ادامه مطلب
ادامه مطلب
داریوش برادری روانشناس/ رواندرمانگر
رقص زبان جسم و بهترین بیانگر تمناهای جسم و آرزومندی جسم و انسان است. بنابراین بهگونه تراژیکی منطقی است که وقتی در فرهنگی، چون فرهنگ ما، جسم و تمناهای جسم سرکوب میشوند، همزمان رقص نیز سرکوب میشود. یا رقص فقط در بخشی از بدن و عشوه در صورت و حرکات محصور میماند و توانایی تحول ندارد و در درون آن دیالوگ و جدل عاشقانه و قدرتمندانه میان دو جنسیت و یا علائق صورت نمیگیرد، آنگونه که در رقصهای کلاسیک چون فلامینگو یا تانگو و یا رقصهای مدرن چون هیپپاپ و غیره شاهد آن هستم.

سرکوب جسم و تمنای جسم به معنای آن نیز است که در این فرهنگ کلمات و نواهای موسیقی و رقص برای نشاندادن همه احساسات از عشق تا نفرت، از خشم تا هراس، از لمس بیگانگی تا شوق یگانگی رشد نمیکنند. زبان و موسیقی و رقص این فرهنگ اسیر یک سری احساسات و اخلاقیات باقی میماند و جسم و قدرت خلاقیتش را مرتب سرکوب میکند و یا ناتوان از بیان آن است، زیرا ابتدا بایستی هرچه بیشتر این نواها، کلمات، ارزشها ........
ادامه مطلب
تأثیر نظریات الیاده در حوزه های انسان شناسی
الیاده میراث فکرى عظیمى از خود بر جاى گذاشته است که بى شک تا سالیان دراز در حوزه هاى متفاوت علوم انسانى موثر باقى خواهد ماند. رابطه الیاده با انسان شناسى به طور عام و با انسان شناسى دین رابطه اى بسیار نزدیک اما کمابیش متناقض است که آن را به گونه اى دیگر مى توان در رابطه اى شخصیتى همچون ژرژ دومزیل نیز با انسان شناسى مشاهده کرد. الیاده که تحصیلات خود را در فلسفه و تاریخ ادیان به انجام رسانده بود و سفر و اقامت چند ساله اش به هندوستان، در جوانى، تاثیر عمیق بر ذهن و نظام فکرى او بر جاى گذاشته بود تا به انتها محدوده خود را به آنچه در طبقه بندى هاى علوم انسانى «تاریخ ادیان» مى نامند حفظ کرد، با این همه نخستین تناقض الیاده نیز از همین طبقه بندى آغاز مى شود: رویکرد ویژه اى که الیاده نسبت به پدیده دینى داشت او را بیشتر از آنکه به «تاریخ» و «جغرافیا»ى دینى پیوند دهد به از میان برداشتن مرزهاى تاریخى و جغرافیایى در این پدیده سوق مى داد به گونه اى که به سهولت مى توان از رویکردى نه فقط «غیرتاریخى» بلکه حتى تا اندازه اى «ضدتاریخى» در اندیشه او سخن .........
ادامه مطلب
بخش سوم
مفاهیم و نظریه های کلیدی
نگرش الیاده به دین
الیاده در تفسیر و تاویل پدیدههای دینی روش و نگرش تازهای داشت و بر آن بود که نمادپردازی دینی، بهترین جلوه پاسخ خلاقانهای است که انسان به هیبت هستی و حضور در کیهان ناپیدا کران میدهد. انسان نهایتا با کیهان همسو و همساخت (همان هماهنگی و همسانی جهان صغیر با جهان کبیر که ریشه در اندیشههای دینی و عرفانی کهن دارد) و اساطیر کهن که حکم صور ازلی یا اعیان ثابته را دارند، هنوز و همچنان در ذهن و زندگی انسان جدید نفوذ دارند. وی بر آن بود که تاریخ و تحقیق ادیان، همدلی و انساندوستی به بار میآورد که بسی فراتر و اصیلتر از اومانیسم غیردینی غربی است. روش و نگرش الیاده در اتمام آثارش، تلفیقی و کثرتگرایانه و همراه با وسعت مشرب است و آمیزهای است از مردمشناسی، پدیدارشناسی به شیوه هوسرل، ساختگرایی و تاویل و کشف معنای باطنی یا هرمنوتیک. این نکته هم به عنوان بخشی از نگرش او قابل ذکر است که او تقدس یا امرقدسی، یعنی جوهر مشترک همه جلوههای حیات و فرهنگی دینی را امری اصیل، بسیط، واحد و تحویلپذیر و غیرقابل تجزیه و تحویل به ........
