|
| |
| محبوب اربابي | |
|
آيا اتاق نوجوان بايد هميشه تميز و مرتب باشد؟ *«بله من مي خواهم که اتاقم تميز باشد، اما يک مقدار بي نظمي را هم دوست دارم چون در اين صورت احساس آسودگي و رضايت مي کنم. من دوست ندارم اتاقم را زياد مرتب کنم، ولي وقتي تميز است احساس بهتري دارم. هر وقت اتاقم را تميز مي کنم دچار احساس خوبي مي شوم و اعتماد به نفس پيدا مي کنم. براي همين بيشتر اوقات را در اتاق خودم به سر مي برم و کمتر به آشپزخانه يا سالن مي روم. وقتي بايد تکاليف مدرسه را انجام دهم، نمي خواهم اول ميزم را مرتب کنم. در آن لحظه دوست ندارم اين کار را بکنم. مادرم مي خواهد که من هفته اي يک بار اتاقم را مرتب کنم، جاروبرقي بزنم و گردگيري کنم.» *«نه، زيرا ظاهر اتاقم فقط به خودم ارتباط دارد. در طول روز وقتي در خانه نيستم دوست دارم در اتاقم را قفل کنم. با اين کار خاطرجمع مي شوم زيرا برادرانم خيلي دوست دارند وارد اتاقم شوند و وسايلم را بردارند. اتاق من زيرشيرواني است و مادرم خيلي کم بالا مي آيد، پدرم هرگز نمي آيد. وقتي اتاق خيلي به هم ريخته مي شود، مادرم از من مي خواهد آن را مرتب کنم. چيزي که هر بار باعث مشاجره ما مي شود چون نمي خواهم که او در کارهايم دخالت کند.» * «بله، زيرا فقط در صورتي احساس رضايت و آرامش مي کنم که اتاقم مرتب و تميز باشد. اتاق من، سرزمين من است و من مي خواهم که از آن خوب نگهداري کنم. وقتي دوستانم به خانه ما مي آيند، مي خواهم ببينند که اتاقم چقدر زيبا و مرتب است. گاهي بعضي چيزها را روي زمين مي ريزم، مثلاً شب هايي که خيلي خسته هستم و نمي توانم لباس هايم را جمع کنم، ولي روز بعد، همه را جمع مي کنم. در واقع پدر و مادرم هم روي اين موضوع بسيار سختگير هستند. آنها بي نظمي را تحمل نمي کنند و خانه ما هميشه کاملاً تميز و مرتب است.»سه گروه عمده از پاسخ هاي نوجوانان و جوانان را شنيديد. اگر شما نيز فرزند نوجوان داريد به خوبي مي دانيد که «اتاق نوجوان» يکي از مهمترين موضوعاتي است که باعث بروز مشاجرات ميان والدين و فرزندان مي شود. پدر و مادرها گاهي در برابر کودکاني که ظاهراً بزرگ شده اند ولي هنوز کوچکند، مستاصل مي شوند. بهتر است براي روشن تر شدن موضوع، تفاوت واکنش هاي والدين در برابر «قلمرو» فرزندشان را مقايسه کنيم.مادري با ناراحتي از جدال هر روزه اش با دختر 14 ساله اش «سارا» شکوه مي کرد، دخترش دور تا دور اتاق را ريخت و پاش مي کند از لباس هاي تميز و کثيف گرفته تا ملافه ها و حتي کشوي کمدها. بدتر از آن اينکه گردگيري اتاق او غيرممکن است زيرا سارا مدال ها و جايزه هاي گوناگون تحصيلي خود را بالاي يک کمد پهن مي چيند و به محض اينکه مادرش به قطعه اي دست بزند و دقيقاً سر جاي هميشگي نگذارد، دخترش با جنگ و دعوا آن را در جاي اصلي مي گذارد. ويژگي «محافظت از اشيا» در وجود دخترش هر روز بيشتر گسترش يافته و مادر بدون اينکه سارا بداند براي مرتب کردن کمدها و کشوها به اتاق او مي رود؛ آنچه را بايد نگه داشت «جدا مي کند» و آنچه را به نظرش زائد مي آيد «دور مي ريزد» و خدا به داد روزي برسد که دخترش از قضيه باخبر شود. البته ميان اين دو وضعيت افراطي، حالت هاي ميانگين فراواني در زندگي روزمره يافت مي شود. * قلمرو من کودک همزمان با رشد و رسيدن به سن نوجواني، هر روز بيش از پيش علاقه اش را آشکار مي کند که نشان دهد دوست دارد مکان خاصي را در اختيار داشته باشد، از اتاق هايي که خانواده در آن جمع هستند (و حتي مهماني هاي خانوادگي) دوري مي کند و در اتاقش پناه مي گيرد تا خود را با فعاليت هاي گوناگون مرتبط با «مايملک» خود سرگرم کند؛ تماشاي تلويزيون، بازي با کامپيوتر، گشت زدن در اينترنت، تلفن زدن، کتاب خواندن، گوش دادن يا نواختن موسيقي، کاردستي، خرده کاري، انجام تکاليف درسي و...