تبليغاتX
مثبت من - هنري موري (1988ـ1893)

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 



درحالي كه نظريه شخصيتي آلپورت با طرد كامل نظر فرويد همراه بود، نظام شخصيت‌شناسي موري بر پايه نظريه فرويد ساخته شده است. موري هم مانند آلپورت مطالعه شخصيت را در يك موقعيت دانشگاهي انجام داد نه در يك موقعيت باليني. هرچند خود او تحت روانكاوي قرار گرفت (و گفت كه حوصله روانكاوش سرآمد)، آن را براي درمان بيماران به كار نبست، زيرا ترجيح مي‌داد كه شخصيت انسان را از طريق مطالعه گسترده افراد بهنجار در دانشگاه هاروارد بررسي كند.

او عقيده داشت كه روانكاوي تنها رويكرد به روانشناسي است كه با پيچيدگي‌هاي رفتار آدمي سر و كار دارد و اصرار داشت كه در برنامه استاندارد روانشناسي تدريس شود (تريپلت، 1992).

زندگي موري

دوره كودكي موري با طرد شدن از سوي مادر، كه به نظر وي به درگيري با افسردگي تمام عمر منجر شد، حساسيت غيرمعمول نسبت به درد و رنج ديگران و گونه‌اي از جبران نارسايي به شيوه آدلري براي دو نقص بدني (لكنت زبان و ناتواني در ورزش) مشخص شده است.

پس از فارغ‌التحصيل شدن از دانشكده پزشكي دانشگاه كلمبيا، دوره كارورزي جراحي را تمام كرد و سپس از دانشگاه كمبريج انگلستان در رشته بيوشيمي درجه دكتري گرفت، كه مطمئناً يكي از راه‌هاي پيراموني ورود به حرفه روانشناسي است. به شكرانه ثروت سرشاري كه به ارث برده بود و ازدواج با دختري از وارثان ثروت دوپان، اوقات فراغت فراواني را در جهت علايق گوناگونش مي‌گذراند.

موري در دانشگاه فقط يك درس روانشناسي انتخاب كرده بود و گزارش مي‌كند كه در دومين جلسه سخنراني درس استاد در جست‌وجوي نزديكترين در خروجي بود تا از كلاس فرار كند (استاد درس هوگو مونستربرگ بود). دومين واحد درس روانشناسي كه در دانشگاه گذراند مطلبي بود كه سال‌ها بعد آن را تدريس كرد.

او به دليل يك بحران شخصي به روانشناسي روي آورد: عاشق زن جوان متأهلي به نام كريستيانا مورگان شد. درعين‌حال نمي‌خواست همسرش را ترك كند. موري به اصرار مورگان براي مشورت با كارل يونگ به زوريخ رفت.

در آن هنگام، يونگ نيز با زن جواني روابط عاشقانه داشت و درحالي كه با همسر و خانواده‌اش زندگي مي‌كرد به اين رابطه نيز آشكارا ادامه مي‌داد. يونگ به موري توصيه كرد كه او نيز چنين كند و موري به مدت 40 سال چنين كرد.

بدين‌ترتيب يونگ نه تنها تضاد شخصي موري را حل كرد، بلكه همچنين او را به سوي حرفه‌اي در روانشناسي سوق داد. يونگ به وي نشان داد كه روانشناسي به ويژه مطالعه ناهشياري ـ مي‌تواند براي مشكلات زندگي پاسخ‌هايي فراهم كند.

موري در 1927 به كلينيك رواني جديد هاروارد كه به‌طور اخص براي مطالعه شخصيت تشكيل شده بود پيوست. او تا پايان زندگي حرفه‌اي خود، به جز سال‌هاي 1945ـ1941 در جنگ جهاني دوم كه براي اداره خدمات استراتژيكي (طلايه‌دار سازمان CIA) يك برنامه سنجش تأسيس كرد، هاروارد باقي ماند.

برنامه مذكور كه در آن داوطلبان در موقعيت‌هاي فشارانگيز زندگي واقعي مورد مشاهده قرار مي‌گرفتند، به صورت رويكرد مركز سنجش براي گزينش كاركنان اجرايي درآمد كه اكنون در تجارب و كارهاي دولتي به صورت گسترده مورد استفاده قرار مي‌گيرد.


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 7:19 PM  توسط م.ک.  |