دکتر "مهرداد افتخار" يکی از معدود افرادیست که در ايران به مشکلات جنسی به شکل تخصصی میپردازد و در کلينيک سکسولوژی تهران وابسته به انستيتو روانپزشکی تهران به عنوان متخصص روانپزشک اختلالات جنسی کار میکند. متن زیر گزیده ای از مصاحبه مجله کاپاچینو با اوست . در انتخاب متن ، بیشتر جنبه های اجتماعی و عمومی مد نظر قرار گرفته است .
تعريف سکس نرمال خيلی مشکل است، آنقدر رفتارهای جنسی در انسان تنوع دارد که خيلی سخت است بگوييم يک سکس نرمال و يا غيرنرمال است. اما ما به سکسی می گوييم غيرنرمال که يک سری ويژگی داشته باشد.
1- نسبت به جامعه و يا برای افراد مخرب باشد : مثلاً طوری باشد که در رفتارهای جنسیاش به جنس مخالف آسيب برساند، کسی باشد که برانگيختگی جنسیاش طوری باشد که بايد در جلوی جمع خودش را در معرض ديد قرار دهد. يک مورد ديگر آن اين است که فرد علاقه به ارتباط جنسی با کودکان داشته باشد.
2- يک ارتباط و يا يک تمايل جنسی نتواند متوجه يک شریک شود. اينکه شریک را اينجا نگفتيم جنس مخالف هدف داشتيم، برای اينکه از سال 1973 (homosexuality) همجنسگرايی از گروه اختلالات روانپزشکی حذف شده. بعد از آن هم در تقسيم بندی بيماریهای آمريکا و تقسيمبندی سازمان بهداشت جهانی حذف شد. در هيچ طبقهبندی علمی در دنيا الان آنرا را بيماری نمیدانند؛ يک ترجيح جنسی کاملاً طبيعی محسوب میشود که حالا با بقيه افراد متفاوت است، هر چند شايد پذيرش آن يک مقدار به خصوص برای ما مشکل باشد. اما واقعيت اين است که الان ما اين را يک بيماری نمیشناسيم و در حيطه كار اختلالات روانپزشکی نيست.
3- کسانی که برانگيختگی جنسی عجيب و غريب دارند به اين شکلاند که حتماً بايد کار خاصی را انجام دهند. کسانی که مثلاً با ديدن يک مثلث در فضا و يا تصور يک مثلث در فضا به برانگيختگی جنسی میرسند، يا خوردن بعضی از مواد برايشان برانگيختگی جنسی ايجاد میکند.
4- به طور غيرطبيعی همراه با احساس اضطراب و گناه باشد.
5- به شکل "اجباری " باشد. سکس به صورت compulsive يعنی اجباری. فرد قبل از اينکه يک رفتاری را انجام بدهد احساس تنش و اجبار میکند که آن کار را انجام بدهد و وقتی آن کار را انجام میدهد از آن تنش خلاص میشود. نمونه واضح چنين رفتارهايی را در افراد وسواسی میبينيم .
اينجا بد نيست درباره masturbation (خود ارضايی) صحبت کنيم به خاطر اينکه به طور سنتی در کشور ما درباره خودارضایی خيلی بد صحبت شده، ازقبيل آموزشهايی درباره اينکه خودارضایی ايجاد کوری و کری میکند، باعث میشود ستون فقرات برجستگی پيدا کند و ... واقعيت اين است که تمامی اين حرفها غيرعلمی و بیاساس هستند. آمارهايی هم که وجود دارد نشان میدهد که اکثر افراد در طول عمرشان اين کار را کردهاند و میکنند. خودارضایی هم اگر کنترلی رويش نباشد compulsive میشود. يک نشانهاش اين است که خيلی تکرارش زياد باشد يا آنقدر خودارضایی کنند که نتوانند متوجه شریک شوند.
