زن
1.در دلربائي و دلبستگي به نگهداري
2. تمايل به مفاهيم جزئيات و تفصيلي
3.لذت و خوشي از زندگي براي آنها رجحان دارد
4.در احكام،و عاطفه و در برابر رنج بدني و روحي و در برابر رنج روحي تحمل بيشتري دارد
5.هنگام انحراف شخصيت خود سوري((خود آزاري))
6.ترديد و وسواس در تصميم گيري داردو بزودي اشتباه نيز خواهد داشت
7.استعداد بيشتر براي احساس و زيبائي
8.استعداد بيشتري براي گريه كردن
مرد
1.زور آزمائي و فزوني طلبي و در جستجو پيروزی
2.تمايل به مفاهيم كلي و اساسي
3.آبرو و حيثيت بر همه چيز رجحان دارد
4.در مقابل منطق،مقاومت بيشتر دارد و در رنج بدني تحمل كمتري خواهد داشت
5.هنگام انحراف شخصيت،ديگر آزاري و ساديسم
6.سرعت در تصميم گيري دارد و حتي اعتراف بر قبول اشتباهات نمي نمايد
7.استعداد بيشتر براي دليل و منطق دارد
8.استعداد بيشتري براي عقده كردن
و اما در مورد تو اي زن گفته شد.
1.جهان بازيست و بهترين مطاع آن زن خوبست.((پيامبر اكرم))
2.زن سنبل قدرت خداوند است.
3.زن مخزن و مبدا عاطفه و موضوع زيبائي است.
4.زن با يك دست گهواره و با دست ديگر جهان را مي جنباند.
5.بهشت زير پاي مادران است.
6.كانون خانواده به وسيله نفس زن گرم و محكم است.
7.از دامن زن مرد به معراج مي رود.
8.رسول گرامي به دخترش مي گويد «ام ابيها» «مادر پدر».
9.هيچ قدرتي پر توانتر از محبت مادري نيست.
10.دو زن مرا به امپراتوري رسانده اند يكي مادر و ديگري همسر.((ناپلئون))
11.عطوفت و مهرباني،پاكي و شكيبائي بوسيله زن متجلي است.
12.نخستين دبستان همه دانشمندان دامن زن است.
حال به موفقيت هائي كه چند زن در همين قرن،قرني كه تو در آن زندگي مي كني بدست آورده اند را ياد آوري مي كنيم تا خود،جايگاه خويشتن را دريابيد.
1.خانم هلن كلر:با اين كه طبيعت،اين همه كم لطفي در حق اين موجودبيگناه روا داشته بود كر-كور-لال.بايد ديد كه اين دختر چگونه خود را يك قهرمان ساخت كه تاريخ نظيرش را به ياد ندارد.
2.خانم آلبرتين سارازان:نويسنده كتاب «قوزك پا».
3.خانم بتي شاين:نويسنده كتابهاي:
1.شفا بخش روحي يا اسرار شگفت انگيز تاثير نيروهاي روحي در شفا بخشي
2.جادوي ذهن يا خود درماني و شفا بخشي
3.چشمه خورشيد يا نيروي بيكران امواج شفا بخش ذهن
خانمي كه با قوانين شفا بخش خود در آمريكا غوغائي به پا كرده است.
4.خانم كاترين پاندر:نويسنده كتابهاي پر قدرت:1- از دولت عشق2- قانون توانگري3- قانون شفا 4-چشم دل بگشا.
5.خانم شاكتي گاوين:نويسنده كتابهاي پر توان1- تجسم خلاق2- زندگي در نور3- خلوتگاه درون 4- راه تحول
6.خانم جميله بوپاشا:دختر 19 ساله ي انقلابي الجزاير
7.خانم اميني يا بانوي اصفهاني:مفسر قرآن و نويسنده كتابهاي معاد،لئالي،و15جلدي مخزن العرفان كه تفسيريست از قرآن كريم.
8.يك دختر هندي كه مبنا عدد 2 را جهت كامپيوتر به جهان ارائه داد كه بهترين مبناها مي باشد.
9.يك دختر از بابل مازندران در المپياد رياضي چند سال پيش اولين نمره هندسه در جهان را كه 20 بود بخود اختصاص داده بود.
