كسي كه كارش را دوست دارد هفته اي 6 روز بيشتر از بقية مردم استراحت مي كند
|
جكسون براون
دوري هالندر، روان شناس، مي گويد: بيشتر مردم خيال مي كنند فقط بايد وقتي به فكر عوض كردن كارشان بيفتند كه اوضاع، حسابي غيرقابل تحمل شده باشد، اما واقعيت غير از اين است. او رضايت شغلي را اين گونه تعريف مي كند: بايد بتواني سه يا چهار سال بعد خودت را در همان كار مجسم كني، در حالي كه هنوز داري از انجام دادن آن كار لذت مي بري، هنوز محيط كارَت را دوست داري، هنوز از مصاحبت همكارانت خشنودي و در عين حال، كارَت بيش از حد لازم بر زندگي شخصي ات تأثير نگذاشته است. شما از شغل تان رضايت داريد؟
۱
اگر مادربزرگ تان از شما بپرسد: عزيزم، قهوه مي خوري؟ به احتمال خيلي زياد، يا مي گوييد: بله، لطفا يا مي گوييد: نه، ممنون يا . . . ولي مسلما شما در پاسخ به اين سؤال، كاري را نمي كنيد كه من كردم: زدم زير گريه! جين ساهادي، خبرنگار، در ادامة حرف هايش مي گويد: آن زير گريه زدن، نشانة اين بود كه من بيش از حد سر كار سابقم مانده بودم، كاري كه بيش از درآمد برايم استرس داشت. آن روزها من مدام از خودم مي پرسيدم اگر همين امروز در خيابان يك اتوبوس به من بزند و من بميرم، لااقل به خاطر همين يك ماه اخير چقدر حسرت مي خورم كه چه روزهاي وحشتناكي را پشت سرگذ اشته ام و . . . من بالاخره استعفا دادم، اما قطعا اين آخرين باري است كه براي استعفا دادن تا چنين مرحلة فجيعي صبر مي كنم.
۲
دوري هالندر اعتقاد دارد كه اگر يكي از شش نكتة زير در مورد شما و كارتان صدق مي كند، وقتش رسيده كه كارتان را عوض كنيد و يا لااقل در همين شغل فعلي، به دنبال موقعيت هاي بالاتر و متفاوت تري باشيد. او توصيه مي كند كه به فكر يك راه حل اساسي باشيد اگر. . .:
شغل تان براي شما فقط يك كار ساده و پيش پاافتاده است. در محيط كارتان هميشه خسته ايد يا حوصله تان سر مي رود. همه چيز در ذهنتان هست به جز كار. احساس مي كنيد كه فقط داريد وقت تان را تلف مي كنيد.
اوضاع كارتان در حال تغيير است و اين تغييرات، هيچ كدامش به نفع شما نيست. مثلا رئيس يا همكاري كه دوستش داشته ايد رفته است، يكي از همكاران تان كه با شما دشمني ديرينه داشته حالا نورچشمي رئيس شده و ارتقا گرفته يا كم كم داريد از دايرة افراد تصميم گيرنده و ذي نفوذ خارج مي شويد و يا . . .
رئيس تان قدرتان را نمي داند. كارتان را به بهترين نحو انجام مي دهيد، اما مقام مافوق تان براي شما تره هم خرد نمي كند. انگار نه انگار كه شما در اين حرفه تخصص داريد و داريد كارتان را خوب انجام مي دهيد.
مطمئن ايد كه در جاي ديگر و كار ديگري، استعدادتان بيشتر است و آن جا موفق تر خواهيد بود. هالندر اعتقاد دارد كسي به رضايت شغلي رسيده كه اطمينان پيدا كرده باشد در هيچ جاي ديگر و در هيچ كار ديگري، نمي تواند مانند اين كار به موفقيت دست پيدا كند.
هر روز عصباني تر و ناآرام تر از ديروزيد. هر چه بداخلاق تر و عصباني تر شويد، همكاران تان هم از برقراري ارتباط با شما بيشتر و بيشتر دوري مي كنند و همين كافي است تا احساس كنيد كه در محيط كارتان هر روز تنهاتر از ديروزيد و كارايي تان روز به روز، كمتر مي شود.
