تبليغاتX
مثبت من - هنرمند غير خلاق طرد مي شود

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 

نويسنده: دكتر لورنس هترر



مشكلات مربوط به نرمش زياد و پرخاشگري براي هنرمندي كه از سال‌هاي اوليه‌ي زندگي خود از صراحت برخوردار نبوده, در آينده هم نيز قادر نيست خود را تصريح نمايد ادامه كار خلاقه و زندگي كردن مشكل است.
نياز شديد هنرمند به آفرينش هنري وي را از ديگران متمايز و نسبت به شرايط موجود آسيب‌پذير مي‌سازد. وقتي كه وي از نرمش زياد برخوردار باشد, نمي‌تواند از خود و هنر خويش دفاع نموده و نتيجتاً دچار مشكلات عاطفي مي‌گردد.
اين هنرمند به علت عدم توفيق در غلبه بر مشكلات و فقدان تعليمات و تحصيلات كافي كه به آن تكيه كند, غالباً در دوران ابتدايي فعاليت هنري خود دچار لطمه شده و كوشش خلاقه وي به هدر مي‌رود. وي ممكن است اگر بكوشد تنها با هنر خود, خويش را تصريح نمايد به سادگي دچار شكست و عدم موفقيت گردد. ناتواني هنرمند به تصريح خويش در ساير حوزه‌ها باعث به خطر افتادن زندگي وي مي‌شود. هنرمندي كه شديداً تحت تاثير اظهار نظر ديگران راجع به شخصيت و كار خود است, قادر به تفكيك خويش از آثار هنري خود نبوده و طرد يكي را با طرد ديگري اشتباه مي‌نمايد. وي از حسادت ديگران هراسان بوده و از هر كسي كه نسبت به وي و هنرش دچار عناد است بيمناك مي‌باشد. از طرف ديگر وي مشقت غير قابل اجتناب زندگي هنري را بعنوان نوعي بي‌عدالتي غير لازم تعبير نموده و به حال خود دلسوزي مي‌نمايد. غالباً وي براي حفظ و حمايت خويش به جرگه‌ي هنرمندان مضطرب و منزوي ملحق مي‌شود. وقتي كه وي از نرمش شديد برخوردار است, از هر نوع كوشش در راه حيات هنري احتراز نموده و وقت خود را با صحبت و بحث درباره آثار خود تلف مي‌سازد. يكي ديگر از تظاهرات نرم بودن, رفتار پيگير مخرب و خويشتن خوار كننده ايست كه باعث نزول ارزش هنرمند شده و به طور اجتناب ناپذير مانع خلاقيت مي‌گردد. نرمش زياد باعث مي‌شود كه بعضي از هنرمندان كار هنري را ترك كرده و به تدريس و آموزش بپردازند.
وقتي هنرمند قادر نيست كه طرد شدن دردناك را تحمل و يك زندگي پر مخاطره را پذيرا شود با توسل به تدريس مي‌‌كوشد رفتار خود را منطقي جلوه دهد. تمايل وي به پرورش افراد هنرمند به دو علت مي‌باشد: يكي اين كه وي مي‌كوشد در فعاليت خلاقه شركت نمايد و ديگر اين كه وي احساس مي‌كند كه در حقيقت آن چه را كه خود وي نمي‌تواند انجام دهد ديگران با استفاده از تجربه و خلاقيت وي جامه‌ي عمل مي‌پوشانند. بعضي اوقات هنرمند به علت ملاحظه نقش نرم و مومين خود به طور خودآگاه يا ناخودآگاه, دچار عناد و افسردگي مي‌گردد. اين وضع وقتي كه يكي از شاگردان وي پيشرفت مي‌نمايد و خيم‌تر مي‌گردد.
