استرس هاي زندگي روزمره و يکنواختي زندگي زناشويي سوار بر موتورسيکلت از سين سيناتي تا سواحل اقيانوس آرام سفر کنند. آنها که نام خوک هاي وحشي را براي خود ...........
فيلم «پيشنهاد بيشرمانه»، اثر آدريان لين، اثري به ظاهر ساده است. اما همين ساختمان ساده، بر زيربنايي بناشده شده كه فيلمساز را هم در ميدان خود، درگير كرده است. به طور كلي يك اثر هنري، به خصوص يك فيلم، برآمده از ناخودآگاهي جمعي جامعه پيرامون خالق اثر و ناخودآگاهي فردي هنرمند است. «پيشنهاد بيشرمانه» به لحاظ داستان متحير كننده خود، لااقل واجد نمونههايي از خصايل جامعهاي است كه در آن متولد شده است.
ساده انگارانه است اگر بخواهيم اين اثر را تنها با مرور روابط علت و معلولي حوادث داستان ، بكاويم و ضمن دريافت معناي ظاهري، به معناي ضمني اثر نيز پي ببريم.
در اين كنكاش نبايد دچار اين توهم شد كه اين فيلم داراي رموز و سلسله نشانه هايي است كه نيازمند تفسير و تأويل است چرا كه آدريان لين با آثار قبلي خود نشان داده است كه اگرچه موضوعات جذابي را براي ساختن فيلم انتخاب ميكند اما هرگز گيشه و هدف غايي .......