تبليغاتX
مثبت من - زبان زنانه:

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 

در حوزه‌ی نقد ایرانی ـ البته به طور کلی ـ معمولن قسمت مقدماتی یک نگره یا یک نظر ، شایع و ورد زبان و قلم‌ها می‌شود، و تبدیل می‌شود به حکمی جامد و ساری برای داوری‌ و ارزش‌یابی‌. از این نمونه است، یکی این که زبان داستان نباید شاعرانه باشد ( که ساده‌لوحانه حکمی است و درستش این است که زبان داستان باید نحو نثر داشته باشد نه نحو شعر ) و دیگری این حکم که: ادبیات، زنانه مردانه ندارد، و هر متنی که دارای معیارهای ادبیات باشد، سوا از این که آن را زنی نوشته باشد یا مردی، ادبیات است و بس. این نظر یا داده، کاملن درست است، وقتی که در ساحتِ نفی برتری جنسی، یا از سکوی ساختارشکنی فمینیستی علیه مردسالاری رایج در ادبیات حرکت می‌کنیم. اما در ساحتی دیگر، اتفاقن ادبیات زنانه و مردانه، از هم سوا می‌شوند، که این جداسری هم اتفاقن از زاویه‌ی زبان رخ می‌دهد، که اتفاقن برداری هم در سمت و سوی همان مبارزه با مردسالاری و مردارزی فراگیر و خرافه ساز دارد. به عبارت دیگر، وقتی که می‌خواهیم دربیفتیم با خرافه‌ی این که ادبیات خلق شده به دست مردان، برتر است از ادبیاتی که زنان نوشتهاند، بدیهی و طبیعی است که بدون توجه به جنس نویسنده‌ی متن، بی‌آن که باورپذیری یا تعلیق ناباوری‌مان را تحت تاثیر مذکرگفتارباوری نگه داریم، اثر را با ارزش‌های درون متنی آن بسنجیم، و بر خنثا بودن جنسیتی ادبیات پا بفشاریم... اما در نگاه عمیق‌تر و رها از مردسالاری یا ضد آن: زن‌سالاریِ واکنشی، که این هم همان مردسالاری است، ادبیات زنانه با معیار زبان زنانه درجهان حضور دارد، و جهانی هم هست متکی بر ارزش‌ها و کارکردهای زنانه.

در جهانی با مردسالاری‌های عتیق و عمیق، شناسایی وجوه زنانه‌ی زبان بسیار مشکل است. اما نشانه‌های این تمایز را به هر حال می‌توان یافت و از آن ها به عنوان ردی برای شناسایی منبع اصلی الهام زبان استفاده کرد. مثلن در حوزه‌ی زبان فارسی می‌توان به تفاوت کارکرد زبان شعری « پروین اعتصامی » و

« فروغ فرخزاد » توجه کرد. پروین شاعری است با زبانی مردانه و فروغ شاعری است که شعرش تلاشی است برای خلق زبانی با وجوه زنانه، که گاهی موفق است. گاه ناکام. خلق یا کشف یا از بالقوه به بالفعل درآوردن نیروی زنانه‌ی زبان را نباید با عصیان‌های فرهنگی یا اخلاقی زنانه اشتباه گرفت. فروغ در شعر « گناه » عصیانی زنانه بر علیه اخلاق مردسالارانه دارد با زبان و نحو مردانه، اما در « ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد » به نرمی و زیبایی، جلوه‌هایی از زنانگیِ زبان فارسی را تجلی داده است. با این اعتبار، شناسایی زبان ( نثر ) زنانه در ادبیات، و تبیین آن و کشف ارزش‌های آن، خود قدمی است در تعریف استقلال حضور و وجود زنانگی در جهان ... به هر حال، این درآمد را این گونه می‌توان به پایان برد که، درست مانند هر انسانی، زبان هم دارای دو رویه‌ی زنانه /مردانه است. یا زبان هم دارای « آنیما » و « آنیموس » است.

در مجموعه داستان « بگذریم » تلاشی خودآگاه یا ناخودآگاه برای پندار و کرداری زنانه در زبان، یا زدودن کارکردهای مردسالارانه از زبان، دیده می‌شود. برای تشخیص این تلاش، در وهله‌ی اول، زاویه دید داستان‌ها معیار نسبتن گویایی است. در میان نویسندگان زن ایرانی، مجموعه داستان‌هایی می‌توان یافت که تمام یا اکثر داستانهایشان با زاویه دید راوی مذکر نوشته شده‌اند. البته در دنیای هنر که تنها ساحتی است که انسان می‌تواند در آن آزادی واقعی را تجربه کند، هرگز نمی‌توان و نباید نویسنده‌ای را به خاطر انتخاب مدام و مداوم راویانی مخالف جنس خود سرزنش کرد، یا ارزش کارش را با فقط با این محک زد، اما حداقل در ایران که زبان / نثر زنانه در سیطره‌ی قهار مرد سالاری کمتر فرصت بروز و بالفعل شدن یافته، می‌توان اندیشید که در وجه زنانه‌ی زبان فارسی، چه امکانات و ظرفیت‌های کم و بیش بکر مانده‌ای وجود دارد که نویسندگان زن میتوانند با کشف رگه‌های آن‌ها، خود را به معدنهایی از الماس و طلای زنانه برسانند ؛ و با جلوه‌دادن به زیبایی‌های زنانه‌ی نهفته در زبان فارسی، به طور ضمنی، گفتمان بسیار خشن و بس مردانه‌ی جامعه ما را هم تلطیف و آرام کنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 2:6 PM  توسط م.ک.  |