ادامه مطلب
ــ آقاى دکتر در آغاز گفتگو بفرمایید در چه سالى براى ادامه تحصیل به خارج رفتید؟
وقتى از دبیرستان دارالفنون فارغ التحصیل شدم، در کنکور اعزام محصل به اروپا شرکت کردم و اگر اشتباه نکنم با اولین دوره اعزام محصل به فرنگ، پس از رضاشاه، به اروپا رفتم در سال 1329 که مى شود سال 1951 میلادى.
ــ منظور دوره پهلوى دوم است؟
بله. پهلوى دوم در زمان نخستوزیرى رزم آرا. فراخوان امتحان اعزام محصل با شرایطى خاص، چاپ شد و من هم به همراه عده اى در آن امتحان شرکت کردم و برخلاف تصورم قبول شدم و رفتم به سوییس .
ـ چرا سوییس را انتخاب کردید؟
این دیگر به انتخاب من نبود. در اعزام محصل دو گروه را براى دو کار گزینش مى کردند. آنها که دیپلم ادبى داشتند مى رفتند براى تحصیل تعلیم و تربیت و آنها که دیپلم طبیعى داشتند براى آموختن طب و علوم مرتبط، انتخاب مى شدند. بنده هم چون دیپلم ادبى داشتم مى بایست مى رفتم سراغ روان شناسى، البته انتخاب سوییس، ظاهراً هیچ ربطى .......
ادامه مطلب
تفسیر کاسیرر از فضا در اندیشه اسطورهای
واژه اسطوره:
واژه اسطوره(myth) در میانه قرن 19 بطور مستقیم و یا از واژه فرانسوی mythe از واژه لاتین جدید mythus از یونانی muthos به معنای سخن(speech) به انگلیسی وارد شده است. واژه یونانی همانطور که ازمعنای نیز برمیآید برای هر روایتی بکارگرفته میشده است.
Encarta dictionary & encyclopedia))
مطالعه اسطوره:
ریشه تحلیل اسطوره را میتوان تا قرن 6 قبل از میلاد به عقب برد. متفکران یونانی اولین کسانی بودند که صحت اسطورهها را به زیر سوال بردند وبا این به چالش کشیدن مضامین اسطورهها واژه mythos به تدریج معنای قصههای باورنکردنی را پیدا کرد. در قرن 5 قبل از میلاد متفکران یونانی اسطوره را توضیح خامی برای پدیدههای طبیعی دانستند. در سده 4 ق.م. افلاطون اسطوره را در مقابل لوگوس قرارداد.یوهمروس در قرن 4 قبل از میلاد خدایان اسطورهها را همان قهرمانان تاریخی دانست و بعدها رواقیون و نوافلاطونیان اسطورهها را به عنوان تمیثلها تفسیر کردند.این چالش تا جایی پیش رفت که در قرن 1 بعد از میلاد هجونامه نویسی یونانی ........
ادامه مطلب
بخش چهارم و نهایی
نتیجهگیری
هرچند در ایران اسطورهشناسی بیشتر معطوف است به جهان ایران باستان، که در این حیطه نیز رویکرد تکاملگرایی و روانشناختی و تقلیلگرایانه حاکم است، اما این محدود شدن اسطورهشناسی به دوره باستانی، سبب غفلت این علم از ایران پس از اسلام و مطالعات اسطوره شناختی آنست. دلایل این مسأله از یکسو در پیش فرضهای گفتمانهای اسطوره شناختی است که مهمترین آنها، انحصار اساطیر برای شناخت دورانی از تاریخ ایران است که منبع و سندی وجود ندارد و بیشتر اسطورهشناسی را محدود به اسناد و متون باستانی کرده است، لذا اسطوره به مثابه تاریخ جهان سنت، و یک فرم ........