اوضاع سلامت جسمي و رواني تان هر روز وخيم تر مي شود. دكتر پل اسپكتور، روان شناس و استاد دانشگاه فلوريداي جنوبي، مي گويد: عدم رضايت شغلي، مي تواند اوضاع سلامت را هر روز بدتر و بدتر كند. شايع ترين بيماري هايي كه معمولا در اين مواقع به سراغ آدم مي آيند، عبارتند از: درد معده، سردرد و بي خوابي.
|
روان شناسان مي گويند رضايت شغلي يعني بتواني سه يا چهار سال بعد خودت را در همان كار مجسم كني، در حالي كه هنوز از انجام دادن آن لذت مي بري
۳
تغيير شغل، يكي از ويژگي هاي كار در دنياي مدرن است و الزاما هم به معناي تغيير كامل كاري كه انجام مي دهيد، نيست. ممكن است فقط به شكل تغيير محل كار، دپارتمان يا بخش مربوطه و نوع آن باشد. براي تغيير شغل هم ممكن است دلايل متفاوتي داشته باشيد. شايد كار تان آن قدر كسالت بار شده كه هميشه نگاه تان به ساعت است و از خودتان مي پرسيد كي تمام مي شود؟ شايد احساس مي كنيد كه در اين كار، هيچ جايي براي پيشرفت نداريد. شايد فكر مي كنيد كه بالادستي هايتان قدر شما را آن طور كه بايد و شايد، نمي دانند. فرقي نمي كند. به هر دليلي، اگر تصميم گرفته ايد كار خود را تغيير بدهيد، بايد دقت كنيد و از خودتان بپرسيد كه آيا شغل بعدي واقعا بهتر از شغل فعلي تان هست يا نه؟
۴
خوش شانسي يعني اين كه وقتي سر وكلة يك موقعيت و فرصت خوب پيدا مي شود، شما آمادگي پذيرش آن را داشته باشيد. بايد مهارت هاي خودتان را به روز نگه داريد؛ چه قرار باشد شغل تان را 6 ماه ديگر عوض كنيد، چه 6 سال ديگر. هر مهارتي كه ممكن است موقعيت حرفه اي شما را در حيطة كارتان تغيير بدهد، بياموزيد: تسلط به يك نرم افزار رايانه اي جديد، شركت در دوره هاي آموزش فن بيان، كلاس هاي مديريت بازرگاني، يادگيري يك زبان دوم و يا هر چيزي كه ممكن است شما را از نظر تخصصي يك پله بالا ببرد. به آن چه در حوزة شغلي تان و در محيط كار تان دارد اتفاق مي افتد نيز توجه داشته باشيد. حتي اتفاقات كوچكي كه در اين حوزه مي افتد، ممكن است در آينده تأثير زيادي بر شغل شما داشته باشد. همان قدر كه به مشكلات و موانع كاري توجه داريد، بايد به فرصت هاي در راه هم چشم داشته باشيد و گوش به زنگ باشيد. از خودتان اين سؤال ها و سؤال هاي اين چنيني را يك به يك بپرسيد: سال آينده، با توجه به كارفرماي جديدي كه پيدا كرده ام، موقعيت من چيست؟ آيا جاهاي ديگري هم چنين موقعيت شغلي اي را به من پيشنهاد مي كنند؟ چه كسي و با چه توانايي هاي بيشتري ممكن است جايگزين من شود؟ آيا رئيس و جايگاه او، از موقعيت تزلزل ناپذيري برخوردارند؟ آيا جايي كه برايش كار مي كنم، درگير يك مشكل اداري، قضايي و يا بحران مالي نيست؟ آيا در اين كاري كه انجام مي دهم، در سطوح بالاي مديريتي، تغييراتي صورت گرفته يا قرار است بگيرد؟ در رقابت موجود، جايگاه شركت، كارخانه يا صنايعي كه من برايش كار مي كنم، كجاست؟ آيا هرگز به شكل شفاهي يا كتبي به من تذكري داده شده است؟
۵
قبل از اين كه بخواهيد دنبال كار تازه اي بگرديد، بايد خيلي بي رودربايستي به اين سؤال پاسخ بدهيد كه چرا مي خواهيد كار فعلي تان را كنار بگذاريد؟ در غير اين صورت، ممكن است شغل جديدتان هم به سرنوشت شغل قديم تان دچار شود. خودتان را بي محابا با اين سؤال ها روبه رو كنيد: آيا من از كارم راضي ام؟ آيا كارم به اندازة كافي برايم جذاب هست؟ آيا جاي پيشرفت در همين كار را دارم؟ از عوايد مالي خودم راضي ام يا نه؟ حقوقي كه مي گيرم، منصفانه است يا غيرمنصفانه؟ چه حسي نسبت به همكارانم، محل كارم و ساعت كاري ام دارم؟ آيا كارم استرس فراواني به همراه دارد؟ بعد از اين كه صادقانه به سؤالات بالا پاسخ داديد، فكر كنيد كه براي رفع مشكلات تان در همين شغل فعلي چه كار مي شود كرد؟ آيا چاره اي هست؟ مشكلات تان را به تفكيك با همكاران و حتي مقامات بالادستي تان مطرح كنيد. شايد آن ها دلايل اميدبخشي داشته باشند كه ذهنيت شما را تغيير بدهد.