از نظر دين اسلام اين کار حرام است، به خاطر همين نوجوانانی که اين کار را انجام میدهند دچار يک احساس گناه میشوند. اين احساس گناهِ دائم باعث میشود که آنها غمگين و افسرده شوند و بارها اقدام میکنند و تصميم میگيرند که آن کار را انجام ندهند ولی باز انجام میدهند. اين وضعيت فرهنگی تاحدودی کار ما را در کلينيک سخت ميکند و نمیتوانيم راحت بگوييم اين کار هيچ اشکالی ندارد. در کشورهای غربی در مدارسشان انجام خودارضایی را به بچهها آموزش میدهند .
سه گروه اختلال در اختلالات جنسی قرار میگيرد :
گروه اول، گروه dysfunction ها (اختلالات کارکردی جنسي) است که از اختلالات تمايلات جنسی شروع می شود. اين گروه شامل اختلالات بر انگيختگی که هم در خانمها و هم در آقايان وجود دارد میشود که در آقايان به آن ناتوانی جنسی impotency میگوييم. اختلالات رسيدن يا اساسا نرسيدن به اوج لذت يا orgasm در خانمها و آقايان هم شامل اين گروه میشود و انزال زودرس هم در اين گروه قرار میگيرد. برخی از اين اختلالات همراه با درد هم هستند.
گروه دوم كه گروه بزرگتری هستند گروه paraphilia (اختلالات ترجيح جنسی) هستند .مثلا" پدوفيلیها علاقه به روابط جنسی با کودکان دارند. البته اين مساله [روابط جنسی با کودکان] در سالهای اخير خيلی مورد توجه همه قرار گرفته و در واقع در سالهای اخير مفهوم رسوايى اخلاقى از همجنسگرايی به پدوفيليا تغيير يافته است.
بخشی از اين مساله كار نهضت فمينيسم بوده چرا که پدوفيليا عمدتاً كارى مردانه عليه بچهها بوده است. فمينيستها در ايجاد قوانين سفت و سخت بر عليه اين مساله نقش بسيار موثری ايفا کردهاند. هر گونه ارتباط جنسى با کودک زير 13 سال به شرط اينكه فردى كه با او ارتباط برقرار میكند بالاى 16 سال باشد غيرطبيعى شمرده میشود.
نمونه ديگرش exhibitionism خودنمایی بود كه در رابطهاش صحبت كرديم. ساديسم و مازوخيسم هم نوعی پارافيليا هستند. از انواع ديگر پارافيليا، فتيشيزم را میتوانيم نام ببريم که فرد علاقه به قسمتهايى از لباس شريك جنسیش دارد و يا با لمس كردن كفش يا لباس او احساساتش برانگيخته میشود. و يا voyeurism (مثلاافرادی که علاقه به شنيدن جملات سکسی دارند) و يا افرادی که علاقه به پورنوگرافى دارند. يکی ديگر از اين اختلالات frotteurism است که مثلا فرد در برخی زمانها در حالتیست كه متوجه نيست و خودش را به جنس مخالف نزديك میكند، پديدهای كه در اتوبوسها و مينىبوسها میبينيم. اينها همه انواعى از پارافيليا هستند که اختلال در ترجيح جنسی است .البته ممكن است هر كسى يک سرى از اين كارها را در شرايط خاصى انجام بدهد، مثلاً هنگامی که به يك شريك جنسى دسترسی ندارد، اما كسى كه اين اختلالات را دارد اصلا علاقهمند است كه اينكارها را انجام بدهد.
گروه سوم كه در حيطه اختلالات جنسى در زمينه سكس قرار میگيرد اختلالات هويت جنسی است. هويت جنسى احساس درونى مرد بودن يا زن بودن است كه در شرايط عادى بايد با فيزيک انسان مطابقت داشته باشد. .در شديدترين حالتش transexuality. فرد مراجعه میکند و میگويد اصلا جنسيت من را عوض كنيد. من اصلاً نمىخواهم دختر باشم و دوست دارم پسر باشم و بالعكس.
