تبليغاتX
مثبت من - انقلابی از درون

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 


مقدمه:
انقلابات اغلب در اثر طرز تفکر و هویت جدید که فرد و یا گروه  به مردم ارائه می کند رخ میدهد. زولوس سزار، ادولف هیتلر، وینستون چرچیل، عیسی مسیح, رضا شاه کبیر همگی رهبرانی بودند که پیروان و شاگردانی جان بر کف داشتند. گذشته از اینکه نحوه رهبری آنها چه تاثیر بر مردم گذاشت یک چیز کاملا مشهود است و آن این است که تماما بخاطر ایده و تلاش در به تحقق رساندن آن باعث بوجود آمدن انقلاباتی در بطن جامعه خود شد.


واقعیتی که غالبا مورد فراموشی قرار می گیرد این است که مردم با عوض کردن ظاهر قضیه و دادن آب و رنگ جدید به مشکلات قدیمی سعی در بر طرف کردن خود دارند. اما حقیقت این جاست که ابتدا باید از اجازه داد تا انقلابی از دورن رخ داد تا با خود و خویشتن اشتی نمود. همانطور که کلام خدا، کتاب مقدس در رساله به رومیان فصل 12 بخش دوم از آیه 2 اعلام میدارد.

   "بلکه بگذارید خدا افکار و طرز فکرتان را دگرگون کند تا به انسانی جدید تبدیل شوید.آنگاه قادر خواهید شد اراده خدا را درک کرده، آنچه را که خوب و کامل و مورد پسند اوست، کشف کنید." (برداشت از ترجمه تفسیری). به همین جهت باید عنوان نمود که مسئولیت طرز تفکر صحیح و چگونگی استفاده از آن قابلیتی است که خدا در درون ما قرار داه است که باید کشف گردد.

بخش اول - شما همان هستید که فکر می کنید:
امروز اگر از شما بپرسند شما که هستید؟ و یا هویت واقعی شما چیست؟ شما چه پاسخ خواهید داد. سلیمان حکیم ترین مرد زمان خود دراین رابطه اینگونه چنین می گوید:
"زیرا چنانکه در دل خود فکر می کند خود او همچنان است." کتاب امثال سلیمان نبی فصل 23 بخش اول از آیه 7 . (ترجمه قدیمی)  بله این طرز تفکر ماست که ما را آنچنان که هستیم می سازد.

بطور مثال نگاه کنید به نمودار زیر:

ایده / تفکر > تجربه / عملی کردن آن > مشاهده نتیجه / احساس حاصله > تکرار عمل / عادت > عادت= خلق و خو/ شخصیت. این حقیقت همان چیزی است که شاید بارها و بارها شنیده باشید.  "من همین هستم که هستم" ، "اصلا شخصیت من همین است".


ایده ترس برای بسیاری در نتیجه عمل حاصله مانند گاز گرفتگی توسط یک سگ در خرد سالی و یا دوران نوجوانی در ذهن فرد بجای مانده و در نتیجه آن هر بار که فرد در موقعیت مشابه قرار می گیرد قبل از وقوع هیچ عملی ترس ظاهر اولین عکس العمل خواهد بود.


 ایده پرواز و شناخت دنیای خارج از دید و تصور ما رویای بود که پس از بارها تجربه در انتها شکل به خود گرفت و انسان را قادر ساخت تا همچون پرندگان به قلب آسمان و حتی فراتر جو / اتسمفر زمین برود و حیات ماورا را از نزدیک دیده و لمس کند. از این طریق ایده خود را از دنیای ناشناخته بر اساس باورهای خود استوار سازد.


