تبليغاتX
مثبت من - صندلي هاي ارکستر/خيابان مونتاين

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 


Orchestra Seats



کارگردان: دانيله تامپسون. فيلمنامه: کريستوفر تامپسون، دانيله تامپسون. موسيقي: نيکولا پيواني. مدير فيلمبرداري: ژان ‏مارک فابر. تدوين: سيلوي لاندرا. طراح صحنه: ميشل آبه وانيه. بازيگران: سسيل د فرانس[جسيکا]، والري ‏لمرسيه[کاترين ورسن]، آلبر دوپونتل[ژان فرانسوا له فور]، کلود براسور[ژاک گرومبرگ]، داني[کلودي]، کريستوفر ‏تامسون[فردريک گرومبرگ]، لورا مورانت[والنتين له فور]، سيدني پولاک[برايان سوبينسکي]، سوزان فلون[مادام ‏روکس]، آنه ليز هسم[والري]، ميشل وويرمو[فليکس]. ١٠٦ و ١٠٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. نام ديگر: ‏Avenue Montaigne، ‏Orchestra Seats‏. برنده جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل زن/والري لمرسيه و نامزد جايزه ‏بهترين تدوين، بهترين بازيگر نقش مکمل زن/داني و بهترين فيلمنامه از مراسم سزار. ‏
کاترين ورسن بازيگر بسيار محبوب سريال هاي تلويزيوني در آرزوي بازي در يک فيلم سينمايي بزرگ است. آخرين ‏کاري که قرارداد بازي در آن را منعقد کرده، نمايشنامه مضحک از فيديو است که در تماشاخانه اي در خيابان مونتاين ‏اجرا خواهد شد. او که خبردار شده کارگرداني آمريکايي براي يافتن هنرپيشه اي جهت بازي در نقش سيمون دوبووار به ‏پاريس خواهد آمد، سعي دارد به هر وسيله اي که شده اين نقش را به چنگ آورد. چون ايمان دارد با اين کار معنايي به ‏زندگي اش خواهد بخشيد.‏
در ساختمان مجاور ژان فرانسوا له فور پيانيست مشهور در حال تمرين است. او خود را به براي يک اجراي بزرگ از ‏کارهاي بتهوون آماده مي کند، اما رابطه اش هر لحظه با همسرش والنتين در حال تيره تر شده است. چون همسر و ‏دستيارش از اين که ژان آرامش و ارضاي خاطر را نه در نواختن روي صحنه هاي بزرگ و مجلل، بلکه در ميان افراد ‏بيمار يا بي چيز مي بيند، در رنج است و رابطه خودشان را نيز تمام شده مي انگارد.‏
در سالن ديگري در همسايگي محل تمرين اين دو نفر که خود را وقف هنر کرده اند، پيرمردي به نام ژاک گرومبرگ ‏نيز در حال آماده سازي سالني براي فروش کلکسيون شخصي خويش است. چيزي که تمام عمر خود را وقف جمع آوري ‏آن کرده بود و اينک پس ازآشنايي و ايجاد رابطه با دختري جوان در صدد فروش آنها بر آمده است.‏
دختر جواني نيز به اين محله در جست و جوي کار آمده و شغل پيشخدمتي را در کافه مشهور آنجا به دست آورده است. ‏کافه اي که محل رفت و آمد هنرپيشه ها، کارگردان ها و افراد ثروتمند و سرشناس است. و به زودي با همه اين ‏شخصيت ها برخورد مي کند. اما کسي که دلباخته او مي شود، پسر گرومبرگ است که سه سال با محبوب فعلي پدرش ‏رابطه داشت و به قصد منصرف کردن آن دو به پاريس آمده است....‏

چرا بايد ديد؟
يک فيلم عاشقانه که فقط فرانسوي ها تخصص ساختنش را دارند و در محله پيرامون يک کافه شکل مي گيرد. بيهوده ‏است اگر بگويم که زندگي فرانسويان و به خصوص پاريسي ها چقدر به کافه نشيني وابسته است. هنوز روشنفکران و ‏هنرمندان در کافه ها گرد مي ايند. قراردادهاي بزرگ در کافه ها منعقد مي شود و خلاصه زندگي براي فرانسوي ها از ‏هر طبقه به نوعي در کافه ها جريان دارد و شکل مي گيرد. ‏
دانيله تامپسون متولد ١٩٤٢ موناکوست. در فميس[ايدک سابق] تدريس مي کند و از ١٩٦٦ با فيلمنامه نويسي کار عملي ‏سينما را آغاز کرده است. اما بسيار دير[از ١٩٩٩]روي صندلي کارگرداني نشسته و در طول هشت سال گذشته فقط سه ‏فيلم ساخته است. نسل قديم که فيلم ‏Cousin, cousine‏ [١٩٧٥] ژان شارل تشالا را ديده، نامزدي تامپسون براي ‏دريافت اسکار بهترين فيلمنامه را شايد به ياد داشته باشد. نسل فعلي نيز بدون شک او را با فيلمنامه ملکه مارگو و هر ‏کس مرا دوست دارد سوار قطار بشود به خاطر خواهد آورد. تامپسون اولين فيلمش ‏La Bûche‏ را با شرکت سابين آزما ‏در ١٩٩٩ ساخت. ‏La Bûche‏ کمدي درامي درباره کريسمس، خانواده و خيانت بود که به خاطر فيلمنامه اش تحسين ‏شد. دومين فيلمش خستگي پرواز[٢٠٠٢] با شرکت ژان رنو و ژوليت بينوش کمدي عاشقانه اي درباره برخورد تاجري ‏خسته و ارايشگري گريزان در فرودگاه پاريس بود که بخت پخش جهاني نصيب اش شد و نام کارگردانش را به ديگر ‏اروپايي ها و آمريکايي ها شناسد. صندلي هاي ارکستر/خيابان مونتاين سومين و آخرين فيلم تامپسون است که با هزينه ٨ ‏ميليون يورو توليد شده و فيلمي خوش ساخت، کوچک و صميمي با اداي احترام به روحيه فرانسوي و خوانندگان ‏فرانسوي است [خانم کلودي مرتباً در حال گوش دادن به آوازهاي قديمي کساني چون شارل آزناوور، ساشا ديستل، ژاک ‏برل و... است].‏
خانم تامپسون به ميراث و سنت کمدي هاي عاشقانه فرانسوي چيز تازه اي نيفزوده، اما از نيز نکاسته و صندلي هاي ‏ارکستر/خيابان مونتاين را مي شود يک غذاي چرب و چيلي و خوشمزه فرانسوي ناميد که خيلي خوب هم سرو مي شود. ‏فيلم به سوزان فلون بازيگر کهنه کار فرانسوي تقديم شده که در سن ٨٧ سالگي و مدت کوتاهي پس از فيلمبرداري اين ‏فيلم درگذشت. ‏
ژانر: کمدي، درام، عاشقانه.

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 8:38 PM  توسط م.ک.  |