به نظر من دو نگرش روانشناختي نسبت به دنيا ممكن است :تلخ نگر وشيرين نگر
افراد تلخ نگر:
الف)افراد تلخ نگر نسبت به دنيا بينشي دارند كه عقيده هاي زير از آن ناشي مي شود:
1)اين افراد دنيا را محل رنج وسختي مي بينند .
2)اين افراد زندگي را به منزله يك نبرد مي بينند كه اگر در آن موفق نشوند به دره ناچيزي وعذاب سقوط مي كنند.
3)اين افراد مداوما در پي اينند كه خود را براي يك ضربه محكم در زندگي –شايد يك حادثه بد يا يك آزمايش سخت –آماده كنند وهمواره نگرانند كه وضعشان بدتر از اكنون شود.
4)اين افراد در زندگي جايي براي لذت ،تفريح ،عشق بازي وكودك بودن نمي بينند .
5)اين افراد خداوند را بيشتر سريع العقاب وشديدالحساب و با المرصاد ومتين الكيد و... مي دانند تا رحيم وغفور و...
6)روزگار را روباه مكار ومار خوش خط وخال ولي سمي مي دانند وگاهي اين تفكر را به قدرت هاي سياسي نيز تسري مي دهند مثلا همواره فكر مي كنند دولتمردان افرادي جبار ومكار وستمگر هستند .
7)بيشتر به جبر معتقدند تا به اختيار،آن هم جبر منفي .اگر از ايشان بپرسيد جبر يعني چه با زبان حالشان مي گويند :جبر يعني آنچه نمي خواهي بر سرت بيايد ونتواني آن را از خودت براني .(ممكن است اين تعريف به نظرتان درست بيايد ولي بار رواني منفي آن را ناديده نگيريد براي فهم منظورم مراجعه كنيد به بند 7 از فلسفه شيرين نگر)
ب)احساس مي كنم حالات رواني خاصي در افراد تلخ نگر وجود دارد( البته اين را حدس مي زنم وادعاي قاطع درباره اين امر منوط به بررسي گسترده تجربي است كه از توان من خارج است)
حالات رواني :
1)هر گونه احساس حاكي از لطافت وبه ويژه احساسي كه يادآور احساسات كودكي باشد يا احساسات كودكانه را در خود سركوب مي كنند.گويي زود بزرگ شده اند وبه سختي با كودكي خود وداع كرده اند .
2)افراد قدرتمند كه تحمل مي كنند ودم بر نمي آورند وهيچ گاه به كام دلشان نمي رسند را مي ستايند.واز احساس ضعف بيزارند.
3)تند مزاجند وزود رنج، دير انسان ها را مي بخشند وزود از آنها دلگير مي شوند.
4) نوعي احساس نارضايي ودلگيري از روزگار ودنيا دارند واين احساس گاهي به حالت طلبكاري از دنيا وديگران منجر مي گردد.
5) به دليل نگرش بدبينانه نسبت به دنيا نسبت به انسان ها نيز بدبين اند واز اين رو دير جوشند ودوستان واقعي كمي دارند. نسبت به ذات انسان نيز بدبينند.
6)از كودكي خود بيشتر خاطرات تلخ را به ياد دارند .
7) نسبت به دوستان ،زير دستان وفرزندان خويش سخت گيرند .به دو دليل يكي اينكه خوي آنها سخت گير است ودوم اينكه با خود فكر مي كنند كه فرزندانشان مي بايست براي زندگي در اين دنياي مكار وسخت گير آماده باشند.
افراد شيرين نگر :
الف)اين افراد كه به نظر مي رسد زندگي بيشتر با آنها يار است وتجربيات شيرين تري داشته اند . عقيده هاي زير را دارند:
1)دنيا را محل لذت وفرصت مغتنم مي دانند هر چند عقيده ندارند كه دنيا جاي راحتي وتن آساني است ولي بيشتر به لذت پس از رنج توجه دارند تا رنج پيش از لذت .
