|
|
|
|
|
|
|
|
محبوب اربابي؛ پدرهاي آخر شب ها، پدرهاي آخر هفته ها، پدرهاي تمام وقت، پدرهاي نيمه وقت، پدرهاي غايب و... خوشبختانه همه آنها زير چتر روز پدر گرد هم آمدند و از آنها تجليل شد. اما به راستي چه دورنمايي مي توان از پدرهاي امروزي ارائه داد؟ آيا واقعاً سهم هر فرزند ايراني از پدر خود فقط بيست دقيقه است؟
شرايط پدر بودن چيست؟ يک پدر خوب کيست؟ براي پدر خوبي بودن چه رفتارها و چه عادت هايي را بايد کسب کرد؟
در دنياي پيشرفته امروز ما به شدت با کمبود الگوي نمونه مواجهيم. ولي پدرهاي امروزي اين وظيفه شماست که اين الگوها را براي فرزندان خود خلق کنيد، براي کساني که فردا از شما پيروي خواهند کرد.
يک پدر«مد روز بودن»، ابتدا و قبل از هر چيز، يعني آشنا بودن به روش زندگي با نزديکان، با کساني که مهم ترين افراد براي شما هستند.
تنها هدف اين نوشتار مطرح کردن موضوع براي برانگيختن بعضي سوالات در ذهن شما و يافتن ابزاري براي پدري خوب بودن است، همچنين ايجاد انگيزه تلاش براي تبديل شدن به پدري نمونه،
پدر بودن يا نبودن
بابا بودن يا نبودن... يک سوال ساده کودکانه ولي ملموس و واقعي، پدر چه کسي است؟ شايد اگر اين سوال را از پدربزرگ ها بپرسيد چنين پاسخ دهند؛ تامين کننده تمام مخارج خانواده، سمبل اقتدار، حامي و پشتيبان. اما آيا نقش هاي معمول مردانه کم کم فراموش مي شوند؟
کمي فکر کنيد، اگر فرزندتان از شما بپرسد «آدم چطوري بابا مي شود؟» چه جوابي به او مي دهيد؟ توجه کنيد، نبايد از جواب دادن شانه خالي کرد؛ داستان هاي قديمي لک لک ها، کلم پيچ و دانه هاي گل را هم پيش نکشيد. سوال واقعي اين است؛ در زندگي واقعي براي بابا شدن، چه کار مي کنند؟
کودک به مادر نيازمند است؛ با اين نظر همه موافقند. ولي پدر چه؟ آيا کودک به پدر هم به همان اندازه احتياج دارد؟ جواب ساده است؛ بله. فرزند به اندازه مادر به پدر نياز دارد؛ براي برخورداري از عاطفه و محبت، داشتن الگويي براي زندگي، براي اثبات هويت خويش و...
کافي است به فرزند خود نگاه کنيد؛ همه اين نيازها را در چشمان او خواهيد ديد. پژوهشگران و متخصصاني که به دقت اين مساله را از تمام زوايا بررسي کرده اند نيز با اين نظر موافقند. از نظر آنان حضور پدر از بدو تولد نقش اصلي و اساسي دارد. کودکان به شدت با بزرگسالاني که با آنها زندگي مي کنند، يکي مي شوند. حضور پدر همان اندازه اساسي است که حضور مادر.
روانشناسي مدرن نيز اين نکته را تاييد مي کند؛ يک رابطه صميمانه و تاثيرگذار با پدر از سنين بسيار پايين، به پسر کوچک کمک مي کند هويت قوي و متعادلي را توسعه دهد. همين امر براي دختران هم صدق مي کند. دختراني که در طول کودکي و نوجواني شان يک حمايت موثر از طرف پدرشان دريافت مي کنند، در آينده اعتماد به نفس بيشتري خواهند داشت. همچنين آنها قوي تر و مقاوم ترند. ظاهراً آنها به طور ناخوداگاه در آينده روابط بهتري با همسرانشان خواهند داشت.
همچنين بنا بر پژوهش هاي انجام شده کودکاني که توجه بيشتري از جانب پدرانشان دريافت کرده اند، ابتکار عمل بيشتري دارند و در امور تحصيلي خود موفق ترند.