ادامه مطلب
بخش سوم
گفتمانهای اسطورهشناسی ایران
مساله اسطورهشناسی ایران همانطور که گفته شد، بیشتر معطوف به ایران باستان بوده است. هرچند روایت اساطیری ایران باستان راهگشای بسیار مهمی در فهم ایران باستان و تاریخ باستان و جامعه آن زمان بوده است، اما در مجموع این گفتمان باستانگرایی اسطورهشناختی، سبب شده اسطورهشناسی ایران هم در محدوده تنگ آن باقی بماند. باید دقت کرد که در این رویکردهای تاریخنگارانه به ایران باستان به دلیل فقدان اسناد و مدارک کافی، اساطیر به عنوان راهنمای روشنیبخش قسمتی از واقعیتهای عمل میکنند. اما در دورههایی که اسناد کافی هستند، روایتهای اساطیری به مثابه راهنمای فهم تاریخ (تاریخ در مفهوم مدرن آن) به کنار گذاشته میشوند و اسطورهها جز در حاشیهها، حضوری ندارند و عموماً هم نامعتبرند. برای مثال کتاب زرین کوب (1377) در باب تاریخ مردم ایران، فقط در فصل اول با عنوان ”دنیای اساطیر“ مفصلاً به اساطیر و دلالت تاریخی آنها پرداخته، اساطیر در فصلهای بعدی ناپیدا میشوند. کتاب خانم ......
ادامه مطلب
بخش دوم
تدوین یک چارچوب نظری: اسطوره و نظام اساطیری به مثابه نظام فرهنگی
همانطور که ذکر شداز نظر رویکردهای جدید انسانشناسی، اسطوره نه یک توهم یا معلول عامل دیگر، بلکه واقعیتی قائم به ذات و دارای ضرورتی درونی برای وجود خویش میباشد. در میان نظریات اسطوره، سه عامل اصلی مورد تاکید وجود دارد که عبارتند از: معنا، تقدس و کنش در اسطوره است.
مهمترین مساله نظریات اسطوره، تبیین معنای اساطیر بوده است. نکته مهم در اینجاست که عمده تلاشهای کلاسیک برای آن بود که معنای اسطوره را تابعی از عوامل بیرونی بدانند، طبیعت، ناخودآگاه، مناسک و ... (ر.ک: باستید 1370 و segal 1998). اما نکتهای که استروس به پیروی از ریچارد واگنر بیان می کند، بسیار راهگشاست: اسطوره به همراه موسیقی، قدرت انتقال معنا و پیامی را دارند که زبان روزمره و عادی فاقد آنست (weiner,1994:594). اسطوره به مثابه یک زبان با نظام نمادینی که ساختاری زبانی دارد، مهمترین رسالتش انتقال معنا در یک فرآیند ارتباطی است. به همین سبب هم کاسیرر در شرح آرای شلینگ به این مساله اشاره میکند که مساله مورد .....
ادامه مطلب
بخش اول
مقدمه :
اساطیر به عنوان یکی از عناصر اصلی فرهنگ غیرمادی هر جامعهای، از یکسو پای در ذهنیات، ارزشها، جهانبینی و سنت آن فرهنگ دارند و از سوی دیگر به عنوان هسته باورها و اعتقادات، بنیان های مذهبی هر جامعه را برای مومنان توجیه و معنادار کرده و آنرا بازتولید میکنند. این وضعیت و موقعیت مهم اساطیر، سبب توجه گستردهای به آنها در حوزههای مختلف علوم انسانی شده است. هرچند فلاسفه اولین کسانی بودند که به تفسیر و تبیین اساطیر پرداختند، اما در مراحل بعدی مورخان و بالاخص مردمشناسان تاکید بسیاری بر مطالعه اساطیر یا اسطورهشناسی داشتند (باستید، 1370: 9). لفظ اسطوره، لفظی یونانی به معنای گفتار، منطق و کلام است، اما بعدها این لفظ دلالت خاصی به نوعی روایتهای فرهنگی پیدا کرده است (کراپ، در ستاری، 1377: 1). اندیشمندان بسیاری در تبیین علل، معانی و نتایج شکلگیری اساطیر تلاش کردهاند، باستید (1370) شرح مجمل و دقیقی از سیر علمالاساطیر را ......
ادامه مطلب
این مقاله نخستین بار در فصلنامه خیال شماره 13 بهار 1384 منتشر شد و برای تجدید انتشار به وسیله سردببر این نشریه در اختیار «انسا شناسی و فرهنگ» قرار گرفته است.
برای خواندن مقاله به صورت قایل پی دی اف در اینجا کلیک کنید.
