تبليغاتX
مثبت من - كارن هورناي (1952ـ1885)

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"



هورناي، طرفدار اوليه حقوق زن، به عنوان پيرو فرويد در برلين تعليم ديد. وي كارهايش را به عنوان بسط‌دهنده نظام فرويد و نه مخالف با او توصيف مي‌كند.

زندگي هورناي

هورناي در هامبورگ آلمان متولد شد. پدرش ناخداي كشتي و مردي مذهبي و كج‌خلق بود. او از مادرش كه زني روشنفكر و سرزنده بود چندين سال مسن‌تر بود. مادرش اين موضوع را نزد كارن فاش ساخته بود كه آرزوي مرگ شوهرش را دارد، زيرا از ترس اينكه مبادا بي‌شوهر بماند با وي ازدواج كرده بود (سايرز، 1991).

كودكي هورناي اصلاً تعريفي نداشت. مادرش او را طرد مي‌كرد و برادر بزرگترش را (كه كارن به پسر بودن او حسادت مي‌كرد) بيشتر دوست مي‌داشت و پدرش قيافه و هوش را پيوسته تحقير مي‌كرد و در او احساس حقارت، بي‌ارزشي و خصومت به وجود مي‌آورد. اين فقدان محبت پدر ـ مادري چيزي را كه بعدها «اضطراب اساسي» ناميد در او پرورش داد و اين نمونه ديگري از نفوذ تجارب شخصي نظريه‌پرداز بر ديدگاهش درباره شخصيت را نشان مي‌دهد.

با آغاز 14 سالگي، هورناي چند بار عاشق شدن را، به عنوان بخشي از تلاش سيري‌ناپذير و فزاينده‌اش براي جست‌وجوي عشق و پذيرشي كه نتوانسته بود در خانواده پيدا كند، تجربه كرد. او نشر روزنامه‌اي را آغاز كرد كه آن را «سازمان بكر براي آبر باكره‌ها» مي‌ناميد و بارها در خيابان‌ها همراه با روسپيان راهپيمايي مي‌كرد. او در يادداشت‌هاي شخصي‌اش نوشت «هيچ نوع هرزگي وجود ندارد كه من آن را تا انتها تجربه نكرده باشم» (هورناي، 1980، ص. 64).

برخلاف مخالفت پدر، هورناي وارد دانشكده پزشكي دانشگاه برلين شد و درجه دكتري پزشكي خود را در 1913 دريافت كرد. او ازدواج كرد، داراي سه دختر شد و يك دوره طولاني آشفتگي هيجاني را پشت سر گذاشت. او به شدت ناخشنود و افسرده بود، از درد معده رنج مي‌برد، در روابط جنسي با همسرش دچار مشكل بود و درگير چند ماجراي عشقي بود. او در 1927 از همسرش جدا شد و تا پايان عمر به جست‌وجوي بي‌قرار خود براي پذيرفته شدن ادامه داد.

طولاني‌ترين و گرم‌ترين رابطه عشقي‌اش با اريك فروم روانكاو (1980ـ1900) بود، وقتي كه اين رابطه به پايان رسيد او درهم شكست. براي درمان افسردگي و مشكلات جنسي‌اش تحت روانكاوي قرار گرفت و روانكاو فرويدي‌اش به او گفت كه تلاش وي براي عشق و ميل شديدش به مردان نيرومند، از تمايلات اديپي دوران كودكي او نسبت به پدر مقتدرش ناشي شده است (سايرز، 1991). از 1914 تا 1918 در انستيتوي روانكاوي برلين به تحصيل در روانكاوي سنتي پرداخت.

طبابت خصوصي را در 1919 آغاز كرد و به عضويت هيأت علمي انستيتو درآمد. مقاله‌هاي زيادي درباره مسايل شخصيتي زنان نوشت كه در آنها با برخي از مفاهيم فرويدي مخالفت كرد. در 1932 به عنوان مدير وابسته انستيتوي روانكاوي شيكاگو به ايالات متحد آمريكا رفت. او ضمن اشتغال به طبابت خصوصي، در انستيتوي روانكاوي نيويورك به تدريس پرداخت، اما نارضايي فزاينده درباره نظريه سنتي فرويدي او را بر آن داشت تا از اين گروه جدا شود. انستيتوي روانكاوي آمريكا را تأسيس كرد و تا هنگام مرگ در رياست آن باقي ماند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 11:30 PM  توسط م.ک.  |