EQ وارد ميشود
اين مقاله توسط آقاي سعيد كياسلار نوشته و در مجله موفقيت شماره 97 چاپ شده است .
آن روز آقاي حيدري با يك قفس كوچك و گنجشكي كه داخل آن بود وارد كلاس شد. بچههاي كلاس دوم دبستان كنجكاو و متحير و بعضيها هيجانزده به او و قفسي كه در دستش بود نگاه ميكردند. قرار بود آن روز درس آزادي تدريس شود. او به طرف پنجره كلاس رفت و با گنجشك صحبت كرد: اي پرنده كوچك بيچاره كه در قفس زنداني هستي ، ميدانم اينجا جاي تو تنگ است و دوست داشتي الآن روي آن شاخه سبز زيبا مينشستي و آواز ميخواندي و هر كجا دوست داشتي ميرفتي و ... اشك بعضي از بچهها در آمده بود. حالا من در قفس را باز ميكنم و تو را به آرزويت ميرسانم. در قفس باز شد و گنجشك بسوي آزادي پرواز كرد.
صبح روز بعد پدر يكي از بچهها برافروخته وارد دفتر شد و سراغ آقاي حيدري را گرفت و گفت: ديروز يك جفت قناري خريدم چهل تومان يك ساعت بعدش بچهام در قفس را باز كرد و جفتشونو پر داد. ميگم چرا اين كار رو كردي؟ ميگه آقاي حيدري بهمون ياد داده. اين خاطره را بارها تعريف كردهام و فكر كردم شايد خاطره خوبي براي بحث ما راجع به تأثير و نقش هوش هيجاني و احساسي بر تفكر و رفتار باشد. به راستي عاطفه چه نقشي در شيوه تفكر و رفتار انسان در زندگي روزمره ايفا ميكند؟ فلاسفه بزرگي چون ارسطو، سقراط، افلاطون، سنت اگوستين، دكارت ، پاسكال و كانت مجذوب اين موضوعاند. افلاطون اولين كسي بود كه فكر ميكرد عاطفه جنبه بسيار ابتدايي و حياتي انسان است كه با عقل و منطق سازگار نيست. فرويد عاطفه را تضعيف كننده تفكر منطقي ميداند. آرتور كاسلر معتقد بود ناتواني ما در آگاهي نسبت به واكنشهاي عاطفي خشن و غير طبيعي و ناتواني در دوران جنيني است و نوعي اشتباه تكاملي است كه بسياري از جنبههاي حياتي، نوع انساني را تهديد ميكند.
اما پژوهشهاي جديد در حوزه روانشناسي و عصب شناسي تصاوير متفاوتي ارايه ميدهند. چراكه نقش عاطفه را مفيد و حياتي و پچيدهتر از نظام شناختي ميدانند. البته بحث در خصوص اين دو نقطه نظر متضاد قديم و جديد مورد نظر و هدف ما نيست، بلكه بهتر است بگوييم عاطفه ممكن است تسهيل كننده يا مختل كننده تفكر و واكنشهاي ما باشد. بنابراين، تفكر عاطفي هم ميتواند نشانه پرهوشي و سازگاري و هم نشانه كمهوشي و ناسازگاري باشد. آنچه كه ما را ياري ميدهد اين است كه بدانيم چگونه ، چرا و چه زماني چنين تأثيرات عاطفي به وقوع ميپيوندد.