مربي هنرمندي كه عقايد و هنر خود را قرباني تدريس به شاگردانش نموده و در ضمن قادر نيست كه پيشرفت و ارتقاء مقام يك هنرمند متجاوز را كه به اتكاء به تعليم و تحرك به چنين موفقيتي نائل گرديده است تحمل نمايد, با ناراحتي بسيار شديد روبه‌رو مي‌شود. با وجود اين, بعضي اوقات, حتي وقتي كه وي از اين وضع آگاه مي‌گردد, به علت نرمش فراوان قادر به ابراز ناخشنودي خود نمي‌باشد. هنرمند با نرمش زياد معمولاً مجذوب خلاقيت دسته‌جمعي مي‌گردد. بهانه و دليل وي براي علاقه‌مند بودن به كار دسته‌جمعي اين است كه كار خلاقه انفرادي نوعي فعاليت خلاقه افراطي است كه وي نه استحقاق آن دارد و نه به خود اجازه مي‌دهد كه در اين راه گام بردارد. در اين موارد فعاليت خلاقه انفرادي به عنوان نوعي خلاقيت خطرناك, خودخواهانه و متجاوز انگاشته مي‌گردد. گروه در اين موارد سپر دفاعي هنرمند گشته و وي قادر مي‌گردد كه به عنوان سخنگوي گروه, سخنان خلاقه تجاوزآميز ابراز دارد. غالباً عضويت در گروه باعث رقت قدرت خلاقه وي شده, از قدرت وي در راه تصريح كاسته و كار وي به طور عميق تحت تاثير نفوذ يك عضو مقتدر گروه قرار مي‌گيرد, محصول هنري وي در اين موارد چيزي جز اثري ضعيف و سطحي نيست.
در جامعه‌ي ما به واسطه اين كه تكروي هنرمندانه بسيار دشوار است, فعاليت خلاقه دسته‌جمعي مخصوصاً در حوزه‌ي فعاليت‌هاي علمي افزايش يافته است. جنبش‌هاي مقتدر تاكيد كننده در جامعه كاملاً سازمان يافته و ماشيني ما هنرمند منفرد و تكرو را خرد و نابود مي‌سازد. هنرمند معمولاً هم از تنهايي وحشت داشته و هم بدان علاقه‌مند است. متعلق بودن به گروه چون چوبدستي عاطفي از طرف اكثر هنرمندان مخصوصاً از جانب هنرمند نرم و مومين مورد استقبال قرار مي‌گيرد.
با متعلق بودن به سازمان, حمايت عاطفي, پول و وسائل لازم براي خلاقيت با سهولت به دست آمده و هنرمند را از مبارزه نمودن معاف مي‌نمايد. در هر صورت هنرمند در مقابل طرز فكر سازماني و نياز به اين كه افرادي را كه دچار نقيصه‌هاي هنري, جاه‌طلبي, تشنه كسب قدرت و مبتلا به رشك و حسد هستند راضي نمايد آسيب‌پذير است. كوشش وي براي راضي نمودن ديگران باعث لطمه به اعتقادات هنري وي مي‌گردد. به اين علت, هنرمنداني كه در سلسله مراتب سازماني از همه كمتر پرخاشگر و متجاوز مي‌باشند با سختي به حيات هنري خود ادامه داده و كوشش خلاقه آنان با دشواري به رسميت شناخته شده و پذيرفته مي‌شود. بعضي‌ها به خاطر ادامه‌ي حيات هنري خود در سازمان مربوطه, به طور كامل در مقابل درخواست‌ها و تحميلات متجاوزترين هنرمند موجود در محيط, مدير مسوول و هدف‌هاي گروه تسليم مي‌شوند. يكي ديگر از تظاهرات رفتاري هنرمندي كه از نرمش وافر برخوردار است كوشش مداوم وي در بهبود بخشيدن محصولات و آثار هنري خود مي‌باشد. وي قبل از اين كه عقائد خود را تصريح و كار هنري خود را تسريع نمايد, براي مدت طولاني به مطالعه مي‌پردازد, وي با ذكر اين نكته كه هنوز احتياج به مطالعه و ممارست دارد سعي مي‌كند رفتار خود را منطقي جلوه دهد. وي اصولاً از اين كه در رشته‌ي خود پيشرفت نموده و به اوج برسد هراس داشته و با قرار دادن خويش در وضعي غير مستقل و متكي به ديگران از تصريح و ابراز وجود خود احتراز مي‌نمايد.
