تبليغاتX
مثبت من - تابوی شماره يک : بکارت

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

امشب در مورد یکی از موارد جالب و بحث انگیز که سهم مهمی در زندگی بخصوص دختران دارد صحبت کنم.درباره تابو پرده بکارت و باکرگی.

در جوامع اولیه بر خلاف جامعه امروزی داشتن بکارت خجالت آور وباعث سر افکندگی بوده. زیرا می ترسیدند که شایع شود که فلان دختر نازا است. و غالبا داشتن فرزند پیش از ازدواج به شوهر رفتن دختر کمک می کرد .چون دلیل محکمی در نازا نبودن دختر بود و باید توجه داشت در آنزمانها فرزند مساوی نیروی کار و در کل باعث ثروت می توانست باشد..در بعضی از قبایل فیلیپین افراد بخصوصی به نیابت از داماد با عروس می خوابیدند و بکارت را زایل می کردند. در یکی از قبایل اگر داماد عروس خود را باکره می یافت بر مادر زنش با پرخاش خرده می گرفت.

اما چه شد که بکارت که روزی قبیح و گناهی محسوب می شد امروز جز فضایل به شمار می رود؟

بدون شک هنگامی که مالکیت خصوصی در جریان زندگی فرمانفرما شد و زن جز املاک مرد حساب شد. در امر بکارت هم این تحول به وقوع پیوست. هنگامی که مرد مالک زن گردید می خواست که این مالکیت برای پیش از ازدواج هم امتداد پیدا کند؟ به همین جهت لازم شد که زن در دوران پیش از ازدواج هم عفت را برای شوهر و مالک آینده خود نگه دارد. بکارت نشانه امانت- وفاداری زن به شوهر شد.و در آن زمان زنا و دزدی دارای یک مجازات بودند. زیرا زنا به نوعی تجاوز و استفاده کردن از املاک شخص دیگری بدون اجازه بوده است.

اینجاست که به این گفته ویل دورانت نویسنده توانا و خالق اثر عظیم "تاریخ تمدن" و همچنین "تاریخ فلسفه" پی می بریم که " اخلاق نسبی است".چیزی که اکنون گناه است ممکن است در قرون گذشته بسیار پسندیده بوده باشد. هر هنجاری روزی به ناهنجاری تبدیل شود.

و اما بکارت می تواند باعث خوشبختی وپی ریز ازدواج موفق شود؟ آیا این عضو می تواند به خودی خود باعث دوام ازدواج گردد؟ آیا بحث عمل ترمیم پرده که امروزه در جامعه ما به وفور یافت می شوداخلاقا صحیح است؟ و آیا اصولا نیازی بدان وجود دارد؟آیا زندگی که بر اساس دروغ و فریب باشد استوار خواهد ماند؟ و صدها سئوال دیگر...

به نظر من موضوع بکارت فقط و فقط بخاطر خودخواهی و انحصار طلبی ما مردان ایجاد شد. چون هنوززن را کالا می دانیم.

اگر روزنامه ها را ورق بزنیم می توانیم به قتلهای ناموسی مخصوصا در مناطقی که به صورت عشیره و قبیله ای زندگی می کنندو حتی صحبت کردن باموجود مخالف گناهی نا بخشیدنی است بر خوریم.

و یا گشتی درسطح شهر بزنیم و دخترکان فراری را ببینیم که به علت نداشتن این عضوبه اصطلاح شریف (که بعضا عمدی یا بر اثر تجاوز از بین رفته و به علت خجالت و یا ترس از جان هیچ بازگشتی به خانواده را حتی تصور نمی کنند) به فحشا کشیده می شوندد یا برخی به زندگی خود پایان می دهند..

پس وقت آن رسیده که دیدگاههای خود را نسبت به محیط پیرامون خود عوض کنیم و با دید منطقی و ذهنی بازبه این مسئله سراسر مضحک و مسخره بنگریم. و خوشبختی را در یک عضو زایدغیر جاندار(به شهادت علوم پزشکی ) جستجو نکنیم.

منابع:

۱- تاريخ تمدن -جلد اول مشرق زمين گهواره تمدن نويسنده :ويل دورانت

۲- توتم پرستی و تابو نويسنده :زيگموند فرويد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 11:8 AM  توسط م.ک.  |