تبليغاتX
مثبت من - فرويد عزيزم ...

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

      «زيگموند شلومو فرويد»    متولد سال 1856 در فرايبرگ اتريش است.درخانواده ای يهودیو از نظر اقتصادی متوسط به دنيا آمد.پس از مدتی به وين مهاجرت کردند و ولی در آنجا هم به علت آزار و اذيت نازی ها نتوانستند مدت زيادی دوام بياورند و به اجبارابتدا به پاريس و سپس به لندن کوچ کردند.
      زيگموند فرزند زن دوم پدرش بود.اختلاف سنی پدر و مادرش در حدود 20 سال بود و هنگام تولد او پدرش مردی 40 ساله بود.زيگموند دايه ای داشتت مسيحی و کاتوليک مذهب که روابط صميمی با او داشت.
      فرويد در سن 17 سالگی در رشته ی پزشکی وارد دانشگاه شدودر سال 1881فارغ التحصيل شد.او فردی  سخت کوش بود و بسيار به علوم طبيعی معتقد بود.تخصص نسبی او در آسيب شناسی اعصاب بود.بيشتر اوقات کار او صرف شناسايی و درمان بيماری هيستري مي شد.هيستری يک اختلال هيجانی (تشنجی همراه با غش و حمله) بود.پس از چندی درمان و تحقيق روی دختری به نام    آنا  به همراه دکتر بروئر به اين نتيجه رسيدند که به خاطر آوردن خاطرات آسيب زا ، باعث خلاصی او از علائم بيماری می شود.
   کتابهایی از او که در آن زمان به چاپ رسید یکی «تعبیرخواب» که در سال 1900  و دیگری «سه مقاله درموردنظریه ی تمایلات جنسی» که در سال 1905 به چاپ رسید و همین دو اپ بود که سبب شهرت جهانی فروید شد.امّا برخی نظریات او در مورد تمایلات جنسی کودکان ،مورد انتقادات شدید ،از سوی مقامهای مذهبی و رشنفکران قرن بیستم وین و سایر نقاط اروپا شد.اما سرانجام جامعه ی جهانی متوجه تلاشهای خارق العاده فرود در جهت درک شگفتیهای ذهن انسان شد.
      آثار منتشره از او عبارتند از:
                 1-تحقیق درباره ی هیستری  -1895
                 2-تعبیر خواب   -1900
                 3-آسیب شناسی زندگی روزمره   -1901
                 4-سه مقاله درموردنظریه ی تمایلات جنسی   -1905
                 5-شوخی ها و ارتباطشان با ناخود آگاه   -1905
                 6-پاره های تحلیل یک مورد هیستری   -1905
                 7-خوابها و هذیانهای  جنسن گردایوا   -1907
                 8-توتم و تابو   -1913
                 9-نامه ای به ناشر (دفتر خاطرات یک دختر جوان)   -1915
                10-ایگو واید   -1923
                11-تمدن و ناخشنودی های آن   -1930
                12-حضرت موسی و یکتاپرستی   -1939
                                                 

سخنراني دکتر موري استيگمن درباره ي زيگموند فرويد:

«ما در اينجا جمع شده ايم تا در مورد فريد چيزي بفميم که مي ترسيديم سوال کنيم.اگر موضوع صحبت ما آلبرت اينشتين بود و شما مي خواستيد از زندگي نامه اش بدانيد،مي توانستم با اطمينان مطالبي درباره ي زندگي اش به شما بگويم.اما اگر مي خواستيد درباره ي نظريه ي ماهيت فضا و زمان برايتان بگويم،به شما چند فرمول مي گفتم ، که هيچ کداممان از آن سر در نمي آورديم.در مورد فرويد هم همين طور است.

زندگي نامه بسيار است.اما در خصوص فرمولهاي او همه سردر گم اند. تشابه ديگري نيز ميان اين دو وجود دارد.کساني که فرمول اينشتين را فهميدند،بمب اتم ساختند و جان ميليونها انسان را گرفتند و پس از پنجاه سال هنوز بحث بر سر استفاده ي مجدد ازآن داغ است

----

فرويد به طور کلي : پزشکي اتريشي ، مبتکر روانکاوي و نظريه ي عقده ي اوديپ و الکترا.

به اعتقاد او ريشه ي مشکلات رواني در تجارب سر کوب شده ي دوران کودکي و خصوصا تمايلات سرکوب شده ي جنسي نهفته است. اوست که مطرح مي کند : خواب ها کليد ماهيت مشکلات رواني هستند.

-----

در سال 1885 او همه ي يادداشتهاي مربوط به 14 سال گذشته ي خود را از بين مي برد و گفت : بگذار زندگينامه نويسان نگران شوند،علاقه اي ندارم کار را براي آنها ساده کنم.

گفته ي تکان دهنده ي او نشانگر دو چيز است:

1-اطمينان کامل او نسبت به اينکه آينده علاقه مند خواهد بود او را بشناسد.

2-وسواس ذهني او نسبت به پاک کردن لوح اطلاعات شخصي اش.

-------

او معتقد بود که خواب اتفاقي نيست، بلکه قابل رديابي و منتهي به رويدادهاي زندگي خواب بيننده است.آنها زنجيره ي علت و معلولها هستند.