وي مي‌كوشد كه به ديگران متكي بوده و شيوه و روش هنري آن‌ها را دنبال كند. در عصر معاصر, آژانس و دلال نقش واسط بين هنرمند و بازار فروش را به عهده دارد. دلال در نقش نماينده متجاوز عرض اندام نموده, در بعضي مواقع باعث برانگيختن هنرمند به ادامه كار هنري شده و در ضمن رابط وي با دنياي تجاري مي‌باشد.
فرد يا موسسه‌‌اي كه نقش آژانس _ دلال را بازي مي‌نمايد, بر حسب امكانات موجود كم و بيش سازمان دهنده خلاقيت هنرمند بوده و هويت آن‌ها بر چسب محصولات هنرمند مي‌شود. مردم معمولاً اين گونه سازمان‌ها را به عنوان اولين قاضي ارزش آثار هنري هنرمند محسوب مي‌نمايند. با افزايش روزافزون هنرمندان در جامعه‌ي ما رفته رفته نياز به وجود اين گونه آژانس‌ها بيشتر احساس مي‌گردد. اهميت اين موسسات با در نظر گرفتن نقش آن‌ها در ارزيابي توده انبوه محصولات هنري عرضه شده كه مي‌بايستي مورد ارزيابي قرار گرفته و به مصرف فروش رسد, كاملاً محسوس است. اين گونه سازمان‌ها و نماينده‌گانش داراي قدرت سهمگين بوده و اكنون به صورت صنعتي غول‌پيكر درآمده‌اند. اين موسسات به نوبه‌ي خود در كنترل نمودن سرنوشت هنر در اين كشور نقش مهمي را ايفاء مي‌نمايند. متاسفانه بسياري از افرادي كه در اين موسسات كار مي‌كنند نسبت به هنرمند و آثار وي هيچ‌گونه دلبستگي و علاقه‌‌اي ندارند. آن‌ها مي‌كوشند كه از هنرمند بهره برداري نموده و از ايمان راسخ وي به هنرش بكاهند. هنرمند و مخصوصاً هنرمندي كه از نرمش زياد برخوردار است, در مصاف با آژانس متجاوز آسيب‌پذير است. معمولاً هنرمند نرم و مومين بيشتر از ساير هنرمندان معتقد است كه بايد با سازمان و آژانس مربوطه همكاري نمود. در هر صورت تعداد بسيار زيادي از افراد با استعداد نيز در اين سازمان‌ها ديده مي‌شوند كه نسبت به هنرمند از خود گذشته حساس بوده و نقشي اساسي در مشهور ساختن و موفقيت وي ايفاء مي‌نمايند. بعضي از آژانس‌ها توانسته‌اند تعداد قابل ملاحظه‌‌اي هنرمند را در رشته‌‌اي خاص پرورش دهند.
در هر صورت, در اين سازمان‌ها تعداد زيادي نيز هستند كه تنها براي عامه پسند بودن هنرمند و پر نفع بودن محصول هنري وي ارزش قائل شده و حتي بعضي از آن‌ها از اشكال هنري خوششان نيامده و با سوء ظن به محصولات خلاهق هنرمنداني كه خود نماينده آنانند مي‌نگرند. در چنين موارد, اين گونه افراد مي‌توانند باعث ايجاد كشمكش, تضاد و تخريب فعاليت خلاقه هنرمند گردند. هنرمند با نرمش زياد به طور اخص به وسيله قدرت, پول و مقامي كه سازمان به وسيله مشتريان و مراجعين مشهور و ثروتمند به دست آورده است, تحت تاثير قرار مي‌گيرد. هنرمندي كه با اين وعده وعيد كه وي به آساني از لحاظ اقتصادي و عاطفي مورد حمايت قرار خواهد گرفت اغوا مي‌شود, فراموش مي‌نمايد كه وي جز مهره‌‌اي در بازي غير شخصي سازمان چيز ديگري نيست.
بعد از اين كه هنرمندي با موفقيت مواجه گشت, كوشش پيگير به عمل مي‌آيد كه مورد بهره‌برداري قرار گيرد. در اين مواقع پيشنهادات صريح و پيگير است. بعد از اين, موفقيت اقتصادي و مادي جايگزين هنر و هنر به دست فراموشي سپرده مي‌شود. هنرمند به تدريج مي‌آموزد كه بهره‌برداري از سازمان دشوار بوده و در حقيقت خود وي به آساني مورد استفاده و بهره‌برداري سازمان قرار مي‌گيرد.
