تبليغاتX
مثبت من - نقش معلمان در تامين بهداشت رواني دانش آموزان

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

تنبيه ، آري يا نه
 صديقه پارسانيا
شخصيت کودک در خانه شکل مي گيرد. پس از خانه محلي که در پرورش شخصيت کودک تاثير دارد مدرسه است که موجب رشد و تکميل منش او مي شود. محيط مدرسه اولين جايي است که کودک با جامعه روبه رو مي شود. روش و سبک تربيت دانش آموز در تامين سلامت او نقش بسزايي دارد.

معلمان فقط مسوول آموزش مسائل علمي نيستند بلکه بايد روحيه و نيازهاي رواني کودک را شناخته، استعداد و خصايل خوب را در او پرورش داده علاوه بر آموزش علوم برخورد با واقعيت زندگي را به او ياد دهند.معلمان بايد کودکان را آن طوري که هستند بشناسند و با کمک و همفکري والدين دشواري هاي تربيتي آنها را رفع کنند.هر کودک در وضعيت خانوادگي- فرهنگي و اجتماعي خاصي پرورش يافته و استعداد و شعور و توانمندي هاي بدني و رواني مخصوص به خود را دارد بنابراين بهتر است معلمان با توجه به ويژگي هاي اخلاقي و هوشي هر دانش آموز چگونگي استفاده از استعداد ها را به آنها بفهمانند و به آنها ياد دهند درس را براي خوشبختي خود و جامعه ياد بگيرند نه براي نمره و يا ترس از معلم.مردم از تنبيه معني و مفهوم کتک زدن را درمي يابند در حالي که از نظر ما امور ديگري هم جنبه تنبيهي دارند ولي آثار و عوارض تنبيه بدني را ندارند و در همه احوال محروميت هاي ناشي از تنبيه سبب خواهد شد آدمي دست از عمل ناپسند بردارد.

 صورت هاي تنبيه

صورت هاي مختلفي از نظر تربيت قابل عمل است که مهم ترين آنها عبارتند از؛ سرزنش، توبيخ و محروم کردن از امتيازات و يا لذت هاي مورد علاقه مثل سينما و... قهر، نگاه ملامت آميز، قطع پول توجيبي و... و هنگامي که اين شيوه ها موثر واقع نشد مي توان از روش تنبيه به معني گوشمالي و کتک که شرايط و حدودي دارد استفاده کرد.البته والدين در امر تربيت مي توانند گاهي راه سکوت را پيش گيرند و به نگاهي ممتد و نکوهش آميز بسنده کنند. تجربه نشان مي دهد اين کار از صد ضربه کتک دردآورتر است.البته کودک را بايد در مسير زندگي به گونه اي تربيت کرد که از راه اعتدال خارج نشود و به سوي کمال سير داشته باشد.گاهي بر اثر اهمال و بي مبالاتي والدين در امر تربيت کار کودک به جايي کشيده مي شود که تنبيه امري لازم و اجتناب ناپذير مي شود. البته آنها که کودک را کتک مي زنند افرادي عقده اي و گرفتارند يا اينکه تمام راه هاي اصلاح را به روي خود بسته و يا معتقدند کودک فاسد و منحرف است در صورتي که طفل ذاتاً شرور و فاسد نيست.بايد اقدامات قبل از تنبيه را پيش گرفت و در صورت عدم اثربخشي از تنبيه استفاده کرد.اقدامات پيش از تنبيه عبارتند از؛ تذکر اخطار، تحکم، ملامت، قهر، توبيخ و تهديد و...

 شرايط و حدود تنبيه

تنبيهي که توسط اوليا و مربيان درباره کودک اجرا مي شود داراي شرايط و نيز حد و مرزي است که عبارتند از؛

1- تنبيه بايد براساس يک خط مشي روشن و ضابطه اي انديشيده شده باشد زيرا در غير اين صورت صدمه آفرين است.

2- تنبيه بدني در رابطه با گناهان کبيره است نه هر مساله پيش پا افتاده اي.

3- جز پدر و مادر کسي حق تنبيه ندارد حتي خواهر و برادر.

