|
در فارسى «خلاقيت» به معناى ابداع، نوآورى، ايجاد و آفرينندگى به كار مى رود. در اين موقعيت، فرد با تركيب كردن، يك پديده نو مى سازد. همانند هوش، توانايى خلاقيت نيز در افراد مختلف متفاوت است.از نظر آبراهام مزلو، خلاقيت و خود شكوفايى در رأس هرم قرار مى گيرد. | ||||
| ||||
|
1. كنجكاوى:21 افراد خلاق حتى اگر به درجات بالاى علمى برسند، در درون خود آرام و قرار نداشته و در جستوجوى دانستنى هاى بيشترى هستند. اگر راهى را كه انتخاب كرده اند به نتيجه نرسد و يا پيامد خوشايندى نداشته باشد، به جاى آنكه دست از فعاليت بردارند و افسوس بخورند، سعى بيشترى مى كنند تا آن را به نتيجه مطلوب برساند. افراد خلاق بيشتر يادگيرنده هستند تا ياددهنده و در همه حال كنجكاو. 2. اعتماد به نفس: افراد خلاق انگيزه فراوانى براى رشد و پيشرفت و موفقيت دارند، از خودشان راضى بوده و به خود اعتماد لازم را دارند. آن ها گرچه در زندگى با مسائل و مشكلات روبه رو هستند، اما به حل آن ها ايمان دارند. افراد خلاق نسبت به خود تنفر22نداشته و از هر لحظه زندگى لذت مى برند. 3. داشتن هدف در زندگى: افراد خلاق در زندگى خود احساس پوچى، بى هدفى و خلأ ندارند. آن ها احساس مى كنند كه به دنيا آمده اند تا رسالتى بزرگ را به انجام برسانند، از اين رو، وقت خود را تلف نمى كنند. افراد خلاق زندگى را دوست دارند. 4. زندگى كردن با توجه به حال: افراد خلاق به جاى آنكه زندگى را در گذشته و آينده جستوجو كنند، به حال توجه داشته و از آن لذت مى برند. اين افراد هميشه و در همه حال از زندگى لذّت مى برند; چرا كه انتظار براى لذت بردن در آينده نابخردانه است. 5. عدم احتياج به تأييد ديگران: اين افراد نيازى به تأييد ديگران ندارند. بر عكس اكثريت مردم كه در پى كسب افتخارات هستند، آن ها به اين مسئله كه عملكردشان مورد تأييد و پسند ديگران بوده و يا اينكه همه اعمال آن ها قابل تحسين باشد توجهى ندارند. 6. انرژى فراوان: افراد خلاق داراى انرژى و نيروى فراوانى هستند; زيرا نسبت به كار خود و به طور كلى زندگى هيجان خاصى دارند. البته توان و نيروى مافوق طبيعى ندارند، بلكه انرژى آنان حاصل عشق به زندگى است. 7. استقلال فكرى: افراد خلاق احساس عدم وابستگى به ديگران دارند. آنان پيرو ديگران نبوده و استقلال رأى دارند. 8. تنوع طلب بودن: افراد خلاق از يكسان بودن و غيرقابل تغيير بودن گريزانند. آن ها دوست دارند در زندگى تغيير و تنوع ايجاد كنند و از يكرنگ بودن راضى نيستند. 9. نگرشى مثبت داشتن: افراد خلاق مثبت و سازنده هستند، تظاهر نمى كنند و دروغگو نيستند. آن ها واقع بين هستند و از مكر و ريا در زندگى بيزارند. هميشه نيمه پر ليوان را مى بينند و كمتر به نقاط منفى مى نگرند. آنان اميد به آينده دارند. 