زماني که او خود را از والدين و خواهر و برادرانش جدا مي کند و گاهي احساس خجالتش را از شرکت در جمع بروز مي دهد، احساس مي کند در خانه هيچ چيز خوب نيست، در حالي که اگر با دوستانش باشد همه چيز کامل است، بنابراين ترجيح مي دهد دوستش را به خانه دعوت کند. اين دعوت براي او موقعيتي است که چيزهايي را که «دارد» به دوستانش نشان دهد، آخرين سي دي هايي که خريده، آخرين لباسي که با فلان مارک خريده و... به علاوه وجود دوست فرصتي است براي درددل کردن و حل و فصل کردن نگراني ها و دلمشغولي هاي لحظه اي و موقتي در قلمرو خود.به همين دليل است که وقتي دختري مانند سارا مي بيند مادرش ملافه هاي او را مرتب و «گنجينه هاي» او را تميز کرده و آنچه را به نظرش مي آمده دور ريخته است، احساس مي کند ديگر مالک قلمرو خود نيست و سرزمينش از تصرف او خارج شده است. کشمکش هاي پيوسته و مداوم او، تقاضاي مهم و اساسي اش را بيان مي کند؛ «من يک قلمرو براي خودم مي خواهم،» چيزي که از نظر نوجوان شايد اولين و مهمترين خواسته است.به مثال زير توجه کنيد؛ چند سال قبل يک گروه چند رشته اي پزشکي مسوول تحقيق روي پروژه اي شدند که مداواي نوعي شب ادراري در مورد يک نوجوانان بود. تحقيقات و معالجات گوناگون هيچ کدام نتيجه اي نداشت. تا روزي که پزشکي اين سوال را مطرح کرد؛ «اين اتفاق از چه زماني شروع شد؟» و پس از آن بود که توانستند مساله را حل کنند؛ دو برادر که پيش از اين هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند به دنبال يک اسباب کشي، در يک اتاق مشترک، سهيم شدند. کافي بود چيدمان خاصي برقرار شود تا يک «قلمرو» خاص به هر کدام اختصاص يابد تا شب ادراري پايان يابد. نوجواني دوره جست وجوهاي ژرف و عميق است که نقش مهمي در يافتن هويت فرد دارد. آيا به هم ريختگي هاي اتاق نوجوان، بازتاب سوالات ذهني ناشناخته اوست؟ مادري به خاطر مي آورد که چگونه متزلزل شده بود وقتي يکي از فرزندانش چند روز پس از 15سالگي، به طور ناگهاني، از او درباره معناي حيات، جنبه گذرا و ناپايدار خوشبختي، وجود خداوند و... سوالاتي پرسيده بود. ماهيت فطري و آني اين پرسش ها نظر او را به سمت ديگري منعطف کرد تا بتواند از ديد ديگري به چيدمان اتاق فرزندش نگاه کند؛ جايي که فرزندان پاسخ سوالات بنيادي شان را در آنجا جست وجو مي کنند.به علاوه، اتاق نوجوان يک جزيره متروکه و دورافتاده در اقيانوس بيکران نيست بلکه تنها، اتاقي است در بين اتاق هاي ديگر خانه. بسياري از پدر و مادرها نمي توانند به هم ريختگي اتاق فرزندانشان را تحمل کنند؛ «من هر چه او مي خواهد در اختيارش مي گذارم اما اتاق او مانند زماني است که خيلي کوچک بود. هيچ چيز سر جايش نيست و هرگز اتاق را مرتب نمي کند. بايد براي رسيدن به تختخواب به زحمت راه باريکي باز کرد.»در اين صورت چگونه مي توان کاري کرد که هم نوجوان در قلمرو خود حکومت کند و هم والدين ببينند که خواسته هاي اوليه شان رعايت شده، آيا مي توان يک زندگي عادي و حاکي از احترام داشت که هر کس بتواند زير سقف آن کارهاي خود را نظم و ترتيب دهد؟از نظر والدين بهداشت مقدم بر هر چيز و نظم جزء لاينفک آن است. مکان زندگي بايد پاکيزه و قبل از آن مرتب و منظم باشد. اما آيا مي توان در اين مورد حکم کلي داد؟ صحبت از نظافت چه مکان هايي است؟ فقط زمين، شيشه ها و ديوارها؟ همه آنها به علاوه کمدها؟ خواسته ها و توقعات والدين اغلب پيرامون کدام موضوع است؟ آيا در رعايت بهداشت دچار وسواس هستند؟ آيا کم و بيش بي تفاوت اند؟ نظافت را چند وقت يک بار بايد انجام داد؟ چه کسي بايد نظافت کند؟ نظافت اتاق نوجوان بايد بر عهده خودش باشد زيرا تجربه جالب و آموزنده اي براي زندگي آينده او خواهد بود. او به زودي در خوابگاه هاي دانشجويي يا خانه خودش زندگي خواهد کرد. به عهده گرفتن نظم و نظافت اتاق به او کمک مي کند جنبه ظاهري زندگي جديدش را سروسامان دهد. در آن زمان مادر خانواده کجاست که زندگي او را پاکيزه گرداند؟ بسياري از مادران بر اين باورند که نظافت اتاق فرزندان جزيي از «وظايف» والدين است، به خصوص زماني که نوجوان، پسر باشد. در حالي که شايد براي پسران به عهده گرفتن نظافت اتاق ضروري تر از دختران باشد. استفاده از خدمتکار نيز گاهي راه حل خوبي است، البته براي آنهايي که مي توانند از عهده مخارج آن برآيند (معمولاً اين کار هزينه زيادي روي بودجه خانواده ندارد). زماني که اختلاف ميان والدين و نوجوان بر سر اتاق او زياد پيش مي آيد، اين کار بسيار موثر است. در واقع وقتي نوجوان مي داند که مثلاً سه شنبه خدمتکار مي آيد، به دلخواه خود اتاقش را مرتب مي کند تا سه شنبه صبح به اندازه کافي مرتب باشد و خدمتکار بتواند کار نظافت را به خوبي انجام دهد. نوجوانان نيز وقتي مي بينند که براي اين کار از آنها قدرداني مي شود احساس لذت و اعتماد به نفس مي کنند. * ابتکار و نوآوري هر زندگي، کتاب مخصوص به خود را دارد. خانواده ها مي توانند زماني را اختصاص دهند تا به اتفاق هم راه حل هاي تازه و نويي براي سامان دادن به اوضاع خانه بيابند. بايد با فرزندان صحبت کنيم، نگراني ها و دلمشغولي هايمان را با آنان در ميان بگذاريم، متقابلاً به حرف آنها گوش کنيم تا راهکارهاي ملموسي بيابيم و «قواعد بازي» را تعيين کنيم (با نوشتن نظرات در شوراي خانوادگي و روشن کردن انتظارات و تعهدات پدر، مادر و نوجوان).اين کار تضمين نمي کند که فرزند ما از اين به بعد به همه وعده هايش عمل کند، اما يک امتياز دارد و آن اينکه به جاي پرخاش و بگومگو مي توان به آرامي گفت؛ «ما توافق کرديم که... يا من احساس مي کنم که تو حرف را خوب نگرفتي و از تو مي خواهم دفعه بعد به آن عمل کني و...»نوجوانان اغلب وقتي کاري را به طور ارادي انجام مي دهند بهتر از زماني عمل مي کنند که به آنها امر و نهي مي شود؛ «تو از من خواستي اتاق را مرتب کنم چون سرحال نبودي يا چون خواستي مرا تنبيه کني و...» نمونه ديگر؛ خانواده اي که سه پسر ملافه هايشان را پخش و پلا کرده، لباس هاي تميز و کثيف را قاطي کرده بودند چون مادرشان تنها از آنها خواسته بود لباس هاي کثيف را در سبد لباس هاي کثيف بگذارند بعد از مذاکره، هر پسر صاحب يک سبد شخصي شد که خودش انتخاب کرده و خريده بود. اين سبد فقط مخصوص لباس ها و ملافه هاي کثيف بود که روزهاي لباس شستن بايد بيرون اتاق مي گذاشتند (بنابراين مادر وارد اتاق نمي شود)، يک راه حل موقتي براي يک خانواده در اين مورد خاص.بنابراين احترام به نوجوان، شنيدن حرف هاي او و خلاقيت و نوآوري مي تواند به کشمکش ها خاتمه دهد.بدين ترتيب مزاياي نظم کم کم و به مرور زمان براي نوجوان آشکار مي شود. زمان و تجربه بهترين راهنما براي نوجوانان و والدين هستند.در پايان يک بار ديگر يادآور مي شويم که ميل به گهگاهي تنها بودن براي گوش کردن به موسيقي يا تلفن زدن به دوستان، براي هر نوجواني طبيعي است و بزرگترها بايد به اين تمايلات احترام بگذارند. در عوض نوجوان نيز بايد وظايف خود را در برابر خواسته هاي والدين انجام دهد؛ وظايفي مانند منظم کردن اتاق، انجام تکاليف درسي يا حتي تنظيم صداي موسيقي يا مدت زمان مکالمات تلفني. |