نويسنده: علي شميسا
سكس, انرژي حيات و زندگي است و شايد بتوان گفت نصف واقعيت زندگي همين است و هر جامعه با توجه به فرهنگ خود به شكلي خاص با آن برخورد ميكند, و هر كدام از يك يا چند نوع تئوري, تئوري آزادي, تئوري سركوب و نهي, تئوري تعديل تغذيه ميشوند. در طول تاريخ, بسيار قصهها و شعرها و نمايشنامهها و فيلمنامهها در اين زمينه نوشته و بازي شده است. بسياري در اثر برخورد با اين جريان كشته شدهاند. طايفهها و قبيلهها با هم جنگ و دعوا كردهاند, سربازها در حمله به كشورها به زنان تجاوز كردهاند. چه خانوادههايي كه از هم پاشيده شدهاند, روابط نامشروع يك زن با يك مرد باعث تولد بچههاي بينام و نشان شده است و در دادگاهها, بسياري از اختلافها بر اساس اختلافات سكس است, رئيس جمهوري (كلينتون) بر اثر روابط جنسي, به سوژهاي پر سروصدا تبديل شده بود. مجلات مختلف از مساله سكس (خصوصاً تصاوير سكسي) براي جذب خوانندگان خود استفاده ميكنند, در كانالهاي ماهوارهاي فيلمهاي (سكسي) يكي از پرطرفدارترين برنامهها را به خود اختصاص ميدهد.
سكس عامل بسياري از ارتباطات مثبت و منفي در جامعه شده است, از طريق سكس, درصدي از زنان به خودفروشي پرداختهاند و عدهاي از طريق سكس به عشق رسيدهاند و عدهاي راه انحراف را پيش روي خود ساختهاند؛ وقتي وارد محفلي ميشوي چه دختران, چه پسران و چه زنان سندار و چه مردان ميانسال, اكثراً باب جوكهاي جنسي را باز ميكنند و قهقهه سر ميدهند. درصدي از خيالات انسان را در طول شبانهروز روابط رويايي سكسي است, عدهاي از مردان چه پولها كه براي سكس خرج نميكنند, بسياري از زنان از دست مردان خود به دليل افراط در اين زمينه به طلاق و افسردگي كشيده شدهاند. در طول شبانهروز مردان و زنان همانطور كه غذا و آب ميخورند, با هم رابطه سكسي دارند و از ابزارهاي مختلف لباس و ادكلن تحريك كننده و ديگر وسايل استفاده ميكنند تا جنس مخالف خود را جذب كنند. طراحان لباس, در طراحي لباسهاي خود, روي اين نكته توجه خاص دارند. معلمي كه سالهاست اخلاق درس ميداده لحظاتي پاي او ميلغزد و شهره عام و خاص ميشود كه بله آقا با فلان خانم رابطه داشته, و جالب است كه در اكثر جوامع سكس و آبروي اجتماعي رابطهاي تنگاتنگ دارد. عدهاي از پسران به انحراف كشيده شدهاند و عدهاي دختران هم به همجنس بازي. مثالهاي بسياري ميتوان زد كه سكس در روابط بين فردي و اجتماعي نقش مهمي را بازي ميكند. جوامع غربي به شكلي خاص با اين مساله برخورد ميكنند, و جوامع شرقي به گونهاي ديگر.
جوامع پيشرفته از همان دوراني كه فرد به بلوغ ميرسد از طريق رسانههاي مختلف به آموزش دختران و پسران ميپردازند تا افراد در زمان ازدواج نسبت به سكس, شناخت كافي داشته باشند. در ايران سكس تابو است, كسي جرات ندارد كه به طور عيان و واضح, به طرح مساله بپردازد و اكثراً در خفا و پنهان, چيزهايي ميگويند و سريع جمعبندي ميكنند. اي واي كسي نفهمد, زشت است و خوبيت ندارد و بعد لبخندي و رضايتي. اما امروز ما به عنوان كارشناسان روانشناسي تصميم گرفتيم از زاويهي علم به اين مساله بپردازيم و در نشريهي خود به طور دقيق اين مساله را كالبد شكافي كنيم. البته تا اين جا از طرف عام و خاص به نوعي جسارت ما را تشويق كردهاند, ما معتقديم بايستي ضريب هوشي در زمينهي سكس در جامعه بالا برود تا افراد نسبت به اين موضوع شناخت علمي پيدا كنند و هر موضوعي كه انسان شناخت كافي داشته باشد. در تصميمگيري و برخورد با آن دقيقتر عمل ميكند, بسياري از زنان و مردان در شب زفاف از خيلي از مسائل ظريف سكس ناآگاه هستند و داشتهايم زنان و مرداني كه بعد از چند سال بسياري از موارد ظريف اين موضوع را نميدانند. زنان و مرداني كه به لحاظ عدم آگاهي به مرور به سردمزاحي كشيده شدهاند و كانون خانوادهشان از هم پاشيده شده است. اگر تصميمگيري درباره اين موضوع را به عدهاي ناآگاه بسپاريم, طبيعتاً آنان بر اساس تئوري نكن, زشت است, قباحت دارد, مگر مسالهاي مهمتر از اين پيدا نميكنيد, سركوبش كنيد. نبينيد, و … عمل ميكنند و همينطور است كه ميبينيم كه جامعه به مرور به طرف يك فاجعهي جنسي پيش ميرود و ميبينيم كه بسياري از مرزهاي خانواده را از بين برده است و فيلمهاي سوپر, ارزش پيدا كرده است. راستي چرا زماني كه زني متاهل در خيابان ميايستد, دهها ماشين, بوق و چراغ ميزنند, اي آقا اين زن متاهل است اما بردگان و گرسنگان جنسي, مجرد و متاهل نميشناسند, فاجعه به همه جا كشيده است. در خيابانهاي شلوغ, زنها معمولاً مورد تعرض قرار ميگيرند. هوا كه تاريك بشود, بسياري از زنان و دختران در امنيت نيستند. بايد گفت و تحليل كرد, چرا در جامعهي ما افراد گرسنهتر شدهاند, بردگان جنسي روز به روز بيشتر ميشوند. در اين چند سال اخير شدت فجايع جنسي چون خفاش شب, و امثال اينها در شهرهاي مختلف بيشتر شده است, واقعاً چه بستر فكري بر اين جامعه حاكم شده است كه اين چنين توليداتي ميدهد. معلول را رها كن, علت را بچسب. اينهمه بلندگوها و مجلات و هزينههاي تبليغات براي چيست؟ چه فكري در جامعه محدود و سركوب شده كه شاهد اينهمه رفتارهاي زيرزميني و پنهاني هستيم.
