تبليغاتX
مثبت من - قابلیت و انتخاب آزاد

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

داشتم به میزان قابلیتها / آزادی و توانائی ریسکم میاندیشم!

برای آدمی مثل من که شدیدا احساس جا ماندن از عرصه فشرده موفقیت داره.

سعی میکنم مثل تکنیکهای روانشناسی که خودمم اونها رو تو وبلاگم ترویج میکنم قابلیتهایم را را جلوی چشمام روی ورق لیست کنم و روزنه امیدی در میانشان بجویم ولی متوجه شدم به تنهائی این تکنیک برای حال من کفایت نمیکند.

من آزدیهای لازم برای نمایش قابلیتهایم را ندارم و این خودش کافیست برای چیزی نبودن هیچ چیز نبودن !

تمام تلاشهایم برای مهندس شدن دلیلی نداشت جزئ قضاوت  عموم افراد دورو برم بر اینده مالی مناسب ! البته آن موفعیکه فقط ۱۶ سال داشتم بچه سر به زیر حرف گوش کن با مادری به شدت حمایتگر تجربیاتی کاملا محدود (ego-word) و ( ego -parents) خارج از مسیر صحیح باعث شد تصمیمی بگیرم که همیشه از ترس هزینه های ترک آن ناباورانه در ان مسیر به جان کندن بیفتم.

در بیشتر این سالها فکر میکردم کار درستی کرده ام در رشتهای تحصیل میکنم که هدف از آن احتمالا کمی پول بیشتر از مسیر و روش و سبک مورد علاقه ام  بود. تصورم این بود که یا بقیه به این نتیجه رسیدن یا به زودی میرسند.

خاطرات رنگو وارنگی ذهنم را می ازارد : از آن آخیش راحت شدمی که بعد از کنکور گفتم / از آتش زدن تمام کتابها و جزوات سال پشت کنکورم تو خرابه محل / پاره کردنهای دیوانه وار کتابها و جزوات در پایان هر ترم وسط حیاط دانشگاه / دیدن تلاشهای غیر قابل درک برای نمره بال گرفتن (برای من بالا ۱۲ مهم بود بقیه اش فرقی نداشت) یا ۲ سال جلوتر اماده شدن برای ارشد انها را بیشتر بوزینگان دانشمند آینده میدیدم مثل اکثر اساتیدمان / و از همه جگر سوزتر ان اخیش راحت شدمی بود که در همین تیر ماه بعد از اخرین امتحان دادم بود اره لیسانس هم تموم شد.

با یه "آخیش راحت شدم" شروع شد و با یه" آخیش راحت شدم" تموم شد !

آخراش خیلی سخت گذشت فهمیده بودم چه کلاه گشادی سرم رفته تمام اون امیالی که سرکوب شده بود بالا اومده بودن و عین خوره روحمو میخوردن و من وقت نداشتم برای آرام کردن آنها چون همچنان اشتباهاتم وقتم را میبلعد.

من آزادی نداشتم برای ابراز قابلیتهایم پس همچنان فرصتی برای "انتخاب آزاد" نخواهم  داشت.

این بی توازنی میتواند هر لحظه همچون منی را دچار بحرانهای شدیدی کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 11:3 PM  توسط م.ک.  |