بخشهايي از فيلم + ايميلهايي از يونان و آمريکا
سلام عرض شد!
امروز ميخوام بطور مفصل به فيلم «300» بپردازم، البته در اين روزها مطالب زيادي در اين رابطه گفته شده، اما من نمي خوام حرفهاي تکراري بزنم، و مطمئنا بعد از خوندن اين مطلب به نکات تازه اي دست خواهيد يافت.
حدود سه چهار هفته پيش بود که براي اولين بار در «سخن مبين» مطلبي را از قول دوست عزيزم مهندس روان پوريان که در سوئد هستند نوشته بودم که هشداري بود در رابطه با فيلم "The 300" که به جرات مي تونم بگم يکي از اولين رسانه هاي فارسي زبان بوديم که به اين مسئله پرداختيم.
هفته پيش روز سه شنبه در شماره 683 روزانه هم در قسمت ستون آزاد در مطلبي با عنوان «يوناني هاي خوش تيپ، ايراني هاي وحشي» بطور مفصل به اين موضوع پرداخته شد. در شماره پيشين روزانه (686) در قسمت سخن مبين هم لينکي را گذاشته بودي که با مراجعه به اون مي تونيد طومار اعتراضي را امضا کنيد.
در شماره امروز هم در قسمت مطالب ارسالي اعضا، نوشته اي از دکتر مجيدي هست که مي تونيد با خوندن اين مطالب با جزئيات مسئله بيشتر آشنا بشيد.
و اما مطالبي که امروز مي خوام بگم: از نظر تاريخي اونجوري که من در مطالعاتم فهميدم، در سالهاي حدود 480 قبل از ميلاد، ایران به یونان حمله می کند و یونانیان برای به دست آوردن فرصت بیشتر برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ، سپاهی را به تنگه ترموفیل می فرستند تا سپاه بزرگ خشایارشاه را معطل کند. سپاه خشایار شاه پس از صرف وقت برای شکست دادن آن سپاه در کنار جزیره سالامیس به جنگ یونانیان می رود اما در جنگ دریایی سالامیس شکست سختی از یونانیان میخورد. موضوع فيلم «300» تقريبا در اين رابطه است. و اما اون چيزي که باعث شده ايرانيان در سراسر جهان به آن اعتراض کنند، نوع به تصوير کشيدن سپاهيان ايران و شخص خشايارشاه مي باشد.

مثلا همين تصوير بالا را که مي بينيد مربوط ميشه به «خشايارشاه»! پادشاه ايران تقريبا لخت و شبيه انسانهاي اوليه به نمايش داده مي شود. اما سربازان يوناني بسيار متمدن و با فرهنگ! جالب اينجاست که تصاوير زيادي در تخت جمشيد از تمدن دوران هخامنشيان بجا مانده که نشان ميده سربازان ايراني بسيار متمدن بوده اند چه برسد به پادشاه! همچنين در اين فيلم سپاه امپراطوري ايران را افراد بسيار زشت، وحشي و بعضا حيوانات درنده تشکيل مي دهند و موارد بسيار ديگر ...
اين فيلم الان سه روز هست داره در دنيا اکران ميشه، تريلر اين فيلم (گزيده هاي تبليغاتي از فيلم) هم در سايتهاي مختلفي قرار داره که در اغلب موارد بايد بصورت انلاين تماشا کنيد. براي سهولت در کار من اين تريلر را براتون روي سايت گروه گذاشته ام که مي تونيد به راحتي دانلود و تماشا کنيد.
لينک دانلود مستقيم بخشهايي از فيلم (20 مگابايت)
رمز فايل: www.mobin-group. com
در اين رابطه ديروز دو ايميل يکي از يونان و ديگر از آمريکا دريافت کرده بودم که حاوي مطالب بسيار جالبي بود. دوست عزيزي که از يونان ايميل زده در مورد بازخورد اين فيلم در کشور يونان مطالبي را عنوان کرده. دوست ديگرمون هم در آمريکا که اين فيلم را ديده، برداشت خودش از فيلم را برامون فرستاده که بسيار جالب و قابل تامل مي باشد. اين دو ايميل را عينا در زير قرار داده ام و توصيه مي کنم حتما بخونيد.