10. برخورد صحيح با مشكلات: افراد خلاق با مسائل و مشكلات به درستى برخورد مى كنند. آن ها قهرمان پرست نيستند. آن قدر مشغول فعاليت و سازندگى در زندگى خود هستند كه وقت خود را بيهوده صرف سرزنش و ملامت ديگران نمى كنند. در مقابل مشكلات ناله و شكوه سر نمى دهند، بلكه برمى خيزند و به زندگى مى پردازند. لحظات زندگى را صرف سازندگى و شكوفايى كرده و مشكلات را از طريق عقل و منطق حل مى كنند. موانع خلاقيت برخى از موانع خلاقيت و مشكلات آن از خود فرد ناشى مى شود و برخى مربوط به عوامل اجتماعى است. بورينگ (boring) معتقد است كه پيشرفت دانش، كار ذهن هاى خلاق است، ولى هر ذهن خلاقى كه در پيشرفت علم سهمى دارد با محدوديت23روبه روست. اولين محدوديت، عدم آگاهى است; زيرا هر اختراع به شرطى صورت مى گيرد كه راه به وسيله اختراعات ديگر باز شده باشد. اختراع و پذيرش آن، با عادات فكرهاى فرهنگ يك منطقه و دوره خاص يا روحيه فرهنگى زمان نيز محدود مى شود. انديشه اى كه در دوره هايى از تمدن عجيب مى نمايد، در يك يا دو قرن بعد احتمالا به سادگى به عنوان واقعيت پذيرفته مى شود. دست كم در مورد انديشه هاى اساسى بروز تغييرات تدريجى يك قاعده است. از سوى ديگر، موضوعات سطحى تر، مانند چه چيز مهم است يا چه چيزى ارزش انجام دادن و گفتن دارد، سريع تر تغيير مى كنند. اين تغيير تا حدى مديون كشفيات جديد، تعامل اجتماعى دانشمندانى كه حد اكثر توجه خود را به مسائل خاصى معطوف مى كنند و نيز انگيزش متقابل بين پيشروان و پيروان آن ها و مدافعان و مدعيان آن هاست. برخى از عوامل مانع خلاقيت هستند; عواملى همچون: ترس از شكست، دلسرد شدن، خرافات، پيروى افراطى از ديگران، تفكرات منفى و عدم انعطاف پذيرى. عوامل و موانع را مى توان به دو دسته كلى «فردى» (درونى) و «محيطى» (بيرونى) تقسيم كرد. منظور از موانع درونى عواملى است كه به ويژگى هاى شخصى فرد مربوط مى شود و موانع محيطى به موقعيت هايى اطلاق مى گردد كه فرد در رابطه با ديگران دارد. آمابيل، دانشمندى كه با 120 دانشمند مصاحبه كرده است، عوامل محيطى را كه موجب خلاقيت مى شود، شامل موارد ذيل مى داند: آزادى، منابع كافى، وقت كافى، جو مناسب، و طرح تحقيق مناسب. وى در همين زمينه عوامل مانع خلاقيت را شامل محدوديت ها، جو نامساعد، وقت ناكافى، طرح تحقيق ضعيف، و رقابت24 مى داند. جنبه هاى شخصى و فردى مطلوب از ديدگاه دانشمندان در فرايند خلاقيت شامل انگيزه درونى، تخصص در زمينه موردنظر، تجربه لازم، توانايى هاى شناختى، داشتن شهامت، و ويژگى هاى شخصيتى متنوع است. عوامل و موانع فردى و شخصى نيز عبارتند از: عدم تجربه كافى، نداشتن انگيزه، انعطاف نداشتن، انگيزه بيرونى به جاى انگيزه درونى و عدم مهارت اجتماعى. بنابراين، اگر بخواهيم موانع خلاقيت را به طور عميق تر و جزئى تر مورد بررسى قرار دهيم، بهتر است موانع را به دو دسته «موانع فردى» و «موانع بيرونى» تقسيم نموده و عوامل هر كدام را مطالعه نماييم. موانع فردى 1. عادت:25 اگر فرد در حل مسائل روشى را انتخاب نمايد كه فقط در يك چارچوب خاصى قرار گيرد و هميشه بخواهد طبق آن الگو مشكلات را حل كند، به آن عادت كرده و بدون تفكّر و تعمّق26 به حل مسائل مى پردازد. بنابراين، فكر را محدود نموده و به خلاقيت، كه لازمه اش تفكّر و تعقّل است، نخواهد رسيد. 2. ترس از عدم موفقيت: با توجه به اين واقعيت كه چنانچه نتايج به دست آمده از اعمال انسان ها موفقيت آميز باشد، انسان مورد تشويق قرار مى گيرد و در غير اين صورت، با تنبيه و توبيخ روبه رو مى گردد، بنابراين، انسان ها به دنبال امورى مى روند كه موفقيت به همراه داشته باشد. از اين رو، از ريسك كردن، كه لازمه خلاقيت است، دورى مى كنند