تبليغاتX
مثبت من - عشق

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"


   

بسیاری از ما نه تنها خودمان عاشق نمی شویم وکسی را از ته دل دوست نمی داریم بلکه توانایی پذیرش دوستی دیگران را هم نداریم یعنی نمی توانیم به دیگران اجازه دهیم که ما را دوست بدارند ریشه این مشکل به نظر من در چند عامل نهفته است :

 

1)نگرش ما به عشق منفی است وآن را دریچه ای برای بی بند وباری می پنداریم خصوصا برای بسیاری از ما عشق برادرانه تعریف نشده است .در مورد عشق برادرانه به کتاب هنر عشق ورزیدن مراجعه کنید.

 

2) دلیل دیگراین امر ناتوانی ما برای دوست داشتن است .به قول اریک فروم در کتاب هنر عشق ورزیدن بیشتر ما خیال می کنیم که دوست داشتن را بلدیم وفقط مشکلمان یافتن کسی است که او را دوست داشته باشیم غافل از این که چنین کسی را وقتی خواهیم یافت که دوست داشتن را یاد گرفته باشیم.

 

3)برای اکثر ما به قول اریک فروم عشق مخلوطی از مردم پسندی وجاذبه جنسی است ما اساسا به عشق از دریچه جاذبه جنسی نگاه می کنیم .بسیاری از مردان ما قادر نیستند زنی را دوست داشته باشند بدون آن که درباره اش تخیلات جنسی در سر بپرورانند .اساسا تخیلات جنسی به قول یونگ در کتاب روانشناسی تعلیم وتربیت ناشی از عدم رشد مادینه جان در درون مرد است وقتی مادینه جان ناقص مانده واز رشد بازمانده است تنها جاذبه ای که می تواند مرد را به سمت جنس مخالف سوق دهد جاذبه جنسی است در حالی که در صورتی که مادینه جان رشد کرده باشد مرد تماما خواستار یک معشوقه خواهد بود واورا نه فقط برای رابطه جنسی بلکه بیشتر برای رابطه عاطفی دوست خواهد داشت.وبرای کامل شدن خویش او را می طلبد.

 

4)اکثر ما مثلث عشق را نمی پذیریم چون هنوز در مرحله کودکی باقی مانده ایم .مثلث عشق به قول اریک فروم در کتاب هنر عشق ورزیدن شامل سه ضلع است: تعهد،صمیمیت ،مسئولیت بسیار یاز ما چون نمی توانیم تعهد ومسئولیت را برخود بپذیریم ونمی توانیم انسان مسئولی باشیم از پذیرش صمیمیت نیز فرار می کنیم.چرا نمی توانیم مسئول باشیم؟ 1)چون هنوز رشد نکرده ایم .یکی از خصوصیات انسان رشد کرده توانایی پذیرش مسئولیت کارهای خویشتن است  2)چون برخی از ما هر مسئولیتی را هم چون باری اضافی بر دوش خود می بینیم واز آن طفره می رویم.این گروه از ما را کارن هورنای در کتاب عصبیت ورشد آدمی انسان های عزلت طلب نامیده است .اینان برای آن که از اضطراب ناشی از تضادهای درونی در امان باشند دوست دارند از همه چیز کناره گیری کنند .یکی از خصوصیات جانبی عزلت طلب ها این است که هر گونه مسئولیتی را یک بار اضافی می دانند ونمی توانند ان را بره راحتی قبول کرده وانجام دهند .

 

5)خودکم بینی عصبی نیز دلیل دیگری برای نا پذیرا بودن در برابر تجربه عشق است بسیاری از مردم خود را کمتر از آن می دانند که کسی به آن ها عشق بورزد واز این رو از عشق ورزی دیگران در حق خود نه تنها خوشحال نمی شوند بلکه فکر می کنند حتما کاسه ای زیر نیم کاسه هست وحتما این شخص که عاشق آن ها شده اشکالی یا سوءقصدی دارد.مراجعه کنید به شرح هورنای از خصوصیات انسان عصبی برتری طلب ومهر طلب در کتاب عصبیت ورشد آدمی.

 

حال می رسیم به این سوال که اصلا چه کسی گفته ناپذیرا بودن در برابر عشق بد است؟

ناپذیرا بودن در برابر عشق ممکن است نشانه بیماری روانی (روان نژندی)باشد مانند وقتی که منشا آن دلیل 5 باشد ولی در حالت کلی لااقل می توان گفت که با سلامتی وکمال روانی ناسازگار است .

 

1)گوردون آلپورت می گوید یکی از  خصوصیت  های انسان کامل این است که می تواند با دیگران ارتباط صمیمانه داشته باشد ارتباط صمیمانه شامل دوست داشتن یا دلسوز بودن یا هردو می باشد .

 

2)کارل راجرز اعتقاد داشت از خصوصیات انسان کامل آمادگی کسب تجربه (های جدید ) است .کسی که آمادگی کسب تجربه عشق را ندارد به عقیده راجرز کامل نیست .

 

3)بی عشقی با تصویری که فروم از شخصیت کامل به دست می دهد تناقض دارد فروم ریشه داشتن را از خصوصیات انسان های کامل می داند. می گوید:"مطلوب ترین را برای گسستن از بستگی های نخستین با طبیعت ایجاد حس برادری به هنوعان است.احساس ارتباط وعشق وتوجه ومشارکت در جامعه .این حس هم بستگی نیاز ریشه داشتن ،ارتباط ووابستگی به جهان را ارضا می کند."

 

4)نوعدوستی وروابط متقابل با دیگران از خصوصیاتی هستند که به نظر آبراهام مازلو در انسان های کامل دیده می شوند وهردو با ناپذیرا بودن در برابر عشق ناسازگارند.

5)به ویژه ناپذیرا بودن در برابر عشق با گسترش مرزهای من (=توانایی یگانه شدن با دیگران ) که از خصوصیات انسان کامل از دیدگاه پرلز می باشد نا سازگار است.

برای درک بیشتر ناسازگاری ناپذیرا بودن در برابر عشق با کمال روانی که مختصری از آن در بالا آمد به کتاب روان شناسی کمال نوشته دوان شولتز مراجعه کنید.

 

 

راهنمای مراجع:

مراجع براساس ترتیب وشکل زیر آمده اند:

 

نام کتاب ، نام نویسنده ،نام مترجم ،نام انتشارات

 

مراجع:

1-هنر عشق ورزیدن،اریک فروم،پوری سلطانی،مروارید

2-عصبیت ورشد آدمی،کارن هورنای،محمد جعفر مصفا،بهجت

3-روان شناسی کمال ،دوان شولتز،گیتی خوشدل ،پیکان

4-روان شناسی وتعلیم وتربیت ،کارل گوستاو یونگ ،علی محمد برادران رفیعی ،جامی

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 10:6 PM  توسط م.ک.  |