ايدز, سمبل رابطهي از هم گسيختهي جنسي, از خانهاي به خانهاي ديگر ميرود و جاخوش ميكند و كسي هم صدايش در نميآيد, ده سال ديگر را ببينيد, پسري ميگفت با دختري رابطهي سكس برقرار كردم, بعد از اين كه دختر از منزل من رفت در نامهاي برايم نوشته بود كه به جامعهي ايدزيها خوش آمديد, حالا من ماندهام يك دنيا غم و افسردگي, كسي به فكر قانونمند كردن اين رابطهها نيست. شرايط اقتصادي براي جوانان وخيم شده است و سن ازدواج براي دخترها و پسرها به بالاي مرز سي سال كشيده است, آيا ميتوانيم يك جامعهي پيچيده و تودرتو را با همين تعصبها و تحليلهاي خام و غيرتهاي بيپايه اداره كرد, بفرماييد, اداره كنيد. چرا هر چه ميگوييد و نصيحت ميكنيد كمتر گوش ميدهند. لجبازيها و خودنماييهاي جنسي در خيابانها را ببينيد. بياييد براي يك بار هم شده به مشكل جواناني كه دچار عقدههاي جنسي هستند گوش بدهيد, چرا شب و روزش سكس شده, چرا در مدارس پسرانه و دخترانه بازيهاي جنسي تشديد شده است, حتماً ميگوييد, ماهوارهها, امان از تهاجم, بلي ميتواند درصدي باشد, اما اين همهي جواب مساله نيست. اين همه سازمانهاي جوانان چه ميكنند. چرا لاپوشاني ميكنيد. از چه كسي بايد اجازه گرفت. بيائيد اين انرژي را با دادن شناختهاي دقيق و علمي جهت بدهيد. ما كه اين كار را شروع كردهايم, باشد كه بمانيم و بگوئيم, باور كنيد كه هيچكداممان ضرر نميكنيم. هر موضوعي كه از زاويهي علم به آن پرداخته شود, ميتوانيم آن را در جامعه, طرح و به بلوغ برسانيم. بايد به اين موضوع انساني پرداخت, بسياري از كشورها با اين مساله كنار آمدهاند و اين انرژي را كاناليزه كردهاند و از اين انرژي نهايت استفاده را ميكنند. طرح اين موضوع شايد اثبات آفتاب باشد براي شما. ما معتقديم كه Sex امري است مقدس كه بايد به آن نگاه آسماني و الهي كرد. اين نگاهها و سركوبها وضع جامعهي ما را وخيمتر ميكند. در آزمايشي, معلمي نمكداني را به سر كلاس ميبرد, اين روند چندين بار تكرار شد, تا اين كه يك روز, به بچهها گفت! خواهش ميكنم كه كسي به اين نمكدان دست نزند تا من چند دقيقه به بيرون بروم؟
معلم از سر كلاس رفت و بچهها همگي به طرف نمكدان هجوم بردند, تا بفهمند راز نمكدان كه از طرف معلم نهي شده, چيست؟ براي محققان اين سوال مطرح شد كه چرا كسي در روزهاي قبل به آن نمكدان توجه نكرده بود. و با آزمايشهاي مكرر ديگر به اين نتيجه رسيدند كه هر چيزي, نهي و منع شود, كنجكاوي انسان را بيشتر ميكند. بهتر نيست به جاي اين همه محدوديتها و سركوبها و گاهي توهينها, بستر اجتماعي مناسب را براي آنها فراهم كنيم. نه, تند نرو, ما مخالف ابتذاليم.حرف من, حرف توست, اما به زبان ديگر و از زاويهاي ديگر. ما بايد آموزش مفاهيم جنسي را از همان دوران شروع بلوغ با زباني ساده شروع كنيم. و مطمئناً اگر فرزندان ما به شناخت علمي جنسي دست پيدا كنند, درصد بسياري از رفتارهاي پرخاشگرانهي جنسي حذف خواهد شد. آن گاه دختران و پسران ما با ادبياتي بالغانه در زمينهي Sex با هم برخورد خواهند كرد و ميتوانند از توجه بيمارگون به اين موضوع, اين انرژي را در جهت رشد و بالندگي اجتماعي خود در نظر بگيرند, تا كي بايد به اين حياي شرقي ادامه داد.؟