كه اين مانع خلاقيت و آزمايش راه هاى گوناگون مى باشد. 3. عدم انعطاف پذيرى: يكى ديگر از موانع خلاقيت اين است كه افراد در چارچوب و قالب مشخصى فكر و عمل مى كنند و به جهات مختلف توجه ندارند كه اين مسئله موجب محدوديت فكرى مى شود. همچنين برخى مواقع، تعصب و پيشداورى مانع ارزيابى صحيح مى گردد. 4. عدم اعتماد به نفس: در برخى مواقع، افراد از توانايى و استعداد بالايى برخوردارند، اما جرئت، شهامت و اعتماد به خود را ندارند و فكر مى كنند نظر آن ها اشتباه است و حتى از بيان آن خوددارى مى كنند. اين نگرش موجب مى گردد خود را باور نداشته و احساس خود كم بينى، حقارت، كمرويى و به طور كلى، ويژگى هاى شخصيتى منفى پيدا نمايند. عدم اعتماد به خويشتن مانعى براى بروز خلاقيت است. 5. دورى از موقعيت هاى مبهم: در بسيارى موارد انسان ها از امور و موقعيت هايى كه پيچيده و مبهم هستند دورى مى كنند و به دنبال روش ها و راه حل هاى مطمئن و بدون دردسر مى گردند، ابهام و اشكال در امور را نمى پسندند و نمى خواهند ذهن خود را مغشوش نمايند. حال آن كه عنايت به موقعيت هاى مبهم و پيچيده از ويژگى هاى انسان هاى خلاق است. موانع بيرونى 1. آداب و رسوم: در بسيارى از موارد آداب و رسوم و سنن اجتماعى افراد را مجبور مى سازد كه طبق الگوها و خواسته هاى فكرى و رفتارى جامعه خود عمل نمايند و به غير از آن فكر نكنند. اين جبر اجتماعى و ايجاد محدوديت و سنت پرستى، كه برخى مواقع حتى با انحرافات همراه است، تعصب خاصى را ايجاد مى كند كه مانع خلاقيت بوده و جلوى ايجاد الگوى تازه را مى گيرد. 2. همرنگى:27 در برخى موارد افراد از اينكه با ديگران متفاوت باشند هراس دارند. از اين رو، رأى و عقيده خود را مطابق با ديگران ساخته و راهى را انتخاب مى كنند كه ديگران در آن مسير باشند. اين عامل باعث مى شود آنان در چارچوبى عمل كنند كه ديگران عمل كرده اند. بنابراين، جلوى ابتكار و خلاقيت، كه لازمه آن پاسخ هاى غيرمعمول است، گرفته مى شود. 3. قوانين و مقررات: گرچه رعايت قوانين و مقررات براى هر فرد واجب است تا نظم در جامعه حكمفرما باشد، اما برخى مواقع عدم انعطاف در قوانين مانع رشد تفكر خلاق است. مثلا، قوانين آموزشى در تعليم و تربيت بدون توجه به تفاوت هاى فردى28 خود مانعى براى بروز خلاقيت دانش آموز است. 4. شغل: برخى مواقع فعاليت هاى يكنواخت در شغل و حرفه باعث مى گردد كه فرد به آن فكر نكرده و از روى عادت به صورت مكانيكى بدون تعمق و تفكر به امور زندگانى بپردازد. علاوه بر آن، خستگى و كمبود وقت اجازه فكر كردن را به فرد نمى دهد. بنابراين، خلاقيت كه از ويژگى هاى آن عدم يكنواختى است رعايت نشده و مسئوليت هاى ادارى و شغلى جلوى خلاقيت فرد را مى گيرد. 5. نگرانى و ترس از عدم استقبال اجتماعى: امور خلاق كه جنبه نوآورى دارد و تازه و جديد مى باشد، ممكن است ابتدا مورد توجه اجتماع قرار نگيرد و افراد از تحقير و سرزنش ترس داشته باشند و دست از تفكر خلاق بردارند. تاريخ جهان بشريت چه بسيار دانشمندانى را به خود ديده است كه مورد تمسخر، تحقير و توهين واقع گرديده اند. بنابراين، ترس و نگرانى مانعى براى خلاقيت است. اين مسئله را در تعليم و تربيت نيز مى توان مشاهده نمود. تورنس مى گويد: «در بيشتر كلاس ها دانش آموزى كه يك ايده يا محصولى غيرعادى ارائه مى دهد در معرض يك خطر قرار مى گيرد. بدين ترتيب، دانش آموز بايد خيلى شجاع باشد تا بر ايده اش پافشارى كند; زيرا اين چنين ايده هايى را اغلب مسخره كرده و احمقانه و عجيب قلمداد مى نمايند.» پرورش خلاقيت صاحب نظران در زمينه روش هاى آموزش و پرورش خلاقيت نظرياتى را ابراز كرده اند. به عنوان نمونه، تورنس، دانشمند معروف، براى رشد و پرورش خلاقيت توصيه هايى را به والدين و مربيان مى نمايد تا از اين طريق بتوانند زمينه را براى بروز خلاقيت فرزندان و متربيان خود آماده نمايند. اين توصيه ها عبارتند از: 1. تجسم29 قوى: توانايى تصور و تجسم اشيا، مفاهيم و فرايندها امكان بروز خلاقيت را بيشتر مى كند. بهتر است تصويرها زنده، متنوع، روشن و قوى باشند. تحريك كنجكاوى، انواع بازى هاى فكرى، نقاشى، تجسم آنچه بيان يا خوانده مى شود و دستكارى تصاوير روش هاى مفيدى براى اين مهارت مى باشد. 2. درك مطلب: در اين زمينه بايد مطلب اصلى فهميده شود و موارد غيراساسى و بى مورد را كنار گذاشت. براى آموزش اين مهارت به عنوان نمونه مى توان داستانى را براى كودكان خواند و از آن ها خواست تا اصل مطلب را به تصوير بكشند و يا آن را به شعر درآورند و يا خلاصه نمايند. هرچه مطلب ساده و روشن باشد، دريافت اصل مطلب راحت تر است. 3. توجه به عواطف: در نظر گرفتن احساسات و عواطف نقش بسزايى در رشد و يا عدم رشد خلاقيت دارد. عواطف مى تواند باعث شور و شوق شود و يا در جنبه منفى عامل بازدارنده باشد. 4. قدرت تخيل: در اين روش فرد خود را جاى چيز ديگر قرار مى دهد. روش هاى پرورش تخيل بسيار متنوع است; مثل خواندن و نوشتن داستان هاى تخيلى و علمى. اختراعات و ابداعات بسيار زيادى وجود دارند كه نتيجه قدرت تخيل افراد است. 5. ابتكار:30 در اين روش بايد از فرد خواست تفكر عادى و آنچه را كه عادت كرده است كنار بگذارد و به تفكر غيرمعمولى توجه نمايد. او نبايد از اينكه تفكرى متفاوت با ديگران دارد اضطراب داشته باشد. 6. توانايى درونى: رشد و پرورش تجسم مسائل پنهانى و درونى مى تواند نقش مؤثرى در خلاقيت داشته باشد. تمركز، دقت و توجه به مسائل درونى فرايند خلاقيت را تسهيل مى نمايد. 7. بررسى راه هاى متفاوت: والدين و مربيان بايد از كودكان بخواهند راه حل هاى گوناگونى را براى حل مسائل در نظر گيرند. يافتن راه حل هاى متفاوت و دورى از انتقاد31 نسبت به ايده ها و عدم محدوديت در ارائه انديشه ها زمينه را براى خلاقيت مهيا مى نمايد. 8. شوخ طبعى:32 از ويژگى هاى افراد خلاق شوخ طبعى است. شوخ طبعى به اين معناست كه فرد مسائل بى ربط و نامناسب را كه بر خلاف آداب معمول است به هم مربوط مى سازد. بنابراين، بايد آن را تقويب و تأييد نمود. 9. زود قضاوت نكردن: بايد به كودكان آموزش داد كه از قضاوت عجولانه بدون تفكر و پيشداورى و تعصب خوددارى نمايند و در داورى تفكر و استدلال را مدنظر قرار دهند. 10. نگاهى دوباره: از مسائل مهم خلاقيت، داشتن نگرشى متفاوت است. فرد خلاق به دنبال جنبه هاى جديدى است. تغيير نقش از روش هاى مؤثر در خلاقيت است; مثلا، جابه جايى نقش ها مانند معلم ـ دانش آموز، والدين ـ كودك مى تواند نقش ها را تغيير داده و