شما چقدر به نقاشیهای بامعنا و بیمعنای فرزندتان علاقه نشان میدهید؟ هیچ میدانید پشت همین خطخطیهای درهم و لابهلای همین تصاویر ساده، دنیایی از رمز و راز نهفته است؟ با دکتر سیما فردوسی، روانشناس بالینی، درباره همین رمز و رازهای پیدا و پنهان و همان خطخطیهای درهم و برهم به گفتگو نشستهایم.
خانم دکتر، چرا بچهها دوست دارند نقاشی بکشند؟ این علاقه، ریشهاش کجا است؟
ببینید، کودک در یک سنی متوجه میشود که با کشیدن قلم روی یک کاغذ میتواند از خودش اثری به جا بگذارد و از همین مرحله، اولین ترسیمهای کودکان یعنی همان خطخطیهای اولیه آغاز میشود. در اینجا کودک بدون آنکه بخواهد تصویر واقعی اشیا را بکشد، خطخطی میکند و این خطخطیها برای او به منزله نوعی بازی است. وقتی از یک کودک 2 ساله میخواهیم یک گلدان را نقاشی کند برایمان خطخطی میکند و میگوید این گلدان است. این کودک از تأثیر ماندگاری که با قلم روی کاغذ یا دیوار میگذارد لذت میبرد.
اما بچههای بزرگتر هم نقاشی را دوست دارند. منظورم بچههایی هستند که از این مرحله خطخطی گذشتهاند. آنها هم به نقاشی علاقه دارند. اینطور نیست؟
بله، همینطور است. کودک، بعد از آن مرحله خطخطی، به مرحلهای میرسد که میخواهد شکل یک چیز مشخص را بکشد؛ یعنی چیزی را که میبیند و تصور میکند که درست است، نقاشی میکند. بهطور مثال بیشتر بچهها حوض و استخر را با ماهی قرمز میکشند یا درخت را با ریشهاش نقاشی میکنند. البته همه بچهها نقاشی را با دایره شروع میکنند و این دایره نمادی است از صورت آدمها؛ دایرههایی که به مرور زمان چشم، ابرو، بینی، دهان و گوشها هم به آنها اضافه میشوند. در مرحله بعدی، بچهها شروع میکنند به آدم کشیدن. البته آدمهایی نمادین و غیر واقعی.
بین نقاشی بچهها و ضریب هوشیشان ارتباطی وجود دارد؟
بله؛ بچهها هرچه باهوشتر باشند، نقاشیهایشان بیشتر با واقعیت تطبیق میکند و این بچهها معمولاً سریعتر و خودبهخودیتر یاد میگیرند. مثلاً بچهای که در نقاشیهایش لباس و کیف و کفش میکشد، به مراتب باهوشتر از کودکی است که فقط یک نقاشی ساده دارد. حتی تستهای هوش مرتبط با نقاشی کودکان هم وجود دارد، مثل آزمون آدمک.
از روی نقاشیهای بچهها، آیا میشود میزان رضایت آنها از پدر و مادرشان را تخمین زد؟
تا حدودی، بله. مثلاً اگر بچهای توی نقاشیهایش همیشه یکی از اعضای خانواده را از قلم بیندازد و شکلش را نکشد، این میتواند نشانه حضور کم رنگ یا عدم حضور آن فرد در خانواده باشد. البته در نقاشیها جایگاه و محل کشیده شدن خود کودک هم حایز اهمیت است. کودکانی که درنقاشیهایشان خود را کنار پدر و مادر میکشند معمولاً احساس نزدیکی بیشتری با والدین خودشان دارند و هر چهقدر این فاصله بیشتر باشد، نشانه تنهایی و دوری بیشتر کودک از والدینش است. اگر کودکی خود را به مراتب دورتر از خواهر یا برادرش به والدین بکشد، علامت این است که او خواهر یا برادرش را به آنها نزدیکتر میداند.
از اصول تفسیر نقاشی کودکان بیشتر برایمان بگویید، لطفا.
یکی دو تا نیست البته؛ اما به هرحال، چیزی که کودک در نقاشیهای آزادش میکشد اهمیت زیادی دارد. مثلاً تصویر یک فرد با دهان باز میتواند نشانه فریاد کشیدن در نقاشی باشد. خطوط موجدار معمولاً گویای اضطراب کودک است. نقاشیهای مینیاتوری از ضعف اعتماد به نفس کودک حکایت میکند و نقاشیهای خیلی بزرگ حاکی از نیاز کودک به توجه بیشتر است. وقتی کودکی در حاشیه صفحه نقاشی میکشد، این میتواند نشانه وابستگی او به والدینش باشد و زمانی که نقاشیهایش را درست در وسط صفحه میکشد، به گونهای که وسط صفحه پر است و اطراف صفحه خالی، این از خودمحوری کودک حکایت میکند.
بعضی بچهها اصلاً اهل نقاشی نیستند. آیا این مسأله میتواند زنگ خطری برای پدر و مادرها باشد؟
چنین بچههایی واقعاً انگشتشمارند و تعدادشان قابل توجه نیست اما لازم است والدین، نقاشی را در کودکان خود شکوفا کنند و آنها را تشویق کنند. باید به شرایط کودک توجه کرد. بچههایی که به مهد میروند بهطور حتم نقاشی میکشند اما اگر در همین نقاشی، کودک مورد تمسخر دیگران قرار بگیرد قطعاً از نقاشی دلزده میشود. بنابراین باید علت این بيعلاقگی را ریشهیابی کرد چون نقاشی، وسیلهای برای بروز خلاقیت کودکان است.