مطلبي بعدي اينکه، مجموعه تلویزیونی "مهندسی یک امپراتوری" یا "Engineering an Empire" اسم مجموعه تلویزیونی است که توسط کانال "History Channel" پخش می شود و در هر سری به فراز و فرودهای یکی از امپراتوریهای بزرگ مانند مصر، چین، یونان و... می پردازد. در یکی از این مجموعه ها مهندسی امپراتوری پارس به تصویر کشیده شده است. من فکر میکنم این مجموعه علمی می تونه پاسخ مناسبی به فیلم سیصد باشه. قسمتهای مختلف اون را میتونین در اینجا، اینجا، اینجا، اینجا و اینجا ببینید.
در رابطه با اعتراض به اين فيلم، علاوه بر امضاي طومار اعتراض آميز که در شماره پيشين روزانه لينکش را گذاشته بودم (اگر تا حالا امضا نکرديد مي تونيد از اينجا بريد و امضا کنيد) يک سايتي هم در اين رابطه ايجاد شده که براي بمباران گوگلي مي باشد، اين هم لينکش: 300themovie
در رابطه با اعتراض به اين فيلم برخي از دوستان هم رفتارهاي احساسي را در پيش گرفته بودند. از قبيل ويرايش متن مربوط به اين فيلم در سايت WikiPedia که البته انگار اين سايت ويرايش اين بخش را بر روي اعضا جديد بسته. متاسافنه ويرايش هايي هم که شده بيشتر جنبه احساسي داشته تا علمي.
نکته آخر اينکه به شخصه معتقدم اين گونه جمع کردن طومارها، بمباران گوگلي و .... فايده آنچناني نخواهد داشت کما اينکه در مورد تحريف نام خليج فارس شاهد بوديم که اعتراضات گسترده ما نتيجه چنداني نداد. همانطور که در شماره 684 روزانه در همين قسمت سخن مبين گفتم، هر چقدر ما دادوبيداد کنيم که تمدن ما چند هزار ساله هست، وآي ما خيلي متمدن و با فرهنگ بوديم، فايده اي به اونصورت نخواهد داشت. دنيا حال فعلي ما و شما را مي بينه و قضاوت مي کنه! براي اينکه بتونيد بخوبي در مرود فيلم «300» به قضاوت بنشينيد، پيشنهاد مي کنم دو روزي صبر کنيد و ببيند در شب چهارشنبه سوري چه وحشيگريهايي با نام سنت و آئين باستاني در همين ايران صورت نمي گيره!
دوست ديگرمون از آمريکا که بعد از ديدن اين فيلم برامون فرستاده اند:
همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. اینها نکتههایی هستند که در نگاه اول به نظرم رسیدند. البته اینها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح میشوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:
1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمیکنم. اگر فکر میکنید با وجود همهی اشتباهات وحشتناک در روایت صحیح تاریخ بازهم با یک فیلم خوش ساخت و خوب طرف خواهید بود، کاملا در اشتباهید. اصلا انتظار شاهکاری مثل Sin City را نداشتهباشید. ته تهش با نسخهی دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنههای فیلم عملا شبیه به صحنههای گلادیاتور بودند. داستان فیلم هم چیز زیاد دندانگیری ندارد.
2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزارتان خواهد داد، تاکید احمقانه و کلیشهای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی و این جورچیزها خواهد بود. تمام مدت فیلم یونانیهای آزاد اندیش آزادی دوست دموکرات منش باحال و با صفا در بارهی ضرورت حضور چنین چیزهایی و و نابودی چیزهای بد و بیخودی مثل بردهداری و ظلم و تاریکی که طبیعتا متعلق به ایرانیهاست صحبت میکنند.
3- شاه لئونیداس، که یک جورهایی قهرمان داستان و نقش اول و این جور چیزهاست و اصولا طبق روال چنین فیلمی خوش تیپ و شجاع چشم آبی و باحال با صفاست، و بر و بچههای با معرفت ارتش اسپارتا همهشان هیکلی در مایههایی بدنکارها (که نسخهی پیچیدهتر و جوادتر بدنساز است) و کشتیکچ کارها دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جورچیزها) و هیکل برای همه انسانها یک عدد ثابت است. بنابراین همنانطوری که تصور حضور یک بدنکار در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به پنج دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از نرهخرهایی مثل شاه لثونیداس و بربچههای با صفا و ورزشکار اسپارتی کمی عجیب است.