هوش عاطفي و غرق شدگي
تا حال برايتان پيش آمده كه در يك موضوع خوندني ، يا تماشاي يك فيلم يا يك سخنراني ، غرق شده باشيد؟ حتماً تجربياتي از اين دست داشتهايد. حالت غرقشدگي حالتي است كه در آن توجه و تمركز بهطور خودكار و فعال عمل ميكنند. حالت خوبي كه ميتوان از موهبت يادگيري در حد بالايي بهرهمند شد. چگونه اين حالت پيش ميآيد؟ يكي از خردهمقياسهاي هوش عاطفي كه در آزمون بار-آن مطرح ميشود شادكامي و نشاط است. زماني كه موضوع مورد نظر داراي سطح دشواري بسيار كم (شماره1) يا سطح دشواري بسيار بالا(شماره3) باشد ميزان نشاط در توجه به موضوع به حداقل نزول ميكند و اگر سطح دشواري نه آنچنان ساده باشدكه موجب كسالت شود و نه آنچنان دشوار كه باعث بيميلي گردد (شماره2) موجب حالت غرق شدگي خواهد شد.
اين پديده غرق شدگي مد نظر برنامهريزان آموزشي در تهيه و تدوين كتب درسيي و آموزشي و مربيان و آموزگاران محترم است. توصيه ميشود:
- قبل از پرداختن به تدريس ، سطح نشاط و آمادگي شاگردان در نظر گرفته شود و با چند پرسش كوتاه كنجكاوي آنان جلب شود.
- تخليه هيجاني سازمانيافتهاي طراحي شود.
- كتب مرتبط با دروس تهيه گردد.
- از وسايل كمك درسي استفاده گردد.
- به تفاوتهاي فردي توجه شود.
هوش هيجاني و حافظه
تجربههاي عاطفي ما بر نحوه ذخيره سازي اطلاعات در حافظه مربوط ميشود. حالات عاطفي نقش تعيين كنندهاي در نحوه پردازش و اندوزش محتواي اطلاعات ايفا ميكنند. حالات عاطفي مثبت مانند تصوير ذهني مثبت و توجه به فوايد مطالبي كه ميآموزيم ،هدف موضوع، تسهيل سطح دشواري از طريق پرسش ، شناخت ميزان نگراني و استرس حين مطالعه و حذف يا كنترل آن ، عادت به بيان استنباطهاي خود از موضوع به ديگران شناخت احساسي كه از درك موضوع حاصل ميشود و نقد آن به صورت دروننگري ، توجه به اين واقعيت كه شما حق داريد چنين احساسي داشته باشيد ولي پاسخ به چرايي آن و مطرح كردن دلايل آن به آنهايي كه فكر ميكنيد با نظر شما موافق نيستند، همه اينها در در حافظه نقش تعيين كننده اي دارند. مراقب فريبندگي و بازيگري احساسات خود در حين توجه باشيد. دوستي ميگفت: فلان شخص سخنراني جالبي در خصوص شخصيت داشته و همه او را تحسين كردند. پرسيدم در مورد شخصيت چه گفت؟ جواب داد يادم نميآيد ، ولي خيلي جالب صحبت ميكرد. گفتم پس شما محو شخصيت او بوديد، نه؟
علم شخصيت هوش عاطفي و موفقيت
فكر ميكنيد چه عاملي در فيلم زيباي بچههاي آسمان ساخته مجيد مجيدي اين فيلم را دو بار نامزد دريافت جايزه اسكار كرده است؟ نقش عاطفه يا همان غيرت و انگيزهاي كه براي به دست آوردن يك جفت كفش و خوشحال نمودن خواهر علي كوچولو باعث موفقيت او در مسابقه دو گرديد.