تأثیر نظریات الیاده در حوزه های انسان شناسی
الیاده میراث فکرى عظیمى از خود بر جاى گذاشته است که بى شک تا سالیان دراز در حوزه هاى متفاوت علوم انسانى موثر باقى خواهد ماند. رابطه الیاده با انسان شناسى به طور عام و با انسان شناسى دین رابطه اى بسیار نزدیک اما کمابیش متناقض است که آن را به گونه اى دیگر مى توان در رابطه اى شخصیتى همچون ژرژ دومزیل نیز با انسان شناسى مشاهده کرد. الیاده که تحصیلات خود را در فلسفه و تاریخ ادیان به انجام رسانده بود و سفر و اقامت چند ساله اش به هندوستان، در جوانى، تاثیر عمیق بر ذهن و نظام فکرى او بر جاى گذاشته بود تا به انتها محدوده خود را به آنچه در طبقه بندى هاى علوم انسانى «تاریخ ادیان» مى نامند حفظ کرد، با این همه نخستین تناقض الیاده نیز از همین طبقه بندى آغاز مى شود: رویکرد ویژه اى که الیاده نسبت به پدیده دینى داشت او را بیشتر از آنکه به «تاریخ» و «جغرافیا»ى دینى پیوند دهد به از میان برداشتن مرزهاى تاریخى و جغرافیایى در این پدیده سوق مى داد به گونه اى که به سهولت مى توان از رویکردى نه فقط «غیرتاریخى» بلکه حتى تا اندازه اى «ضدتاریخى» در اندیشه او سخن .......
ادامه مطلب
بخش سوم
مفاهیم و نظریه های کلیدی
نگرش الیاده به دین
الیاده در تفسیر و تاویل پدیدههای دینی روش و نگرش تازهای داشت و بر آن بود که نمادپردازی دینی، بهترین جلوه پاسخ خلاقانهای است که انسان به هیبت هستی و حضور در کیهان ناپیدا کران میدهد. انسان نهایتا با کیهان همسو و همساخت (همان هماهنگی و همسانی جهان صغیر با جهان کبیر که ریشه در اندیشههای دینی و عرفانی کهن دارد) و اساطیر کهن که حکم صور ازلی یا اعیان ثابته را دارند، هنوز و همچنان در ذهن و زندگی انسان جدید نفوذ دارند. وی بر آن بود که تاریخ و تحقیق ادیان، همدلی و انساندوستی به بار میآورد که بسی فراتر و اصیلتر از اومانیسم غیردینی غربی است. روش و نگرش الیاده در اتمام آثارش، تلفیقی و کثرتگرایانه و همراه با وسعت مشرب است و آمیزهای است از مردمشناسی، پدیدارشناسی به شیوه هوسرل، ساختگرایی و تاویل و کشف معنای باطنی یا هرمنوتیک. این نکته هم به عنوان بخشی از نگرش او قابل ذکر است که او تقدس یا امرقدسی، یعنی جوهر مشترک همه جلوههای حیات و فرهنگی دینی را امری اصیل، بسیط، واحد و تحویلپذیر و غیرقابل تجزیه و تحویل به حقایق، امور، عناصر، تجارب و .......
ادامه مطلب
| |||
| |||
|
ديوشناسي(1)، نظرية مربوط به مخلوقات واسط بين ايزدان و آدميان، در تفكر اروپايي به عنوان مجموعة انديشه هاي مذهبي و فلسفي شروع مي شد. به طور كلي، متفكران يوناني (در دوران باستان و سدة هشتم تا سدة چهارم ق.م.) اين انديشه ها را با توجه به مفهوم فلسفي امر واحد(2)، و متفكران يهودي ومسيحي با توجه به مفهوم مذهبي خالق يكتا(3) مرتب و منظم مي كنند. اين دو اصل نظم بر يكديگر اثر متقابل مي گذراند، به اين معني كه تفكر نو افلاطوني بر فرشته شناسي(4) تأثير مي گذارد- آنچنان كه در وابستگي اندر سلسله مراتب آسماني نوشتة ديونيسوس كاذب(5) به ......... | |||
ادامه مطلب
نشانهشناسی، که موضوع آن چگونگی تولید معنا در جامعة انسانی است، به ابزاری برای تحلیل آثار هنری بدل شده است. عدهای هر نوع نشانه و درک آن را جز از طریق نظام نشانهشناختی زبان ممکن نمیدانند و برای این ادعا دو دلیل میآورند:
1) فقط نشانههایی واقعیاند که «نماد» (نشانة قراردادی) باشند؛
2) این گونه نشانهها «آموختنی» است و نه «فراگرفتنی» .