4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادیخواهیشان هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادیاش را چسبیدهاند و ول کن معامله هم نیستند. در خیلی از صحنههای فیلم شاه لئونیداس و بقیهی ارتش 300 نفره با آزادی و دوکراسی تمام مشغول جرواجر کردن سربازهای پلید و نکبت ارتش خشایارشاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروحها و زخمیهای ارتش ایران را میکشند، شاه لینونیداس هم بالای سرشان سیب گاز میزند.
5- یک بابای گوژپشتی هست که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شیش تیکه و نه قیافهی خوب و اصولا همهی آتشها از گور این بابا بلند میشود. یک جایی از فیلم که این از حضور در ارتش باحال اسپارت سرخورده شده راهش را کج میکند و زرتی میرود پیش خشایارشاه که توی حرمسرایش منتظر این بابا نشسته، که به لئونیداس خیانت بکند. خشایارشاه هم برای اینکه دل این بابا را به دست بیاورد بهش وعدهی مال دنیا و دخترهای خوشگل و این چیزها میدهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه میبینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن (هر کلمهای که دوست داشتید جایگزین این کلمه کنید) طرف هستید. بعد از آن طرف درست در صحنهی بعدی زن زیبا و با کمالات شاه لئونیداس را میبینید که در غیاب شوهرش به هر دری میزند که بقیه ارتش را هم بفرستد به کمک 300 دلاور شجاع. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همینطور ترتیب این صحنهها خیلی توی چشم میزند.
6- در همان صحنه بالا، وسط همهی این ماجراها یک قلیان هم میبینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایارشاه را داشته و با وجود اینکه قلیان در آن زمانها اختراع نشده بوده برایش یک قلیان چاق کرده.
7- لهجهی عربی سربازهای ارتش خشایارشاه هم خیلی توی چشم میزند. واقع سازندگان فیلم خیلی زحمت کشیده باشند که از بین نوشتههای کامیک لهجهی یک نفر را هم مشخص کنند.
8- آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتشش دراز به دراز روی زمین افتادهاند اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که شرتهایشان خیلی شبیه به شرتهای امروزیاست. طوری که حتی دوختهای ریز روی شرتشان هم شبیه به مدل شرتهای امروزی است.
Let's bomb 300!
باز هم غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از فردا - 9 مارس 2007- در سینماها اکران خواهد شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه میشود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
نمیخواهم نوشته ام را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر میکنید ، چنین تصویرسازیای از خشایارشاه درست است؟!


آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کردهاند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیهای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب میشد.
لباس ایرانیان باستان:
بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)

اطلاعات کامل درباره فیلم 300:
300 محصول سال 2007 و اقتباسی از رمان تصویری 300 است. این رمان تصویری به وسیله فرانک میلر نوشته است ، رمان درباره نبرد ترموپیل است.

فرانک میلر کیست؟
فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیکاستریپهایش شناخته شده است. یکی از معروفترین کمیکاستریپهای وی «شهر گناه» یا sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.
آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟
خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهامبخش میلر در نوشتن و طراحی کمیکاستریپاش بوده است.
کارگردان فیلم کیست؟
کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامهاش فیلم چندان مهمی دیده نمیشود.
خلاصه داستان فیلم:
300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بیربط نبرد ترمویپل را روایت میکند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی میکند ، وگرچه نهایتا کشته میشود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانیها در برابر ایرانیان میشود.
داستان تولید فیلم 300 :
در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیشنویس 121 صفحهای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دستاندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیتهای فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت میکند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.
دو ماه طول کشید تا نیزهها ، سپرها و لباسها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلمهای تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلمبرداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.
جالب است بدانید تقریبا تمام صحنههای این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلمبرداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پردههای آبی نقش بازی میکردند و بعد صحنههای پشت زمینه اضافه میشد:
بعد از فیلم برداری ، فیلم مورد ویرایش دیجیتالی قرار گرفت و تقریبا 250 جلوه ویژه به آن اضافه شد ، 70 هنرمند انیماتور در این مرحله با پروژه فیلم همکاری میکردند.
تاریخ یا افسانه؟
داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 سالهاش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزادهای تحصیلکرده ، خوشاندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز میرفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهههای بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستانهای حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشتهها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».
داستانهایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانیها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستانها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتابهای تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی میتراشند.
