|
| |
|
اگر يک سوال ساده در اينترنت مطرح کنيد، پاسخ هاي فراواني خواهيد شنيد. «پدر خوب چه کسي است؟» نمونه اي از اين پاسخ ها را مشاهده کنيد؛ به حرف هايم گوش کند و وقتي مشکلي دارم مرا تنها نگذارد. يک پدر خوب کسي است که خوب گوش کند حتي اگر ظاهراً به کار ديگري مشغول باشد. پدر خوب با ما توپ بازي مي کند و ما را به خريد مي برد. او با ما از کودکي اش صحبت مي کند، از پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگش. او به ما ياد مي دهد چگونه ببخشيم، چگونه بخنديم، چطور آواز بخوانيم، چطور بدون پول خرج کردن اسباب بازي بسازيم و چگونه حرف هايمان را مطرح کنيم. پدرم وقتي ما کار بدي مي کنيم خشمگين نمي شود و ما را تنبيه نمي کند. او جنبه منفي قضيه را به ما نشان مي دهد. پدرم همانطور که در کودکي با او رفتار مي شد با ما رفتار نمي کند بلکه سعي مي کند براي ما پدر بهتري باشد. يک باباي خوب يعني عشق... يک باباي خوب يعني کسي که بيشتر از هرچيز به تو فکر مي کند. پدر خوب کسي است که مادر را کامل مي کند... پدر من بلد نيست ظرف بشويد و شام بپزد ولي از آن باباهايي است که براي بازي کردن با ما وقت مي گذارد. او هميشه براي وقت گذراندن با ما آماده است و ما را همه جا مي برد. با اينکه پدرم 5 فرزند دارد ولي با همه بازي مي کند، کاردستي مي سازد و گردش مي برد. از پدرم متشکرم. از نظر من پدر خوب کسي است که نگران فرزندش است. نه کسي براي دعوا کردن آنها بلکه براي تشويق آنها. پدر خوب کسي است که با نوه هايش بازي مي کند. پدر خوب کسي است که فرزندانش را دوست داشته باشد بدون قيد و شرط. آنها را تشويق کند، بخنداند، از اشتباهات آنها و مادرشان چشم بپوشد. پدر خوب کسي است که حاضر باشد نه فقط در ظاهر بلکه با قلبش. پدر خوب با بچه ها مشورت مي کند، نظر آنها را مي شنود و آنها را راهنمايي مي کند. به ياد مي آورد زماني که به سن بچه هايش بود چگونه فکر مي کرد. پدر خوب مي داند بچه هايش موجودات کاملي نيستند و نقطه ضعف هايشان را با ملايمت برطرف مي کند... پدر خوب به مادر کمک مي کند و کارها را با او تقسيم مي کند. او نمي گذارد مامان احساس تنهايي کند. او را همراهي مي کند و به او پر و بال مي دهد. پدر خوب پيش از آنکه احتياجات مادي فرزندان را برطرف کند کسي است که بگذارد ما استقلال داشته باشيم. پدر خوب به بچه هايش بيشتر رسيدگي مي کند و هنگامي که وقتش را با بچه ها مي گذراند به مادر نمي گويد من «بچه هاي تو» را نگه داشتم. به درس هاي آنها کمک مي کند، با بچه ها دوچرخه سواري مي کند. پدر خوب با قلبش هدايت مي کند نه با زبانش. پدر خوب در لحظات تلخ و شيرين در کنار فرزندش است. وقتي او با مادرم زندگي مي کرد همه جا در کنار ما بود ولي وقتي مادر را ترک کرد ديگر او را نمي بينيم و هرگز به ديدن ما نمي آيد. پدر خوب به درس هاي بچه ها رسيدگي مي کند و به مدرسه او سر مي زند و مي داند بچه ها نيز مانند بزرگ ها دچار اشتباه مي شوند و بچه ها را از اشتباه کردن نمي ترساند. پدر خوب به همه احترام مي گذارد، بخصوص به فرزندش. او بايد نمونه باشد. پدر خوب کسي است که وقتي بچه ها توي ماشين هستند