اما این سخن به دلایلی باطل است. اول آنکه در حوزة نشانهشناسی هنرهای نمایشی نشانههای شمایلی و نمایهای (شمایل و نمایه) نقشی اساسی دارند و کنار گذاشتن آنها باعث زوال معنایی بسیاری از نشانهها میشود. دیگر آنکه نشانههای شمایلی «فراگرفتنی» است و نه «آموختنی» (نیازمند آموزش). مهمتر آنکه نشانههای سینمایی و ........
ادامه مطلب
| گردآوری و ترجمه: خجسته کیهان
تشکیل باورهای اسطوره ای در ذهن مردم به عهد باستان باز می گردد، زمانی که یکتا پرستی هنوز رواج نداشت و دین به مقوله ای تجریدی بدل نشده بود. در اسطوره های جهان خدایان، قهرمانان و شیاطین بی شمار ند و تا به امروز آثار آنها را در ادبیات، نقاشی، پیکر تراشی و حتی برخی مناسک دینی می توان دید. در گذشته اسطوره چارچوبی بود که هویت و تاریخ مردمان را در بر می گرفت. این که یونانیان خدای جنگ و خدای عشق داشتند دارای اهمیت است زیرا خدایان بیشتر در قلبها و آرزوها می زیستند تا در واقعیت؛ آنها تمایلات پنهانی و آمال مردم را می نمایاندند، آمالی که از زندگی مادی فراتر می رفت. در این جستار کوتاه بعضی از حکایتهای اساطیری را در رابطه با اروتیسم نقل کرده ام که خود به قدر کافی گویا ........ |
ادامه مطلب
یكی از دلایل همیشگی پژوهش بر روی اساطیر، اهمیت آن در مطالعات فرهنگی است، چرا كه اسطوره و فرهنگ هیچ گاه از هم جدا نبودهاند و بیهوده نیست كه شادروان دكتر بهار گفته است: «در واقع آنچه امروز فرهنگ مینامیم در جهان باستان برابر اسطوره و آیین بوده است.»(1) بنابراین فرهنگ امروز بشری، بدون شك وامدار دوران اساطیر است، دورانی كه اگر چه پایان یافت، اما روح آن در ساختار اجتماعی و فرهنگی دوران تاریخی كالبدینه شد.
با پایان یافتن دوران اساطیر، موضوعات اساطیری تغییر شكل و كاركرد میدهند تا در دوران تاریخی بتوانند به حیات خود ادامه دهند. اساطیر در دل فرهنگ، تاریخ و ادبیات همه اعصار جای میگیرند و البته در این تغییر جایگاه بدیهی است كه بخشی از امكانات اسطورهها سلب میشود و اساطیر اقتضاءات فرهنگ، تاریخ و ادبیات را ......
ادامه مطلب
بنا بر تعریف ِ زعمای اسطوره شناسی، اسطوره، روایت چگونگی آفرینش ِ جهان، انسان و پدید ه های طبیعی است که در زمان مقدس رخ داده است. علاوه بر این، منطق پیش زمینه ِای برای مناسک و آئین ها، در اسطوره مضمور است. ما روایت های متعددی (بر اساس تنوع سنت ها) برای آفرینش جهان داریم. روایت عهد عتیق، اذن الهی را نقطه سرآغاز خلقت جهان می انگارد. خدای گفت بشود و شد....( قول کن فیکون). و زمین و آسمان و آبها های زیرین و زبرین این گونه به وجود آمدند و خلقت از" عدم" صورت گرفت. برخلاف این باور، در برخی روایت ها، ماده ِ اولیه جهان ( پراکریتی یا کائوس) نیز درکار آفرینش جهان شرکت داشته است ( به شدت به یاد زکریای رازی ...........
ادامه مطلب
چکیده: این مقاله به بررسی اسطورهی ایرانی نخستین جفت انسان، مشی و مشیانه، میپردازد و نقش تغذیه را در این اسطوره در شکلگیری فرهنگ و ارزشگذاری مربوط به آن توضیح میدهد. با مطابقهی صورتهای مختلف، نشان داده میشود که صورت آرمانی تغذیه در فرهنگ ایران پیش از اسلام، تغذیهی گیاهی و صورت متقابل و اسفل آن تغذیهی گوشتی است. واسطهای که میان این دو صورت متضاد در نظر گرفته شده است، تغذیه با شیر و تخم مرغ است که نه غذایی گیاهی هستند و نه غذایی گوشتی. بررسی، منطقی که این اسطوره در شکل دادن این روند بکار میگیرد، هدف مقاله است.(1)
کلید واژه: اسطوره، جفت آغازین، تغذیه، منطق.