نکته جالبی که در بسیاری از نوشتههای این مورخان غربی به چشم میخورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه میبینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را میستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانهای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان میافتند به یکباره سخنانشان عوض میشود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.
در سال 480 پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید ، داستان لشکرکشی خشایارشا را داستانپردازان یونانی چنان پرداختهاند که گویا خشایارشا تمام آسیا را بر ضد شهر آتن بسیج کرده بوده است. هرودوت برای انکه بنمایاند که آتن خیلی اهمیت و ابهت داسته ، این داستان را در کتاب هفتم تاریخش به تفصیل شگفتآور و دلانگیزی به رشته نتحریر درآورده است. او بندهای 305 و 310 کتابش را به آمار سپاهیان ایران اختصاص داده و مینویسد که شمار ناوهای خشایارشا در این جنگ افزون بر 5200 فروند بوده و افراد نیروی دریاییاش از 517 هزار نفر بیشتر بودند ، کل تعداد جنگندگان خشایارشا از نیروی زمینی و دریایی که در داستان دلکش هرودوت به جنگ آتن بسیج شده بودند بالغ بر 2 میلیون و 317 هزار نفر بود ، که یک میلیون و هفتصد هزار نفرشان افراد پیادهنظام بودند.
هرودوت آنقدر در فکر بزرگ جلوه دادن لشکرکشی خشایارشا و اهمیت تراشیدن برای نیروی آتن بوده که با وجود آنکه مردی با تجربه و دقیق بوده ، فراموش کرده بوده که فکر کند چنین انبوهی از انسانها چگونه قادر بوده خواربار مورد نیازش را در سرزمین کوچکی چون کرانههای دریای ایژه و غرب آسیای صغیر تأمین کند.
نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتیهای ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتیهای دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنیها و اسپارتیها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه میرفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.
آنچه 300 و فیلمهای مشابه نمیگویند و یا نمیخواهند که بگویند:
- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلحطلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمینهای تحت سلطه
با فیلم 300 چه میتوانیم بکنیم؟
به گمان من سینما از چنان قدرتی برخوردار است که میتواند خواسته یا ناخواسته روی افکار عمومی اثر بگذارد ، فیلم 300 هم از این قاعده مستثنی نیست و خوشخیالی است اگر گمام کنیم چنین فیلم پرهزینه و دراماتیکی با انبوه جلوههای ویژهاش نتواند ، نظر غربیان را درباره پیشینه ما عوض کند.
مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهرهای سیاه برای رسانههای غربی درست میکنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم ، نباید بهتر از این را انتظار داشته باشیم. بارها نوشتهام که فرهنگ هم دیجیتالی شده است ، وقتی برای نوشتن این پست نبرد ترموپیل و خشایارشا را در در گوگل جستجو می کردم ، متوجه شدم ، حتی یک سایت خوب درباره تاریخ باستان نداریم. هرچه بود تلاشهای پراکنده افرادی معدود و پستهای پراکنده وبلاگنویسها بود.
از ساختن فیلم و گیم هم نگویید که نه توان ساختن آنها را داریم و نه ارادهای برای تجلیل از گذشته خود.
اگر هرودوت با اغراق 300 نفر را در برابر سپاهی میلیونی قرار داد باید اعتراف کنم که در حال حاضر ، دقیقا شرایط برعکس شده است ، اکنون ما وبلاگنویسها هستیم و انبوهی از رسانهها و استودیوهای غربی با بودجههای میلیون دلاری! نمی دانم شمار وبلاگهایی که برای مقابله در برابر 300 ، همکاری خواهند کرد به 300 وبلاگ میرسد یا نه!
راهکارهای مقابله:
- بمباران گوگلی : سادهترین و آسانترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!
- ویرایش منصفانه ویکیپدیا : به ویکیپدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید.
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایتهای معرفی فیلم و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.
- کمک به برپا و پربار شدن سایت 300themovie. info
اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتابهایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکیپدیا و سایت 300themovie. info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie. info در این کار شرکت کنند.
چگونه بمباران گوگلی کنیم؟
برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگنویسها به سایت 300themovie. info لینک بدهد ،آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.
این هم بمب این جانب!:
300 the movie
منابع: سایت imdb ، سایت ویکیپدیا ، سایت تاریخ ایران
دکتر عليرضا مجيدي