زندگي شخصي و خلاقه هنرمند در مواردي كه وي از نرمش زياد از حد برخوردار است به آساني تحت تاثير نفوذ و قدرت سازمان قرار مي‌گيرد. وي تمام اختيارات خود را به مامورين شخصي و مسئولين روابط عمومي تفويض مي‌نمايد. بعضي از سازمان‌ها مي‌كوشند هنرمندي را كه از محبوبيت عامه برخوردار است با قول دادن به شهرت و ثروت بيشتر دچار وسوسه نموده و اغوا نمايند. وي مي‌تواند به وسيله ارتباطي كه سازمان با سيستم‌هاي پر قدرت و سريع از قبيل تلويزيون, راديو, مطبوعات, مجلات و فيلم دارد به فوريت پيشرفت نموده و مشهور گردد. سازمان‌ها قادرند كه اگر احساس كنند كه شخصيت, شيوه زندگي و كار فردي اغوا كننده, فريبنده و چنان متلون است كه به وسليه آن بتوان توده‌ي عظيمي از مردم را مجذوب نمود, از چنين فردي هنرمندي خلق نمايند! جامعه آمريكا بالاخص در مقابل اين طرز تفكر كه فردي ناگهان مي‌تواند از هيچ به همه چيز رسيده و به طور ناگهاني و سريع مشهور شود آسيب‌پذير است. افسانه سازان در تاكيد بيوگرافي زندگي هنرمندان ثروتمندي كه يك زمان بينوا, نوروتيك, پسيكوتيك, معتاد و خودگرا بوده اصرار ورزيده و با بيان شرح زندگي گذشته وي تصويري مطلوب و دلخواه از موفقيت وي ترسيم مي‌نمايند.
هنرمند نرم با باور نمودن گفتار افسانه سازان, خود نيز در دادن قول دروغين زبردست شده و با دستكاري‌هاي حساب شده مي‌كوشد كه افراد را معتقد به ارزش خلاقيت خود نمايد. اين گونه مانورها باعث تخريب كار و نابودي رشد خلاقه شخصي وي مي‌گردد. اگر وي به سرعت مشهور شود غالباً قادر نخواهد بود كه به طور موثر به خلاقيت پرداخته و زندگي خود را با تصوير ساخته شده خود منطبق نمايد. انبساط بزرگ منشانه شخصيت وي كه در اثر قدرت صاحبان محيط‌هاي ارتباطي تحصيل گرديده است چون بار گراني بر دوش وي فشار مي‌آورد. وي چنان محسور و سر گرم جنبه پاداش دهنده و موفقيت‌آميز هنر خود مي‌گردد كه وقت و انرژي زيادي را كه بايد صرف خلاقيت گردد تلف مي‌سازد. اگر وي به طور پيگير با موفقيت روبرو شود, به وجود رمز يا معمايي نهفته در خويش معتقد گشته, به سوي دنياي فانتزي و تخيل گرايش پيدا نموده و در يك چنين موقعيتي شيوه زندگي وي جانشين آثار هنري و فعاليت خلاقه وي مي‌گردد. هنرمند نرمي كه داراي استعداد ناچيز بوده و با سرعت با موفقيت روبرو مي‌شود, در مقابل اين كه به ارزاني مورد بهره‌برداري قرار گيرد بسيار آسيب‌پذير مي‌باشد. بالاخره در جزو گروه هنرمندان با نرمش زياد, هنرمند موميني است كه با توسل به وسواس خلاقه و بدون در نظر گرفتن ظرفيت و تبعيض مي‌كوشد كه بازده خود را مورد انتقاد قرار دهد. هنر اين هنرمند غالباً سطحي, بدون انضباط و غير اصيل است. وي به آساني در مقابل فشارهايي كه ورا به خلق آثار متوسط و سريع‌الفروش برمي‌انگيزد تسليم مي‌شود. اگر وي با محبوبيت روبرو شده و مورد قبول عامه قرار گيرد احساس مي‌نمايد كه مي‌بايست هر چه بيشتر از محبوبيت خود استفاده نموده و سعي مي‌كند با خلق آثار تكراري و بدون تبعيض, مامور فروش محصولات و مردم تشنه آثار خود را راضي نگه دارد. هر