تبليغاتX
مثبت من - خلاقيت و فعاليت هاي ادراكي :

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

Schachtelخلاقيت فرد را در اين مي داند كه محيط و عوامل موجود در آن را بهتر بررسي مي كند و بدون اينكه تحت تاثير ديگران قرار گيرد ويا هدف معين اورا از بررسي محيط باز دارد و آزادانه به شناختن محيط و مشخص ساختن عناصر عمده آن بپردازد . او نظر فرويد را در مورد خيالبافي رو يا و جريان تصورات آزاد تا  اندازه اي صحيح تلقي  مي كند ولي معتقد است كه فرويد درباره تفكر خلاق سخت در اشتباه است (1999 Schachtel)

افرادي كه فكرشان باز است كمتر تحت تاثير عادات و تلفيقات قرار مي گيرند و بهتر مي توانند محيط اطراف خود را بشناسند و به خلق افكار و عقايد تازه مبادرت كنند .محرك فرد در پيدا كردن راههاي تازه و خلق افكار جديد احتياج او با ايجاد و ارتباط با محيط است .(همان منبع )

افرادي كه در برخورد با محيط بيشتر دقت كنند فكر خود را افكار بيندازند و عناصر موجود در محيط  را از جهات مختلف مورد بررسي قرار دهند بهتر مي توانند انديشه هاو افكار تازه را به وجود آورند (ردل 1988)

فعاليتهاي ادراكي يا فكري بشر به دو صورت ظاهر مي گردد .

1-يا مركزيت فرد يعني آنچه فرد احساس مي كند مبناي فعاليت و تفكر او قرار مي گيرد .

2-يا مركزيت شيي يعني توجه بشي و خصوصيات آن در اين صورت فرد مي خواهد اشياءخارجي را بدون دخالت دادن احساس و تمايل خود درك كند .

مركزيت  فرد در دوره كودكي و بچگي بر فعاليتهاي فكري افراد غلبه دارد و در دوره بلوغ و سالمندي، فرد بيشتر متوجه اشياءمي شود و مي خواهد آنها را چنانچه هستند در نظر گيرد . به عقيده او خلاقيت در حد وسيعي معلول غلبه صورت دوم بر اول است يعني هر چه فرد كند احساس و تمايل خود را در شناختن محيط دخالت دهد بهتر مي تواند به خلق افكار تازه اقدام كند .(اس چكتل 1999)

1-مرحله آمادگي prepartion

در اين مرحله فرد به جمع آوري حقايق و مدارك مي پردازد و مسئله را از جهات مختلف مورد بررسي قرار ميدهدپس از اينكه مدارك مزبور راجمع آوري نمود آنها را سازمان مي دهد و رابطه حقايق را با مسئله مورد بحث در نظر مي گيرد راه حلهائي را كه ديگران براي حل اين مسئله بكار برده اند مورد مطالعه قرار مي دهد خلاصه آمادگي وقتي شروع مي شود كه فرد افكار ونظريات خود را روي مسئله معيني متمركز سازدوجهت فكر خود رامعين نمايد. (والز1999)

2- رشدغيرمحسوس Incu;bation

در اين مرحله فرد ظاهرا فعاليتي براي حل مسئله مورد بحث يا نيل به هدف معين از خود ظاهر نمي سازد .ودر اين جهت   پيشرفتي نصيب دانشمند نمي شود اما ممكن است به طور حتمي فرضيه يا راه حل خاصي را رد يا قبول كند. يعني مي توان گفت اگر چه مبتكر ظاهرا فعاليتي درباره حل مسئله مورد بحث ازخود نشان نمي دهد معذلك در قسمت ناخودآگاه ذهن به بررسي معلومات جمع آوري شده مي پردازد.(همان منبع)

3-كشف Illumination

مرحله سوم درجريان تفكر خلاق اهميت خاصي دارد در اين مرحله فكر تازه ظاهر مي شود و مانند نورافكني زمينه يا موقعيتي را كه مسئله در آن قرار دارد روشن مي سازد فكر وانديشه تازه در اين مرحله شكل مي گيرد و مشخص مي شود به طور كلي طرح وشكل ،‌اساس يا هسته مركزي اختراع در اين مرحله ظاهر مي گردد.(همان منبع)

4-بررسي وآزمايش (Verification)

در اين مرحله متفكر كمتر تحت تاثير عواطف قرار دارد و با خونسردي آنچه راكه كشف و اختراع كرده مورد توجه قرار مي دهد . حالت انتقادي به خود مي گيرد.

اگر متفكر موفق به كشف زمينه جديدي شده باشد دراين مرحله آن را مورد ارزش سنجي قرار مي دهد.(همان منبع)

آنچه تفكر خلاق را ممكن مي سازد.

1-فراگرفتن مهارتهاي عقلاني و كسب معلومات

2-محركهاي حسي يا پاره اي از سرگرميها. مطالعه طرز كار مخترعان نشان مي دهد .

كه در مواقع خاصي مثل سيگاركشيدن ،قهوه خوردن ،‌راه رفتن زمينه ذهني  بعضي از آنها را براي خلق افكار وانديشه هاي تازه مساعدتر است.

3-طرز تفكر عتقادي

4-ابتكار

5-رهائي ازجهودرواني

6-ايدآلها وآرزوها

7-قدرت تخيل

8-مساعد بودن عوامل فرهنگي واجتماعي

آنچه خلق را از تفكر خلاق باز مي دارد:

1-ترس واضطراب

2-كار سخت و اجباري

3-مسئوليتهاي اداري

4-اشتغال بكار وتحقيق دروقت معين و ثابت

5-رغبت شديد بكاري كه با مسئله مورد بحث هيچ نوع ارتباطي نداشته باشد.

6-ترس از ادامه نيافتن كار وتحقيق يا احتمال متوقف شدن آن

7-تضادهائي كه منشا پيدايش مشكلات عاطفي شود(وردورث2001)


 

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 3:17 AM  توسط م.ک.  |