تحريك عواطف در جهت مثبت ، منجر به تقويت انگيزه و مبارزه براي رسيدن به هدف ميشود. گاهي بيتوجهي به نقش عواطف در برانگيختگي ، مانع حركت و درك موفقيتهاي زندگي ميگردد. مادراني كه بار سنگين زندگي را تنها به دوش ميكشند و حاضر به تحمل سخترين تلاشها و رنجهاي زندگي هستند تا مبادا فرزندانشان طعم تلخ فقر و محروميت را بچشند ، غافلند از اينكه اگر كودكان خود را در اين مبارزه انسانساز شريك نكنند ، آنان چگونه ميتوانند قدر اين زحمتها را بفهمند تا حداقل انگيزهاي براي تغيير رفتار خود يا از طريق درس خواندن يا كار كردن بدست آورند. انگيزه براي موفقيت مستلزم آگاهي از سلسله مراتب انگيزهها است. همه موجودات زنده براي حفظ بقاي خود انگيزه حيات دارند. اين انگيزه را action يا عمل براي زنده ماندن ميناميم، سپس در مقابل محركهاي بيشمار ، عكسالعملهايي به صورت واكنش ارايه ميشود كه به آن Reaction ميگوييم. اما انگيزه سوم كه حاصل آگاهي انسان از خود است و تفكر و تعمق در پاسخ به اين سوال كه براي چه آمدهايم و به كجا خواهيم رفت. اين انگيزه كه بايد از زير بناي معنوي و فكري بالايي برخوردار باشد، چگونه حاصل ميشود؟
زماني كه هوش هيجاني در مرحلهاي از كنترل قرار گيرد كه هيجانات اجازه دروننگري عميق را در انسان فراهم سازد ، اين مرحله از انگيزه را Proaction ميگوييم كه منجر به خودشكوفايي استعدادها ، ظرفيتها و تواناييهاي انسان ميگردد.
هوش عاطفي و آينده
هوش عاطفي ميتواند به ما در زندگي كردن در لحظه حال بسيار كمك كند. حالات عاطفي ما غالباً ما را از زمان حال غافل نگه ميدارند و نسبت به آينده ، مبالغه آميز و تحريف شده عمل ميكنند. آيا تا كنون از خودتان پرسيدهايد كه چرا بعضي از خاطرات گذشته ، از گذشته شيرينتر هستند؟ احساس شما در آن زمان با احساستان در اين زمان فرق ميكند. شما در گذشته متوجه احساسات خود نبودهايد. ولي الآن آن را مرور ميكنيد چيزي جز احساس خوب در لحظه حال به شما نشاط نميدهد. مروري به احساسات حال و گذشته ميتواند به ما در پيشيني آينده و احياناً در تغيير نگرش ما به آينده نقطه تأملي ايجاد كند. آيا آن احساساتي كه در گذشته به اشتباه به شما ميگفت كه زندگي پس از آن حادثه ديگر غيرقابل تحمل خواهد شد درست از آب در آمد؟ يا آرزوهايي كه به آن رسيديد همان احساسي را در شما زنده كرده است كه انتظارش را داشتهايد؟ چند درصد از حسرتهايي را كه تا كنون به خاطر گذشته تحمل ميكنيد تقصير سوء عواطف شما بوده است؟ توجه صحيح به چند عاملي بودن نقش احساسات در آينده همان چيزي است كه هوش هيجاني از ما ميخواهد به آنها توجه كنيم.
هوش عاطفي و اقتصاد خانواده
اربابان تبليغات بازرگاني براي معرفي و فروش كالاهاي خود از كدام وسيله براي جلب توجه مشتريان خود بيشتر استفاده ميكنند؟ عقل يا هيجان؟
شايد آنها تقصيري نداشته باشند، اين ما هستيم كه خريد خود را در بسياري از مواقع مبتني بر نياز احساسي خود انجام ميدهيم نه نيازهاي واقعي. حتي بعضيها بواسطه اينكه كالايي تبليغ نشده است آن را فاقد ارزش كيفي ميدانند. انتخاب ما نشان دهنده هوش ماست. بسياري از شكستهاي اقتصادي بهخاطر فريب خوردن ما بوده است و مسئوليت اين شكست بر دوش احساسات ما سنگينتر از عقل ماست. نگاهي به دور بر خودمان بياندازيم ، چند درصد از خرت و پرتهاي اطرافمان واقعاً مورد نيازمان بوده است؟
عقل و احساس را بايد با هم آميخت، زواياي ديد هر كدام در حوزهاي مشترك هستند و در حوزههايي فقط يكي از آنها قادر به ديدن است.