2)همان طور كه فلورانس اسكاول شين در ابتداي كتاب "بازي زندگي وراه اين بازي " مي گويد ،اين افراد دنيا را يك بازي مي دانند كه البته بايد راه آن را فراگرفت ولي آن را سهل مي گيرند ودر مواجهه با آن احساس راحتي مي كنند.
3)به آينده خوش بين هستند ومنتظرند تا روزگار فرصت هاي بهتري را در اختيار ايشان قرار دهد."لوئيز هي"در كتاب"سفر زندگي"به اين خصيصه اشاره كرده است.
4)در زندگي جايي براي لذت وتفريح وعشق وكودكي كردن وحتي بازي كردن باز مي كنند .
5)خداوند را بيشتر از آن كه جبار ومنتقم وشديد العقاب فرض كنند ،غفور ورحيم ورحمان وودود و... مي دانند. وبه :سبقت رحمتي غضبي "عميقا اعتقاد مي ورزند.
6)روزگار را مانند دستگاهي مي بينند كه اگر روش كار با آن را بداني موفق مي شوي كه آنچه مي خواهي در آن بيابي.
7)اگر به جبر معتقد باشند به جبر مثبت معتقدند يعني اگر از آنها بپرسيد كه جبر يعني چه خواهند گفت :يعني خدا آنچه كه به صلاح كسي است به زور برايش پيش آورد.يعني تاكيد بر به صلاح بودن ومحبت آميز بودن جباريت خدا دارند تا قهريت آن.
ب)حالات رواني :
1)اغلب احساسات حا كي از لطافت وبه ويژه احساسي كه يادآور احساسات كودكي باشد يا احساسات كودكانه را در خود مي پرورانند .
2)احساس ضعف را در خود مي پذيرند با ناتواني هاي خود كنار مي آيند.
3)چون انسان ها را همچون خودشان كودك مي بينند وخودشان نيز هنوز كودك وار هستند دير رنجند وزود مي بخشايند.
4)از روزگار رضايت دارند وخود را بدان بدهكار مي دانند.
5)به دليل نگرش خوش بينانه نسبت به دنيا به انسان ها نيز خوش بين اند وذات انسان را خوب مي دانند وزود جوش وخوش برخورد هستند .
6) از كودكي خود بيشتر خاطرات شيرين را به ياد دارند .
7) نسبت به دوستان ،زير دستان وفرزندان خويش سهل گيرند .
تبصره 1:جداي از اينكه عامل اين تفاوت در بينش انسان ها چيست مي توان گفت كه اگر انسان بتواند بينش خود را از تلخ نگر به شيرين نگر تغيير دهد زندگي راحت تري خواهد داشت .
تبصره2:نمي توان گفت كداميك از اين دو گروه به واقعيت نزديكترند .هر يك از افراد دو گروه خود را واقع بين تر مي داند .
.
تبصره3:عملا بسياري از ما آميخته اي از اين دو نوع بينش را داريم كه گاهي اولي وگاهي دومي (بسته به شرايط )بروز مي كند .
تبصره4:ازخصوصيات الف -3 وب-5 از خصوصيات افراد تلخ نگر دو خصوصيت يعني بدبيني نسبت به سرشت انسان و آمادگي براي ضربه هاي روحي را كارن هورناي در كتاب عصبيت ورشد آدمي از خصوصيات تيپ عصبي (نيوروتيك)برتري طلب منتقم مي داند .(م ك به عصبيت ورشد آدمي/كارن هورناي /محمد جعفر مصفا /بهجت –ص 180)
تبصره 5:بسياري از ما برخي از عقايد تيپ تلخ نگر را داريم وبا توجيه ها ومنطق تراشي ها وفلسفيدن ها سعي مي كنيم اين نگرش را توجيه كنيم . گاهي اعتقاد هاي ما صورت به ظاهر مستدل وتجربي به خود مي گيرند ولي بايد توجه كرد كه در اين گونه موارد ما در حال ديدن نيمه خالي ليوان هستيم وتنها به تجربيات تلخ ومنفي خود نظر داريم .