معتبرترين مطالعهاى كه در زمينه شيوع اختلالات جنسى در جامعه شده تحقيق شخصی به نام لومن در سال 1994 است که بر روی حدود 3900 نفر در آمريكا انجام داده است. نتايجش خيلی جالب است:
در ميان خانمها 33% شكايت كردهاند كه تمايل جنسیشان كم است. شايعترين اختلال جنسی در خانمها كم بودن تمايل جنسي است. 17% گفتهاند كه در برانگيختگی مشكل دارند. 24% گفتهاند كه به ارگاسم نمیتوانند برسند . 21% گفتهاند سكس برایشان لذتبخش نيست، 14% از درد هنگام نزديكی شكايت داشتهاند. البته آمار آقايان كمی پايينتر بود ولی 16% آنها تمايل جنسیشان كم بود، 10% اشكال در (erection) نعوظ داشتند، 29% گفتند كه زود به اوج لذت جنسی میرسند كه اين هم رقم خيلی بالايیست. 17% هم گفتند كه performance anxiety دارند، يعنی موقعی كه میخواهند رابطه جنسی داشته باشند خيلی مضطرب و نگرانند. اين آمار شيوع اين اختلالات را نشان میدهد.
اگر كسی باشد كه به طور مداوم درگير گروپ سكس باشد و علاقهمند به اين روابط باشد، شايد بتوانيم آن را جزء اختلالات جنسی که جايی طبقهبندی هم نشده قرار بدهيم. اما اگر فردی يک بار درگير اين گروپ سكس بشود و اين رفتار او تداوم نداشته باشد جزو اختلالات جنسی محسوب نمیشود. اين را میتوانيم جزو يك اختلال جنسی كه جايی طبقهبندی نشده قرار بدهيم. ما يک گروه هم داريم که شامل اختلالات جنسی میشود كه جايی ذكر نشدهاند. در اين باره مثالهای زيادی وجود دارند از جمله داشتن رابطه جنسی با مرده، یا حالتی كه بر اثر آن هر سال تعداد زيادی در آمريكا میميرند به خاطر اينكه در حالت hypoxia، در حالتی که اكسيژن مغز كم است، لذت جنسی بسيار زيادی تجربه میشود و به همين دلیل افراد خودشان را هايپوكسيد میكنند . يک کيسه روی سرشان میگذارند تا هايپوكسيد شوند و بعد خودارضایی میكنند. منتها چنين كارهايی گاهی وقتها به مشکل هم برمیخورد، مثلا آن لحظهای که بايد هوا برسد نمیرسد!
چيزی كه در پورنوگرافیها نشان داده میشود (روابط يک فرد با جنس مخالفش) يك رابطهی جنسی بسيار ايدهآل است. شايد اين قبيل تصاوير به گروهی از افراد اطلاعاتی بدهد، به خصوص در جامعه ما كه اطلاعات از كانالهای صحيحی به افراد نمیرسد ممکن است در شرايطی كمکكننده باشد. اما برای كسانی كه اختلالات جنسی دارند، كسانی كه اضطراب دارند، كسانی كه اعتماد به نفسشان كم است كه باز من فکر میکنم اين جور افراد در جامعه ما زياد هم ديده میشوند، اين فيلمها گاهی وقتها میتواند اين اضطراب و يا اختلال را بيشتر كنند. اما روی بسياری از افراد که بخصوص اعتماد به نفس خوبی ندارند ممکن است کاملاً اثر مخرب داشته باشد و ما به شخصه اينکار را در کلينيک به هيچ کس پيشنهاد نمیکنيم. ممکن است يک فيلم آموزشی ساخته بشود که ما اينجا در دسترس نداريم نشان افراد بدهيم، اما اين پورنوگرافی رايج را ما توصيه نمیکنيم.