10.و بالاخره شاعره هاي پر تواني از كشور عزيز خودمان مانند پروين اعتصامي،منيره طه،سيمين بهبهاني،فروغ فرخزاد،لعبت والا و....
مشاوره امریست که هر عقل سلیمی پذیرای آنست زیرا مشاوره قضاوت نیست، نصیحت نیست، مشاوره،راز داریست و مشاوره برای توانمند شدن است. که متاسفانه در کشور عزیز ما هنوز بدرستی جا نیفتاده و بدرستی جایگاه آن مشخص نشده است.
روانشناسی کاربردی امروزی،جدا از روانشناسی کلاسیک وآکادمیک است. امید است با باز یافتن مقوله پیام آوران وپیام دهندگان آشنا شده وآنرا مترادف با روانی و یا روان درمانی برابر ندانیم که گفتار درمانی و یا پیام رسانی شیوه رسالت داران است.
کشور روانشناسی،اولین شهر،شهر خود شناسی است و اولین خیابان این شهر نیز،خیابان عشق و کوچه مهر است دراینجا بی وقفه و بدون تامل باین سئوال خواهم پرداخت که
الف: عشق چیست؟
واما جواب اين سئوال عظیم:
عشق انگیزه بزرگ خلقت است وشکافنده قلم.((چون به عشق آمد قلم از هم شکافت))
ومحبت،معجزه عشق.کائنات بر عشق استوار است.
و
هماهنگی با کائنات منطبق بر منطق.
هیچ چیزی جای عشق را نمی گیرد.
عقل عاشق عشق است.
این را بدانید که
عشق تنها بوسه ایست که از ازل بر قلب هر ذره ای از کائنات نشسته و تا ابد باقی می ماند.
عشق سلسله جنبان خلقت است و سر سلسله و امپراطور عاشقان،خداوند است و اصلاً بقول (( وسوانی)) صاحب کتاب ((براي آن بسوي تو ميأيم)).(( خداوند، خود عشق است، عشقی همه گیر. زمانی که بدانم او به من عشق ورزد، دردی که بر من نازل می کند شیرین می شود،آنگاه ترجیح میدهم به جای آنکه بدون خداوند در بهشت باشم همراه او در دوزخ بسر برم.))
بهمین دلیل است که عاشق خوشبخت است،زیرا خود عشق یعنی خوشبختی و عاشق بدبخت هرگز وجود ندارد.
ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه در فصل هفتم یعنی در باب عشق میگوید.
در سرتاسر زندگی انسان به اجماع همه،عشق از هر چیز جالب توجه تر است.
در هر زبانی تقریباً از قلم هر نویسنده،دریائی از کتب و مقالات درباره عشق پیدا شده است و چه حماسه ها و نمایشنامه ها و اشعار شور انگیزی که درباره آن به وجود نیآمده است. واز قول افلاطون،فیلسوف عشق گفته است،هر که را دست عشق نسوده است راهش در ظلمات است.
لاپلاس در هنگامه مرگ وقتی دوستانش بر بالین او گرد آمده بودند و او را با شهرت اکتشافات و تالیفاتش دلداری میدادند، او با لحن اندوهناکی گفت که در زندگی او،اینها چیز مهمی نبوده اند. دوستان پرسیدند((پس آنچه مهم بوده است کدام است؟)) لاپاس که در یک قدمی مرگ قرار داشت و با مرگ در گلاویز بود گفت ((عشق)).
همه باید بمیرند و تنها چیزی که مرگ را می راند عشق است.
عشق از روی گورستانها می جهد و با اشتیاق بر گودال مرگ پل می بندد.
ارکان عرفان نیز عشق است. چه بناها که دارای ستون بودند و فرو ریختند اما بیستون عشق،در باختران با کمال قدرت در اذهان نشسته و فرو نخواهد ریخت. همانطور که در کتاب ((فکرت را عوض کن زندگیت عوض می شود))آمده است که بر اساس نخستین اصل،هویت حقیقی ما الهی است،نه مادی و جوهر هستی ما نیز عشق است.
آنجا که عشق فرمان دهد،محال،سر تسلیم فرود آورد.
همین گونه است که حافظ میگوید:
یک قصه بیش نیست غم عشق واین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است