تبليغاتX
مثبت من - خودآگاهي

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

بهمن ابراهيمي روان‌شناس

مقدمه

هر زندگي بدون در نظر گرفتن طولاني بودن يا پيچيدگي آن از لحظه‌اي واحد تشكيل شده است. لحظه‌اي كه در آن انسان يك بار و براي هميشه مي‌فهمد كه كيست!

با بررسي ديدگاه مكاتب و روش‌هاي مشاوره‌اي و رواندرماني در روان‌شناسي و حتي پيش از آنها، مكاتب الهي و به ويژه اسلام، متوجه اين موضوع ميشويم كه همگي آنها تمام افراد را به تدبر در خويشتن فراخوانده‌اند.  چنين به نظر مي‌رسد انسان هرچه بيشتر خود را بشناسد و درك بهتري از ويژگيهاي خود داشته باشد، احتمال رشد استقلال و اعتماد به نفس را در خود افزايش داده، همچنين زمينه را براي پذيرش بهتر ديگران تقويت مي‌كند. بنابراين خودآگاهي مقدمه ارتباط مؤثر با ديگران مي‌باشد، چراكه علي‌رغم تفاوتهاي فردي فراوان ، انسانها ويژگيهاي مشابه و زيادي با هم دارند. به عنوان مثال هر فردي نيازمند حفظ و تقويت عزت نفس خويشتن است و تخريب عزت نفس در هر فرد مي‌تواند احساس شديد حقارت و در نتيجه اضطراب را به همراه داشته باشد. واضح است كه هرگاه شخص چنين فرآيندي را در درون خويش تشخيص داده باشد، پيآمدهاي آن را در ديگران نيز درك خواهد كرد.

اين امكان نيز وجود دارد كه آگاه نبودن از خصوصيات و استعدادهاي خود ، سرچشمه تعارض‌هاي فراوان و زمينة شكست‌هاي اصلي زندگي انسان باشد. بنابراين ضروري است اشخاص تلاش كنند تا ويژگيهاي اصلي شخصيت (افكار، باورها، ارزش‌ها، هيجانات، تمايلات و آرمان‌هاي خود)، نقاط قوت و ضعف و مهارتهاي خويش را كشف كرده و در جهت مديريت آنها كوشش كنند.

خودآگاهي در تصميم‌گيري‌هاي مهم و سرنوشت‌ساز زندگي همانند ازدواج، انتخاب شغل و ... نيز نقش بسيار حياتي ايفا كرده و در سازماندهي به مهارت مديريت هيجانات و روش‌هاي مقابله با استرس تأثيري چشمگير دارد.

خودآگاهي يعني: بررسي واقع‌گرايانه باورها، ارزش‌ها، احساسات، آرمان‌ها و توانايي‌هاي بالقوه و بالفعل خود و استفاده از آنها در تصميم‌گيري‌ها به گونه‌اي كه به نفع خود و روابطمان با ديگران باشد. در واقع مهارتي است كه به حس پرورش يافته‌اي از عزت نفس منجر خواهد شد. در واقع آگاهي از خود روندي مستمر و استنتاجي است كه طي آن متوجه مي‌شويم كه هستيم.

 خود چيست؟

ما كه هستيم؟ شبيه چه هستيم؟ ديگران درباره ما چگونه مي‌انديشند؟ اينها نمونه سوالاتي است كه به خود  ما اشاره مي‌كنند.  خود ما جنبه‌هاي مختلفي دارد كه بهتر است به كشف آنها اقدام كنيم، شامل: بدن يا جسم ما، احساسات ما، افكار ما، اعتقادهاي ما، ادارك‌هاي ما از خودمان، عملكردهاي ما و غيره. حال با جنبه‌هاي مختلف خود آشنا مي‌شويم:

خود فيزيكي

اولين بخش از خود كه آسان‌تر از جنبه‌هاي ديگر قابل شناسايي است، خود فيزيكي است كه به حسي و تصوري گفته مي‌شود كه نسبت به بدن خود داريم. آيا تصور خوب يا بدي از بدن يا بخشي از آن داريم؟ به ياد داشته باشيم كه بخشي از ارتباط ما با ديگران از اين طريق صورت مي‌گيرد. كانال ارتباطي كه به آن زبان بدن يا ارتباط غير كلامي مي‌گويند كه عناصر مهم عبارتند از تماس چشمي، فاصله با ديگران، حركات دست و پا، حالات صورت و غيره. شايد بدون اينكه خود كاملاً مطلع باشيم با بدن‌مان پيام‌هاي مختلفي ارسال مي‌كنيم. بخشي از خود شناسي فيزيكي اين است كه راجع به پيامي كه از اين طريق به ديگران ارسال مي‌كنيم، با خبر شويم. 