برخلاف آنچه بسياري فکر مي کنند شايستگي مراقبت از کودکان ژنتيکي نيست و بيشتر يک امر نگرشي و انتخابي است. همچنين اين نگرش قديمي را بايد فراموش کرد که ارتباط ميان پدر و فرزند بايد از طريق مادر صورت گيرد. پدر براي فرزند - دقيقاً به اندازه مادر- يک مرجع پراحساس و عاطفي است.
اگر شما خود را از برخي سنت هاي قديمي خلاص کنيد؛ به راحتي مي توانيد پدر کاملي را در وجود خود بيدار کنيد. نترسيد. شما همه آنچه را که لازم است پيش رو داريد، به دنياي کوچک ترها وارد شويد، فقط براي ديدن... ولي فقط از يک فکر خود را رها سازيد؛ اتهام زن ذليلي و پذيرفتن نقش زنانه، آيا شما هم فکر مي کنيد مردي که به امور فرزندانش رسيدگي مي کند، زن ذليل بوده و مردانه رفتار نکرده است؟
پدر بودن، بيش از هر چيز يعني مرد بودن، مردانه رفتار کردن. واقعيت اين است که هميشه تعريف دقيقي از نقش پدر نداريم مثلاً به همان انساني که مي گوييم او «مادري» مي کند، نمي توانيم بگوييم او «پدري» مي کند با اين حال يک چيز بديهي است وقتي مردي فرزندش را از عشق و محبت لبريز مي سازد با روش خود اين کار را مي کند؛ با مردانگي، اما آيا از نظر کودک عشق پدر همان ارزش عشق مادر را دارد؟ مسلماً چنين است. پدران نيز موجوداتي احساساتي هستند. آنها قادرند درست به اندازه مادران با فرزندانشان ارتباط عاطفي برقرار کنند. کافي است از اين توانايي به نفع خود استفاده کنند.
پس پدران عزيز پيش برويد. شهامت داشته باشيد، ژست پدري بگيريد، هر روز اين کارها را تکرار کنيد، مراقب و گوش به زنگ باشيد. همه درها را براي وارد شدن به دنياي فرزندتان باز بگذاريد. آنجا گنج هايي وجود دارد که فقط در انتظار شماست.
پدرم اسطوره من
فرزندان چه توقعي از پدران خود دارند؟ به چند تاي آنها گوش کنيد؛ «من مي خواهم پدرم يک دوست باشد، و سعي کند من را درک کند.»
«مي خواهم به من نشان دهد چگونه کارم را انجام دهم بدون اينکه هميشه با من بحث کند.»
«از نصيحت بيزارم. وقتي با پدرم به تنهايي به گردش يا جاي ديگر مي روم از ابتدا تا انتهاي مسير فقط مرا نصيحت مي کند.» «دوست دارم که بازي کردن من را نگاه کند، وقتي به تماشاي مسابقه من مي آيد من را تشويق کند.» «فقط دلم مي خواست پدرم کمتر کار مي کرد، هميشه مي ترسم به او نزديک شوم زيرا نمي خواهم مزاحم او شوم.» «من اگر در آينده بچه دار شوم فرزندم را از همه دنيا بيشتر دوست خواهم داشت.»
«دوست دارم در جريان کارهاي مدرسه ام باشد. در جلسات و نمايشگاه هاي مدرسه شرکت کند.»
«دوست دارم پدرم زود به خانه بيايد وقتي هنوز سرحالم و خوابم نبرده.»
«دوست دارم پدرم تندتند به ما زنگ بزند و حالمان را بپرسد» و...