اما اگر بعد از همة اين مشاوره ها احساس كرديد كه بايد حتما كارتان را تغيير بدهيد، بهتر است آهسته و بي سر و صدا شروع كنيد و در عين اين كه در شغل فعلي خودتان انجام وظيفه مي كنيد، به دنبال كار جديدي هم بگرديد. اين كه شما داريد به دنبال كار جديدي مي گرديد و كار فعلي تان يك كار موقتي است، باعث مي شود محيط كار و همكاران تان را راحت تر از پيش تحمل كنيد.
۶
حالا كه قرار است كارتان را عوض كنيد، پس به آن به چشم يك موقعيت و فرصت ممتاز نگاه كنيد. قرار است شما از نظر حرفه اي پيشرفت كنيد و به اهداف شغلي برسيد. از خودتان بپرسيد كه سال آينده، 5 سال بعد و 10 سال بعد احتمالا چه جايگاهي خواهيد داشت؟ وقت بگذاريد و پاسخ اين سؤالات را در دفترچه تان يادداشت كنيد: چه نقاط قوتي در من هست؟ دوست دارم چه نوع كاري انجام بدهم؟ دوست دارم كاري داخل دفتر داشته باشم يا اين كه ترجيح مي دهم كارم در بيرون از يك دفتر و همراه با اين ور و آن ور رفتن باشد؟ آيا دوست دارم كارم تنوع زيادي داشته باشد؟ دوست دارم با مردم سر و كار داشته باشم يا با رايانه يا كتاب يا حيوانات يا...؟
|
7
حالا كه مي دانيد چه جور كاري را دوست داريد، پس تا مي توانيد در پيدا كردن آن سمج باشيد: روزنامه ها را چك كنيد. براي پيدا كردن آگهي ها ممكن است به جز روزنامه، چيزهاي ديگري هم به دردتان بخورد، مثلا اينترنت. از هيچ كدام شان غافل نشويد. با كساني كه در زمينة شغلي مورد نظرتان مشغول هستند، صحبت كنيد. اگر جاي خاصي براي كار، مدنظرتان هست، به آن جا برويد و با هر يك از كاركنان آن جا كه مي توانيد صحبت كنيد و از علاقه مندي و توانايي هايتان حرف بزنيد. از آن ها راهنمايي بخواهيد. خيلي ها وقتي ميزان علاقه مندي تان را ببينند، خودشان هم علاقه مند مي شوند كه به هر وسيله اي شده، به شما كمك كنند. اگر در رابطه با حرفة مورد نظرتان نمايشگاه، گردهمايي يا سميناري برگزار مي شود، سعي كنيد آن دور و بر آفتابي شويد و سر و گوشي آب بدهيد. اگر مي شد كه در آن شركت كنيد، حتما اين كار را بكنيد و بگذاريد كساني كه در آن زمينه فعاليت مي كنند با شما و توانايي هايتان آشنا شوند. فهرستي از نيازمندي ها را تهيه كنيد و تا مي توانيد، از طريق نامه و تلفن و اي ميل و فاكس و خلاصه به هر نـحو ممــكن، خـودتـان و علاقه مندي تان و تخصص تان را به ديگران بشناسانيد.