خود واقعي

خود واقعي دروني‌ترين بخش وجود ما مي‌باشد. خودمان اين بخش را به خوبي مي‌شناسيم ولي افراد معدودي از اين بخش ما آگاه هستند. غالباً ما انرژي زيادي را صرف پنهان نگاه داشتن اين بخش از وجود خود مي‌كنيم. شايد نگران اين هستيم كه اگر ديگران خود واقعي ما را بشناسند، علاقه‌شان را به ما از دست بدهند. كارل راجرز مي‌گويد: آنچه را من از ديگران پنهان مي‌كنم، اغلب همان چيزي است آنان از من پنهان مي‌كنند. برخي معتقدند خود واقعي وجود ندارد و انسان بر اساس شرايطي كه در آن قرار مي‌گيرد، نقش‌هاي گوناگوني را بازي مي‌كند. با اين نگرش مي‌توان گفت خود از نقش‌هاي گوناگوني تشكيل شده كه بازيگرش ما هستيم. مثلاً هنگام سخنراني نقش استاد را بازي مي‌كنم. وقتي در خانه هستيم نقش همسر يا پدر و يا مادر را بازي مي‌كنيم (البته ممكن است گاهي نقش يك هيولا را بازي كنيم!)

خود آرماني

از همان دوران نوجواني افكار و تصاوير آرماني متعدد و گاه مبهم از خود بوجود آمده و با نگاه به ديگران و مقايسة خو با آنان به اين فكر فرو مي‌رويم كه چگونه به نظر مي‌رسيم. شايد در اين مقايسه‌ها به اين نتيجه برسيم كه زندگي برخي مردم چقدر ايده‌آل و خوب است و آرزو كنيم كه ما هم مثل آنان بشويم. در طي چنين فرآيندي خود آرماني تشكيل مي‌شود. تصوير ايده‌آل برخي افراد آنچنان دور از دسترس و واقعيت مي‌باشد كه هر چه تلاش كنند به آن نمي‌رسند. در چنين شرايطي امكان بروز احساس نااميدي و افسردگي خيلي زياد است. خود آرماني چنانچه واقع‌بينانه تكوين يابد، زمينه رشد و پيشرفت را مهيا مي‌سازد.

خود اجتماعي

تصور مي‌كنيد ديگران شما را چگونه مي‌بينند؟ ما در ميان جمع و گروه‌هاي مختلف چگونه رفتار مي‌كنيم؟ بهتر است گاهي به تفاوت رفتار خود در ميان جمع دوستان صميمي با گرو‌ه‌هاي رسمي‌تر مثلاً در محيط كاري بيانديشيم. در هر گروه افراد با رفتار خود به ما فشار مي‌آورند تا با آنان همنوا شويم. ما ترغيب مي‌شويم شبيه افرادي شويم كه بيشتر با آنان سر و كار داريم.بنابراين ويژگيهاي فردي خود و شرايط اجتماعي‌مان در روند تشكيل خود اجتماعي ما مؤثر هستند.

خود معنوي

جنبه معنوي خود ، مرتبط با آن چيزي است كه به آن اعتقاد داريم، كه مي‌تواند مربوط به مذهب بوده يا به ديدگاه‌هاي انساني ديگر ارتباط داشته باشد. آگاهي از جنبه معنوي خود به ما كمك مي‌كند تا انتظار نداشته باشيم همه افراد درباره همه چيز همانگونه فكر كنند كه ما فكر مي‌كنيم. همچنين با داشتن چنين آگاهي، زماني كه با انساني روبرو مي‌شويم كه حس معنايي خود را از دست داده بهتر مي‌توانيم به او كمك كرده و از موعظه كردن كمتر استفاده كنيم. كارل راجرز مي‌گويد: وقتي به انسان‌ها اجازه داده شود، خودشان دربارة خودشان و اعتقاد‌هايشان تصميم بگيرند، راحت‌تر هستند.  

حيطه‌هاي بيروني خود

از خود سوال كنيم، ديگران از ما چه مي‌بينند؟ در نظر اول آنان ظاهر فيزيكي، رفتار و حركات دست و پاو طرز صحبت كردنِ ما را مي‌بينند. در اين حيطه از مي‌توان از خود اين سوالات را پرسيد: 1- فكر مي‌كنيم تا چه حد چهره‌اي بيانگر داريم؟ 2- هنگام صحبت كردن از چه تكيه‌كلام‌هايي استفاده مي‌كنيم؟ دوست داريم فاصله ما از اشخاص چقدر باشد؟ هنگام گفتگو، چه حركاتي به دست و پاي خود مي‌دهيم؟ و سوالاتي از اين دست را مي‌توان در ارتباط با افراد مختلفي كه با آنان سر و كار داريم، نيز از خود بپرسيم.

حيطه‌هاي دروني خود

در مورد حيطه‌هاي دروني مي‌توان به چهار عملكرد (عنصر) مغزي كه يونگ به آنها اشاره كرده است توجه كنيم: 1- تفكر ، 2- احساسات(هيجانات) ، 3- حواس پنج‌گانه ، 4- شهود

تفكر را زماني انجام مي‌دهيم كه درباره موضوعي سردرگم بوده و مي‌خواهيم آن را بفهميم. با اين كار مجموعه شناخت‌هاي ما (باورها، نظرات، نگرش‌ها، اعتقادها و ...) بوجود مي‌آيد. احساسات و هيجانات، به حالات دروني ما كه مي‌تواند پر انرژي يا مثبت و يا منفي باشد (مثل خشم، شادي، غم، ترس، عشق و ...) اشاره مي‌كند. حيطه حواس پنجگانه ياري كننده ما در امر ديدن، شنيدن و ... هستند. شهود به حسي قوي كه وراي همه حس‌هاست اطلاق مي‌شود. بعضي وقت‌ها به نظر مي‌رسد چيزهاي را درك مي‌كنيم كه هيچ دركي دال بر صحت آنها نداريم.