---------

در مورد زندگي نامه نويسان مي گويد :«آنها خود را ملزم به دروغگويي ، پنهان کاري ، ريا کاري و تملق مي دانند.واقعيت زندگي نامه اي حقيقت ندارد.

.^ حقيقت دست نيافتني است و بشر لياقت آن را ندارد.^.

شکل دهنده ي ايده هاي اصلي فرويد که سرانجام به صورت نظريه هاي اصلي فرويد بارور شدند ، حاصل روابطي بود که به صورتي معما گونه با پزشکي به نام "ويلهلم فليس" داشت.
-------
فرويد در به يادآوري خاطرات دوران کودکي اش نوشته است:
«اگر مردي در کودکي محبوب بي قيد و شرط مادرش بوده باشد ، آن احساس پيروزمندانه و اطمينان به موفقيت را در تمام عمر حفظ مي کند ، که اين احساس با خود موفقيت واقعي به همراه خواهد داشت.»
--------
او يک دانشجوي برجسته ي حقوق بود اما تصميم به تغيير رشته به پزشکي گرفت. مي گفت :
"مي خواهم به کساني که رنج مي کشند کمک کنم."
------------
فرويد علي رغم هوش سرشارش ، تمام عمر همان چيزي باقي ماند که « مرد سالار متعصب » مي ناميم. بعد ها به نامزدش گفته بود :
"من طرفدار زندگي به شيوه ي قديم هستم.قانون و سنت بايد حقوق زيادي را که از زنان گرفته شده ، به آنها پس بدهد. اما وضعيت زن نمي تواند چيزي جز آنچه که بود باشد.--->يعني دلدار محبوبي در جواني و همسر عزيزي در ميانسالي <-----."
 

سوال مهمي که هرگز پاسخ داده نشده است و من علي رغم سي سال تحقيق درباره ي روان زنان ، پاسخ آن را نيافته ام، اين است که « يک زن چه مي خواهد؟ »

-------

در سي سالگي با دختري به نام مارتا برنيز ازدواج کرد. مارتا ترکيبي از ارده ي قوي و اطاعت محض از شوهرش بود. در حالي که هم در مورد مذهب و هم در مورد روانکاوي با شوهرش مخالف بود،با ملاحظه کاري سکوت مي کرد.مارتا هماني بود که در سال 1884 مقاله اي نوشت در مورد مصرف کوئائين ، او در اين مقاله کوکائين را به عنوان محرک ، درمان اختلالات مربوط به هضم غذا ، تقويت کننده ي غرايز جنسي و کمک درمان براي ترک اعتياد به مورفين و الکل معرفي کرده است.(البته مصرف به صورت محلول در آب )

----------------

در وين سالهاي 1890 روابط تجاري در ازدواج بسيار اهميت داشت.ازدواج را طوري طراحي مي کردند که جدا از روابط خصوصي زوجين ، سلسله هاي مالي ايجاد شود.چنين ازدواج هايي اغلب با نا کامي هاي جنسي همراه مي شد.خصوصا براي زنان ، زيرا مردان مي توانستند از طريق فاحشه ها نيازهاي خود را برطرف سازند.

زني که از نظر جنسي ارضا مي شد ، فاسد به حساب مي آمد. بنا براين تعجبي نداشت که زنان حتي اگرروابط جنسي را لذتبخش مي يافتند ، روابط جنسي خارج از ازدواج ، احساس گناه عميقي در آنها به وجود مي آورد.

-----------------

بيشتر نظريه هاي فرويد در مورد امور جنسي در کودکي و رابطه ي آنها با والدينشان به علت اتفاقاتي که براي فرويد روي داد (مثل خواب ديدن ، چون فرويد به آن معتقد بود) حداقل براي خودش مردود شدند.

--------------

@@ شايد اين سرنوشت محتوم همه ي ماست که اولين انگيزش جنسي را نسبت به مادرمان و اولين نفرت و ميل جنايت آميز را نسبت به پدرمان احساس کنيم.@@

--

شايد بتوان نام اين نظريه را عقده ي هملت گذاشت ، زيرا فرويد هنگام خواندن اين نمايشنامه دريافته بود که هملت عاشق مادرش بوده است.

-----------------

براي دختران : زندگي با مادر آغاز مي شود ،سپس در دوران اوليه ي کودکي ، دختر کشف مي کند که افراد مذکر ، آلت تناسلي متفاوتي دارند که او ندارد. لذا محبتش از جانب مادر به سمت پدر سوق پيدا مي کند ، زيرا دختر ناخودآگاه مادر رابه خاطر نداشتن آن آلت سرزنش مي کند.(مرد سالاري مفرط در فرويد !!! )دختر نسبت به کسي که آلت مردانه دارد حسادت مي کند. او ابدا به دستگاه زنانه خودش که او را وادار به حمل بچه مي کند ، مباهات نمي کند.

در حدود سال 1930بود که فرويد و اينشتين ملاقاتی با هم داشتند.کسی نمی داند ميان آن دو چه ردوبدل شد ، اما سالها بعد فرويد به يکی از دوستانش نوشت: او از روانشناسی همان قدر می داند که من ازفيزيک می دانم  ، ولی گفتگوی بسيار دلپذيری بود.
----------
ديدگاه فرويد در مورد جنگ نهانی   :  هيچ کس نمی تواند غريزه ی تجاوز و تعدی در انسان را مهار کند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت 11:26 AM  توسط م.ک.  |