4- ميزان تنبيه متناسب با جرم و لغزش باشد و کودک حس کند که عادلانه است.

5- تنبيه بايد به صورتي باشد که براي کودک درس عبرتي باشد.

6- پيش از تنبيه تسلط بر خود لازم است هرگز در حال خشم و اضطراب به تنبيه نپردازيد.

7- در امر تنبيه آگاهي لازم است عدم آگاهي کافي سبب نقص و صدمه روحي و جسمي به کودک مي شود.

8- در هر تنبيه بعد از اندکي سعي شود دل کودک به دست آيد و به او نشان دهيد دوستش داريد. اگر هنگام تنبيه کودک به مادر پناه برد خطاي بزرگي است که طفل را از دامن مادر بيرون بکشيد و تنبيه کنيد واسطه گري مادر را بپذيريد.

 آثار و عوارض تنبيه

تنبيه به معناي کتک زدن اگر به صورت خشونت و غيرعادلانه باشد آثار ناگواري در پي دارد و در رشد کودک موثر نيست بلکه در مواردي آثار رشد را مي زدايد.اين شيوه پيامدهايي دارد از قبيل کينه توزي، احساس حقارت، احساس جرم، دروغگويي و گريز از خانه و مدرسه و گاهي اين پيامدهاي نابهنجار به حدي مي رسد که کودک از خود نااميد مي شود يا در برابر دوستان چنان خجل و ناراحت مي شود که دوستي خود را رها مي کند.البته منظور اين نيست که هرگز تنبيه نباشد بلکه بايد براساس ضابطه اي عادلانه و متناسب با ظرفيت طفل حتي مبتني بر احترام باشد.

 پيامدهاي تنبيه مکرر

گاهي فرزند شما تن به لغزش مي دهد در آن صورت مکرر تنبيه مي شود اما تکرار تاديب عامل دست کشيدن از لغزش نمي شود در اين صورت بايد کوشيد عوامل تکرار عمل ناپسند را پيدا کرد.کودکي که زياد تنبيه مي شود در مدتي کوتاه به آن انس مي گيرد به گونه اي که ديگر بدن او به درد نمي آيد و روح او را آزار نمي دهد حتي عادت مي کند موجباتي پديد آورد که توسط اوليا تنبيه شود، در اين صورت تنبيه فايده اي ندارد و بايد کوشيد ريشه ها و علل نابساماني را کشف کرد و از افراد باتجربه و مشاوران کمک گرفت. تنبيه مکرر و دست نکشيدن کودک از خطا نشان مي دهد ناهنجاري ريشه دار است.

 نقش معلمان در تربيت دانش آموزان

از آنجا که دانش آموزان بيشتر وقت خود را در ماه هاي غير از تعطيلات در مدرسه مي گذرانند، داشتن ارتباط صميمانه با دانش آموز مي تواند تاثير بسياري در روند شکل گيري شخصيت وي داشته باشد.در اينجا به مواردي اشاره مي شود که رعايت آنها از سوي آموزگار مي تواند در بهبود شخصيت دانش آموز خطاکار تاثير مثبتي داشته باشد.

هرگز به دانش آموزان لقب هاي زشت ندهد

لقب دادن تنها چيزي که به دانش آموز ياد مي دهد همان لقب دادن است. در اثر القابي که معلم به دانش آموز مي دهد دانش آموز کم کم تصوير ذهني از خود پيدا مي کند و گويي القاب معلم را به خود مي قبولاند و آنها را در مورد خودش باور مي کند و اين باورها و تصورات منفي بر شخصيت و عزت نفس او اثرات مخربي مي گذارد که شايد غيرقابل جبران باشد. از طرفي اين گونه برخوردها جو تفاهم آميز کلاس را برهم زده و باعث رنجش و دلزدگي دانش آموز از معلم و کلاس مي شود و حس تنفر و انتقام گيري خيالي را در دانش آموز به وجود مي آورد.