اسطوره بازتابی خلاق از چگونگی تحول فکری و روحی انسان در ارتباط با واقعیت است. پژوهش در درونمایهی اسطوره، چگونگی این روند را آشکار میسازد. به همین ترتیب، روایت اسطورهای بازتاب ویژهای از دریافت و شناخت آدمی از واقعیت است، دریافتی ..............
ادامه مطلب
بخش دوم و نهایی
استروس در بررسی اساطیر بومیان آمریکا همین الویت گیاهی را نشان میدهد و مینویسد: "آنان منشأ حیات انسانی را بر حسب الگوی زندگی گیاهی (پیدایش از زمین) تصور میکنند. یونانیان باستان نیز چنین باوری داشتند. اما تفاوت در این است که به اعتقاد بومیان آمریکا عالیترین شکل حیات گیاهی را باید در کشاورزی یافت که دارای ماهیتی ادواری است. به عبارتی دیگر، کشاورزی نشان تناوب زندگی و مرگ است. از کشاورزی غذا فراهم میآید و از غذا حیات. از شکار نیز غذا فراهم میآید، اما شکار به جنگ همانند است و جنگ جز مرگ نیست" (همو، ص 150). آیا اسطورهی ایرانی نیز تغذیهی گیاهی را عالیترین شکل غذایی میداند و گوشتخواری را نماد مرگ میشناسد؟ با بررسی روایتهای یاد شده از بندهشن و دیگر نمونههایی که خواهد آمد، پاسخ ما به آری میرسد. نخست در نموداری شکل سهگانهی تغذیهی مشی و مشیانه و نیز آدمیان پیش از مرگ را ................
ادامه مطلب
توضیح: «انسان شناسی و فرهنگ» همانگونه ه پیشتر گفته شد به دنبال سیاست ترویج فرهنگی، گروهی از مقالاتی را که در نشریات معتبر و ارزشمند فرهنگی به چاپ می رسند، در صورت تمایل و اجازه مسئولان آن نشریات و با ذکر منبع و لینک در شبکه در انتهای مقاله تجدید انتشار می کند. مقاله خانم آموزگار که در زیر می خوانیم نخستین مقاله از نشریه بخارا است که در «انسان شناسی و فرهنگ» منتشر می شود اما در آینده مقالات متعدد دیگری از بخارا به انتشار خواهند رسید . از علی دهباشی برای اجازه این تجدید انتشار ها پیشیاپیش تشکر می کنیم.
***
خط در اسطوره ها
اگر آغاز نگارش را از زمانى بدانیم که بشر خواسته است آنچه را مى اندیشد نفش کند و به دیگران برساند، پس نخستین نگاره هاى روى سفال ها نخستین گام براى نوشتن بوده است، و از آنجا که برخى از دانشمندان و از آن جمله گیرشمن زادگاه اولیه سفال هاى منقوش را نواحى غرب سرزمین ایران مى دانند([1]). پس در آغاز این شاهراه فرهنگى، سرزمین ما ...............