هنرمندي براي اين كه قادر باشد در هر رشته هنري به حيات خود ادامه دهد, كم و بيش بايد از مقداري روح تجاوز و پرخاشگري برخوردار باشد. وي مي‌بايست در معتقدات خود و هم چنين براي كسب حمايت عاطفي و اقتصادي جنگيده و در ضمن مي‌بايست قادر باشد كه رقابت با ساير هنرمندان را تحمل نمايد. تعدادي از هنرمندان متجاوز كه نه از استعداد فراوان برخوردار بوده و نه بازده هنري آنان قابل توجه است. با فعاليت پيگير و با مدد نيروهاي غير هنري قادرند يك حوزه فعاليت هنري را تحت سلطه و نفوذ خود درآورند. هنرمند متجاوز و موفق مي‌داند كه چگونه بايد با غريزه پرخاشگر خود و هم چنين با روحيه‌ي متجاوز آن‌هايي كه وي با آنان متكي است دست و پنجه نرم نمايد. وي به خوبي مي‌داند كه چگونه با سازمان, با آژانس و با ساير افراد با قدرتي كه مي‌توانند محصولات وي را در معرض توده عظيمي از مردم قرار دهند داراي رابطه رضايتبخش و حسنه باشد. وي از آن گروه مردمانيست كه مي‌دانند چگونه با افراد ثروتمند و متنفذ داراي رابطه دلخواه بوده و در حاشيه محيط زندگي آنان به حيات خود ادامه دهند.
وي مي‌داند كه چگونه براي كار هنري خود اعانه و كمك دريافت نموده, كار قابل تحمل به دست آورده, زنان و مرداني را كه وي را دوست داشته, به كار وي علاقه‌مند بوده و وي را مورد حمايت قرار مي‌دهند كشف نموده و مورد بهره‌برداري و استفاده قرار دهد. گاهي اوقات وي با يك چنان حرارت و پشتكاري به كار خلاقه مي‌پردازد كه احساس مي‌نمايد ديگران محكومند آثار وي را ملاحظه نموده, آن را عميقاً شنيده و كاملاً احساس نمايند. يك هنرمند متجاوز و غير اصيل مي‌تواند از استعداد ناچيز خود به حد كمال بهره‌برداري نموده, در صورتي كه يك هنرمند مومين داراي استعداد درخشان ممكن است به آساني به دست عدم توجه و نابودي سپرده شود.
هنرمند متجاوز و پرخاشگر قادر است كه از آثار ساير هنرمندان براي خلاقيت استفاده نموده و به حيات هنري خود ادامه دهد. وي اگر بسيار متجاوز است, به علت اين كه مدام سعي مي‌نمايد از ساير هنرمندان براي ادامه حيات هنري خود در يوزگي نموده, قرض كرده و يا حتي از آثار آنان بدزدد, خود به ندرت قادر است اثري هنري خلق نمايد. هنر اين هنرمند به سادگي قرباني جاه طلبي وي مي‌گردد. اما از سوي ديگر متجاوز بودن يك هنرمند ممكن است در حقيقت نماينده نرمش نهفته وي باشد. كوشش وي براي بهره‌برداري و جمع‌آوري از آثار و محصولات ساير هنرمندان نماينده عدم امكان وي به كار خلاقه و ناايمني هنري وي مي‌باشد.
وي قادر نيست كه به طور مستقل به كار خلاقه بپردازد. مردم بالاخره از هنرمندي كه به طور غير عادي متجاوز و پرخاشگر است رويگردان شده و از معاشرت و تماس با وي پرهيز مي‌نمايند. اين كيفيت مخصوصاً موقعي كه اين هنرمند قادر نيست انتقادات شخصي و هنري را تحمل نموده و در چهارچوب نظم اجتماعي گام بردارد به نحو اخص ملاحظه مي‌گردد. غريزه تجاوز و پرخاشگري هنرمند متجاوز مانع خلاقيت و احراز هدف‌هاي شخصي وي مي‌گردد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 1:5 PM  توسط م.ک.  |