به جاي تاکيد بر ضعف هاي دانش آموز به توانايي ها و نقاط مثبت شخصيت او توجه کند

اگر به جاي توجه به بدرفتاري دانش آموز يا سرزنش او به خاطر ضعف هايش به جنبه هاي مثبت و خوشايند رفتار و توانايي هاي او توجه شود، به ادراک کفايت و شايستگي دانش آموز کمک مي کند و دانش آموز توانايي خود را باور کرده و خود را قادر به پيشرفت و جبران ضعف هايش مي بيند.

به موقعيت و جايگاه دانش آموز بيش از خود او توجه کند

معلم به جاي اينکه شخصيت دانش آموز را مورد قضاوت قرار دهد به عمل و کار انجام شده تاکيد مي کند. اين مهم ترين اصلي است که يک معلم در همه موقعيت ها بايد مدنظر قرار دهد و حتي در هنگام تنبيه دانش آموز، اين عمل دانش آموز است که بايد تنبيه شود نه خود دانش آموز و شخصيت او.

مثال؛ کتاب به روي زمين مي افتد

رفتار غلط؛ چقدر بي دقت و حواس پرت هستي. (تاکيد بر خود دانش آموز)

رفتار صحيح؛ کتاب ها ريخت، زودتر جمع شان کن. (تاکيد بر عمل انجام شده)

به شخصيت دانش آموز احترام بگذارد

احترام به دانش آموز باعث احساس ارزشمندي در او مي شود و به رشد شخصيت او کمک مي کند. حتي بدترين دانش آموزان از لحاظ رفتاري در مقابل شخصيت دادن خلع سلاح مي شوند.

به دانش آموز مسووليت بدهد

معلم بايد ترتيبي بدهد که دانش آموز عوامل خارجي را کنار بگذارد و تصميم گيري ها و کنترل رفتارها را شخصاً و با اراده خود به عهده بگيرد.معلم از طريق افزايش دانش و تخصص خود و به کارگيري روش هاي صحيح آموزشي و فنون تدريس و برانگيختن حس کنجکاوي و خلاقيت دانش آموزان، مي تواند به رشد فکري و اعتلاي انديشه آنان کمک کند. معلم بايد با مباني روانشناختي رشد و تحول شخصيت آشنا باشد و با به کارگيري روش هاي صحيح تربيتي به سلامت رواني دانش آموزان کمک کند. معلم بايد با به کارگيري مهارت هاي ارتباطي صحيح و ايجاد روابط صميمي و دوستانه از شدت اضطراب دانش آموزان بکاهد و کلاس را به محيطي دوستانه و صميمي تبديل کند. همچنين با مشکلات رفتاري و روش هاي اصلاح رفتارهاي ناسازگار آشنايي داشته باشد و در صورت لزوم آنها را به کار برد.

هنگام عصبانيت خشم خود را کنترل کند

وقتي معلم در کلاس عصباني مي شود بايد خشم خود را بدون اهانت به دانش آموز نشان دهد و آنچه را که احساس مي کند و مي بيند شرح دهد. معلم بايد خشم خود را واضح و روشن بيان کند و دانش آموزان را مورد خشونت يا اهانت قرار ندهد تا آسيبي به روح آنها وارد نشود.

شعار معلم اين است؛ خشم آري، بي احترامي نه.

از بحث و مشاجره با دانش آموز بپرهيزد

هنگامي که دانش آموز مرتکب خطايي مي شود، به جاي اينکه معلم حالت تهاجمي يا دفاعي بگيرد، با مهرباني و ملايمت اشتباه او را اصلاح کند و به جاي بحث و اوقات تلخي که باعث اتلاف وقت و انرژي و ايجاد تعارض در کلاس مي شود، ناراحتي خود را با لحني راسخ و غيرتهاجمي بيان کند.

معلم بايد در نظر داشته باشد که موقعيت هاي بحراني جاي بحث و به تفاهم رسيدن نيست. بحث را زماني بايد شروع کرد که هر دو طرف خونسرد باشند. هنگامي که معلمي دچار هيجان و ناراحتي است، بايد از اتخاذ تصميم براي هر نوع اقدامي خودداري کند و از دانش آموز بخواهد که بعد از کلاس دراين باره صحبت کنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 8:26 PM  توسط م.ک.  |