تبليغاتX
مثبت من - ولاديمير ام. بختريف (1927ـ1857)

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 


چهره مهم ديگري كه روانشناسي حيواني و تداعي‌گرايي را از انديشه‌هاي ذهني (غير عيني) به سوي رفتار آشكار قابل مشاهده عيني تغيير جهت داد ولاديمير بختريف است.

اين فيزيولوژيست، عصب‌شناس و روانپزشك روسي، گرچه كمتر از پاولف شناخته شده است، در تعدادي از زمينه‌هاي پژوهشي پيشگام بود. او يك افراط‌گراي سياسي بود كه سزار و حكومت روسيه را آشكارا به باد انتقاد مي‌گرفت. او زنان و يهوديان را به عنوان دانشجو يا همكار مي‌پذيرفت، درحالي كه در آن زمان آنان را از دانشگاه‌ها اخراج مي‌كردند.

بختريف درجه دكتري خود را در سال 1881 از آكادمي پزشكي نظامي سنت پيترزبورگ دريافت كرد. در لايپزيك با وونت و در برلين و پاريس تحصيل كرد و براي گرفتن كرسي بيماري‌هاي رواني در دانشگاه كازان به روسيه بازگشت. در سال 1893 كرسي بيماري‌هاي اعصاب و روان را در آكادمي پزشكي نظامي پذيرفت و در آنجا يك بيمارستان رواني را نيز سازمان داد. در 1907 مؤسسه روان ـ عصب شناختي را بنا نهاد كه اكنون به نام او ده است و برنامه پژوهشي عصب شناختي را شروع كرد.

پس از آنكه پاولف در مروري بر يكي از كتاب‌هاي بختريف آن را به‌طور منفي ارزيابي كرد، آن دو با يكديگر دشمن شدند. «دشمني بين بختريف و پاولف به اندازه‌اي شديد بود كه در خيابان به يكديگر اهانت مي‌كردند. اگر در يك كنگره تصادفاً به هم بر مي‌خوردند برآشفته مي‌شدند و با يكديگر به نزاع و ستيزه مي‌پرداختند. با جبهه‌گيري و كنايه زدن به يكديگر به‌طور مداوم براي نشان دادن خطاها و نقاط‌ضعف يكديگر تلاش مي‌كردند.

همين كه يكي از شاگردان بختريف مطلبي را منتشر مي‌كرد پاولف با آن به مقابله برمي‌خاست ـ كه عملاً مانند يك بازتاب شرطي در پي‌ آمد (جانگرن، 1990، ص. 60).

در 1927 يعني ده سال پس از انقلاب بلشويكي كه به سرنگوني حكومت سزار منتهي شد، بختريف به مسكو احضار شد و از او درخواست گرديد كه ژوزف استالين ديكتاتور شوروي را كه گفته مي‌شد به افسردگي دچار شده بود درمان كند. بختريف به استالين گفت كه از پارانوياي شديد رنج مي‌برد. بعدازظهر همان روز بختريف به‌طور مشكوك درگذشت.

براي تعيين علت مرگ اجازه كالبدشكافي داده نشد و جسد او را سوزاندند. چنين تصور شده است كه استالين دستور داده بود بختريف را مسموم كنند تا بدين‌وسيله از او به خاطر اين تشخيص انتقام بگيرد. بعدها استالين نشر آثار بختريف را ممنوع اعلام كرد و دستور داد پسرش را تيرباران كنند (جانگرن، 1990).


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت 7:5 PM  توسط م.ک.  |