درباره شرايط وچگونگي پيدايش فکر خلاق دو نظر تقريبا متضاد وجود دارد نظر اول مبني بر اين است که فکر خلاق معلول فعاليتهايي است که فرد آگاهانه انجام مي دهد منظور اين است که نويسنده ،رياضي دان ويک هنرمند وقتي مي تواند در رشته خود فکر و انديشه تازه اي به وجود آورد که ذهن خود را به تلاش وکوشش وا دارد . آنچه راکه ديگران در اين رشته بيان نموده اند مورد مطالعه قرار دهد . مسائل مختلف را از جهات گوناگون بررسي کند و در طرح مسائل جديد يا پيدا کردن راه حل هاي تازه از روي قصد و اراده و با آگاهي کامل به تحقيق بپردازد (برينگ 2000)
نظر دوم ضمن اينکه دارا بودن اطلاعات کافي را در رشته معين شرط لازم خلاقيت قرار مي دهد در عين حال منشا آن رادرقسمت ناآگاهانه ذهن فرد جستجو مي کند .
طرفداران اين نظر چند سوال را مطرح مي كنند مثلا مي گويند چرا همه طرفداران و دانش پژوهان موفق به كشف و اختراع راههاي تازه نمي شوند ؟
چرا ارتباطات ميان پديده ها توجه محدودي را به خود جلب مي كند ؟براي چه فرد پاره اي از نظر دور مي سازد؟چرا افكار تازه به صورت غير عادي و كاملا ممتاز ظاهر مي گردد ؟به طور خلاصه اين دسته عقيده دارند فعاليتها ي قسمت ناآگاهانه ذهن فرد سبب پيدايش افكار و عقايد تازه مي شود (همان منبع )
نظر فرويد درباره خلاقيت :
فرويد برخورد تضاد را سبب پيدايش فكر تازه تلقي مي كند .به نظر او همانطور كه تضاد سبب پيدايش رفتار دفاعي يا رفتار غير عادي است در پيدايش افكار و عقايد تازه نيز تضاد نقش اصلي را به عهده دارد .
وقتي تمايلات جنسي يا تمايل مجمله و تعرض در اثر تضاد با ميزانهاي اجتماعي يا تهديد احتياجات اساسي از قسمت آگاه ذهن خارج شده و در قسمت نا آگاه ذهن وارد ميشود و به فعاليت مي پردازد فعاليت هايي كه به صورت فعاليتهاي علمي و هنري ظاهر مي گردد . د رواقع فعاليتهاي علمي و هنري نيز شكلي از اشكال رفتار دفاعي مي باشد .(به نقل از سانف 2001)
فرويد عقيده دارد نويسندگان روانشناسان و ساير دانش پژوهاني كه در پيشرفت و ترقي علوم و دانشهاي بشري كار كرده اند محرك آنها همان تمايلات جنسي يا تمايل مجمله و تعرض بوده است .
اين عده چون نتوانسته اند مستقيما تمايلات خود را راضي سازند هدفهاي خود را تغيير داده وهدفهاي عاليتري را انتخاب نموده اند و به پيشرفت علوم همت گمارده اند كه اين نظريه قابل توجيه نيست .
منبع خلاقيت را از نظر فرويد بايد در تجربيات دوره كودكي فرد پيدا كرد به نظر فرويد تخيل ابداعي و اختراعي كه از لحاظي همان تفكر خلاق مي باشد دنباله بازيها و تخيلات كودكانه فرد است .
به نظر او عقل جلوي پيدايش ايده هاي تازه را مي گيرد و اين ايده ها در ID«آن»يا قسمت ناخود آگاه ذهن وارد مي شوند و به فعاليت مي پردازند و در مواقع معين كه عقل از كنترل آنها عاجز است به صورتهاي مختلف ظاهر مي گردند .
بنابر اين محرك فرد در خلق افكار و انديشه هاي تازه تمايلات جنسي و تعرض است و فرد با به وجود آوردن اين افكار و انديشه ها ناراحتي ناشي از تضاد ميان تمايلات و عوامل اخلاقي را تسكين مي دهد .
به طور كلي مي توان نظر فرويد را در اين باره به شرح زير خلاصه نمود :
1-منبع خلاقيت همان تضاد است .
2-خلق افكار و انديشه هاي تازه در تحليل و اضطراب ناشي از تضاد تاثير دارد .
3-تفكر خلاق شكل عالي تخيلات آزاد و بازيهاي دوره كودكي است.
4-فرد مبتكرو خلاق معمولا افكار و عقايد تازه را مي پذيرد در صورتيكه افراد عادي يا غير خلاق اين گونه افكار را عقب مي رانند .
5-تجربيات كودكي در پيدايش افكار و انديشه هاي تازه كاملا تاثير دارد اين افكار ادامه همان تجربيات يا جانشين آنهاست .(ساندرز 1987)