ادامه مطلب
| |||
| |||
|
مهاجرتهای بزرگ تقریباً هر نژادی در «تاریخ شفاهی» خود صاحب اسطوره های مربوط به مهاجرت است که تحت تأثیر قبایل برگزیده قرار گرفته اند و دارای نشانه هایی از واقعیت زمینی نیز می باشند. نفرین شدگی قوم کنعان یکی از اسطوره ها بود، و نوح، دومین پدر ابناء بشر، طبعاً نیای همه ی نژادهاست. فروپاشی برج وقیح بابل به اراده ی خداوند که افسانه ای تصویری مبتنی بر دیدن زیگوارتهای بابلی در حال سقوط است، روایتی کهن در باب اختلاط زبانهاست که در آن، زبان عبری، زبان نخستین پدران ما به سه هزار زبان عصر ما بدل می شود (مفسران تورات از آن به عنوان هفتاد و دو زبان تعبیر می کردند). شجره شناسیهای نوح که به ابراهیم ختم می شوند با قبایل و قهرمانانی که نامشان برروی قبایل و نواحی گذاشته می شود، جنگهای اسحاق با اسماعیل و یعقوب با عیسو در سفر خروج آمده است که در آن موسی (ع) امتش را به گونه معجزه آسایی از دریای سرخ به صحرای سینا رهنمون می شود. در اینجا تجلی یهوه در بوته ی سوزان و ستون ابر، الواح شریعت، نابودی گوساله ی زرین، و مرگ موسی (ع) در کوه نبو را در پرتو سرزمین موعود می بنیم. فتح از آن یوشع ............... |
ادامه مطلب
| |||
| |||
|
اشکال روایت عامیانه اسطوره معنایی وسیع و در عین حال ظریف دارد که عبارت است از فضا و مفهوم کلی آن و معنای محسوس اسنادی که پیرامون آن مورد مطالعه قرار می گیرد. تنها با همین معنای ظریف اسطوره است که می توان با امنیت خاطر از گستره ی آن عبور کرد. اسطوره اگر با همین نگاه ظریف نگریسته شود، تنها عبارت است از شکلی از روایت عامیانه و قصه ای شفاهی که به نگارش در آمده است. اگر اسطوره را به عنوان داستانی ناب در نظر نگیریم و از دریچه ی اعتقاد بدان ننگریم، اغلب آن را با فضای گسترده تر قصه ی عامیانه اشتباه می گیریم یا آن را نیای همه ی قصه های عامیانه به شمار می آوریم. به هرحال، روایت عامیانه شامل انواع بسیاری است. هالیدی (1933) گونه های بسیاری در متون اساطیری یونان یافت، و گونکل (1901) مدتها قبل همین کار را در مورد سفر پیدایش انجام داد. متخصصان فرهنگ عامه از قصه ی حیوانات، ضرب المثل، چیستان، قصه، داستان، مطایبه، افسانه ی محلی، افسانه ی قدیسان، و ساگا (حماسه اسکاندیناوی) سخن می گویند. فرهنگ باستانی مدیترانه در بردارنده ی همه ی این انواع داستانی است. مثل قصه ی حیوانات در افسانه های ازوپ، کبوتر و کلاغ نوح، متنی مصری درباره ی خاستگاه حیوانات ناپاک؛ ضرب المثلها در کتاب جامعه ی سلیمان و ضرب المثلهای حکمت یسوع، در هراکلیتوس، آنی مصری و ...........
|
ادامه مطلب
داریوش برادری
کارشناس ارشد روانشناسی - رواندرمانگر
هر متنی یک متن یینامتنی است و در خویش متون مختلفی را در بر دارد و میان این متون زیرین و متن اصلی ارتباط متقابل و تأثیرگذاری متقابل وجود دارد. خواه این متن یک متن هنری، فلسفی یا مذهبی و یا حتی متون زندگی یکایک ما انسانها باشد.
هر انسانی و هر متنی به قول ژولیا کریستوا، از پایهگذاران تفکر بینامتنی، موزاییکی از متون و صداهای مختلف است. ژرار جنت، از پایهگذاران دیگر تفکر بینامتنیت، میان متن اصلی یا «زبرمتن» و متون زیرین یا «زیرمتن» پنج نوع از ارتباط تشخیص میدهد.
رابطه زیرمتن و رومتن میتواند به شکل بینامتنی (اینترتکستوالیتی) مانند رابطه سیتاد با متن باشد. در حالت دوم ارتباط به شکل پیرامتنی (پاراتکستوالیتی) مانند رابطه مقدمه با متن اصلی کتاب است. در حالت سوم متن زیرین، مانند نقد ادبی، ارتباط فرامتنی (متاتکستوالیتی) با متن اصلی دارد. در حالت چهارم ارتباط دو متن به شیوه بینامتنی اولیه (آرشیتکستوالیتی) است و ارتباط متن اصلی با ژانرهنری را نشان میدهد. در حالت پنجم که موضوع بحث ماست، رابطه ..................
ادامه مطلب
بخش دوم
شرح زندگی خا نوادگی
ادامه مطلب
این گزارش تحقیق به کلاس نظریه های جدید انسان شناسی ناصر فکوهی در نیم ترم اول 1386-87 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ارائه شده است و آن را در چندین بخش از امروز می خوانیم.