در کشور ما خيلی از مشکلات روزمره زندگی و طلاقها بخاطر اشکال در روابط جنسی است. يعنی فرد نمیگويد من از رابطه جنسی با تو ناراضی هستم، يا تو به خاطر اينکه انزال زودرس داری من را عصبانی میکنی، رویاش نمیشود اين چيزها را بگويد و به جای آن میگويد: مثلا" شب چرا دير اومدی خونه؟! چرا توجه نمیکنی؟ يعنی اينکه اشکال در روابط جنسی خيلی وقتها خودش را در حيطههای ديگر زندگی نشان میدهد و مثلا شخص به خاطر مسائل ديگری تقاضای طلاق کند و مشکلات جنسی خيلی رو نيست. اما واقعيت اين است که يکی از ستونهای خيلی مهم تداوم يک ارتباط زناشويی، روابط جنسی است. يکی از ستونهای خيلی خيلی مهم.
يکی از دلايل ازدواجهای کامنيافته در جامعه ما فرهنگ ماست. از يک دختر و پسری که هيچگونه تجربه روابط جنسی در هيچ حدی نداشتهاند میخواهيم که وارد اطاق بشوند و اوج رفتار جنسی را از خودشان به نمايش بگذارند. خب اينکار برای هر دو اضطراب خيلی زيادی به همراه خواهد داشت. هم پسر میترسد چون هيچ تجربهای ندارد و هم دختر نمیداند چه اتفاقی قرار است بيفتد. از آنجايی که اين دو نفر بايد رابطه جنسی کاملی را برقرار کنند طبيعتاً گاهی وقتها به مشکل برمیخورند. البته در سالهای اخير اين فرهنگ تعديل شده ولی تا همين چند سال قبل خانوادهها پشت در اطاق میايستادند و منتظر بودند تا دستمال قرمز را از داخل اطاق به عنوان پيروزی مرد بگيرند!!!
مساله ديگر اينکه در کشور ما سکس از اول با گناه و احساس گناه آميخته شده. هيچوقت به بچههایمان ياد ندادهايم میشود رابطه جنسی داشت بدون اينکه احساس گناهی داشته باشند. هر وقت صحبت از اين قضايا شده مادرها لبشان را گزيدهاند و گفتهاند وای خيلی بده يک همچين چيزی. خب طبيعتاً باز اين احساس گناه هم که بخشی از آن ممکن است ناشی از احساسات مذهبی ما هم باشد بعنوان يک عامل مهارکننده عمل میکند و باعث میشود که هر دو خيلی در روابط جنسی راحت نباشند.
در تمامی اختلالات روانپزشکی مشخص کردن حد طبيعی از حد غيرطبيعی خيلیخيلی مشکل است. اين حد را اينجا به شکل قراردادی گذاشتند که اگر مشکلی در کارکرد فرد ايجاد بکند، حالا کارکرد شغلی، اجتماعی، بين فردی و يا اينکه برای خود فرد احساس ناراحتی خيلی زياد بکند يک اختلال محسوب میشود... همه موارد و مشکلات جنسیای که در زوجها میبينيم يک اختلال نيست. همانطور که زوجين ممکن است در بسياری از مسائل مثلا درباره تربيت بچه، خريد مرغ و يا در انتخاب خانه با هم توافق نداشته باشند، ممکن است که درباره مسائل جنسی هم با هم توافق نداشته باشند. يعنی مثلا زمانی که طول میکشد يکی از آنها به اوج لذت برسد با ديگری فرق کند و مثلا بخواهد زمان طولانیتر باشد. اين اختلال نيست. ممکن است يکی از زوجها تمايل داشته باشد که هر شب ارتباط جنسی داشته باشد، ولی ديگری دوست داشته باشد هر سه شب در ميان ارتباط داشته باشد . اينها هيچکدام اختلال نيستند، اما ممکن است تعارضاتی ايجاد کنند. حالا ما میگویيم sexual function discrepancy، يعنی يک ناهمگونی در کارکرد جنسی که تقريبا در تمام زوجها در سراسر دنيا وجود دارد. و بايد اين را به مردم بگوييم که طبيعی است و فکر نکنند غير عاد یست.