حالا كه مي دانيد چه جور كاري را دوست داريد، پس تا مي توانيد در پيدا كردن آن سمج باشيد: روزنامه ها را چك كنيد. براي پيدا كردن آگهي ها ممكن است به جز روزنامه، چيزهاي ديگري هم به دردتان بخورد، مثلا اينترنت. از هيچ كدام شان غافل نشويد. با كساني كه در زمينة شغلي مورد نظرتان مشغول هستند، صحبت كنيد. اگر جاي خاصي براي كار، مدنظرتان هست، به آن جا برويد و با هر يك از كاركنان آن جا كه مي توانيد صحبت كنيد و از علاقه مندي و توانايي هايتان حرف بزنيد. از آن ها راهنمايي بخواهيد. خيلي ها وقتي ميزان علاقه مندي تان را ببينند، خودشان هم علاقه مند مي شوند كه به هر وسيله اي شده، به شما كمك كنند. اگر در رابطه با حرفة مورد نظرتان نمايشگاه، گردهمايي يا سميناري برگزار مي شود، سعي كنيد آن دور و بر آفتابي شويد و سر و گوشي آب بدهيد. اگر مي شد كه در آن شركت كنيد، حتما اين كار را بكنيد و بگذاريد كساني كه در آن زمينه فعاليت مي كنند با شما و توانايي هايتان آشنا شوند. فهرستي از نيازمندي ها را تهيه كنيد و تا مي توانيد، از طريق نامه و تلفن و اي ميل و فاكس و خلاصه به هر نـحو ممــكن، خـودتـان و علاقه مندي تان و تخصص تان را به ديگران بشناسانيد.
وقتي داريد دنبال كار مي گرديد، بايد همة كساني را كه اطراف تان هستند، مطلع كنيد. همه بايد بدانند كه شما به دنبال شغلي با فلان خصوصيات هستيد. خيلي از كارفرمايان ترجيح مي دهند كسي را استخدام كنند كه يك شخص آشنا شخصا به آن ها معرفي كرده باشد. اگر شما در انتقال اين مفهوم كه به دنبال كار هستيد مُصِر باشيد، شايد وقتي روزنه اي براي استخدام باز شد، نام شما در ذهن آن شخص آشنا جرقه بزند و شما را براي كار به كارفرما معرفي كند.
۸
اما بايد واقع بين بود. گاهي اوقات، آدم از كارش دل خوشي ندارد، ولي ناچار است سر كارش بماند تا اموراتش بگذرد. مثلا سرپرست يك خانواده را در نظر بگيريد كه فكر مي كند اگر كار فعلي اش را رها كند، تا مدت ها نمي تواند كار مناسبي براي خودش دست و پا كند و اوضاع خانواده اش به هم مي ريزد. گاهي اوقات هم آدم مجبور است براي پس انداز پول كافي به منظور شروع كار دلخواه اش، عجالتا با همين شغل كنار بيايد. بعضي اوقات هم آدم به خودش مي گويد كه من فقط چند سال تا بازنشستگي فاصله دارم و از اين حرف ها. خلاصه اين كه، نمونه هاي اين چنيني كم نيستند و همة اين موارد، محتمل است. اما در تمام اين موارد، مي شود با ذهنيت بهتري به كار فعلي مشغول بود. نبايد مرتب به خودمان تلقين كنيم كه ما به اين كار مجبوريم و هيچ راه ديگري وجود ندارد و . . . هالندر توصيه مي كند كه: در چنين مواردي، كار فعلي تان را منبعي ببينيد كه شرايط را برايتان مهيا مي كند تا در آينده، كار دلخواه تان را انجام بدهيد. و البته در طي اين مدت هم بايد سعي كنيد مهارت هاي جديدي بياموزيد تا موقع جدا شدن از اين كار، به درد كار بعدي تان بخورد. بايد سعي كنيد خودتان را به مهارت ها و اطلاعاتي كه براي انجام كار بعدي احتياج داريد، مجهز كنيد. اين را هم يادتان باشد كه بهتر است آهسته و بي سر و صدا شروع كنيد و در عين اين كه در شغل فعلي خودتان انجام وظيفه مي كنيد، دنبال يك كار جديد بگرديد.