يونگ اظهار مي‌كند برخي افراد در حيطة فكري/ حسي رشد مي‌كنند و همه چيز را با ديدگاهي منطقي و استدلالي مي‌نگرند، عده‌اي ديگر در حيطة احساسات/ شهود، يعني بر اساس عواطف و هيجانات يا شهود خود به پديده‌هاي دنيا نگاه مي‌كنند. شما چگونه هستيد؟ آيا شديداً منطقي هستيد و نگرش‌تان بر اين پايه است كه چيزي را كه مي‌بينم، باور مي‌كنم؟ يا اينكه تحت تأثير شديد احساسات‌تان قرار داريد و معتقديد كه نمي‌شود مسايل را زياد تجزيه و تحليل كرد؟ يا بر اساس شرايط فردي منطقي يا احساسي هستيد؟ آنگاه اين سوال پيش مي‌آيد كه در چه شرايطي احساسي و در چه شرايطي منطقي هستيد؟

تمرين خودشناسي و برخي توصيه‌ها

گاه اين سوالات را از خود بپرسيم:

1-    كدام مشخصه‌هاي فيزيكي و ظاهري خود را خيلي مي‌پسنديم و كدام را نمي‌پسنديم؟

2-  كدام مشخصه‌هاي ظاهري ما شباهت زيادي به ويژگيهاي شخصي دارد كه خيلي از او خوش‌مان مي‌آيد؟ و دوست داريم كدام ويژگي‌هاي ما تغيير پيدا كند؟

3-    كدام مشخصه‌هاي ظاهري ما شباهت زيادي به ويژگيهاي ظاهري والدين ما دارد؟   

- يك ورق كاغذ را برداشته و در جايگاه سوم شخص توصيفي از خود بنويسيم. مثلاً: احمد احمدي مردي است بلند قد كه تا سال مقطع ليسانس درس خوانده و ...

سعي كنيد بدون ويرايش و با سرعت در مدت 5 دقيقه اين كار را انجام دهيد. بعد از اين تمرين يك بار ديگر به شكل اول شخص اين كار را انجام دهيد. مثلاً: من مردي بلند قد هستم كه تا مقطع ليسانس در خوانده‌ام و ... 

-    در تمريني ديگر نام دو نفر از افرادي را كه بسيار مي‌پسنديد يادداشت كرده و تلاش كنيد ويژگي‌هاي شخصيتيِ مثبت و جذابي كه دارند را ليست كرده و سپس ويژگي‌هاي شخصيتي خود را با آنان مقايسه كنيد. كدام ويژگي‌هاي خود را مايليد تغيير دهيد؟

-    در تمريني ديگر مي‌توانيد نام چند نفر (مثل: يك معلم يا استاد، همكار، يكي از والدين، فرزندان و يا خواهر و برادر خود و ...) را يادداشت كرده و توصيف كوتاهي از حضور خود در مقابل هر يك از اين اشخاص را بنويسيد. مثلاً آيا با آنان احساس آرامش مي‌كنم يا خير؟ وقتي با آنان صحبت مي‌كنم بيشتر ز چه كلماتي استفاده مي‌كنم؟ و ...

-        گاه از خود بپرسيم چه چيزهايي براي من ارزش محسوب شده و يا به چه چيز‌هايي اعتقاد دارم؟

-    آرزو داريد شبيه چه كسي شويد و چرا؟ مي‌خواهيد چه كاري انجام دهيد؟ نحوه انجام آن چگونه است؟ اين كار با كداميك از ارزش‌هاي شما انطباق دارد؟ بهترين استفاده‌اي كه از وقت خود مي‌توانيد انجام دهيد، چيست؟

-    ليستي از افرادي كه شما را مي‌شناسند تهيه كرده و از هر كدام بخواهيد سه ويژگي مثبت يا سه مهارت كه در شما سراغ دارند را بگويند تا يادداشت كنيد.

-    فرض كنيد با چند تن از دوستان خود قرار گذاشته‌ايد همديگر را بعد از پنج سال در يك رستوران را ملاقات كنيد، تصور كنيد در آن موقع شما در چه وضعيتي هستيد. مي‌خواهيد چه خصوصيات جديدي در شخصيت شما اضافه شده باشد؟ مي‌خواهيد درآمدتان چقدر شده باشد؟ در زندگي خانوادگي‌تان چه تغييراتي بوجود آمده باشد؟ و ...

-    از خود بپرسيد اگر فقط شش ماه به پايان زندگي‌تان باقي مانده باشد ، در اين فرصت باقي‌مانده چه كارهايي را انجام مي‌دهيد. 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 9:24 PM  توسط م.ک.  |