زندگی ماشینی و شرطی باعث شده که مردم بیشتر پیرو و دنباله رو راه دیگران باشند و بجای اینکه برای خود دریابند که هدف غایی زندگی چیست؟ (از درون منقلب شوند) به شباهت دیگران در می آیند که بی امید و سرگردان هستند و بدنبال خواسته های درون می گردند که به ظاهر برای آن انتهایی نیست. تامل و تمرکز بر مسائل اطراف یک گزینه شخصی است که فرد تصمیم می گیرد که می تواند تخریب کننده و یا تشویق کننده باشد. اما در انتها این ما هستیم که انتخاب می کنیم حال و آینده ما چگونه باشد. بعبارت دیگر ما خود سرنوشت خود را می سازیم. شما امروز چگونه برای فردای خود تصمیم می گیرید؟

تغییر ذهن خود:
برای خروج از این اغتشاش فکری که بسیاری از زندگی ها را به تباهی کشیده راهی هست. برای خروج از اغتشاش فکری باید تبدیل شد، باید خلقتی نو شد. خلقتی که در آن کتاب مقدس می گوید تمامی وجود تغییر می کند. یعنی روح، جسم و جان زیرا کلام خدا در رساله دوم به قرنتیان فصل 5 آیه 17 می گوید:
   "پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقت تازه ای است. چیزهای کهنه در گذشت؛ اینک همه چیز تازه شده است." (ترجمه قدیمی)
   بله این قابلیت درما از زمانیکه تصمیم می گیریم تا با مسیح عیسی (معرف ذات و هویت خدا) در زندگی همراه شویم و او را در زندگی خود بعنوان خداوند و رهبر زندگی خود بپذیریم در ما فعال می گردد. اما نه بصورت خودکار بلکه با شکل دادن ذهن خود بطور ارادی و آگاهانه. بدین ترتیب هر فرد تنها دنباله رو گذشته خود نیست بلکه با درک و اراده آزاد آنچه را انتخاب می کند که می تواند باشد و برای او قرار داده شده است. همانطور که در رساله افسسیان فصل 3 آیات 5 تا 10 می خوانیم: 
  "پس، هر آنچه را در وجود شما زمینی است، بکُشید، یعنی بی عفتی، ناپاکی، هوی و هوس، امیال زشت و شهوت پرستی را که همان بت پرستی است. به سبب همینهاست که غضب خدا بر سرکشان نازل می شود. شما نیز در زندگی گذشته خود به این راهها رفته می رفتید. اما اکنون باید همه اینها را از خود دور کنید، یعنی خشم، عصبانیت، بدخواهی، ناسزاگویی و سخنان زشت را از دهان خود. به یکدیگر دروغ مگویید، زیرا آن انسان قدیم را با کارهایش از تن به درآورده اید و انسان جدید را دربر کرده اید، که در معرفت حقیقی هر آن نو می شود تا به صورت آفریینده خویش درآید." (ترجمه هزاره جدید)

خاتمه:
در خاتمه این بخش باید گفت که این گونه طرز تفکر است که ما را تجهیز می سازد تا تبدیل به فردی گردیم که لازم است. مقدمه ای برای شروع انقلابی از درون که می تواند در آینده نه تنها تاثیر گذار بر زندگی ما باشد بلکه اطرافیان و جامعه را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

پل تورنیه  روانشناس معروف سویسی می گوید: فکر انسان همانند کشویی است که هر چند وقت یکبار بادی انرا بیرون کشید و خرت و پرت هایش را بیرون ریخت و انها را جابجا کرد. این عمل به تحلیل رفتار متقابل یعنی تفکیک لایه های متقابل کمک می کند بگونه ای یک بخش مانع از استفاده از بخش دیگر نمی گردد.

امروز اگر از شما بپرسند شما که هستید؟ و یا هویت واقعی شما چیست؟ شما چه پاسخ خواهید داد. سلیمان حکیم ترین مرد زمان خود دراین رابطه اینگونه چنین می گوید:
"زیرا چنانکه در دل خود فکر می کند خود او همچنان است." کتاب امثال سلیمان نبی فصل 23 بخش اول از آیه 7 . (ترجمه قدیمی)  بله این طرز تفکر ماست که ما را آنچنان که هستیم می سازد.

فعالیت فردی:
خود را بسنجید و صادقانه به خود در مورد سئوالات زیر پاسخ دهید.

نظر شما نسبت به زندگی چیست و چگونه آنرا تعریف می کنید؟


نحوه گفتگو شما با دیگران چگونه است؟ (تاثیر کلام شما بر دیگران)

 

نویسنده بابک سیار

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 8:10 PM  توسط م.ک.  |