براساس تحقيقات پژوهشگران موارد زير مهمترين اختلافات بين مغززن ومرد است.
زنان از مغزشان بيشتر استفاده مي كنند
روانشناسان و عصب شناسان معتقدند كه در بعضي موارد،مردان قدرت تمركز دقيقتري دارند
مغز زن به هيجان،دقيق تر پاسخ مي دهد
دكترمارك جرج مغز زنان و مردان را كه تجربيات هيجاني داشتند تصوير برداري كرد و دريافت كه پاسخ به هيجانات در دو جنس،متفاوت است بخصوص نسبت به اندازه منطقه سلولهاي عصبي كه در غم و اندوه فعال مي شود در زنان هشت برابر بزرگتر از مردان است.نحوه واكنش مغز به اندوه از لحاظ نظري،آسيب پذيري به افسردگي را افزايش مي دهد واين پديده در زنان دو برابر شايع تر از مردان است.
زنان ارتباط كلامي بيشتري دارند
دختران اغلب زودتر صحبت مي كنند و سريع تر مي خوانند متخصصين اطفال و داخلي اعصاب معتقدند((شايد به اين دليل است كه زنان در هنگام خواندن از مناطق عصبي هر دو نيمكره مغز استفاده مي كنند،ولي مردان فقط از مناطق عصبي نيمكره راست سود ميجويند.))
در بزرگسالان نيز زنان مهارت زباني بيشتري دارند در آزمايش هاي انجام شده،زنان هنگام آغاز يك نامه به لغات بيشتري فكر مي كنند،كلمات هم معني بيشتري را فهرست مي كنند و اسامي رنگها يا شكلها را سريعتر از مردان مي گويند.
و مهمتر از اينها فعاليت زبان دو نيمكره اي در زنان،بعد از سكته مغزي يا آسيب مغزي به بهبودي سريعتر آنان كمك مي كند.
راه يابي زنان و مردان متفاوت است
زنان در جاده به آنچه كه مي بينند بيشتر توجه مي كنند.مثل قهوه خانه در چهارراه و يا كليسا در كنار زمين بازي ،و زماني كه مجددا از آن مسير عبور مي كنند از آن علائم سود مي جويند،در حالي كه مردان بيشتر به جهات و مسافت(نيم مايل به غرب و بعد دو مايل به طرف شمال) توجه مي كنند
حافظه زنان دقيقتر است
توماس كروك روانشناس،در يك بررسي،حافظه بيش از 50 هزار زن و مرد را آزمايش كرد و نتيجه گرفت كه در هر سني حافظه زنان برتر از مردان است.زنان قدرت فوق العاده اي براي به خاطر سپاري نامها با صورتها دارند كه مردان فاقد آن هستند و نيز در يادآوري فهرست نامها و اسامي نيز ماهر ترند.وقايعي كه يك فرد بهتر به خاطر مي سپارد،آنهايي هستند كه با يك هيجان عاطفي آميخته بوده اند و چون زنان از مغز راست خود كه فعاليت هيجاني دارد،بيشتر استفاده مي كنند،خود به خود حافظه دقيقتري پيدا مي كنند
مغز زنان آهسته تر پير مي شود
يك مطالعه نشان مي دهد كه مغز مردان سريعتر از زنان كوچك مي شود و به دنبال آن،حافظه ضعيفتر،تمركز كمتر،خلق افسرده تر و نتيجتا تحريك پذيري بيشتر به وجود مي آيد.
فعاليت هاي زندگي
بدنسازي: بر اساس يك بررسي در نيويورك،مردان براي بهبود ظاهر خود ورزش مي كنند ولي مهمترين علت براي زنان سلامتي است به همين دليل است كه مردان در حين تمريناتشان بيشتر در آينه نگاه مي كنند.
بررسي ها در زمينه حافظه و يادگيري نشان داده است كه دختران از اين حيث بر پسران برتري دارند.
دختران زودتر به راه مي افتند زودتر به سخنگويي مي پردازند در روشنايي بيان،از پسران زود رس ترند،در لغت و سرعت قرائت و سهولت جمله سازي و يادگيري كلمات از پسران جلو مي زنند.
در استدلال منطقي در تجسم فضائي در انجام كارهاي تكنيكي پسران جلوترند.
در هوش عمومي پسران و دختران يكسانند
پسران در كليات مطلب و ادراك آن از دختران جلو ترند و دختران در درك جزئيات از آنها جلوترند.
در ادبيات و زبان خارجه نتايج كار دختران درخشنده تر است در استدلال رياضي پسران جلوترند.
پسران به اشياء بيشتر توجه دارند و دختران به اشخاص.
دختران به داستانهاي احساساتي راغبند و پسران به داستانهاي حادثه اي و تاريخي.
وجود عاطفه و رقت در زنان بيش از مردان است.
صفت انفعالي و اطاعت و تسليم در زن بيشتر است تا درمرد و همچنين جنبه تلقين پذيري در جنبه تاثيرات محيط.
زن را مظهر عاطفه و مرحمت معرفي كردند و مرد را مظهر خردمندي و تعقل.
مرد داراي جنبه مقاومت و ايستادگي و جرات است و زن در جنبه سازش و انفعال.
مرد داراي روحيه مبارزه،غوغا گري و پرخاشجويي است و زن ساكت و آرام.
هيجان در مردان كمتر است ودرصورت بروز كار به خشونت مي كشد و بي رحمي،ولي در زن نه.
مرد روحيه سركشي و زن روحيه اي آرام دارد.
در مرد وسعت ديد ونظر و جهانبيني و همه سو نگري،در زن اغلب محدوديت و يكسو نگري است.
مرد اگر شكست فاحش بخورد از جاي بر مي خيزد و زن خود را تسليم مرگ مي سازد.
از ديد محيط:
تفاوتهاي ديگري هم درباره زن و مرد ذكر شده است كه از نظر ما اغلب داراي جنبه محيطي است.مثلا گفته اند كه زن به محيط خانه و زندگي،نظم و تربيت آن،حفاظت و نظافت آن علاقمند است.مرد عنان گسيختگي است و مساله كانون كمتر براي او مطرح است.يا گفته اند زن در خانه و زندگي را بعنوان بخشي از وجود خويش مي شناسد و مرد خلاف آن است.رفتار زن رفتاري وجدآميز و شورانگيز است ورفتار مرد خشن و خشك،زن داراي طنازي و عشوه گري است و مرد خريدار آن و...
اين موردها و ديگر موارد مشابه از نظر ما به تربيت بستگي دارد و با تغيير آن تغيير مي يابد.البته در عين حال جاي اين بحث وجود دارد كه همه اينها هم،منشاء گرفته از ريشه تفاوتهاست.اگر زن ضعيف نگهداشته شده ويا در طول تاريخ مورد استثمار بوده بدان خاطر است كه زمينه ضعف و تسليم در او وجود داشته است.