اما آيا anal sex (سکس از ناحيه معقد) هم جزو اختلالات جنسی قرار می گيرد؟
اگر primary sex organ به طور کامل از رابطه حذف شود و يک زوجی ارتباط جنسیشان فقط به صورت anal sex باشد غيرطبيعی است، ولی صرف برقراری به اين شکل اختلال محسوب نمی شود. گيرندههای لذت زيادی در کانال anal وجود دارد، منتها مشکلاتی را میتواند برای خانمها ايجاد کند، منجمله اينکه عضلات حلقوی که کانال anal را می بندد دچار اشکال میشوند. بنابراين انجام anal sex در درازمدت حتما آسيبهايی به فرد وارد میکند .
سوال : در فرهنگ شرق هند و چين يک سری مکاتب و آيينها و يک سری شرايطی وجود دارند که در آنها شخص بدون داشتن رابطه جنسی از آرامش جنسی مطلوبی برخوردار است و بطور مثال تحت تاثير اعتقادات مذهبیش هست. خودداری نمیکند ولی نيازی هم احساس نمیکند. میشود در اين رابطه کمی توضيح بدهيد؟
دکتر: من با اين مکاتب خيلی آشنايی ندارم، ولی يک مکانيزمی را میشناسيم که فرد بطور ناخودآگاه تمايلاتش را repulse میکند (دفع می کند) که منجمله در رابطه با تمايلات جنسی هم اين اتفاق میافتد. نه اينکه عمدا جلوی خودش را بگيرد. اين عمدا جلوی خود را گرفتن مکانيسم دفاعی مهجورتری است بنام suppression (سرکوب کردن). اما فردی که repulse میکند خودش چنين تمايلاتی ندارد. موقعی که آموزش داده شود که سکس با احساس گناه همراه است و فرد خشکهمذهبی باشد، خب طبيعتا در ناخودآگاهش اين مساله کمرنگتر میشود. اين مکانيسمی هست که اتفاق میافتد اما اينکه آيا اين repulse کردن به اين معناست که اين تمايل به کلی از وجود فرد پاک شده و اين مساله هيچ مشکلی را برايش ايجاد نمیکند و فرد میتواند بدون سکس به زندگیش ادامه بدهد، به نظر من عملی نيست.
توصیه :
بايد به جوانها یمان آموزش بدهيم برای اينکه جامعه هم در حال تغيير است. ببينيد آن جامعه سنتی قديمی که خانمها هيچ انتظاری در روابط جنسی نداشتهاند ديگر تمام شده است. همين مساله تحولی را ايجاد کرده است. مثلاً شايد جالب باشد برایتان که رد پای بحث انزال زودرس در ادبيات پزشکی را خيلی وقت نيست که میبينيم. شايد در40-50 سال اخير است که اين را میبينيم. دليلش اين است که در جامعه غربی هم ازدواج کام نيافته معنی نداشته. از وقتی که زنها هم به اين فکر افتادند که در روابط جنسی از حقوقی برابر با مردها برخوردار باشند و بايد به اوج لذت جنسی برسند، شکايتها شروع شد و مردهايی که انزال زودرس دارند مجبور شدند مراجعه کنند. خب مسايلی به اين شکل الان بطور جدی تر در جامعه ما مطرح میشود. زنها هم برای خودشان حقوقی قائل هستند و ديگر آن جامعه قبلی نيست که خانم فقط سماور را آماده کند و شب آقا بيايد چایش آماده باشد و شامش را بخورد و هر وقت هم خواست بيايد کارش را بکند و برود! همه اين روابط عوض شده و به همين دليل بايد اطلاعات درستتری در اختيار جوانها قرار دهيم.
( از مقاله مجله کاپاچینو- کيوان ارزاقی - صنم دولتشاهی )