رابرت وودورث به همان روش آنجل و كار بهطور رسمي به مكتب كاركرد گرا تعلق نداشت. او محدوديتهايي را كه عضويت در هر مكتب فكري تحميل ميكرد دوست نداشت. با وجود اين، بيشتر مطالبي كه وودورث درباره روانشناسي نوشت روح كاركردگراي مكتب شيكاگو را داشت. او به اين كار ادامه داد تا عنصر جديد مهمي را بر آن بيفزايد.
وودورث به عنوان يك پژوهشگر، معلم محبوب، نويسنده و ويراستار، براي بيش از 70 سال در روانشناسي فعال بود. پس از دريافت درجه كارشناسي از كالج آمهرست در ماساچوست به تدريس علوم در دبيرستان و سپس رياضيات در يك كالج كوچك پرداخت. گزارش ميكند كه دو تجربه در اين مدت زندگي او را تغيير دادند. اول آنكه، مستمع سخنراني استانلي هال روانشناس برجسته دوم و دوم آنكه، كتاب اصول روانشناسي ويليام جيمز را خواند. آنگاه دانست كه بايد روانشناس بشود.
در دانشگاه هاروارد ثبتنام كرد و از آنجا درجه كارشناسي ارشد گرفت و در 1899 درجه دكتري (PhD) را از دست كتل در كلمبيا دريافت كرد. وودورث 3 سال در بيمارستانهاي شهر نيويورك فيزيولوژي تدريس كرد، سال ديگر را به كار با چارلز اسكات شرينگتن فيزيولوژيست در انگلستان گذراند. در 1903 به كلمبيا برگشت و تا اولين بازنشستگياش در 1945 در آنجا ماند. به هرحال، آنچنان محبوبيت داشت كه به سخنراني در كلاسهاي درس پر جمعيت تا 1958 ادامه داد، در آن سال در سن 89 سالگي براي بار دوم از كلمبيا بازنشسته شد.
گاردنر مرفي دانشجوي قبلي وودورث او را به عنوان بهترين مدرسي كه در درس روانشناسي داشته است به ياد ميآورد. مرفي وودورث را اينگونه توصيف كرد «با لباس كهنه از چمدان درآمده بدون اتو و با كفشهاي نظامي وارد كلاس ميشد». به طرف تختهسياه ميرفت و «سخن بيمانندي در مورد بينش يا هوا و هوس بر زبان ميآورد كه در دفترچههايمان ثبت ميكرديم تا دهها سال پس از آن به خاطر داشته باشيم» (مرفي، 1963، ص. 132).
وودورث ديدگاه خود را در مورد روانشناسي در تعدادي مقاله در مجلات و در دو كتاب روانشناسي پويا (1918) و پوياييشناسي رفتار (1985) تشريح كرد. او يك متن درسي مقدماتي، با عنوان، روانشناسي، نوشت كه در 1921 منتشر شد و تا سال 1947 با پنج ويرايش به چاپ رسيد و گفته ميشود براي مدت 25 سال بيش از هر كتاب درسي روانشناسي ديگر فروش داشته است. كتاب روانشناسي آزمايشي او (1954ـ1938) نيز يك اثر كلاسيك شد. وودورث در 1956 به خاطر «خدمات بيهمتايش در شكل دادن به سرنوشت روانشناسي علمي» به عنوان «ادغامكننده و سازماندهنده دانش روانشناسي» اولين جايزه نشان طلايي بنياد روانشناسي آمريكا را دريافت كرد.
