تبليغاتX
مثبت من - تأثير شغل بر شخصيت

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

 


شايد تا حالا بارها شما هم شنيده ايد يا حتى خودتان گفته ايد مثلاً صاحبان  فلان شغل فلان جور رفتار مى كنند يا فلان ويژگى از افراد داراى فلان شغل بعيد نيست و صدها حدس ها و پيش بينى هاى ديگر ولى به نظرتان آيا  واقعاً اين حدسها درست است؟ يعنى آيا مى توان براساس شغل رفتار افراد را حدس زد؟ اگر اينطور است با چه دليل و مدركى مى توانيم ثابت كنيم كه  اين حدسها مى توانند درست باشند؟ ما براى بررسى اين موضوع افرادى را  به عنوان نمونه از ده شغل مختلف انتخاب و خصوصيات شخصيتى آنها مخصوصاً رفتارهاى ظاهريشان را با همديگر در هر شغل مقايسه كرده ايم و به اين نتيجه رسيده ايم كه تقريباً اين حدسها درست است ولى براى اينكه يافته هاى ما پشتوانه اى علمى داشته باشد، بايد ديدگاههاى نظريه هاى علمى را در اين مورد بيان كنيم بدين ترتيب ما ابتدا به تشريح شخصيت پرداخته و بعد با استفاده از نظريه هاىجامعه شناسى خرد (جامعه شناسى پديدارشناسى هوسرل و كنش متقابل نمادى گافمن) و با استفاده از روانشناسى اجتماعى به تشريح چارچوب نظرى اين پژوهش خواهيم پرداخت.

 


اما ابتدا بايد دانست شخصيت چيست و چگونه شكل مى گيرد؟ البته «براى روشن تر شدن مفهوم شخصيت بهتر است ريشه اين كلمه را در نظر بگيريم كلمه شخصيت ترجمه كلمه «
personality» در انگليسى يا personnalite در فرانسه است كه هر دو از كلمه

persona» در لاتين مشتق شده است. پرسونا ماسكى بود كه در زمان قديم بازيگر تئاتر به چهره خود مى زد و آن را تا آخر نمايش نگه مى داشت يكى از ويژگى هاى اين ماسك ثبات و دائمى بودن آن در طول نمايش بود.

 به اين ترتيب مى توان گفت، شخصيت يعنى عنصر ثابت رفتار فرد و به طوركلى آنچه همواره با اوست و موجب تمايز او از ديگران مى شود و اين ثبات زمينه اى را فراهم مى آورد تا رفتار فرد در موقعيت هاى مختلف تا اندازه اى به طور عينى پيش بينى شود. (گنجى.۱۳۷۱ ص ۵۴)

 

 چنان كه متوجه شديد از اين تعريف ها چنين استنباط مى شود كه شخصيت ثابت است و قابل تغيير نيست ولى اخيراً پژوهشگران دريافته اند، صفات شخصيتى از آنچه نخست پنداشته مى شود ناپايدارترند. صفات شخصيتى و محيط هر دو موجب رفتار مى شوند و محيط بيش از پيش مهم تشخيص داده شده است. (همان. ص ۵۵)

 بنابراين در روانشناسى جديد نيز شخصيت را چنين تعريف كرده اند: سازمان پوياى جنبه هاى شناختى (يعنى توانايى هاى ذهنى) عاطفى غيرشناختى (يعنى ارادى و غيرارادى) و فيزيولوژيك و شكل ظاهرى هر فرد اين تعريف نشان مى دهد كه «تعامل ميان سه تعيين كننده عمده بر شكل گيرى شخصيت اثر مى گذارد. اين سه تعيين كننده ها عبارتند از ميراث فيزيولوژى فرد گروههايى كه به آن وابسته است وفرهنگى كه در آن عضويت دارد. (شكر كن. ۷۷ ص ۱۷۵)

 


جامعه شناسى پديدارشناسى هوسرل

 ادموند هوسرل (۱۹۳۸ - ۱۸۵۹) بنيانگذار فلسفه پديدارشناسى و استاد دانشگاههاى كوتينگن و فريبورگ آلمان بود.