انديشه هاى جديدى به وجود آورد. نقش معلم در پرورش خلاقيت بررسى و مطالعه زندگى انسان هاى خلاق حاكى از آن است كه هنگامى خلاقيت به شكوفايى مى رسد كه شخص بتواند بين آنچه در درون دارد و آنچه از محيط مى آموزد ارتباط برقرار نمايد; بدين معنا كه طبيعت يا فطرت با تربيت هماهنگ باشد. بنابراين، براى رشد و گسترش خلاقيت، بايد مربيان تربيتى به نكات زير توجه كافى مبذول دارند: سؤالات بحث انگيز مطرح نمايند، از وسايل كمك آموزشى بهره بگيرند، ارتباط مسائل درسى را با واقعيت هاى زندگى بيان نمايند، از محركات مختلف مثل تصاوير و نمودار استفاده كنند، به تخيلات دانش آموزان اهميت دهند، اعتماد به نفس دانش آموزان را تقويت كنند، در دانش آموزان احساس آرامش ايجاد نمايند، مطالب درسى را با مطلب قبلى و تجارب دانش آموزان تنظيم كنند، فعال بودن دانش آموزان در جريان درس را مورد توجه قرار دهند، فرصت فكر كردن به دانش آموزان بدهند، تحقيق و جستوجو را تقويت كنند، به درك و فهميدن بيش از حفظ كردن33 عنايت داشته باشند، به افكار و عقايد دانش آموزان احترام بگذارند، از پاسخ ها و سؤالات عجيب و غريب و بى ربط دانش آموزان ناراحت نشوند و از آن استقبال نمايند، به كيفيت يادگيرى اهميت بدهند، روش بحث و گفتوگو را انتخاب نمايند، برخى مواقع از خود دانش آموزان بخواهند مسائلى را مطرح كنند، به راه ها و جواب هاى مختلف توجه كنند نه اينكه فقط يك راه حل مشخص و معين را مدنظر داشته باشند، و قدرت تجزيه و تحليل و انتقادى بودن را در دانش آموزان رشد دهند. روش تدريس معلم از نكات قابل اهميت در پرورش خلاقيت است. بنابراين، روش تدريس او بايد اكتشافى و فعال باشد، يعنى روش هايى را به كار بندد كه دانش آموزان را به فعاليت وادارد، جلسات بحث و گفتوگو تشكيل دهد و آن ها را با مسائل روبه رو سازد. معلم بايد دانش آموزان را به خطرپذيرى معقول تشويق نمايد. منظور از خطرپذيرى به مخاطره انداختن زندگى نيست. دانشمندانى همچون شكسپير (نمايش نامه نويس)، داستايوسكى (داستان نويس) و پيكاسو (نقاش) با خطرپذيرى، به چنين موفقيت هايى دست يافتند. بنابراين، شكيبايى و صبر در برابر شكست را بايد به دانش آموزان آموخت. دانشمندان، دنيا را فقط سياه و سفيد نمى بينند و فعاليت هايشان را به صورت قانون همه يا هيچ تنظيم نمى كنند، آن ها بارها تغيير عقيده مى دهند و سبك خود را عوض مى كنند و مكرر آثارشان را بازبينى مى كنند تا نتيجه مطلوبى بگيرند و هيچ گاه آن را تكميل شده تلقّى نمى كنند. به دانش آموزان بايد فرصت آزمايش و خطا داد و نبايد به خاطر اشتباه در شيوه تفكر، آن ها را تنبيه و جريمه نمود. برخى مواقع پاسخ دانش آموزان فقط به خاطر آنكه مورد انتظار معلم نيست و با انديشه او همخوانى ندارد اشتباه تلقّى مى شود. در صورتى كه خطا زمينه ساز چالش فكرى و ابزارى براى تكوين انديشه است. از اين رو، به دانش آموزان بايد اجازه داد از خطا كردن نهراسند; زيرا همه افراد خطا مى كنند و بهتر است آن ها شهامت، شجاعت، تهوّر و جوشش فكرى براى ابداع و خلاقيت داشته باشند و هنگام اشتباه به جاى تنبيه و سرزنش، هدايت و ارشاد شوند. منابع ـ آلن راس، روان شناسى شخصيت (نظريه ها و مفاهيم)، ترجمه سياوش جمالفر، روان، چ دوم، 1375; ـ احمد به پژوه، «كودكان چگونه رفتار مى كنند؟ همان گونه كه با آن ها رفتار مى شود»، مجله پيوند، ش 29، 1360; ـ ارنست هيلگارد، زمينه روان شناسى، ترجمه براهنى و همكاران، تهران، رشد، 1369; ـ استانلى توركى، روان شناسى كودك ناسازگار، ترجمه سلما قوامى، تهران، شركت سهامى، 1375; ـ اوبرى مينگ، مقدمه اى بر رفتارشناسى، ترجمه عبدالحسين وهاب زاده، مشهد، نيكا، 1372; ـ ايروين جى، ساراسون، روان شناسى مرضى، ترجمه بهمن نجاران، تهران، رشد، 1373; ـ ايوان پترويچ پاولف، بازتاب هاى شرطى، ترجمه يوسف كريمى و جواد قهرمانى، تهران، رشد، 1372; ـ بى آر، هرگنهان، مقدمه اى بر نظريه هاى يادگيرى، ترجمه على اكبر سيف، تهران، دوران، چ چهارم، 1377; ـ بى اف. اسكينر، فراسوى آزادى و شأن، ترجمه على اكبر سيف، رشد، 1370; ـ تيموتى كاستلو، روان شناسى نابهنجارى، ترجمه نصرت الله پورافكارى، تهران، آزاد، 1373; ـ چريل. ال، اسپالدينگ، انگيزش در كلاس درس، ترجمه محمدرضانائينيان و اسماعيل بيابانگرد،تهران، مدرسه، 1377; ـ حبيب الله قاسم زاده، رفتار درمانى، تهران، جهاد دانشگاهى، 1370; ـ حسن شعبانى، مهارت هاى آموزش و پرورش (روش ها و فنون تدريس)، تهران، سمت، چ پنجم، 1374; ـ حسين آزاد، آسيب شناسى روانى، تهران، بعثت، چ دوم، 1373; ـ حمزه گنجى، بهداشت روانى، تهران، ارسباران، 1376; ـ ساموئل بال، انگيزش در آموزش و پرورش، ترجمه على اصغر مسدد، شيراز، انتشارات دانشگاه شيراز، 1373; ـ سيامك رضا مهجور، روان شناسى بازى، شيراز، راهگشا، چاپ پنجم، 1376; ـ شكوه نوابى نژاد، رفتارهاى بهنجار و نابهنجار كودكان و نوجوانان و راه هاى پيشگيرى و درمان نابهنجارى ها، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چ سوم، 1372; ـ على اكبر سيف، تغيير رفتار و رفتار درمانى (نظريه ها و مفاهيم)، تهران، دانا، 1373; ـ ـــــ ، روان شناسى پرورشى، تهران، آگاه، چ هفتم، 1371; ـ على فائضى، جايگاه روش هاى تنبيه در تعليموتربيت،تهران،فيض كاشانى،1370; ـ على قائمى، تربيت و بازسازى كودكان، قم،انتشارات دفترتبليغات اسلامى،1358; ـ ـــــ ، خانواده و كودكان دشوار، تهران، اميرى، 1373; ـ كرومبولتز، تغيير دادن رفتارهاى كودكان و نوجوانان، ترجمه يوسف كرمى، تهران، فاطمى، چ هفتم، 1375; ـ مايكل يونگ، تروبرياندها، ترجمه عباس مخبر، خرمشهر، طرح نو، 1373. ـ ميرعبدالحسين نقيب زاده، نگاهى به فلسفه آموزش و پرورش، تهران، طهورى، چ چهارم، 1371. پى نوشت ها * ـ عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى قم. 1. Creativity. 2. Invention. 3. Self - realization. 4. fancy. 5. Common sense. 6. esthetics. 7. novelty. 8. acquied. 9. achievement. 10. problem - solving. 11. disposition. 12. psychometrics. 13. fluency. 14. flexibility. 15. preparation. 16. incubation. 17. illumination. 18. verification. 19. frustration. 20. general intelligence. 21. curiosity. 22. hatred. 23. restriction. 24. competition. 25. habit. 26. reflection. 27. conformity. 28. individual differences. 29. visualization. 30. originality. 31. criticism. 32. sense of humor. 33. commit to memory. |