۹
براساس يك نظرسنجي كه چندي پيش سازمان ملي جوانان در كشور خودمان و با حضور بيش از 900 جوان ايراني انجام داده، معلوم شده است كه بيش از 50 درصد جوانان كشورمان از شغل شان رضايت ندارند. در كشور ما به دليل مشكلات مالي كه گريبان گير بيشتر افراد جامعه است، جوانان در هنگام انتخاب شغل به دنبال مشاغلي مي گردند كه نيازهاي مادي شان را برآورده كند و به همين دليل، معمولا علايق شخصي، استعدادها و توانايي هاي خود را براي يافتن يك شغل مناسب زير پا گذاشته و ترجيح مي دهند از قبول كارهاي مورد علاقه شان كه درآمد پاييني دارد، صرف نظر كنند. دكتر غلامحسين خورشيدي، كارشناس مسائل اقتصادي، مي گويد: از ديد كلي، بحث نارضايتي شغلي را مي توان به دو شكل تعبير كرد: نخست، اصل شغل كه باعث عدم رضايت فرد مي شود و دوم، محيط فعاليت فرد كه موجب مي شود نارضايتي هايي براي وي به وجود آيد. او مي افزايد: ناعدالتي در به دست آوردن شغل مناسب نيز از عوامل مهم ديگري است كه باعث به وجود آمدن نارضايتي در افراد مي شود. هنگامي كه فرد مي بيند دوستش با مدرك تحصيلي مشابه و تنها به دليل داشتن ارتباط يا پارتي، جايگاه و شغل بهتري نسبت به او دارد، حتي اگر شغل مناسبي هم داشته باشد باز احساس نارضايتي مي كند. متأسفانه اين مسأله در جامعة ما كم نيست و آشكارا قابل مشاهده است. دكتر محمد احمدي، رئيس مركز خدمات مشاوره اي شريف نيز اعتقاد دارد كه: اگر افراد در محيط كارشان آموزش ببينند، شناخت بيشتري نسبت به حرفة خود پيدا مي كنند، كارشان را بهتر انجام مي دهند و در نهايت، رضايت بيشتري هم از شغل خودشان خواهند داشت. او ثبات شغلي را هم يكي ديگر از عوامل مهم در اين مورد دانسته و مي گويد: در جامعة ما افراد همواره بر اين باورند كه شغل ثابتي ندارند و پيوسته به دنبال شغل بهتري مي گردند. در صورتي كه اگر نسبت به دوام شغل خود اطمينان داشته باشند، با تلاش بيشتر در شغل شان پيشرفت كرده و از جايگاه بهتري بهره مند مي شوند و رضايت بيشتري هم از شغل خود خواهند داشت. دكتر يوسفي، اقتصاددان، نيز معتقد است كه: انسان با توجه به نيروي توجيه گري خود، هميشه سعي مي كند كار گريزي و يا تخريب كار را با نارضايتي توجيه كند. يوسفي تمامي سازمان هاي اجرايي را مسؤول حل مشكلات ريشه اي در اين زمينه دانسته و مي گويد: براي حل اين معضل در جامعه، سازمان هاي مختلفي از جمله سازمان برنامه ريزي بايد برنامه هاي مدون و طولاني مدتي را فراهم كنند كه بتوان آن را عملي كرد.
۱۰
و اما دو نكتة ديگر:
اول اين كه چيني ها مي گويند: استراحت كردن يعني پيشرفت كردن. كارشناسان توصيه مي كنند كه هميشه سعي كنيد از مرخصي هايتان نهايت استفاده را ببريد. مرخصي چيز بسيار خوبي است. هالندر نيز پيشنهاد مي كند كه وقتي حقوق مي گيريد، به استراحت كوتاهي برويد يا اين كه به پاس كار سختي كه انجام داده ايد، براي خودتان هديه اي تهيه كنيد.
و دوم اين كه به نظر شما چرا و چگونه بعضي ها موقعيت شغلي شان را از دست مي دهند؟ اين سؤالي است كه در سال 2003 تحقيق مفصلي به دنبال داشته و مديران كلان شركت هاي معتبر بين المللي، پاسخ هايي به آن داده اند كه سرفصل آن پاسخ ها در اين 7 مورد خلاصه مي شود: عدم بازدهي يا افت راندمان كاري، اشتغال به شغلي كه دوستش نداريد، نداشتن اهداف بزرگ در كاري كه به آن مشغول ايد، پول را مهم ترين چيز دانستن، داشتن ديدگاه منفي دربارة شغل حاضر، شايعه پراكني و توطئه چيني. اما توضيح و تفصيل اين موارد، بماند براي شايد وقتي ديگر.