درست رانندگي کند. پدر خوب کسي است که فرزندش را دوست دارد و براي او حاضر است. هر چه فرزندش براي موفقيت لازم دارد در اختيارش مي گذارد، او را از عشق لبريز مي کند و به او اعتماد به نفس مي دهد. پدر خوب يعني زندگي، پدر خوب زن و فرزندش را دوست دارد و اين دوست داشتن را مخفي نمي کند بلکه آن را ابراز مي کند. پدرم براي ما همه کار مي کرد. ما 4 فرزند بوديم. او هميشه براي کمک به ما حاضر بود. از ما مراقبت مي کرد و لباس هايمان را مي شست. به ما درس مي داد. با ما دوست بود و برايمان آشپزي مي کرد، مکانيکي مي کرد، روانشناسي مي کرد... هرگز کارهاي او را فراموش نمي کنم. پدر خوب پدري است که حاضر باشد، به بچه هايش فکر کند بدون اينکه به او يادآوري کنند، حرف هاي آنها را بشنود و او نيز احترام فرزندان و همسرش را حفظ کند تا همه بتوانند به او اعتماد کنند. پدر خوب فحش نمي دهد و روز تولد بچه اش با او دعوا نمي کند. پدر خوب کسي است که بتوانم رازهايم را با او بگويم. پدر خوب مصلحت فرزندش را فداي خواسته هاي خود نمي کند. پدر خوب سمبل صبر و شکيبايي است. پدر خوب کسي است که مدام مراقب توست حتي اگر از تو دور باشد. پدر خوب هميشه موبايلش در دسترس است و جواب تلفن هاي تو را مي دهد. پدر خوب کسي است که قادر است دوست داشتنش را به بچه ها نشان دهد. پدر خوب يعني کسي که مثل مادر باشد. پدر خوب بلد است علاوه بر گفتن «نه» به ما بگويد؛ دوستت دارم، چقدر باهوشي، چقدر قوي هستي، چقدر زرنگي، چقدر زيبايي و... پدر خوب براي اينکه کاري کند که فرزندانش «بچه هاي خوبي» باشند اول کاري مي کند که «باباي خوبي» باشد. پدر خوب کسي است که مامان را دوست داشته باشد و کاري کند که او هميشه در کنار ما بماند. من دوست دارم پدرم آشپزي کند. غذاهاي او هميشه خوشمزه تر از غذاهاي مادرم است، پدر خوب وقتي مادر مريض است به او کمک مي کند و او را تنها نمي گذارد. پدر خوب خودخواه نيست و هميشه در کنار فرزندان حاضر است. به جاي اينکه به سراغ کارهايي برود که در جواني آرزويش را داشته، آرزوي بچه هايش را برآورده مي کند. پدر يعني صلابت کوه، گرماي خورشيد تابستان، آرامش درياي آرام و تسلاي شب. وقتي من کوچک بودم پدرم هميشه بيرون از خانه بود و آخر شب به خانه مي آمد. مادرم از صبح تا شب در خانه کار مي کرد براي همين من هيچ وقت پدرم را در کنار خود احساس نکردم. اما حالا که پدرم خود پدربزرگ شده خيلي فرق کرده است. مدام با دختر من بازي مي کند. دختر 13 ساله من او را تا حد پرستش دوست دارد و در همه کار با او مشورت مي کند و از تجربياتش بهره مي گيرد؛ درحالي که من هيچ وقت پدرم را نشناختم و او را در کنار خود نديدم. هنوز هم وقتي مي بينم پدري شانه به شانه فرزندش و دست به دست او حرکت مي کند، حسرت مي خورم و مي گويم بالاخره پدري پيدا شد که نقش خود را بشناسد و بداند حضور او در کنار فرزند به اندازه حضور مادر ضروري است. موارد ذکر شده خلاصه اي بود از نظرات بي شمار در مورد خصوصيات پدر خوب و جالب اينکه بيشترين مورد فراواني «حضور پدر در کنار فرزندان» بود و در هيچ کدام از موارد، انتظارات مالي از پدر به چشم نمي خورد. |