چشم اندازهاي انسان گرا در شخصيت Humanistic Perspectives on Personality
ظهور روانشناسي انسان گرا به عنوان نيروي سوم در روانشناسي افزون بر آناليز رواني و رفتارگرايي به ويژه مديون ابرهام ماسلو Abraham Maslow ( روانشناس آمريكايي كه در سال 1908 متولد شده و تحصيلات خود را در دانشگاه ويسكانسين به انجام رسانيده است.) و كارل راجرز Carl Togers ( روانشناس آمريكايي كه در سال 1902 پاي به عرصه وجود گذاشته است ) مي باشد .
ويژگي هاي كلي در دوانشناسي انسان گرا
- اين روانشناسي به عنوان انسان تجربه گر تعويق شده است .
- نوع انتخاب ، خلاقيت و درك نفس سر خط توجهات آن است .
- كانون توجه آن نيز مسائل مهم شخصي و اجتماعي است.
- هدف از مطالعه ارتقاء سطح زندگي انسان و شأن موجود بشري است.
تئوري انگيزش ماسلو Maslow s motivation theory
ماسلو بين نيازهاي عالي و حوائج ابتدايي تمايزي قائل شده است . بدين معني كه نيازهاي عالي در مراحل بعدي تكامل و ترقي بشر پيده شده و رابطه كمتري با بقاي زندگي دارند. اين شرايط محيطي است كه عامل عمده ارضاي اين نيازهاست .
سلسله مراتب نيازها ( از سطوح پائين تا سطوح بالا (
الف - نيازهاي فيزيولوژيك ( مانند غذا ـ آب ـ ارضاي جنسي ـ خواب )
ب – امنيت و قابل پيش بيني بودن محيط زندگي
ج – تعلق و عشق
د – احترام ( شناخته شدن ، مورد قبول واقع شدن ، مورد اعتماد بودن )
ه – تحقق نفس ( معرفت كامل ، پذيزش چگونگي عمل شخصي خود براي نيل به كمال و شرافت و ابراز استعداد هاي بالقوه انساني )
ارضاي نسبي نيازهاي ابتدايي تر در سلسله مراتب ، براي پيدايش و ظهور نيازهاي سطح بالاتر و مترقي بعدي ضرورت دارد .*به اعتقاد ماسلو نياز تحقق نفس در چنان سطحي است كه شمار اندكي از مردم بدان دست مي يابند.
نظريه پديدار شناختي راجرز Rogers Phenomenological Theory
- انگيزه عمده در رشد شخصيت ، تمايل به اعمال و اقدام و حفظ و تقويت تجربي گري آدمي دارد .
- تمايل به پوشاندن كسوت عمل ، بر انگيزه شخص براي فرهيخته تر شدن ، استقلال فزون تر و پذيرش مسئوليت اجتماعي بيشتر است .
- واقيت پديدار شناختي ، واقعيت فيزيكي نيست، بلكه همان تفسير ذهني شخص از تجربه است كه رفتار وي را تعيين مي كند .
- بهترين وضع رشد شرايطي است كه در حضور آنها، شخص نظري مثبت به خود دارد و احساس ارزشمندي مي كند .
- اختلال در نظر فرد به خود، به وقوع مي پيوندد كه شخص با عدم تجانس بين ادراك تجارب و مفهومي كه از خويشتن دارد روبه رو مي شود .
- در شرايط عدم تجانس فرد در برابر اضطراب آسيب پذير مي شود و ممكن است با مكانيسم دفاعي انكار يا تحريف واكنش نمايد تا بدان حد كه وي براي تقبل عدم تجانس نياز به روان درماني پيدا كند .