 او معتقد بود: پديده چيزى است كه بايستى آشكار وپديدار شود لذا بايد به دنبال واقعيتى بود كه سبب اين پديدارى شده است پس ميان واقعيت و پديده تفاوت وجود دارد «بود» در پديدارشناسى هوسرل وجود طبيعى است كه از سر تفكر عادتى حاصل شده است و بايستى كنار گذاشته شود تا «نمود» يا Â«پديده» نمايان شود و كار يك پژوهشگر شناخت پديده يا نمود اشيا و رخدادها است. اين نگرش دوگانه - «پديده» و «بود» ـ سبب شد كه هوسرل هستى را در دو شكل متفاوت مورد شناسايى قرار دهد: يكى شكل طبيعى آن و ديگرى شكل خنثى يا پديدارى آن. او معتقد بود، هر عملى داراى نيت است همين امر با نيت است كه بايد مورد مطالعه قرار گيرد. اين نيست كه در پس نمودهاى ظاهرى و قالب هاى مصنوعى و هنجارى پنهان است بايد شناخته شود تا پس از آن عمل آگاهانه فرد قابل شناخت و دستيابى قرار گيرد. (تنهايى. ۱۳۷۷ ص ۱۹۰)

 

پس اگر بخواهيم با نظريه پديدارشناسى هوسرل رفتارهاى خاص شاغلان هر شغل را بررسى كنيم، بايد به دنباله علت پنهانى و واقعى اين رفتارها باشيم. يعنى اگر خصوصيات شخصيتى خاص يك شغل و نيز تشابه اين خصوصياتها (مخصوصاً ويژگى هاى ظاهرى) را ميان صاحبان آن شغل را به عنوان پديده اى كه آشكار و پديدار بگيريم و بايد نيتى را كه اين پديده را به وجود آورده است را پيدا كنيم.


كنش مقابل اجتماعى گافمن

كار ديگرى كه در اين مورد انجام گرفته خود در زندگى روزانه (۱۹۵۹) اثر اروين گافمن است. گافمن يكى از شخصيت هاى نظريه نوين كنش متقابل نمادين به شمار مى آيد. به نظر وى آدمها براى نگهداشت تصوير ثابتى از خود، براى مخاطبان اجتماعى شان نقش اجرا مى كنند. گافمن در نتيجه علاقه به اجراى نقش به نظريه نمايشى روى آورد. بنابراين نظريه زندگى اجتماعى يك رشته اجراى نقشهاى نمايشى همانند ايفاى نقش در صحنه نمايش است. برداشت گافمن از خود با رهيافت نمايشى او شكل گرفته بود.

  به نظر گافمن شخصيت يك فرد را تنها خود به وجود نمى آورد بلكه آن با برخوردهاى او با ديگران و افرادى كه نزديك او هستند، به وجود مى آيد. (شخصيت يك اثر نمايشى است كه در صحنه نمايش به وجود مى آيد) (گافمن. ،۱۹۵۹ ص ۲۵۳)

 

جمع بندى چارچوب نظرى

 

پس در حين اينكه شخصيت در اثر عوامل مختلف تشكيل مى شود ولى نقش محيط در اين ميان غيرقابل انكار است. اجتماعى شدن فرايندى است كه به وسيله آن از طريق تماس با انسانهاى ديگر، كودك ناتوان به تدريج به انسانى آگاه و دانا و ماهر در شيوه هاى رفتار ويژه فرهنگ و محيط معينى تبديل مى شود. عوامل اجتماعى شدن نيز شامل خانواده، گروه همسالان، مدارس، رسانه هاى همگانى و بالاخره محيط كار است. (گيدنز. ۱۳۷۸ ص۹۵)

بنابراين اگر كار يا شغل را به عنوان يك گروه اجتماعى در نظر بگيريم براى اينكه عضو اين گروه اجتماعى شويم بايد با اعضاى ديگر گروه كنش متقابل داشته باشيم و هدف هاى مشتركى را دنبال كنيم و رابطه ثابتى با آنها داشته باشيم و مسلماً وابستگى بين ما به وجود خواهد آمد و آگاهانه براى اينكه در اين گروه پذيرفته شويم با اعضاى آن همانند سازى خواهيم كرد يعنى سعى مى كنيم با آنها هم عقيده و همرنگ شويم. علاوه بر آن همان طور كه قبلاً گفتيم هر شغل و هر كار مقتضيات خاص خود را دارد و افراد داراى آن شغل بايد خود را با آن مقتضيات وفق دهند و نقش هايى را بازى كنند و همچنين با مرور زمان افكار و احساسات وسليقه هاى اعضا در همديگر نفوذ مى كند و تقريباً همرنگى و بازى نقش خاصى در گروه به وجود مى آيد و نيز كار و شغلى كه فرد انجام مى دهد به مرور با گذشت زمان علاوه بر نگرش فرد و طرز برخورد و صحبت او حتى در نوع حركات اعضاى بدن او مانند حركات دست و طرز راه رفتن و نيز در نوع چين و چروك چهره و دست هاى او تأثير بسيار ژرفى مى گذارد.