بخش اول
خلاصه کار و کلید واژگا ن
میرچاد الیاده (1908 ـ 1986) دین شناس برجسته رومانیایی و متخصص صاحب نام ادیان تطبیقی و ویراستار جدیدترین دائرة المعارف مفصلی است که در حوزه دین تدوین شده است، الیاده پس از تحصیلات مقدماتی در رومانی و ایتالیا، برای مطالعه هندوئیسم به هندوستان مسافرت کرد و به تحصیل پرداخت. مدتی را نیز برای آموزش یوگا در مراکز راهبان بودایی در تبت به سر برد. او پس از مراجعت از هند در آمریکا به فعالیت علمی خود ادامه داد. الیاده دارای آثار فراوانی است که از میان آنها میتوان به کتابهای: یوگا، مقدس و نامقدس، اسطوره .........
ادامه مطلب
انسان برای بیان مضامین دینی و اسطورهای و فایقآمدن بر شکاف بین بخش خودآگاه و ناخودآگاه ذهن به رمز و رمزپردازی نیاز دارد. رمز بر دو نوع است: جمعی، نوعاً دینی، و فردی؛ و در صور مختلفی چون رؤیا و قصة عامیانه و اسطوره و شیء طبیعی و هنر ظاهر میشود. اما در معماری کاربرد رمز از همه قویتر و پرمعناتر است.
روان منبع بیان اسطورهای و دینی و مرکب از سرنمونهای مشترک معین است؛ و معماری بیان رمزینِ مکانمند و زمانمند اسطوره و دین است. از این رو، میتوان الگوهای معمارانة مشترک را در آثار معماری کشف کرد. یکی از اسطورههای رایج در سراسر جهان «سفر قهرمان» است. این اسطوره، که در دو صورت ابتلای جسمانی و طلب معنوی ظاهر میشود، بیان معماریانه یافته است. یکی از مظاهرِ اسطورة سفر قهرمانْ زیارت یا سفر معنوی است. زیارتهای دینی ویژگیهای مشترک دارند: تدارک معنوی برای سفر؛ جدایی زایر از جامعه و زندگی روزمره؛ ابتلائات و آداب طی طریق؛ رسیدن به مکان مقدس؛ بازگشت با حالی متحول. این ویژگیها به انحای مختلف در آثار معماری ادیان گوناگون ظهور یافته و بیان شده است.
این مقاله ابتدا در فصلنامه «خیال» فرهنگستان هنر، شماره 13 ، بهار 1384 به چاپ رسیده است و برای تجدید انتشار به وسیله سردبیر این نشریه، در اختیار «انسان شناسی و فرهنگ» قرار داده شده است.
برای خواندن متن کامل به صورت فایل پی دی اف در اینجا کلیک کنید.
میدانیم که کلمات مسئولیت حمل بار معانی را دارند و با بیان یا نگارش هر کلمه معنا یا معانی خاصی به اذهان متبادر میشود و یا خلق میگردد؛ و میدانیم که تنها مسئولیت کلمات، حمل بار معانی نیست بلکه هر کلمهای دارای یک بار و وزن احساسی و عاطفی هم هست و گویا روحیه یا انرژی یا گرایش مثبت یا منفی نیز ایجاد میکند از این رو است که کلام باید فصیح و بلیغ هم باشد یعنی تنها معنا را انتقال دادن برای ارتباط کلامی کافی نیست.
اما آنچه موضوع این نوشتار است این ...............
ادامه مطلب
تعريف كلّى قصّه هاى تاريخى و تمثيلى و اسطوره اى
تعاريف زير چكيده سخنان دكتر خلف الله درباره سه نوع قصّه تاريخى، تمثيلى، و اسطوره اى است:
1. تاريخى: قصّه هايى كه بر مدار شخصيّت هاى تاريخى همچون پيامبران و رسولان مى چرخند و دانشوران پيشين مى پنداشتند كه رويدادهاى روايت شده در آن ها رويدادهايى تاريخى اند. همگان وجود اين نوع قصّه در قرآن را
ــــــــــــــــــــــــــــ
1. محمّد حسين طباطبايى: الميزان فى تفسير القرآن، ج7، دارالكتب الاسلاميّة، چهارم،1362، ص171 تا 173. [ترجمه از حقيراست.][104]
پذيرفته اند. 2. تمثيلى: قصّه هايى كه برخى از پيشينيان رويدادهاى آن ها را صرفاً بيانى و تفسيرى مى شمارند و نه رويدادهاى واقعى. در اين نوع، كافى است كه رويدادى .................ادامه مطلب