کودکان بيش از هر چيز نياز به حضور فعال پدر دارند، حضور رواني و موثر. براي اينکه حرف هاي آنها را بشنود. براي کمک کردن به فرزندان، براي راهنمايي، حتي گاهي براي سرزنش کردن آنان، البته با صرف نظر از کلماتي که کودک را از پا درمي آورند (تو چقدر گيجي، تو خيلي نفهمي و...) فرزندان دوست دارند پدر را در کنار خود داشته باشند براي ياد گرفتن بعضي قوانين زندگي و برخي مسووليت ها و در يک کلمه «براي دوست داشتن آنها،»
ولي شايد شما نيز مانند بسياري از پدرها حضور در فعاليت هاي خانوادگي را موکول به داشتن وقت کافي مي کنيد. اغلب پدرها فقط در زمان هاي خاص که با اوقات آزادشان هماهنگ است به فرزندان خود مي پردازند؛ پدر شبانگاهي، پدر آخر هفته، پدر تعطيلات و مسافرت ها و...
درحالي که «پدري» نقشي نيست که بتوان با انتخاب بعضي فعاليت ها، آن را به لحظاتي کاهش داد که مناسب حال ما باشد. پدر بودن يک تعهد دائمي است که بايد مجموعه اي از فعاليت ها و مسووليت هاي خانوادگي را دربرگيرد. وقتي پدر بودن را انتخاب مي کنيم يعني تمام وقت بودن را انتخاب کرده ايم.
مطمئناً شايد شما هم مانند بسياري از مردان تلاش کرده ايد ميان کار و زندگي تعادلي برقرار کنيد زيرا «پدري» ابتدا تعهدي فردي است. بي شک مردان زيادي هستند که به عنوان پدر و همسر، خوشبختي را تجربه مي کنند. آنها کمک و همراه همسر خود هستند و براين باورند که مي توانند با کمک فرزندان خود جهان را دوباره بسازند. اين مردان ياد گرفته اند که به آرمان هاي خود تحقق ببخشند.
آنها به عنوان مردان واقعي عمل مي کنند و همواره راه هايي را براي يکي شدن با همسر و فرزندان مي يابند. اين مردان استثنا نيستند، دور از ما نيستند، متعهدند و از پدر بودن خود لذت مي برند.
پدراني که از ابتداي دوران بارداري همسرشان هميشه براي حمايت از مادر فرزندشان حاضر هستند. مي دانند چگونه به همسرشان اطمينان و اعتماد دهند.
احساسات و اميدهايشان را با همسر خود تقسيم مي کنند تا در زمره بهترين پدران باشند. پدراني که در اضطراب و انتظار طولاني ولادت فرزند سهيم اند و با عشق پذيراي کودکي مي شوند که به آنها هديه داده مي شود. لحظه به لحظه، قدم به قدم، شانه به شانه، همراه با همسرشان در همه مراحل زندگي مراقب فرزند يا فرزندانشان هستند. هميشه براي«تک تک» فرزندان حاضرند. قولي نمي دهند که نتوانند به آن عمل کنند. به حرف فرزندان چه در کودکي و چه در بزرگي گوش مي دهند. وقتي فرزندانشان به سن مدرسه مي رسند از سمت خود کناره گيري نمي کنند.
قله هايي را که فرزندان بايد به آنجا برسند به آنان نشان مي دهند و ترس هاي آنها را برطرف مي کنند.
پدراني که گره ها را براي فرزندان باز و خرابکاري هاي آنان را جبران مي کنند.
پدراني که نقش پدري خود را با عشق آميخته مي کنند. پدراني که پسران و دختران خود را به سمت آينده اي روشن سوق مي دهند و آنان را براي زمان خود تربيت مي کنند. پدراني که با تمام وجود فرزندان خود را پرورش مي دهند تا از آنها مردان و زناني بسازند که احساس کنند بهترينند و به آينده شان افتخار کنند. و سرانجام يک روز نگاه پرفروغ و پرغرور آنها فرزندانشان را تحسين مي کند.
پدراني که منبع بي پايان دانايي، فانوسي هميشه روشن و دوستي براي تمام زندگي اند.
پدراني که فرزندانشان آنها را مي ستايند و بي اندازه دوستشان دارند.
پدراني که فرزندانشان عشق بي پايان پدر را گاهي در خنده هاي بي اختيار و گاهي در اشک هاي خوشحالي او مي بينند و کلماتشان براي بيان عشقي که نسبت به پدر خود دارند کافي نيست. |
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت
6:33 PM  توسط م.ک.
|