خود شما با نقاشیهایی که بچههایتان در دوران کودکی میکشیدند، چطور برخورد میکردید؟
من سعی میکردم آنها را در نقاشی کشیدن، آزاد بگذارم تا خلاقیتشان را بروز بدهند. همیشه به نقاشیهایشان توجه میکردم و حتی خیلی از آنها را قاب میکردم و میزدم به دیوار اتاق.
خانم دکتر، چرا بچهها دوست دارند نقاشی بکشند؟ این علاقه، ریشهاش کجا است؟
ببینید، کودک در یک سنی متوجه میشود که با کشیدن قلم روی یک کاغذ میتواند از خودش اثری به جا بگذارد و از همین مرحله، اولین ترسیمهای کودکان یعنی همان خطخطیهای اولیه آغاز میشود. در اینجا کودک بدون آنکه بخواهد تصویر واقعی اشیا را بکشد، خطخطی میکند و این خطخطیها برای او به منزله نوعی بازی است. وقتی از یک کودک 2 ساله میخواهیم یک گلدان را نقاشی کند برایمان خطخطی میکند و میگوید این گلدان است. این کودک از تأثیر ماندگاری که با قلم روی کاغذ یا دیوار میگذارد لذت میبرد.
اما بچههای بزرگتر هم نقاشی را دوست دارند. منظورم بچههایی هستند که از این مرحله خطخطی گذشتهاند. آنها هم به نقاشی علاقه دارند. اینطور نیست؟
بله، همینطور است. کودک، بعد از آن مرحله خطخطی، به مرحلهای میرسد که میخواهد شکل یک چیز مشخص را بکشد؛ یعنی چیزی را که میبیند و تصور میکند که درست است، نقاشی میکند. بهطور مثال بیشتر بچهها حوض و استخر را با ماهی قرمز میکشند یا درخت را با ریشهاش نقاشی میکنند. البته همه بچهها نقاشی را با دایره شروع میکنند و این دایره نمادی است از صورت آدمها؛ دایرههایی که به مرور زمان چشم، ابرو، بینی، دهان و گوشها هم به آنها اضافه میشوند. در مرحله بعدی، بچهها شروع میکنند به آدم کشیدن. البته آدمهایی نمادین و غیر واقعی.
بین نقاشی بچهها و ضریب هوشیشان ارتباطی وجود دارد؟
بله؛ بچهها هرچه باهوشتر باشند، نقاشیهایشان بیشتر با واقعیت تطبیق میکند و این بچهها معمولاً سریعتر و خودبهخودیتر یاد میگیرند. مثلاً بچهای که در نقاشیهایش لباس و کیف و کفش میکشد، به مراتب باهوشتر از کودکی است که فقط یک نقاشی ساده دارد. حتی تستهای هوش مرتبط با نقاشی کودکان هم وجود دارد، مثل آزمون آدمک.
از روی نقاشیهای بچهها، آیا میشود میزان رضایت آنها از پدر و مادرشان را تخمین زد؟
تا حدودی، بله. مثلاً اگر بچهای توی نقاشیهایش همیشه یکی از اعضای خانواده را از قلم بیندازد و شکلش را نکشد، این میتواند نشانه حضور کم رنگ یا عدم حضور آن فرد در خانواده باشد. البته در نقاشیها جایگاه و محل کشیده شدن خود کودک هم حایز اهمیت است. کودکانی که درنقاشیهایشان خود را کنار پدر و مادر میکشند معمولاً احساس نزدیکی بیشتری با والدین خودشان دارند و هر چهقدر این فاصله بیشتر باشد، نشانه تنهایی و دوری بیشتر کودک از والدینش است. اگر کودکی خود را به مراتب دورتر از خواهر یا برادرش به والدین بکشد، علامت این است که او خواهر یا برادرش را به آنها نزدیکتر میداند.
از اصول تفسیر نقاشی کودکان بیشتر برایمان بگویید، لطفا.
یکی دو تا نیست البته؛ اما به هرحال، چیزی که کودک در نقاشیهای آزادش میکشد اهمیت زیادی دارد. مثلاً تصویر یک فرد با دهان باز میتواند نشانه فریاد کشیدن در نقاشی باشد. خطوط موجدار معمولاً گویای اضطراب کودک است. نقاشیهای مینیاتوری از ضعف اعتماد به نفس کودک حکایت میکند و نقاشیهای خیلی بزرگ حاکی از نیاز کودک به توجه بیشتر است. وقتی کودکی در حاشیه صفحه نقاشی میکشد، این میتواند نشانه وابستگی او به والدینش باشد و زمانی که نقاشیهایش را درست در وسط صفحه میکشد، به گونهای که وسط صفحه پر است و اطراف صفحه خالی، این از خودمحوری کودک حکایت میکند.
بعضی بچهها اصلاً اهل نقاشی نیستند. آیا این مسأله میتواند زنگ خطری برای پدر و مادرها باشد؟
چنین بچههایی واقعاً انگشتشمارند و تعدادشان قابل توجه نیست اما لازم است والدین، نقاشی را در کودکان خود شکوفا کنند و آنها را تشویق کنند. باید به شرایط کودک توجه کرد. بچههایی که به مهد میروند بهطور حتم نقاشی میکشند اما اگر در همین نقاشی، کودک مورد تمسخر دیگران قرار بگیرد قطعاً از نقاشی دلزده میشود. بنابراین باید علت این بيعلاقگی را ریشهیابی کرد چون نقاشی، وسیلهای برای بروز خلاقیت کودکان است.
خود شما با نقاشیهایی که بچههایتان در دوران کودکی میکشیدند، چطور برخورد میکردید؟
من سعی میکردم آنها را در نقاشی کشیدن، آزاد بگذارم تا خلاقیتشان را بروز بدهند. همیشه به نقاشیهایشان توجه میکردم و حتی خیلی از آنها را قاب میکردم و میزدم به دیوار اتاق.