 

روش انجام پژوهش

 


براى بررسى تأثير شغل بر شخصيت افراد به ويژه خصوصيات ظاهرى آنها به دليل اينكه اين پژوهش در سطح خرد انجام شده، از ميان روش هاى تحقيق از روش توصيفى و از ابزارهاى مشاهده مستقيم سيستماتيك استفاده شده است.


در اين پژوهش متغيرهاى متعددى براى بررسى مشخصات ظاهرى به كار برده شده است كه اين متغيرها و تعريف عملياتى آنها نيز به صورت زير است:

سن (نوجوان، جوان، ميانسال، پر) سليقه (لباسهاى اتوكشيده، لباسهاى چين و چروك دار، لباسهاى كثيف، معمولى) پيراهن (آستين كوتاه،معمولى، ساده يك رنگ، ساده چارخانه، انداخته شده به روى شلوار، فرم) كت (تك كت، كت كاموا، كت و شلوار، كت و شلوار با جليقه) شلوار (لى، پارچه اى، پيله دار، راسته، تنگ، دمپا گشاد) طرز صحبت (عاميانه، تند، خشن، كم حوصله، آرام، بلند، فيلسوفانه، عادى) طرز نگاه كردن (سست، تيز، عارفانه، عاشقانه، عادى) نوع ريش (طبيعى، پروفسورى، ستارى، لنگرى، بزى، ته ريش، خط ريش، سه تيغ، سه تيغ با ماشين) نوع سبيل (طبيعى، دست كارى شده، قاجارى، پرپشت، رنگ گذاشته شده، سه تيغ) مو (كچل، نيمه كچل، فرفرى، كوتاه، جلو كوتاه عقب موهاى بلند به عقب داده شده. فرق از چپ، فرق از راست، فرق از وسط) طرز راه رفتن (آرام، سريع، پرشى، چپ راستى معلق، چپ راستى، دورانى، قوزى، پهلوانى، افتاده) كفش (اسپورت، بنددار، تازه مد، كتانى واكس زده شده، پاشنه دار و بدون پاشنه) كيف (سامسونت، دستى، كلاسور، زمبيلى، ورزشى، مسافرتى، سررسيد، كوچك، جادار) انگشتر (طلا، نقره، پلاتين، مذهبى، دوتا انگشترى) سيگار (ارزان قيمت، گران قيمت، متوسط) خودكار (بيك درجيب پيراهن، فلزى در جيب پيراهن، بيك روى كت، فلزى روى كت، فلزى در كيف، بيك در كيف، خودكار معمولى در كيف) صورت(چين و چروك در فك، چين و چروك صورت، چين و چروك ابرو، چين و چروك دور دهان، چين و چروك در پيشانى صاف) در انتخاب نمونه مورد بررسى با استفاده از ابزارهاى تخمين و پرس و جو به تدوين چارچوب آمارى پرداخته شد و با در نظر گرفتن استانداردهاى لازم زمينه جهت انتخاب نمونه از مشاغل مختلف ده نوع شغل از شهرستانهاى تبريز و اهر، انتخاب شده اند و بدين ترتيب اين نمونه آمارى شامل ۵۴ نفر ميوه فروش از تبريز، ۵۷ فر سوپرماركت دار از تبريز، ۵۵ نفر راننده، ۵۹ نفر از فروشندگان، ۵۷ نفر نجار، ۵۳ نفر زرگر، ۵۶ نفر پزشك، ۶۰ نفر كارمند از اهر، ۶۰ نفر معلم مرد از اهر و ۶۰ نفر معلم خانم از اهر است.


داده ها با همكارى دانشجويان پيام نور اهر و تبريز و براساس آموزش و مديريت مستمر بر اجراى تحقيق اطلاعات لازم را جهت شناسايى مشخصات ظاهرى جمع آورى شده است.


فهرست منابع

 ۱) آرميچل ترنس، مردم و سازمانها، ترجمه حسين شكركن، تهران انتشارات رشد ۱۳۷۱

 ۲) بدارلوك، دزيل ژوزه، مارش لوك، روانشناسى اجتماعى ترجمه حمزه گنجى تهران انتشارات ساوالان ۱۳۸۰

 ۳) تنهايى ابوالحسن، نظريه هاى جامعه شناسى انتشارات پيام نور ۱۳۷۷

 ۴) رفيع پور فرامرز، تكنيك هاى خاص تحقيق در علوم اجتماعى تهران شركت سهامى انتشار، ۱۳۸۲

 ۵) گنجى حمزه، روانشناسى عمومى، انتشارات پيام نور ۱۳۷۱

 ۶) گيدنز آنتونى، جامعه شناسى، ترجمه صبورى

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 7:55 PM  توسط م.ک.  |